وزیر سابق عدلیه: راهی جز مقاومت در برابر طالبان نیست

فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان میگوید که طالبان تنها در برابر فشار و قدرت عقبنشینی میکند و با توجه به رویکرد این گروه، مقاومت همچنان تنها راه مقابله با آن است.

فضلاحمد معنوی، وزیر عدلیه پیشین افغانستان میگوید که طالبان تنها در برابر فشار و قدرت عقبنشینی میکند و با توجه به رویکرد این گروه، مقاومت همچنان تنها راه مقابله با آن است.
آقای معنوی روز سهشنبه در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال گفت کسانی که به تغییر رفتار طالبان امیدوار بودند، اکنون ناامید شدهاند. به گفته این چهره نزدیک به جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود، از زمان ظهور طالبان ماهیت و تفکر این گروه برای بسیاری روشن بود و میدانستند که این گروه «جز به زور، به چیز دیگری تمکین نمیکند.»
او افزود که اکنون شمار بیشتری از مردم و فعالان به این نتیجه رسیدهاند که در برابر طالبان «جز ایستادگی و مقاومت چاره دیگری نیست». معنوی ابراز امیدواری کرد که افغانستان بهزودی شاهد تغییرات گسترده باشد.
وزیر عدلیه پیشین افغانستان با اشاره به جابهجاییهای اخیر مقامهای طالبان در بدخشان گفت که تغییر افراد تاثیری بر وضعیت این ولایت و مقاومت در برابر طالبان نخواهد داشت.
او گفت: «رفتن یک ملا و آمدن ملای دیگر هیچ تاثیری در اصل وضعیت ندارد.»
معنوی گفت که مقاومت در برابر طالبان، بهویژه در بدخشان و مناطقی که به گفته او «بستر طبیعی» برای پذیرش طالبان نیستند، روزبهروز گسترش خواهد یافت.
او افزود تغییر مقامهای طالبان نمیتواند دلایل نارضایتی عمیق مردم در این مناطق را از میان بردارد.
رد نقش جبهه مقاومت در به دام افتادن حسیب پنجشیری
معنوی هرگونه دست داشتن یا تبانی اعضای جبهه مقاومت در به دام افتادن حسیب پنجشیری و نیروهای همراه او را رد کرد و ادعاهای مطرحشده در این باره را نادرست خواند.
او در پاسخ به پرسشی درباره ادعاهای فساد در رهبری جبهه مقاومت گفت این جریان وجود برخی کاستیها یا موارد فساد را کتمان نمیکند و این موضوعها را پیگیری خواهد کرد.
معنوی در پایان گفت کشتهشدن نیروهای مقاومت مانع ادامه فعالیت این جریان نخواهد شد و جبهه مقاومت با وجود فشارها و چالشها به فعالیت خود ادامه خواهد داد.

برنامه «پاداش برای عدالت» حکومت امریکا برای اطلاعاتی که به شناسایی، یافتن محل اختفا یا دستگیری رهبران کلیدی داعش خراسان منجر شود، پاداشهای چند میلیوندالری تعیین کرده است.
براساس اطلاعیههای این برنامه، برای اطلاعاتی که به شناسایی یا دستگیری ثناءالله غفاری، معروف به «شهاب المهاجر»، رهبر داعش خراسان منجر شود، تا ۸ میلیون دالر پاداش در نظر گرفته شده است. این برنامه همچنین برای اطلاعات درباره عبیدالله، مسئول امور مالی و از فرماندهان ارشد این گروه، تا ۱۰ میلیون دالر پاداش تعیین کرده است.
ثناءالله غفاری؛ رهبر داعش خراسان
ثناءالله غفاری متولد سال ۱۹۹۴ در افغانستان است. بر اساس دادههای وزارت خارجه امریکا، هسته مرکزی داعش در جون ۲۰۲۰ او را بهعنوان رهبر شاخه خراسان منصوب کرد.
در بیانیههای داعش از غفاری بهعنوان فردی با سابقه نظامی و یکی از «شیران شهری» این گروه در کابل یاد شده است. به گفته وزارت خارجه امریکا، او در برنامهریزی حملات انتحاری پیچیده و عملیاتهای چریکی نقش داشته و مسئول تایید تمامی عملیاتها و تامین مالی داعش خراسان در افغانستان است.
