یک گام تا سقوط پایتخت؛ روزی که ۷ ولایت بهدست طالبان افتاد
۲۳ اسد ۱۴۰۰ یک روز پیش از ورود طالبان به پایتخت، این گروه به پیشروی سریع خود در بخشهای مختلف کشور ادامه داد و مراکز هفت ولایت را به کنترول خود درآورد.
جنگجویان طالبان پنج سال قبل در چنین روزی وارد بلخ، فاریاب، پکتیا، پکتیکا، کنر، لغمان و دایکندی شدند.
مزارشریف
سقوط شهر مزارشریف مرکز ولایت بلخ در شمال افغانستان، از بزرگترین دستاوردهای نظامی و سیاسی طالبان در آن روز بود.
مزارشریف از شهرهای مهم افغانستان و یکی از مراکز اصلی فعالیتهای سیاسی، اقتصادی و نظامی در شمال کشور است.
مرکز بلخ از مهمترین پایگاههای مقاومت نیروهای حکومت پیشین، نیروهای خیزش مردمی و چهرههای سیاسی مطرح شمال در برابر طالبان به شمار میرفت. با این حال، مزارشریف در جریان آن روز به دست طالبان افتاد.
براساس گزارشها، نیروهای ارتش افغانستان ابتدا منطقه را ترک کردند و پس از آن نیروهای محلی و خیزشهای مردمی نیز مقاومت را کنار گذاشتند.
براساس این گزارشها، تمام تاسیسات مهم دولتی، از جمله دفتر والی بلخ، به کنترول طالبان درآمد.
همزمان گزارشهایی درباره تضعیف نیروهای فرماندهان و چهرههای سیاسی شناختهشده شمال، بهویژه عطامحمد نور و نیروهای عبدالرشید دوستم، و خروج آنان از منطقه منتشر شد.
اداره بازرس ویژه امریکا برای بازسازی افغانستان، سیگار، در گزارش خود نوشته بود که طالبان مزارشریف را بدون جنگ تصرف کرد و به این ترتیب روند تصرف شمال افغانستان را تکمیل کرد.
فاریاب و کنر
همزمان با سقوط بلخ در شمال، مرکز فاریاب نیز به دست طالبان افتاد. فاریاب از ولایتهایی بود که طالبان پیش از آن شماری از ولسوالیهایش را همراه با مناطق اطراف مرکز ولایت به کنترول خود درآورده بود.
با سقوط میمنه، حضور نظامی حکومت جمهوری در شمالغرب افغانستان بیش از پیش محدود شد.
در ۲۳ اسد، اسعدآباد، مرکز ولایت کنر در شرق افغانستان نیز به کنترول طالبان درآمد. سقوط اسعدآباد نشانه دیگری از ضعیفشدن خطوط دفاعی حکومت در شرق کشور بود.
طالبان روز شنبه ۲۳ اسد گفت که اسعدآباد، مرکز کنر، و ولسوالیهای اطراف آن از کنترول نیروهای دولتی خارج شده و جنگجویان این گروه بر شهر مسلط شدهاند.
تمام مقامها و مسئولان امنیتی از اسعدآباد خارج شده بودند و شهر به طالبان واگذار شده بود.
براساس گزارش اختصاصی افغانستان اینترنشنال، از ولسوالیهای اسمار و شیگل کنر گزارشهایی درباره درگیریهای کوچک منتشر میشد، اما مرکز ولایت بهطور کامل در کنترول طالبان قرار گرفته بود.
در ویدیوهایی که از این ولایت منتشر شد، شماری از مردم دیده میشدند که به موترهای ارتش ملی سنگ پرتاب میکردند.
انتشار این تصاویر در شبکههای اجتماعی واکنشهای گستردهای برانگیخت.
در همان روز، سخنگوی طالبان در صفحه اکس خود نوشت که این گروه مهترلام، مرکز ولایت لغمان را بهطور کامل تصرف کرده است.
سقوط مهترلام در حالی رخ داد که طالبان همچنان در مسیر پیشروی به سوی کابل قرار داشت.
پکتیکا، پکتیا و دایکندی نیز سقوط کردند
در جنوبشرق افغانستان، شرنه، مرکز پکتیکا، و گردیز، مرکز پکتیا، نیز در جریان همان روز سقوط کردند.
پیش از آن، شمار زیادی از ولسوالیهای پکتیا به دست طالبان افتاده بود و مرکز این ولایت، گردیز، چندین هفته زیر فشار قرار داشت.
شبکه تحلیلگران افغانستان در آن زمان گزارش داده بود که بسیاری از ولسوالیهای پکتیا به دست طالبان افتاده و جنگ تا مناطق اطراف گردیز رسیده است.
