• العربية
  • پښتو
  • English
BrandBrand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

جنگ پهپادی طالبان و پاکستان؛ نگرانی از دسترسی گروه‌های تروریستی به پهپادهای ارزان

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۲۳:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۳:۳۸ (‎+۱ گرینویچ)

مجله دیپلومات در گزارشی می‌گوید که گسترش استفاده طالبان از پهپاد، بُعد تازه‌ای به درگیری این گروه با پاکستان داده است. به نوشته این مجله، نگرانی اصلی اسلام‌آباد تنها حملات پهپادی طالبان نیست؛ بلکه احتمال افتادن پهپادهای کوچک و نسبتاً ارزان به دست گروه‌های تروریستی است.

چنین پهپادهایی می‌توانند توان این گروه‌ها را برای شناسایی اهداف و انجام حملات افزایش دهند و مهار تهدیدهای امنیتی را دشوارتر سازند.

ارتش پاکستان اعلام کرد که بامداد اول میزان ۱۴۰۵، هشت پهپاد را پس از ورود به حریم هوایی این کشور از سمت افغانستان سرنگون کرده است. به گفته مقام‌های پاکستانی، چهار پهپاد در نزدیکی گذرگاه تورخم و چهار پهپاد دیگر در اطراف کوهات، در ایالت خیبرپختونخوا، هدف قرار گرفتند. اسلام‌آباد روز بعد اعلام کرد که در واکنش به این رویداد، ۱۰ موقعیت در افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داده است. مقام‌های پاکستانی مدعی شدند که از این موقعیت‌ها برای نگهداری و پرتاب پهپاد استفاده می‌شد.

اداره طالبان این اتهام را رد کرد. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان گفت که هیچ حمله‌ای از خاک افغانستان به پاکستان صورت نگرفته است. او ادعای عبور پهپادها را «شایعه» خواند و گفت که این ادعا برای توجیه حملات هوایی پاکستان مطرح شده است.

با این حال، این رویداد نگرانی گسترده‌تری را برجسته می‌کند: پهپادها دیگر تنها ابزار نظارت و تبلیغات نیستند؛ از آن‌ها می‌توان برای شناسایی اهداف و اجرای حملات نیز استفاده کرد.

برای پاکستان، تهدید دو بُعد دارد. نخست، استفاده مستقیم طالبان از پهپاد علیه مواضع امنیتی و اهداف دیگر در پاکستان است. دوم، احتمال دسترسی گروه‌های مسلح، به‌ویژه تحریک طالبان پاکستان، به این فناوری است. این گروه‌ها می‌توانند از پهپاد برای شناسایی پوسته‌های امنیتی، زیر نظر گرفتن رفت‌وآمد نیروها و اجرای حملات استفاده کنند.

به نوشته این مجله، گسترش فناوری پهپادی می‌تواند توانایی گروه‌های مسلح را افزایش دهد و تهدیدهای امنیتی پاکستان را پیچیده‌تر سازد.

از تبلیغات تا حملات پهپادی

طالبان استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را از سال ۲۰۱۶، برابر با ۱۳۹۵ هجری خورشیدی، آغاز کرد. این ابزارها در ابتدا بیشتر برای ثبت تصاویر و تولید محتوای تبلیغاتی به کار می‌رفتند. به‌تدریج، استفاده از آن‌ها به شناسایی، نظارت و حمل مواد انفجاری نیز گسترش یافت.

در اواخر دلو و اوایل حوت ۱۴۰۴، وزارت دفاع طالبان مدعی شد که به تأسیسات نظامی پاکستان، از جمله قرارگاه نظامی کوهات، حمله کرده است. این وزارت ویدیویی از پرواز پهپاد منتشر کرد. در مقابل، پاکستان گفت که چند پهپاد ابتدایی را که از نمونه‌های تجاری تغییر داده شده بودند، با استفاده از جنگ الکترونیک از کار انداخته است.

جنگ الکترونیک به اقداماتی گفته می‌شود که برای مختل‌کردن ارتباطات یا سامانه‌های هدایت پهپاد انجام می‌شوند. این روش در برخی موارد می‌تواند ارتباط پهپاد با کنترول‌کننده آن را قطع کند یا آن را از مسیر خارج سازد. با این حال، در برابر همه انواع پهپاد مؤثر نیست.

به گفته منابع امنیتی پاکستان، طالبان پهپادهای خود را از چند مسیر تهیه می‌کند: خرید نمونه‌های تجاری، استفاده از شبکه‌های تأمین منطقه‌ای و مونتاژ یا تغییر تجهیزات در محل. دسترسی به پهپادهای تجاری و امکان تغییر کاربری آن‌ها، جلوگیری از گسترش این فناوری را دشوار می‌سازد.

گزارش‌هایی از پاکستان همچنین می‌گویند که کندک ۳۱۳، مرتبط با شبکه حقانی، از پهپادهای انتحاری یا «حمله یک‌طرفه» استفاده می‌کند. این نوع پهپاد برای برخورد با هدف فرستاده می‌شود و معمولاً پس از حمله بازنمی‌گردد.