عبیدالله؛ مسئول امور مالی و عملیاتی
برنامه «پاداش برای عدالت» همچنین مشخصات عبیدالله، یکی دیگر از رهبران ارشد داعش خراسان را منتشر کرده است.
بر اساس اطلاعات منتشرشده، عبیدالله مدیریت فعالیتهای مالی، برنامهریزی عملیاتها و فرماندهی گروههای عملیاتی داعش خراسان را بر عهده دارد. وزارت خارجه امریکا جزئیاتی درباره محل حضور فعلی او ارائه نکرده است.
داعش خراسان؛ تهدیدی فرامرزی
گزارشهای شورای امنیت سازمان ملل نشان میدهد که داعش خراسان همچنان در افغانستان و بخشهایی از پاکستان فعال است و برای جذب نیرو و گسترش شبکههای خود تلاش میکند. سازمان ملل بارها درباره افزایش توان این گروه برای انجام حملات و پیوستن جنگجویان خارجی، بهویژه اتباع کشورهای آسیای مرکزی، به صفوف داعش خراسان هشدار داده است.
براساس ارزیابیهای سازمان ملل، تهدید داعش خراسان به افغانستان محدود نمیشود و این گروه همچنان توان انجام حملات فرامرزی را دارد. شورای امنیت داعش خراسان را جدیترین تهدید تروریستی در منطقه میداند که قادر به انجام حملات خشونتبار در خارج از افغانستان است.
طالبان پس از بازگشت به قدرت، داعش خراسان را دشمن اصلی خود خوانده و بارها از انجام عملیات علیه این گروه خبر داده است. با این حال، گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که داعش خراسان همچنان شبکه خود را حفظ کرده و به جذب نیرو و تامین منابع مالی ادامه میدهد. تعیین پاداشهای چند میلیون دالری از سوی واشنگتن برای اطلاعات درباره رهبران این گروه نیز نشان میدهد که تهدید داعش خراسان همچنان یکی از نگرانیهای امنیتی امریکا است.
یونیسف اعلام کرد افزایش سوءتغذیه کودکان در افغانستان، فشار شدیدی بر شفاخانههای این کشور وارد کرده و در برخی مناطق برای هر تخت موجود، سه تا چهار کودک دچار سوءتغذیه بستری میشوند. این نهاد هشدار داد که یک میلیون کودک افغان در معرض خطر مرگ ناشی از سوءتغذیه قرار دارند.
تاجالدین اویواله، نماینده یونیسف در افغانستان، روز سهشنبه، سوم سنبله در نشستی در سازمان ملل در ژنو گفت که در حال حاضر در سراسر افغانستان ۳.۷ میلیون کودک از لاغری مفرط و سوءتغذیه حاد رنج میبرند. او هشدار داد که کاهش بودجه و تعطیلی مراکز درمانی میتواند بحران را وخیمتر کند.
به گفته او، نزدیک به ۴۰ درصد کودکانی که به دلیل لاغری شدید و عوارض پزشکی در شفاخانهها بستری میشوند، نوزادان زیر شش ماه هستند. کودکان زیر دو سال نیز ۸۳ درصد موارد سوءتغذیه حاد شدید را تشکیل میدهند.
نماینده یونیسف گفت که شفاخانههای افغانستان با فشار بزرگی روبهرو هستند و از ابتدای سال جاری تاکنون بیش از نیم میلیون کودک به دلیل لاغری متوسط پرخطر و لاغری شدید بستری شدهاند.
به گفته او، شمار کودکان مبتلا به سوءتغذیه حاد شدید که همراه با عوارض پزشکی در شفاخانه بستری شدهاند، نسبت به مدت مشابه سال گذشته یکسوم افزایش یافته و از ۶ هزار مورد در جولای ۲۰۲۵ به ۸ هزار مورد در جولای ۲۰۲۶ رسیده است.
