طالبان خواستار کمک اتحادیه اروپا برای جذب سرمایهگذاران اروپایی شد
دینمحمد حنیف، وزیر اقتصاد طالبان، از اتحادیه اروپا خواسته است که شرکتها و سرمایهگذاران اروپایی را به سرمایهگذاری در افغانستان تشویق کند.
این درخواست در دیدار با نیکولا بلومو، مسئول جدید نمایندگی اتحادیه اروپا در افغانستان، مطرح شده است.
وزارت اقتصاد طالبان روز یکشنبه، ۱۹ میزان، در خبرنامهای گفت که حنیف خواستار همکاری اتحادیه اروپا برای جذب سرمایهگذاری در بخشهای زراعت، معادن، انرژی، صنعت، زیربناها و تولیدات داخلی شده است.
او همچنین از این اتحادیه خواسته است که برای رفع تحریمها و محدودیتهای اقتصادی و تسهیل روابط مالی و اقتصادی با افغانستان تلاش کند.
حنیف با اشاره به کمکهای بشردوستانه و عمرانی اتحادیه اروپا گفته است که ادامه این همکاریها میتواند به تقویت اقتصاد، ایجاد فرصتهای شغلی و بهبود معیشت مردم کمک کند.
وزیر اقتصاد طالبان همچنین خواسته است که اتحادیه اروپا برای فراهمکردن سرپناه، زمینه کسب درآمد و خدمات ضروری به مهاجران بازگشته به افغانستان کمک کند.
به نقل از خبرنامه وزارت اقتصاد طالبان، بلومو گفته است که افغانستان همچنان در مرکز توجه اتحادیه اروپا قرار دارد. او بر ادامه تعامل با افغانستان و بررسی فرصتهای همکاری تأکید کرده و از تداوم حمایت این اتحادیه از مردم افغانستان اطمینان داده است.
در این خبرنامه، تعهد مشخصی از سوی کاردار اتحادیه اروپا برای تشویق سرمایهگذاران اروپایی یا رفع محدودیتهای مالی گزارش نشده است.
اتحادیه اروپا در اواسط جوزای امسال بلومو را بهعنوان سرپرست جدید خود نمایندگی در افغانستان معرفی کرد. او پیش از این سفیر اتحادیه اروپا در رواندا بود و در بخش سیاست خارجی این اتحادیه مسئولیت امور افریقا را بر عهده داشت.
اتحادیه اروپا میگوید که تماس و گفتوگو با طالبان به معنای بهرسمیتشناختن حکومت این گروه نیست. این اتحادیه تأکید کرده است که برای پیگیری موضوعهایی مانند حقوق زنان و دختران، به گفتوگو با طالبان ادامه میدهد.
حمدالله محب، مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان، در کتاب تازه خود درباره سقوط حکومت اشرف غنی، طالبان را «یتیمهای جنگ» توصیف کرده که در مدارس دینی پاکستان بزرگ شده و از میراث فرهنگی و اجتماعی متنوع افغانستان دور ماندهاند.
محب در کتاب «سایهها بر فراز کابل» که با همکاری تام حسین نوشته شده، به ریشههای فکری طالبان و نقش چندین دهه جنگ در شکلگیری این گروه پرداخته است.
او در بخشی از این کتاب مینویسد: «طالبان یتیمهای جنگ بودند که در مدارس پاکستان بزرگ شدند و از میراث غنی و متنوع اسلامی افغانستان جدا مانده بودند.»
مشاور پیشین امنیت ملی افغانستان در این بخش استدلال میکند که طالبان، برخلاف ادعای خود مبنی بر نمایندگی از سنتهای افغانستان، پدیدهای کاملاً مدرن هستند.
او نوشت: «سپس، در سال ۱۳۷۵ طالبان از راه رسید. این گروه خود را پاسدار سنت میدانست، اما پدیدهای سراسر مدرن بود. ریشههای آن به دیوبندیگری بازمیگشت، جنبشی اصلاحطلب که در هندِ زیر سلطه بریتانیا شکل گرفته بود.»
