هند بار دیگر به افغانستان دارو و تجهیزات پزشکی کمک کرد

هند به یک شفاخانه در کابل دارو و تجهیزات پزشکی کمک کرده است. رندیر جیسوال، سخنگوی وزارت خارجه هند گفت که دهلی به همکاری با مردم افغانستان در حوزه بهداشت و مراقبتهای صحی متعهد است.

هند به یک شفاخانه در کابل دارو و تجهیزات پزشکی کمک کرده است. رندیر جیسوال، سخنگوی وزارت خارجه هند گفت که دهلی به همکاری با مردم افغانستان در حوزه بهداشت و مراقبتهای صحی متعهد است.
رندیر جیسوال پنجشنبه، ۲۹ اسد در صفحه کاربری اکس خود نوشت یک محموله دیگر دارو و لوازم پزشکی مصرفی به میدان هوایی کابل رسید. او تاکید کرد که هند به تقویت سیستم مراقبتهای بهداشتی افغانستان ادامه میدهد.
این مقام هندی مقدار دارو و تجهیزات پزشکی کمک شده را مشخص نکرده است. طالبان نیز، تاکنون درباره این همکاری پزشکی هند بهطور رسمی ابرازنظر نکرده است.
تصاویری که آقای جیسوال از این کمک پزشکی منتشر کرد، یک محموله بزرگی از دارو و تجهیزات را در میدان هوایی کابل نشان میدهد.
طالبان پس از افزایش تنش با اسلامآباد و بسته شدن گذرگاهها با پاکستان، خواستار همکاری هند در بخش بهداشت شده است.
هند در یک سال گذشته دهها تن دارو و تجهیزات پزشکی به افغانستان کمک کرده است. این کشور در اوخر ماه جوزا نیز حدود پنج تن دارو به افغانستان کمک کرده بود. هند پیش از آن در ماه قوس و دلو سال گذشته بیش از ۷۵ تن دارو و لوازم پزشکی به افغانستان فرستاد.
یافتههای یک گزارش افغانستان اینترنشنال در ماه دلو سال گذشته نشان داد که سه ماه پس از دستور طالبان برای قطع تجارت دارو با پاکستان، قیمت دارو در بازار کابل تا ۴۰ درصد افزایش یافته بود. بربنیاد گزارش، تجارت رسمی دارو با پاکستان متوقف شده و بسیاری از داروها از مسیرهای قاچاق وارد بازار افغانستان میشوند.
خبرگزاری میزان، رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی، از اجرای حکم اعدام قائم حسینی، شهروند افغانستان و یکی از بازداشتشدگان اعتراضات ۱۸ جدی ۱۴۰۴ در پرونده موسوم به «میدان علیخانی» اصفهان خبر داد.
میزان، اتهامات او را «کشیدن سلاح و ایجاد رعب و وحشت، اقدام علیه تمامیت جسمانی افراد و امنیت ملی» عنوان کرده است.
به گزارش خبرگزاری میزان، حکم اعدام قائم حسینی بامداد پنجشنبه، ۲۹ اسد اجرا شده است. این شهروند افغانستان به دلیل شرکت در رویداد کشته شدن چهار نیروی فراجا در میدان علیخانی اصفهان در جریان اعتراضات سراسری ایرانیان متهم شده است.
رسانه قوه قضاییه جمهوری اسلامی مدعی شد که قائم حسینی در جریان تحقیقات درباره حضور خود در اعتراضات و حمل سلاح سرد اعتراف کرده است. بربنیاد گزارشها، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی پیش از این، از متهمان در پروندههای اعتراضات مردمی ایران اعترافات اجباری گرفته است.
خبرگزاری میزان نوشته است که در ۱۸ جدی ۱۴۰۴ در جریان اعترضات در ایران چهار نیروی یگان ویژه فرماندهی انتظامی اصفهان در میدان علیخانی مورد حمله قرار گرفته و کشته شدند. دستگاه قضایی جهموری اسلامی قائم حسینی را به شرکت در این رویداد و لگد زدن به اجساد این افراد متهم کرده است.
بربنیاد گزارشها، پیش از این چهار معترض دیگر به نامهای عرفان اسفندیاری، گلمحمد محمدی، امیرحسین صفری و ابوالفضل سپاهی نیز به اتهام دست داشتن در این پرونده اعدام شدهاند.
