عطامحمد نور به مخالفان طالبان: برای «خوشی بیگانگان» جوانان را به کام مرگ نفرستید

عطامحمد نور، والی پیشین بلخ، با اشاره تلویحی به مخالفان طالبان هشدار داد که برای «خوشی بیگانگان و کسب شهرت» جوانان را به کام مرگ نفرستند.

عطامحمد نور، والی پیشین بلخ، با اشاره تلویحی به مخالفان طالبان هشدار داد که برای «خوشی بیگانگان و کسب شهرت» جوانان را به کام مرگ نفرستند.
عطامحمد نور، از رهبران جمعیت اسلامی، روز شنبه، چهارم میزان، در حساب کاربری خود در اکس نوشت: «آزادی کشور تنها از مسیر اراده محکم، مستقل و اقدام جسورانه خود مردم میگذرد، نه با تبدیل شدن به نیروی نیابتی و پیادهنظام قدرتهای خارجی.»
این مقام دولت پیشین و عضو شورای رهبری مقاومت برای نجات افغانستان گفت که موضع او حاصل تجربه ۴۵ سال جنگ و مبارزه در افغانستان است.
اظهارات آقای نور در حالی مطرح میشود که چندین جریان نظامی و سیاسی در سالهای اخیر علیه طالبان فعالیت میکنند. جبهه مقاومت ملی افغانستان، جبهه آزادی افغانستان و جبهه متحد افغانستان از جمله این گروهها هستند که هرازگاهی از حملات علیه نیروهای طالبان خبر میدهند.
همسو با آقای نور، طالبان نیز مخالفان مسلح این گروه را به وابستگی به کشورهای خارجی متهم میکند. مقامهای طالبان بارها گفتهاند که گروههای مخالف از بیرون افغانستان حمایت و هدایت میشوند و هدف آنان تأمین منافع کشورهای خارجی است.
اتهام «نیابتی بودن» مخالفان طالبان در حالی مطرح میشود که جبهههای مخالف، از جمله جبهه آزادی افغانستان، این ادعا را رد کرده و اهداف خود را آزادی، حقوق شهروندان و پایان حاکمیت طالبان اعلام کردهاند.

وزارت عدلیه طالبان اعلام کرده است که در چهار سال گذشته، بیش از چهار میلیون جریب زمین در سراسر افغانستان را «امارتی» تشخیص داده و مسترد کرده است. به گفته این وزارت، زمینهای ۴۹ شهرک نیز بهطور کامل یا نسبی «امارتی» تشخیص داده شدهاند.
برکتالله رسولی، سخنگوی وزارت عدلیه طالبان، روز شنبه به تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان گفت که بیشتر زمینهای مستردشده در ولایتهای کابل، بلخ، ننگرهار، غزنی، میدانوردک، هلمند و قندهار قرار دارند. او مدعی شد که این زمینها پس از بررسی اسناد و شواهد، از سوی محکمه اختصاصی «امارتی» اعلام شدهاند.
این مقام طالبان افزود که کمیسیون جلوگیری از غصب زمین، در کنار استرداد زمینهای دولتی، روند بررسی وضعیت و اعتبار اسناد زمینهای دارای مالکیت خصوصی را نیز آغاز کرده است.
کمیسیون عالی جلوگیری از غصب زمینهای دولتی و محکمه اختصاصی استرداد زمینهای غصبشده، حدود یکونیم سال پس از بازگشت طالبان به قدرت و به دستور هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، در چارچوب وزارت عدلیه این گروه ایجاد شدند.
این کمیسیونها از آغاز فعالیت تاکنون، هزاران جریب زمین در شهرکهای مسکونی و کشاورزی در سراسر افغانستان را «امارتی» تشخیص داده و مسترد کردهاند.