او در ادامه نوشت: «دههها جنگ، پیوند آنها با سنت دینی افغانستان، از جمله تصوف را گسسته بود، سنتی که روزگاری نماینده آن مولانای بلخ، انصاری هرات و رحمانبابا در پیشاور بودند. اسلامِ طالبان میراثی بهارثرسیده نبود، بلکه اختراعی تازه بود که از فقهگرایی مبتنی بر حفظ و تکرار، تأثیر وهابیت و محافظهکاری قبیلهای مایه میگرفت. طالبان پس از رسیدن به قدرت، «امارت اسلامی» خیالی خود را بر افغانستان تحمیل کرد که تصوری از خلافت تاریخی اسلامی بود.»
او در فصل دوازدهم کتاب، با عنوان «اداره یک جمهوری»، تاریخ معاصر افغانستان را بخشی از کشمکش گستردهتر در جهان اسلام بر سر رابطه دین با مدرنیته، حکومتداری و هویت توصیف میکند.
به روایت محب، حکومت کمونیستی افغانستان در اواخر دهه ۱۹۷۰ میلادی، اسلام را پدیدهای متعلق به گذشته میدانست و رهبران مذهبی را با عنوان تحقیرآمیز «اخوانی» یاد میکرد. او مینویسد که بسیاری از این افراد بازداشت، شکنجه یا کشته شدند.
محب در ادامه توضیح میدهد که در واکنش به سرکوب جریانهای مذهبی، گروههای اسلامگرا ظهور کردند که برخی از آنها مستقیماً از اندیشههای اخوانالمسلمین تأثیر پذیرفته بودند. به نوشته او، این گروهها برخلاف الگوی روحانیت حاکم در ایران، بیشتر سیاستمدارانی بودند که باور داشتند ارزشهای اسلامی میتواند مبنای حکومتداری مدرن قرار گیرد.
او سپس به ظهور طالبان در سال ۱۹۹۶ میلادی اشاره میکند و میان برداشت این گروه از اسلام و جریانهای سیاسی اسلامگرای پیش از آن تفاوت قائل میشود.
محب همچنین به نقش امریکا در جنگ افغانستان پرداخته و استدلال میکند که این کشور علاوه بر عملیات نظامی، درگیر جنگ روایتها و ایدئولوژی نیز بوده است.
او با اشاره به اظهارات شماری از فرماندهان ارشد نظامی امریکا درباره جنگ افغانستان و طالبان، مینویسد که امریکاییها برای پیشبرد اهداف خود حتی از مفاهیم و اصطلاحات مذهبی استفاده میکردند.
کتاب «سایهها بر فراز کابل» با عنوان فرعی «روایت یک مقام ارشد از سقوط جمهوری افغانستان» به بررسی رویدادهایی میپردازد که به فروپاشی حکومت پیشین و بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰ انجامید.
حمدالله محب در سالهای پایانی جمهوریت از نزدیکترین مقامهای امنیتی به اشرف غنی، رئیسجمهور پیشین بود. او تا زمان سقوط کابل در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ سمت مشاور امنیت ملی را بر عهده داشت.
محب از جمله مقامهای ارشد حکومت پیشین بود که همراه با اشرف غنی افغانستان را ترک کرد. نقش او و دیگر مقامهای ارشد جمهوری در تحولات منتهی به سقوط کابل، همچنان از موضوعات مورد بحث درباره فروپاشی حکومت پیشین افغانستان است.
در ۱۹ میزان، روز جهانی دختر، به پای صحبتهای دختری ۲۰ ساله در افغانستان نشستیم که آرزو داشت آوازخوان شود، اما ازدواج اجباری و فرزندآوری نگذاشت رویاهایش را دنبال کند.
او که با نام مستعار گوهر با افغانستان اینترنشنال مصاحبه کرد، گفت در سالهای نوجوانی رؤیای تحصیل در بخش موسیقی در دانشگاه و آوازخوانشدن را در سر داشت. او پنهانی هارمونیه میآموخت و ویدیوهای آوازخوانیاش را در اینستاگرام منتشر میکرد؛ اما وقتی پدرش از این موضوع آگاه شد، این پنجره بهروی او بسته شد.
گوهر تازه ۱۷ ساله شده بود که به ازدواج مردی ۴۰ ساله درآمد.