یونیسف با ابراز نگرانی عمیق افزود که بسیاری از خانوادههای افغان به دلیل مشکلات اقتصادی، مصرف مواد غذایی مغذی را کاهش میدهند و کودکان نیز تنوع غذایی کمتری دریافت میکنند.
این نهاد همچنین افزود کودکانی که در خانوادههای دارای ناامنی غذایی شدید زندگی میکنند، تا شش برابر بیشتر در معرض لاغری مفرط قرار دارند. یونیسف تاکید کرد که سوءتغذیه تنها ناشی از کمبود غذا نیست و بیماریهایی مانند اسهال شدید و عفونتهای تنفسی نیز میتوانند وضعیت کودکان دارای تغذیه نامناسب را بهسرعت وخیمتر کنند.
نماینده یونیسف همچنین با اشاره به سالهای پیاپی خشکسالی در افغانستان و پس از آن بارندگیهای شدید و سیلابهای ناگهانی گفت که این بحرانها و بازگشت میلیونها مهاجر به افغانستان، فشار بیشتری بر منابع خانوادهها و خدمات بهداشتی و تغذیهای وارد کرده است.
آقای اویواله هشدار داد خدمات موجود به دلیل کاهش بودجه محدودتر شده و امسال بیش از ۱۰۰ مرکز درمان کودکان مبتلا به سوءتغذیه شدید به دلیل کمبود منابع تعطیل شدهاند و بخش تغذیه افغانستان با کمبود ۵۷ درصدی بودجه مواجه است.
نماینده همچنین یونیسف خواستار اقدام فوری و افزایش بودجه پایدار برای جلوگیری از گسترش بحران شد.
رهبر طالبان برای بدخشان والی و فرمانده جدید تعیین کرد. احمدشاه دیندوست که به عنوان فرمانده امنیه طالبان در بدخشان مقرر شد، در سالهای گذشته مسئولیتهای مهمی در ساختار این گروه داشته است. احمدشاه دیندوست در چندین پرونده از جمله قتل، سرکوب و فساد مالی در ولایت غور متهم است.
وی در سالهای که طالبان علیه حکومت پیشین میجنگید، معاون کمیسیون نظامی طالبان در ولایت غور بوده است.
دیندوست باشنده روستای منگ ولسوالی چهارسده غور است و حدود دو دهه پیش به طالبان پیوسته و اکنون از چهرههای برجسته تاجیکتبار طالبان در حوزه غرب به حساب میرود.
او پس از روی کار آمدن طالبان به عنوان معاون والی این گروه و سپس والی غور تعیین شد. او در سمت فرمانده قولاردوی قندهار و والی سرپل نیز کار کرده است.
منابع مردمی در ولایت غور میگویند که احمدشاه دیندوست در قتلهای هدفهمند و ترور و سرکوب نیروهای امنیتی پیشین دست داشته است.
اتهام دستداشتن در قتل، اختطاف و ترور برونمرزی
منابع معتبر محلی میگویند احمدشاه دیندوست در قتل قوماندان دینمحمد مرغابی و پسرش محمد، قتل قوماندان احمد رسولی، مشهور به احمد «شویج»، و پسرش شرافالدین، و نیز قتل سناتور احمد، مشهور به «معاون احمد»، و برادرزادهاش متهم است.
به گفته منابع، دینمحمد مرغابی، از فرماندهان پیشین جمعیت و پسرش محمد در روز ورود طالبان به غور، در خانهشان توسط فردی به نام صدیق، از محافظان احمدشاه دیندوست، تیرباران شدند. این رویداد در برابر چشمان اعضای خانواده آنان رخ داده است.
صدیق اکنون فرمانده امنیه طالبان در ولسوالی لعل و سرجنگل ولایت غور است.
در موردی دیگر، به گفته منابع احمد «شویج» و پسرش شرافالدین رسولی در سال ۱۴۰۳، زمانی که احمدشاه دیندوست والی طالبان در غور بود، به دستور او بازداشت شد و پس از گذشت نزدیک به دو ماه در زندان شخصی طالبان، اجساد آنها در ۵ قوس سال ۱۴۰۳ تسلیم داده شد. منابع گفتند که طالبان اجساد مثله شده آنان را تسلیم خانواده شان کردند.
