• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مبارزه زنان افغان؛ داستانی فراتر از آمدن و رفتن امریکا

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۰۸:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)
منبع عکس: جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)
منبع عکس: جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا)

بیست‌وپنج سال پیش، در شامگاه ۷ اکتبر ۲۰۰۱، موشک‌ها و بمب‌افکن‌های امریکایی و متحدانش مواضع طالبان و اردوگاه‌های القاعده را در افغانستان هدف قرار دادند.

حمله‌ای که پس از حملات ۱۱ سپتامبر آغاز شد، سرانجام به سقوط حکومت طالبان و باز شدن دوباره بسیاری از درهای بسته‌شده به روی زنان و دختران افغانستان انجامید.

اما برای زنان افغانستان، داستان آزادی از آن شب آغاز نشد.

سال‌ها پیش از آن‌که نخستین هواپیمای امریکایی بر فراز افغانستان به پرواز درآید، زنان افغان برای حق تحصیل، کار، نوشتن، حضور در جامعه و داشتن صدایی مستقل مبارزه می‌کردند و دو دهه پس از پایان حضور نظامی امریکا، بسیاری از همان خواسته‌ها بار دیگر به مسئله‌ای روزمره برای زنان افغان تبدیل شده است.

در ۲۶ اگست ۲۰۰۱ خبرنگار سی‌ان‌ان به یک آرایشگاه مخفی زنان در کابل رفت. زنان می‌دانستند اگر طالبان آنها را پیدا کند، ممکن است زندانی شوند. خبرنگار از یک زن پرسید چرا این کار را انجام می‌دهد، او پاسخ داد: «این یک نوع مقاومت است. ما با طالبان مخالفت می‌کنیم.»

مبارزه زنان افغان نه با آمدن امریکا آغاز شد و نه با رفتن آن پایان یافت.

در مصاحبه‌ای که پنجم اگست ۲۰۰۱ در مجله سندی تایم منتشر شد، یک دختر ۲۳ ساله به نام زویا که عضو فعال جمعیت انقلابی زنان افغانستان (راوا) بود، درباره فعالیت مخفیانه خود در افغانستان صحبت کرده است. او می‌گوید کتاب‌های درسی را زیر چادری پنهان می‌کنند و معلمان در خانه‌ها به دختران مخفیانه درس می‌دهند. زویا گفته بود: «فقط صحبت‌کردن درباره حقوق زنان در چنین سیستمی، خودش انقلابی است.»

در هشتم اکتبر ۲۰۰۱، گاردین مصاحبه‌ای با یک زن ۲۶ ساله افغان با نام فاطمه منتشر کرد. او عضو کمیته سیاسی راوا بود و توضیح داد که در دوران طالبان مرتب از پاکستان وارد افغانستان می‌شده، زنان را برای تظاهرات سازمان‌دهی می‌کرده و نشریات راوا را مخفیانه وارد کشور می‌کرده است.

او درباره نسل خودش می‌گوید: «نسل من با جنگ متولد شد... اما بعضی‌ها، مثل من، راه مبارزه را انتخاب می‌کنند.» او همچنین می‌گوید خودش سه بار توسط طالبان در خیابان شلاق خورده است.

در هرات، این تاریخ را می‌توان در داستان چند دختر جوان دید که در تاریک‌ترین سال‌های حکومت نخست طالبان، برای خواندن و نوشتن راهی مخفی پیدا کردند.

100%
تظاهرات ۴۰۰ زن و دختر افغان علیه طالبان در اپریل ۱۹۹۹ در اسلام‌آباد

مشق پنهانی نوشتن

پس از آن‌که طالبان در سال ۱۹۹۵ هرات را تصرف کردند و در سال ۱۹۹۶ کابل را به کنترول خود درآوردند، محدودیت‌های شدیدی بر آموزش، کار و حضور اجتماعی زنان اعمال شد. طالبان تقریباً تمام آموزش دختران بالاتر از سطح ابتدایی را متوقف کردند و زنان را از بسیاری از مشاغل و فعالیت‌های عمومی کنار گذاشتند.

اما برای زنان افغان ممنوعیت آموزش به معنای پایان یادگیری نبود.

در هرات، گروهی از دختران و زنان جوان به بهانه یادگیری خیاطی گرد هم می‌آمدند. نام این حلقه «سوزن طلایی» بود، اما آنچه در آن اتفاق می‌افتاد، بسیار بیشتر از خیاطی بود.

کتاب‌ها پنهانی وارد خانه می‌شدند. استادان ادبیات تدریس می‌کردند و دختران درباره شعر و داستان گفت‌وگو می‌کردند. اعضای این حلقه باید آماده می‌بودند که اگر مأموران طالبان نزدیک شدند، کتاب‌ها را پنهان کنند و وسایل خیاطی را روی میز بگذارند. روایت‌های مربوط به این حلقه نشان می‌دهد که کودکان نیز برای خبر دادن از نزدیک شدن نیروهای طالبان بیرون ساختمان می‌ایستادند.

یکی از دخترانی که در این فضای مخفی ادبی رشد کرد، نادیا انجمن بود؛ شاعری که بعدها نامش با ادبیات معاصر افغانستان گره خورد.


