
دونالد ترامپ، رئیسجمهور امریکا، روز جمعه در یک گردهمایی انتخاباتی در ایالت آلاباما، تلفات جنگ افغانستان را با عملیات نظامی امریکا در ونزوئلا و درگیری با ایران مقایسه کرد. آقای ترامپ گفت هدف او جلوگیری از کشتهشدن نیروهای امریکایی است.
ترامپ با اشاره به جنگهای گذشته امریکا گفت: «ویتنام ۲۱ سال طول کشید، درست است؟ [جنگ] افغانستان ۱۸ سال طول کشید و هزاران و هزاران نفر کشته شدند.»
او افزود: «من نمیخواهم حتی یک نفر کشته شود.»
ترامپ سپس ونزوئلا و ایران را مثال زد و گفت امریکا در عملیات ونزوئلا هیچ تلفاتی نداشته و «میلیاردها دالر نفت» از این کشور خارج کرده است. او همچنین گفت امریکا در درگیری با ایران ۱۸ نفر را از دست داده و این درگیری «کمی بیش از شش ماه» ادامه داشته است.
ترامپ گفت پیشتر گفته بود مسئله را ظرف دو یا سه هفته حل خواهد کرد، اما هدف اصلی او این بوده است که ایران «سلاح هستهای نداشته باشد».
او مدعی شد بمبافکنهای B-2 امریکا توان هستهای ایران را در یک شب از بین بردهاند و گفت اگر امریکا نیروهایش را از منطقه خارج کند، بازسازی توان آسیبدیده ایران سالها زمان خواهد برد.
ترامپ گفت: «آنها باید مذاکره میکردند. آنها کارتهای خود را بیش از حد سخت بازی کردند.»
او همچنین گفت امریکا قصد دارد در ایران بماند تا از بازگشت احتمالی یک رئیسجمهور آینده که به گفته او ممکن است سیاست متفاوتی در قبال تهران داشته باشد، جلوگیری کند. ترامپ در ادامه از سیاستهای باراک اوباما و جو بایدن در قبال ایران انتقاد کرد.
مقایسه با افغانستان
جنگ امریکا در افغانستان از اکتبر ۲۰۰۱ تا خروج نیروهای امریکایی در ۳۰ اگست ۲۰۲۱ ادامه یافت. بر اساس برآورد پروژه «هزینههای جنگ» دانشگاه براون، تا اپریل ۲۰۲۱ دستکم ۲٬۴۴۲ نظامی امریکایی در افغانستان کشته شده بودند؛ برآوردهای نهایی منابع دیگر رقم نظامیان امریکایی کشتهشده را ۲٬۴۵۶ نفر اعلام میکنند. در همین جنگ حدود ۶۶ تا ۶۹ هزار نیروی امنیتی افغان و ۴۷٬۲۴۵ غیرنظامی افغان نیز کشته شدند.
در حمله داعش خراسان به میدان هوایی کابل در ۲۶ اگست ۲۰۲۱ نیز ۱۳ نظامی امریکایی و حدود ۱۷۰ غیرنظامی افغان کشته شدند. این تلفات بخشی از مجموع تلفات جنگ افغانستان محسوب میشود.
در عملیات نظامی امریکا در ۳ جنوری ۲۰۲۶ برای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور وقت ونزوئلا، نیروهای امریکایی وارد این کشور شدند. بر اساس گزارش رویترز، برخی نیروهای امریکایی در جریان عملیات هدف قرار گرفتند و درگیر چند مورد «دفاع از خود» شدند، اما هیچ نظامی امریکایی کشته نشد. تاکنون آمار دقیقی منتشر نشده که نشان دهد در این عملیات چند نفر ونزوئلایی کشته شدند.
درگیری امریکا و اسرائیل با ایران از اواخر فبروری ۲۰۲۶ آغاز شد. تا اوایل سپتامبر، مقامهای امریکایی کشتهشدن ۱۸ نظامی امریکایی و زخمیشدن بیش از ۷۵۰ نفر را اعلام کرده بودند.