بر اساس این گزارش‌ها، پهپادها از مناطقی چون قندهار، ننگرهار، پکتیا و پکتیکا پرتاب می‌شوند. این گزارش‌ها کویته، پشاور، اسلام‌آباد و مناطق وزیرستان را از جمله نقاط در معرض تهدید می‌دانند.

در سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال یافتن راه‌هایی برای مقابله با پهپادهای پاکستانی است. رسانه‌ها در ۱۸ سنبله ۱۴۰۵ گزارش دادند که هیأتی از وزارت دفاع طالبان به ریاست عبداللطیف حکیمی، آمر تفتیش این وزارت، قول اردوی ۲۰۵ در قندهار و مناطق نزدیک سپین‌بولدک را برای بررسی سامانه‌های ضدپهپاد ارزیابی کرده است.

سامانه ضدپهپاد مجموعه‌ای از ابزارها برای شناسایی و متوقف‌کردن پهپادهای مهاجم است. هدف از بررسی این سامانه‌ها، مقابله با فعالیت پهپادهای پاکستانی در مناطق مرزی بوده است. نوع، شمار و میزان کارایی سامانه‌هایی که طالبان در اختیار دارد، مشخص نیست.

تهدید اصلی؛ گسترش پهپادهای ارزان میان گروه‌های مسلح

نگرانی پاکستان زمانی بیشتر می‌شود که استفاده از پهپاد تنها به طالبان محدود نماند و گروه‌هایی مانند تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادی‌بخش بلوچ نیز به این فناوری دسترسی پیدا کنند.

پهپادهای کوچک تجاری به دلیل قیمت نسبتاً پایین و دسترسی آسان، استفاده از این فناوری را برای گروه‌های مسلح آسان‌تر می‌سازند. برخی از این پهپادها در اصل برای تصویربرداری و استفاده‌های غیرنظامی ساخته شده‌اند، اما با تغییر کاربری می‌توانند برای شناسایی اهداف یا حمل مواد انفجاری به کار گرفته شوند.

به همین دلیل، تهدید فقط به داشتن یک ناوگان بزرگ و پیشرفته محدود نیست. گروهی که چند پهپاد کوچک در اختیار دارد نیز می‌تواند از آن‌ها برای شناسایی یک پوسته امنیتی، بررسی مسیر رفت‌وآمد نیروها یا آزمودن واکنش پدافند استفاده کند. اگر این پهپادها به مواد انفجاری مجهز شوند، می‌توانند به ابزار حمله تبدیل شوند.

گزارش ماه اسد شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، به نقل از یک کشور عضو، از آموزش اعضای ارتش آزادی‌بخش بلوچ در کنار جنگجویان تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، از جمله در زمینه استفاده از پهپاد، خبر داده بود. در این گزارش همچنین به دسترسی این گروه به برخی تجهیزات برجای‌مانده از نیروهای امریکایی و ناتو، از جمله پهپادهای شناسایی، اشاره شده است.

این اطلاعات به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که همه گروه‌های مسلح از یک شبکه تأمین مشترک استفاده می‌کنند یا فناوری از یک مسیر مشخص میان آن‌ها انتقال می‌یابد. با این حال، نشان می‌دهد که گسترش دانش و تجهیزات پهپادی در میان چند گروه مسلح منطقه به نگرانی امنیتی مهمی تبدیل شده است.

برای پاکستان، پیامد این روند تنها افزایش شمار حملات نیست. پهپادهای کوچک می‌توانند هزینه حفاظت از تأسیسات نظامی، پوسته‌های امنیتی و زیرساخت‌های مهم را بالا ببرند. نیروهای امنیتی ناچار می‌شوند منابع بیشتری را برای مقابله با تهدیدی اختصاص دهند که ممکن است از مسیرهای مختلف و با تجهیزات ارزان ایجاد شود.

حتی اگر یک پهپاد خسارت فیزیکی زیادی وارد نکند، پرواز آن بر فراز یک تأسیسات حساس می‌تواند موجب اختلال، ترس و افزایش آماده‌باش امنیتی شود. از همین رو، نگرانی اسلام‌آباد تنها درباره حملات بزرگ نیست؛ بلکه درباره گسترش ابزارهایی است که می‌توانند بارها و در نقاط مختلف به کار گرفته شوند.

پاکستان چگونه می‌تواند با تهدید پهپادی مقابله کند؟

پاکستان در زمینه تولید و استفاده از پهپادهای شناسایی و رزمی تجربه دارد. با این حال، مقابله با پهپادهای کوچک و کم‌ارتفاع به سامانه‌هایی نیاز دارد که بتوانند این اهداف را شناسایی و پیش از رسیدن به مقصد متوقف کنند.

نخستین مرحله، شناسایی است. رادارهای متعارف ممکن است در تشخیص برخی پهپادهای کوچک که در ارتفاع پایین پرواز می‌کنند، به‌ویژه در مناطق کوهستانی یا شهری، با دشواری روبه‌رو شوند. به همین دلیل، ترکیب رادارهای کوتاه‌برد با دوربین‌های الکترواپتیکی، حسگرهای فروسرخ و ابزارهای شناسایی امواج رادیویی می‌تواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت فراهم کند.