حمیرا قادری، نویسنده افغانستانی و از اعضای آن حلقه، سال‌ها بعد درباره آن روزها گفت که چهار دختر، لیلا، شیما، گلثوم و خودش، در خانه لیلا گرد هم می‌آمدند. چون در آن خانه در کنار خیاطی، امکان برگزاری کلاس فراهم بود، آنان زیر نام شاگردان خیاطی در کلاس داستان‌ نویسی استاد ناصر رهیاب شرکت می‌کردند.

قادری در مصاحبه‌ای در سال ۲۰۱۷ گفت: «ما اجازه نداشتیم به انجمن ادبی برویم، انجمن مردانه بود. بین خودمان کتاب‌های جدید را رد و بدل می‌کردیم و کتاب از دکان‌ها کرایه می‌گرفتیم. حدود چهار سال این کلاس ادامه داشت.»

خانم انجمن در سال‌های حکومت طالبان نتوانست مانند بسیاری از دختران دیگر به آموزش رسمی ادامه دهد، اما در همین حلقه مخفی ادبیات آموخت. پس از سقوط طالبان در سال ۲۰۰۱، او توانست وارد دانشگاه هرات شود و ادبیات بخواند. نخستین مجموعه شعرش، «گل دودی»، در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.

اما زندگی نادیا انجمن یادآوری دیگری نیز برای تاریخ زنان افغانستان دارد: سقوط حکومت طالبان لزوماً به معنای پایان خشونت و محدودیت برای زنان نبود. او در نوامبر همان سال، در ۲۵ سالگی، به دست شوهرش در هرات کشته شد.

زندگی نادیا، مانند زندگی بسیاری از زنان افغانستان، در کش‌وگیر میان سیاست، سنت، جنگ و زندگی خصوصی زنان به شدت تحت تاثیر قرار گرفت.

100%
تظاهرات راوا ضد طالبان در دهه ۹۰

مبارزه‌ای که دهه‌ها پیش از طالبان آغاز شده بود

حتی «سوزن طلایی» نیز نقطه آغاز مبارزه زنان افغانستان نبود.

پیش از طالبان، زنان افغان در دوره‌های مختلف تاریخی در آموزش، سیاست، پزشکی، رسانه و خدمات دولتی حضور داشتند. زنان در سال ۱۹۶۴ حق رأی و حق نامزدی در انتخابات را به دست آوردند و قانون اساسی همان سال بر حقوق برابر زنان و مردان تأکید کرد.

اما جنگ‌های دهه‌های ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰، ظهور گروه‌های مسلح و سپس حاکمیت طالبان، بسیاری از این دستاوردها را از میان برد.

به همین دلیل، وقتی طالبان در سال ۱۹۹۶ قدرت گرفت، زنان افغان مبارزه‌ای را از صفر آغاز نکردند؛ آنها در واقع برای بازپس‌گیری حقوقی تلاش می‌کردند که بخشی از جامعه افغانستان پیش‌تر تجربه کرده بود.

در سال‌های حاکمیت طالبان، این مقاومت اشکال مختلفی داشت: از اعتراض‌های خیابانی و فعالیت سازمان‌هایی مانند انجمن انقلابی زنان افغانستان، معروف به راوا، تا ایجاد مکتب‌های مخفی و آموزش دختران در خانه‌ها.

زنان و دختران افغان در برابر محدودیت‌های طالبان کاملاً منفعل نبودند. حتی در مناطقی که طالبان آموزش دختران را ممنوع کرده بودند، فعالان محلی مکتب‌های مخفی راه‌اندازی می‌کردند.

۷ اکتبر؛ جنگی که برای زنان نبود

وقتی حملات امریکا در ۷ اکتبر ۲۰۰۱ آغاز شد، برای بسیاری از زنان و دختران افغان، سقوط طالبان به معنای باز شدن درهایی بود که سال‌ها بسته مانده بود.

در سال‌های بعد، میلیون‌ها دختر دوباره به مکتب رفتند و زنان به دانشگاه، رسانه، پارلمان، دولت و بازار کار بازگشتند. سازمان‌های بین‌المللی و دولت افغانستان نیز سرمایه‌گذاری گسترده‌ای روی آموزش و حضور اجتماعی زنان انجام دادند.

اما این دوره با جنگ نیز همراه بود.

برای نسلی که در سال ۲۰۰۱ کودک یا نوجوان بود، دو دهه بعد ترکیبی از فرصت و خشونت بود: مکتب و دانشگاه در کنار حملات انتحاری؛ حضور زنان در رسانه‌ها در کنار تهدید خبرنگاران زن؛ ورود زنان به پارلمان در کنار ناامنی، فقر و مهاجرت.

حتی در نخستین سال پس از سقوط طالبان، فعالان حقوق زنان هشدار می‌دادند که پایان حکومت طالبان به خودی خود تضمین‌کننده حقوق زنان نیست. دیده‌بان حقوق بشر در سال ۲۰۰۲ نوشت که زنان افغان همچنان با محدودیت‌ها و نقض حقوق خود، از جمله از سوی جنگ‌سالاران و مقام‌های محلی، روبه‌رو بودند.

بازگشت طالبان

در تابستان ۲۰۲۱، طالبان دوباره به قدرت بازگشتند.

