طالبان به امریکا پیشنهاد دسترسی به منابع معدنی افغانستان را داد

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت از سرمایهگذاری امریکا در بخشهای مختلف از جمله معادن، زیرساختها، کشاورزی و تجارت در افغانستان کاملا استقبال میکند.

امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان در مصاحبه با فایننشال تایمز گفت از سرمایهگذاری امریکا در بخشهای مختلف از جمله معادن، زیرساختها، کشاورزی و تجارت در افغانستان کاملا استقبال میکند.
فایننشال تایمز دوشنبه نهم سنبله نوشت طالبان امیدوار است از طریق این پیشنهادها و تحرکات دیپلماتیک، زمینه لغو تحریمهای بینالمللی و آزادسازی داراییهای مسدودشده افغانستان فراهم شود.
متقی به این روزنامه بریتانیایی گفت: «روابط میان افغانستان و ایالات متحده نباید از عینک ۲۰ سال جنگ گذشته ارزیابی شود، بلکه باید بر اساس همکاریهای آینده تنظیم گردد. سیاست اقتصادی ما باز است.»
با این حال، او مشخص نکرد که آیا این پیشنهاد بهطور مستقیم به کاخ سفید ارائه شده است یا خیر.
ارزیابیهای زمینشناسی انجامشده توسط امریکا و حکومت پیشین افغانستان نشان میدهد که این کشور دارای ذخایر معدنی دستنخوردهای به ارزش دستکم یک تریلیون دالر است؛ منابعی شامل مس، سنگآهن، نایوبیم، کبالت، طلا و لیتیم.
طالبان از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، تاکنون بیش از ۷ میلیارد دالر قرارداد در بخش معادن (از جمله طلا، سنگهای گرانبها و کرومیت) با کشورهایی مانند چین و ایران امضا کرده است.
کارشناسان سازمان ملل هشدار دادهاند که هیچ اقدامی برای عادیسازی روابط با طالبان نباید بدون پیشرفت ملموس در زمینه حقوق بشر، بهویژه حقوق زنان و دختران صورت گیرد.
امیرخان متقی با انتقاد از تحریمها گفته است که این اقدامات به اهداف خود نرسیدهاند و افزود: «هیچ فرد، حکومت یا نهادی نباید از داراییهای مردم افغانستان به عنوان ابزار فشار سیاسی استفاده کند.»
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا تاکنون تمایلی به برقراری روابط با طالبان نشان نداده و پیشتر خواستار پسگرفتن پایگاه هوایی بگرام شده بود؛ درخواستی که متقی آن را رد کرده و تمام تاسیسات نظامی و غیرنظامی را سرمایه ملی افغانستان دانسته است.
وزیر خارجه طالبان در عین حال از واشنگتن خواست تا سفارت خود در کابل را دوباره بازگشایی کند و تاکید کرد که امنیت این محل تامین شده است.
او در مصاحبه با خبرگزاری جاپانی کیودو نیز از واشنگتن خواسته است که رویکرد مقابلهجویانه با اداره طالبان را کنار بگذارد.
امیرخان متقی گفت اداره طالبان خواهان عادیسازی روابط با ایالات متحده است.

نیویورک تایمز در تحلیلی درباره جنگ افغانستان نوشته است که پس از کشتهشدن اسامه بنلادن در سال ۲۰۱۱، هدف امریکا در این کشور بهتدریج تغییر کرد.
گرگ یافا، نویسنده این مطلب نوشت که واشنگتن پس از سال ۲۰۱۱ دیگر چشمانداز روشنی برای شکست طالبان نداشت. هدف امریکا بهتدریج از پیروزی در جنگ به جلوگیری از فروپاشی حکومت افغانستان، کاهش تلفات و عقب انداختن شکست تغییر کرد.
نویسنده نیویارک تایمز در پنجمین سالگرد پایان جنگ افغانستان نوشته است که کشتهشدن اسامه بنلادن در ماه می ۲۰۱۱ بهترین فرصت برای خروج امریکا از افغانستان بود. طراح حملات ۱۱ سپتامبر کشته شده بود و یک دهه عملیات امریکا، القاعده را بهشدت تضعیف کرده بود. در همان زمان نیز روشن شده بود که از میان بردن طالبان بسیار دشوار است.
