• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

پیش‌بینی کارشناسان؛ آب کابل تا چهار سال دیگر تمام خواهد شد

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۲۲:۵۹ (‎+۱ گرینویچ)

شبکه خبری سی‌ان‌ان در گزارشی به نقل از کارشناسان و یافته‌های موسسه «پراسپر گلوبل» نوشته است که کابل در مسیر تبدیل‌شدن به نخستین شهر مدرن جهان قرار دارد که ممکن است ذخایر آب زیرزمینی آن تا سال ۲۰۳۰ به پایان برسد.

با این حال، برای بخش بزرگی از باشندگان کابل، بحران آب همین اکنون به واقعیت روزمره بدل شده است.

سی‌ان‌ان می‌نویسد سطح آب‌های زیرزمینی کابل در یک دهه گذشته نزدیک به ۳۰ متر، کاهش یافته و برداشت آب بسیار بیشتر از میزان تغذیه دوباره این منابع است. برآوردها نشان می‌دهد سالانه بیش از ۱.۵۵ میلیارد فوت مکعب، معادل حدود ۴۴ میلیون متر مکعب، کمبود آب وجود دارد و نزدیک به نیمی از چاه‌های عمیق شهر خشک شده‌اند.

آب‌های زیرزمینی حدود ۸۰ درصد نیاز آبی باشندگان کابل را تامین می‌کنند، اما تنها حدود یک‌پنجم مردم به آب لوله‌کشی دسترسی دارند.

100%

برای بسیاری از باشندگان، کمبود شدید آب از همین اکنون آغاز شده است. سی‌ان‌ان در گزارشی از کابل به وضعیت شماری از خانواده‌ها پرداخته است که به آب لوله‌کشی دسترسی ندارند و برای تهیه آب روزانه ناچارند ساعت‌ها در کنار مسجدها و پمپ‌های دستی آب صف بکشند. شماری دیگر نیز بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف خرید آب از تانکرها می‌کنند.

بر اساس این گزارش، برخی خانواده‌های فقیر در کابل تا ۳۰ درصد درآمدشان را برای آب هزینه می‌کنند، در حالی که سازمان ملل هزینه قابل پرداخت آب را حداکثر سه درصد درآمد خانوار می‌داند.

کاهش آب‌های زیرزمینی

کابل در میان دره‌ای وسیع بین کوه‌های هندوکش قرار دارد و به‌طور طبیعی از برف و یخچال‌های این رشته‌کوه‌ها تغذیه می‌شود. دریای کابل و آبخوان‌های زیرزمینی از مهم‌ترین منابع تامین آب این شهرند.

100%

با این حال، رشد سریع جمعیت، گسترش ساختمان‌های چندطبقه، افزایش مصرف آب در خانه‌ها، گلخانه‌ها و کسب‌وکارها و کاهش بارندگی و برف، فشار شدیدی بر این منابع وارد کرده است.

جمعیت کابل از کمتر از یک میلیون نفر در سال ۲۰۰۱ به حدود شش میلیون نفر رسیده است. در مناطقی که پیش‌تر یک خانواده در یک قطعه زمین زندگی می‌کرد، اکنون ده‌ها خانواده در ساختمان‌های چندطبقه سکونت دارند و فشار بر منابع محدود آب افزایش یافته است.

افغانستان در شش سال گذشته با خشکسالی پی‌هم روبه‌رو بوده است. بر اساس داده‌های سازمان ملل، میزان بارش برف در افغانستان در پایان سال گذشته به پایین‌ترین سطح در ۲۵ سال اخیر رسید. همچنین میزان برف در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ نزدیک به ۲۰ درصد کاهش یافته است.

از سوی دیگر، میزان گسترده اعمار ساختمان‌ها، جاده‌ها و دیگر سطوح سخت و نفوذناپذیر در کابل مانع نفوذ آب باران به زمین می‌شود. در نتیجه، آب باران به‌جای تغذیه آبخوان‌ها، در سطح شهر جاری شده و به سیلاب تبدیل می‌شود.

آب آلوده و گران

بحران کابل تنها به کمبود آب محدود نیست. سی‌ان‌ان به نقل از کارشناسان نوشته است که در بخش‌های گسترده‌ای از شهر، تا ۸۰ درصد آب‌های زیرزمینی به فاضلاب و موادی مانند آرسنیک و شوری آلوده است.

خانواده‌هایی که توانایی حفر چاه‌های عمیق‌تر را ندارند، به پمپ‌های دستی، آب تانکری و دیگر منابع موقت وابسته‌اند.

100%

اسدالله احمدی، یکی از باشندگان کابل، گفته است که برای تامین آب خانواده هفت‌نفره‌اش روزانه دست‌کم ۱۵۰ افغانی، حدود ۲.۳۵ دالر، هزینه می‌کند. او گفته است آب خریداری‌شده کثیف است و خانواده‌اش مجبور است پیش از مصرف آن را بجوشاند.

یک پژوهشگر آب و محیط زیست به سی‌ان‌ان گفته است که وضعیت کنونی را نباید صرفاً «بحران آب» دانست، بلکه این وضعیت به «ورشکستگی آبی» نزدیک شده است، زیرا منبعی در حال مصرف‌شدن است که امکان احیای آن بسیار محدود یا ناممکن است.

محمد فایزی، استاد موسسه آب، محیط زیست و صحت دانشگاه ملل متحد، نیز وضعیت کابل را «فاجعه انسانی» خوانده و گفته است که فرصت برای جلوگیری از آن محدود است.