برای زنانی که دهه ۱۹۹۰ را به یاد داشتند، بسیاری از تصاویر گذشته بازگشت: تعطیلی مکاتب دخترانه، محدودیت دانشگاه، محدودیت کار زنان و محدودیت حضور آنان در فضای عمومی.

این بار اما نسلی که در فاصله ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۱ بزرگ شده بود نیز به این مقاومت پیوست.

زنان افغان در کابل، هرات و دیگر شهرها به خیابان آمدند؛ شعار دادند، اعتراض کردند و خواستار حق تحصیل، کار و آزادی شدند. بسیاری از این اعتراض‌ها با بازداشت، خشونت و فشار روبه‌رو شد.

در سال‌های پس از بازگشت طالبان، محدودیت‌ها گسترده‌تر شد. زنان از دانشگاه‌ها کنار گذاشته شدند و محدودیت‌های شدیدی بر آموزش دختران، کار و مشارکت عمومی آنان اعمال شد. در سال ۲۰۲۶ نیز اعتراض زنان در هرات بر سر محدودیت‌های پوشش با برخورد نیروهای امنیتی طالبان مواجه شد؛ سازمان ملل درباره بازداشت زنان و دختران ابراز نگرانی کرد.

در سپتامبر ۲۰۲۶ نیز دبیرکل سازمان ملل متحد گفت سیاست‌های تبعیض‌آمیز طالبان بر همه جنبه‌های زندگی زنان و دختران تأثیر گذاشته و مشارکت کامل آنان در زندگی عمومی، آموزش و بسیاری از حوزه‌های کاری همچنان محدود است.

مبارزه‌ای که روز‌ به روز اوج می‌گیرد

ملالی امین، نویسنده می‌گوید شاید یکی از مهم‌ترین اشتباهات درباره تاریخ زنان افغانستان این باشد که این تاریخ را با دو تاریخ سیاسی توضیح دهیم: ۱۹۹۶، زمانی که طالبان به قدرت رسیدند؛ و ۲۰۰۱، زمانی که حکومت طالبان سقوط کرد.

به گفته او زندگی زنان پیچیده‌تر از این دو تاریخ است.

این نویسنده می‌افزاید زنان افغان پیش از طالبان برای آموزش و حضور اجتماعی تلاش کردند. در دوران طالبان برای حفظ ابتدایی‌ترین حقوق خود مقاومت کردند. پس از سقوط طالبان، برای ساختن جایگاه خود در جامعه تلاش کردند. و پس از بازگشت طالبان در ۲۰۲۱، بسیاری از آنان بار دیگر همان مبارزه را، این بار با تجربه دو دهه آموزش و حضور اجتماعی، ادامه دادند.

«سوزن طلایی» شاید به همین دلیل استعاره مناسبی برای این تاریخ باشد.

دخترانی که در دهه ۱۹۹۰ کتاب‌هایشان را زیر پارچه‌های خیاطی پنهان می‌کردند، منتظر آمدن ارتش خارجی نماندند تا نخستین بار برای حق آموزش تلاش کنند.

و دخترانی که امروز در افغانستان برای تحصیل و کار تلاش می‌کنند نیز منتظر بازگشت یک ارتش خارجی نیستند.

100%

آنها در کشوری زندگی می‌کنند که در آن، به گفته گزارش‌های اخیر سازمان ملل و نهادهای حقوق بشری، محدودیت‌های طالبان همچنان بخش بزرگی از زندگی زنان را تحت تأثیر قرار داده است.

تاریخ افغانستان فقط در کاخ‌ها، میدان‌های جنگ و اتاق‌های تصمیم‌گیری قدرت نوشته نشده است.

بخشی از آن در خانه‌ای در هرات نوشته شد؛ جایی که چند دختر جوان کتاب‌هایشان را پنهان می‌کردند، به صدای نزدیک شدن مأموران گوش می‌دادند و زیر نام خیاطی، داستان می‌خواندند.

و بخشی از آن امروز، در خانه‌ها، دانشگاه‌های زیرزمینی، فضای مجازی و خیابان‌های افغانستان نوشته می‌شود؛ جایی که نسل دیگری از زنان افغان، با وجود محدودیت‌ها، همچنان تلاش می‌کنند صدای خود را حفظ کنند.

۲۵ سال بعد، آن مبارزه هنوز تمام نشده است.

پس از تسلط طالبان و در پنج سال گذشته نیز جنبش زنان افغانستان ابتدا با اعتراض‌های خیابانی در کابل، هرات و دیگر شهرها شکل گرفت و زنان خواستار «نان، کار و آزادی»، حق تحصیل، کار و مشارکت اجتماعی و سیاسی شدند؛ اما با ضرب‌وشتم، بازداشت و تهدید معترضان، فعالیت‌ها به‌تدریج به شبکه‌های کوچک و مخفی، اعتراض‌های محدود، آموزش زیرزمینی، فعالیت آنلاین و سازمان‌دهی از داخل خانه‌ها منتقل شد.

زنان همچنین علیه ممنوعیت تحصیل دختران، حذف زنان از مشاغل و فضای عمومی و محدودیت‌های رفت‌وآمد اعتراض کردند و در کنار آن، برخی شبکه‌های زنان به آموزش و کمک‌رسانی ادامه دادند. در خارج از کشور نیز اکنون زنان با «کارزار نه به آپارتاید جنسیتی» پویاترین گروه سیاسی ضد طالبان در سطح جهان هستند.