دوربین‌های الکترواپتیکی تصاویر قابل مشاهده را ثبت می‌کنند و حسگرهای فروسرخ برخی نشانه‌های حرارتی را تشخیص می‌دهند. ابزارهای شناسایی امواج رادیویی نیز برای کشف سیگنال‌های ارتباطی میان پهپاد و کنترول‌کننده آن به کار می‌روند. هیچ‌یک از این ابزارها به‌تنهایی در همه شرایط پاسخ‌گو نیست، اما ترکیب آن‌ها احتمال شناسایی را افزایش می‌دهد.

مرحله دوم، متوقف‌کردن پهپاد است. در برخی شرایط می‌توان از جنگ الکترونیک برای مختل‌کردن ارتباطات یا هدایت پهپاد استفاده کرد. در موارد دیگر، ممکن است به سامانه‌های رهگیر یا روش‌های متعارف دفاع هوایی نیاز باشد. انتخاب روش به نوع پهپاد، شیوه هدایت آن و محیط پرواز بستگی دارد.

مرحله سوم، تحلیل اطلاعات است. بررسی مسیر پرواز، زمان حملات، نقاط احتمالی پرتاب و نوع اهداف می‌تواند به نیروهای امنیتی در شناسایی الگوهای تکرارشونده کمک کند. ابزارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی نیز می‌توانند در دسته‌بندی اطلاعات و تشخیص الگوها نقش داشته باشند. با این حال، این ابزارها جایگزین اطلاعات میدانی و تصمیم‌گیری انسانی نیستند.

حفاظت از تأسیسات حساس نیز باید متناسب با اهمیت هر محل باشد. فرودگاه‌ها، نیروگاه‌ها، مراکز نظامی، تأسیسات نفتی، ساختمان‌های دولتی و مراکز ارتباطی به تدابیر حفاظتی متناسب با میزان خطر نیاز دارند.

در مناطق مرزی، اتکا به سیم خاردار، پوسته‌های فیزیکی و گشت‌های زمینی به‌تنهایی کافی نیست. ترکیب نظارت زمینی، حسگرها، ابزارهای مراقبت هوایی و نیروهای واکنش سریع می‌تواند شناسایی و رسیدگی به رخدادها را بهبود بخشد. هماهنگی میان نهادهای ملکی و نظامی نیز برای تبادل اطلاعات و جلوگیری از واکنش‌های ناهماهنگ اهمیت دارد.

در کنار این اقدامات، توانایی تولید، تعمیر و ارتقای تجهیزات در داخل پاکستان می‌تواند وابستگی به تأمین‌کنندگان خارجی را کاهش دهد. در یک بحران طولانی، دسترسی پایدار به قطعات و امکان تغییر سامانه‌ها مطابق نیازهای عملیاتی اهمیت ویژه‌ای دارد.

مذاکره؛ راهی برای جلوگیری از تشدید درگیری

گسترش جنگ پهپادی خطر آن را افزایش می‌دهد که هر رویداد مرزی به حمله تلافی‌جویانه تازه‌ای منجر شود. پاکستان ممکن است حملات خود را پاسخی ضروری به تهدیدهای امنیتی بداند، در حالی که طالبان آن‌ها را نقض حاکمیت افغانستان توصیف می‌کند. در چنین وضعیتی، هر طرف می‌تواند اقدام خود را دفاعی و اقدام طرف مقابل را تجاوزکارانه معرفی کند.

حملات هوایی به‌تنهایی نمی‌تواند امنیت پایدار در مرز ایجاد کند. این حملات ممکن است به تلفات غیرنظامیان بینجامد، احتمال پاسخ متقابل را افزایش دهد و فرصت‌های دیپلوماتیک را محدود سازد.

براساس نوشته مجله دیپلومات، بازگشت طالبان به میز مذاکره برای کاهش تنش اهمیت دارد. گفت‌وگو به معنای کنارگذاشتن نگرانی‌های امنیتی پاکستان نیست؛ بلکه می‌تواند زمینه‌ای برای رسیدن به تعهدهای روشن و قابل راستی‌آزمایی فراهم کند.

چنین تعهدهایی می‌تواند شامل جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان، جلوگیری از دسترسی گروه‌های مسلح به فناوری نظامی، ایجاد سازوکاری برای بررسی رویدادهای مرزی و حفظ خط ارتباط مستقیم میان دو طرف در زمان بحران باشد.

بدون چنین سازوکاری، هر حمله پهپادی ممکن است بهانه‌ای برای حمله هوایی تازه شود و هر حمله هوایی نیز زمینه تلافی بعدی را فراهم کند. در این میان، گسترش پهپادهای کوچک و ارزان به گروه‌های مسلح می‌تواند مهار درگیری را دشوارتر سازد.