صبح ۲۳ اسد، گزارشهایی نیز از شرنه، مرکز پکتیکا، منتشر شد که نشان میداد بازار شهر به دست طالبان افتاده و مقامهای محلی از شهر خارج شدهاند.
به این ترتیب، ساختار دفاعی حکومت جمهوری در جنوبشرق افغانستان نیز به سرعت فروپاشید.
در مرکز افغانستان، نیلی، مرکز ولایت دایکندی، نیز به کنترول طالبان درآمد.
سقوط دایکندی محدوده جغرافیایی پیشروی سریع طالبان را بیش از پیش گسترش داد.
سقوط مراکز این هفت ولایت در ۲۳ اسد در حالی رخ داد که فقط یک روز پیش، در ۲۲ اسد، طالبان مراکز چند ولایت دیگر از جمله قندهار، هلمند، غور، بادغیس، لوگر و زابل را نیز تصرف کرده بود.
آن زمان رویترز گزارش داد که در ۲۳ اسد پلعلم، مرکز لوگر، نیز به دست طالبان افتاده بود.
تا ۲۳ اسد، طالبان کنترول بیشتر ولایتها و شهرهای مهم افغانستان را به دست گرفته بود و کابل عملا مهمترین شهر بزرگ باقیمانده زیر کنترول حکومت بود.
امریکا نیروهای بیشتری برای عملیات تخلیه به کابل فرستاد
در همان روز، جو بایدن، رئیسجمهور وقت امریکا، اجازه فرستادن نیروهای بیشتر به کابل را برای تامین امنیت عملیات خروج شهروندان امریکایی و همکاران افغان امریکا صادر کرد.
وخامت سریع وضعیت امنیتی افغانستان، امریکا و دیگر کشورهای غربی را وادار کرد برنامههای اضطراری خود را برای خارجکردن کارکنان سفارتها و همکاران افغان خود عملی کنند.
براساس گزارش سیگار، دولت امریکا در ۲۳ اسد تصمیم گرفت نیروهای بیشتری برای تنظیم عملیات تخلیه به کابل بفرستد.
تا پایان آن روز، مناطقی که به کنترول طالبان درآمده بود به اندازهای گسترش یافته بود که سقوط کابل به مسئله زمان تبدیل شده بود.
روز بعد، در ۲۴ اسد، جلالآباد، خوست، میدان وردک، بامیان، پروان، کاپیسا و مراکز دیگری نیز به دست طالبان افتاد و طالبان وارد کابل شد. از دست رفتن شهر مهم و راهبردی مزارشریف، سقوط ولایتهای جنوبشرقی مانند پکتیا و پکتیکا و از دست رفتن مراکز حکومتی در شرق و مرکز افغانستان، از مهمترین نشانههایی بود که روند پایان جمهوریت را سرعت بخشید.
در کوچههای کچلاغ، در شمال شهر کویته، روشنترین نشانه از زندگی گذشته هبتالله آخندزاده، صدای شنیدهشده او از محراب مسجد است. اما سالها بعد، همین صدا به یکی از بزرگترین پرسشها درباره هویت او بدل شده است.
مجید کاکر، از رهبران قومی کچلاغ که ۱۳ سال ملا هبتالله را از نزدیک میشناخته، میگوید صدای او را آنقدر شنیده که از حافظهاش پاک نمیشود. از همین رو، پیامهای صوتی ضبطشدهای که از سوی طالبان منتشر میشود، او را به این نتیجه رسانده که «این صدای اصلی ملا هبتالله نیست.»
کاکر به افغانستان اینترنشنال گفته است که میان صدای ضبطشده کنونی منسوب به هبتالله و صدایی که او از نزدیک میشنیده، تفاوت زیادی وجود دارد.
رهبر طالبان حتی پنج سال پس از قدرتگیری این گروه در افغانستان در انظار عمومی دیده نشده است. اداره طالبان و رسانههای این گروه، هرازگاهی فایلهای صوتی منتسب به سخنرانیهای او را به ویژه در مناسبتهایی مثل نماز عید منتشر میکنند اما هیچ تصویر تازهای از هبتالله منتشر نشده است.
ملا هبتالله آخندزاده، رهبر کنونی طالبان، حدود ۱۵ سال در روستای قاسمخانِ منطقه کچلاغ در شهر کویته ایالات بلوچستان پاکستان زندگی کرد. او در کنار «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس»، در «مسجد الحاج» مستقر بود؛ مسجدی که به «مسجد بلوچها» نیز معروف است.
این مسجد به نام یک بازرگان محلی کویته نامگذاری شده است. مردم محل میگویند این بازرگان روابط نزدیکی با ملا هبتالله آخندزاده داشت. اما در ۱۴ آگست ۲۰۱۹، روزی که مصادف با سالروز استقلال پاکستان بود، پس از نماز جمعه انفجار مهیبی این مسجد را لرزاند و بخشهایی از سقف آن فرو ریخت.