پربازدیدترین‌ها

حکمتیار: تغییر حتمی و نزدیک است
۱

حکمتیار: تغییر حتمی و نزدیک است

۲

جاده‌ای تا مرز بسته؛ نمایش تبلیغاتی طالبان در واخان

۳
اختصاصی

دادگاه کیفری بین‌المللی چه اتهاماتی را به حبیب‌الله آغا وارد کرده است؟

۴

مرد افغان در امریکا به ۳۵ سال زندان به اتهام سوءاستفاده جنسی از کودکان محکوم شد

۵

وزیر طالبان از مذاکره با مخالفان عقب‌نشینی کرد

•
•
•

مطالب بیشتر

روزنامه جمهوری اسلامی: طالبان در حال پیشبرد جنگ خاموش علیه ایران است

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۰۸:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله روز چهارشنبه ۱۵ میزان، با انتقاد شدید از سیاست تهران در قبال طالبان، این گروه را متهم کرد که در حال پیشبرد «جنگ خاموش علیه ایران» است. این روزنامه گفته که ادامه رویکرد کنونی جمهوری اسلامی در برابر طالبان، به زیان منافع بلندمدت ایران تمام خواهد شد.

این روزنامه نوشت که از زمان بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان در سال ۱۴۰۰، شماری از سیاستمداران و مقام‌های ایرانی تلاش کردند حاکمیت این گروه را توجیه کنند و حتی طالبان را به عنوان جریانی که به حضور ۲۰ ساله امریکا در افغانستان پایان داده، مورد ستایش قرار دادند. نویسنده سرمقاله اما این دیدگاه را «اشتباه» خوانده و ادعا کرده است که گروه طالبان با حمایت و توافق امریکا به قدرت رسیده است.

در این سرمقاله آمده است که شواهدی چون سقوط سریع دولت اشرف غنی، تسلط بدون مقاومت طالبان بر کابل، خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و باقی ماندن تجهیزات نظامی در پایگاه‌های افغانستان، نشان‌دهنده وجود توافق‌های پنهانی میان امریکا و طالبان بوده است.

روزنامه جمهوری اسلامی همچنین مدعی شده که طالبان پس از بازگشت به قدرت، روابط خود با امریکا را حفظ کرده‌ و از کمک‌های مالی ماهانه واشنگتن سود می‌برد. در این سرمقاله ادعا شده است که طالبان در برابر سیاست‌های امریکا در منطقه موضعی انتقادی نداشته‌ و همزمان در داخل افغانستان نیز اقداماتی را در پیش گرفته‌ است که به گفته نویسنده، نفوذ و جایگاه ایران را در این کشور تضعیف می‌کند.

این روزنامه طالبان را متهم کرده است که با محدود کردن نهادها و جریان‌های نزدیک به ایران، برخورد با برخی گروه‌های قومی و مذهبی و کاهش حضور جریان‌های شیعه در ساختارهای اجتماعی و سیاسی افغانستان، درصدد از میان بردن ظرفیت‌های سنتی نفوذ ایران در این کشور است.
جمهوری اسلامی ایران روابط گسترده‌ای با طالبان دارد و تهران سفارت افغانستان را در اختیار طالبان قرار داده و هیئت‌های طالبان در سال‌های اخیر بارها به ایران سفر کرده‌اند. با این حال، ایران تاکنون اداره طالبان را به رسمیت نشناخته است.

سرمقاله همچنین مدعی شده است که طالبان در موضوع حقابه رودخانه هلمند نیز رویکردی تقابلی در پیش گرفته‌ است. تنش بر سر آب هلمند طی سه سال گذشته به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف میان تهران و طالبان تبدیل شده است. در سال ۱۴۰۲ نیز تنش‌های مرزی میان نیروهای ایرانی و طالبان در مرز نیمروز به درگیری مسلحانه انجامید که چند کشته و زخمی برجا گذاشت.

نویسنده سرمقاله همچنین بدون ارائه اسناد مشخص، طالبان را به نفوذ دادن عوامل خود به داخل ایران، دست داشتن در برخی حملات و انفجارها و سازمان‌دهی عملیات علیه مخالفان این گروه در شهرهای ایران متهم کرده است.

روابط ایران و طالبان طی سه دهه گذشته فراز و نشیب‌های چشمگیری داشته است. دو طرف در دهه ۱۳۷۰ پس از کشته شدن دیپلومات‌های ایرانی در مزارشریف در آستانه جنگ قرار گرفتند، اما پس از سقوط نخستین حکومت طالبان در سال ۲۰۰۱، به تدریج کانال‌های ارتباطی میان تهران و این گروه شکل گرفت.

با این حال، اختلاف بر سر حقابه هلمند، امنیت مرزها، مهاجرت گسترده شهروندان افغانستان به ایران و نگرانی‌های تهران درباره فعالیت گروه‌های تندرو در افغانستان، همچنان از مهم‌ترین چالش‌های روابط میان دو طرف به شمار می‌رود.