پربازدیدترین‌ها

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت
۱
اختصاصی

امریکا چگونه برای سرنگونی طالبان با عبدالرشید دوستم تماس گرفت

۲
گزارش ویژه

هفتم اکتبر؛ ساختن و سوختن افغان‌ها بین جنگ و صلح طالبان و امریکا

۳

طالبان مانع ورود زنان، از جمله زنان هندی و ایرانی، به نمایشگاه ابوحنیفه شد

۴

روزنامه جمهوری اسلامی: طالبان در حال پیشبرد جنگ خاموش علیه ایران است

۵

مبارزه زنان افغان؛ داستانی فراتر از آمدن و رفتن امریکا

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان مانع ورود زنان، از جمله زنان هندی و ایرانی، به نمایشگاه ابوحنیفه شد

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۴:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)
100%

منابع به افغانستان اینترنشنال می‌گویند که طالبان از ورود زنان به نمایشگاه بین‌المللی ابوحنیفه در کابل، جلوگیری کرده است. به گفته منابع، طالبان افزون بر منع ورود زنان افغان، از ورود زنان هندی و ایرانی که به این رویداد دعوت شده بودند نیز جلوگیری کرده‌ است.

منابع روز پنجشنبه، ۱۶ میزان، به افغانستان اینترنشنال گفتند که زنان از ورود به محوطه نمایشگاه بین‌المللی ابوحنیفه منع شده‌اند و تنها مردان اجازه حضور در این رویداد را دارند.

به گفته منابع، شماری از زنان هندی و ایرانی که از سوی نمایندگی‌های کشورشان برای بازدید یا حضور در غرفه‌های نمایشگاه دعوت شده بودند نیز با محدودیت نیروهای طالبان روبه‌رو شدند و اجازه ورود به بخش‌های مختلف نمایشگاه را دریافت نکردند.

یک منبع حاضر در محل گفت: «زنان افغان حتی اجازه ورود به صحن نمایشگاه را ندارند و فقط از پشت دروازه‌های بسته نظاره‌گر هستند. برخی زنان ایرانی نیز با وجود حضور در محل، اجازه ورود به غرفه‌ها را پیدا نکردند.»

منابع می‌گویند مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در ورودی‌های نمایشگاه مستقر بوده و از ورود زنان جلوگیری کرده‌اند. به گفته آنان، این محدودیت در دومین روز برگزاری نمایشگاه نیز ادامه داشته است.

پنجمین نمایشگاه ملی و بین‌المللی «امام ابوحنیفه» روز چهارشنبه، ۱۵ میزان، با حضور صدها شرکت داخلی و خارجی در کابل گشایش یافت. این نمایشگاه به مدت هفت روز در مرکز نمایشگاه‌های بین‌المللی افغانستان در چمن حضوری ادامه خواهد داشت.

در همین حال، فوزیه کوفی، فعال حقوق زنان و عضو پیشین پارلمان افغانستان، با انتقاد از نحوه برخورد طالبان با زنان در این نمایشگاه گفت که شماری از زنان در جریان برگزاری این رویداد بازداشت شده‌اند. خانم کوفی گفت که طالبان در حالی از برگزاری موفق نمایشگاه سخن می‌گویند که زنان نه‌تنها اجازه داشتن غرفه مستقل را نداشته‌اند، بلکه برخی از آنان مورد لت‌وکوب و بازداشت نیز قرار گرفته‌اند.

خانم کوفی همچنین از حضور مقام‌ها و مهمانان خارجی در این نمایشگاه انتقاد کرد و پرسید آیا این افراد حاضر بودند چنین برخوردی با زنان در کشورهای خودشان صورت گیرد. او افزود که تداوم حضور و مشارکت چهره‌ها و هیئت‌های خارجی در چنین برنامه‌هایی، خطر مشروعیت‌بخشیدن و عادی‌سازی سیاست‌های حذف زنان از عرصه عمومی را به همراه دارد.

طالبان تاکنون به گزارش‌ها درباره جلوگیری از ورود زنان به نمایشگاه ابوحنیفه و ادعای بازداشت و برخورد با زنان واکنش نشان نداده‌اند.

همچنین سفارت‌های هند و ایران نیز تاکنون در این مورد اظهار نظری نکرده‌اند.

سه مجرم جنسی افغان پس از فرار از بریتانیا بازداشت و زندانی شدند

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)
100%
از راست به چپ: محراب صافی، سلمان حبیب‌خیل و اول احمدزی

دادگاهی در بریتانیا،‌ سه مرد افغان را به جرم سوء‌استفاده جنسی از یک دختر ۱۷ ساله به زندان محکوم کرد. محراب صافی،‌ ۲۱ ساله، اول احمدزی و سلمان حبیب‌خیل، هر دو ۱۹ ساله، در ماه جون امسال مجرم شناخته شده بودند، ولی پیش از اعلام حکم دادگاه می‌خواستند به فرانسه فرار کنند.

نام قربانی به دلیل زیر ۱۸ ساله بودن، افشا نشده است.

صافی به ۱۵ سال زندان محکوم شد. دو همدست او، احمدزی و حبیب‌خیل،‌ هر کدام به ۹ سال زندان در بازداشتگاه جوانان محکوم شدند.