کارتر ملکاسیان، مشاور پیشین فرمانده ناتو در افغانستان، در مجله فارین افیرز نوشته است که اگر مقامهای امریکا در آن زمان آنچه را امروز میدانند میدانستند، بسیاری از آنها با جدیت بیشتری از خروج زودهنگام حمایت میکردند. با این حال، جنگ ده سال دیگر ادامه یافت.
این روزنامه نوشته است که تجربه افغانستان اکنون پرسشهای مهمی را درباره جنگ ایران پیش روی واشنگتن قرار داده است، از جمله اینکه چرا پایان دادن به جنگ برای امریکا گاهی از آغاز آن دشوارتر میشود و آیا واشنگتن بار دیگر وارد جنگی شده که بیرون آمدن از آن هرچه بیشتر به تاخیر بیفتد، دشوارتر خواهد شد.
به نوشته آقای یافا، روسای جمهور امریکا و پنتاگون تنها بر اساس محاسبات نظامی به ادامه جنگ افغانستان تن ندادند. نگرانی از آسیب دیدن اعتبار امریکا در جهان، احساس مسئولیت در برابر متحدان افغان و این تصور که پذیرش شکست میتواند فداکاری سربازان کشته و زخمی را بیمعنا جلوه دهد، در ادامه جنگ نقش داشت.
برای بسیاری از فرماندهان امریکایی نیز خروج بدون پیروزی دشوار بود. شماری از آنان دوستان و همکاران خود را در جنگ با طالبان از دست داده بودند و سالها برای جنگیدن تا رسیدن به پیروزی آموزش دیده بودند.
ملکاسیان نوشته است: «به زبان ساده، یکی از دلایلی که امریکاییها زودتر افغانستان را ترک نکردند این بود که ارتش امریکا برای پیروزی میجنگد.»
در مقابل، طالبان به محاسبه دیگری رسیده بود. به نوشته نیویارک تایمز، این گروه میدانست که برای پیروزی لازم نیست امریکا را در میدان جنگ شکست دهد. کافی بود بیشتر از نیروهای امریکایی و افکار عمومی خسته امریکا دوام بیاورد. تا سال ۲۰۱۱، شمار نیروهای امریکایی در افغانستان رو به کاهش بود و تمایل مردم امریکا به پرداخت هزینههای جنگ نیز کمتر میشد.
هرچه امید امریکا به شکست طالبان کمتر شد، هدفهای واشنگتن نیز تغییر کرد.
گزارشگر سابقهدار نیویارک تایمز نوشت که رهبران امریکا بهتدریج از تلاش برای پیروزی نظامی فاصله گرفتند و بر کاهش تلفات، کم کردن هزینههای جنگ و سرپا نگه داشتن حکومت افغانستان تمرکز کردند.
در این مرحله، پرسش اصلی دیگر این نبود که امریکا چگونه طالبان را شکست دهد. مسئله این بود که چگونه مانع فروپاشی حکومت افغانستان شود و پایان جنگ را عقب بیندازد.
رزماری کلانیک، مدیر برنامه خاورمیانه در موسسه «دفنس پرایوریتیز»، وضعیت تصمیمگیرندگان امریکایی را به پزشکی تشبیه کرده است که میداند بیماری در بخش مراقبتهای ویژه خواهد مرد، اما امیدوار است که این اتفاق پس از پایان شیفت او بیفتد.
او به نیویارک تایمز گفت: «آنها نمیخواهند این اتفاق در زمان مسئولیت خودشان رخ دهد.»
مقامهای امریکایی دیگر امید چندانی به پیروزی نداشتند، اما خروج نیز برای شان دشوار بود، زیرا هیچ رئیسجمهور، سیاستمدار یا فرماندهی نمیخواست پایان جنگ و پذیرش شکست به نام او ثبت شود. در نتیجه، تصمیم نهایی از یک دولت به دولت بعدی منتقل شد.