فرار از فقر و بی‌سرنوشتی در وطن؛ روایت افغان‌هایی که از ایران و پاکستان اخراج می‌شوند

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۰۶:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شبکه پی‌بی‌اس نیوز در گزارشی نوشت ادامه حاکمیت طالبان با فروپاشی اقتصادی و آینده‌ای بسیار نامطمئن، به‌ویژه برای جوانان، همراه بوده است. افغان‌های اخراج‌شده در مرزهای ایران و پاکستان می‌گویند که بسیاری از آنان پس از بازگشت به افغانستان با فقر و آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو می‌شوند.

امیر، یکی از مهاجران اخراج شده از ایران پی‌بی‌اس نیوز گفت ۲۰ سال در این کشور زندگی کرده و با کارهای روزمزدی هزینه زندگی‌اش را تأمین می‌کرد.

او پس از بازداشت، همراه با خواهر، خواهرزاده و برادرزاده‌اش به افغانستان بازگردانده شده است. او افزود: من با میل خود به افغانستان برنگشتم. اینجا هیچ چیز ندارم؛ نه کار، نه زندگی و نه خانه. در ایران دست‌کم درآمدی داشتم.

گزارش می‌افزاید با وجود خطر بازداشت، ضرب‌وشتم و حتی تیراندازی، فقر شدید در افغانستان بسیاری از جوانان را دوباره به تلاش برای ورود به ایران وامی‌دارد.

وکیل، جوان دیگری که از ایران اخراج شده، نیز می‌گوید او و پنج نفر دیگر پس از هشت ساعت پیاده‌روی در بیابان و تلاش برای ورود به ایران بازداشت شدند و چند ساعت مورد ضرب‌وشتم قرار گرفتند.

سازمان بین‌المللی مهاجرت در گزارش سپتامبر ۲۰۲۶ نوشت که از ۱۵ سپتامبر ۲۰۲۳ تا ۳۱ آگست ۲۰۲۶، شش میلیون و ۴۷۳ هزار و ۹۷۸ افغان از ایران و پاکستان به کشور بازگشته‌اند.

در بخش دیگری از گزارش، وضعیت افغان‌های اخراج‌شده از پاکستان بررسی شده است. گزارش براساس آمار سازمان ملل می‌گوید که حدود ۶۰۰ هزار افغان در سال جاری از طریق مرز پاکستان به افغانستان بازگشته‌اند.

بسیاری از آنان سال‌ها در پاکستان زندگی کرده‌اند و اکنون بدون پول و سرپناه به کشوری بازگشته‌اند که شناختی از آن ندارند.

جمیله، یک زن افغان که همراه با ۹ فرزندش از پاکستان اخراج شده، گفته است که خانواده‌اش ماه‌ها از ترس پولیس پاکستان در مکان‌های مختلف پنهان می‌شدند.
او گفت که نیروهای پولیس حتی پسر هشت‌ساله‌اش را زمانی که مردان خانواده را پیدا نکردند، با خود برده و مورد ضرب‌وشتم قرار دادند.

جمیله دختر ۱۴ ساله به پی‌بی‌اس نیوز گفت که می‌خواهد به مکتب برود و پزشک شود، اما پس از بازگشت به افغانستان دیگر امکان ادامه تحصیل ندارد.

او افزود که خانواده‌اش گاهی دو یا سه روز بدون غذا می‌مانند و پس از بازگشت حتی خانه یا چادری برای زندگی ندارند.

گزارش می‌گوید کاهش کمک‌های بین‌المللی نیز وضعیت بازگشت‌کنندگان را دشوارتر کرده است. بودجه برنامه پناهندگان سازمان ملل در افغانستان که در سال ۲۰۲۲ حدود ۲۴۰ میلیون دالر بود، در سال جاری ممکن است به حدود یک‌سوم آن کاهش یابد.

سازمان ملل تخمین زده است که تا پایان سال، ممکن است دو میلیون پناهجوی دیگر نیز به افغانستان بازگردانده شوند؛ کشوری که میلیون‌ها نفر در آن با فقر، بیکاری و آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو هستند.

یک روز پس از نشست مسکو؛ لاوروف اختلافات میان طالبان و پاکستان را «ناخوشایند» خواند

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۰۱:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه روز سه‌شنبه ۱۴ میزان، در واکنش به عدم صدور بیانیه پایانی در هشتمین نشست فرمت مسکو، اختلافات میان طالبان و پاکستان را رویدادی «ناخوشایند» خواند.

وزیر خارجه روسیه این مطلب را در جریان نشست خبری مشترک با وزیر خارجه جمهوری دموکراتیک تیمور شرقی در مسکو مطرح کرد. به گزارش وبسایت وزارت خارجه روسیه، لاوروف در این رابطه تاکید کرد که با وجود عدم صدور بیانیه و اختلافات، نباید از آن تراژدی ساخت؛ چرا که ریشه این چالش‌ها قابل پیش‌بینی بوده است.

به گفته لاوروف، در حال حاضر میان طالبان و پاکستان تنش جدی وجود دارد که علت اصلی آن حضور گروه تروریستی دولت اسلامی (داعش) و شاخه‌های منتسب به آن است که حملات و ناامنی‌هایی را در خاک هر دو کشور رقم می‌زنند. سرگئی لاوروف گفت: «این گروه مشکلاتی ایجاد می‌کند و حملات تروریستی را در خاک افغانستان و پاکستان انجام می‌دهد.»