محکوم چهارم در این پرونده، یک نوجوان ۱۷ ساله افغان است که به دلیل زیر سن بودن، هویتش افشا نشده است. او که در تجاوز شرکت داشت، اما اقدام به فرار نکرد، به دو سال و هفت ماه زندان در مرکز نگهداری جوانان محکوم شده است.

شرح واقعه

[هشدار: ادامه این خبر جزییات آزاردهنده‌ای دارد]

100%
خانه محراب صافی در بریستول

محراب صافی نخستین بار در ماه نوامبر پارسال با یک دختر انگلیسی که با دوستش برای خرید به بازار شهر بریستول رفته بود آشنا شد. در روزهای بعد او آن دختر را که در شهر سامرست زندگی می‌کرد تشویق کرد که عکس‌های عریان خود را در اسنپ‌چت برایش بفرستد.

کمتر از یک هفته پس از آشنایی اولیه، محراب صافی برای آن دختر تاکسی گرفت تا از شهرش در سامرست به اتاق او در بریستول برود. در آنجا او به همراه اول احمدزی، سلمان حبیب‌خیل و یک نوجوان ۱۷ ساله دیگر افغان به آن دختر مشروب دادند و به نوبت با او سکس کردند.

پس از اینکه مادر و پدر آن دختر با پولیس تماس گرفتند و از ناپدید شدن او خبر دادند،‌ پولیس به خانه صافی رفت و قربانی را در آنجا پیدا کرد.

قربانی در دادگاه گفت که پس از آن واقعه، گوشه‌گیر شده و دوستان کمتری دارد. او گفت دیگر به تنهایی نمی‌تواند بیرون برود و حتی فکر کردن دوباره آنچه در خانه صافی گذشت، او را هراسان می‌کند.

در قوانین بریتانیا و دیگر کشورهای غربی، رابطه جنسی بدون رضایت جرم است. مستی ناشی از مصرف الکل یا مواد مخدر نیز می‌تواند در شرایطی باعث شود فرد شرایط قانونی لازم برای رضایت دادن را نداشته باشد.

جرم دیگر این سه مرد، تلاش برای فرار از قانون است. پولیس فرانسه آن‌ها را در پشت یک لاری در شهر بندری کاله پیدا کرد و به بریتانیا فرستاد.

قاضی دادگاه در هنگام صدور حکم، از آسیب‌های ماندگار روحی گفت که سوءاستفاده پیاپی جنسی بر آن دختر جوان گذاشته است.

قاضی گفت می‌داند که این چهار نفر در افغانستان تجربه ناخوشایندی داشته‌اند و پدر یکی از آن‌ها به دست طالبان کشته‌ شده است. اما تاکید کرد که این وضعیت جرم انجام شده را توجیه نمی‌کند.

مجرمان این پرونده برای همیشه در فهرست مجرمان جنسی ثبت خواهند شد و از هرگونه تماس آن‌ها با افراد زیر سن قانونی جلوگیری خواهد شد.

شهرزاد اکبر: قرار بازداشت رهبران طالبان مهم است

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۱:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

شهرزاد اکبر، رئیس اجرایی سازمان رواداری، می‌گوید که قرار بازداشت رهبران طالبان اهمیت زیادی دارد، زیرا به زنان افغانستان نشان می‌دهد که جامعه جهانی عاملان سرکوب آنان را می‌شناسد و این اقدامات را نادیده نگرفته است.

خانم اکبر در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت برای زنی که به دلیل برگزاری کلاس مخفی بازداشت، لت‌وکوب یا شکنجه شده است، چنین اقدام‌هایی معنای زیادی دارد، حتی اگر برخی بگویند این تصمیم‌ها فقط روی کاغذ باقی می‌ماند.

روز پنج‌شنبه نشستی با حضور فعالان حقوق بشر به مناسبت اول سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در مادرید برگزار شد.

شهرزاد اکبر در این نشست گفت که نام برخی از رهبران طالبان در کیفرخواست دادگاه مردمی برای زنان افغانستان نیز آمده و به باور او، روند پاسخگو کردن طالبان به تدریج در حال پیشرفت است.

خانم اکبر همچنین به مسیر دیوان بین‌المللی دادگستری اشاره کرد و گفت که افغانستان عضو کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان است و آلمان، استرالیا، کانادا و هالند متعهد شده‌اند طالبان را در پیوند با نقض حقوق زنان پاسخگو کنند.

او می‌گوید که با تیم حقوقی آلمان گفت‌وگو کرده، اما اطلاعات زیادی درباره روند این پرونده دریافت نکرده است. خانم اکبر افزود تردید دارد که سیاست آلمان برای اخراج افغان‌ها به افغانستان، بر موضع این کشور در برابر طالبان تاثیر گذاشته باشد.

او افزود که فعالان در تلاش‌اند با رسانه‌ها، پارلمان و مقام‌های آلمان تماس بگیرند تا این کشور به تعهد خود در حمایت از زنان و دختران افغانستان عمل کند.

خانم اکبر گفت اگر آلمان نمی‌خواهد این مسیر را ادامه دهد، کشورهای دیگری مانند استرالیا می‌توانند اقدام کنند.