خبرگزاری میزان نوشت قائم حسینی «با پوشیدن کاپشن، کلاه و ماسک و با هدف شناسایی نشدن در محل جنایت حضور یافته و تلفن همراه خود را نیز خاموش کرده بود تا ردیابی نشود.»
دستگاه قضایی جمهوری اسلامی تاکنون دههای معترض اعتراضات مردمی ماه جدی در ایران را اعدام کرده است.
سازمانهای حقوق بشری دستگاه قضایی جمهوری اسلامی را به محاکمه ناعادلانه، گرفتن اعترافات اجباری و وارد کردن اتهامات غیرواقعی در پروندههای معترضان ماه جدی متهم کردهاند.
شهروند افغانستان و خویشاوند یک اعدامشده این پرونده
تاکنون روایت مستقلی از خانواده یا وکیل حسینی درباره اتهامهای مطرح شده، روند دادرسی و مستندات پرونده منتشر نشده است و جزییات مستقلی درباره نحوه حضور او در محل، از جمله اینکه بهعنوان معترض در تجمع حضور داشته یا صرفا در محل حادثه بوده، در دست نیست.
قوه قضاییه همچنین حسینی را به مشارکت در آتش زدن خیریه امیرالمومنین در ملکشهر اصفهان و خارج کردن و آتش زدن وسایل این خیریه متهم کرده است.
میزان نوشت جلسات دادگاه او «با حضور وکیل» برگزار شده و «گزارشهای پلیس اطلاعات و امنیت فراجا، بازسازی صحنه و اظهارات دیگر متهمان»، از مستندات پرونده بوده است.
ایراناینترنشنال در گزارشی نوشت که حسینی همراه با امیرحسین ملکی و علی دشتی، دو معترض بازداشتشده در اعتراضات اصفهان، در آستانه اجرای حکم اعدام قرار دارند.
در این گزارش به نقل از یک منبع آگاه آمده بود حسینی پسرعمه گلمحمد محمدی، شهروند افغانستانی، است که پیشتر در ارتباط با همین پرونده اعدام شد.
رسانه قوه قضاییه ۲۸ سرطان اعلام کرد در پرونده میدان علیخانی برای ۱۶ نفر کیفرخواست صادر شده است.
ایراناینترنشنال نیز ۱۷ سرطان گزارش داد احکام اعدام ۱۲ متهم پرونده میدان علیخانی، ۱۴ سرطان در دیوان عالی جمهوری اسلامی تایید و پرونده برای اجرا به شعبه اجرای احکام دادگاه انقلاب اصفهان ارجاع شده است.
بر اساس این گزارش، در مرحله نخست ۵۹ نفر در ارتباط با اعتراضات در میدان علیخانی بازداشت شدند که ۲۳ نفر از آنان به پنج تا ۱۰ سال حبس محکوم شدند.
متهمان در مرحله بدوی از انتخاب وکیل مستقل محروم بودند و وکلای آنان نیز به پرونده دسترسی نداشتند.
جولی جانسون، عضو مجلس نمایندگان ایالات متحده توقف روند انتقال افغانهای همکار به امریکا را خشمآور خواند. او در یک نشست مجازی با انتقاد از سیاستهای کنونی واشنگتن گفت ایالات متحده به افغانهایی که جانشان را به خاطر همکاری با امریکا به خطر انداختند پشت کرده است.
این عضو مجلس نمایندگان امریکا افزود ایالات متحده در جریان جنگ افغانستان از کسانی که جان خود را برای کمک به نیروهای امریکایی به خطر انداختند تقدیر میکرد، اما اکنون به بسیاری از همان افراد پشت کرده است.
او همچنین با اشاره به پرونده محمد نذیر پکتیوال، همکار نظامی پیشین نیروهای امریکایی که در بازداشت از سوی اداره مهاجرت امریکا جان باخت، گفت بارها درباره چگونگی مرگ او از مقامهای اداره مهاجرت توضیح خواسته است.
در همین نشست، دان بیکن، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان و از نظامیان پیشین امریکا که در افغانستان نیز خدمت کرده است، گفت ایالات متحده در قبال افغانهایی که در کنار نیروهای امریکایی خدمت کردهاند، تعهد اخلاقی دارد.
شان ون دایور، رئیس و بنیانگذار افغانایوک، سازمان حامی پناهجویان افغان نیز در این نشست گفت هنوز حدود ۲۶۰ هزار افغان در نزدیک به ۹۰ کشور جهان، از جمله افغانستان، پاکستان و قطر، گرفتار مانده و منتظر عملیشدن وعدهای هستند که به گفته او ایالات متحده به آنان داده است.
