نشست اوزبیکستان و ناروی درباره افغانستان و امنیت منطقه در اسلو

نشست دو روزه اوزبیکستان و ناروی درباره افغانستان و امنیت منطقهای، به ابتکار مرکز ناروی برای حل منازعات، در شهر اسلو برگزار شد.

نشست دو روزه اوزبیکستان و ناروی درباره افغانستان و امنیت منطقهای، به ابتکار مرکز ناروی برای حل منازعات، در شهر اسلو برگزار شد.
جولان وهابوف، مشاور رئیسجمهور اوزبیکستان، روز چهارشنبه، ۲۹ میزان، در صفحه اکس خود نوشت که مقامهای اوزبیکستان و نمایندگان ناروی در این نشست درباره راههای گسترش تعامل با افغانستان و ادامه گفتوگو در زمینههای امنیت، تجارت، انرژی، ترانزیت و اتصال منطقهای تبادل نظر کردند.
وهابوف گفت که ثبات پایدار منطقه تنها از طریق مشارکت تدریجی افغانستان در روندهای ادغام منطقهای امکانپذیر است. او افزود که تجربه اوزبیکستان در زمینه صلحسازی و حسن همجواری را با طرف نارویژی شریک ساخته است.
در این نشست، عصمتالله ارگاشف، نماینده ویژه رئیسجمهور اوزبیکستان در امور افغانستان، رحمتالله نوریمبتوف، سفیر اوزبیکستان در ناروی، عادل غفاروف، معاون انستیتوت مطالعات پیشرفته بینالمللی در دانشگاه اقتصاد جهانی و دیپلوماسی اوزبیکستان، و خود وهابوف حضور داشتند.
وهابوف این نشست را آغاز امیدوارکنندهای برای گفتوگویی منظم خواند و ابراز امیدواری کرد که چنین رایزنیهایی ادامه یابد.
اوزبیکستان با آنکه حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته، روابط سیاسی و اقتصادی گستردهای با این گروه دارد. ناروی نیز پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، گفتوگو با این گروه را ادامه داده است؛ با این حال، اسلو تأکید کرده که تماس با طالبان به معنای بهرسمیتشناختن حکومت آنان نیست.

اولگا چرویکو، سخنگوی دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان، هشدار داد که کمکهای بشری نمیتوانند جای فرصتهای اقتصادی و حکومتداری در افغانستان را بگیرند. او روز سهشنبه، ۲۸ میزان، گفت میلیونها افغان با وجود دسترسی به بازار، توان خرید غذا ندارند.
خانم چرویکو این سخنان را در نشست خبری سازمان ملل در ژنو به گونه آنلاین، پس از سفر خود به کابل، بیان کرد.
در همین حال، پیشتر شهابالدین دلاور، رئیس جمعیت هلالاحمر تحت کنترول طالبان، در نشست آغاز هفته جمعآوری کمک، از محدودبودن کمکهای بینالمللی انتقاد کرد و گفت: «کمکهای خارجی در حدی است که نمیریم».
این مقام طالبان افزود که بهرسمیتشناختهنشدن طالبان، دسترسی این نهاد به کمکهای خارجی را محدود کرده است. داو افزود کمکهای موجود تنها در حدی است که مردم «نه زنده بمانند و نه بمیرند» و تأکید کرد که افغانها باید برای رسیدگی به نیازمندان خود دست به کار شوند.
مقامهای ارشد طالبان روز یکشنبه، ۲۶ میزان، در آغاز کارزار سالانه جمعآوری اعانه جمعیت هلالاحمر افغانستان، یک هفته ویژه برای جلب کمک اعلام کردند و از شهروندان و بازرگانان خواستند برای کمک به میلیونها نیازمند سهم بگیرند.
اولگا چرویکو، سخنگوی دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل در افغانستان، دسترسی نداشتن میلیونها افغان به مواد غذایی را با وجود موجود بودن آن در بازارها، یکی از یافتههای نگرانکننده خواند و تأکید کرد که کمکهای بشری بهتنهایی قادر نیستند جای خالی فرصتهای اقتصادی و حکومتداری و خدمات اساسی عمومی را برای همیشه پر کنند.