افزایش جمعیت و حفر بی‌رویه چاه‌ها

رشد سریع کابل یکی از عوامل اصلی افزایش فشار بر منابع آب است. گزارش‌ها از افزایش جمعیت این شهر به حدود شش میلیون نفر خبر می‌دهند، این در حالیست که بخش بزرگی از زیرساخت‌های آب‌رسانی آن متناسب با این رشد توسعه نیافته است.

گسترش ساختمان‌های چندطبقه نیز مصرف آب را افزایش داده است. به گفته کارشناسان، در مناطقی که پیش‌تر یک خانواده در یک قطعه زمین زندگی می‌کرد، اکنون چندین خانواده در همان محدوده سکونت دارند.

حفر بی‌رویه چاه‌ها نیز ذخایر آب زیرزمینی کابل را زیر فشار بیشتری قرار داده است. برآوردهای منتشرشده نشان می‌دهد که در کابل بیش از ۱۲۰ هزار چاه وجود دارد و بسیاری از آن‌ها بدون نظارت درست حفر شده‌اند.

میرزا جان، باشنده منطقه تایمنی، به سی‌ان‌ان گفت که خانواده‌اش در سال ۱۹۹۰ آب مورد نیاز خود را از یک چاه کم‌عمق تأمین می‌کردند، اما این چاه به‌تدریج خشک شد و اکنون عمق آن به بیش از ۲۰۰ متر رسیده است.

او هزینه حفر چاه را از کمک پسرانش که در امریکا زندگی می‌کنند، تأمین می‌کند و وضعیت کابل را «فاجعه نامرئی» می‌خواند.

طرح‌های روی میز

برای کاهش بحران آب کابل، چندین طرح از جمله ساخت بند شاه‌توت و انتقال آب از دریای پنجشیر مطرح شده است.

بند شاه‌توت که قرار بود با حمایت مالی هند ساخته شود، می‌تواند آب مورد نیاز بیش از دو میلیون نفر را تأمین کند. اما این پروژه پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ متوقف شد و ساخت آن هنوز آغاز نشده است.

پاکستان با این پروژه مخالفت کرده و می‌گوید ساخت بند می‌تواند میزان آب ورودی از حوزه دریای کابل به پاکستان را کاهش دهد.

طرح دیگر، ساخت خط لوله‌ای به طول حدود ۲۰۰ کیلومتر برای انتقال آب از دریای پنجشیر به کابل است. این پروژه هنوز در مرحله بررسی و طراحی قرار دارد.

بند شاه‌وعروس نیز در سال ۲۰۲۴ تکمیل شد و برای تأمین آب حدود ۲۰ هزار خانوار طراحی شده است، اما ظرفیت آن در مقایسه با جمعیت چند میلیونی کابل محدود است.

اداره طالبان همچنین از طرح انتقال آب از منطقه صیاد در پروان به کابل خبر داده است. بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی این اداره، این پروژه در مرحله بررسی و طراحی قرار دارد و هدف آن انتقال سالانه حدود ۱۲۶ میلیون متر مکعب آب به کابل است.

مطیع‌الله عابد، سخنگوی وزارت انرژی و آب طالبان به سی‌ان‌ان گفت که وضعیت آب کابل «به سوی یک بحران جدی» در حرکت است.

به گفته او، این وزارت اقداماتی از جمله ساخت بندها، حفر چاه برای تغذیه منابع زیرزمینی و کنترل مصرف تجاری آب را روی دست دارد، اما حل مشکل به زمان و منابع نیاز دارد.

کارشناسان هشدار می‌دهند که حتی در صورت آغاز پروژه‌های بزرگ انتقال آب، ساخت تأسیسات، تصفیه‌خانه‌ها و شبکه توزیع آب سال‌ها زمان خواهد برد.

فاجعه‌ای در حال شکل‌گیری

کارشناسان می‌گویند کاهش کمک‌های بین‌المللی پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ نیز توانایی افغانستان برای مقابله با بحران‌های زیربنایی از جمله آب را محدود کرده است.

بحران آب کابل می‌تواند در شهرهای دیگر نیز تکرار شود. تغییرات اقلیمی، رشد سریع جمعیت و کمبود زیرساخت‌های آب‌رسانی ممکن است این شهرها را به جایی برساند که دیگر نتوانند آب مورد نیاز مردم را تأمین کنند.

برای بسیاری از خانواده‌های کابل، این وضعیت همین حالا هم بخشی از واقعیت زندگی آنها است. آن‌ها ناچارند چاه‌های عمیق‌تر حفر کنند، آب تانکرها را گران بخرند، در صف پمپ‌های دستی بایستند یا قطعی‌های چندروزه آب را تحمل کنند.

برای شماری از باشندگان کابل، پرسش این است که تا چه زمانی می‌توانند در این شهر بمانند. ذخایر آب زیرزمینی کابل سریع‌تر از آن‌که دوباره پر شوند، مصرف می‌شوند.

پربازدیدترین‌ها

حکمتیار: تغییر حتمی و نزدیک است
۱

حکمتیار: تغییر حتمی و نزدیک است

۲
اختصاصی

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت

۳
گزارش ویژه

هفتم اکتبر؛ ساختن و سوختن افغان‌ها بین جنگ و صلح طالبان و امریکا

۴

جاده‌ای تا مرز بسته؛ نمایش تبلیغاتی طالبان در واخان

۵

وزیر طالبان از مذاکره با مخالفان عقب‌نشینی کرد

  • چگونه بحران زیست‌محیطی آینده افغانستان را تهدید می‌کند؟

    چگونه بحران زیست‌محیطی آینده افغانستان را تهدید می‌کند؟

•
•
•

مطالب بیشتر

افغان‌ها حملات امریکا برای سرنگونی طالبان را چگونه به یاد می‌آورند

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۲۲:۳۱ (‎+۱ گرینویچ)
100%
نیروهای مخالفان طالبان در توره بوره دود برخاسته از پایگاه‌های طالبان را تماشا می‌کنند، ۱۶ دسامبر ۲۰۰۱.