براساس آمار افغان ایوک، تاکنون ۱۷۸ هزار و ۱۱۰ نفر در پروندههای ویزای ویژه مهاجرتی تأییدیه رئیس مأموریت امریکا را دریافت کردهاند، اما هنوز روند مهاجرت آنان تکمیل نشده است.
آقای وندایور در بخش دیگری از سخنانش گفت در سه ماه نخست سال جاری، نزدیک به یک هزار و ۹۰۰ متقاضی افغان ویزای ویژه مهاجرتی از سوی وزارت خارجه امریکا مصاحبه شدند، اما تنها سه ویزا صادر شد؛ یک ویزا برای متقاضی اصلی و دو ویزا برای اعضای خانواده.
به گفته ون دایور، کنگره امریکا در مجموع ۵۰ هزار و ۵۰۰ ویزای ویژه مهاجرتی را مجاز کرده و حدود شش هزار ویزا هنوز استفاده نشده است.
او همچنین گفت متوسط زمان رسیدگی به این پروندهها به یک هزار و ۱۹۱ روز رسیده است.
در بخش دیگری از نشست، وضعیت افغانهای مستقر در کمپ السیلیه قطر مورد بحث قرار گرفت.
شرکتکنندگان گفتند بیش از یک هزار افغان در این مرکز حضور دارند و آینده آنها با توجه به برنامه اعلامشده برای بستهشدن این مرکز نامشخص است.
وندایور همچنین گفت حدود سه هزار نفر از اعضای خانواده نظامیان در حال خدمت امریکا همچنان در خارج از این کشور گرفتار هستند که شماری از آنان در کمپ السیلیه و دیگران در افغانستان و پاکستان به سر میبرند.
شریف علی، رئیس پروژه بینالمللی کمک به پناهندگان گفت بستهشدن یا محدودشدن مسیرهای مهاجرتی، تعلیق برنامه پذیرش پناهندگان و مشکلات برنامه اسآیوی باعث شده است شمار زیادی از افغانهای واجد شرایط در بلاتکلیفی باقی بمانند.
او گفت دادگاهها در مواردی توانستهاند برخی سیاستهای دولت را متوقف کنند، اما تأکید کرد که اقدامات قضایی به تنهایی برای حل مشکل کافی نیست و کانگرس نیز باید وارد عمل شود.
دانیلو زک، مدیر سیاستگذاری یک نهاد حامی پناهجویان، نیز درباره وضعیت افغانهایی که پیشتر در امریکا اسکان یافتهاند هشدار داد.
او گفت محدودشدن دسترسی برخی پناهندگان به کمک غذایی، خدمات صحی و دیگر برنامههای حمایتی، روند رسیدن خانوادههای تازهوارد به استقلال اقتصادی را دشوارتر میکند.
وندایور تأکید کرد که وضعیت کنونی را نباید پس از پنج سال مانند رویدادی اجتنابناپذیر تلقی کرد، زیرا به گفته او بسیاری از محدودیتهای موجود نتیجه تصمیمهای مشخص دولتی بودهاند و میتوان آنها را تغییر داد.
او افزود ایالات متحده به افغانهایی که در کنار نیروهای این کشور ایستادند وعده داده است و «این وعده منقضی نشده، بلکه هنوز ادا نشده است.»
فیروزالدین فیروز، وزیر پیشین صحت عامه افغانستان، پنج سال پس از سقوط دولت پیشین زندگی متفاوتی را در بریتانیا تجربه میکند.
جراح شناختهشدهای که زمانی مسئول نظام صحی افغانستان بود، اکنون برای بازگشت به حرفه پزشکی باید مراحل طولانی را طی کند و حتی برای دو وظیفه اداری در بخش خدمات صحی بریتانیا نیز پذیرفته نشده است.
سرنوشت او شبیه بسیاری از پناهجویان متخصصی است که در کشور خود سالها تجربه و جایگاه به دست آورده بودند، اما در غربت ناچار میشوند زندگی کاری خود را از نو بسازند.
آقای فیروز در گفتوگو با روزنامه بریتانیایی تایمز گفت که پس از گرفتن پناهندگی در بریتانیا تلاش کرد هرچه زودتر وارد بازار کار شود. اما برای فعالیت دوباره بهعنوان پزشک باید مراحل تایید اسناد و دریافت گواهینامههای مسلکی را طی کند، روندی که به گفته او دستکم دو سال زمان میبرد.