او همچنین هشدار داد که بیش از چهار میلیون کودک ششماهه تا پنجساله در سال ۲۰۲۷ میلادی به درمان سوءتغذیه حاد نیاز خواهند داشت.
خانم چرویکو در بخش دیگری از این نشست گفت بارندگی بهتر و افزایش تولیدات زراعتی در سال جاری به بهبود برداشت حاصلات کمک کرده، اما یک فصل برداشت خوب هرگز نمیتواند خسارتهای ناشی از چندین سال خشکسالی پیاپی را جبران کند.
به گفته او، دهقانان برای آغاز فصل کشت بعدی نیازمند دسترسی به تخمهای اصلاحشده، کود کیمیاوی و دیگر مواد زراعتی با قیمت مناسب هستند تا روند تولید در کشور مختل نشود.
بر بنیاد تحلیل های نهاد امنیت غذایی، پیشبینی میشود در فصل کمبود مواد غذایی و سرمای زمستان، از عقرب ۱۴۰۵ تا حمل ۱۴۰۶ شمار افراد روبهرو با ناامنی حاد غذایی به ۱۹.۲ میلیون نفر برسد. به گفته اوچا، انتظار میرود دستکم پنج میلیون نفر از این میان در شرایط اضطراری گرسنگی قرار گیرند.
همزمان با گسترش بحران معیشتی، نهادهای بینالمللی با کاهش شدید منابع مالی دستوپنجه نرم میکنند. برنامه جهانی غذا هشدار داده است که برای ادامه عملیات خود تا جدی ۱۴۰۵ به ۵۴۰ میلیون دالر بودجه فوری نیاز دارد.
این نهاد تأکید کرده است که کمبود منابع مالی، توانایی سازمانهای امدادرسان را برای رساندن کمکهای حیاتی به میلیونها نیازمند در سراسر افغانستان به شدت محدود میسازد.
همچنین بانک جهانی در تازهترین گزارش خود درباره وضعیت اقتصادی افغانستان که ۳۰ سنبله ۱۴۰۵ منتشر شد، اعلام کرد که اقتصاد افغانستان با وجود رشد محدود، همچنان زیر فشار بازگشت گسترده مهاجران و بستهماندن طولانیمدت گذرگاههای مرزی با پاکستان قرار دارد.
به گفته این نهاد، رشد اقتصادی با افزایش جمعیت همگام نبوده و ضعف سرمایهگذاری، فرصتهای محدود کاری و کاهش درآمد سرانه، فشار بر معیشت خانوادهها را ادامه داده است.
شیر احمد حقانی، وزیر جدید اطلاعات و فرهنگ طالبان در مراسم معرفی کتاب هبتالله آخندزاده، اداره طالبان را «خلافت اسلامی» خواند و گفت که اولویت این گروه دین است، نه اقتصاد. او مسائل اقتصادی و زندگی مردم را فرعی دانست و بر گسترش دستورات رهبر طالبان تاکید کرد.
این مراسم شام دوشنبه، ۲۸ میزان، در محوطه رادیو تلویزیون ملی افغانستان در کابل برگزار شد و بهگونه زنده از این رسانه پخش شد. سخنرانان بر ضرورت معرفی کتاب هبتالله آخندزاده به مردم و ترویج آموزههای آن تأکید کردند.
کتاب «عقیده اهل سنت و جماعت» به زبان پشتو منتشر شده و دارای پنج فصل و ۱۷۴ صفحه است. به گفته مقامهای طالبان، قرار است این کتاب به زبانهای فارسی، اوزبیکی و ترکمنی نیز ترجمه و چاپ شود.
اقتصاد و معیشت در اولویت دوم
حقانی گفت که جامعه باید مسائل دینی را در اولویت قرار دهد و اقتصاد و تأمین خوراک مردم در درجه دوم اهمیت قرار دارند.
او با اشاره به نگرانیها درباره وضعیت اقتصادی گفت که هدف اصلی دولت و جامعه، شناخت یگانگی خداوند و ترویج این باور در جامعه است. به گفته حقانی، اصلاح عقیده بر هر مسئله دیگری مقدم است و داشتن یا نداشتن شغل در مقایسه با حفظ عقیده اهمیت کمتری دارد.