وی افزود که مهم‌ترین درس این وضعیت، ضرورت توقف مداخله کشورهای فرامنطقه‌ای در این ژئوپلیتیک است. لاوروف همچنین پیدایش گروه داعش را به حمله ایالات متحده به عراق در گذشته مرتبط دانست و افزود که این ساختار تروریستی بعدها در دیگر نقاط جهان نیز گسترش یافته است. وی همچنین می‌گوید که گروه‌های تروریستی جدیدی پس از مداخله ناتو در لیبیا پدید آمده‌اند.

وزیر خارجه روسیه در ادامه ابراز اطمینان کرد که هم طالبان و هم پاکستان به عادی‌سازی روابط تمایل دارند و مسکو نیز از این روند حمایت می‌کند.

پیش‌تر ضمیر کابلوف، نماینده ویژه رئیس‌جمهور روسیه در امور افغانستان، اعلام کرده بود که هشتمین نشست فرمت مسکو به‌دلیل اختلاف میان طالبان و پاکستان بدون تصویب بیانیه مشترک پایان یافت و مسکو از این بابت ابراز تأسف می‌کند.

  • نشست مسکو به دلیل اختلاف طالبان و پاکستان نتوانست بیانیه مشترک صادر کند

    نشست مسکو به دلیل اختلاف طالبان و پاکستان نتوانست بیانیه مشترک صادر کند

کابلوف توضیح داد که در جریان تدوین بیانیه پایانی، میان هیئت‌های طالبان و پاکستانی اختلاف به وجود آمد؛ زیرا طالبان معتقد بودند که در متن امسال، افغانستان «بیش از حد در زمینه تروریسم» ذکر شده است. به گفته وی، این موضع طالبان مایه تعجب مسکو شد، چرا که عبارات مشابهی در بیانیه پایانی نشست سال گذشته نیز وجود داشت، اما طالبان استدلال می‌کردند که وضعیت روابط دوجانبه تغییر کرده و درج این بخش برای آن‌ها دیگر قابل قبول نیست.

با این حال، مقام‌های روسی تاکید کردند که نپذیرفته‌شدن بیانیه مشترک مانع کارکرد فرمت مسکو نخواهد شد و این مکانیسم به عنوان بستری برای هماهنگی همکاری‌های منطقه‌ای به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

در هشتمین نشست فرمت مسکو، نمایندگان ویژه و مقام‌های روسیه، پاکستان، ایران، هند، چین، قزاقستان، قرغیزستان، تاجیکستان و اوزبیکستان حضور داشتند و کشورهای بلاروس و مصر نیز به‌عنوان مهمان در آن شرکت کرده بودند.

بنون سیوان؛ مردی که می‌خواست جنگ افغانستان پشت میز مذاکره پایان یابد

۱۴ میزان ۱۴۰۵، ۲۲:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
ضیا فیروزپور
100%

مرگ بنون سیوان، نماینده پیشین سازمان ملل برای افغانستان، یادآور یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر کشور است. در این برهه، خروج نیروهای شوروی، بقای حکومت نجیب‌الله، قدرت‌گیری مجاهدین و تلاش برای یافتن یک راه‌حل سیاسی، آینده افغانستان را رقم می‌زد.

سیوان از سال ۱۹۸۸ وارد پرونده افغانستان شد و از می ۱۹۸۹ تا آگست ۱۹۹۲ نماینده شخصی دبیرکل سازمان ملل در افغانستان و پاکستان بود. مهم‌ترین بخش مأموریت او به سال‌های پایانی حکومت نجیب‌الله و تلاش سازمان ملل برای انتقال قدرت بدون فروپاشی دولت و آغاز جنگ گسترده در کابل برمی‌گردد.

نام او بیش از سه دهه بعد همچنان با همان مقطع گره خورده است. برای برخی، سیوان چهره اصلی آخرین تلاش جدی سازمان ملل برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت بود. برای منتقدان، ناکامی آن طرح و سرنوشت نجیب‌الله پرسش‌هایی درباره نقش و مسئولیت سازمان ملل برجای گذاشت.

دیپلوماتی در میانه خروج شوروی و فروپاشی حکومت کابل

سیوان در سال ۱۹۸۸ به‌عنوان یکی از مقام‌های ارشد سیاسی سازمان ملل و مشاور ارشد نماینده دبیرکل برای حل بحران افغانستان منصوب شد.

یک سال بعد، او نماینده شخصی دبیرکل سازمان ملل در افغانستان و پاکستان شد. مأموریتش ابتدا با اجرای توافقات ژنو و پیامدهای خروج شوروی پیوند داشت، اما با ادامه جنگ، تمرکز سازمان ملل به یافتن یک توافق سیاسی میان حکومت کابل و مخالفان مسلح آن تغییر کرد.

خروج آخرین سربازان شوروی در دلو ۱۳۶۷ برخلاف انتظار برخی ناظران، به جنگ پایان نداد. حکومت نجیب‌الله بیش از سه سال دیگر دوام آورد و مجاهدین نیز نتوانستند از راه نظامی به سرعت کابل را تصرف کنند.

در چنین شرایطی، سازمان ملل تلاش کرد راه سومی پیدا کند: انتقال قدرت از حکومت نجیب‌الله به یک ساختار موقت که زمینه تشکیل حکومت مورد قبول طیف‌های مختلف سیاسی را فراهم کند.