همچنین منابع، احمدشاه دیندوست را در قتل احمدخان سناتور پیشین، مشهور به «معاون احمد»، و برادرزادهاش نیز دخیل میدانند. به گفته منابع، این دو پس از شرکت در جلسهای در ولسوالی دولتیار، هنگام بازگشت به خانه کشته شدند. این رویداد در میزان ۱۴۰۰ رخ داد.
اتهام سازماندهی سوءقصد در ایران
منابع آگاه احمدشاه دیندوست را به دستداشتن در سازماندهی سوءقصد علیه کرامالدین رضازاده، نماینده پیشین غور در مجلس نمایندگان افغانستان، در شهر کرج ایران متهم میکنند.
منابع به تاریخ ۵ حوت سال گذشته به افغانستان اینترنشنال خبر دادند کرامالدین رضازاده، نماینده غور در پارلمان پیشین در ایران هدف حمله مسلحانه قرار گرفت و زخمی شد. این حمله توسط دو فرد موتورسایکلسوار انجام شد.
جمعآوری صدها میلیون افغانی از مردم
در کنار اتهامهای مربوط به قتل، منابع محلی میگویند که احمدشاه دیندوست زمانی که والی غور بود حدود ۶۰۰ میلیون افغانی در سال ۱۴۰۳، تحت عنوان بازسازی جاده غور–کابل، از مردم جمعآوری کرد. برخی منابع گفتند که دیندوست این پول را حیف و میل کرده است.
بر اساس اطلاعات چندین منبع و گفتوگو با شماری از باشندگان غور، احمدشاه دیندوست از کارمندان ادارات ملکی و نظامی و مؤسسات، برای بازسازی این مسیر، مبالغی جمعآوری کرده است. به گفته منابع، از هر فرد متأهل ۱۵۰۰ افغانی و از تاجران، بسته به میزان فعالیت آنان، بین ۵۰ هزار تا پنج لک افغانی دریافت شده است.
گفته میشود این پول میان احمدشاه دیندوست و شماری از مقامهای محلی و مرکزی طالبان توزیع شده است.
ایجاد شرکتهای ساختمانی پس از جمعآوری پول
به گفته منابع محلی، احمدشاه دیندوست پس از جمعآوری پول، صاحب داراییهای گستردهای شده است. این منابع از دهها موتر و ماشینآلات، شرکتهای ساختمانی و بازسازی و خانههای متعدد در هرات، کابل و غور نام میبرند.
با این حال، ادعاهای مربوط به میزان دقیق پول جمعآوریشده و داراییهای منسوب به دیندوست نیازمند بررسیهای بیشتر است.
انتصاب جنجالی در بدخشان و احتمال سرکوب گسترده
احمدشاه دیندوست در شرایطی بهعنوان فرمانده امنیه طالبان در بدخشان گماشته شده است که این ولایت در هفتههای اخیر شاهد تحولات و ناامنیهای گسترده بوده که نگرانی شدید قندهار را به همراه داشته است.
از مهمترین رویدادهای اخیر در بدخشان میتوان به سقوط چندساعته مرکز ولسوالی یفتل به دست نیروهای جبهه سپاهی میهن، درگیریهای گسترده میان نیروهای جبهه آزادی و طالبان در ولسوالی زیباک، درگیری مرگبار میان جمعهخان، فرمانده ناراضی طالبان، و نیروهای اعزامی این گروه از کابل، سقوط یک چرخبال، کشتهشدن شهردار فیضآباد در پی ماینگذاری نیروهای جبهه مقاومت در شهر فیضآباد و چندین حمله پیدرپی در طول دو هفته گذشته بر دفتر والی و استخبارات طالبان در بدخشان اشاره کرد.
این رویدادها بدخشان را بار دیگر در کانون توجه قرار داده و نگرانیهایی طالبان را درباره وضعیت امنیتی این ولایت افزایش داده است.
آگاهان میگویند تعیین احمدشاه دیندوست بهعنوان فرمانده امنیه، میتواند در راستای تشدید فضای رعب و وحشت و سرکوب مخالفان این گروه صورت گرفته باشد. به باور آنان، دیندوست با توجه به سابقهای که در ولایت غور دارد، ممکن است در بدخشان نیز به اقدامات سرکوبگرانه گسترده علیه مخالفان و باشندگان این ولایت متوسل شود.