در این انفجار ۴ نفر کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدند. پس از این رویداد، ملا هبتالله آخندزاده از انظار عمومی ناپدید شد و به دنبال آن، دو روایت متفاوت شکل گرفت.
یک روایت در میان مردم کچلاغ این است که ملا هبتالله در همان انفجار کشته شده است، اما روایت دوم او را زنده میداند و میگوید پس از انفجار به یک مکان امن منتقل شده است.
طرفداران هر دو روایت برای ادعاهای خود دلایل گوناگونی ارائه میدهند. برای روشن شدن این موضوع، افغانستان اینترنشنال با برخی از افرادی که ملا هبتالله را از نزدیک میشناختند، گفتوگو کرده است. شمار دیگری از افراد نیز به دلیل نگرانیهای امنیتی، به شرط فاش نشدن نامشان سخن گفتهاند.
ملک مجید کاکر، از متنفذین قومی کچلاغ، به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبتالله امام مسجد الحاج بود، اما بیشتر اوقات برادرش، احمدالله، امامت میکرد. او بر این باور است که در روز انفجار ۱۴ آگست ۲۰۱۹، ملا هبتالله در کچلاغ حضور نداشت و برادرش در آن حادثه کشته شد.
احمدالله، برادر هبتالله
«صدایش تغییرکرده به نظر میرسد»
کاکر تصویری را که در رسانهها به عنوان ملا هبتالله منتشر میشود، تصویر اصلی او میداند، اما درباره صدای پخششده در پیامهای او ابراز تردید میکند. به باور او: «این صدای اصلی ملا هبتالله نیست و بسیار تغییرکرده به نظر میرسد. من صدای ملا هبتالله را از نزدیک شنیده بودم و میان صدای او و پیامهای صوتی کنونی تفاوت آشکاری وجود دارد.»
به گفته کاکر، پیش از انفجار کچلاغ نیز دو بار تلاشهایی برای سوءقصد به جان ملا هبتالله صورت گرفته بود و به همین دلیل، او بسیار کم با مردم دیدار میکرد و در رفتوآمدهای خود برای حفظ امنیت احتیاط زیادی به خرج میداد.
او میافزاید، روزی به ملا هبتالله گفته بود: «در افغانستان مکاتب، شفاخانهها و سرکها با انفجارها ویران میشوند، آیا این کار به نفع افغانستان است؟» و به گفته او، ملا هبتالله در پاسخ پذیرفته بود که این کار به زیان افغانستان است و اقدامی نادرست است.
یکی از ساکنان محلی کچلاغ که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت پس از انفجار، نیروهای امنیتی منطقه را محاصره کردند و به هیچکس اجازه نزدیک شدن به مسجد را ندادند.
به گفته او، خبرنگاران نیز اجازه نداشتند از کشتهشدگان تصویربرداری کنند. گزارشدهی از فعالیتهای طالبان در کویته برای خبرنگاران محلی کار سادهای نبود و خبرنگاران خارجی نیز برای سفر به کویته به مجوز عدم اعتراض* (NOC) از سوی نهادهای امنیتی پاکستان نیاز داشتند.
این فرد که هبتالله آخوندزاده را از نزدیک میشناخته، ادعا کرد: «ملا هبتالله آخوندزاده هنگام انفجار در مسجد حضور داشت، کشته شد و همان شب ۱۲ نفر پیکر او را در قبرستان شهدای کچلاغ به خاک سپردند.»
قبرستان شهدای کچلاغ
با این حال، افغانستان اینترنشنال نتوانست این ادعا را از طریق منابع مستقل دیگر تأیید کند. برای ارزیابی این ادعا، افغانستان اینترنشنال با یکی از مقامهای محلی طالبان نیز گفتوگو کرده است.
او گفت در روز انفجار، ملا هبتالله آخندزاده برای شرکت در جلسه «شورای کویته» رفته بود و در کچلاغ حضور نداشت.
پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، یک شورای رهبری مهم طالبان به نام «شورای کویته» در بلوچستان فعال بود. اعضای این شورا در مناطق مختلف کویته مانند مِیتا چوک، پشتونآباد، اسحاقآباد، بایپاس شرقی و کچلاغ زندگی میکردند.
یک منبع طالبان به افغانستان اینترنشنال پښتو گفت ملا هبتالله آخندزاده دو دارالافتا نیز در پاکستان ایجاد کرده بود. یک دارالافتا در منطقه بوسهمندییِ بایپاس شرقی کویته قرار داشت که ملا هبتالله گاهی برای تدریس به آنجا میرفت. دارالافتای دوم او در پیشاور فعال بود. به گفته این منبع، هنگامی که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفتند، هر دو دارالافتا به افغانستان منتقل شدند و اکنون پنج شعبه آنها در ولایتهای مختلف فعالیت میکنند.