او در این فاصله برای دو وظیفه اداری در اداره ملی خدمات صحی بریتانیا درخواست داد، اما موفق به گرفتن کار نشد. فیروز اکنون با مشکلی روبهرو است که بسیاری از پناهندگان متخصص در بریتانیا نیز تجربه میکنند: دشواری یافتن کار در حوزه تخصصی خود و رویآوردن به مشاغل دیگر برای تامین هزینههای زندگی.
آقای فیروز پیش از ورود به حکومت، نه سال جراح بود و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ وزارت صحت عامه افغانستان را اداره کرد. او در سال ۲۰۱۹ در اجلاس جهانی حکومتها جایزه «بهترین وزیر» را دریافت کرد.
روزنامه تایمز نوشت که این جایزه به دلیل فعالیتهای او در بهبود شاخصهای صحی افغانستان، از جمله کاهش مرگومیر کودکان زیر پنج سال، به او داده شد. براساس این گزارش، در دوره کاری او مرگومیر کودکان زیر پنج سال ۴۴ درصد کاهش یافت و امید به زندگی هنگام تولد هفت سال افزایش پیدا کرد.
فرار با وانمود کردن به بیماری
فیروز به تایمز گفت که برای خروج از افغانستان وانمود کرد بهشدت بیمار است و از این طریق توانست خود را به پاکستان برساند. پس از آن به ترکیه رفت و در آنجا درخواست پناهندگی کرد. با گرفتن پناهندگی، مشکل امنیتی فیروز پایان یافته، اما زندگی حرفهای او باید تقریباً از نو آغاز شود.
اسناد و سابقه طولانی پزشکی او به این معنا نیست که میتواند بلافاصله در شفاخانههای بریتانیا کار کند. برای بازگشت به طبابت باید مراحل قانونی و مسلکی لازم را طی کند.
وزیر پیشین صحت عامه میگوید در این فاصله میخواهد از تجربه خود در هر زمینهای که امکان داشته باشد استفاده کند.
او گفت: «بخش عمده زندگیام را در بخش صحت و خدمات عامه کار کردهام. میخواهم از این تجربه به هر شکلی که بتوانم استفاده کنم، چه در آموزش، پژوهش، مشاوره باشد یا حمایت از نهادهایی که برای بهبود خدمات صحی فعالیت دارند.»
او اکنون بهعنوان حامی افتخاری موسسه خیریه «هلت بس» در بورنموث فعالیت دارد. این نهاد برای افراد بیخانمان و دیگر افراد آسیبپذیر خدمات صحی سیار فراهم میکند.
خانواده در کانادا
غربت فیروز تنها به از دست دادن جایگاه حرفهای و شروع دوباره زندگی محدود نمیشود. همسر و فرزندان او اکنون در کانادا زندگی میکنند و امیدوار است که آنها در آینده بتوانند به بریتانیا بیایند تا بار دیگر در کنار هم زندگی کنند.
فیروز معتقد است که پناهجویان باید بیشتر با فرهنگ، هنجارهای اجتماعی و شیوه زندگی در جامعه میزبان آشنا شوند. او حتی پیشنهاد میکند که پناهجویان در فعالیتهای اجتماعی، مانند پاککاری محیط، مشارکت کنند تا احساس تعلق بیشتری به جامعه پیدا کنند.
داستان شخصی فیروز بیش از هر چیز تصویری از تغییر بزرگی است که سقوط جمهوریت در زندگی بسیاری از مقامها و متخصصان پیشین افغانستان ایجاد کرده است.
آقای فیروز میگوید هدفش ماندن در گذشته نیست. او میخواهد در بریتانیا زندگی باثباتی بسازد و دوباره از تجربهای که طی چند دهه در جراحی، صحت عامه و اداره دولتی به دست آورده است، استفاده کند.
یک بررسی تازه نشان میدهد که همزمان با چرخش ملموس سیاست خارجی طالبان به سمت کشورهای منطقه، تعامل کشورهای غربی با این گروه به پایینترین میزان خود پس از تسلط بر افغانستان رسیده است.
بر اساس این گزارش، ایران، چین، ترکیه، قطر، اوزبیکستان و هند به اصلیترین شرکای دیپلوماتیک طالبان تبدیل شدهاند.
