نیویارکتایمز: امریکا در افغانستان برای پیروزی نمیجنگید شکست را به تعویق می انداخت

نیویورک تایمز در تحلیلی درباره جنگ افغانستان نوشته است که پس از کشتهشدن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱، هدف امریکا در این کشور بهتدریج تغییر کرد.

نیویورک تایمز در تحلیلی درباره جنگ افغانستان نوشته است که پس از کشتهشدن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱، هدف امریکا در این کشور بهتدریج تغییر کرد.
گرگ یافا، نویسنده این مطلب نوشت که واشنگتن پس از سال ۲۰۱۱ دیگر چشمانداز روشنی برای شکست طالبان نداشت. هدف امریکا بهتدریج از پیروزی در جنگ به جلوگیری از فروپاشی حکومت افغانستان، کاهش تلفات و عقب انداختن شکست تغییر کرد.
نویسنده نیویارک تایمز در پنجمین سالگرد پایان جنگ افغانستان نوشته است که کشتهشدن اسامه بنلادن در ماه می ۲۰۱۱ بهترین فرصت برای خروج امریکا از افغانستان بود. طراح حملات ۱۱ سپتامبر کشته شده بود و یک دهه عملیات امریکا، القاعده را بهشدت تضعیف کرده بود. در همان زمان نیز روشن شده بود که از میان بردن طالبان بسیار دشوار است.
کارتر ملکاسیان، مشاور پیشین فرمانده ناتو در افغانستان، در مجله فارین افیرز نوشته است که اگر مقامهای امریکا در آن زمان آنچه را امروز میدانند میدانستند، بسیاری از آنها با جدیت بیشتری از خروج زودهنگام حمایت میکردند. با این حال، جنگ ده سال دیگر ادامه یافت.
این روزنامه نوشته است که تجربه افغانستان اکنون پرسشهای مهمی را درباره جنگ ایران پیش روی واشنگتن قرار داده است، از جمله اینکه چرا پایان دادن به جنگ برای امریکا گاهی از آغاز آن دشوارتر میشود و آیا واشنگتن بار دیگر وارد جنگی شده که بیرون آمدن از آن هرچه بیشتر به تاخیر بیفتد، دشوارتر خواهد شد.
به نوشته آقای یافا، روسای جمهور امریکا و پنتاگون تنها بر اساس محاسبات نظامی به ادامه جنگ افغانستان تن ندادند. نگرانی از آسیب دیدن اعتبار امریکا در جهان، احساس مسئولیت در برابر متحدان افغان و این تصور که پذیرش شکست میتواند فداکاری سربازان کشته و زخمی را بیمعنا جلوه دهد، در ادامه جنگ نقش داشت.
برای بسیاری از فرماندهان امریکایی نیز خروج بدون پیروزی دشوار بود. شماری از آنان دوستان و همکاران خود را در جنگ با طالبان از دست داده بودند و سالها برای جنگیدن تا رسیدن به پیروزی آموزش دیده بودند.
ملکاسیان نوشته است: «به زبان ساده، یکی از دلایلی که امریکاییها زودتر افغانستان را ترک نکردند این بود که ارتش امریکا برای پیروزی میجنگد.»
در مقابل، طالبان به محاسبه دیگری رسیده بود. به نوشته نیویارک تایمز، این گروه میدانست که برای پیروزی لازم نیست امریکا را در میدان جنگ شکست دهد. کافی بود بیشتر از نیروهای امریکایی و افکار عمومی خسته امریکا دوام بیاورد. تا سال ۲۰۱۱، شمار نیروهای امریکایی در افغانستان رو به کاهش بود و تمایل مردم امریکا به پرداخت هزینههای جنگ نیز کمتر میشد.
هرچه امید امریکا به شکست طالبان کمتر شد، هدفهای واشنگتن نیز تغییر کرد.
گزارشگر سابقهدار نیویارک تایمز نوشت که رهبران امریکا بهتدریج از تلاش برای پیروزی نظامی فاصله گرفتند و بر کاهش تلفات، کم کردن هزینههای جنگ و سرپا نگه داشتن حکومت افغانستان تمرکز کردند.
در این مرحله، پرسش اصلی دیگر این نبود که امریکا چگونه طالبان را شکست دهد. مسئله این بود که چگونه مانع فروپاشی حکومت افغانستان شود و پایان جنگ را عقب بیندازد.
رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه «دفنس پرایوریتیز»، وضعیت تصمیمگیرندگان امریکایی را به پزشکی تشبیه کرده است که میداند بیماری در بخش مراقبتهای ویژه خواهد مرد، اما امیدوار است که این اتفاق پس از پایان شیفت او بیفتد.
او به نیویارک تایمز گفت: «آنها نمیخواهند این اتفاق در زمان مسئولیت خودشان رخ دهد.»
مقامهای امریکایی دیگر امید چندانی به پیروزی نداشتند، اما خروج نیز برای شان دشوار بود، زیرا هیچ رئیسجمهور، سیاستمدار یا فرماندهی نمیخواست پایان جنگ و پذیرش شکست به نام او ثبت شود. در نتیجه، تصمیم نهایی از یک دولت به دولت بعدی منتقل شد.
پس از کشتهشدن بنلادن، جنگ افغانستان ده سال دیگر ادامه یافت و در این مدت ۸۶۸ نظامی دیگر امریکایی کشته شدند.
در سالهای پایانی جنگ، حتی برخی فرماندهان ارشد امریکایی احساس میکردند ماموریتی به آنها سپرده شده است که چشمانداز چندانی برای موفقیت ندارد.
جنگ سرانجام در آگست ۲۰۲۱ با خروج نیروهای امریکایی و بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت.
نیویارک تایمز مینویسد که یکی از نگرانیهایی که سه رئیسجمهور امریکا را برای سالها از خروج بازداشت، این بود که افغانستان بار دیگر به پایگاهی برای حملات تروریستی علیه خاک امریکا تبدیل شود.
اما به نوشته این روزنامه، پنج سال پس از خروج، این پیشبینی تحقق نیافته و افغانستان تاکنون به پایگاهی برای حمله به ایالات متحده تبدیل نشده است.
این ارزیابی پرسش دیگری را درباره ده سال پایانی جنگ مطرح میکند: آیا هزینه ادامه حضور امریکا در افغانستان با خطری که واشنگتن میخواست از آن جلوگیری کند، تناسب داشت؟
نیویارک تایمز تجربه افغانستان را اکنون در کنار جنگ امریکا با ایران قرار داده است.
پیت هگست، وزیر دفاع امریکا، در آغاز جنگ با ایران وعده داده بود که این درگیری به جنگهای طولانی افغانستان و عراق شباهت پیدا نخواهد کرد. او جنگ را سریع، متمرکز و قاطع توصیف کرد و گفت: «این عراق نیست. این جنگ بیپایان نیست.»
اما نیویارک تایمز مینویسد لحن مقامهای امریکایی بهتدریج تغییر کرده است.
پس از حملات امریکا، ایران تنگه هرمز را بست و جنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، پذیرفت که بمبها و موشکهای امریکایی احتمالا برای شکست ایران یا حتی بازگشایی کامل این مسیر مهم تجاری کافی نیست.
او در سنای امریکا گفت: «قدرت هوایی هم حد و مرز دارد.»
دولت ترامپ اکنون به محاصره دریایی و تحریمهای اقتصادی روی آورده است. همزمان، مقامهای نظامی امریکا دیگر کمتر از پیروزی سریع سخن میگویند و از کارزاری حرف میزنند که ممکن است ماهها یا بیشتر ادامه پیدا کند.
هگست در پاسخ به این پرسش که محاصره دریایی تا چه زمانی ادامه خواهد یافت، گفته است که امریکا میتواند آن را «تا هر زمانی که لازم باشد» حفظ کند. نیویارک تایمز مینویسد این وضعیت یک شباهت مهم با افغانستان دارد.
طالبان در افغانستان برای بقای خود میجنگید. رهبران ایران نیز اکنون جنگ را با بقای خود گره زدهاند. اما برای امریکا، مسئله جنبه حیاتی ندارد. در چنین وضعیتی، طرف مقابل میتواند آمادگی بیشتری برای تحمل هزینه و ادامه جنگ در درازمدت داشته باشد.
در افغانستان، همین تفاوت در انگیزه به سود طالبان تمام شد. طالبان لازم نبود در میدان جنگ بر امریکا غلبه کند. کافی بود منتظر بماند تا هزینه ادامه جنگ برای واشنگتن از منافعی که از آن انتظار داشت بیشتر شود.
مشکل امریکا زمانی جدیتر شد که پیروزی دور از دسترس به نظر میرسید، اما پذیرفتن شکست نیز از نظر سیاسی دشوار بود.