در مورد تلفات ایران، رقم جامع و مورد توافقی وجود ندارد. رویترز در ۳ سپتامبر گزارش داد که هزاران نفر در جریان جنگ کشته شدهاند، عمدتاً در ایران و لبنان، و گزارشهای ایرانی نیز کشتهشدن نیروهای نظامی و غیرنظامیان را در حملات مختلف اعلام کردهاند. برای نمونه، مقام وزارت بهداشت ایران از کشتهشدن ۱۸ غیرنظامی و زخمیشدن ۱۴۲ نفر در فاصله ۳۰ اگست تا ۲ سپتامبر خبر داده بود.
پس از حملات مخالفان در ولسوالی کامدیش ولایت نورستان، فرماندهی پولیس طالبان در این ولایت خواستار اعزام نیروهای اضافی به نورستان شد. جبهه آزادی مسئولیت حملات اخیر در نورستان را برعهده گرفته است؛ اما فرماندهی طالبان مدعی شده که جبهه مقاومت نیز در این حملات نقش داشته است.
ملا اخترمحمد مزمل، فرمانده امنیه طالبان برای نورستان، در گفتوگو با یک رسانه داخلی در کابل که روز جمعه، ۱۰ میزان، منتشر شد، ادعا کرد که پاکستان برای انجام این حملات، ۳۰۰ تا ۴۰۰ جوان افغان را از آن سوی خط دیورند به نورستان منتقل کرده بود.
او گفت که مهاجمان از اعضای جبهه آزادی و جبهه مقاومت بودند و افزود که بیشتر افرادی که در این حملات شرکت داشتند، از نظامیان پیشین بودند.
وزارت اطلاعات پاکستان در آن زمان ادعای طالبان درباره دست داشتن اسلامآباد در درگیریهای نورستان را رد کرده بود.
فرمانده طالبان برای نورستان، برخلاف ادعای وزارت دفاع این گروه، داعش را به دست داشتن در این حملات متهم نکرد؛ اما در کنار جبهه آزادی که مسئولیت این حملات را پذیرفته است، ادعا کرد که «جبهه مقاومت» نیز در این حملات مشارکت داشته است.
اخترمحمد مزمل با اشاره به موقعیت راهبردی نورستان گفت که آغاز جنگها علیه نیروهای شوروی و نظام جمهوری نیز از مسیرهای مشابه و از آن سوی دیورند صورت گرفته بود و مهاجمان پس از آن موفق شده بودند.
او گفت که به باور وی، مخالفان مسلح طالبان در این تلاش موفق نخواهند شد، زیرا به گفته او، مردم از آنان حمایت نمیکنند.
این فرمانده طالبان گفت که از سراجالدین حقانی، وزیر داخله طالبان، و دیگر مقامها خواستار اعزام نیروهای اضافی به نورستان شده و پیشنهاد کرده است که این نیروها از میان مردم محلی استخدام شوند.
او در این مورد جزئیات بیشتری ارائه نکرد، اما گفت که برای ولسوالیهای هممرز با پاکستان، خواستار اعزام سه تولی به هر ولسوالی و برای سایر ولسوالیها، یک تولی نیروی اضافی شده است.
ولایت نورستان در مجموع ۹ ولسوالی دارد که دو ولسوالی آن در همسایگی پاکستان قرار دارند. در تشکیلات دولتی افغانستان، یک تولی پولیس معمولاً بین ۸۰ تا ۱۲۰ نیرو دارد.
وزارت دفاع طالبان در ۷ میزان ادعا کرد که درگیریهای آغازشده در کامدیش نورستان با کشتهشدن ۴۱ مخالف مسلح و بازداشت ۶۱ تن دیگر پایان یافته است.
این وزارت درباره تلفات نیروهای خود در این درگیریها جزئیاتی ارائه نکرد؛ اما فرمانده امنیه طالبان در نورستان زخمیشدن شماری از جنگجویان این گروه در این درگیریها را تأیید کرد.
جبهه آزادی که مسئولیت این حملات را برعهده گرفته بود، مدعی شد که شماری از پاسگاههای طالبان را تصرف کرده و به این گروه تلفات سنگینی وارد کرده است؛ اما طالبان این ادعا را رد کردهاند.