وزیر اطلاعات و فرهنگ طالبان گفت که مقامهای این گروه نمیتوانند همه مشکلات مردم را حل کنند و خداوند این مشکلات را برطرف خواهد کرد. او در عین حال مدعی شد که حکومت طالبان به بازسازی کشور و بهبود وضعیت اقتصادی نیز توجه دارد.
حقانی از عالمان دینی خواست که محتوای کتاب هبتالله آخندزاده را برای مردم توضیح دهند و آموزههای آن را ترویج کنند. او همچنین از رهبر طالبان ستایش کرد و گفت که باید برای برخورداری از چنین رهبری شکرگزار بود.
تأکید بر اطاعت از رهبر طالبان
محمدقاسم راسخ، معاون ستره محکمه طالبان، در این مراسم گفت که فرصت بیسابقهای برای برقراری نظام اسلامی در افغانستان فراهم شده است و باید قدردان این فرصت بود.
او همچنین مدعی شد که در حکومت طالبان «هیچکس برخلاف شریعت عمل نمیکند.»
عزیزالله مظهری، از مفتیهای طالبان، نیز بر اطاعت از رهبر این گروه تأکید کرد و مخالفت با آنچه «نظام و امیر اسلامی» خواند، جایز ندانست.
یوسف احمدی، رئیس عمومی رادیو تلویزیون ملی گفت که وظیفه اصلی رهبر طالبان امر به معروف است و هبتالله آخندزاده این مسئولیت را بهخوبی انجام میدهد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که فقر، بیکاری و مهاجرت از مشکلات عمده مردم افغانستان است. میلیونها شهروند با مشکلات معیشتی روبهرو هستند و بسیاری نیز برای یافتن کار و تأمین هزینههای زندگی ناگزیر به ترک کشور میشوند.
براساس برآوردهای نهادهای بینالمللی حدود ۲۲ میلیون نفر در افغانستان به کمکهای فوری غذایی نیاز دارند. کمبود فرصتهای شغلی و دشواری تأمین نیازهای اولیه زندگی نیز از نگرانیهای اصلی شهروندان است.
دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل (اوچا) میگوید که نزدیک به ۱۶ میلیون نفر در افغانستان با گرسنگی شدید روبهرو هستند و ۳.۴ میلیون نفر از آنان در شرایط اضطراری قرار دارند.
اولگا چرویکو، سخنگوی اوچا، روز سهشنبه، ۲۸ میزان در نشستی خبری از کابل گفت که با وجود بهبود برداشت محصولات زراعتی، میلیونها خانواده در افغانستان همچنان توان خرید غذای کافی را ندارند.
چرویکو که بهتازگی از مناطق جنوبی و شمالشرقی افغانستان بازدید کرده است، گفت: «ممکن است برداشت محصولات بهتر شود و مواد غذایی در بازارها موجود باشد، اما خانوادهها همچنان گرسنه بمانند.»
به گفته او، مشکل تنها کمبود مواد غذایی نیست، بلکه بیکاری، درآمد ناکافی و دسترسی محدود به خدمات اساسی، بسیاری از خانوادهها را از تأمین نیازهای اولیه زندگی بازداشته است.
او افزود: «من از نزدیک دیدم که مسئله تنها موجودیت غذا نیست، بلکه این است که مردم توان خرید آن را دارند یا نه، میتوانند درآمدی به دست آورند، به خدمات اساسی دسترسی دارند و آیا چیزی برای مقابله با بحران بعدی برای شان باقی مانده است یا خیر.»
سخنگوی اوچا هشدار داد که وضعیت رو به وخامت است و سالها جنگ، مشکلات اقتصادی، خشکسالی و بحرانهای پیدرپی، توانایی خانوادهها را برای مقابله با دشواریهای زندگی بهشدت کاهش داده است.
چرویکو گفت که پشت آمار میلیونها گرسنه، کودکانی قرار دارند که والدینشان توان خرید غذای مغذی را ندارند و خانوادههایی که دیگر منابع کافی برای گذراندن زندگی در اختیارشان نیست.