وزارت عدلیه طالبان در ۲۶ سنبله اعلام کرد که زمینهای ۱۵ شهرک در کابل، ۱۰ شهرک در بلخ و هفت شهرک در ننگرهار بهطور کامل یا نسبی «امارتی» شناسایی شدهاند.
این وزارت از شهرکهای میرویس، سردار داوود خان، سناتور جنت گل، امید سبز و غیبی بابا بهعنوان شهرکهایی نام برده است که زمینهای آنها در کابل بهطور کامل یا نسبی «امارتی» شناسایی و مسترد شدهاند.
به گزارش وزارت عدلیه طالبان، زمینهای دستکم ۱۰ شهرک، از جمله شهرکهای دیپلوماتیک، بهرآب، خالد بن ولید، امیرعلیشیر نوایی، زینبیه، امرخ، مایار مینه، شهید ذبیحالله، برادران غضنفر و پروژه خوادی، در ولایت بلخ نیز «امارتی» شناسایی شدهاند.
این درحالی است که اسناد دریافتی افغانستان اینترنشنال نشان میدهد طالبان در اقدام تازه خریدوفروش و ساختوساز در ۳۸ شهرک مسکونی در ولایت بلخ را ممنوع کرده و زمینهای ۱۳ شهرک از جمله شهرک «خالد بن ولید» مرتبط با عطامحمد نور، را «امارتی» اعلام کرده است.
منابع معتبر در ۱۲ ثور به افغانستان اینترنشنال گفتند طالبان درنظر دارد داراییها و جایدادهای افرادی را تصرف کند که علیه این گروه فعالیت سیاسی و نظامی میکنند. یک مقام ارشد طالبان در آن زمان گفت اموال کسانی که علیه اداره طالبان فعالیت کنند، تحت «تصرف قانونی یا نظارت» قرار میگیرد.
بهگفته منابع، فهرست طالبان شامل احمد ضیا مسعود، محمد محقق، یاسین ضیا، رحمتالله نبیل، دینمحمد جرأت، سمیع سادات، جنرال گلحیدر ، عطا محمد نور و شماری از دیگر مخالفان است.
طالبان تاکنون جایدادها، دفاتر یا خانههای محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، عطامحمد نور، والی سابق بلخ، فوزیه کوفی عضو پیشین مجلس و شماری از دیگر مقامات پیشین و رهبران مخالف خود را تصرف کرده است.
دادگاهی در لندن دو شهروند افغان و یک شهروند هند را به اتهام مشارکت در یکی از بزرگترین شبکههای قاچاق تلفن همراه در بریتانیا به مجموع ۲۵ سال زندان محکوم کرد؛ شبکهای که بیش از ۶۲ هزار گوشی سرقتی به ارزش مجموعی ۱۸۱ میلیون پوند را به چین و دبی منتقل کرده است.
دادگاه لندن میگوید جرایم این افراد از نظر مالی «در مقیاس بزرگ» بوده و فعالیتهای آنان «بسیار سازمانیافته و پیچیده» انجام شده است.
پولیس در جریان تحقیقات درباره این سه نفر، بیش از پنج هزار دستگاه تلفن همراه، عمدتا آیفون، را کشف و ضبط کرده است. ارزش مجموعی این دستگاهها ۵.۵ میلیون پوند برآورد شده است.
دادگاه اعلام کرد که امیر خادیخیل، ۳۵ ساله، عصمت میاخیل، ۳۳ ساله، و منصور محمد، ۳۰ ساله، پیشتر اتهام تبانی برای دریافت و نگهداری کالاهای سرقتشده و مشارکت در فعالیتهای مجرمانه یک گروه سازمانیافته را پذیرفته بودند.
دادستانها گفتند این سه نفر بخشی از یک «شبکه مجرمانه پیچیده و سازمانیافته» بودند که انتقال و صادرات تلفنهای سرقتشده از بریتانیا را تسهیل میکرد.