۲۵ سال پیش، در ۱۵ میزان ۱۳۸۰، امریکا و متحدان افغانش حمله به مواضع طالبان را آغاز کردند. این حملات به سقوط نخستین حکومت طالبان انجامید و برای بسیاری از مردم افغانستان، امید به آزادی، بازگشایی مکتب‌ها و زندگی بهتر را زنده کرد.

در دو دهه پس از آن، نسلی به مکتب و دانشگاه رفت و فرصت‌هایی برای کار و ساختن آینده خود یافت. اما با بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، بسیاری از این امیدها از بین رفتند.

در بیست‌وپنجمین سالگرد آغاز این حملات، شماری از شهروندان افغانستان از خاطرات خود می‌گویند. روایت‌های آن‌ها از ترس و امید روزهای جنگ آغاز می‌شود و به فرصت‌های دوران جمهوریت و تلخی بازگشت طالبان می‌رسد.

حامد از کابل

آن زمان ۲۵ ساله بودم و در خوابگاه دانشگاه زندگی می‌کردم. یک روز خزانی بود. دانشجویان سراسیمه در دهلیزها رفت‌وآمد می‌کردند. تعدادشان کم بود، چون بسیاری از آن‌ها پیشاپیش خوابگاه را ترک کرده بودند. صدای بمب‌افکن‌ها را می‌شنیدیم، اما خود هواپیماها را نمی‌دیدیم. خیلی زود فهمیدیم که اوضاع در حال تغییر است.

فردای حمله، کابل تغییر کرده بود. دیگر در شهر اثری از طالبان نبود و همه فرار کرده بودند. ادارات دولتی خالی و پاسگاه‌ها و دانشگاه‌ها تعطیل بودند. نیروهای جبهه متحد از سمت شمال وارد کابل می‌شدند. نمی‌دانستم آینده چه خواهد شد و چه اتفاقی برای کشور می‌افتد، اما فکر می‌کردم هرچه باشد، بهتر از طالبان است.

بعد خبر ورود نیروهای خارجی را شنیدیم. نشست بن برگزار شد و حکومت جدید شکل گرفت. من توانستم درسم را ادامه بدهم، این بار در فضایی متفاوت، با دانشجویان بیشتر و در کنار دختران و زنان.

دختران پس از پنج سال محرومیت از آموزش به دانشگاه برگشتند. فرصت خوبی برای کشور فراهم شده بود. من فارغ شدم، برای خود زندگی موفقی ساختم و در این سال‌ها مصروف کار و زندگی بودم.

معصومه از هرات

وقتی حمله امریکا به افغانستان آغاز شد، مادر جوانی بودم و در هرات زندگی می‌کردم. صدای هواپیماها و انفجارها ترسناک بود، اما در میان آن همه ترس، امیدوار بودم. با خود می‌گفتم که شاید بالاخره از چنگ طالبان رها شویم.

آرزوی ساده‌ای داشتم. می‌خواستم طالبان بروند و درهای مکتب دوباره به روی دختران باز شود. بسیاری از زنانی که می‌شناختم، همین آرزو را داشتند. صدای انفجارها ما را می‌ترساند، اما هم‌زمان به رفتن طالبان و رسیدن آزادی امیدوار بودیم.

  • یک ربع قرن پس از حمله امریکا به طالبان؛ فرار از استبداد داخلی و تن دادن به حضور خارجی

    یک ربع قرن پس از حمله امریکا به طالبان؛ فرار از استبداد داخلی و تن دادن به حضور خارجی

فرهاد از هالند

کشته‌شدن احمدشاه مسعود، فرمانده نیروهای مخالف طالبان، تنها امید ما به تغییر را از بین برده بود. دو روز بعد، القاعده به امریکا حمله کرد. پس از آن، جورج بوش به طالبان هشدار داد که اگر بن‌لادن را تحویل ندهند، به افغانستان حمله خواهد کرد. این هشدار بار دیگر امید به تغییر را در دلم زنده کرد.

زمان حمله امریکا، در ایران مهاجر بودم. در میان ما این تصور وجود داشت که امریکا طالبان را از میان برمی‌دارد و افغانستان را مثل کوریای جنوبی می‌سازد. دوستان ایرانی‌ام هم فکر می‌کردند که افغانستان روزی آن‌قدر پیشرفت خواهد کرد که مردم از ایران به آنجا مهاجرت کنند. این تصور اشتباه بود.

پس از سقوط طالبان، فضای جامعه باز شد و مردم آزادی بیشتری پیدا کردند. ما هم از ایران به افغانستان برگشتیم. اما اراده‌ای برای از میان بردن کامل طالبان وجود نداشت. در دوره جمهوریت، از بهترشدن اوضاع ناامید شدم و بار دیگر مهاجرت کردم، این بار به اروپا.

افغانستان نه‌تنها کوریای جنوبی نشد، بلکه دوباره به طالبان سپرده شد.

  • هفتم اکتبر؛ ساختن و سوختن افغان‌ها بین جنگ و صلح طالبان و امریکا

    هفتم اکتبر؛ ساختن و سوختن افغان‌ها بین جنگ و صلح طالبان و امریکا

محبوبه از مزارشریف

در ۱۵ میزان ۱۳۸۰ در ایران بودم و خبر حمله امریکا به افغانستان را از رادیو شنیدم. با خود گفتم که شاید دختران دوباره بتوانند به مکتب بروند.