چرویکو گفت که کمکهای بشردوستانه برای نجات جان مردم ضروری است، اما نمیتواند برای همیشه جای خالی کار و خدمات عمومی را پر کند.
او افزود: «کمکهای بشردوستانه امروز جان انسانها را نجات میدهد، اما تنها سرمایهگذاری پایدار و فراگیر در معیشت، خدمات و فرصتهای اقتصادی میتواند به مردم کمک کند تا در آینده کمتر به کمکهای اضطراری وابسته باشند.»
سخنگوی اوچا خواستار سرمایهگذاری در زراعت، اقتصاد روستایی، بازارهای محلی، اشتغال، آبرسانی و خدمات صحی شد و بر ضرورت فراهمکردن فرصتهای اقتصادی برای زنان تأکید کرد.
او هشدار داد که جامعه جهانی باید پیش از فرارسیدن زمستان اقدام کند، نه زمانی که خانوادهها همه راههای تأمین نیازهای زندگی خود را از دست داده باشند.
چرویکو گفت که بازدیدهای اخیرش نشان داده است بحران افغانستان تنها با کمکهای اضطراری حل نمیشود و برای جلوگیری از تکرار آن، باید فرصتهای کاری و منابع درآمد پایدار برای مردم فراهم شود.
این هشدارها در حالی مطرح میشود که سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (فائو) و برنامه جهانی غذا نیز این هفته در گزارش مشترکی پیشبینی کردند که در زمستان پیش رو، حدود ۱۹.۲ میلیون نفر، معادل ۳۸ درصد جمعیت افغانستان، با ناامنی شدید غذایی روبهرو خواهند شد.
به گفته این دو نهاد، پنج میلیون نفر از این جمعیت در وضعیت اضطراری قرار خواهند گرفت. بدخشان، بادغیس، دایکندی، غور، سمنگان، سرپل و مناطق روستایی غزنی از جمله مناطقیاند که بیشترین آسیب را خواهند دید.
فائو و برنامه جهانی غذا همچنین هشدار دادهاند که شمار موارد سوءتغذیه حاد در سال ۲۰۲۷ نزدیک به ۱۰ درصد افزایش خواهد یافت و به چهار میلیون مورد خواهد رسید. پیشبینی میشود یکچهارم این موارد شدید و تهدیدکننده زندگی باشند.
براساس این گزارش، با وجود بارندگی مناسب و بهبود محصولات زراعتی در سال جاری، بیکاری گسترده و افزایش هزینههای زندگی باعث شده است که بسیاری از خانوادهها همچنان توان خرید غذای کافی را نداشته باشند.
بازگشت بیش از ۱.۲ میلیون شهروند افغانستان از ایران و پاکستان در سال جاری میلادی، اختلال در مسیرهای تجارتی و کاهش کمکهای بینالمللی نیز فشار بر خانوادههای آسیبپذیر را افزایش داده است.
جان آیلیف، رئیس برنامه جهانی غذا در افغانستان، هشدار داد که همزمان با افزایش گرسنگی و سوءتغذیه، منابع کمکرسانی رو به کاهش است.
او گفت که هنوز فرصت جلوگیری از وخیمترشدن بحران وجود دارد، اما این فرصت بهسرعت در حال از دست رفتن است.
فائو و برنامه جهانی غذا خواستار تأمین فوری بودجه برای کمکهای غذایی، حمایت از دهقانان و درمان سوءتغذیه شدهاند تا کمکها پیش از آغاز سرمای شدید زمستان به خانوادههای نیازمند برسد.
روسیه در حالی برای میانجیگری میان طالبان و پاکستان پیشقدم شده است که تلاشهای پیشین چند کشور برای کاهش تنش میان دو طرف نتیجه نداده است.
با این حال، نزدیکی مسکو به طالبان، روابط پاکستان با امریکا و محدود بودن ابزارهای فشار روسیه، پرسشهایی درباره توانایی این کشور برای تغییر محاسبات طالبان و اسلامآباد ایجاد میکند.