روایتهای گوناگون از انفجار کچلاغ و ظاهر نشدن هبتالله در میان مردم، پرسشهایی را درباره زنده بودن او ایجاد کرده است.
افغانستان اینترنشنال برای یافتن پاسخ این پرسشها با یک عضو آگاه طالبان گفتوگو کرده است. وی گفت ملا هبتالله به دلیل نگرانیهای امنیتی در برابر دیدگان مردم ظاهر نمیشود و مشاورانش نیز به او اجازه حضور در نشستهای عمومی را نمیدهند.
او افزود: «علاوه بر امنیت، این یک استراتژی برای طالبان نیز هست. طالبان تجربه رهبر قبلی خود، ملا محمد عمر، را تکرار میکنند.»
او گفت: «ملا عمر چند سال زنده نبود، اما طالبان از نام او برای حفظ یگانگی تحرک خود استفاده میکردند.» این منبع افزود اکنون نیز ناپیدا ماندن ملا هبتالله برای حفظ انسجام و یکپارچگی رهبری طالبان مهم دانسته میشود.
ایستگاه و محل استراحت طالبان
کچلاغ شهرکی است که در حدود ۲۴ کیلومتری شمال کویته، مرکز بلوچستان، واقع شده است. این منطقه در دشتی هموار میان دو کوه قرار دارد و بیشتر ساکنان آن پشتون هستند.
در کچلاغ عمدتاً قبایل کاکر، کاسی و خلجی سکونت دارند، اما در برخی مناطق شهر، بلوچها و مردمانی از اقوام دیگر نیز زندگی میکنند. بخش عمده این شهرک در اطراف شهر آباد شده است. هنگام ورود از کویته به کچلاغ، نخست پستهای بازرسی گمرک و نیروهای مرزی در منطقه «بلیلی» قرار دارد و پس از آن، کمپ «غزه بند» متعلق به نیروهای مرزی پاکستان واقع شده است. بافت قدیمی کچلاغ از همین نقطه آغاز میشود.
روستای ملازی، مریانیآباد، سملي، وزیرآباد و روستای قاسمخان از مناطق قدیمی کچلاغ به شمار میروند.
در منطقه سملی کچلاغ، پیشتر یک محله و بازار معروف متعلق به اوزبیکهای افغانستان وجود داشت، اما اکنون تقریباً تمامی ساکنان آن به افغانستان بازگشتهاند. در همین منطقه «مدرسه شاه صاحب» قرار دارد که در زمان جنگ از مراکز مهم طالبان به شمار میرفت.
به گفته مردم محل، رهبران طالبان بارها به این مدرسه میآمدند و نشستها و مشورتهای خود را در آنجا انجام میدادند.
پس از سملي، منطقه «هندو چینه» و سپس منطقه «روستای کتر» آغاز میشود. در این منطقه خانوارهایی از قبایل کاسی، کاکر، سلیمانخیل، ملاخیل و ساگزَی ساکن هستند. در شمال هندو چینه، یکی دیگر از پستهای امنیتی نیروهای مرزی پاکستان قرار دارد که پس از آن بخش اصلی شهر کچلاغ شروع میشود. از کچلاغ راهی به سوی شهر چمن و مرز افغانستان امتداد مییابد.
چمن حدود ۹۰ کیلومتر از کچلاغ فاصله دارد و مسیر ولسوالی پشین نیز از همین راه میگذرد. اردوگاههای معروف مهاجران افغان به نامهای «سرانان» و «سرخاب» نیز در مناطق اطراف کچلاغ واقع شدهاند.
کچلاغ سالهاست منطقهای مرتبط با «شورای کویته» و محل سکونت هبتالله شناخته میشود. پس از سال ۲۰۰۱ و شکست طالبان، برخی از مقامها و تحلیلگران افغان و غربی بر این باور بودند که رهبری طالبان به شهر کویته در بلوچستان منتقل شده است.
در سالهای ۲۰۰۵ و ۲۰۰۷، بازداشت برخی از رهبران این گروه از جمله ملا عبیدالله آخند، وزیر دفاع پیشین طالبان، این باور را تقویت کرد که بخشی از رهبری و شبکه تشکيلاتی طالبان در کویته، کچلاغ و مناطق پشتوننشین اطراف آن قرار دارد.
محل سکونت هبتالله در کچلاغ
محل سکونت ملا هبتالله در کوچهای میان منطقه وزیرآباد و روستای قاسمخان، در حدفاصل بخشهای مرکزی و غربی شهر کچلاغ واقع شده بود.