بررسیها نشان میدهد که هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان کانون تصمیمگیری را از وزارتخانههای کابل به حلقه بسته وفاداران خود در قندهار منتقل کرده است. در این مطلب، به زوایای پنهان زندگی، پیشینه تحصیلی، دوران پناهندگی در پاکستان، مسیر قضایی و سیاسی و نحوه حکمرانی او پرداخته شده است.
این مطلب بر اساس منابع اطلاعاتی، اسناد آرشیوی، اسناد رسمی، گزارشهای رسانهای و تحلیلها توسط پرویز ابراهیمخیل، پژوهشگر جمعآوری و منتشر شده است.
هویت و پیشینه خانوادگی رهبر طالبان
هبتالله آخندزاده به قبیله «نورزی» تعلق دارد و خانوادهاش اصالتا از منطقه اسپروان در ولسوالی پنجوائی ولایت قندهار است. پدر او محمدخان آخند، از علمای دینی و امام مسجد در اسپروان بود و به آموزش علوم اسلامی اشتغال داشت.
درباره تاریخ تولد او اتفاقنظری وجود ندارد و منابع مختلف سالهای متفاوتی میان ۱۹۵۹ تا ۱۹۶۷ میلادی را ذکر کردهاند. به دلیل فقدان اسناد اولیه و شناسنامه رسمی، سن دقیق او در هالهای از ابهام است. با توجه به گزارشها که او را در دهه ۱۹۹۰ در سنین حدود سیسالگی توصیف کردهاند، تخمین زده میشود که سن او در سال ۲۰۲۶ به حدود ۶۵ سال برسد.
تحصیلات دینی و سالهای جنگ شوروی
هبتالله آخندزاده پایههای نخستین علوم دینی را در زادگاهش و در مکتب پدرش فراگرفت. پس از اشغال افغانستان توسط شوروی، خانواده او به پاکستان مهاجرت کردند و هبتالله نیز تحصیلات خود را در مدارس دینی شهرهای کویته و کچلاک فر اگرفت. تخصص اصلی او در زمینه حدیث بود و به همین دلیل به لقب «شیخالحدیث» شناخته میشود.
او سالها در مدارس وابسته به طالبان در کچلاک تدریس کرد و شماری از قضات، علما و مقامهای بعدی طالبان از شاگردان او بودند. نظام آموزشی او کاملا در چارچوب مکتب دیوبندی شکل گرفته و فاقد تحصیلات دانشگاهی مدرن است.
پیش از ظهور طالبان و در دوران جنگهای ضد شوروی در دهه ۱۹۸۰، او نیز مانند بسیاری از روحانیون آن دوران در جبهات جهاد حضور داشت. منابع مختلف درباره گروه جهادی او اختلاف نظر دارند. برخی او را از اعضای «حزباسلامی خالص» تحت امر یونس خالص میدانند و برخی دیگر از حضور او در کنار فرماندهان محلی نورزی یا دیگر چهرههای جهادی سخن میگویند.
دوران پناهندگی در پاکستان
با هجوم ارتش شوروی، خانواده هبتالله آخندزاده به اردوگاه پناهندگان در منطقه پیشین در نزدیکی کویته پناه بردند. این اردوگاه بزرگ که یکی از مراکز اسکان پناهجویان پشتون محسوب میشد، به بخشهای مختلفی تقسیم شده بود که بخش عمده ساکنان آن را مهاجران قندهار و هلمند تشکیل میدادند.
این کمپ سالها از حمایتهای سازمان ملل بهرهمند بود و به عنوان یک بستر اجتماعی و مهاجرتی، تأثیر قابل توجهی بر زندگی هزاران خانواده آواره افغان از جمله خانواده آخندزاده گذاشت.
پیوستن به طالبان، کارنامه قضایی و دهه ۱۹۹۰
با ظهور جنبش طالبان در پاییز سال ۱۹۹۴ در قندهار، هبتالله آخندزاده از نخستین چهرههای بود که به صفوف این جریان نوپا پیوست. بر خلاف بسیاری از همنسلان خود که مسئولیتهای میدانی و فرماندهی نظامی را برگزیدند، او مسیر خود را در نهادهای مذهبی و قضایی تعریف کرد.