او همچنین از دولت اسپانیا خواست از مسیرهای حقوقی موجود برای حمایت از زنان افغانستان استفاده کند و گفت برخی از این مسیرها ممکن است سریع‌تر از روندی باشد که کشورهای دیگر دنبال می‌کنند.

خانم اکبر می‌گوید که پیگیری پرونده طالبان در دادگاه‌های بین‌المللی می‌تواند مانعی در برابر عادی‌سازی روابط با این گروه باشد.

او از کشورهایی که همزمان از حقوق زنان سخن می‌گویند و برای اخراج افغان‌ها با طالبان تعامل می‌کنند، انتقاد کرد و گفت جامعه جهانی باید دولت‌ها را در برابر چنین استانداردهای دوگانه پاسخگو کند.

خانم اکبر افزود که باید از آلمان پرسیده شود وعده‌ای که دو سال پیش به زنان و دختران افغانستان داده بود چه شد و از اسپانیا نیز پرسیده شود آیا از همه مسیرهای موجود برای همبستگی با زنان افغانستان استفاده کرده است یا خیر.

قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان: وضعیت پس از پنج سال حاکمیت طالبان بهتر نشده است

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۰:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)
100%

الیسندا کالوت، قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، در نشستی در شهر مادرید اسپانیا، گفت که پس از پنج سال حاکمیت طالبان، وضعیت بهتر نشده و چشم‌انداز آینده امیدوارکننده نیست.

جلسات عمومی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان سال گذشته در ۱۶ میزان در مادرید، پایتخت اسپانیا برگزار شد و روز جمعه ۱۸ میزان پایان یافت. دادستان‌ها در این جلسات کیفرخواست را ارائه کرد و زنان و دختران افغان به‌عنوان قربانیان رژیم طالبان شهادت دادند.

او روز پنج‌شنبه در نشستی به مناسبت اولین سالگرد دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، گفت که این محکمه مردمی یک ابتکار مدنی است که از جامعه مدنی شکل گرفته و بر مردم تمرکز دارد، نه دولت‌ها.

به گفته او، این محکمه در عین حال ساختار رسمی یک دادگاه را داشت و شامل دادستان، قاضی، شاهد و صدور حکم بود.

او می‌گوید که هیئت قضایی و کارشناسان این محکمه دارای پیشینه‌های مختلف بودند و در میان آنان حقوقدانان، روان‌شناسان، روزنامه‌نگاران و کارشناسان شریعت حضور داشتند.

خانم کالوت افزود که خشونت مبتنی بر جنسیت در این محکمه به‌عنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.

  • از دادگاه مردمی محاکمه طالبان چه می‌دانیم

    از دادگاه مردمی محاکمه طالبان چه می‌دانیم

به گفته او، جلسات استماع در مادرید برگزار شد و دادگاه شهادت ۲۴ زن افغان از داخل و خارج افغانستان را شنید. او گفت برگزارکنندگان تلاش کردند زنان از گروه‌های قومی و طبقات اجتماعی مختلف در این روند حضور داشته باشند تا محکمه تا حد ممکن فراگیر باشد.

قاضی دادگاه مردمی برای زنان افغانستان، همچنین تاکید کرد که برخی از شاهدان با خطر روبه‌رو بودند. به گفته او، هرچند طالبان در جلسات محکمه حضور نداشت، روند آن را دنبال می‌کرد و این موضوع برای شماری از افرادی که شهادت می‌دادند، خطر ایجاد می‌کرد.

خانم کالوت می‌گوید در شرایطی که درباره بحران حقوق بین‌الملل صحبت می‌شود، چنین ابتکارهایی برای دادخواهی و تقویت اعتبار قانون اهمیت دارد.

خانم کالوت گفت آنچه در افغانستان جریان دارد، مجموعه‌ای از قوانین، احکام و ساختارهایی است که زنان و دختران را به‌صورت سیستماتیک هدف قرار می‌دهد.

او افزود که زنان افغانستان از دوره نخست حاکمیت طالبان در دهه ۱۹۹۰ نیز از «آپارتاید جنسیتی» سخن می‌گفتند و این وضعیت پدیده تازه‌ای نیست.

به گفته خانم کالوت، خشونت مبتنی بر جنسیت در دادگاه مردمی به‌عنوان یک مسئله کیفری بررسی شد، نه یک مسئله فرهنگی.

هدف این دادگاه جلب توجه جهانی به سرکوب هدفمند زنان و دختران افغان تحت حاکمیت طالبان، مستندسازی جنایت‌های علیه بشریت، به‌ویژه تبعیض و آزار جنسیتی، و افزایش فشار بین‌المللی برای پاسخگو کردن طالبان عنوان شده است.

۲۵ سال پیش در هفتم اکتبر؛ شبی که امریکا حملات خود بر قندهار را آغاز کرد

۱۶ میزان ۱۴۰۵، ۱۰:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)
100%

حدود ساعت ۹:۳۰ شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ بود که صدای انفجارها از میدان هوایی قندهار و اطراف شهر به گوش رسید. باشندگان قندهار از چند هفته پیش، شایعاتی درباره احتمال آغاز حملات هوایی امریکا شنیده بودند.