کوچه اصلی این منطقه حدود ۱۵ فوت (۴.۵ متر) عرض دارد که بخش زیادی از آن هنوز خاکی است. در این کوچه دو مسجد وجود دارد؛ یکی در وسط کوچه و دیگری مسجدی بزرگتر در انتهای کوچه. بر سردر این مسجد نام «مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس» نوشته شده و ساختمان آن دارای سه طبقه، یک گنبد سبز و یک مناره بلند است.
«مدرسه عربیه اسلامیه خیرالمدارس»
ملک مجید کاکر به افغانستان اینترنشنال گفت که ملا هبتالله آخندزاده در همین مدرسه ساکن بود و سالها در اینجا زندگی کرد.
مجید کاکر افزود: «ملا هبتالله در همینجا تدریس میکرد و در زمان جنگ طالبان، از همین مکان با افراد نزدیک و رهبران طالبان در ارتباط بود.»
به گفته مأمومان و شاگردان پیشین هبتالله، او هر روز از ساعت هشت صبح تا ظهر به طالبان درس میداد و حقوق ماهانهاش حدود ۱۰ هزار روپیه پاکستان بود. علاوه بر این، او مبالغی از اعانات، صدقات، زکات و سرسایه (فطریه) نیز دریافت میکرد.
توضیح: NOC (Non-Objection Certificate) مجوز رسمی و گواهی عدم اعتراضی است که دستگاههای امنیتی پاکستان برای ورود و فعالیت خبرنگاران در مناطق حساس مرزی و امنیتی صادر میکنند.»
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران در پنجمین سالگرد بازگشت طالبان به قدرت از این گروه خواسته است سرکوب رسانهها، بهویژه زنان خبرنگار، را متوقف و محدودیتهای گسترده بر دسترسی به اطلاعات مستقل را لغو کند.
این کمیته روز ۲۳ اسد در اعلامیهای گفت محدودیتهای طالبان دسترسی مردم به اطلاعات مستقل را کاهش داده و زمینه گسترش یک نظام تبلیغاتی زیر کنترول این گروه را فراهم کرده است.
به گفته این سازمان، طالبان به محض بازگشت به کابل، زنان خبرنگار را از کار در رسانههای دولتی منع کرد و خبرنگارانی را که اعتراضها را پوشش میدادند، لتوکوب کرد.
به گفته کمیته حفاظت از روزنامهنگاران، طالبان از سال بعد از بازگشت خود، بازداشت خودسرانه و زندانیکردن را نیز به ابزاری برای سانسور رسانهها تبدیل کرد.
این کمیته خالد قادری، خبرنگار و تهیهکننده رادیو نوروز در هرات، را نخستین خبرنگاری میداند که پس از بازگشت طالبان به قدرت به دلیل فعالیت حرفهای خود محکوم و زندانی شد.
ولیالله رحمانی، نماینده کمیته حفاظت از روزنامهنگاران برای افغانستان و پاکستان، میگوید طالبان در پنج سال گذشته افغانستان را به یکی از دشوارترین کشورهای جهان برای کار خبرنگاران تبدیل کرده است.
او گفت: «خبرنگاران زیر نظارت قرار میگیرند، بازداشت میشوند، لتوکوب میشوند، سانسور میشوند یا مجبور به تبعید میشوند. زنان خبرنگار با تبعیض بیشتری روبهرو هستند و مردم نیز به شکل فزاینده از صحبتکردن میترسند.»
به گفته رحمانی، محدودیت بر اینترنت و شبکههای مخابراتی نیز بحران آزادی رسانهها را عمیقتر کرده و کنترول طالبان بر فضای اطلاعاتی افغانستان را افزایش داده است.
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران میگوید زنان فعال در رسانهها با تبعیض شدید روبهرو هستند.
این کمیته میگوید سانسور از فشار بر خبرنگاران منفرد فراتر رفته و به کنترول سیستماتیک موضوعاتی تبدیل شده است که خبرنگاران اجازه پوشش آنها را دارند.
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران همچنان گفته است که طالبان نشرات تلویزیون افغانستان اینترنشنال مستقر در لندن را مختل کرده است.
به گفته این سازمان طالبان برای سرکوب رسانههای مستقل، یک شبکه گسترده اطلاعاتی زیر کنترول خود ایجاد کرده است.
خبرنگاران در چند ولایت به این کمیته گفتهاند محدودیتها به اندازهای افزایش یافته که به جز موضوعاتی مانند صحت و آموزش، حوادث ترافیکی از معدود موضوعاتی است که اجازه پوشش آن را دارند.