در دوران نخست طالبان (۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱)، آخندزاده مراحل را در ساختار قضایی و عقیدتی این گروه طی کرد. او نخست در ساختار نظارتی وزارت امر به معروف فعالیت کرد و پس از آن، به عنوان رئیس دادگاههای نظامی و سپس در مناصب کلیدی دادگاه عالی طالبان در ولایتهای مختلف منصوب شد.
کارنامه او در این دوره با اعمال قرائت سختگیرانه و بنیادگرایانه از شریعت اسلامی گره خورده است. او با صدور و اجرای احکام قاطع و سنتی، نقش محوری در نهادینهسازی ساختار حکمرانی و سیستم قضایی طالبان ایفا کرد و همین پیشینه، نفوذ مذهبی او را میان بدنه این گروه افزایش داد.
دوران تبعید در کچلاک و شورای کویته (۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵)
پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱ در پی حمله ائتلاف بینالمللی به رهبری ایالات متحده، هبتالله آخندزاده به همراه بسیاری از رهبران این گروه به پاکستان فرار کرد. او در منطقه کچلاک در حومه کویته مستقر شد و سالها در مسجد حاجی عبدالصمد به تدریس حدیث و اداره مدارس دینی پرداخت.
این مسجد و محلات اطراف آن به مرور زمان به یکی از پایگاههای اصلی پنهانی طالبان و تجمع چهرههای ارشد شورای کویته تبدیل شد. در طول این سالها، او با احتیاط زندگی میکرد اما از خطرات امنیتی دور نماند.
در سال ۲۰۱۲ در همین حوزه تعلیمی هدف یک سوءقصد در یک حمله انفجاری قرار گرفت اما جان سالم به در برد. او به مرور زمان توانست به عنوان معاون اختر محمد منصور، جایگاه خود را در ساختار رهبری طالبان تثبیت کند.
رهبری طالبان و تحکیم موقعیت در قندهار (از ۲۰۱۶ تا کنون)
پس از کشته شدن اختر منصور در حمله پهپاد امریکایی در سال ۲۰۱۶، هبتالله اخندزاده به عنوان رهبر جدید طالبان انتخاب شد. برخلاف پیشینیان خود، او در دوران جنگ کنترول نظامی مستقیم را در میدان نبرد بر عهده نداشت بلکه بیشتر بر جنبههای عقیدتی، صدور فرمانها و حفظ انسجام درونگروهی تمرکز کرد.
پس از تسلط دوباره طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، او برخلاف سایر مقامات که در کابل مستقر شدند، قندهار را به عنوان مرکز دائمی اقامت و حکومتداری خود انتخاب کرد. رهبر طالبان با دور کردن کانون تصمیمگیری از پایتخت، ساختار سنتی قدرت را دگرگون کرد و افغانستان را از طریق صدور فرمانهای مذهبی و سیاسی و با اتکا به یک حلقه بسیار بسته و وفادار از علمای قندهاری اداره میکند.
مرگ پسرش عبدالرحمن در سال ۲۰۱۷ در یک حمله انتحاری و ترور برادرش در کچلاک پاکستان در سال ۲۰۱۹ از حوادث تلخ زندگی شخصی او به شمار میروند که بر روحیه بهشدت امنیتی و محافظهکارانهاش تاثیر گذاشته است.
زیرساختهای امنیتی و نحوه زندگی پنهان در قندهار
پروندههای اطلاعاتی و تحلیلهای فضایی نشان میدهند که سبک زندگی هبتالله آخندزاده به شدت مخفیانه و توأم با تدابیر امنیتی پیچیده است. بر اساس دادههای نقشهای و گزارشهای امنیتی، او عمدتا در محوطهها و مجتمعهای حفاظتشدهای در قندهار اقامت دارد.
مجموعههای نظامی-اداری مانند محوطه طارق بن زیاد و تأسیسات وابسته به آن که به قلعه و دژ اصلی تصمیمگیری این گروه تبدیل شده است. دسترسی به این مناطق حتی برای بسیاری از وزیران و مقامات بلندپایه طالبان نیز به شدت محدود و ممنوع است.