زمانی که طالبان به قدرت بازگشتند، او در صنف نهم مکتب بود و میخواست پس از پایان مکتب، موسیقی بخواند.
گوهر میگوید: «من عاشق خوانندگی بودم و هرسو میخواندم همه از صدایم تعریف میکردند. دوست داشتم مکتب را تمام کنم و بروم دانشگاه موسیقی را یاد بگیرم.»
او در خانه هارمونیهای قدیمی داشت و پنهانی از پدرش تلاش میکرد نواختن آن را یاد بگیرد. با آنکه میدانست برای رسیدن به آرزوهایش باید با مخالفت خانواده روبهرو شود، حاضر بود این مسیر را ادامه دهد.
گوهر میگوید: «میفهمیدم که قرار است با افکار خانواده بسیار جنگ بکنم. اما من به مبارزه در راه رسیدن به آرزوهایم راضی بودم و برایم لذتبخش بود آن مبارزه.»
طالبان در اسد ۱۴۰۰ به قدرت بازگشتند و دروازههای بسیاری از فرصتها را بهروی دختران بستند.
این گروه که موسیقی را در مجموع حرام میداند، درباره زنان سختگیرانهتر برخورد میکند و حتی صدای آنان را «عورت» میشمرد.
گوهر میگوید در دو سال نخست پس از بازگشت طالبان تلاش کرد از طریق اینستاگرام آواز بخواند و صدایش را به دیگران برساند. او بدون موسیقی میخواند و ویدیوهایش را منتشر میکرد تا اینکه پدرش از این کار باخبر شد.
او میگوید پدرش به او گفت: «تو ما را به کشتن میدهی. این دختر کنترول نمیشود.»
به گفته گوهر، پدرش پس از آن او را به ازدواج مردی ۴۰ ساله درآورد. او این ازدواج را پایان آرزوهایی میداند که برای زندگیاش داشت.
گوهر میگوید: «از آن روز به بعد کودکیام و دخترانگیام با تمام آرزوهایم دفن شدیم.»
اکنون گوهر در ۲۰ سالگی مادر دو کودک است. او از فشارهای شدید روانی سخن میگوید و میگوید در گذشته دو بار اقدام به خودکشی کرده است. با این حال، مسئولیت فرزندانش او را با این واقعیت روبهرو کرده که زندگی دو کودک نیز به او وابسته است.
گوهر میگوید: «من محکوم هستم تا در این زندگی تا آخر عمر زجر بکشم. من مسئول این کودکان شدهام. نمیشود آنها را در این جهنم رها کنم و خودم را آزاد کنم.»
روایت گوهر بازتاب دشواریهایی است که دختران در افغانستان با آن روبهرو هستند؛ از محرومیت از آموزش تا ازدواج زودهنگام و اجباری. تجربه او قصه بسیاری از دختران در افغانستان تحت کنترول طالبان است که در نوجوانی از مکتب و آرزوهایشان بازماندهاند و با ازدواج زودهنگام، با مسئولیتهایی سنگینتر از سن خود روبهرو شدهاند.
آرمینه هنوز رؤیای طراح لباسشدن را دنبال میکند
«امروز روز دختر است و من آنقدر درگیر مشکلات زندگی هستم که یادم رفته امروز روز من است.»
این جمله را آرمینه میگوید؛ نام مستعار دختری ۲۲ ساله که هنگام بازگشت طالبان به قدرت، در سال آخر مکتب بود. او آرزو داشت طراح لباس شود یا روزی مدل شود، اما اکنون میگوید امیدش به آینده را از دست داده است.
نمونه طراحی لباس از آرمینه
آرمینه میگوید: «من بهحیث یک دختر افغان دیگر هیچ امیدی به این کشور خودم و آیندهٔ خودم ندارم. ما زنها و دخترهای افغان فقط نفس میکشیم و بس. اما جسم و بدن ما دیگر خسته شده است.»
با این حال، او تلاش میکند از میان خستگی و ناامیدی راهی برای ادامهدادن پیدا کند. نقاشی میکند، آرایش میکند، زبان جدید یاد میگیرد، آشپزی میکند، کتاب میخواند و برای خودش لباس طراحی میکند.