یافتههای پژوهش تازه «موسسه واشنگتن برای سیاست خاور نزدیک» نشان میدهد که طالبان در پنج سال گذشته، از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ تا ۲۴ اسد ۱۴۰۵، در مجموع سه هزار و ۶۵۱ تعامل دیپلوماتیک با ۱۰۳ کشور و نهاد بینالمللی داشته است.
با آنکه بیشتر کشورهای جهان همچنان از بهرسمیتشناختن طالبان خودداری میکنند، این گروه در این مدت روابط خود را با همسایگان و شماری از قدرتهای منطقهای گسترش داده است.
کاهش سهم غرب
براساس این پژوهش، سهم کشورهای غربی از تعاملات دیپلوماتیک طالبان در پنج سال گذشته به شکل چشمگیری کاهش یافته است. در سال نخست بازگشت طالبان به قدرت، کشورهای غربی ۱۶ درصد از تعاملات دیپلوماتیک طالبان را تشکیل میدادند، اما این رقم در سال پنجم به پنج درصد کاهش یافته است.
در این پژوهش آمده است که کاهش تماس کشورهای غربی با طالبان با محدودیتهای گسترده این گروه بر زنان و دختران، از جمله ممنوعیت آموزش، ارتباط دارد. این وضعیت همچنین دسترسی دولتهای غربی به مقامهای اصلی تصمیمگیرنده طالبان را محدود کرده است.
همزمان، موضوعاتی مانند حقوق بشر، آموزش زنان و مبارزه با تروریسم نیز در دیدارهای دیپلوماتیک با طالبان کمرنگتر شده و مسائل اقتصادی و تجاری جای بیشتری گرفته است.
آرون زلین، پژوهشگر موسسه واشنگتن در این گزارش خود میگوید که روسیه و چین هنوز درباره تهدید داعش خراسان با طالبان گفتوگو میکنند، اما موضوعاتی مانند القاعده، تحریک طالبان پاکستان و تروریسم فرامرزی که برای کشورهای غربی اهمیت داشت، کمتر در دستور کار نشستهای طالبان قرار دارد.
به گفته او، «طالبان آموخته است که بدون عقبنشینی در مسائل مهم امنیتی و حقوق بشری نیز میتواند امتیازهای قابل توجه بینالمللی به دست آورد.» با این حال، آقای زلین تاکید میکند که واشنگتن هنوز ابزارهایی، از جمله مسئله کرسی افغانستان در سازمان ملل، معافیتهای وزارت خزانهداری امریکا و تامین مالی پروژههای آسیای مرکزی، برای فشار بر نقاط حساس طالبان دارد.»
شناسایی طالبان از سوی روسیه
بهرسمیتشناختهشدن حکومت طالبان از سوی روسیه در جولای ۲۰۲۵، مهمترین دستاورد دیپلوماتیک این گروه در پنج سال گذشته بوده است.
روسیه نخستین و تاکنون تنها کشوری است که حکومت طالبان را رسماً بهرسمیت شناخته است. پس از آن، نمایندگان طالبان در نشست «فرمت مسکو» در سطح وزیر شرکت کردند و در می ۲۰۲۶ نیز دو طرف توافقنامهای در زمینه همکاریهای نظامی و فنی امضا کردند.
ایران در صدر؛ کاهش تعامل چین و قطر
براساس آمار این پژوهش، ایران با ۴۹۴ تعامل دیپلوماتیک در پنج سال گذشته، بیشترین تماس را با طالبان داشته است. پس از ایران، چین با ۴۳۲ تعامل، ترکیه با ۳۹۴، قطر با ۳۴۷ و اوزبیکستان با ۳۱۶ تعامل در ردههای بعدی قرار دارند.
با این حال، روند تعامل چین و قطر با طالبان در سالهای اخیر کاهش یافته است. تعاملات چین از ۱۳۵ مورد در سال سوم به ۴۶ مورد در سال پنجم رسیده و تماسهای قطر نیز از ۱۶۰ مورد در سال نخست به ۴۱ مورد در سال پنجم کاهش یافته است.
در مقابل، هند که پیش از سقوط جمهوریت از مخالفان جدی طالبان بود، به تدریج تماسهای خود با این گروه را افزایش داده است. تعاملات دهلینو با طالبان از دو مورد در سالهای نخست به ۳۹ مورد در سال پنجم رسیده است.
در مقابل روابط طالبان با پاکستان در مقایسه با دیگر همسایگان، مسیر متفاوتی را طی کرده است. تعاملات دو طرف در سال چهارم به ۸۶ مورد رسید، اما در سال پنجم، همزمان با تشدید اختلافات امنیتی و درگیریهای مرزی، به ۳۳ مورد کاهش یافت.