ارزیابیها نشان میدهند که او از امکانات زیرزمینی، اقامتگاههای امن و لایههای حفاظتی متعدد استفاده میکند و ترددهای او به شدت کنترول میشود. او به ندرت در انظار عمومی ظاهر میشود و تصاویر رسمی یا ویدیوهای ضبطشده از او بسیار نادر است.
سفرها و سخنرانیها
بررسی تحرکات هبتالله آخندزاده نشان میدهد که او برخلاف سایر مقامات ارشد طالبان که سفرهای رسمی داخلی و دیدارهای دیپلوماتیک خارجی انجام میدهند، عملا هیچگونه سفر علنی ندارد. ترددهای او در محدوده قندهار به شدت محدود و با تدابیر شدید امنیتی انجام میشود.
او بر خلاف رهبران پیشین، تمایلی به سفرهای ولایتی ندارد و مدیریت امور را از دژ امن خود اعمال میکند. با این حال، بررسیها نشان میدهد که او گهگاه سفرهای محدود و امنیتی نیز انجام داده است؛ از جمله سفر استثنایی او به کابل و حضور در نشست بزرگ علما بود.
رهبر طالبان حضور فیزیکی در نشستهای عمومی ندارد و صدای او بهجز فایلهای صوتی معدودی که گاه از سخنرانیهایش در مساجد قندهار منتشر میشود، به ندرت شنیده میشود.
در سپتامبر ۲۰۲۳، او به ارزگان و نیمروز سفر کرد و پس از آن در می ۲۰۲۴ به کابل و در جولای ۲۰۲۴ به غور سفر کرد. گستردهترین سفر مستند او بین اگست و سپتامبر ۲۰۲۴ انجام شد. او حدود ۱۴ روز را صرف سفر به ولایتهای هرات، بادغیس، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان، قندوز، تخار و بدخشان کرد. در اپریل ۲۰۲۶، مقامات طالبان همچنین حضور او را در هلمند گزارش دادند.
گزارششده عمومی حداقل ۱۶ ولایت در خارج از قندهار را در فاصله سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۶ به خود اختصاص میدهد. او حضور فیزیکی در نشستهای عمومی ندارد و صدایش بهجز فایلهای صوتی که گاه در مساجد قندهار منتشر میشود، به ندرت شنیده میشود.
پس از تسلط طالبان در اگست ۲۰۲۱، او ماهها از انظار عمومی پنهان ماند تا اینکه در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۱ نخستین سخنرانی خود را در یک مدرسه دینی در قندهار ارائه کرد که عموم مردم تنها به فایل صوتی آن دسترسی یافتند. او چندبار دیگر در قندهار و کابل بدون نشان دادن صورت خود سخنرانی کرده است.
نتیجهگیری
بررسی مسیر زندگی هبتالله آخندزاده نشان میدهد که تمرکز قدرت او در اداره طالبان حاصل تکیه بر ساختارهای مذهبی سنتی، پیشینه قضایی و ایجاد یک حلقه بسته سیاسی در طول دهههاست.
او با سختگیری در قدرت، از مدرنیته و نهادهای دولتی متعارف فاصله گرفته و افغانستان را در چرخهای از انزوا، فرمانهای مطلق مذهبی و محافظهکاری شدید هدایت میکند.
رویترز به نقل از یک مقام پاکستانی گزارش داده است که پاکستان بین ۳۰ تا ۴۰ هزار نیروی نظامی را برای کمک به دفاع از مرزهای زمینی عربستان سعودی و رهگیری پهپادها و موشکها به این کشور اعزام کرده است.
این مقام پاکستانی گفته است که اسلامآباد تاکنون تصمیمی برای اعزام نیرو به یمن با هدف مشارکت در عملیات جنگی نگرفته است.
این گزارش در حالی منتشر شده است که عربستان سعودی در حال بررسی یک عملیات نظامی علیه حوثیهای مورد حمایت ایران در یمن است. مقامهای منطقهای و غربی به رویترز گفتهاند که گزینههای مورد بررسی شامل حملهای محدود در اطراف تنگه بابالمندب برای بازپسگیری این مسیر دریایی یا عملیات گستردهتر در چند جبهه است.
