طالبان خواستار از سرگیری پروژههای نیمهکاره هند در افغانستان شد
دینمحمد حنیف، وزیر اقتصاد طالبان، در دیدار با یتین پتیل، سرپرست سفارت هند در کابل، خواستار ازسرگیری و تکمیل پروژههای نیمهتمام این کشور در افغانستان شد. دو طرف همچنین درباره گسترش همکاریهای اقتصادی و توسعهای دو کشور گفتوگو کردند.
وزارت اقتصاد طالبان روز پنجشنبه در بیانیهای اعلام کرد که این دیدار بر ادامه پروژههای عمرانی کوچک و تأثیرگذار هند متمرکز بود.
به نقل از طالبان، آقای پتیل نیز از ادامه همکاریهای اقتصادی و عمرانی کشورش با افغانستان اطمینان داد.
او گفت که برای تکمیل پروژههای نیمهتمام و حل مشکلات مربوط به انتقال پول پروژههای تکمیلشده، با نهادهای مسئول در هند هماهنگیهایی انجام شده است.
وزارت اقتصاد طالبان درباره شمار، ارزش و محل اجرای پروژههای نیمهتمام هند در افغانستان جزئیاتی ارائه نکرده است.
هند در دو دهه گذشته پروژههای متعددی در بخشهای زیربناها، آموزش، صحت و توسعه افغانستان اجرا کرده است.
با بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، بسیاری از برنامههای انکشافی هند در افغانستان متوقف یا محدود شد. با این حال، دهلینو در سالهای اخیر بهتدریج تماسهای دیپلوماتیک با طالبان را افزایش داده و بخشی از کمکهای بشردوستانه و همکاریهای انکشافی خود با افغانستان را از سر گرفته است.
منابع به افغانستان اینترنشنال میگویند که طالبان از ورود زنان به نمایشگاه بینالمللی ابوحنیفه در کابل، جلوگیری کرده است.
به گفته منابع، طالبان افزون بر منع ورود زنان افغان، از ورود زنان هندی و ایرانی که به این رویداد دعوت شده بودند نیز جلوگیری کرده است.
منابع روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، به افغانستان اینترنشنال گفتند که زنان از ورود به محوطه نمایشگاه بینالمللی ابوحنیفه منع شدهاند و تنها مردان اجازه حضور در این رویداد را دارند.
به گفته منابع، شماری از زنان هندی و ایرانی که از سوی نمایندگیهای کشورشان برای بازدید یا حضور در غرفههای نمایشگاه دعوت شده بودند نیز با محدودیت نیروهای طالبان روبهرو شدند و اجازه ورود به بخشهای مختلف نمایشگاه را دریافت نکردند.
یک منبع حاضر در محل گفت: «زنان افغان حتی اجازه ورود به صحن نمایشگاه را ندارند و فقط از پشت دروازههای بسته نظارهگر هستند. برخی زنان ایرانی نیز با وجود حضور در محل، اجازه ورود به غرفهها را پیدا نکردند.»
منابع میگویند مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ورودیهای نمایشگاه مستقر بوده و از ورود زنان جلوگیری کردهاند. به گفته آنان، این محدودیت در دومین روز برگزاری نمایشگاه نیز ادامه داشته است.
پنجمین نمایشگاه ملی و بینالمللی «امام ابوحنیفه» روز چهارشنبه، ۱۵ میزان، با حضور صدها شرکت داخلی و خارجی در کابل گشایش یافت. این نمایشگاه به مدت هفت روز در مرکز نمایشگاههای بینالمللی افغانستان در چمن حضوری ادامه خواهد داشت.
در همین حال، فوزیه کوفی، فعال حقوق زنان و عضو پیشین پارلمان افغانستان، با انتقاد از نحوه برخورد طالبان با زنان در این نمایشگاه گفت که شماری از زنان در جریان برگزاری این رویداد بازداشت شدهاند. خانم کوفی گفت که طالبان در حالی از برگزاری موفق نمایشگاه سخن میگویند که زنان نهتنها اجازه داشتن غرفه مستقل را نداشتهاند، بلکه برخی از آنان مورد لتوکوب و بازداشت نیز قرار گرفتهاند.