سیوان در مرکز این تلاش‌ها قرار داشت.

نجیب‌الله و طرح انتقال قدرت

مهم‌ترین فصل مأموریت سیوان در اوایل سال ۱۹۹۲ رقم خورد. سازمان ملل طرحی را دنبال می‌کرد که بر اساس آن محمد نجیب‌الله از قدرت کنار برود و اداره کشور به یک ساختار انتقالی سپرده شود. قرار بود نمایندگانی از جریان‌های مختلف افغان در روند سیاسی آینده سهم داشته باشند.

نجیب‌الله در ۱۸ مارچ ۱۹۹۲ اعلام کرد که حاضر است در چارچوب طرح سازمان ملل از قدرت کنار برود. این تصمیم پس از گفت‌وگوهای گسترده او با سیوان گرفته شد.

هدف این بود که انتقال قدرت پیش از فروپاشی کامل ساختار حکومت انجام شود. سازمان ملل تلاش داشت نشستی از نمایندگان طیف‌های مختلف افغان برگزار کند و زمینه تشکیل یک اداره انتقالی را فراهم سازد.

اما تحولات نظامی سریع‌تر از دیپلوماسی پیش رفت.

با از دست رفتن حمایت بخش‌هایی از ارتش و پیوستن نیروهای عبدالرشید دوستم و شماری دیگر از فرماندهان به مخالفان، حکومت نجیب‌الله با سرعت فروپاشید. نیروهای مختلف مجاهدین نیز به سوی کابل پیشروی کردند.

در ۱۶ اپریل ۱۹۹۲، نجیب‌الله قصد داشت کابل را ترک کند، اما نتوانست به میدان هوایی برسد و سرانجام به دفتر سازمان ملل در کابل پناه برد.

طرح انتقال قدرت سازمان ملل عملاً از مسیر خارج شد.

چند روز بعد، گروه‌های مجاهدین توافق پیشاور را امضا کردند و در ۸ ثور ۱۳۷۱ قدرت به حکومت مجاهدین به رهبری صبغت‌الله مجددی انتقال یافت. اما توافق میان جناح‌ها دوام نکرد و کابل خیلی زود وارد جنگ‌های داخلی شد.

سرنوشت نجیب‌الله و پرسشی که باقی ماند

ناکامی در خارج کردن محمد نجیب‌الله از کابل یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های مأموریت سیوان باقی ماند.

نجیب‌الله پس از سقوط حکومتش بیش از چهار سال در دفتر سازمان ملل در کابل زندگی کرد. نیروهای طالبان پس از تصرف کابل در میزان ۱۳۷۵ او و برادرش احمدزی را از ساختمان سازمان ملل بیرون کشیدند و کشتند.

با گذشت سی سال از کشته‌شدن نجیب‌الله، هنوز شماری از افغان‌ها درباره مسئولیت سازمان ملل و نقش سیوان در ناکامی خروج او از کابل پرسش مطرح می‌کنند.

اما اسناد سازمان ملل نشان می‌دهد که تلاش برای انتقال قدرت و خروج نجیب‌الله در شرایطی صورت گرفت که نظم سیاسی و نظامی حکومت با سرعت در حال فروپاشی بود و نیروهای مختلف مسلح در اطراف کابل پیشروی می‌کردند.

از همین رو، ارزیابی نقش سیوان بدون در نظر گرفتن رفتار بازیگران افغان و کشورهای منطقه، تصویر کاملی از آن دوره به دست نمی‌دهد.

آیا مأموریت سیوان شکست خورد؟

اگر معیار، تحقق هدف اصلی طرح سازمان ملل باشد، این طرح موفق نشد. انتقال منظم قدرت صورت نگرفت، ساختار دولت فروپاشید و اختلاف گروه‌های مجاهدین به جنگی ویرانگر در کابل انجامید.

اما این پرسش همچنان مطرح است که تا چه اندازه می‌توان ناکامی آن روند را به شخص سیوان نسبت داد.

او در شرایطی مأموریت داشت که حکومت نجیب‌الله از درون در حال فروپاشی بود، مجاهدین بر سر ساختار حکومت آینده توافق نداشتند و کشورهای منطقه نیز از گروه‌های مختلف حمایت می‌کردند. سازمان ملل ابزار نظامی یا قدرت اجرایی لازم برای تحمیل طرح خود بر این بازیگران را نداشت.

طرح سیوان بر این فرض استوار بود که هیچ طرفی نباید به تنهایی قدرت را در اختیار بگیرد و انتقال سیاسی باید با مشارکت گسترده افغان‌ها صورت گیرد. اما پیش از آن‌که این طرح عملی شود، موازنه قدرت در افغانستان تغییر کرد.

آخرین طرح پیش از جنگ کابل

اهمیت مأموریت سیوان شاید بیش از آن‌که در موفقیت آن باشد، در زمانی باشد که انجام شد.

طرح سازمان ملل آخرین تلاش عمده بین‌المللی پیش از سقوط حکومت نجیب‌الله برای جلوگیری از انتقال قدرت از راه جنگ بود. این طرح می‌خواست میان حکومت در حال فروپاشی و مخالفانی که خود را در آستانه پیروزی می‌دیدند، یک سازوکار سیاسی ایجاد کند.