وقتی طالبان در سال ۱۳۷۵ کابل را گرفت، صنف یازدهم بودم. بیولوژی را دوست داشتم و می‌خواستم داکتر شوم. پس از بسته‌شدن مکتب، مدتی در یک صنف مخفی درس خواندم. اما خانواده‌ام می‌ترسیدند که طالبان مرا بربایند یا به ازدواج اجباری وادار کنند. دیگر نتوانستم به درس ادامه بدهم و به دانشگاه بروم.

یک سال بعد مادر شدم. با شدت‌گرفتن جنگ، در حالی که باردار بودم و نوزادی در آغوش داشتم، به ایران پناه بردم. خیاطی و آرایشگری یاد گرفتم و کار کردم تا فرزندانم درس بخوانند. همیشه به خود می‌گفتم که من نتوانستم، اما دخترانم باید بتوانند.

پس از سقوط طالبان، وقتی دختر بزرگم به سن مکتب رسید، با او به افغانستان برگشتم. روزی که با بکس مکتب از دروازه بیرون رفت، احساس کردم که او می‌تواند به آرزویی برسد که من از آن محروم شده بودم.

اما در اسد ۱۴۰۰، طالبان دوباره به قدرت بازگشت و دروازه‌های مکتب بار دیگر بسته شد. این بار می‌دیدم که دخترانم هم مثل من از درس محروم شده‌اند. من یک بار آرزوی داکترشدن را از دست داده بودم. سال‌ها تلاش کردم که دخترانم بتوانند درس بخوانند، اما حالا آن‌ها هم پشت درهای بسته آموزش مانده‌اند. نمی‌دانم یک مادر چند بار باید شاهد از بین رفتن آرزوهای خودش و دخترانش باشد.

اکبر از فرانسه

بیست‌وپنج سال پیش، کودک ده‌ساله‌ای در خیرخانه کابل بودم. از سیاست و جنگ چیزی نمی‌فهمیدم. فقط صدای هواپیماهای بی‌۵۲ را می‌شناختم. وقتی از آسمان کابل می‌گذشتند، با خانواده به زیرزمین همسایه پناه می‌بردیم.

پس از سقوط طالبان، زندگی مردم تغییر کرد. در بیست سال بعد، به مکتب و دانشگاه رفتیم و فرصت پیدا کردیم که برای آینده خود تلاش کنیم. دو خواهر بزرگم که در دوره نخست طالبان از آموزش محروم بودند، درس خواندند، از مکتب فارغ شدند و معلم شدند.

اما با بازگشت طالبان این دستاوردها از ما گرفته شدند. خواهر سومم که دانشجوی کمپیوتر ساینس بود، نتوانست به تحصیلش ادامه دهد.

این بار دیگر کودک ده‌ساله نبودم و می‌فهمیدم که بازگشت طالبان چه معنایی دارد. سه سال زیر حاکمیت این گروه زندگی کردم. محدودیت‌های روزمره، تحقیر و برخورد مأموران امر به معروف در سرک را تجربه کردم. می‌دیدم که آزادی مردم کمتر می‌شود و فرصت‌های شان از بین می‌رود. تحمل این وضعیت برایم هر روز دشوارتر می‌شد.

سرانجام، مانند صدها هزار جوان دیگر، بی‌وطنی و غربت را به زندگی زیر حاکمیت طالبان ترجیح دادم. بیست‌وپنج سال پیش از ترس صدای بی‌۵۲ها به زیرمینی پناه می‌بردم. امروز که دور از افغانستان زندگی می‌کنم، بهتر می‌فهمم که آن جنگ و رویدادهای پس از آن چه تأثیری بر زندگی نسل ما گذاشت.

سه سال پس از زمین‌لرزه هرات؛ بازماندگان هنوز برای ساختن یک زندگی جدید تلاش می‌کنند

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۲۱:۳۷ (‎+۱ گرینویچ)
100%

سه سال پس از زمین‌لرزه مرگبار هرات، بازسازی خانه‌ها و دسترسی به خدمات عمومی در ولسوالی زنده‌جان این ولایت ادامه دارد. گزارش‌های نهادهای امدادرسان نشان می‌دهد که آسیب‌دیدگان با بیکاری، کمبود آب، خدمات درمانی، آسیب‌های روانی و کاهش کمک‌ها روبه‌رو اند.

زمین‌لرزه مرگبار هرات در ۱۵ میزان ۱۴۰۲ رخ داد، درست در روزی که حماس به اسرائیل حمله کرد. هم‌زمانی این دو رویداد باعث شد توجه جهانی بیشتر به حمله در اسرائیل و جنگ پس از آن معطوف شود و فاجعه هرات کمتر مورد توجه قرار گیرد.

بر اساس آمار سازمان بهداشت جهانی، در مجموع زمین‌لرزه‌های هرات از ۱۵ تا ۲۳ میزان، ۱۴۸۲ نفر کشته شدند.

ارزیابی مشترک نهادهای بین‌المللی، شمار افراد آسیب‌دیده را بیش از ۲۷۵ هزار نفر و شمار خانه‌های کاملاً ویران‌شده را بیش از ۱۳ هزار و ۵۰۰ خانه برآورد کرده است. این ارزیابی، هزینه مورد نیاز برای احیا و بازسازی را حدود ۴۰۳ میلیون دالر می‌داند و مسکن را بزرگ‌ترین بخش نیازهای بازماندگان زلزله معرفی می‌کند.