خانم کوفی همچنین از حضور مقامها و مهمانان خارجی در این نمایشگاه انتقاد کرد و پرسید آیا این افراد حاضر بودند چنین برخوردی با زنان در کشورهای خودشان صورت گیرد. او افزود که تداوم حضور و مشارکت چهرهها و هیئتهای خارجی در چنین برنامههایی، خطر مشروعیتبخشیدن و عادیسازی سیاستهای حذف زنان از عرصه عمومی را به همراه دارد.
طالبان تاکنون به گزارشها درباره جلوگیری از ورود زنان به نمایشگاه ابوحنیفه و ادعای بازداشت و برخورد با زنان واکنش نشان ندادهاند.
همچنین سفارتهای هند و ایران نیز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکردهاند.
از راست به چپ: محراب صافی، سلمان حبیبخیل و اول احمدزی
دادگاهی در بریتانیا، سه مرد افغان را به جرم سوءاستفاده جنسی از یک دختر ۱۷ ساله به زندان محکوم کرد.
محراب صافی، ۲۱ ساله، اول احمدزی و سلمان حبیبخیل، هر دو ۱۹ ساله، در ماه جون امسال مجرم شناخته شده بودند، ولی پیش از اعلام حکم دادگاه میخواستند به فرانسه فرار کنند.
نام قربانی به دلیل زیر ۱۸ ساله بودن، افشا نشده است.
صافی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دو همدست او، احمدزی و حبیبخیل، هر کدام به ۹ سال زندان در بازداشتگاه جوانان محکوم شدند.
محکوم چهارم در این پرونده، یک نوجوان ۱۷ ساله افغان است که به دلیل زیر سن بودن، هویتش افشا نشده است. او که در تجاوز شرکت داشت، اما اقدام به فرار نکرد، به دو سال و هفت ماه زندان در مرکز نگهداری جوانان محکوم شده است.
شرح واقعه
[هشدار: ادامه این خبر جزییات آزاردهندهای دارد]
خانه محراب صافی در بریستول
محراب صافی نخستین بار در ماه نوامبر پارسال با یک دختر انگلیسی که با دوستش برای خرید به بازار شهر بریستول رفته بود آشنا شد. در روزهای بعد او آن دختر را که در شهر سامرست زندگی میکرد تشویق کرد که عکسهای عریان خود را در اسنپچت برایش بفرستد.
کمتر از یک هفته پس از آشنایی اولیه، محراب صافی برای آن دختر تاکسی گرفت تا از شهرش در سامرست به اتاق او در بریستول برود. در آنجا او به همراه اول احمدزی، سلمان حبیبخیل و یک نوجوان ۱۷ ساله دیگر افغان به آن دختر مشروب دادند و به نوبت با او سکس کردند.
پس از اینکه مادر و پدر آن دختر با پولیس تماس گرفتند و از ناپدید شدن او خبر دادند، پولیس به خانه صافی رفت و قربانی را در آنجا پیدا کرد.
قربانی در دادگاه گفت که پس از آن واقعه، گوشهگیر شده و دوستان کمتری دارد. او گفت دیگر به تنهایی نمیتواند بیرون برود و حتی فکر کردن دوباره آنچه در خانه صافی گذشت، او را هراسان میکند.
در قوانین بریتانیا و دیگر کشورهای غربی، رابطه جنسی بدون رضایت جرم است. مستی ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر نیز میتواند در شرایطی باعث شود فرد شرایط قانونی لازم برای رضایت دادن را نداشته باشد.
جرم دیگر این سه مرد، تلاش برای فرار از قانون است. پولیس فرانسه آنها را در پشت یک لاری در شهر بندری کاله پیدا کرد و به بریتانیا فرستاد.
قاضی دادگاه در هنگام صدور حکم، از آسیبهای ماندگار روحی گفت که سوءاستفاده پیاپی جنسی بر آن دختر جوان گذاشته است.