نمونه طراحی لباس از آرمینه
او میگوید: «بعضی وقتها دوباره و دوباره کوشش میکنم تا این روح و روان خستهٔ خود را امید بدهم. از کارهایی که در آن استعداد دارم شروع میکنم.»
آرمینه از مشکلات خانوادگی نیز سخن میگوید. به گفته او، مادرش با وجود دشواریهای زندگی خانوادگی کار میکند تا مخارج خانواده را تأمین کند.
آرمینه میگوید شبها تا صبح بیدار میماند تا راهی برای رسیدن به آرزوهایش پیدا کند، اما احساس میکند زمان میگذرد و زندگیاش تغییری نمیکند.
آرمینه میگوید: «من دیگر خسته شدهام از دختر بودن. حس میکنم فقط زنده هستم اما زندگی نمیکنم.»
او درباره آرزوهایش میگوید: «من خیلی دوست داشتم یک طراح لباس شوم یا یک مدل. اما وقتی طرف کشورم و خانوادهای که در آن زندگی میکنم میبینم، دیگر هیچ امید و آرزویی برایم زنده نمیماند.»
نمونه طراحی لباس از آرمینه
روز دختر در سایه پیامدهای بازگشتطالبان
روز جهانی دختر هر سال در ۱۱ اکتبر، برابر با ۱۹ میزان، گرامی داشته میشود. پیش از بازگشت طالبان به قدرت، این روز در افغانستان نیز با برنامههای ویژه در برخی نهادها و محافل تجلیل میشد. اما پس از بازگشت طالبان، هیچ نشانهای از تجلیل این روز در فضای عمومی در افغانستان دیده نمیشود.
یونیسف در آگست ۲۰۲۶ اعلام کرد که بیش از ۲.۶ میلیون دختر در افغانستان از زمان بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ از آموزش متوسطه محروم شدهاند. افغانستان همچنان تنها کشور جهان است که دختران و زنان در آن از آموزش متوسطه و تحصیلات عالی محروماند.
سازمانهای حقوق بشری میگویند محرومیت از آموزش، علاوه بر محدودکردن فرصتهای تحصیلی، میتواند دختران را در برابر ازدواج زودهنگام و دیگر آسیبها آسیبپذیرتر کند. مکتب برای بسیاری از دختران راهی برای کسب مهارت، دستیابی به استقلال و انتخاب آینده زندگیشان است؛ راهی که با بستهشدن دروازههای آموزش محدودتر شده است.
گزارش دبیرکل سازمان ملل متحد در دسامبر ۲۰۲۴ نیز به افزایش ازدواج اجباری و کودکهمسری در افغانستان اشاره کرده است. بر اساس این گزارش، زنان و مردانی که با سازمان ملل گفتوگو کردهاند، گفتهاند ازدواجهای اجباری، از جمله ازدواج کودکان، و چندهمسری در جوامعشان طی سه سال گذشته رایجتر شده است. آنان بستهشدن مکاتب متوسطه به روی دختران، دشواریهای اقتصادی و نبود فرصتهای آموزشی و شغلی برای زنان را از عوامل این روند دانستهاند.
رسمیتشناسی ازدواج کودکان از سوی طالبان
طالبان در ماه ثور با تصویب مقرراتی ۳۱ صفحهای تحت عنوان اصول جدایی بین زوجین، ازدواج کودکان را بهصورت رسمی در چارچوب قوانین خانواده به رسمیت شناخت. این سند، جزئیات گستردهای درباره ازدواج افراد نابالغ، شرایط فسخ نکاح و احکام مرتبط با حضانت کودکان ارائه میکند.
«اصولنامه تفریق زوجین» که شامل یک مقدمه، دو باب، ۳۱ ماده و ۱۲ فصل است از سوی رهبر طالبان توشیح شده است.
در این مقررات، ازدواج کودکان تحت شرایطی خاص قابل انحلال دانسته شده است؛ از جمله در مواردی چون ازدواج در کودکی، روابط رضاعی، جدایی اجباری، مفقود شدن شوهر، ارتداد و اتهام زنا.