نیاز به سرپناه

سخنگوی والی طالبان در هرات در ۲۳ سنبله ۱۴۰۵، از ساخت خانه برای زلزله‌زدگان در زنده‌جان و اجرای پروژه‌های مسکن و آب‌رسانی در گلران خبر داد. یوسف سعیدی در یک نشست خبری گفت که این پروژه‌ها بخشی از فعالیت‌های بازسازی در ولسوالی‌های هرات بوده است.

برنامه توسعه سازمان ملل در گزارشی به تاریخ ۱۵ اسد ۱۴۰۴ گفت که با حمایت صندوق ویژه سازمان ملل برای افغانستان، به ۴۰۰ خانواده آسیب‌پذیر در هرات کمک مالی و فنی برای ساخت یا مقاوم‌سازی خانه‌های شان ارائه کرد.

جمعیت هلال احمر افغانی نیز در ۲۱ جوزای امسال گفت که ۶۰ خانه را با هزینه مجموعی ۲۰ میلیون افغانی در روستای بیدک مرادکوهی ولسوالی گلران ساخته و به خانواده‌های زلزله‌زده تحویل داده است. به گفته این نهاد، هزینه پروژه با کمک جمعیت صلیب سرخ چین، سفارت چین، افغان‌های مقیم قطر و سازمان همکاری اسلامی تامین شده بود.

عبدالقیوم که در رویداد زمین‌لرزه مرگبار هرات خواهر و دو فرزند خود را از دست داد، می‌گوید با گذشت سه سال از این رویداد، تلاش کرده تا زندگی خود را دوباره بسازد. به گفته او بیکاری، فقر و کاهش کمک‌ها باعث شده در یک سرپناه امدادی و بدون امکانات اولیه، در روستایی دور افتاده در زنده‌جان به زندگی ادامه بدهد.

سازمان بین‌المللی مهاجرت، در ارزیابی پس از زلزله در ولسوالی کشک، از کاهش دسترسی به آب و وابستگی درآمد خانواده‌ها به زراعت و کار روزمزد گفته است.

سازمان ملل در گزارش معرفی برنامه مشترک تازه برای هرات و فراه در سال جاری می‌گوید بازگشت گسترده مهاجران از ایران، خدمات عمومی، مسکن و فرصت‌های کاری در غرب افغانستان را زیر فشار گذاشته است.

صندوق ویژه سازمان ملل تجربه هواگل، زن از مناطق آسیب‌دیده، را ثبت کرده است. به گفته این نهاد، او روزها در حویلی می‌ماند و شب‌ها به خانه همسایه‌ها پناه می‌برد، زیرا از ماندن در خانه آسیب‌دیده خود می‌ترسید. این صندوق می‌گوید ساخت خانه تازه به هواگل امکان داد دوباره در خانه خود زندگی کند و کار گلدوزی‌اش را از سر بگیرد.

100%

کمبود آب

سازمان بین‌المللی مهاجرت در ارزیابی جدید خود وضعیت ۹ محله آسیب‌پذیر در ولسوالی کشک هرات را بررسی کرده است.

یافته‌های این ارزیابی نشان می‌دهد که دسترسی به آب آشامیدنی، از ۶۸ درصد در سال ۲۰۲۴ به ۵۱ درصد در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است.

سازمان بین‌المللی مهاجرت نیز کمبود آب، خشکسالی و از کار افتادن منابع آب‌رسانی را از مشکلات اصلی معرفی کرده است.

این نهاد همچنین از بدهی خانواده‌ها و اتکای آنان به قرض خبر داده است. به گفته سازمان بین‌المللی مهاجرت، درآمد مردم در محله‌های بررسی‌شده عمدتاً به زراعت و کار روزمزد وابسته است و خشکسالی و کاهش آب بر آن تاثیر گذاشته است.

فرصت‌های کاری موقت

برنامه اسکان بشر سازمان ملل در گزارشی که در پنجم اسد سال جاری منتشر شد، تجربه عیدی محمد، کارگر روزمزد و پدر دو کودک را بازتاب داده است. به گفته این نهاد، او پس از بازگشت از ایران به زنده‌جان دریافت که خانه گلی پدرش، محل مورد نظر او برای زندگی، در زلزله ویران شده است.

در این گزارش آمده است که عیدی محمد ماه‌ها دنبال کار گشت و سپس در خزان ۱۴۰۴ به برنامه «پول در برابر کار» پیوست. برنامه اسکان بشر سازمان ملل می‌گوید این طرح با حمایت جاپان، برای پاک‌کاری کانال‌های آبیاری، برداشتن زباله و هموارسازی راه‌ها، فرصت کاری موقت ایجاد کرده بود.

به گفته این نهاد، عیدی محمد در ۴۴ روز کار، ۱۵ هزار و ۴۰۰ افغانی به دست آورد و توانست مواد غذایی و نیازهای ابتدایی خانواده‌اش را بخرد.

100%

این برنامه ده‌ها بازمانده و خانواده‌های آسیب‌دیده را زیر پوشش قرار داده است.

بازسازی مکتب‌ها و محدودیت ادامه آموزش دختران

برنامه اسکان بشر سازمان ملل در گزارشی پس از بازسازی مکتب چهاردره در ولسوالی کشک رباط‌سنگی، از ترمیم هشت مکتب آسیب‌دیده و ادامه ساخت شش مکتب دیگر خبر داد. این نهاد گفت پروژه‌ها برای بیش از ۱۶ هزار و ۸۰۰ دانش‌آموز در سال، فضای آموزشی امن‌تر فراهم می‌کند.