تحقیقات پولیس نشان داده است که این شبکه به سارقان خیابانی برای هر تلفن سرقتشده تا ۳۰۰ پوند پرداخت میکرد و این دستگاهها سپس در چین تا سقف پنج هزار دالر به فروش میرسیدند.
بر اساس گزارشها، عصمت میاخیل و امیر خادیخیل در سال ۲۰۱۹ از افغانستان به بریتانیا رفتند و در این کشور درخواست پناهندگی دادند. منصور محمد نیز در همان سال با ویزا از هند وارد بریتانیا شد و بعدا درخواست پناهندگی داد.
دادستانها قاچاق تلفن همراه در لندن را «بسیار گسترده» و «یک مشکل جدی اجتماعی» توصیف کردند.
بررسیهای پولیس نشان میدهد که این شبکه در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ مسئول قاچاق حدود ۴۰ هزار تلفن همراه به چین بوده است؛ رقمی که معادل حدود ۴۰ درصد تمام تلفنهای همراه سرقتشده در لندن در آن دوره است.
دادستانها گفتند تحقیقات پولیس متروپولیتن درباره خادیخیل، میاخیل و محمد در دسمبر ۲۰۲۴ آغاز شد. این تحقیقات پس از کشف جعبههایی حاوی صدها دستگاه تلفن همراه در یک انبار نزدیک میدان هوایی هیترو در غرب لندن آغاز شد؛ تلفنهایی که قرار بود به هانگکانگ ارسال شوند.
تلفنها برای جلوگیری از ردیابی و مسدودکردن سیگنال سیمکارت و وایفای، با کاغذ المینیومی پیچیده شده بودند. این محموله پس از آن کشف شد که یکی از قربانیان سرقت تلفن همراه، با استفاده از قابلیت ردیابی گوشی خود، موقعیت آن را در نزدیکی میدان هوایی هیترو پیدا کرد.
مأموران پولیس دریافتند که تقریبا تمام تلفنهای موجود در جعبهها سرقتی بودهاند. در پی آن، «عملیات اکواستیپ» آغاز شد؛ عملیاتی که پولیس آن را یکی از بزرگترین اقدامات بریتانیا برای مقابله با سرقت و قاچاق تلفن همراه توصیف کرده است.
پولیس متروپولیتن این سه نفر را بخشی از «بزرگترین شبکه قاچاق تلفن همراه در بریتانیا» خوانده است.
دادستانها گفتند پولیس در سپتمبر سال گذشته فروشگاه «روشن درای فروتس اند ناتس» در منطقه لیبریج لندن را بازرسی کرد. در این بازرسی مشخص شد که این فروشگاه بهعنوان محل نگهداری تلفنهای سرقتشده مرتبط با خادیخیل و میاخیل استفاده میشده است. پولیس چندین بسته تلفن پیچیدهشده در کاغذ المینیومی و بیش از ۴۴ هزار پوند پول نقد را از این محل کشف و ضبط کرد.
بر اساس گزارشها، پولیس خادیخیل و میاخیل را در سپتمبر ۲۰۲۵ بازداشت کرد. این دو متهم افغان هنگام بازداشت، گردنبندهایی متصل به ابزار خارجکردن سیمکارت به گردن داشتند.
پولیس میگوید در تلفن همراه عصمت میاخیل پیامهایی مربوط به پرداخت بیش از ۲۴۳ هزار پوند به تأمینکنندگان تلفنهای سرقتشده در فاصله دسمبر ۲۰۲۴ تا می ۲۰۲۵ پیدا شده است.
پولیس متروپولیتن میگوید در جریان «عملیات اکواستیپ» ۱۴ نفر بازداشت، بیش از ۲۵۰ هزار پوند پول نقد ضبط و بیش از ۱۰ هزار تلفن همراه سرقتشده کشف شده است. به گفته پولیس، حدود هزار دستگاه از این تلفنها نیز به صاحبانشان بازگردانده شدهاند.