یکی از بخشهای مهم این سند، ماده مربوط به «خیار البلوغ» است؛ اصلی در فقه اسلامی که به فرد اجازه میدهد ازدواجی را که در کودکی برای او ترتیب داده شده، پس از رسیدن به سن بلوغ فسخ کند.
بر اساس ماده پنجم این مقررات، اگر ازدواج کودک از سوی خویشاوندانی غیر از پدر یا پدربزرگ پدری انجام شده باشد، در صورتی معتبر شناخته میشود که همسر از نظر اجتماعی «کفو» محسوب شود و مهریه مناسب تعیین شده باشد. با این حال، فرد پس از رسیدن به بلوغ میتواند از طریق دادگاه درخواست فسخ ازدواج را مطرح کند.
یوناما در ماه می ۲۰۲۶ درباره پیامدهای این مقررات ابراز نگرانی کرد و گفت مفاد مربوط به دخترانی که به بلوغ رسیدهاند و ازدواج کردهاند، میتواند به معنای اجازهدادن به ازدواج کودکان تعبیر شود. این نهاد هشدار داد که تلقی سکوت دختر پس از رسیدن به بلوغ بهعنوان رضایت به ازدواج، اصل رضایت آزادانه و منافع عالی کودک را تضعیف میکند.
کارشناسان حقوق بشر ملل متحد در ژنو هشدار دادند که فرمان طالبان درباره «جدایی زوجها» به کودکهمسری مشروعیت میدهد و راه را برای جدایی زنان و دختران از روابط خشونتآمیز میبندد.
به گفته این کارشناسان، این فرمان راه را برای ازدواج کودکان باز گذاشته و حقوق زنان و دختران را بیش از پیش تضعیف میکند.
برای آرمینه، روز جهانی دختر یادآور آرزوهایی است که هنوز میکوشد در میان خستگی زنده نگه دارد. برای گوهر، این روز یادآور رؤیای آوازخوانی است؛ رؤیایی که حاضر بود برای رسیدن به آن مبارزه کند، اما ازدواج اجباری مسیر زندگیاش را تغییر داد.
صندوق کودکان ملل متحد به مناسبت روز جهانی دختر اعلام کرد در برخی مناطق افغانستان نصف دختران پیش از ۱۸ سالگی ازدواج میکنند.
یونسف نوشت ازدواج کودکان پیامدهای عمیق، از جمله محرومیت از آموزش، خطر خشونت، زایمان زودرس و آسیبهای مرتبط به بارداری را در پی دارد.
صندوق کودکان ملل متحد به مناسبت روز جهانی دختر گفت در برخی مناطق افغانستان، نیمی از دختران پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج میکنند.
یونسف افزود ازدواج کودکان پیامدهای عمیق، از جمله محرومیت از آموزش، خطر خشونت، زایمان زودرس و آسیبهای مرتبط به بارداری را در پی دارد.
صندوق کودکان سازمان ملل (یونسف) یکشنبه، ۱۹ میزان به مناسبت روز جهانی دختر نوشت هر دختری سزاوار تجربه دوران کودکی، شایسته یادگیری، رشد، ایمن بودن، تقویت مهارتهای فردی و داشتن فرصت برای شکل دادن آینده خود است. یونسف تاکید کرد که ازدواج در کودکی بسیاری از این فرصتهای مهم را از دختران میگیرد.
بر اساس یافتههای بررسیهای چندشاخصی افغانستان، در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳، دستکم ۲۸.۷ درصد زنان ۲۰ تا ۲۴ ساله افغان پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی ازدواج کردهاند.
یونیسف هشدار داد که مرگومیر ناشی از عوارض مرتبط با بارداری و یکی از علتهای اصلی مرگ دختران ۱۵ تا ۱۹ ساله در افغانستان ازدواج پیش از وقت است.
این دفتر ملل متحد تأکید کرد که ازدواج کودکان پدیدهای اجتنابناپذیر نیست. برآوردهای جهانی نشان میدهد که در ۲۵سال گذشته با سرمایهگذاری در بخش آموزش دختران، اصلاح قوانین و گسترش حمایتهای اجتماعی، از حدود ۶۸میلیون مورد ازدواج کودکان جلوگیری شده است.