در این گزارش آمده است که ترک‌های دیوار و سقف، پنجره‌های شکسته و بادهای شدید، آموزش را در ساختمان‌های آسیب‌دیده دشوار کرده است. برنامه اسکان بشر سازمان ملل می‌گوید ترمیم تشناب‌ها، محل‌های شستن دست و عایق‌بندی سقف نیز بخشی از بازسازی بوده است.

100%

پژوهشگران علت زمین‌لرزه را چه می‌دانند؟

پژوهشی که در پنجم حمل سال جاری در مجله لرزه‌شناسی منتشر شد، رشته زمین‌لرزه‌های هرات را با حرکت گسل‌های فشاری در عمق نسبتاً کم پوسته زمین مرتبط می‌داند. پژوهشگران می‌گویند حرکت عمده گسل‌ها در عمق حدود هشت تا چهارده کیلومتر رخ داده است.

در این پژوهش، کمبود شبکه ایستگاه‌های لرزه‌نگاری در منطقه از دشواری‌های شناخت دقیق ساختار گسل‌ها و روند وقوع زمین‌لرزه‌ها معرفی شده است.

ارزیابی مشترک سازمان ملل، بانک جهانی، اتحادیه اروپا و بانک توسعه آسیایی، ضعف آمادگی در برابر حوادث و خانه‌های سنتی فاقد مقاومت کافی را از عوامل مهم آسیب‌پذیری هرات، به‌ویژه در روستاها، معرفی کرده است.

این نهادها در این ارزیابی تاکید کرده‌اند که بازسازی باید ساخت مسکن مقاوم، احیای درآمد خانواده‌ها و دسترسی به خدمات ابتدایی را هم‌زمان دنبال کند.

ایران و طالبان درباره گسترش روابط تجاری گفت‌وگو کردند

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۲۱:۰۲ (‎+۱ گرینویچ)
100%

وزیر نیروی جمهوری اسلامی ایران و وزیر صنعت و تجارت طالبان درباره افزایش صادرات برق ایران به افغانستان تا حدود ۲ هزار میگاوات، تأمین تجهیزات مورد نیاز نیروگاه‌های تولید برق و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن و گسترش روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری مشترک گفت‌وگو کردند.

عباس علی‌آبادی، وزیر نیروی ایران، روز چهارشنبه، ۱۵ میزان پس از شرکت در نمایشگاه بین‌المللی امام ابوحنیفه در کابل، با نورالدین عزیزی، وزیر صنعت و تجارت طالبان دیدار کرد.

وزارت صنعت و تجارت طالبان در خبرنامه‌ای گفت که دو طرف در این دیدار درباره صادرات برق ایران به افغانستان، تأمین تجهیزات و وسایل مورد نیاز نیروگاه‌های تولید برق و کارخانه‌های آب‌شیرین‌کن، توسعه روابط اقتصادی و سرمایه‌گذاری‌های مشترک گفت‌وگو کردند.

بر اساس این خبرنامه، افزایش صادرات برق ایران به افغانستان تا حدود ۲ هزار میگاوات و صادرات تجهیزات و وسایل مورد نیاز افغانستان در بخش نیروگاه‌های تولید برق نیز از موضوعات مورد بحث بوده است.

علی‌آبادی همچنین از عزیزی دعوت کرد تا در نمایشگاه آب و برق ایران که قرار است در ماه‌های آینده برگزار شود، شرکت کند. عزیزی از این دعوت استقبال کرد و بر حمایت از همکاری‌های مشترک اقتصادی و تجاری میان دو کشور تأکید کرد.

ایران در حال حاضر حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰ میگاوات برق به افغانستان صادر می‌کند و بخش عمده این برق در ولایت‌های غربی افغانستان توزیع می‌شود. مقام‌های ایرانی پیشتر گفته‌ بودند که با ایجاد ظرفیت‌های لازم، میزان صادرات برق به افغانستان را می‌توان تا حدود ۲ هزار میگاوات افزایش داد.

با این حال، صادرات برق ایران به افغانستان در سال‌های گذشته همواره پایدار نبوده و در برخی موارد میزان برق صادراتی کاهش یافته یا به‌طور کامل قطع شده است.

در ماه‌های اخیر، تهران و طالبان تماس‌های خود را در زمینه همکاری‌های اقتصادی، تجاری و انرژی افزایش داده‌اند. توسعه تجارت، سرمایه‌گذاری مشترک، صادرات انرژی و تأمین تجهیزات مورد نیاز افغانستان از محورهای این همکاری‌ها بوده است.

همزمان با دیدار علی‌آبادی با وزیر صنعت و تجارت طالبان، او با محمد یونس آخندزاده، وزیر آب و انرژی طالبان، نیز دیدار کرد. دو طرف درباره همکاری در زمینه تولید، انتقال و توزیع انرژی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری در بخش انرژی افغانستان گفت‌وگو کردند.

ایران در حالی از افزایش صادرات برق به افغانستان سخن می‌گوید که این کشور خود نیز با چالش کمبود برق روبه‌رو است. مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، پیشتر درباره وضعیت انرژی در کشورش و ضرورت مدیریت مصرف و توسعه ظرفیت تولید برق سخن گفته است.

طالبان می‌گوید از حمله مسلحانه به یوناما جلوگیری کرده است

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۲۰:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
100%

پولیس طالبان می‌گوید چهار نفر را در کابل بازداشت کرده که قصد داشتند به دفتر و کارمندان یوناما حمله کنند. طالبان مدعی است که این افراد عضو جبهه مقاومت بودند. جبهه مقاومت این ادعا را رد کرده و ویدیوی منتشرشده از سوی طالبان را «پروپاگاندای اطلاعاتی» خوانده است.