پاکستان سه سال پیش با تمام توان در تلاش بود تا برای طالبان در عرصه بینالمللی لابی کند؛ از رفع تحریمها و آزادسازی ذخایر بانک مرکزی گرفته تا واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد به طالبان.
اکنون اما موضع اسلامآباد ۱۸۰ درجه تغییر کرده است. پاکستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، طالبان و تهدیدهای امنیتی برخاسته از افغانستان را به یکی از محورهای اصلی دیپلوماسی خود تبدیل کرده است.
سه سال پیش، در یکی از نشستهای سازمان ملل متحد، نمایندگان اکثر کشورهای عضو شورای امنیت، «سرکوب گسترده و سیستماتیک زنان افغان به دست حاکمیت طالبان در افغانستان» را محکوم کردند. در همان نشست، منیر اکرم، سفیر وقت پاکستان در سازمان ملل متحد، در دفاع از حاکمیت طالبان گفت که در نتیجه تلاشهای طالبان، اقتصاد افغانستان بهبود یافته، امنیت برقرار شده و تجارت افغانستان با کشورهای همسایه رونق گرفته است.
منیر اکرم بدون اشاره به سیاستهای طالبان در قبال زنان و نقض حقوق بشر، تأکید کرد که حکومت طالبان باید به رسمیت شناخته شود و کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد نیز به طالبان واگذار شود.
اما سه سال پس از آن اظهارات، روابط طالبان و پاکستان به نقطهای کاملاً متفاوت رسیده است. پاکستان اکنون در سطح بینالمللی، بیش از هر کشور دیگری، آشکارا درباره تهدید طالبان و افزایش فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان سخن میگوید. اسلامآباد تلاش میکند خطرهای امنیتی ناشی از حاکمیت طالبان و حضور گروههای تروریستی در افغانستان را در سطح جهانی برجسته کند.
اسلامآباد در دو جبهه با طالبان درگیر است: جبهه نظامی و جبهه دیپلوماتیک.
امروزه پاکستان مخالف تعامل و عادیسازی روابط جامعه بینالمللی با طالبان و طرفدار افزایش تحریم، فشار و تقابل با طالبان است.
همزمان پیهم مواضع و پایگاههای طالبان را بمباران میکند.
تریبون تازه پاکستان علیه طالبان
رهبران پاکستان از حضور در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویارک استفاده کردند تا تهدیدهای امنیتی برخاسته از افغانستان را تا حد ممکن در دستور کار نشستهای بینالمللی قرار دهند.
شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، در سخنرانی خود در مجمع عمومی با جزئیات به مسأله افغانستان پرداخت و سخنانش را عمدتاً بر دو محور متمرکز کرد: رعایت حقوق اساسی مردم افغانستان، بهویژه زنان و دختران، و برچیدن پناهگاههای گروههای تروریستی در افغانستان.
آقای شریف گفت افغانستان به منبع تهدید و صدور تروریسم تبدیل شده است. او افزود که جداییطلبان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان از خاک افغانستان علیه پاکستان حمله میکنند.
اسحاق دار، معاون نخستوزیر و وزیر خارجه پاکستان، نیز در نشستهای جانبی مجمع عمومی ملل متحد گفت که بدون رفع تهدید تروریسم برخاسته از افغانستان، صلح و ثبات منطقهای ممکن نیست.
آقای دار در نشستهای مختلف، از جمله نشست سازمان همکاری اقتصادی و سازمان همکاری اسلامی، و همچنین در گفتوگو با رسانهها، بر تهدیدهای امنیتی برخاسته از افغانستان تأکید کرد.
این موضع البته به نشستهای مجمع عمومی محدود نیست. مقامهای پاکستان پیش از این نیز در نشستهای منطقهای، از جمله سازمان همکاری شانگهای، افغانستان تحت کنترول طالبان را بهعنوان منبع تهدید تروریستی علیه کشورهای همسایه مطرح کرده بودند.