مولوی عبدالسمیع غزنوی، از روحانیون نزدیک به طالبان، از مردم افغانستان خواست افتخار به «افغانیت» و ملیگرایی را کنار بگذارند و به «اسلامیت» توجه کنند. او میگوید که افغانها زمینه مسلطشدن انگلیس، شوروی و امریکا بر افغانستان را فراهم کردند.
آقای غزنوی با انتقاد از قومگرایی و ملیگرایی، گفت که افتخار به قومیت، وطن و افغانیت در اسلام «مفهوم» ندارد.
این روحانی نزدیک به طالبان، در ویدیویی، با انتقاد از عملکرد برخی چهرههای تاریخی افغانستان میگوید که شاهشجاع، ترکی، حفیظالله امین و نجیبالله «افغان» بودند، اما خارجیها را به افغانستان آوردند.
غزنوی پیش از این نیز گفته بود برگزاری «جشن فتح و استقلال» بدعت است، زیرا به گفته او، پیامبر اسلام پس از فتح مکه جشن برگزار نکرد.
اداره طالبان هر سال ۲۴ اسد، سالروز سقوط حکومت پیشین و تسلط خود بر افغانستان را جشن میگیرد.
ابن روحانی حامی طالبان همچنین با اشاره به مفهوم «فتح» در اسلام گفته بود طالبان افغانستان را فتح نکردهاند، زیرا افغانستان از گذشته «دارالاسلام» بوده است. غزنوی گفته بود: «امریکا افغانستان را گرفته بود و ما افغانستان را از دست آنها پس گرفتیم، نه اینکه افغانستان را فتح کرده باشیم.»
به گفته او فتح زمانی معنا پیدا میکند که فرد یا گروهی به کشوری مانند مسکو، چین یا امریکا حمله و آن را تصرف کند.
استخبارات طالبان عبدالسمیع غزنوی را در سال ۱۴۰۴ از مدرسه جهادیاش در کابل بازداشت کردند. محکمه نظامی طالبان او را به ۴۵ روز زندان محکوم کرد.
غزنوی که از حامیان جهاد در پاکستان است، در یکی از سخنرانیهایش گفته بود جهاد به «فتوای امیر» نیاز ندارد و شرایط آن در اسلام روشن است و «مقید به زمان و مکان» نیست.
او حدود ۷۰ سال سن دارد و نزدیک به ۴۰ سال از زندگیاش را صرف ترویج جهاد کرده است.
برخی اعضای طالبان او را «امام جهاد» مینامند و برایش احترام زیادی قائلاند. غزنوی همواره در سخنرانیهایش مواضعی متفاوت با برخی سیاستهای طالبان مطرح کرده است.
او در جریان تدریس به شاگردانش در یکی از مدارس جهادی طالبان گفته بود شریعت زنان و دختران را از آموزش منع نکرده و حجاب نمیتواند بهانهای برای محرومکردن آنان از آموزش باشد.
غزنوی همچنین در واکنش به فرمان هبتالله آخندزاده درباره منع اعضای طالبان از پیوستن به تحریک طالبان پاکستان گفته بود «جهاد فرض عین است» و تفاوتی ندارد که در پاکستان باشد یا افریقا. این اظهارات او بهگونه تلویحی برخی سیاستهای رهبر طالبان درباره جهاد در پاکستان و آموزش زنان را به چالش کشیده است.
خانوادههای برخی از زندانیان میگویند که برای دیدار با نزدیکان خود در زندان بگرام با روندهای اداری پیچیده و انتظارهای طولانی مواجه هستند. آنان گفتند که برای دیدار بستگان خود در زندانهای طالبان، باید از دادگاه نظامی طالبان مجوز بگیرند و گرفتن این مجوز گاهی ماهها زمان میبرد.