قاضی گفت میداند که این چهار نفر در افغانستان تجربه ناخوشایندی داشتهاند و پدر یکی از آنها به دست طالبان کشته شده است. اما تاکید کرد که این وضعیت جرم انجام شده را توجیه نمیکند.
مجرمان این پرونده برای همیشه در فهرست مجرمان جنسی ثبت خواهند شد و از هرگونه تماس آنها با افراد زیر سن قانونی جلوگیری خواهد شد.
شهرزاد اکبر، رئیس اجرایی سازمان رواداری، میگوید که قرار بازداشت رهبران طالبان اهمیت زیادی دارد، زیرا به زنان افغانستان نشان میدهد که جامعه جهانی عاملان سرکوب آنان را میشناسد و این اقدامات را نادیده نگرفته است.
خانم اکبر در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت برای زنی که به دلیل برگزاری کلاس مخفی بازداشت، لتوکوب یا شکنجه شده است، چنین اقدامهایی معنای زیادی دارد، حتی اگر برخی بگویند این تصمیمها فقط روی کاغذ باقی میماند.
روز پنجشنبه نشستی با حضور فعالان حقوق بشر به مناسبت اول سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در مادرید برگزار شد.
شهرزاد اکبر در این نشست گفت که نام برخی از رهبران طالبان در کیفرخواست دادگاه مردمی برای زنان افغانستان نیز آمده و به باور او، روند پاسخگو کردن طالبان به تدریج در حال پیشرفت است.
خانم اکبر همچنین به مسیر دیوان بینالمللی دادگستری اشاره کرد و گفت که افغانستان عضو کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است و آلمان، استرالیا، کانادا و هالند متعهد شدهاند طالبان را در پیوند با نقض حقوق زنان پاسخگو کنند.
او میگوید که با تیم حقوقی آلمان گفتوگو کرده، اما اطلاعات زیادی درباره روند این پرونده دریافت نکرده است. خانم اکبر افزود تردید دارد که سیاست آلمان برای اخراج افغانها به افغانستان، بر موضع این کشور در برابر طالبان تاثیر گذاشته باشد.
او افزود که فعالان در تلاشاند با رسانهها، پارلمان و مقامهای آلمان تماس بگیرند تا این کشور به تعهد خود در حمایت از زنان و دختران افغانستان عمل کند.
خانم اکبر گفت اگر آلمان نمیخواهد این مسیر را ادامه دهد، کشورهای دیگری مانند استرالیا میتوانند اقدام کنند.
او همچنین از دولت اسپانیا خواست از مسیرهای حقوقی موجود برای حمایت از زنان افغانستان استفاده کند و گفت برخی از این مسیرها ممکن است سریعتر از روندی باشد که کشورهای دیگر دنبال میکنند.
خانم اکبر میگوید که پیگیری پرونده طالبان در دادگاههای بینالمللی میتواند مانعی در برابر عادیسازی روابط با این گروه باشد.
او از کشورهایی که همزمان از حقوق زنان سخن میگویند و برای اخراج افغانها با طالبان تعامل میکنند، انتقاد کرد و گفت جامعه جهانی باید دولتها را در برابر چنین استانداردهای دوگانه پاسخگو کند.
خانم اکبر افزود که باید از آلمان پرسیده شود وعدهای که دو سال پیش به زنان و دختران افغانستان داده بود چه شد و از اسپانیا نیز پرسیده شود آیا از همه مسیرهای موجود برای همبستگی با زنان افغانستان استفاده کرده است یا خیر.
الیسندا کالوت، قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت که پس از پنج سال حاکمیت طالبان، وضعیت بهتر نشده و چشمانداز آینده امیدوارکننده نیست.
جلسات عمومی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان سال گذشته در ۱۶ میزان در مادرید، پایتخت اسپانیا برگزار شد و روز جمعه ۱۸ میزان پایان یافت. دادستانها در این جلسات کیفرخواست را ارائه کرد و زنان و دختران افغان بهعنوان قربانیان رژیم طالبان شهادت دادند.