اما در افغانستان آن روز، تقریباً هر بازیگر عمده تصور می‌کرد که می‌تواند از راه تغییر موازنه نظامی سهم بیشتری از قدرت به دست آورد. اما در نهایت، منطق جنگ بر منطق مذاکره غلبه کرد.

میراث بنون سیوان

بنون سیوان در سال ۱۹۳۸ در نیکوزیا، پایتخت قبرس، در خانواده‌ای ارمنی به دنیا آمد و در سال ۱۹۶۵ به سازمان ملل پیوست. او در طول فعالیت حرفه‌ای خود مأموریت‌های مختلفی داشت، اما نامش برای افغان‌ها بیش از هر چیز با وقایع سال‌های ۱۳۷۰ و ۱۳۷۱ پیوند خورده است.

او نتوانست طرح انتقال سیاسی سازمان ملل را به نتیجه برساند و نتوانست مانع فروپاشی دولت و آغاز جنگ‌های خونین کابل شود.

با این حال، سیوان در یکی از تعیین‌کننده‌ترین لحظات تاریخ معاصر افغانستان در مرکز تلاش برای یافتن یک راه سیاسی قرار داشت.

میراث او نیز در همین تناقض نهفته است: دیپلوماتی که برای انتقال مسالمت‌آمیز قدرت تلاش کرد، اما شاهد بود که تحولات نظامی از دیپلوماسی پیشی گرفت و افغانستان وارد یکی از خونین‌ترین فصل‌های تاریخ خود شد.

به همین دلیل، مرگ بنون سیوان تنها یادآور یک دیپلومات سازمان ملل نیست. نام او همچنان با پرسشی قدیمی در تاریخ افغانستان پیوند دارد: آیا در بهار ۱۳۷۱ فرصتی واقعی برای جلوگیری از فروپاشی دولت و جنگ کابل وجود داشت یا آن فرصت پیش از آن‌که سازمان ملل بتواند کاری انجام دهد، از دست رفته بود؟

زرداری در دیدار با گوترش: خاک افغانستان نباید علیه پاکستان استفاده شود

۱۴ میزان ۱۴۰۵، ۲۲:۱۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

آصف‌علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان، روز سه‌شنبه در دیدار با آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل گفت که گروه‌های تروریستی مستقر در افغانستان همچنان پاکستان را هدف قرار می‌دهند. او افزود که اسلام‌آباد شواهدی از حمایت خارجی از این گروه‌ها را با طرف‌های مربوط در میان گذاشته است.

زرداری افزود که پاکستان همچنان به مبارزه با تروریسم متعهد است و در این راه «فداکاری‌های بزرگی» کرده است. او تأکید کرد که نباید از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان یا هیچ کشور دیگری استفاده شود.

رئیس‌جمهور پاکستان افزود که کشورش در کنار مبارزه با تروریسم، به گفت‌وگو و همکاری منطقه‌ای متعهد است، اما مطابق قوانین بین‌المللی از مردم و قلمرو خود دفاع خواهد کرد.

پاکستان در ماه‌های اخیر بارها طالبان را متهم کرده است که به گروه‌های مسلح مخالف این کشور، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان، در افغانستان پناه داده و اجازه فعالیت می‌دهد.

طالبان این اتهام‌ها را رد کرده و گفته است که اجازه نمی‌دهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود. مقام‌های طالبان نیز در مقابل، پاکستان را به تلاش برای بی‌ثبات‌کردن افغانستان و حمایت از داعش و گروه‌های مسلح ضدطالبان متهم کرده‌اند.

تنش میان پاکستان و طالبان در ماه‌های اخیر افزایش یافته است. اختلاف بر سر فعالیت گروه‌های مسلح در امتداد مرز دو کشور به درگیری‌های نظامی و حملات هوایی پاکستان در داخل افغانستان نیز انجامیده است.

اعطای نشان امتیاز به گوترش

در همین دیدار، زرداری «نشان امتیاز»، یکی از بالاترین نشان‌های غیرنظامی پاکستان را به آنتونیو گوترش اعطا کرد.

دفتر ریاست‌جمهوری پاکستان گفته است که این نشان به پاس خدمات بین‌المللی گوترش، رهبری او در سازمان ملل و تلاش‌هایش برای صلح و توسعه جهانی به او داده شده است.

به گفته این دفتر، این نخستین‌بار است که «نشان امتیاز» به یک دبیرکل سازمان ملل اعطا می‌شود. این نشان در مراسمی در کاخ ریاست‌جمهوری در اسلام‌آباد به گوترش داده شد.

شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، ایاز صادق، رئیس مجلس نمایندگان، اسحاق دار، معاون نخست‌وزیر و وزیر خارجه، شماری از اعضای کابینه و نمایندگان کشورهای خارجی نیز در این مراسم حضور داشتند.

زرداری از نقش گوترش در تلاش برای صلح، گفت‌وگو و حل مسالمت‌آمیز منازعات قدردانی کرد و گفت پاکستان از تلاش‌های دبیرکل سازمان ملل برای توجه به نگرانی‌های کشورهای در حال توسعه حمایت می‌کند.

گوترش برای یک سفر رسمی به پاکستان رفته و در دیدار با مقام‌های این کشور درباره تروریسم، افغانستان، بازگشت مهاجران افغان و تحولات منطقه گفت‌وگو کرده است.