کمیته حفاظت از روزنامهنگاران میگوید از بین رفتن رسانههای مستقل افغانستان صدها خبرنگار را نیز مجبور به ترک کشور کرده است.
بسیاری از این خبرنگاران اکنون در کشورهای همسایه زندگی میکنند و با خطر بازداشت، اخراج و بازگرداندن اجباری به افغانستان روبهرو هستند.
این کمیته هشدار داده است که بازگرداندن خبرنگارانی که به دلیل آزار طالبان از افغانستان گریختهاند، آنان را با خطرهای قابل پیشبینی، از جمله انتقامگیری و بازداشت خودسرانه، روبهرو میکند.
هفتهنامه اکونومیست نوشت که طالبان میانهرو توان مقابله با هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه را ندارند یا از رویارویی با او میترسند.
به نوشته این نشریه، هبتالله حلقهای از نیروهای وفادار را پیرامون خود ساخته و کنترول قراردادهای سودآور معادن را نیز در دست گرفته است.
اکونومیست در آخرین شماره خود میگوید تندروها در طالبان قدرت خود را تحکیم کردهاند و شماری از کسانی که در برابر هبتالله آخندزاده ایستادند، ناچار به ترک افغانستان شدند.
این نشریه نامی از این افراد نبرده است. عباس استانکزی، معاون سیاسی پیشین وزارت خارجه طالبان، از جمله مقامهایی بود که پس از انتقاد علنی از ممنوعیت آموزش دختران، افغانستان را ترک کرد.
اکونومیست پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت نوشته است که سیاست امریکا و اروپا برای منزویکردن این گروه نتیجه نداده است. به باور این نشریه، غرب باید بپذیرد که طالبان در آینده قابل پیشبینی در قدرت میماند و بهجای تحریم، با این گروه وارد تعامل و گفتوگو شود.
خبرنگار اکونومیست پس از سفری زمینی به طول هزار کیلومتر در افغانستان نوشته است که طالبان اکنون بر کشور کنترول قوی دارد و بهجز درگیریهای گاهبهگاه با پاکستان، بیشتر مناطق آرام است.
اما اکونومیست این وضعیت را «ثباتی تلخ» توصیف کرده است. موسیقی ممنوع است، افراد مسلح در خیابانها حضور دارند و ماموران امر به معروف افرادی را که مقررات طالبان را رعایت نکنند، از جمله مردانی با ریش کوتاه، لتوکوب میکنند.
زنان از بسیاری از مشاغل و دانشگاهها محروم شدهاند و بدون محرم مرد اجازه سفر ندارند. دختران نیز نمیتوانند بالاتر از صنف ششم به مکتب بروند.
اکونومیست نوشته است که بیشتر افغانها آزادی بیشتری میخواهند و حتی بسیاری از اعضای طالبان پس از سالها زندگی در خارج دیگر باور ندارند که آموزش دختران خطری برای جامعه است.
امریکا و اروپا در پنج سال گذشته طالبان را به رسمیت نشناختهاند، داراییهای بانک مرکزی افغانستان در خارج را مسدود کردهاند و شماری از مقامهای این گروه را تحریم کردهاند.
اما به نوشته اکونومیست، این اقدامات نتوانسته رفتار طالبان را تغییر دهد. تندروهای این گروه اهمیتی نمیدهند که دیپلوماتها و سرمایهگذاران غربی در افغانستان حضور نداشته باشند و حاضر نیستند برای دسترسی به داراییهای مسدودشده بانک مرکزی افغانستان و امتیازاتی دیگر، از سیاستهای خود عقبنشینی کنند.
این مجله معتبر بریتانیایی میگوید که اگر غرب با طالبان تعامل نکند، کشورهای دیگر این کار را خواهند کرد. روسیه طالبان را به رسمیت شناخته و چین، هند، ترکیه و امارات متحده عربی نیز در بخشهایی مانند معدن و تجارت با این گروه کار میکنند.
اکونومیست به نشانههایی از تغییر رویکرد غرب نیز اشاره کرده است. کشورهای اروپایی در ماه جون مقامهای طالبان را برای گفتوگو درباره اخراج مهاجران افغان به بروکسل دعوت کردند. امریکا نیز بهطور غیرعلنی در مبارزه با گروههای اسلامگرای افراطی اطلاعات استخباراتی را با طالبان شریک میکند.
این نشریه همچنین خواسته است که کاهش کمکهای بشردوستانه به افغانستان متوقف شود. به گزارش اکونومیست، این کمکها از سال ۲۰۲۲ حدود ۷۰ درصد کاهش یافته است. این در حالیست که براساس یک برآورد، نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان به کمک نیاز دارد.