او روز پنجشنبه در نشستی به مناسبت اولین سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، گفت که این محکمه مردمی یک ابتکار مدنی است که از جامعه مدنی شکل گرفته و بر مردم تمرکز دارد، نه دولتها.
به گفته او، این محکمه در عین حال ساختار رسمی یک دادگاه را داشت و شامل دادستان، قاضی، شاهد و صدور حکم بود.
او میگوید که هیئت قضایی و کارشناسان این محکمه دارای پیشینههای مختلف بودند و در میان آنان حقوقدانان، روانشناسان، روزنامهنگاران و کارشناسان شریعت حضور داشتند.
خانم کالوت افزود که خشونت مبتنی بر جنسیت در این محکمه بهعنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.
به گفته او، جلسات استماع در مادرید برگزار شد و دادگاه شهادت ۲۴ زن افغان از داخل و خارج افغانستان را شنید. او گفت برگزارکنندگان تلاش کردند زنان از گروههای قومی و طبقات اجتماعی مختلف در این روند حضور داشته باشند تا محکمه تا حد ممکن فراگیر باشد.
قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، همچنین تاکید کرد که برخی از شاهدان با خطر روبهرو بودند. به گفته او، هرچند طالبان در جلسات محکمه حضور نداشت، روند آن را دنبال میکرد و این موضوع برای شماری از افرادی که شهادت میدادند، خطر ایجاد میکرد.
خانم کالوت میگوید در شرایطی که درباره بحران حقوق بینالملل صحبت میشود، چنین ابتکارهایی برای دادخواهی و تقویت اعتبار قانون اهمیت دارد.
خانم کالوت گفت آنچه در افغانستان جریان دارد، مجموعهای از قوانین، احکام و ساختارهایی است که زنان و دختران را بهصورت سیستماتیک هدف قرار میدهد.
او افزود که زنان افغانستان از دوره نخست حاکمیت طالبان در دهه ۱۹۹۰ نیز از «آپارتاید جنسیتی» سخن میگفتند و این وضعیت پدیده تازهای نیست.
به گفته خانم کالوت، خشونت مبتنی بر جنسیت در دادگاه مردمی بهعنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.
هدف این دادگاه جلب توجه جهانی به سرکوب هدفمند زنان و دختران افغان تحت حاکمیت طالبان، مستندسازی جنایتهای علیه بشریت، بهویژه تبعیض و آزار جنسیتی، و افزایش فشار بینالمللی برای پاسخگو کردن طالبان عنوان شده است.
حدود ساعت ۹:۳۰ شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ بود که صدای انفجارها از میدان هوایی قندهار و اطراف شهر به گوش رسید. باشندگان قندهار از چند هفته پیش، شایعاتی درباره احتمال آغاز حملات هوایی امریکا شنیده بودند.
حاجی امینالله، که هنگام بمبارانها در شهر قندهار حضور داشت، میگوید: «فکر میکنم انبارهای کمکها را هدف قرار دادند و حمله دیگری هم بر سرای ملا صاحب صورت گرفت.»
به گفته باشندگان قندهار، در همان شب میدان هوایی قندهار و محل اقامت ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان، نیز هدف حملات قرار گرفت.
مردم نمیدانستند حمله بعدی در کجا رخ خواهد داد. همزمان با نخستین حملات، شبکه برق قندهار نیز با مشکل روبهرو شد و شهر در تاریکی فرو رفت.
میدان هوایی قندهار
وزارت خارجه امریکا در اعلامیهای گفته بود که نخستین حملات امریکا و بریتانیا تنها به یک شهر محدود نبود. هواپیماهای جنگی و موشکهای کروز امریکا حدود ۳۰ هدف را در نقاط مختلف افغانستان هدف قرار دادند. این اهداف شامل میدانهای هوایی، سامانههای دفاع هوایی، اردوگاههای آموزشی القاعده و مراکز نظامی طالبان بود.
در اسناد رسمی ارتش امریکا آمده است که اردوگاههای آموزشی القاعده در اطراف جلالآباد از سنگینترین حملات در نخستین شب جنگ هدف قرار گرفتند.
جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت امریکا، آن شب در یک سخنرانی ویژه در کاخ سفید اعلام کرد که ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاههای آموزشی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است.
واشنگتن گفته بود از طالبان خواسته است اسامه بن لادن، رهبر القاعده را تحویل دهد، اردوگاههای آموزشی تروریستی را ببندد و زندانیان خارجی را آزاد کند؛ اما به گفته امریکا، طالبان این خواستهها را نپذیرفتند.
امریکا عملیات نظامی خود «آزادی پایدار» گذاشته بود.
اولین سربازران امریکایی در قندهار
افغانستان اینترنشنال بخشهایی از همان سخنرانی جورج دبلیو بوش را بازخوانی میکند. او سخنانش را با این جملات آغاز کرد:
«به دستور من، ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاههای آموزشی تروریستی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است. این حملات که با دقت انتخاب شدهاند، با هدف جلوگیری از استفاده افغانستان به عنوان پایگاه عملیات تروریستی و هدف قرار دادن تواناییهای نظامی رژیم طالبان انجام میشوند. در این عملیات، متحد نزدیک ما، بریتانیای کبیر، در کنار ما قرار دارد.»
حملات امریکا در قندهار، صفحه جدیدی در زندگی زنان افغان باز کرد
رئیسجمهور سابق آمریکا در ادامه گفت «دیگر دوستان نزدیک ما، از جمله کانادا، استرالیا، آلمان و فرانسه نیز تعهد کردهاند که با گسترش عملیات، نیروهای خود را به آن ملحق کنند. بیش از ۴۰ کشور در خاورمیانه، افریقا، اروپا و سراسر آسیا به هواپیماهای امریکایی اجازه استفاده از حریم هوایی یا فرود را دادهاند. بسیاری از کشورهای دیگر نیز اطلاعات استخباراتی خود را با ما شریک ساختهاند.»
بر اساس گزارش واشنگتن پست، موج دوم حملات امریکا و بریتانیا در قندهار بر مراکز نظامی طالبان متمرکز بود.
قاری عبدالواسع، یکی دیگر از باشندگان قندهار، درباره آن شب میگوید: «زمانی که نخستین حمله امریکا در قندهار آغاز شد، مردم بسیار هراسان شدند. فضای شدیدی از ترس در شهر حاکم شد. بسیاری از مردم خانههای خود را ترک کردند و تلاش داشتند از شهر خارج شوند. مردم نمیدانستند حمله بعدی در کجا خواهد بود و هدف امریکا چیست.»
به گفته او، با شنیده شدن صدای نخستین انفجارها، زندگی عادی مردم شهر در یک لحظه دگرگون شد.
حاجی عبدالرووف نیز از همان شب یاد میکند و میگوید زمانی که هواپیماهای امریکایی حملات خود را آغاز کردند، بسیاری از خانوادهها از ترس چراغهای خانههایشان را خاموش کردند؛ زیرا نگران بودند که روشنایی خانهها توجه هواپیماها را جلب کند و هدف بمباران قرار گیرند.به گفته او، آن شب برای مردم قندهار، شبی سرشار از ترس و نگرانی از سرنوشت نامعلوم بود.
باآنکه حملات امریکا تلفات سنگینی بجا گذاشت، اما زندگی مردم به لحاظ اقتصادی تغییر کرد
چرا قندهار برای امریکا تا این اندازه مهم بود؟
در سال ۲۰۰۱، قندهار مرکز اصلی طالبان و پایتخت معنوی این گروه به شمار میرفت. ملا محمد عمر و بسیاری از رهبران طالبان فعالیتهای خود را از همین منطقه رهبری میکردند. براساس گزارش گاردین، مراکز مهم رهبری طالبان و تأسیسات مهم مرتبط با شبکه القاعده نیز در اطراف قندهار قرار داشت.
به همین دلیل، امریکا با بمباران قندهار در پی تضعیف مرکز سیاسی، نظامی و رهبری طالبان بود.
