افغانهای مستقل در جستجوی آزادی

افغانستان زمانی برای استقلال با نیروی خارجی جنگید، اما اکنون و همزمان با روز استقلال این پرسش مطرح است که افغانها پس از رهایی از نیروی خارجی تا چه اندازه در تعیین سرنوشت خود آزادند؟

افغانستان زمانی برای استقلال با نیروی خارجی جنگید، اما اکنون و همزمان با روز استقلال این پرسش مطرح است که افغانها پس از رهایی از نیروی خارجی تا چه اندازه در تعیین سرنوشت خود آزادند؟
۲۸ اسد سالروز استقلال افغانستان است؛ روزی که یادآور پایان جنگ سوم افغانستان و بریتانیا در سال ۱۲۹۸ خورشیدی و تثبیت استقلال افغانستان در سیاست خارجی است.
اداره طالبان پایان جنگ و تأمین امنیت را از مهمترین دستاوردهای خود میداند. اما محدودیتهای گسترده بر آموزش، کار، رفتوآمد و حضور زنان در جامعه، در کنار محدودیت آزادی بیان و نبود مشارکت سیاسی، این پرسش را پیش میکشد که آیا استقلال یک کشور تنها به معنای رهایی از نیروی خارجی است یا حق مردم برای تعیین سرنوشت خود نیز بخشی از مفهوم استقلال بهشمار میرود؟
این پرسش بهویژه درباره زنان و دختران افغانستان اهمیت بیشتری دارد.
استقلال برای دختری محروم از آموزش چه معنایی دارد؟
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که دختران در آن از آموزش بالاتر از صنف ششم و زنان از تحصیل دانشگاهی محروماند. بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۲٫۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم هستند.
اداره زنان سازمان ملل در ارزیابی تازهای گفته است که حدود نیمی از زنان افغان تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون میشوند. این نهاد همچنین تأکید کرده که محدودیتهای اعمالشده بر زنان در زمینه رفتوآمد، آموزش و حضور در زندگی عمومی در حال تشدید است.
در چنین شرایطی پرسش مهم این است: دختری که نمیتواند دروازه مکتبش را باز کند، به دانشگاه برود و درباره زندگی و آینده خود تصمیم بگیرد، واژه «استقلال» را چگونه تجربه میکند؟
کامله شینواری، آموزگار یک مکتب در کابل، میگوید: «بهعنوان یک آموزگار افغان که محدودیتهای آموزش دختران و زندگی زنان را از نزدیک دیدهام، باور دارم که استقلال تنها به معنای رهایی از قدرت خارجی نیست. استقلال زمانی معنا پیدا میکند که یک دختر بتواند دروازه مکتب و دانشگاه را به روی خود باز ببیند، یک زن بتواند کار کند و هر زن افغان بتواند آزادانه از خانه بیرون شود و درباره زندگی خود تصمیم بگیرد. اگر رفتوآمد، آموزش، کار و مشارکت یک زن در امور جامعه محدود باشد، مفهوم استقلال ناقص میماند. استقلال واقعی افغانستان روزی معنا پیدا میکند که زن افغان آزادی کامل برای تعیین آینده خود داشته باشد.»
از ۱۲۹۸ تا امروز؛ مفهوم استقلال چگونه تغییر کرد؟
روز استقلال افغانستان یادآور سال ۱۲۹۸ خورشیدی است؛ زمانی که افغانستان پس از جنگ با بریتانیا، حق استقلال در سیاست خارجی خود را تثبیت کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان چندین بار دورههای نفوذ خارجی، اشغال، جنگ و تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته است.
مفهوم استقلال نیز در گذر زمان تغییر کرده است. در قرن بیستم پرسش اصلی این بود که چه کسی درباره سیاست خارجی و حاکمیت ملی افغانستان تصمیم میگیرد؟ امروز اما برای میلیونها افغان پرسش اساسی این است که چه کسی درباره زندگی، آموزش، کار، آزادی بیان و آینده آنان تصمیم میگیرد؟
همین تفاوت، به روز استقلال افغانستان در سال ۱۴۰۵ معنای سیاسی و اجتماعی متفاوتی میدهد.
اداره طالبان: جنگ پایان یافته و امنیت برقرار شده است
اداره طالبان میگوید پس از سال ۱۴۰۰، جنگ چنددههای در افغانستان پایان یافته و کشور از نظر امنیتی نسبت به گذشته باثباتتر شده است. شماری از باشندگان کابل نیز کاهش جنگهای گسترده و انفجارها را در مقایسه با سالهای گذشته در زندگی روزمره خود محسوس میدانند. برخی شهروندان از بهبود وضعیت امنیتی سخن میگویند، اما همزمان درباره کار، اقتصاد و حقوق زنان ابراز نگرانی میکنند.