اکونومیست خواهان بازنگری در تحریمها نیز شده است. به باور این نشریه، تحریم شماری از مقامهای طالبان افغان را بیشتر از نظام مالی جهانی دور کرده و سرمایهگذاری خصوصی را کاهش داده است.
این نشریه همچنین میگوید بهرسمیتشناختن طالبان به معنای تأیید سیاستهای این گروه نیست، بلکه پذیرش این واقعیت است که طالبان احتمالاً در آینده قابل پیشبینی بر افغانستان حاکم خواهد ماند.
به نوشته اکونومیست، خودداری از برقراری روابط دیپلوماتیک اهرم فشار موثری بر طالبان نبوده است. در مقابل، سفارتهای فعال میتوانند تهدیدهای تروریستی را زیر نظر بگیرند و کانالهای مستقیم ارتباط با طالبان ایجاد کنند.
اکونومیست در پایان نوشته است که تغییر در درون طالبان احتمالاً زمان زیادی میبرد و تعامل سنجیده با این گروه میتواند موثرتر از ادامه سیاست انزوا باشد.
به باور این نشریه، زمان آن رسیده است که امریکا و دیگر کشورهای دموکراتیک با طالبان گفتوگو کنند.
جان ساپکو، بازرس ویژه پیشین امریکا برای بازسازی افغانستان میگوید که زندگی زنان در افغانستان تحت حاکمیت طالبان به «جهنم» بدل شده است.
او از حکومت ترامپ انتقاد کرد و گفت که هیچ اقدام موثری برای تغییر این وضعیت انجام نداده است. او گفت دشوار است که کسی به امریکا اعتماد میکند.
جان ساپکو روز پنجشنبه در مصاحبه با کریستین امانپور، مجری شبکه سیانان، از برخورد دولت امریکا با افغانهایی که با حکومت و ارتش این کشور همکاری کردهاند، بهشدت انتقاد کرد. او هشدار داد که رها کردن همکاران پیشین امریکا میتواند اعتماد به این کشور را از بین ببرد.
همزمان، محبوبه سراج، فعال حقوق زنان، از کابل به سیانان گفت که پس از بستهشدن خانههای امن تحت ادارهاش، دیگر عملاً نمیتواند به فعالیت خود در داخل افغانستان ادامه دهد. طالبان این خانههای امن را که برای حمایت از زنان آسیبدیده ایجاد شده بود، در نخستین روزهای بازگشت به قدرت بست.
سراج گفت: «نمیتوانم به این شکل به کارم ادامه دهم، چون نتوانستهام به هیچیک از زنان افغان که به من نیاز داشتند، کمکی کنم. نتوانستهام این کار را انجام دهم، چون کسی به من اجازه نمیدهد.»
او گفت زنان افغانستان تقریباً از همه حقوق خود محروم شدهاند و حتی کسانی مانند او نمیتوانند آزادانه درباره این وضعیت سخن بگویند و از آنان انتظار میرود که سکوت کنند.
ساپکو در پاسخ به پرسش امانپور درباره افغانستان، پنج سال پس از بازگشت طالبان، گفت: «من افسرده و غمگینم.» او افزود که افغانهای زیادی را میشناسد که نتوانستهاند کشور را ترک کنند.
او وضعیت زنان افغانستان را «تراژیک» خواند و گفت: «اگر زن باشید، افغانستان برای شما جهنم است.»
ساپکو از جامعه جهانی و بهویژه دولت دونالد ترامپ انتقاد کرد و گفت اقدام موثری برای تغییر این وضعیت صورت نمیگیرد. او کاهش کمکهای آژانس توسعه بینالمللی امریکا و پروژههای بشردوستانه را از عواملی دانست که زندگی مردم افغانستان را دشوارتر کرده است.
ساپکو در بخش دیگری از مصاحبه به وضعیت افغانهایی پرداخت که با دولت و نیروهای امریکایی کار کردهاند. او گفت صدها هزار نفر از این افراد همچنان در افغانستان ماندهاند و در تلاش برای انتقال به امریکا بودهاند.
به گفته او، حدود ۱۷۵ هزار نفر در مقطعی شامل روند انتقال به امریکا بودند. آنان مدارک خود را تکمیل کرده و مراحل بررسی امنیتی را پشت سر گذاشته بودند، اما این روند اکنون متوقف شده است.
ساپکو از روند بررسی امنیتی این افراد دفاع کرد و آن را «بهترین نظام بررسی امنیتی» خواند. به گفته او، این نظام در نخستین دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ ایجاد شد و بعداً تقویت شد.
ساپکو گفت که رفتار امریکا با همکاران افغان فقط یک مسئله اخلاقی نیست، بلکه به امنیت ملی این کشور نیز مربوط میشود. به گفته او، اگر واشنگتن کسانی را که در افغانستان در کنارش ایستادند رها کند، یافتن متحدان قابل اعتماد در آینده دشوارتر خواهد شد.