مباحثی چون عدم مشروعیت داخلی، نقض گسترده حقوق زنان و دختران و تهدید روزافزون تروریزم برخاسته از خاک افغانستان، نقطه ضعف طالبان و موانع عمده بهرسمیتشناسی این گروه بوده است. این موارد را پاکستان به خوبی تشخیص داده و در سطح جهانی با آن مانور میدهد.
طالبان و خلأ دیپلوماتیک
در سوی دیگر، طالبان قرار دارد که عملاً حاکمیت افغانستان را در اختیار دارد، خود را «نماینده افغانستان» میداند و خواستار واگذاری کرسی افغانستان در سازمان ملل متحد است.
با این حال، طالبان در پنج سال گذشته نتوانسته است کرسی افغانستان در سازمان ملل را به دست آورد. همزمان، به دلیل سیاستهای این گروه، بهویژه در زمینه حقوق زنان و آزادیهای اساسی، فاصله افغانستان تحت حاکمیت طالبان با جامعه جهانی و انزوای اداره طالبان بیشتر شده است.
طالبان نهتنها کرسی افغانستان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را در اختیار ندارد، بلکه به دلیل حضور این گروه در قدرت، مشارکت رسمی نمایندگان افغانستان در شماری از نشستهای مهم بینالمللی نیز عملاً از میان رفته است.
در نتیجه، طالبان در عرصه دیپلوماتیک با یک خلأ جدی روبهرو است. گروهی که خود را نماینده افغانستان میداند، در مهمترین مجامع بینالمللی نماینده رسمی ندارد. در مقابل، پاکستان از این خلأ استفاده میکند تا روایت و دیدگاه خود درباره افغانستان را در سطح بینالمللی مطرح کند.
خلأ افغانستان در سطح بینالمللی را پاکستان پر کرده است. تا اینجای کار، پاکستان تنها کشوری بوده که با جزئیات درباره افغانستان در سازمان ملل متحد صحبت کرده است.
اهداف کارزار سیستماتیک پاکستان
یک. بخش عمده اظهارات شهباز شریف در مجمع عمومی و اسحاق دار در نشستهای حاشیهای متمرکز بر تهدید تروریسم و طالبان در افغانستان بود.
پاکستان تلاش میکند تصویر طالبان را از یک گروه که میتوان با آن تعامل کرد، به یک منبع فزاینده تهدید امنیتی برای منطقه تبدیل کند.
در پنج سال گذشته، بخش مهمی از رویکرد جامعه جهانی در قبال طالبان بر تعامل با این گروه برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و انسانی افغانستان متمرکز بود. اما اکنون نگرانیها درباره امنیت منطقهای و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان افزایش یافته است. حتی متحدان منطقهای طالبان مانند چین، روسیه و ایران نیز از تهدید روزافزون از خاک افغانستان ابراز نگرانی میکنند.
پاکستان میخواهد این تغییر نگرش را تقویت کند و طالبان را هرچه بیشتر در برابر جامعه جهانی پاسخگو بسازد.
دوم. طرح مداوم تهدیدهای امنیتی برخاسته از افغانستان، برای پاکستان زمینهای نیز فراهم میکند تا اقدامات نظامی خود در داخل افغانستان را توجیه کند.
پاکستان در یک هفته پنج ولایت قندهار، خوست، پکتیا، کنر و پکتیکا را هدف حملات هوایی قرار داده است. اسلامآباد این حملات را در چارچوب مقابله با تهدیدهای امنیتی و گروههای مسلح مستقر در افغانستان توجیه میکند.
طالبان میگوید که در این حملات غیرنظامیان کشته شدهاند. سازمان ملل متحد نیز کشتهشدن غیرنظامیان را تایید کرده است. اما پاکستان تأکید دارد که حملات هدفمند، حسابشده و دقیق بوده است. برخی منابع میگویند که در یکی از حملات در ولایت قندهار شماری از رهبران تحریک طالبان پاکستان کشته شدهاند.