امنیت یکی از محورهای اصلی حکومتداری طالبان است؛ اما درگیریهای اخیر در بدخشان و برخی ولایتهای دیگر، این ادعا را نیز با چالش مواجه کرده است.
از دید جامعهشناسان، استقلال تنها به آزادی فردی محدود نمیشود و مشارکت سیاسی نیز یکی از بخشهای مهم آن است.
حسیبالله ستانکزی، رئیس پیشین شورای ولایتی لوگر، میگوید: «افغانستان ملکیت شخصی هیچ گروهی نیست؛ این کشور وطن مشترک همه افغانها و امانتی برای نسلهای آینده است. اگر امروز نیمی از مردم افغانستان از آینده محروم شوند، فردای افغانستان نیز ضعیف خواهد شد. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا میکند که هر افغان حق آموزش، کار، عزت و تعیین آینده خود را داشته باشد.»
نبود انتخابات و مشارکت سیاسی
پس از بازگشت طالبان به قدرت، در افغانستان انتخابات برگزار نشده و ساختار سیاسی جمهوری پیشین از میان رفته است. اداره طالبان نظام کنونی را «امارت اسلامی» مینامد و میگوید اداره این نظام بر اساس شریعت اسلامی استوار است.
اما مخالفان سیاسی و نهادهای حقوق بشری میگویند نبود مشارکت گسترده سیاسی در ساختار اداره طالبان یکی از مشکلات اساسی این نظام است. اداره طالبان تاکنون سازوکار انتخاباتی یا مشارکتیای ایجاد نکرده که مردم بتوانند مانند نظام جمهوری، نقش مستقیم در تعیین قدرت سیاسی داشته باشند. منتقدان باور دارند که مردم در تصمیمگیری درباره ساختار سیاسی و آینده کشور نقش محدودی دارند.
فشار بر رسانهها و آزادی بیان
بر اساس گزارش سازمانهای خبرنگاری، رسانهها و خبرنگاران افغانستان در سالهای گذشته با فشارهای گسترده مواجه بودهاند. پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از خبرنگاران و رسانهها درباره سانسور، بازداشت، تهدید و محدودیت فعالیتهای خود ابراز نگرانی کردهاند. نهادهای حقوق بشری نیز از محدود شدن آزادی بیان و فضای مدنی در افغانستان انتقاد کردهاند.
بحران اقتصادی و انسانی
افغانستان همچنان با بحران شدید اقتصادی و انسانی روبهروست. فقر، بیکاری، کمبود مواد غذایی و کاهش کمکهای بشردوستانه بر زندگی میلیونها افغان فشار وارد کرده است. سازمان ملل نیز نسبت به کاهش بودجه کمکهای بشردوستانه و پیامدهای آن برای مردم افغانستان هشدار داده است.
در کنار این بحران، محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران همچنان یکی از مهمترین موانع بازگشت افغانستان به جامعه جهانی است. سازمان ملل وضعیت حقوق زنان در افغانستان را از شدیدترین بحرانهای حقوق بشری در جهان توصیف کرده است.
پنج سال بعد؛ افغانستان در چه وضعیتی قرار دارد؟
پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد. اداره طالبان در این مدت توانسته کنترول خود را بر بخش بزرگی از افغانستان حفظ کند و سطح درگیریهای گسترده نسبت به سالهای جنگ کاهش یافته است. اما این اداره همچنان از سوی بیشتر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشده است.
در کنار فشارهای بینالمللی درباره حقوق زنان و دختران، اداره طالبان تأکید میکند که بر اساس شریعت و شرایط جامعه افغانستان حکومت میکند.
در این پنج سال، ساختار اجتماعی افغانستان نیز تغییر کرده است: میلیونها افغان از کشور خارج شده یا دوباره بازگشتهاند؛ فشارهای اقتصادی افزایش یافته؛ زنان بیش از گذشته از زندگی عمومی کنار گذاشته شدهاند و فاصله میان اداره طالبان و جریانهای مخالف درباره آینده سیاسی افغانستان همچنان گسترده است.
استقلال یک کشور با حاکمیت آن بر سرزمین، مرزها و امور خارجی پیوند دارد؛ اما تصویر کامل استقلال یک ملت فراتر از این است. حق انتخاب مردم، آزادی بیان، حق آموزش، حق کار، مشارکت سیاسی و توانایی تعیین آینده نیز بخشی از مفهوم استقلال است.
از همین رو، روز استقلال افغانستان شاید تنها روز یادآوری پیروزی سال ۱۲۹۸ نباشد؛ بلکه میتواند روز طرح این پرسش نیز باشد:
افغانستان از حضور نیروی خارجی مستقل شد، اما افغانها چه زمانی آنقدر آزادی خواهند داشت که خود درباره آینده کشور و زندگیشان تصمیم بگیرند؟ این پرسش همچنان زیر پرچم استقلال افغانستان بیپاسخ مانده است.