درباره تلفات اهدافی که در حملات هفتم اکتبر هدف قرار گرفتند، گزارشهای متفاوتی منتشر شد؛ اما آمار دقیق و مستقلی از قربانیان حملات شب نخست در قندهار وجود ندارد.
در هفتههای نخست جنگ، تلفات غیرنظامیان نیز در قندهار ثبت شد. در جریان یکی از حملات در منطقه دامان در شرق شهر قندهار، ۲۶ عضو دو خانواده کشته شدند. واشنگتن پست در آن زمان این رویداد را یکی از مهمترین موارد تلفات غیرنظامیان در آغاز جنگ توصیف کرده بود.
جنگی که بیست سال طول کشید
چگونه یک عملیات نظامی کوتاه به جنگی بیستساله تبدیل شد؟
واشنگتن، القاعده را مسئول حملات یازدهم سپتامبر دانست و در پی بازداشت اسامه بن لادن و رهبران این شبکه بود. امریکا همچنین طالبان را به دلیل میزبانی از رهبران القاعده و اردوگاههای آموزشی آن هدف قرار داد.
بوش در سخنرانی خود گفت که این خواستهها به طالبان ارائه شده بود، اما به گفته امریکا، طالبان آنها را نپذیرفتند. پس از آن، عملیات نظامی «آزادی پایدار» آغاز شد.
رژیم نخست طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ سقوط کرد، اما طالبان از میان نرفتند. این گروه در پاکستان دوباره سازماندهی شد و از طریق جنگ چریکی حملات خود را علیه حکومت جدید افغانستان، نیروهای امریکایی و ناتو آغاز کرد.
قندهار نیز یکی از مهمترین میدانهای این جنگ طولانی باقی ماند. پس از سقوط رژیم طالبان، حضور نیروهای امریکایی، ناتو و دولت افغانستان برای تصرف و حفظ قندهار گسترش یافت.
بر اساس گزارشهای وزارت خارجه امریکا، قندهار که آخرین مرکز بزرگ طالبان به شمار میرفت، در دسامبر ۲۰۰۱ زیر فشار بمبارانهای پیهم و عملیات زمینی نیروهای ضد طالبان سقوط کرد؛ اما ملا محمد عمر، رهبر طالبان، موفق شد از منطقه خارج شود.
به گفته مقامهای امریکایی، جنگ تنها به رویارویی طالبان و نیروهای امریکایی محدود نماند، بلکه به منازعهای طولانی بر سر تشکیل دولت، آموزش نیروهای امنیتی، شورش طالبان، فعالیت القاعده و سپس داعش و آینده سیاسی افغانستان تبدیل شد.
همین مسئله باعث شد عملیات نظامی کوتاهی که در سال ۲۰۰۱ آغاز شده بود، به جنگی بیستساله تبدیل شود.
در این جنگ هزاران غیرنظامی، نظامی، افراد مسلح مخالف و نیروهای خارجی کشته یا زخمی شدند و شمار زیادی نیز دچار معلولیت شدند.
امریکا پس از بیست سال افغانستان را ترک کرد
پایان جنگ بیستساله
روایتهای باشندگان قندهار از شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ نشان میدهد که نخستین تأثیر جنگ تنها بر اهداف نظامی محدود نبود. ترس، ترک خانهها، خاموش کردن چراغها در شب و نگرانی از آینده نامعلوم نیز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شد.
چند هفته بعد، قندهار به عنوان آخرین مرکز بزرگ طالبان به میدان اصلی جنگ تبدیل شد و در دسامبر ۲۰۰۱ از کنترول این گروه خارج شد.
به گفته باشندگان این شهر، شبی که نخستین هواپیماهای امریکایی در آسمان قندهار ظاهر شدند، آغاز یک جنگ طولانی دیگر در افغانستان بود؛ جنگی که نزدیک به بیست سال ادامه یافت و سرانجام در ماه آگست ۲۰۲۱ با خروج نیروهای امریکایی و ناتو پایان یافت.
خروج آخرین سرباز امریکایی از افغانستان در آگست ۲۰۲۱