در گزارش موسسه واشنگتن آمده است که پاکستان در این پنج سال از جایگاه یکی از حامیان اصلی طالبان به یک رقیب منطقهای برای این گروه رسیده است.
به گفته نویسنده گزارش، «آنچه در تمام این روابط دیده میشود این است که دسترسی به افغانستان جدید بیش از آنکه بر نزدیکی ایدئولوژیک استوار باشد، به همسایگی جغرافیایی و منافع مادی وابسته است. کشورهایی که بیشترین تعامل را با طالبان دارند، همانهاییاند که کمترین تمایل را به مطرحکردن مسائلی دارند که برای امریکا و کشورهای همسو با آن مهم است.»
تمرکز بر حفظ روابط موجود
این پژوهش نشان میدهد که سرعت برقراری روابط تازه طالبان با کشورهای دیگر کاهش یافته است. طالبان در سال اول و دوم بهترتیب با ۳۵ و ۳۷ کشور جدید تماس برقرار کرد، اما در سال پنجم تنها سه کشور جدید به فهرست تعاملات آن اضافه شدند.
این روند نشان میدهد که طالبان اکنون بیش از گسترش شبکه روابط خود، بر حفظ و تثبیت روابط موجود تمرکز کرده است.
در همین مدت، سهم مسائل قنسولی در تعاملات طالبان از دو درصد به ۱۴ درصد افزایش یافته است. موضوعات تجاری و سرمایهگذاری نیز اکنون در بیش از ۴۰ درصد گزارشهای دیپلوماتیک این گروه مطرح میشود.
مقایسه با سوریه
موسسه واشنگتن در بخشی از پژوهش خود، دیپلوماسی طالبان را با حکومت جدید سوریه مقایسه کرده است.
براساس دادههای این پژوهش، حکومت جدید سوریه در ۲۰ ماه بیش از چهار هزار تعامل دیپلوماتیک داشته است. سرعت تعاملات دیپلوماتیک سوریه بیش از ۳ برابر اداره طالبان بوده است.
در همین حال، سوریه به سرعت روابط خود را با کشورهای عمده غربی، به ویژه امریکا گسترش داده است؛ کاری که طالبان در انجام آن ناکام بوده است.
طالبان همچنان به غرب نیاز دارد
طالبان با وجود گسترش روابط با کشورهای منطقه، برای مقابله با مشکلات اقتصادی افغانستان همچنان به کمک و همکاری کشورهای غربی نیاز دارد.
بیش از نیمی از جمعیت ۴۵ میلیونی افغانستان به کمکهای بشردوستانه وابستهاند، میلیونها مهاجر به کشور بازگشتهاند و میلیاردها دالر از ذخایر ارزی افغانستان همچنان در امریکا مسدود است.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، نیز اخیراً در گفتوگو با نیویارک تایمز از امریکا خواست که سفارت خود را در کابل بازگشایی کند و در پروژههای بزرگ اقتصادی افغانستان سرمایهگذاری کند.
با این حال، طالبان تاکنون نشانهای از آمادگی برای تغییر سیاستهای خود در زمینه حقوق زنان، آموزش دختران یا روابط با گروههای افراطی در برابر بهبود روابط با غرب نشان نداده است. این در حالیست که امریکا و کشورهای دیگر خواهان قطع روابط طالبان با گروههای تروریستی و رعایت حقوق بشر هستند.
افغانستان زمانی برای استقلال با نیروی خارجی جنگید، اما اکنون و همزمان با روز استقلال این پرسش مطرح است که افغانها پس از رهایی از نیروی خارجی تا چه اندازه در تعیین سرنوشت خود آزادند؟
۲۸ اسد سالروز استقلال افغانستان است؛ روزی که یادآور پایان جنگ سوم افغانستان و بریتانیا در سال ۱۲۹۸ خورشیدی و تثبیت استقلال افغانستان در سیاست خارجی است.
اداره طالبان پایان جنگ و تأمین امنیت را از مهمترین دستاوردهای خود میداند. اما محدودیتهای گسترده بر آموزش، کار، رفتوآمد و حضور زنان در جامعه، در کنار محدودیت آزادی بیان و نبود مشارکت سیاسی، این پرسش را پیش میکشد که آیا استقلال یک کشور تنها به معنای رهایی از نیروی خارجی است یا حق مردم برای تعیین سرنوشت خود نیز بخشی از مفهوم استقلال بهشمار میرود؟
این پرسش بهویژه درباره زنان و دختران افغانستان اهمیت بیشتری دارد.