پولیس طالبان روز چهارشنبه، ۱۵ میزان با انتشار ویدیویی در صفحه خود در شبکه اجتماعی اکس گفت این چهار نفر که باشندگان پنجشیر و کاپیسا هستند، در سه منطقه مختلف کابل، همراه با تجهیزات نظامی و مواد انفجاری بازداشت شده‌اند.

این نهاد مدعی شده که افراد بازداشت‌شده در «جنایت‌های متعدد» دست داشته و در روزهای اخیر قصد داشتند با استفاده از مواد انفجاری، دفتر یوناما و کارمندان آن را هدف قرار دهند. در این ویدیو همچنین اعترافات افراد بازداشت‌شده پخش شده و طالبان مدعی شده است که آنان به جرایم به خود اعتراف کرده‌اند.

جبهه مقاومت ملی افغانستان این ادعا را رد کرده است. این جبهه روز چهارشنبه در بیانیه‌ای گفت افرادی که در ویدیوی طالبان خود را اعضای جبهه مقاومت معرفی می‌کنند، از ماموران استخبارات طالبان‌اند و این ویدیو بخشی از «استراتژی توطئه‌آمیز، بدنام‌سازی و پروپاگاندای اطلاعاتی» طالبان است.

جبهه مقاومت گفته است که هدف طالبان از انتشار این ویدیو ایجاد بی‌اعتمادی میان این جبهه و جامعه جهانی است. این جبهه همچنین تاکید کرده که بر اساس اصول و دستورالعمل‌های نظامی‌اش، حمله به غیرنظامیان و نهادهای ملکی داخلی و خارجی ممنوع است و حملات آن تنها علیه طالبان و گروه‌های هم‌پیمان این گروه انجام می‌شود.

جبهه مقاومت از یوناما، نمایندگی سیاسی سازمان ملل در کابل، خواسته است تا افراد بازداشت‌شده را به‌صورت مستقل تحقیق و بازجویی کند و گفته است در صورت وجود هرگونه سند یا ابهام، آماده پاسخ‌گویی است.

این جبهه همچنین هشدار داده است که انتشار چنین ویدیوهایی ممکن است زمینه‌سازی برای حملات بعدی و نسبت‌دادن آن به مخالفان طالبان باشد و از نمایندگی‌های سیاسی و سازمان‌های بین‌المللی خواسته است تدابیر امنیتی خود را افزایش دهند.

مشخص نیست که پولیس ویژه طالبان اظهارات متهمان را در چه شرایطی گرفته است. طالبان همچنین سندی برای اثبات ارتباط این افراد با جبهه مقاومت ارائه نکرده است.

سازمان ملل پیش از این طالبان را به گرفتن اعترافات اجباری با شکنجه متهم کرده بود.

این سازمان در گزارشی در سال ۱۴۰۲، موارد «گسترده شکنجه» بازداشت‌شدگان، به‌ویژه هنگام بازداشت و تحقیقات را مستند کرده بود. در گزارش آمده بود که طالبان برای گرفتن اعتراف از شکنجه استفاده می‌کند. سازمان ملل از این گروه خواست که به «شکنجه و سایر رفتارهای ظالمانه» پایان دهد.

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت

۱۵ میزان ۱۴۰۵، ۱۸:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)
100%

مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر حزب جنبش ملی افغانستان، روز چهارشنبه ۱۵ میزان در یادداشتی که به افغانستان اینترنشنال فرستاده است، توضیح داده است که ایالات متحده ۲۵ سال قبل چگونه برای سرنگونی طالبان با او تماس گرفت.

بیست‌وپنج سال پیش در چنین روزی (۱۵ میزان ۱۳۸۰) جورج دبلیو بوش، رئيس‌جمهور ایالات متحده رسما دستور حمله به القاعده و مواضع طالبان در افغانستان را صادر کرد.

عبدالرشید دوستم، از فرماندهان اصلی جبهه متحد، در سال ۲۰۰۱ در کنار نیروهای ویژه امریکایی علیه طالبان جنگید. حکومت طالبان به رهبری ملا محمد عمر در پی حملات هوایی ائتلاف به رهبری امریکا و عملیات زمینی جبهه متحد و دیگر نیروهای مخالف طالبان، با پشتیبانی نیروهای امریکایی، سرنگون شد.

افغانستان اینترنشنال روایت آقای دوستم را به دلیل اهمیت تاریخی آن منتشر می‌کند:

«ارتباط با ایالات متحده امریکا از طریق جمهوری اوزبیکستان تامین شد. شخصی به نام داوود اکه که در اصل شهروند ایالات متحده بود و نام اصلی‌اش داوود تایسون است و به زبان اوزبیکی تسلط کامل دارد، به من زنگ زد و با زبان فصیح اوزبیکی با من صحبت کرده و خود را معرفی کرد. او گفت که «ما می‌خواهیم پیش شما بیاییم.» منظورش این بود که جنگ خود با طالبان را از نزد ما آغاز کنند.

به او گفتم که بیایید. ما هزاران جنگجوی سوارکار داریم. از همین‌جا به مبارزه ادامه می‌دهیم و افغانستان را آزاد خواهیم کرد. مدتی پس از این گفت‌وگو، دوباره زنگ زد و گفت که ما می‌آییم.

به یاد دارم که شب بود و چراغ‌های قرارگاه محمد محقق را روشن کرده بودیم. نخستین تیم امریکایی، متشکل از ۹ نفر از نیروهای ویژه، با لباس شخصی و پتلون کاوبای، همراه با صندوق‌های آهنی بزرگ و سنگین، به قرارگاه ما آمد.