او در پایان پرسید: «فکر میکنید پس از نحوهای که با آنها رفتار کردهایم، دفعه بعد که به متحدانی برای جنگ نیاز داشته باشیم- چه در اوکراین، چه ایران یا هر جای دیگر- کسی به امریکا اعتماد خواهد کرد؟»
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، میگوید که هیچ حکومتی در تاریخ افغانستان نتوانسته است با زور بر مردم ناراضی حکومت کند. او گفت که کوهستانی بودن افغانستان و تنوع قومی این کشور، حکومت کردن بر اساس زور را دشوار میکند.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، روز پنجشنبه در مصاحبه با حسیب عمار، خبرنگار بیبیسی در کابل، تحرکات مخالفان در مناطقی مانند یفتل و زیباک بدخشان را کماهمیت خواند.
او گفت که در کشوری با حدود ۴۰۰ ولسوالی، ناامنی در یک منطقه «گپ کلانی نیست». متقی گفت که اگرچه مخالفان پس از پنج سال توانستهاند در گوشهای خود را نشان بدهند، اما نیروهای طالبان آنان را سرکوب یا بازداشت کردهاند و شماری نیز از منطقه گریختهاند.
متقی اذعان کرد که حکومت بر افغانستان بدون رضایت مردم ممکن نیست و آرامش در بیشتر مناطق کشور را نشانه همراهی مردم با طالبان دانست. او در عین حال پذیرفت که در هیچ کشوری صد درصد مردم از حکومت راضی نیستند.
خبرنگار بیبیسی از او پرسید که در کشورهای دیگر، مردم ناراضی میتوانند به خیابان بیایند و اعتراض کنند. متقی در پاسخ، تظاهرات را «گدودی» یا هرجومرج خواند.
طالبان در اسد ۱۴۰۰ با پیروزی نظامی بر دولت پیشین، قدرت را در افغانستان به دست گرفت و هبتالله آخندزاده را رهبر بلامنازع این گروه و حاکم افغانستان اعلام کرد.
هبتالله که بیشتر در قندهار به سر میبرد، بهندرت در انظار عمومی ظاهر میشود و از همانجا فرمانها و دستورهای خود را صادر میکند. طالبان میگوید اداره کشور را براساس فرمانهای رهبر خود و برداشت این گروه از شریعت پیش میبرد.
طالبان تا هنوز در مورد تصمیمات کلان کشور مانند آموزش دختران به آرای عمومی مراجعه نکرده است.
بینیازی از مذاکره با مخالفان
وزیر خارجه طالبان در بخش دیگری از این گفتوگو گفت که این گروه دیگر نیازی به مذاکره با مخالفان خود نمیبیند. او گفت: «دروازههای ما به روی همه باز است.» متقی افزود که اکنون امنیت در کشور برقرار است و دلیلی برای مذاکره وجود ندارد.
طالبان فعالیت احزاب و جریانهای سیاسی را ممنوع کرده و همچنین حامد کرزی و عبدالله عبدالله، دو چهره برجسته سیاسی را محدود کرده و فعالیتهای شان را تحت نظر دارد. این گروه از رهبران و چهرههای سیاسی و اجتماعی خواسته است که در افغانستان بهعنوان شهروند عادی زندگی کنند.
طالبان همچنین قدرت و مقامهای ارشد دولتی را بهطور انحصاری در اختیار اعضای خود قرار داده و به دیگر جریانهای سیاسی سهمی در اداره کشور نداده است.
در مقابل، جریانهای مخالف طالبان بر گفتوگو و رسیدن به یک راهحل سیاسی برای تشکیل حکومت فراگیر تأکید دارند. آنان طالبان را به انحصار قدرت متهم میکنند و میگویند این گروه با بستن راههای مسالمتآمیز، مخالفان را به مبارزه مسلحانه واداشته است.
انتقاد از ایران بهدلیل دعوت از مخالفان طالبان
متقی همچنین از ایران بهدلیل دعوت از شماری از چهرههای مخالف طالبان به مراسم تشییع جنازه علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، انتقاد کرد.
ایران در کنار هیئت طالبان به رهبری ملا عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی طالبان، و امیرخان متقی، از احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی و محمد محقق، از رهبران سیاسی مخالف طالبان، نیز دعوت کرده بود.
متقی گفت که ایران با این کار «کار خوبی نکرده است». او به روابط دیرینه تهران با این چهرهها اشاره کرد و گفت که آنان نیز از جمهوری اسلامی «گلایه» داشتهاند.
با این حال، وزیر خارجه طالبان روابط این گروه با ایران را بسیار نزدیک توصیف کرد.