استقلال برای دختری محروم از آموزش چه معنایی دارد؟
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که دختران در آن از آموزش بالاتر از صنف ششم و زنان از تحصیل دانشگاهی محروماند. بر اساس آمار سازمان ملل، حدود ۲٫۴ میلیون دختر افغان از آموزش متوسطه محروم هستند.
اداره زنان سازمان ملل در ارزیابی تازهای گفته است که حدود نیمی از زنان افغان تنها یک یا دو بار در ماه از خانه بیرون میشوند. این نهاد همچنین تأکید کرده که محدودیتهای اعمالشده بر زنان در زمینه رفتوآمد، آموزش و حضور در زندگی عمومی در حال تشدید است.
در چنین شرایطی پرسش مهم این است: دختری که نمیتواند دروازه مکتبش را باز کند، به دانشگاه برود و درباره زندگی و آینده خود تصمیم بگیرد، واژه «استقلال» را چگونه تجربه میکند؟
کامله شینواری، آموزگار یک مکتب در کابل، میگوید: «بهعنوان یک آموزگار افغان که محدودیتهای آموزش دختران و زندگی زنان را از نزدیک دیدهام، باور دارم که استقلال تنها به معنای رهایی از قدرت خارجی نیست. استقلال زمانی معنا پیدا میکند که یک دختر بتواند دروازه مکتب و دانشگاه را به روی خود باز ببیند، یک زن بتواند کار کند و هر زن افغان بتواند آزادانه از خانه بیرون شود و درباره زندگی خود تصمیم بگیرد. اگر رفتوآمد، آموزش، کار و مشارکت یک زن در امور جامعه محدود باشد، مفهوم استقلال ناقص میماند. استقلال واقعی افغانستان روزی معنا پیدا میکند که زن افغان آزادی کامل برای تعیین آینده خود داشته باشد.»
از ۱۲۹۸ تا امروز؛ مفهوم استقلال چگونه تغییر کرد؟
روز استقلال افغانستان یادآور سال ۱۲۹۸ خورشیدی است؛ زمانی که افغانستان پس از جنگ با بریتانیا، حق استقلال در سیاست خارجی خود را تثبیت کرد. از آن زمان تاکنون، افغانستان چندین بار دورههای نفوذ خارجی، اشغال، جنگ و تحولات سیاسی را پشت سر گذاشته است.
مفهوم استقلال نیز در گذر زمان تغییر کرده است. در قرن بیستم پرسش اصلی این بود که چه کسی درباره سیاست خارجی و حاکمیت ملی افغانستان تصمیم میگیرد؟ امروز اما برای میلیونها افغان پرسش اساسی این است که چه کسی درباره زندگی، آموزش، کار، آزادی بیان و آینده آنان تصمیم میگیرد؟
همین تفاوت، به روز استقلال افغانستان در سال ۱۴۰۵ معنای سیاسی و اجتماعی متفاوتی میدهد.
اداره طالبان: جنگ پایان یافته و امنیت برقرار شده است
اداره طالبان میگوید پس از سال ۱۴۰۰، جنگ چنددههای در افغانستان پایان یافته و کشور از نظر امنیتی نسبت به گذشته باثباتتر شده است. شماری از باشندگان کابل نیز کاهش جنگهای گسترده و انفجارها را در مقایسه با سالهای گذشته در زندگی روزمره خود محسوس میدانند. برخی شهروندان از بهبود وضعیت امنیتی سخن میگویند، اما همزمان درباره کار، اقتصاد و حقوق زنان ابراز نگرانی میکنند.
امنیت یکی از محورهای اصلی حکومتداری طالبان است؛ اما درگیریهای اخیر در بدخشان و برخی ولایتهای دیگر، این ادعا را نیز با چالش مواجه کرده است.
از دید جامعهشناسان، استقلال تنها به آزادی فردی محدود نمیشود و مشارکت سیاسی نیز یکی از بخشهای مهم آن است.
حسیبالله ستانکزی، رئیس پیشین شورای ولایتی لوگر، میگوید: «افغانستان ملکیت شخصی هیچ گروهی نیست؛ این کشور وطن مشترک همه افغانها و امانتی برای نسلهای آینده است. اگر امروز نیمی از مردم افغانستان از آینده محروم شوند، فردای افغانستان نیز ضعیف خواهد شد. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا میکند که هر افغان حق آموزش، کار، عزت و تعیین آینده خود را داشته باشد.»