پس از کشتهشدن بنلادن، جنگ افغانستان ده سال دیگر ادامه یافت و در این مدت ۸۶۸ نظامی دیگر امریکایی کشته شدند.
در سالهای پایانی جنگ، حتی برخی فرماندهان ارشد امریکایی احساس میکردند ماموریتی به آنها سپرده شده است که چشمانداز چندانی برای موفقیت ندارد.
جنگ سرانجام در آگست ۲۰۲۱ با خروج نیروهای امریکایی و بازگشت طالبان به قدرت پایان یافت.
نیویارک تایمز مینویسد که یکی از نگرانیهایی که سه رئیسجمهور امریکا را برای سالها از خروج بازداشت، این بود که افغانستان بار دیگر به پایگاهی برای حملات تروریستی علیه خاک امریکا تبدیل شود.
اما به نوشته این روزنامه، پنج سال پس از خروج، این پیشبینی تحقق نیافته و افغانستان تاکنون به پایگاهی برای حمله به ایالات متحده تبدیل نشده است.
این ارزیابی پرسش دیگری را درباره ده سال پایانی جنگ مطرح میکند: آیا هزینه ادامه حضور امریکا در افغانستان با خطری که واشنگتن میخواست از آن جلوگیری کند، تناسب داشت؟
نیویارک تایمز تجربه افغانستان را اکنون در کنار جنگ امریکا با ایران قرار داده است.
پیت هگست، وزیر دفاع امریکا، در آغاز جنگ با ایران وعده داده بود که این درگیری به جنگهای طولانی افغانستان و عراق شباهت پیدا نخواهد کرد. او جنگ را سریع، متمرکز و قاطع توصیف کرد و گفت: «این عراق نیست. این جنگ بیپایان نیست.»
اما نیویارک تایمز مینویسد لحن مقامهای امریکایی بهتدریج تغییر کرده است.
پس از حملات امریکا، ایران تنگه هرمز را بست و جنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا، پذیرفت که بمبها و موشکهای امریکایی احتمالا برای شکست ایران یا حتی بازگشایی کامل این مسیر مهم تجاری کافی نیست.
او در سنای امریکا گفت: «قدرت هوایی هم حد و مرز دارد.»
دولت ترامپ اکنون به محاصره دریایی و تحریمهای اقتصادی روی آورده است. همزمان، مقامهای نظامی امریکا دیگر کمتر از پیروزی سریع سخن میگویند و از کارزاری حرف میزنند که ممکن است ماهها یا بیشتر ادامه پیدا کند.
هگست در پاسخ به این پرسش که محاصره دریایی تا چه زمانی ادامه خواهد یافت، گفته است که امریکا میتواند آن را «تا هر زمانی که لازم باشد» حفظ کند. نیویارک تایمز مینویسد این وضعیت یک شباهت مهم با افغانستان دارد.
طالبان در افغانستان برای بقای خود میجنگید. رهبران ایران نیز اکنون جنگ را با بقای خود گره زدهاند. اما برای امریکا، مسئله جنبه حیاتی ندارد. در چنین وضعیتی، طرف مقابل میتواند آمادگی بیشتری برای تحمل هزینه و ادامه جنگ در درازمدت داشته باشد.
در افغانستان، همین تفاوت در انگیزه به سود طالبان تمام شد. طالبان لازم نبود در میدان جنگ بر امریکا غلبه کند. کافی بود منتظر بماند تا هزینه ادامه جنگ برای واشنگتن از منافعی که از آن انتظار داشت بیشتر شود.
مشکل امریکا زمانی جدیتر شد که پیروزی دور از دسترس به نظر میرسید، اما پذیرفتن شکست نیز از نظر سیاسی دشوار بود.
جنرال هیبتالله علیزی، آخرین رئیس ستاد ارتش حکومت پیشین افغانستان، میگوید که در آستانه سقوط کابل در وزارت دفاع هیچ برنامه آمادهای برای دفاع از پایتخت در برابر طالبان وجود نداشت.