از این منظر، برجستهسازی تهدید تروریستی برخاسته از افغانستان در مجامع بینالمللی میتواند بخشی از تلاش پاکستان برای مشروعیتبخشی سیاسی به اقدامات نظامی خود باشد تا بتواند آزادانه به حملات در افغانستان ادامه دهد.
سوم. پاکستان همچنین تلاش میکند نگرانی کشورهای مختلف درباره تروریسم را به همکاری عملی علیه گروههای مسلح مستقر در افغانستان تبدیل کند.این همکاری میتواند شامل حمایت سیاسی و دیپلوماتیک، کمکهای مالی و تخنیکی، تبادل اطلاعات، تجهیزات و همکاری در زمینه مقابله با تروریسم باشد.
اسلامآباد میخواهد مسأله افغانستان را از یک اختلاف دوجانبه میان پاکستان و طالبان فراتر ببرد و آن را به یک نگرانی امنیتی مشترک برای کشورهای منطقه و جامعه جهانی تبدیل کند.
چهارم. پاکستان همزمان تلاش میکند طالبان و هند را در یک فضای دشوارتر دیپلوماتیک قرار دهد. هند یگانه کشوری است که حملات پاکستان بر پایگاهها و مراکز نظامی طالبان را محکوم کرده است. حتی ایران و روسیه نیز این حملات را محکوم نکردهاند. حضور پاکستان در نیویارک برجسته بوده است. از پاکستان نخستوزیر و از هند وزیر خارجه در مجمع عمومی سخنرانی کردند.
در پنج سال گذشته، یک اجماع نسبی در جامعه جهانی درباره ضرورت تعامل با طالبان برای حفظ نظم موجود، جلوگیری از فروپاشی اقتصادی و مهار بحران انسانی در افغانستان شکل گرفته بود.
اما اکنون نشانههای تغییر در این رویکرد دیده میشود. نگرانی کشورها درباره فعالیت گروههای تروریستی، وضعیت حقوق بشر و سیاستهای طالبان افزایش یافته است.
پاکستان سعی دارد که افکار عمومی جهانی و همکاری بینالمللی در برچیدن تهدید طالبان را با خود داشته باشد. آیا در این هدف موفق میشود؟
به نظر میرسد که طالبان با سیاستهای خود بیش از پیش بستر را برای تطبیق استراتژی پاکستان در افغانستان فراهم کرده است.
تجربه پنج سال نشان داد که انتظار از تغییر پالیسی و رویکرد طالبان بیهوده است. برخی کارشناسان معتقدند که طالبان به بنبست خورده و پاکستان از این بنبست استفاده کرده و اهداف خود را عملی خواهد کرد.
رابطه طالبان و پاکستان نیز به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده است.
جبهه آزادی افغانستان روز شنبه مدعی شد که بخشهایی از ولسوالی کامدیش نورستان و ولسوالی ناری کنر از دست طالبان «آزاد شده است.»
در خبرنامه آمده «مقادیر زیاد اسلحه، تجهیزات و استحکامات طالبان از سوی کماندوهای جبهه آزادی غنیمت گرفته و دهها پهپاد منهدم شده است.»
اداره طالبان تاکنون بهطور رسمی در این مورد ابراز نظر نکرده است.
با این حال، رسانههای نزدیک به استخبارات طالبان مدعی شدند که نیروهای این گروه حمله جبهه آزادی را عقب زده و «فتنهای» را در نورستان خنثی کردهاند.
هر دو طرف -جبهه آزادی و رسانههای طالبان- روز شنبه مدعی شدند که در درگیریهای نورستان به یکدیگر تلفات وارد کردهاند. جبهه آزادی گفت تاکنون دستکم پنج جسد طالبان در میدان باقی مانده و دستکم ۱۰ زخمی این گروه به شفاخانه منتقل شدهاند. در جانب مقابل، رسانههای نزدیک به استخبارات طالبان مدعی شدند که «۱۵ عضو جبهه آزادی» در درگیری با نیروهای این گروه در نورستان کشته شدند. حجازنیوز مدعی شد که شش عضو جبهه آزادی در نورستان بازداشت شدند اما مقامات جبهه آزادی این ادعا را تکذیب کردند.