یونیسف گفت جلوگیری از ازدواج کودکان در افغانستان به اقدام مشترک نیاز دارد. به گفته این نهاد، حفاظت از حق آموزش دختران و فراهمکردن فرصتهای آموزشی امن و باکیفیت، تقویت حمایت از دخترانی که در معرض خطر ازدواج اجباری در سنین پایین قرار دارند یا با پیامدهای آن روبهرو شدهاند، و حمایت از خانوادهها و جوامع آسیبپذیر برای مقابله با مشکلات اقتصادی، از جمله اقدامات ضروری در این زمینه است.
این نهاد همچنین بر ضرورت شنیدن دیدگاههای دختران و سرمایهگذاری در بخش خدمات صحی، آموزشی و حمایتی برای آنان تأکید کرد.
یونیسف نوشت آموزش بهتنهایی برای پایاندادن به ازدواج کودکان کافی نیست، اما ادامه تحصیل دختران یکی از مؤثرترین راهها برای حفاظت از حقوق آنان است. این نهاد بار دیگر از طالبان خواست منع آموزش دختران بالاتر از صنف ششم را لغو کند.
صندوق کودکان ملل متحد همچنین از خانوادهها، جوامع محلی، روحانیون، مسئولان و مقامات دولتی و جامعه جهانی خواست برای پایاندادن به ازدواج کودکان اقدام مشترک انجام دهند.
این نهاد تصریح کرد که به همکاری با جوامع محلی و شرکای خود برای جلوگیری از ازدواج کودکان و حمایت از دختران در معرض خطر در افغانستان ادامه خواهد داد.
منابع محلی در کلفگان و ورسج تخار به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که طالبان در هر یک از این دو ولسوالی حدود ۲۰۰ نیروی تازهنفس مستقر و آنان را در «خانههای غیرنظامیان» در مراکز ولسوالیها جابهجا کرده است.
منابع گفتند این اقدامات موجب افزایش نارضایتی باشندگان محل شده است.
باشندگان تخار میگویند که طالبان بهتازگی نیروهای جدیدی را در این دو ولسوالی مستقر کردهاند. حضور این نیروها باعث نگرانی و ترس گسترده در میان مردم شده و شماری از باشندگانی که با این اقدام مخالفت کردهاند، بهشدت لتوکوب و بازداشت شدهاند.
به گفته این منابع، نیروهای طالبان در ولسوالی کلفگان بهزور در خانه فردی به نام عبدالحی جابهجا شدهاند و باشندگان محل بهشدت از حضور آنان ناراضی هستند.
از سوی دیگر، باشندگان ولسوالی ورسج نیز گفتهاند که طالبان بهتازگی حدود ۲۰۰ نیروی تازه را در مرکز این ولسوالی و در خانه فردی به نام داکتر داوود مستقر کردهاند. به گفته آنان، حضور این نیروها با تجهیزات سنگین نظامی، موجب آزار و اذیت و نگرانی مردم منطقه شده است.
باشندگان محل میگویند که جابهجایی این نیروها در مناطق مسکونی، همزمان با افزایش حملات جبههای مخالف طالبان، خطرات امنیتی بیشتری را متوجه مردم میکند. آنان همچنین مدعیاند که این نیروها در رفتار و برخورد خود نظم و اصول را رعایت نمیکنند و به ارزشهای محلی احترام نمیگذارند.
گزارشها درباره استقرار نیروهای تازهنفس طالبان در این دو ولسوالی در حالی منتشر میشود که حملات نیروهای مخالف این گروه در شماری از ولایتهای شمالی کشور افزایش یافته است. ولسوالی ورسج نیز از جمله مناطقی به شمار میرود که طالبان، نسبت به وضعیت امنیتی آن نگرانی جدی دارند.
منابع میگویند جابهجایی نیروی در ولسوالی کلفگان همزمان با اظهارات گلبدین حکمیتار، رهبر حزب اسلامی که در این ولسوالی طرفدار دارد، صورت گرفته است.