صندوق‌های شان حاوی وسایل سنگین و وسایط ثقیل مخابراتی و اسناد مربوطه ایشان بود. پس از کمی استراحت در قرارگاه، من به آن‌ها از روی خریطه در مورد جغرافیا و موقعیت نیروهای ما در ولایت‌های فاریاب، جوزجان، سرپل، سمنگان و سایر ولایات توضیحات دادم و اسب‌ها را برایشان نشان دادم. از وضعیت معلوم می‌شد که چندان با سوارکاری آشنایی ندارند.

تاشکند در برقراری ارتباط و موفقیت ما نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. در قشقه‌دریا یک پایگاه نظامی وجود دارد. امریکایی‌ها با اوزبیکستان توافق کرده بودند که از این پایگاه برای پرواز هواپیماهای ترانسپورتی و هلیکوپترها و انتقال تجهیزات لوژستیکی خود استفاده کنند.

با امریکایی‌ها گاهگاهی پیام‌هایی تبادله می‌کردیم. من می‌فهمیدم که در ولایت‌هایی که ما در آنها نفوذ کرده بودیم، طالبان توجه بیشتر مبذول کرده بودند. طالبان حدود ۳۰ تا ۳۵ هزار نیروی جنگی به رهبری ملا فاضل داشت. ملا فاضل از طرف ملا عمر و اسامه بن لادن برای مقابله با نیروهای امریکا، فرمانده جنگ تعیین شده بود. من اطلاع دقیق داشتم و برای نیروهای ویژه اطمینان دادم که هرگاه مزار شریف را تصرف کنیم، هفت ولایت دیگر فورا در همان روز از تسلط طالبان آزاد می‌شوند.

وقتی مزارشریف را تصرف کردیم، همان روز از بادغیس تا پلخمری و از سمنگان تا فاریاب نیز فتح شدند. ما (محمد محقق، عطامحمد نور و من)، از پیش مردم را آگاه کرده، شبکه‌های خود را در میان آن‌ها مستقر ساخته و مردم را برای قیام آماده کرده بودیم.

100%
عکسی از بایگانی عبدالرشید دوستم

در یک روز، همه ولایت‌ها از بادغیس تا سمنگان سقوط کردند و شمار زیادی از فرماندهان و جنگجویان طالبان را اسیر گرفتیم. می‌دانستم که نیروهای خاص اسامه بن لادن در شمال کشور حضور دارند. نزدیک به هزار نفر از آن‌ها اسیر شدند و معاون او با نام مستعار عبدالحمید نیز به دست ما افتاد. او زخمی بود و بعداً در شفاخانه درگذشت.

جان واکر لیند، شهروند امریکایی و شمار زیادی از تروریستان خارجی نیز در میان اسیران بودند. همچنین ملا فاضل و نوری، همراه با فرماندهان قول اردوهای شان و بیش از ۱۰ هزار نفر، به اسارت ما درآمدند.

می‌خواهم در اینجا خاطره‌ای را بیان کنم. وقتی مزارشریف را فتح کردیم، در قلعه جنگی آنتن مخابره خود را نصب کردم و با نیروهایم تماس گرفتم. در آن زمان، همه ولایت‌های شمال فتح شده بود.

100%
تصویر از بایگانی خانوادگی عبدالرشید دوستم

یک فرمانده نیروهای امریکایی در محل حضور داشت و کارهایم را از نزدیک دنبال می‌کرد. به او گفتم که همان‌طور که وعده داده بودم، اکنون تمام ولایت‌های شمال فتح شده است. می‌توانی از اینجا تا بادغیس و از سمنگان تا پلخمری بروی و خودت ببینی.

او نزدیکم آمد، سلام نظامی داد، رو به آسمان کرد و گفت که «خدایا، من دو دختر دارم. اگر پسری به من عطا کنی، نامش را دوستم می‌گذارم.»

100%
عکسی از آرشیو خانوادگی آقای دوستم

نیروهای امریکایی به غیر از ۹ نفر، ۱۲ نفر دیگر آمدند. در راس آن‌ها آقای مارک بود. مجموعا نیروهای امریکایی به ۲۱ نفر رسیدند. همه از نیروهای ویژه ایالات متحده بودند. آن‌ها حملات هوایی را تنظیم می‌کردند و همیشه همراه ما بودند. ما کوردینات‌ها را تنظیم می‌کردیم.

از بامیان عبدالکریم خلیلی و از غور امیر اسماعیل خان و تعدادی هم از طرف تخار تعرض را شروع کردند. همه امور ترتیب و تنظیم جنگ تحت فرماندهی من بود. من هم بامیان، هم تخار و هم غور را با نیروهای ویژه امریکایی هماهنگ می‌کردم. خودم هم از عمق بالای مزار شریف پیش‌روی می‌کردم. البته اعضای سی‌آی‌ای نیز حضور داشتند که با ما مشوره می‌کردند.

100%
تصویر از بایگانی خانوادگی عبدالرشید دوستم

ما به آن‌ها مشوره می‌دادیم که چند نفر را به غور، تخار و بامیان بفرستند تا آنها از آنجا کوردینات را به ما بفرستند.

در جریان جنگ، ما به فکر موفقیت و آزادی سرزمین خود بودیم. پای هیچ گونه وعده و امتیازی در میان نبود. من به این می‌اندیشیدم که مردم افغانستان باید خودشان گرد هم بیایند و درباره اهداف، آینده و ساختار سیاسی کشور تصمیم بگیرند.»