پترائوس روز سهشنبه در سخنرانی در مجلس اعیان بریتانیا گفت با این استدلال که جنگ افغانستان صرفاً بهدلیل طولانیشدن باید پایان مییافت، موافق نیست. او گفت: «از نظر من، ما مجبور نبودیم زمانی که قرار بود از افغانستان خارج شویم، این کشور را ترک کنیم. همچنین معتقدم که اساساً نباید چنین میکردیم.»
پترائوس گفت که طولانیشدن جنگ بهخودی خود دلیلی برای پایان دادن به آن نیست. به گفته او، مسئله اصلی این است که آیا هزینه انسانی و مالی ادامه جنگ با هدفی که دنبال میشود، تناسب دارد یا نه.
او برای توضیح این دیدگاه، افغانستان را با جنگ ویتنام مقایسه کرد. پترائوس گفت که جنگ ویتنام از نظر تلفات و هزینه مالی به مرحلهای رسیده بود که ادامه آن دشوار بود، اما شرایط افغانستان در سال ۱۳۹۹ متفاوت بود و حضور نظامی غرب به سطحی نسبتاً محدود و قابل ادامه رسیده بود.
به گفته او، در آستانه خروج نهایی، حدود ۲۵۰۰ سرباز امریکایی و ۸۵۰۰ نیروی ائتلاف در افغانستان حضور داشتند. پترائوس گفت که نیروهای غربی دیگر عمدتاً در خط مقدم نمیجنگیدند و نقش آنان مشوره، آموزش، پشتیبانی و فراهمکردن امکاناتی بود که نیروهای امنیتی افغانستان هنوز به تنهایی در اختیار نداشتند.
او افزود که طالبان در آن زمان هیچ شهر بزرگ افغانستان را در کنترول خود نداشت.
انتقاد از رهایی زندانیان طالبان
پترائوس همچنین از رهایی هزاران زندانی طالبان در آستانه خروج نیروهای خارجی انتقاد کرد. او گفت که حکومت افغانستان نباید تحت فشار قرار میگرفت تا حدود ۵۵۰۰ زندانی طالبان را آزاد کند، آن هم برای توافقی که در نهایت به خروج نیروهای امریکایی از افغانستان انجامید.
در توافق دوحه که در ۱۰ حوت ۱۳۹۸ میان امریکا و طالبان امضا شد، پیشبینی شده بود که تا پنج هزار زندانی طالبان در برابر رهایی یک هزار زندانی حکومت افغانستان آزاد شوند. حکومت اشرف غنی در ابتدا با این بخش توافق مخالفت کرد، اما سرانجام هزاران زندانی طالبان آزاد شدند.
خروج پیمانکاران و ضربه به نیروی هوایی افغانستان
پترائوس گفت که خروج پیمانکاران غربی نیز یکی از عوامل مهم تضعیف نیروهای امنیتی افغانستان بود.
به گفته او، همزمان با خروج نیروهای خارجی، بیش از ۱۵ هزار پیمانکار غربی نیز افغانستان را ترک کردند. این افراد مسئول بخش مهمی از نگهداری و آماده نگهداشتن هواپیماها و هلیکوپترهای پیشرفته امریکایی بودند که در اختیار نیروهای افغان قرار داشت.
پترائوس گفت که روشن بود با خروج این پیمانکاران، نیروی هوایی افغانستان بخش مهمی از توان فنی خود را از دست خواهد داد.
او افزود که این هواپیماها و چرخبالها برای انتقال حدود ۳۵ هزار کماندوی افغان اهمیت حیاتی داشتند. کماندوها در نقاط مختلف کشور برای کمک به نیروهای ارتش و پولیس در برابر حملات طالبان اعزام میشدند.
به گفته پترائوس، وقتی امکان نگهداری هواپیماها از بین رفت، توان انتقال سریع کماندوها نیز بهشدت کاهش یافت. در نتیجه، این نیروها دیگر نمیتوانستند بهموقع به جبههها برسند و از واحدهای ارتش و پولیس پشتیبانی کنند.
او گفت که از دست رفتن این توان، یکی از پایههای اصلی استراتژی نظامی حکومت افغانستان را از بین برد و روند فروپاشی نیروهای امنیتی را شتاب بخشید.
شمار سربازان بهتنهایی معیار قدرت نظامی نیست
پترائوس در بخش دیگری از سخنانش گفت که توان یک نیروی نظامی را نمیتوان تنها با شمار سربازان، هواپیماها، کشتیها یا سلاحهایش سنجید.
به گفته او، عواملی مانند اداره، لوژستیک، استخبارات، فناوری، ظرفیت صنعتی و روابط مسلکی نیز تعیین میکنند که یک ارتش تا چه اندازه میتواند از امکانات خود بهطور موثر استفاده کند.
توافق دوحه میان امریکا و طالبان در ۱۰ حوت ۱۳۹۸، زمینه خروج تدریجی نیروهای امریکایی و متحدان شان از افغانستان را فراهم کرد. در مقابل، طالبان تعهد کرد که با گروههای تروریستی مقابله کند و وارد مذاکرات بینالافغانی شود. حکومت پیشین افغانستان در مذاکراتی که به این توافق انجامید، حضور نداشت.
پس از امضای توافق، درگیری مستقیم طالبان با نیروهای امریکایی و ائتلاف بهشدت کاهش یافت، اما حملات این گروه علیه نیروهای امنیتی افغانستان شدت گرفت. طالبان تنها چند روز پس از امضای توافق، عملیات تهاجمی علیه نیروهای افغان را از سر گرفت.
مقامهای حکومت پیشین و شماری از منتقدان توافق دوحه گفتهاند که تعهد امریکا به خروج نیروها، کاهش پشتیبانی نظامی و هوایی و رهایی هزاران زندانی طالبان، حکومت و نیروهای امنیتی افغانستان را تضعیف کرد.
رهایی زندانیان طالبان نیز از بحثبرانگیزترین بخشهای این توافق بود. شماری از مقامهای حکومت پیشین و نیروهای امنیتی گفتهاند که برخی از زندانیان آزادشده دوباره به صفوف طالبان پیوستند و به جنگ بازگشتند.
در ماههای پس از توافق دوحه، طالبان بخش عمده فشار نظامی خود را بر نیروهای امنیتی افغانستان متمرکز کرد، در حالی که درگیری مستقیم این گروه با نیروهای امریکایی و ائتلاف تقریباً متوقف شده بود.
این وضعیت فشار سنگینی بر نیروهای حکومت پیشین وارد کرد و پس از خروج کامل نیروهای خارجی در تابستان ۱۴۰۰، حکومت افغانستان در مدت کوتاهی فروپاشید.