علیزی روز یکشنبه به مناسبت خروج آخرین سرباز امریکایی از افغانستان در گفتوگو با تلویزیون سیبیاس گفت که اشرف غنی، رئیسجمهور وقت، در روزهای پایانی حکومت او را به ریاست ستاد ارتش گماشت و تنها چهار روز پس از آغاز کارش از او خواست برنامهای برای دفاع از کابل تهیه کند.
او گفت: «۲۳ اسد بود. انتظار داشتم که در سطح وزارت دفاع از قبل برنامهای برای تامین امنیت کابل یا دفاع از کابل وجود داشته باشد.»
علیزی از اینکه در آن مرحله از جنگ هنوز برنامهای برای دفاع از پایتخت وجود نداشت، شگفتزده شده بود. طالبان در آن روزها با سرعت در حال پیشروی بودند و یک روز بعد، در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، وارد کابل شدند.
علیزی در اواسط سرطان ۱۴۰۰ نیز طرحی برای مقابله با پیشروی طالبان تهیه کرده بود. او به سیبیاس گفت این طرح را به وزارت دفاع فرستاد، اما روند تصمیمگیری در حکومت بسیار کند بود.
او گفت: «ما گزینههایی داشتیم، اما زمان به نفع ما نبود. همه چیز بسیار سریع پیش میرفت.»
علیزی در بخش دیگر از مصاحبه خود گفت که حتی پس از فرار اشرف غنی و مقامهای ارشد حکومت در ۲۴ اسد، هنوز تصور میکرد امکان ادامه مقاومت در برابر طالبان وجود دارد.
او درباره واکنشش درباره بیرون شدن رئیس جمهور از کشور گفت: «فقط لبخند زدم و گفتم حالا کار آسانتر شد. اکنون میتوانیم حکومت نظامی اعلام کنیم. این حق ما بود، چون هنوز نیروهای ما در بخشهای مختلف افغانستان در حال جنگ بودند.»
او گفت که در آن زمان هنوز نیروهای ارتش در اطراف کابل، هلمند و شماری از ولایتهای نزدیک پایتخت حضور داشتند و به باور او، فرار رئیسجمهور به معنای پایان امکان مقاومت نظامی نبود.
قربانیهای ارتش افغانستان
لوی درستیز پیشین افغانستان گفت دهها هزار سرباز افغان با طالبان جنگیدند و کشته شدند اما سیاستمداران اشتباهاتی مرتکب شدند. او این دیدگاه را رد کرد که ارتش افغانستان نجنگید و حکومت سقوط کرد.
جو بایدن، رئیسجمهور وقت امریکا یک روز پس از سقوط کابل در ۱۶ آگست گفت: «رهبران سیاسی افغانستان تسلیم شدند و از کشور فرار کردند. ارتش افغانستان فروپاشید، گاهی بدون آنکه حتی برای جنگیدن تلاش کند.»
او در ادامه گفت که سربازان امریکایی نباید در جنگی بجنگند و کشته شوند که «نیروهای افغان حاضر نیستند خودشان برای آن بجنگند» و افزود امریکا میتوانست تجهیزات بدهد، اما نمیتوانست «اراده جنگیدن» را در اختیار آنان قرار دهد.
علیزی بدون اشاره به بایدن و دیگر مقامهای امریکایی گفت: «ما جنگیدیم. همانطور که گفتهام، صد هزار سرباز را در دفاع از کشور و جهان در برابر تروریستها از دست دادیم.» او افزود: «فروپاشی به این دلیل نبود که سربازان نجنگیدند.»
علیزی گفت که طالبان نیروهای ارتش پیشین را در میدان جنگ شکست نداده بود و نیروها تا زمانی که امکان آن وجود داشت از تواناییهای خود استفاده کردند.
هشدار درباره حمله داعش در میدان هوایی
علیزی در این مصاحبه گفت که چند روز پیش از حمله انتحاری داعش خراسان در میدان هوایی کابل، اطلاعاتی درباره برنامه این گروه برای حمله به نیروهای امریکایی دریافت کرده بود.