افغانستان اینترنشنال نمیتواند جزئیات ادعاهای دوطرف را مستقلانه تایید کند.
یک ویدیو در شبکههای اجتماعی منتشر شده که در آن دیده میشود یک نیروی طالبان، جوان غیرمسلحی را در نورستان که به زبان فارسی میگوید از کابل آمده و پشتو نمیفهمد، پرسوجو میکند و او را با سیلی میزنند. رسانههای استخبارات طالبان با انتشار تصویر او گفتند عضو جبهه آزادی دستگیر شده است. یک مقام جبهه آزادی گفت این جوان ربطی به جبهه ندارد و «ممکن است گردشگر محلی باشد.»
در ویدیو دیده میشود که این جوان ظاهرا ملکی و غیرمسلح است.
جبهه جدید جنگ در نورستان و کنر
جبهه آزادی افغانستان روز شنبه اعلام کرد که در ضد حملهای در ولایت نورستان «چندین پاسگاه طالبان» را تصرف کرده است. این جبهه مدعی شد که نیروهای طالبان از منطقه ارندو و ساحاتی در ولسوالی کامدیش نورستان و ولسوالی ناری ولایت ناری ولایت کنر عقب رانده شدهاند.
پیش از این جبهه آزادی در ولسوالی زیباک بدخشان نیز با طالبان درگیر شده بود.
روز شنبه درگیری جبههای تازه در کامدیش نورستان و ناری کنر خبرساز شد که از باز شدن دو جبهه جدید در درگیریها خبر میدهد.
جبهه آزادی افغانستان در خبرنامهای که روز شنبه، چهارم میزان، منتشر کرد، گفت درگیری از صبح شنبه در بخشهایی از ولسوالی کامدیش آغاز شده و همچنان ادامه دارد.
یک باشنده ولسوالی کامدیش نیز به افغانستان اینترنشنال گفت صدای درگیری در محل شنیده میشود.
درگیری چگونه آغاز شد؟
در خبرنامه جبهه آزادی آمده است که طالبان بامداد شنبه حمله به مواضع نیروهای جبهه آزادی را با استفاده از پهپاد آغاز کردند. جبهه آزادی میگوید نیروهای کماندوی این جبهه در واکنش به این حمله، چندین پهپاد طالبان را هدف قرار داده و سپس ضدحملهای را آغاز کردهاند.
این جبهه مدعی شده است که در جریان ضدحمله، چندین پاسگاه طالبان را تصرف کرده و نیروهای طالبان از منطقه ارندو و بخشهایی از ولسوالی کامدیش به سمت ولسوالی ناری در ولایت کنر عقبنشینی کردهاند.
در همین حال، حجاز فارسی، رسانه وابسته به طالبان، گزارش داده است که «توطئهای» در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان خنثی شده است.
هر دو طرف از وارد کردن تلفات سنگین به طرف مقابل سخن میگویند اما در حال حاضر تایید مستقلانه ادعاها دشوار است.
سحر احمدی [نام مستعار] نخستین دختر از میان قوموخویش خود است که موفق شده از یک دانشگاه در کانادا پذیرش بگیرد.
او با یک بورسیه ۵۰ درصدی، پس از سالها تلاش برای ادامه تحصیل، سرانجام به رؤیای دانشگاهی خود نزدیک شده است؛ اما مشکلات اقتصادی خانواده اکنون او را درست در یک قدمی رویاهایش متوقف کرده است.