بر اساس این گزارش، عملیات احتمالی قرار است در هفتههای آینده و با مشارکت نیروهای یمنی تحت حمایت ریاض در میدان و پشتیبانی حملات هوایی عربستان انجام شود. بسته به ابعاد عملیات، ممکن است بیش از ۱۰۰ هزار نیروی یمنی بسیج شوند.
هدف اصلی عملیات احتمالی، عقبراندن حوثیها از مناطقی است که آنان در ماه گذشته در امتداد ساحل تصرف کرده و کنترول تنگه بابالمندب را به دست گرفتهاند. این تنگه یکی از مسیرهای مهم کشتیرانی میان دریای سرخ، مدیترانه و آسیا به شمار میرود.
در همین حال، پاکستان و ترکیه که ماه گذشته با عربستان توافق دفاعی مشترک امضا کردند، تجهیزات نظامی در اختیار ریاض قرار دادهاند. یک مقام پاکستانی گفته است که اسلامآباد ماه گذشته چهار هواپیمای باری حامل تجهیزات، از جمله سامانههای دفاع هوایی، توپخانه سبک، پهپاد و سامانههای مقابله با پهپاد، به عدن، مقر حکومت مورد حمایت عربستان در یمن، فرستاده است.
به گفته مقامهای پاکستانی و منطقهای، مشاوران نظامی پاکستان نیز در کنار نیروهای سعودی در یمن حضور دارند و از نیروهای یمنی حمایت میکنند. با این حال، مقام پاکستانی تأکید کرده است که پاکستان هنوز تصمیمی برای اعزام نیروهایش به یمن با هدف مشارکت مستقیم در جنگ نگرفته است.
یکی از نگرانیهای اصلی عربستان در صورت آغاز عملیات جدید، حفاظت از تأسیسات نفتی و زیرساختهای این کشور در برابر حملات موشکی و پهپادی حوثیها است. مقامهای منطقهای گفتهاند که ریاض برای تقویت سامانههای دفاعی خود از چند متحدش درخواست کمک کرده است.
در کنار پاکستان و ترکیه، فرانسه نیز اعلام کرده است که برای حفاظت از شهر بندری ینبع در ساحل دریای سرخ، سامانههای دفاعی و نیرو به عربستان اعزام خواهد کرد. ایالات متحده نیز اطلاعات و مشاوران نظامی، از جمله اطلاعات مربوط به اهداف، را برای پشتیبانی از عملیات هوایی عربستان در یمن فراهم میکند؛ با این حال، متحدان عربستان انتظار نمیرود در عملیات زمینی یا نبرد مستقیم علیه حوثیها مشارکت کنند.
عربستان سعودی در سال ۲۰۱۵ در رأس ائتلافی عربی وارد جنگ داخلی یمن شد و از حکومت بهرسمیتشناختهشده بینالمللی این کشور حمایت کرد. آتشبس میان طرفهای درگیر که در سال ۲۰۲۲ برقرار شد، تا حد زیادی پابرجا ماند، اما در سال جاری با افزایش حملات موشکی و پهپادی حوثیها به کشتیرانی و زیرساختهای نفتی عربستان، درگیریها بار دیگر تشدید شده است.
از سوی دیگر، وزیر خارجه پاکستان روز جمعه اعلام کرد که اعضای توافق دفاعی مکه، شامل عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، قرار است هفته آینده در ریاض درباره راههای برخورد با حوثیها نشست اضطراری برگزار کنند. او گفت پیشنهاد ایران برای تعامل سیاسی با حوثیها نیز در این نشست بررسی خواهد شد.
گروه سوسیالیستها و دموکراتها در پارلمان اروپا، دیوان کیفری بینالمللی و مقامهای این نهاد را برای دریافت جایزه ساخاروف ۲۰۲۶ برای آزادی اندیشه نامزد کرده است.
گروه چپ میانه پارلمان اروپا میگوید که فعالیتهای این دیوان برای پیگرد عاملان نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت، با فشار و تهدید روبهرو شده است.