او گفت رئیس استخبارات که در کنار او حضور داشت، حدود اول سنبله تماسی دریافت کرد که داعش خراسان در حال برنامهریزی برای حمله به نیروهای امریکایی است. علیزی افزود که این اطلاعات را با امریکاییها در میان گذاشت و گزارش را معتبر میدانست.
در ۴ سنبله ۱۴۰۰، یک مهاجم انتحاری داعش خراسان در نزدیکی دروازه میدان هوایی کابل خود را منفجر کرد. در این حمله ۱۷۰ افغان و ۱۳ نظامی امریکایی کشته شدند. علیزی یک روز پیش از این حمله از کابل خارج شده بود.
زندگی علیزی پس از سقوط
علیزی اکنون در امریکا پناهنده است و در حومه واشنگتن زندگی میکند. او به سیبیاس گفت که برای تامین هزینههای زندگی با اوبر و لیفت مسافرکشی میکند و گاهی روزانه ۱۴ تا ۱۵ ساعت رانندگی میکند.
همسر و سه پسر او در هند به سر میبرند و علیزی گفت که به دلیل وضعیت اقامتی خود نمیتواند از امریکا خارج شود و نمیداند چه زمانی دوباره خانوادهاش را خواهد دید.
او درباره روزهای سقوط کابل گفت سختترین بخش برایش فکر کردن به سربازانی بود که در سالهای جنگ کشته شدند و خانوادههایی که ممکن بود از او به عنوان فرمانده بپرسند چرا فرزندان شان جان خود را از دست دادند.
علیزی گفت: «این موضوع از درون مرا میخورد. هیچ پاسخی برای آن خانوادهها نداشتم و نمیدانستم چگونه با آنها روبهرو شوم.»
حدود دو هفته پس از تسلیم شدن جمعهخان فاتح و پایان مرحلهای از تنشها در بدخشان، این ولایت اکنون وارد صفحه تازهای از شکافهای عمیق درونگروهی طالبان و تمرد در برابر دستورهای قندهار شده است.
همزمان که هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان دو چهره جدید را بهعنوان والی و فرمانده امنیه بدخشان برای مهار تنشها تعیین کرده، شواهد نشان میدهد فهرست طالبان محلی ناراضی در بدخشان طولانیتر شده است.
سیاستهای «انحصارطلبانه» رهبری طالبان، انزوای چهرههای تاجیک و بدخشانی و آنچه «غارت بیرویه معادن طلا توسط چهرههای غیربومی» خوانده میشود، صبر شماری از فرماندهان جوان طالبان در بدخشان را نیز به مرز پایان رسانده است.
موج اعتراضهای طالبان بدخشانی در ابتدا از انتقادهای تند در فضای مجازی شروع شد و به تدریج، با حمله محفوظالله، مدیر پیشین استخبارات بهارک به مقر این اداره و سپس درگیری جمعهخان فاتح با طالبان در نسی در ماه اسد، به یک رویارویی مسلحانه آشکار تبدیل شد.
بررسیهای اخیر افغانستان اینترنشنال و گفتوگو با شماری از فرماندهان معترض در ولسوالیهای جرم و وردوج — که از پایگاههای اصلی طالبان بدخشانی به شمار میروند — ابعاد تازهای از این بحران را آشکار میکند.
ملا هبتالله در سوم سنبله رحمتالله نجیب را به عنوان والی و احمدشاه دیندوست را به عنوان فرمانده امنیه در بدخشان تعیین کرد.
انتصاب مقامهای کلیدی پشتونتبار و نزدیکان ملا هبتالله در بدخشان، به باور منتقدان، طالبان محلی را بیش از پیش به حاشیه رانده است. حتی تغییرات جدید در سطح مدیریت ولایت نیز نتوانسته از خشم موجود بکاهد؛ زیرا به گفته منابع، کلیدیترین پستها همچنان در اختیار چهرههای مورد اعتماد قندهار قرار دارد و سهم طالبان بومی به حضورهای نمایشی محدود شده است.