سحر در سال ۲۰۰۳ تنها دو سال پس از سقوط رژيم ملا عمر و بازگشایی مکاتب دخترانه تولد شد. او از کودکی آموخته بود که برای تحصیل باید بیشتر از دیگران تلاش کند. او در روستایی دورافتاده در یکی از ولسوالیهای کابل بزرگ شد؛ جایی که بسیاری از دختران خانواده و نزدیکانش به مکتب نمیرفتند. جایی که «مردان با نفوذ در ماحول موافق نبودند زن تحصیل کند.»
در سال ۲۰۱۰ پدرش، برخلاف فشارهای اطراف، از تحصیل دخترش حمایت کرد و او را شامل مکتب کرد. پدر همیشه به او میگفت که روزی داکتر خواهد شد و برای مردم فقیر شفاخانه خواهد ساخت. سحر میگوید این جمله پدر همیشه به او انگیزه میداد.
سالها بعد، سحر در حالی که تنها یک سال تا پایان مکتب فاصله داشت و خود را برای کانکور آماده میکرد، با تغییرات سیاسی افغانستان روبهرو شد. در ۲۰۲۱ طالبان وارد کابل شدند و مسیر تحصیل سحر متوقف شد و رؤیای ورود مستقیم به دانشگاه از او فاصله گرفت.
اما سحر از درس خواندن دست نکشید.
او زبان انگلیسی را از طریق صنفهای آنلاین و به شکل خودآموز ادامه داد؛ گاهی با اینترنتی که وسط صنف درسی تمام میشد، گاهی در شبهایی که برق نبود و گاهی در زمستانهای سرد خانه. در سال ۲۰۲۴، پس از شرکت در یک وبینار درباره بورسیههای تحصیلی، شروع به جستوجوی دانشگاههای خارج از افغانستان کرد.
تلاشهایش سرانجام نتیجه داد.
افغانستان اینترنشنال مدارکی را مشاهده کرده که نشان میدهد سحر از رشته اقتصاد در دانشگاه سنت توماس کانادا پذیرش گرفت و برای سال تحصیلی ۲۰۲۶–۲۰۲۷ به عنوان دانشجوی تماموقت پذیرفته شد. او همچنین بورسیه بینالمللی ریاست دانشگاه سنت توماس را دریافت کرده است؛ بورسیهای که ۵۰ درصد شهریه را پوشش میدهد و ارزش آن طبق نامه دانشگاه، در مجموع بیش از ۴۰ هزار دالر کانادایی در طول چهار سال برآورد شده است
برای سحر، این نامه فقط یک پذیرش دانشگاهی نیست. این سندی است که نشان میدهد مسیری که با یک دختر در روستایی دورافتاده آغاز شد، میتواند تا دانشگاهی در کانادا ادامه پیدا کند.
اما اکنون، میان سحر و این رؤیا یک مانع جدی قرار گرفته است: توان مالی خانواده.
او برای ادامه روند تحصیل و دریافت مدارک مورد نیاز، با هزینههای قابل توجهی روبهروست و فوریترین نیاز او پرداخت ۲٬۵۰۰ دالر کانادایی (تقریباً ۱٬۷۶۷ دالر امریکایی) ودیعه دانشگاه است.
سحر میگوید نمیخواهد فرصت تحصیل در کانادا را تنها به دلیل ناتوانی مالی از دست بدهد.
او نخستین دختر از قوموخویش خود است که از هفت خوان رستم گذشته و توانسته چنین فرصتی به دست آورد؛ اما برای رسیدن به مقصد، هنوز به حمایت مالی نیاز دارد.
رؤیای سحر دیگر فقط رؤیای یک دختر برای رفتن به دانشگاه نیست. برای او، ادامه تحصیل به معنای اثبات این است که محدودیتهای طالبان، فقر و بستهشدن یک مسیر، لزوماً نباید پایان یک رؤیا باشد.
اکنون او تا یک قدمی دانشگاه رسیده است.
تنها پرسش این است که آیا میتواند از آخرین مانع عبور کند؟