اخیراً هیئتی متشکل از نمایندگان وزارتهای دفاع و داخله و ریاست استخبارات طالبان در سفری به ولایت بدخشان، از بخشهایی از ولسوالی ورسج که از نظر امنیتی آسیبپذیر توصیف شدهاند، نیز بازدید کرده و بر تقویت نیروهای این گروه تأکید کرده است.
مقامهای ارشد طالبان در تخار نیز، درباره حضور و فعالیت گروههای مخالف این گروه در شماری از ولسوالیهای این ولایت، از جمله ورسج، فرخار، چال و اشکمش، نگرانی دارند. آنان با سفر به مناطق آسیبپذیر و جابهجایی نیروهای بیشتر تلاش میکنند این تهدیدها را کاهش دهند.
مقامهای طالبان در جریان سفرهای خود به مناطق دوردست این ولسوالیها، از مردم خواستهاند که در تأمین امنیت با این گروه همکاری کنند.
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
نشریه آسیا تایمز در مطلبی نوشت که اداره طالبان بهتدریج کنترول خود را بر بخشهای مختلف افغانستان از دست میدهد و مقاومت مسلحانه از ولایتهای شمالی فراتر رفته است. بر اساس این مطلب، گروههای مخالف در ماههای اخیر مسئولیت ۱۱۹ حمله را در ۲۶ ولایت بر عهده گرفتهاند.
به نوشته این نشریه، پنج سال پس از تصرف کابل، قویترین استدلال طالبان برای جلب پذیرش بینالمللی بر اصل «کنترول» استوار بوده است. طالبان بر تمام مراکز ولایات حکومت میکند و با هیچ ارتش کلاسیکی که توانایی پیشروی به سوی کابل را داشته باشد روبرو نیست و بارها بهبود امنیت را اثباتی بر تثبیت نظم پس از سال ۲۰۲۱ دانسته است. اما بر اساس این تحلیل، مقاومت مسلحانه از نظر جغرافیایی پراکندهتر، از نظر سازمانی متنوعتر و انکار آن به عنوان یک شورش باقیمانده و رو به زوال در شمال دشوارتر شده است. طالبان ممکن است در آخرین جنگ افغانستان پیروز شده باشد، اما شرایط را برای جنگ بعدی فراهم میکند.
گسترش جغرافیایی و آمارهای سازمان ملل
در سالهای نخست پس از سقوط کابل، جبهه مقاومت ملی و جبهه آزادی افغانستان بر فعالیتهای مسلحانه ضد طالبان تسلط داشتند و عملیات خود را در پنجشیر، بدخشان، تخار، بغلان و دیگر ولایتهای شمالی و شمالشرقی متمرکز کرده بودند. این جغرافیا به طالبان اجازه میداد مقاومت را بقایای محدود جمهوری پیشین و متکی بر قوم تاجیک تصور کند، اما این استدلال تا سال ۲۰۲۶ تضعیف شده است.
گزارش ماه سپتامبر دبیرکل سازمان ملل متحد نشان داد که بین ۱ می تا ۳۱ جولای، ۸۸ حمله از سوی گروههای مخالف مسلح در ۲۱ ولایت ادعا شد که بازرسان سازمان ملل ۵۵ مورد آن را تأیید کردند و به این نتیجه رسیدند که مقاومت هنوز تهدیدی قابل توجه برای کنترول قلمرویی طالبان نیست.
با این حال، دادههای گردآوریشده برای ماههای آگست و سپتامبر از الگوی گستردهتری خبر میدهند. گروههای مقاومت مدعی ۱۱۹ حمله در ۲۶ ولایت از ۳۴ ولایت افغانستان در شمال، شمالشرق، مرکز، شرق، جنوب و غرب شدهاند. از آنجا که این آمار توسط خود گروهها ارائه شده، ادعای تلفات نیاز به احتیاط دارد، اما پراکندگی جغرافیایی حملات شاخص گویاتری است.
در این میان، جبهه متحد افغانستان ۵۹ عملیات، جبهه آزادی ۲۹ عملیات، جبهه مقاومت ملی ۱۱ عملیات، جبهه ملی استقلال ۹ عملیات و روند سبز ۷ عملیات را ادعا کردهاند و دو گروه جدید نیز هر کدام دو عملیات را گزارش دادهاند.