فرماندهان معترض میگویند حذف عمدی چهرههای تاجیکتبار و واگذاری ذخایر طلای بدخشان به شرکتهای قندهاری و هلمندی، نهتنها آنان را از بدنه حاکمیت دور کرده، بلکه پایگاه اجتماعیشان را در میان مردم بومی نیز بهشدت تضعیف کرده است.
یکی از نخستین افرادی که اعتراض علیه والی پشتونتبار طالبان را حدود سه سال پیش آغاز کرد، صلاحالدین سالار، معاون ریاست استخبارات وزارت دفاع طالبان، بود. با گذشت زمان، دامنه این اعتراضها گستردهتر شد؛ تا جایی که جمعهخان فاتح به درگیری مسلحانه با طالبان پرداخت و شماری از نیروهای قندهاری و هلمندی این گروه را کشت.او در نهایت به قاری فصیحالدین تسلیم شد و اکنون در کابل در انتظار محاکمه در دادگاه نظامی است؛ حکمی که میتواند بر سمتوسوی نارضایتیهای موجود تأثیرگذار باشد.
طالبان با راهاندازی کارزار گستردهای برای جمعآوری شکایات و شواهد علیه جمعهخان فاتح، به نظر میرسد به دنبال تشکیل پروندهای سنگین به فرمانده ناراضی خود است.
صلاحالدین سالار
صلاحالدین سالار از ساکنان منطقه خستک ولسوالی جرم است که بارها در فیسبوک از سیاستهای رهبری طالبان انتقاد کرده و حتی «بیعت با امیرِ دیدهنشده» را اشتباه خوانده است.
به گفته منابع، او به دلیل نزدیکی به قاری فصیحالدین تاکنون از پیگرد مستقیم در امان مانده است. اما انتقادات دوامدار سالار و خاموشی طالبان، گمانهزنی طالبان محلی را مبنیبر ارتباط او با استخبارات و رهبری این گروه برانگیخته است.
صیاد خستکی
صیاد خستکی، فرمانده جلب و جذب پولیس طالبان در بدخشان، یکی دیگر از چهرههای معترض نسبت به سیاستهای این گروه است. او پس از درگیریهای مربوط به جمعهخان فاتح نوشت: «خون مجاهدین ما قبل از فتح یک بها داشت، ولی اکنون هم میکشند و هم لقب بغاوت به پیشانیهایمان هک میکنند».
صیاد خستکی چند ماه پیش از سوی فرمانده امنیه طالبان بازداشت و از وظیفه برکنار شد، اما به گفته منابع، پس از آن بر خلاف دستور مقامات پولیس بدخشان به محل کارش بازگشت و به وظیفه خود ادامه داد.
قاری محفوظ
قاری محفوظ، مدیر پیشین استخبارات ولسوالی بهارک و از افراد نزدیک به امانالدین منصور، والی هلمند، است. او پس از درگیری لفظی با طالبان پشتون در فیضآباد، به تاریخ ۱۰ اسد با سلاح پیکا به ریاست استخبارات طالبان حمله کرد و سپس از منطقه متواری شد. منابع میگویند او اکنون از سمتش برکنار شده است.
محفوظالله قطیبه
محفوظالله قطیبه، باشنده ولسوالی جرم، از سیاستهای رهبری طالبان، بهویژه در مورد بدخشان، ناراضی است و گاهی نارضایتی خود را در صفحه فیسبوکش نیز ابراز کرده است.
او پس از برکناری عبدالمتین رحیمزی، رئیس پشتونتبار معادن بدخشان و از افراد نزدیک به رهبر طالبان، با انتشار تصویری از او نوشت که شماری با هدف خدمت و آبادانی به بدخشان میآیند، اما «نقش دزد را بازی کرده و سپس فرار میکنند».
نارضایتی در صفوف طالبان بدخشانی به چند چهره محدود نمیماند و دامنه این اعتراضها بهتدریج لایههای گستردهتری از فرماندهان محلی را دربر گرفته است. چهرههایی چون داکتر ابراهیم بهارکی و جهانخان نوری، فرمانده امنیه ولسوالی یفتل پایان، نیز بارها در تجمعات عمومی اعتراض خود را نسبت به سیاستهای مرکز اعلام کردهاند.