حاجی امین‌الله، که هنگام بمباران‌ها در شهر قندهار حضور داشت، می‌گوید: «فکر می‌کنم انبارهای کمک‌ها را هدف قرار دادند و حمله دیگری هم بر سرای ملا صاحب صورت گرفت.»

به گفته باشندگان قندهار، در همان شب میدان هوایی قندهار و محل اقامت ملا محمد عمر، رهبر پیشین طالبان، نیز هدف حملات قرار گرفت.

مردم نمی‌دانستند حمله بعدی در کجا رخ خواهد داد. همزمان با نخستین حملات، شبکه برق قندهار نیز با مشکل روبه‌رو شد و شهر در تاریکی فرو رفت.

100%
میدان هوایی قندهار

وزارت خارجه امریکا در اعلامیه‌ای گفته بود که نخستین حملات امریکا و بریتانیا تنها به یک شهر محدود نبود. هواپیماهای جنگی و موشک‌های کروز امریکا حدود ۳۰ هدف را در نقاط مختلف افغانستان هدف قرار دادند. این اهداف شامل میدان‌های هوایی، سامانه‌های دفاع هوایی، اردوگاه‌های آموزشی القاعده و مراکز نظامی طالبان بود.

در اسناد رسمی ارتش امریکا آمده است که اردوگاه‌های آموزشی القاعده در اطراف جلال‌آباد از سنگین‌ترین حملات در نخستین شب جنگ هدف قرار گرفتند.

جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهور وقت امریکا، آن شب در یک سخنرانی ویژه در کاخ سفید اعلام کرد که ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاه‌های آموزشی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است.

واشنگتن گفته بود از طالبان خواسته است اسامه بن لادن، رهبر القاعده را تحویل دهد، اردوگاه‌های آموزشی تروریستی را ببندد و زندانیان خارجی را آزاد کند؛ اما به گفته امریکا، طالبان این خواسته‌ها را نپذیرفتند.

امریکا عملیات نظامی خود «آزادی پایدار» گذاشته بود.

100%
اولین سربازران امریکایی در قندهار

افغانستان اینترنشنال بخش‌هایی از همان سخنرانی جورج دبلیو بوش را بازخوانی می‌کند. او سخنانش را با این جملات آغاز کرد:

«به دستور من، ارتش امریکا حملات خود را علیه اردوگاه‌های آموزشی تروریستی القاعده و تأسیسات نظامی رژیم طالبان در افغانستان آغاز کرده است. این حملات که با دقت انتخاب شده‌اند، با هدف جلوگیری از استفاده افغانستان به عنوان پایگاه عملیات تروریستی و هدف قرار دادن توانایی‌های نظامی رژیم طالبان انجام می‌شوند. در این عملیات، متحد نزدیک ما، بریتانیای کبیر، در کنار ما قرار دارد.»

100%
حملات امریکا در قندهار، صفحه جدیدی در زندگی زنان افغان باز کرد

رئیس‌جمهور سابق آمریکا در ادامه گفت «دیگر دوستان نزدیک ما، از جمله کانادا، استرالیا، آلمان و فرانسه نیز تعهد کرده‌اند که با گسترش عملیات، نیروهای خود را به آن ملحق کنند. بیش از ۴۰ کشور در خاورمیانه، افریقا، اروپا و سراسر آسیا به هواپیماهای امریکایی اجازه استفاده از حریم هوایی یا فرود را داده‌اند. بسیاری از کشورهای دیگر نیز اطلاعات استخباراتی خود را با ما شریک ساخته‌اند.»

بر اساس گزارش واشنگتن پست، موج دوم حملات امریکا و بریتانیا در قندهار بر مراکز نظامی طالبان متمرکز بود.

قاری عبدالواسع، یکی دیگر از باشندگان قندهار، درباره آن شب می‌گوید: «زمانی که نخستین حمله امریکا در قندهار آغاز شد، مردم بسیار هراسان شدند. فضای شدیدی از ترس در شهر حاکم شد. بسیاری از مردم خانه‌های خود را ترک کردند و تلاش داشتند از شهر خارج شوند. مردم نمی‌دانستند حمله بعدی در کجا خواهد بود و هدف امریکا چیست.»

به گفته او، با شنیده شدن صدای نخستین انفجارها، زندگی عادی مردم شهر در یک لحظه دگرگون شد.

حاجی عبدالرووف نیز از همان شب یاد می‌کند و می‌گوید زمانی که هواپیماهای امریکایی حملات خود را آغاز کردند، بسیاری از خانواده‌ها از ترس چراغ‌های خانه‌هایشان را خاموش کردند؛ زیرا نگران بودند که روشنایی خانه‌ها توجه هواپیماها را جلب کند و هدف بمباران قرار گیرند.به گفته او، آن شب برای مردم قندهار، شبی سرشار از ترس و نگرانی از سرنوشت نامعلوم بود.