تغییر استراتژیک در جنوب و شکست ادعای قومی
مهمترین تغییر استراتژیک در جنوب کشور رخ داده است. سمیع سادات، جنرال سابق ارتش، رهبری جبهه متحد افغانستان را بر عهده دارد که کمپین مسلحانه خود را از آگست امسال آغاز کرد. این گروه مدعی عملیات در هلمند، قندهار، نیمروز، غور، بادغیس و فاریاب است. برخلاف جبهههای شمالی، این جبهه چهرهای عمدتا پشتون دارد و به شدت متکی بر نیروهای امنیتی سابق است.
این به معنای قیام عمومی پشتونها یا سقوط قندهار و هلمند نیست، اما حضور یک نیروی پشتونتبار در پایگاه سنتی طالبان، ادعای شمالی و قومی بودن مقاومت را زیر سوال میبرد. اگر خشونتهای ضد طالبان در پایگاههای اصلی این گروه ریشه بدواند، مقاومت از یک مشکل حاشیهای در شمال به یک چالش امنیت ملی فراتر تبدیل میشود.
تکثر گروهها و احتمال شورش غیرمتمرکز
آسیا تایمز نوشت مقاومت افغانستان یکپارچه نیست و گروههای مختلفی چون جبهه مقاومت ملی، جبهه آزادی، جبهه متحد، جبهه سپاهیان میهن، جبهه ملی استقلال، جبهه جمهوریت و سازمان افق نو، قومیت، اهداف و توان نظامی تفاوتهای جدی دارند.
گفته شده این پراکندگی ممکن است مانع تشکیل یک حکومت جایگزین انسجامیافته شود، اما آنها را بیاهمیت نمیکند. افغانستان ممکن است با یک شورش غیرمتمرکز مواجه شود که در آن شبکههای متعدد به نیروها و نهادهای طالبان حمله میکنند، بدون آنکه هیچیک توان سرنگونی رژیم را داشته باشند. چنین درگیریهایی بیشتر از آنکه شباهتی به جنگهای داخلی سراسری گذشته داشته باشد، به یک بار امنیتی مداوم و فرسایشی در چندین ولایت شبیه خواهد بود.
نقض عفو عمومی و پارادوکس سرکوب
در تحلیل آمده است که طالبان خود به تأمین نیروی انسانی مقاومت کمک میکند. پس از سال ۲۰۲۱، عفو عمومی اعلام شد، اما گزارشهای دفتر معاونت سازمان ملل (یوناما) صدها مورد نقض از جمله قتلهای فراقضایی، بازداشتهای خودسرانه، شکنجه و ناپدیدسازی قهری نیروهای سابق را مستند کرده است.
از دیدگاه نظامی، نیروهای سابق (سربازان، کماندوها، پولیس و عناصر استخبارات) همان آموزش، تجربه نبرد و آشنایی با تاکتیکهای طالبان را دارند که گروههای نوظهور به آن نیازمندند. سرکوب مداوم نشان داده که بیطرفی هیچ امنیتی ایجاد نمیکند و طالبان با یک پارادوکس مواجه است: سرکوبی که برای نابودی مخالفان طراحی شده، انگیزه بیشتری برای سازماندهی و جنگ به آنها میدهد.
کنترول زمینی به معنای ثبات نیست
آسیا تایمز تاکید میکند که نباید تهدید داعش خراسان را با گروههای مقاومت سیاسی و مسلحانه افغان یکی دانست، زیرا ایدئولوژی و اهداف کاملا متفاوتی دارند. اما فشار همزمان تروریسم فراملی و گروههای مسلح افغان، طالبان را با دو چالش امنیتی همزمان روبرو کرده و ادعای آنها درباره ایجاد ثبات را بیاعتبار میسازد.
این تمایز برای ایالات متحده اهمیت دارد تا تصمیم بگیرد آیا کنترول زمینی طالبان را به معنای دائمی بودن نظم پس از ۲۰۲۱ تلقی کند یا خیر. شواهد هنوز نشان نمیدهد که افغانستان در حال حرکت به سوی یک جنگ داخلی سراسری دیگر است، اما نشان میدهد که جغرافیای مقاومت در حال گسترش است.