محور اصلی خشم آنان، حذف طالبان بدخشانی از روند تصمیمگیری در بدخشان، حضور پررنگ نیروهای غیربومی و استخراج و آنچه چپاول ذخایر طلای بدخشان توسط شرکتهای قندهاری و هلمندی خوانده میشود، عنوان شده است؛ روندی که به باور آنان، سرمایههای محلی این ولایت را به خارج از بدخشان منتقل میکند.
یافتههای موجود نشان میدهد که بسیاری از فرماندهانی که امروز در صف نخست مخالفت با سیاستهای قندهار قرار دارند، از افراد نزدیک یا تحت نفوذ قاری فصیحالدین، رئیس ستاد ارتش طالبان، و مولوی امانالدین، والی هلمند، هستند.
وزارت صنعت و تجارت طالبان میگوید بخش خصوصی افغانستان و اوزبیکستان در کابل ۲۰ تفاهمنامه تجاری به ارزش مجموعی ۲۶۷ میلیون دالر امضا کردند. این تفاهمنامهها شش بخش اقتصادی را دربر میگیرد.
خبرگزاری باختر که زیر کنترول طالبان فعالیت میکند روز یکشنبه نوشت که این تفاهمنامهها در پایان نشستهای تجاری میان نمایندگان بخش خصوصی افغانستان و هیئت اقتصادی ولایت قشقهدریای اوزبیکستان امضا شد.
وزارت صنعت و تجارت طالبان میگوید مواد غذایی، نساجی و پوشاک، مصالح ساختمانی، مالداری، وسایل الکترونیکی و مبلمان از بخشهای شامل این تفاهمنامهها است.
احمدالله زاهد، معین وزارت صنعت و تجارت طالبان، در این نشست گفت افغانستان و اوزبیکستان، افزون بر همسایگی، ظرفیتهای اقتصادی مکمل دارند و استفاده مشترک از این ظرفیتها میتواند تجارت و سرمایهگذاری میان دو کشور را افزایش دهد.
او خواهان سادهسازی روندهای تجاری و ترانزیتی و رفع موانع موجود شد.
آقای زاهد همچنین گفت طالبان آماده است درباره انتقال کالاهای صادراتی افغانستان از مسیر اوزبیکستان گفتوگو کند.
تجارت طالبان و اوزبیکستان افزایش یافته است
کمیته ملی آمار اوزبیکستان میگوید ارزش تجارت دو طرف در سال ۲۰۲۵ به حدود ۱.۷ میلیارد دالر رسید.
بر پایه این آمار، اوزبیکستان از جنوری تا نوامبر ۲۰۲۵ به ارزش ۱.۳ میلیارد دالر کالا به افغانستان صادر کرد.
این ارقام نشان میدهد که بخش عمده تجارت میان دو طرف را صادرات اوزبیکستان به افغانستان تشکیل میدهد.
تاشکند و طالبان در سال ۲۰۲۵ توافقنامه گسترش تجارت برای سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ را امضا کردند.
مقامهای اوزبیکستان گفتند این برنامه با هدف افزایش تجارت و آسانسازی انتقال کالا از مسیر افغانستان تهیه شده است.
در ثور امسال نیز شرکتهای افغانستان و جمهوری قرهقالپاقستان اوزبیکستان ۱۰ تفاهمنامه تجاری به ارزش ۱۱۲ میلیون دالر در مزارشریف امضا کردند.
در اسد امسال، بازرگانان افغانستان و اوزبیکستان در کابل ۲۲ تفاهمنامه دیگر به ارزش بیش از ۲۰۰ میلیون دالر امضا کردند. حدود ۳۰۰ بازرگان اوزبیکستانی در آن نشست شرکت داشتند.
نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت طالبان، در آن نشست گفت هدف دو طرف رساندن حجم تجارت سالانه به پنج میلیارد دالر است. او همچنین گفت ۱۰ هزار تن پنبه افغانستان بهگونه آزمایشی به اوزبیکستان صادر شده و قرار است حدود ۱۰۰ هزار تن دیگر نیز صادر شود.
مقامهای طالبان و اوزبیکستان در ماههای گذشته نشستهای متعددی را در کابل، مزارشریف، تاشکند و ترمذ برگزار کردهاند. محور این گفتوگوها افزایش دادوستد، کاهش موانع ترانزیتی، گسترش سرمایهگذاری و استفاده از مسیر اوزبیکستان برای انتقال کالاهای افغانستان بوده است.
براساس یافتههای افغانستان اینترنشنال، از آغاز سال جاری میلادی تاکنون دستکم ۱۳ شهروند افغانستان بهشمول نظامیان سابق در ایالت بلوچستان پاکستان به دست افراد مسلح ناشناس کشته و ۱۷ نفر دیگر زخمی شدهاند.
عاملان این رویدادها تاکنون بازداشت نشدهاند و نتایج تحقیقات درباره این پروندهها نیز اعلام نشده است.
در تازهترین رویداد در روز جمعه، ششم سنبله یک پناهجوی افغان در منطقه کچلاغ در نزدیکی کویته در تیراندازی افراد مسلح ناشناس کشته شد. پولیس پاکستان این رویداد را تایید کرد اما هویت قربانی را اعلام نکرده است.
در دوم سنبله نیز دو نظامی سابق افغان به نامهای احمد و ادیب در نزدیکی شفاخانه شیخ زاید در مسیر کویته-مستونگ به دست افراد مسلح ناشناس کشته شدند.
در حادثه دیگری از تیراندازی افراد مسلح ناشناس به غیرنظامیان افغان در نزدیکی همین منطقه در ۲۷ اسد نیز سه افغان کشته و یک نفر دیگر زخمی شدند. زخمی این رویداد به پولیس گفته بود که برای کار به منطقه گلستان در عبدالله قلعه میرفته است.
در ۲۴ اسد نیز حضرتالله، پولیس حکومت پیشین هدف تیراندازی قرار گرفت و کشته شد. او پس از بازگشت طالبان به قدرت به پاکستان رفته و در کویته زندگی میکرد. یک روز پس از این رویداد یک افغان دیگر در در منطقه هزارگنجی کویته کشته شد.
در این رویداد هفت نفر دیگر نیز زخمی شدند. به گفته منابع، این رویداد پس از درگیری میان نظامیان سابق افغان رخ داده بود. در ماه فبروری نیز دو زن افغان در تیراندازی نیروهای امنیتی پاکستان در منطقه پروم در پنجگور کشته شدند.
در این رویداد سه نفر دیگر زخمی شدند. پولیس پاکستان در آن زمان گفته بود که این افراد بهگونه غیرقانونی عازم ایران بودند. در ششم ثور امسال نیز دو افغان در تیراندازی در منطقه گلستان عبدالله قلعه کشته شدند.
براساس گزارشها این افراد برای کارگری به این منطقه رفته بودند. اواخر جوزای امسال نیز نیروهای امنیتی پاکستانی در روستای هوتآباد بهسوی یک موتر تیراندازی کردند که منجر به کشته شدن یک افغان و سه نفر دیگر شده بود.
حدود یک هفته پس از این رویداد سه شهروند دیگر افغانستان در یک حمله پهپادی ادعایی طالبان در منطقهای از شهرستان پشین زخمی شدند.
در بسیاری از این رویدادها عاملان حملات تاکنون بازداشت نشدند و نتایج تحقیقات اعلام نشده است. افغانستان اینترنشنال درباره این رویدادها با بابر یوسفزی، مشاور امور داخلی حکومت بلوچستان تماس گرفت.
این مقام پاکستانی اما تا زمان نشر این گزارش، به پرسشها پاسخ نداده است. افغانهای ساکن پاکستان نگران هستند که ادامه چنین رویدادهایی در بلوچستان امنیت آنان را با خطر مواجه کرده است.