نبود انتخابات و مشارکت سیاسی
پس از بازگشت طالبان به قدرت، در افغانستان انتخابات برگزار نشده و ساختار سیاسی جمهوری پیشین از میان رفته است. اداره طالبان نظام کنونی را «امارت اسلامی» مینامد و میگوید اداره این نظام بر اساس شریعت اسلامی استوار است.
اما مخالفان سیاسی و نهادهای حقوق بشری میگویند نبود مشارکت گسترده سیاسی در ساختار اداره طالبان یکی از مشکلات اساسی این نظام است. اداره طالبان تاکنون سازوکار انتخاباتی یا مشارکتیای ایجاد نکرده که مردم بتوانند مانند نظام جمهوری، نقش مستقیم در تعیین قدرت سیاسی داشته باشند. منتقدان باور دارند که مردم در تصمیمگیری درباره ساختار سیاسی و آینده کشور نقش محدودی دارند.
فشار بر رسانهها و آزادی بیان
بر اساس گزارش سازمانهای خبرنگاری، رسانهها و خبرنگاران افغانستان در سالهای گذشته با فشارهای گسترده مواجه بودهاند. پس از بازگشت طالبان به قدرت، شماری از خبرنگاران و رسانهها درباره سانسور، بازداشت، تهدید و محدودیت فعالیتهای خود ابراز نگرانی کردهاند. نهادهای حقوق بشری نیز از محدود شدن آزادی بیان و فضای مدنی در افغانستان انتقاد کردهاند.
بحران اقتصادی و انسانی
افغانستان همچنان با بحران شدید اقتصادی و انسانی روبهروست. فقر، بیکاری، کمبود مواد غذایی و کاهش کمکهای بشردوستانه بر زندگی میلیونها افغان فشار وارد کرده است. سازمان ملل نیز نسبت به کاهش بودجه کمکهای بشردوستانه و پیامدهای آن برای مردم افغانستان هشدار داده است.
در کنار این بحران، محدودیتهای اعمالشده بر زنان و دختران همچنان یکی از مهمترین موانع بازگشت افغانستان به جامعه جهانی است. سازمان ملل وضعیت حقوق زنان در افغانستان را از شدیدترین بحرانهای حقوق بشری در جهان توصیف کرده است.
پنج سال بعد؛ افغانستان در چه وضعیتی قرار دارد؟
پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت میگذرد. اداره طالبان در این مدت توانسته کنترول خود را بر بخش بزرگی از افغانستان حفظ کند و سطح درگیریهای گسترده نسبت به سالهای جنگ کاهش یافته است. اما این اداره همچنان از سوی بیشتر کشورهای جهان به رسمیت شناخته نشده است.
در کنار فشارهای بینالمللی درباره حقوق زنان و دختران، اداره طالبان تأکید میکند که بر اساس شریعت و شرایط جامعه افغانستان حکومت میکند.
در این پنج سال، ساختار اجتماعی افغانستان نیز تغییر کرده است: میلیونها افغان از کشور خارج شده یا دوباره بازگشتهاند؛ فشارهای اقتصادی افزایش یافته؛ زنان بیش از گذشته از زندگی عمومی کنار گذاشته شدهاند و فاصله میان اداره طالبان و جریانهای مخالف درباره آینده سیاسی افغانستان همچنان گسترده است.
استقلال یک کشور با حاکمیت آن بر سرزمین، مرزها و امور خارجی پیوند دارد؛ اما تصویر کامل استقلال یک ملت فراتر از این است. حق انتخاب مردم، آزادی بیان، حق آموزش، حق کار، مشارکت سیاسی و توانایی تعیین آینده نیز بخشی از مفهوم استقلال است.
از همین رو، روز استقلال افغانستان شاید تنها روز یادآوری پیروزی سال ۱۲۹۸ نباشد؛ بلکه میتواند روز طرح این پرسش نیز باشد:
افغانستان از حضور نیروی خارجی مستقل شد، اما افغانها چه زمانی آنقدر آزادی خواهند داشت که خود درباره آینده کشور و زندگیشان تصمیم بگیرند؟ این پرسش همچنان زیر پرچم استقلال افغانستان بیپاسخ مانده است.