شماری زیادی از زندانیان زندان بگرام را نظامیان پیشین تشکیل میدهند که به گفته خانوادههایشان، در شرایط دشوار و با محدودیتهای شدید به سر میبرند. خانوادههای این زندانیان به افغانستان اینترنشنال گفتند که علاوه بر انتظار طولانی و سفر از ولایتهای دوردست، در محل ملاقات در زندان بگرام نیز مکان مناسبی برای انتظار و صحبت وجود ندارد.
محمد اکرم، از نزدیکان یک زندانی در بگرام، میگوید که دیدار با زندانیان به آسانی انجام نمیشود.
او گفت: «خانوادههای زندانیان در بگرام نمیتوانند به راحتی با عزیزان خود دیدار کنند؛ گاهی اوقات باید ماهها انتظار بکشیم. به جز دادگاه نظامی، هیچ مرجع دیگری وجود ندارد که بتوان از آن مجوز ملاقات گرفت.»
به گفته وی، هنگامی که دادگاه نظامی طالبان مجوز ملاقات را صادر میکند، پایوازان به بگرام میروند؛ اما در آنجا نیز پیش از انجام دیدار، ساعتها منتظر میمانند و با محدودیتهای شدید و رفتار خشن طالبان مواجه میشوند.
حاجی سردارمحمد، که برای دیدن پسر زندانیاش از قندهار به کابل سفر کرده است، میگوید حدود یک ماه را در کابل برای دریافت مجوز سپری کرده است.
او میافزاید: «من پیرمرد و بیمار هستم. از قندهار به کابل آمدهام و بیش از یک ماه میشود که اینجا مسافرم و از این اداره به آن اداره میروم. پولم هم تمام شده است. از صبح تا غروب برای گرفتن مجوز انتظار میکشم؛ اما پاسخ روشنی داده نمیشود.»
به گفته این خانوادهها، این وضعیت، بهویژه در فصلهای گرم و سرد سال، برای پیرمردان، زنان، کودکان و بیماران بسیار دشوار است. برخی از پایوازان زندانیان همچنین از برخورد خشونتآمیز طالبان هنگام رفتن به زندان شکایت دارند.
آنان میگویند هنگامی که برای ملاقات با نزدیکان زندانی خود برده میشوند، روی سرشان خریطههای سیاه کشیده میشود و از محل تعیینشده تا محوطه ملاقات در حالی منتقل میشوند که چیزی نمیبینند.
بریالی، پایواز یکی از زندانیان، گفت که هنگام دیدار با برادر کوچکترش، روی سر او خریطه سیاه کشیده شد و سپس به محل ملاقات انتقال داده شد.
او گفت: «وقتی سر مرا با خریطه پوشاندند، خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. فکر میکردم مجرم بزرگی هستم. ما نمیدانیم چرا با ما چنین رفتاری میشود.»
خانوادههای زندانیان همچنین میگویند که هنگام ملاقات، تحت نظارت شدید نیروهای طالبان قرار دارند و به دلیل این نظارت امنیتی، نمیتوانند در مورد وضعیت صحی زندانیان، پرونده، مشکلات خانوادگی و سایر مسائل شخصی آزادانه صحبت کنند.
پایوازان زندانیان میافزایند که با ضرورت تدابیر امنیتی مخالفتی ندارند، اما خواستار ایجاد سازوکاری روشن و منظم برای ملاقات، کوتاه شدن روند صدور مجوز و فراهم شدن مکان مناسب برای انتظارهای طولانی هستند.
آنان همچنین میخواهند اطلاعات روشنی درباره زمان ملاقات، مجوزها، مدارک مورد نیاز و سایر شرایط در اختیار خانوادههای زندانیان قرار گیرد تا مردم از رفتوآمد چندماهه از این اداره به آن اداره رهایی یابند.
اگرچه تاکنون آمار تازهای از تعداد زندانیان در زندانهای طالبان اعلام نشده است، اما بر اساس اطلاعات سازمان ملل متحد، تا ماه اکتبر سال ۲۰۲۴ بیش از پنج هزار زندانی در زندان پلچرخی نگهداری میشدند. همچنین، در آغاز سال ۲۰۲۳، یکی از مقامهای طالبان گفته بود که طی حدود ۱۸ ماه، بیش از ۲۹ هزار نفر به اتهامهای گوناگون بازداشت شدهاند.