این گروه که خود را یک جریان سیاسی چپ میانه در پارلمان اروپا معرفی میکند، نوشته است که عدالت نباید در حالی به تعویق بیفتد که افراد متهم به جنایات سنگین بدون مجازات آزادانه رفتوآمد میکنند.
ساخاروف، یکی از معتبرترین جوایز حقوق بشر اروپاست. این جایزه از سوی پارلمان اروپا به افراد یا سازمانهایی اهدا میشود که زندگی خود را وقف دفاع از آزادی اندیشه و حقوق بشر میکنند.
سوسیالیستها و دموکراتها گفتهاند که دیوان کیفری بینالمللی بیش از دو دهه است که پروندههای مربوط به نسلکشی، جنایات جنگی و جنایات علیه بشریت را دنبال میکند و مقامها و کارمندان این نهاد به دلیل انجام وظایف خود با «ارعاب، فشار و تهدید» روبهرو شدهاند. این گروه از اتحادیه اروپا خواسته است از دیوان و مقامهای آن حمایت کند.
براساس اعلام این گروه، دستکم ۳۲ نفری که دیوان کیفری بینالمللی برای آنان حکم بازداشت صادر کرده، همچنان آزاد هستند. این گروه گفته است شمار واقعی ممکن است بیشتر باشد، زیرا برخی از احکام بازداشت دیوان محرمانه است.
دیوان کیفری بینالمللی در ۱۷ سرطان ۱۴۰۴ حکم بازداشت هبتالله آخندزاده و عبدالحکیم حقانی، رهبر طالبان و رئیس دادگاه عالی این گروه را صادر کرد. دیوان گفته است دلایل معقولی وجود دارد که این دو رهبر طالبان در «جنایت علیه بشریت از طریق آزار و تعقیب» زنان و دختران به دلایل جنسیتی و افرادی که حامی آنان پنداشته شدهاند، مسئولیت دارند. هر دو همچنان در فهرست افراد تحت تعقیب دیوان قرار دارند.
براساس روند تعیین برنده این جایزه، نامزدها ابتدا در کمیتههای پارلمان اروپا بررسی میشوند. سپس سه نامزد به فهرست نهایی راه مییابند و کنفرانس روسای پارلمان اروپا برنده را انتخاب میکند. برنده معمولا در ماه اکتبر اعلام میشود و مراسم اهدای جایزه در ماه دسامبر در شهر استراسبورگ فرانسه برگزار میشود.
عمر حسن احمد البشیر، رئیسجمهور پیشین سودان، یکی از برجستهترین چهرههایی است که دادگاه کیفری بینالمللی علیه او حکم بازداشت صادر کرد، اما هرگز به لاهه منتقل نشد.
دادگاه کیفری بینالمللی در ششم سرطان ۱۳۹۰ برای معمر قذافی، رهبر وقت لیبیا، پسرش سیفالاسلام قذافی و عبدالله السنوسی، رئیس استخبارات نظامی لیبیا، حکم بازداشت صادر کرد.
ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، با حکم بازداشت دادگاه کیفری بینالمللی روبهرو است، اما قدرت دولت روسیه و نبود همکاری مسکو مانع اجرای این حکم شده است.
دادگاه کیفری بینالمللی در اول قوس ۱۴۰۳ برای بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، و یوآو گالانت، وزیر دفاع پیشین اسرائیل، حکم بازداشت صادر کرد.
دادگاه کیفری بینالمللی در اول قوس ۱۴۰۳ برای محمد دیاب ابراهیم المصری، مشهور به محمد ضیف، فرمانده شاخه نظامی حماس، حکم بازداشت صادر کرد.
در تاریخ دادگاه کیفری بینالمللی، همه احکام بازداشت همیشه روی کاغذ نمانده است. بر بنیاد آخرین آمار رسمی این دادگاه، از آغاز کار این نهاد تاکنون ۶۶ حکم بازداشت صادر، ۲۳ حکم اجرا و هشت حکم نیز پس از فوت مظنونان لغو یا پس گرفته شدهاند.