100%
باآنکه حملات امریکا تلفات سنگینی بجا گذاشت، اما زندگی مردم به لحاظ اقتصادی تغییر کرد

چرا قندهار برای امریکا تا این اندازه مهم بود؟

در سال ۲۰۰۱، قندهار مرکز اصلی طالبان و پایتخت معنوی این گروه به شمار می‌رفت. ملا محمد عمر و بسیاری از رهبران طالبان فعالیت‌های خود را از همین منطقه رهبری می‌کردند. براساس گزارش گاردین، مراکز مهم رهبری طالبان و تأسیسات مهم مرتبط با شبکه القاعده نیز در اطراف قندهار قرار داشت.

به همین دلیل، امریکا با بمباران قندهار در پی تضعیف مرکز سیاسی، نظامی و رهبری طالبان بود.

درباره تلفات اهدافی که در حملات هفتم اکتبر هدف قرار گرفتند، گزارش‌های متفاوتی منتشر شد؛ اما آمار دقیق و مستقلی از قربانیان حملات شب نخست در قندهار وجود ندارد.

در هفته‌های نخست جنگ، تلفات غیرنظامیان نیز در قندهار ثبت شد. در جریان یکی از حملات در منطقه دامان در شرق شهر قندهار، ۲۶ عضو دو خانواده کشته شدند. واشنگتن پست در آن زمان این رویداد را یکی از مهم‌ترین موارد تلفات غیرنظامیان در آغاز جنگ توصیف کرده بود.

100%
جنگی که بیست سال طول کشید

چگونه یک عملیات نظامی کوتاه به جنگی بیست‌ساله تبدیل شد؟

واشنگتن، القاعده را مسئول حملات یازدهم سپتامبر دانست و در پی بازداشت اسامه بن لادن و رهبران این شبکه بود. امریکا همچنین طالبان را به دلیل میزبانی از رهبران القاعده و اردوگاه‌های آموزشی آن هدف قرار داد.

بوش در سخنرانی خود گفت که این خواسته‌ها به طالبان ارائه شده بود، اما به گفته امریکا، طالبان آن‌ها را نپذیرفتند. پس از آن، عملیات نظامی «آزادی پایدار» آغاز شد.

رژیم نخست طالبان در اواخر سال ۲۰۰۱ سقوط کرد، اما طالبان از میان نرفتند. این گروه در پاکستان دوباره سازماندهی شد و از طریق جنگ چریکی حملات خود را علیه حکومت جدید افغانستان، نیروهای امریکایی و ناتو آغاز کرد.

قندهار نیز یکی از مهم‌ترین میدان‌های این جنگ طولانی باقی ماند. پس از سقوط رژیم طالبان، حضور نیروهای امریکایی، ناتو و دولت افغانستان برای تصرف و حفظ قندهار گسترش یافت.

بر اساس گزارش‌های وزارت خارجه امریکا، قندهار که آخرین مرکز بزرگ طالبان به شمار می‌رفت، در دسامبر ۲۰۰۱ زیر فشار بمباران‌های پی‌هم و عملیات زمینی نیروهای ضد طالبان سقوط کرد؛ اما ملا محمد عمر، رهبر طالبان، موفق شد از منطقه خارج شود.

به گفته مقام‌های امریکایی، جنگ تنها به رویارویی طالبان و نیروهای امریکایی محدود نماند، بلکه به منازعه‌ای طولانی بر سر تشکیل دولت، آموزش نیروهای امنیتی، شورش طالبان، فعالیت القاعده و سپس داعش و آینده سیاسی افغانستان تبدیل شد.

همین مسئله باعث شد عملیات نظامی کوتاهی که در سال ۲۰۰۱ آغاز شده بود، به جنگی بیست‌ساله تبدیل شود.

در این جنگ هزاران غیرنظامی، نظامی، افراد مسلح مخالف و نیروهای خارجی کشته یا زخمی شدند و شمار زیادی نیز دچار معلولیت شدند.

100%
امریکا پس از بیست سال افغانستان را ترک کرد

پایان جنگ بیست‌ساله

روایت‌های باشندگان قندهار از شب هفتم اکتبر ۲۰۰۱ نشان می‌دهد که نخستین تأثیر جنگ تنها بر اهداف نظامی محدود نبود. ترس، ترک خانه‌ها، خاموش کردن چراغ‌ها در شب و نگرانی از آینده نامعلوم نیز به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل شد.

چند هفته بعد، قندهار به عنوان آخرین مرکز بزرگ طالبان به میدان اصلی جنگ تبدیل شد و در دسامبر ۲۰۰۱ از کنترول این گروه خارج شد.

به گفته باشندگان این شهر، شبی که نخستین هواپیماهای امریکایی در آسمان قندهار ظاهر شدند، آغاز یک جنگ طولانی دیگر در افغانستان بود؛ جنگی که نزدیک به بیست سال ادامه یافت و سرانجام در ماه آگست ۲۰۲۱ با خروج نیروهای امریکایی و ناتو پایان یافت.

100%
خروج آخرین سرباز امریکایی از افغانستان در آگست ۲۰۲۱