با ادامه تنش میان طالبان و پاکستان، روسیه تلاشهای خود را برای میانجیگری میان دو طرف آغاز کرده است. هفته گذشته، رئیس اداره استخبارات خارجی روسیه به کابل و وزیر داخله این کشور به اسلامآباد سفر کردند. پس از این دیدارها، سفیر روسیه در اسلامآباد اعلام کرد که مسکو برای کاهش تنش میان پاکستان و طالبان حاضر است میانجیگری کند. به گفته او، این موضوع در جریان سفر وزیر داخله روسیه به اسلامآباد نیز مطرح شده بود.
با وجود اعلام آمادگی روسیه برای میانجیگری، اسلامآباد تاکنون آغاز روند رسمی میانجیگری مسکو را تأیید نکرده است. سجاد حیدر خان، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، روز پنجشنبه، ۲۴ میزان گفت که از هیچ ابتکار رسمی روسیه برای میانجیگری میان دو طرف اطلاعی ندارد.
او افزود که پاکستان از تلاش کشورهای دوست برای کاهش تنش استقبال میکند، اما چنین تلاشهایی باید به نتایج ملموس، از جمله اقدام عملی و قابل راستیآزمایی طالبان علیه گروههای مسلحی منجر شود که از خاک افغانستان علیه پاکستان فعالیت میکنند.
این تلاش در شرایطی انجام میشود که روسیه بهتازگی میزبان نشست فرمت مسکو درباره افغانستان بود. این نشست در پی اختلافهای دیپلوماتیک میان طالبان و پاکستان بدون نتیجه پایان یافت و شرکتکنندگان نتوانستند بیانیه مشترکی صادر کنند.
با این حال، موضع مسکو در قبال طالبان به موضع این گروه نزدیکتر بوده است. مقامهای روسی از آنچه مبارزه طالبان با تروریسم خواندهاند، ستایش کرده و بر ضرورت حمایت و همکاری با این گروه تاکید کردهاند.
آصف درانی، نماینده پیشین پاکستان برای افغانستان در مقالهای این موضعگیری روسیه در پایان نشست فرمت مسکو را به عنوان تمایل روسیه به گسترش مشروعیت و تقویت جایگاه طالبان در صحنه بینالمللی توصیف کرده است.
روسیه نگران است که ادامه درگیریهای طالبان و پاکستان، ناامنی در افغانستان و منطقه را گسترش دهد و امنیت کشورهای آسیای مرکزی را نیز تهدید کند. در عین حال، به نظر میرسد دیدگاه مسکو درباره ریشههای این تنشها تا حدی به موضع طالبان نزدیک است. طالبان مدعی است که پاکستان با حمایت کشورهای غربی میکوشد این گروه را زیر فشار قرار دهد، اما شواهد روشنی وجود ندارد که روسیه نیز این ادعا را پذیرفته باشد.
اقدام روسیه برای میانجیگری پس از آن صورت میگیرد که تلاشهای ترکیه، عربستان سعودی، قطر و چین برای کاهش تنش میان دو طرف به نتیجه ملموسی نرسیده است. پرسش این است که آیا مسکو میتواند از ظرفیتهای سیاسی خود برای شکستن بنبست استفاده کند، یا تلاش تازه نیز با همان موانعی روبهرو خواهد شد که میانجیگران پیشین را ناکام گذاشت؟
مسکو در کنار طالبان
یکی از پرسشهای اصلی درباره میانجیگری روسیه، میزان بیطرفی این کشور و توانایی آن برای تاثیرگذاری بر محاسبات دو طرف است. مسکو روابط خود را با طالبان گسترش داده و نخستین کشوری بوده است که اداره طالبان را به رسمیت شناخته است. این نزدیکی میتواند دسترسی روسیه به رهبران طالبان را تسهیل کند، اما همزمان ممکن است اعتماد پاکستان به نقش میانجیگرانه مسکو را محدود سازد.
عمر نثار، رئیس مرکز مطالعات افغانستان معاصر در مسکو، میگوید روسیه به طالبان نزدیک است و تلاش دارد بر پاکستان فشار وارد کند. او به افغانستان اینترنشنال گفت: «روسیه طرف طالبان را گرفته است. هدف روسیه فشار وارد کردن روی پاکستان است.»
نثار همچنین گفت که به نظر میرسد مسکو از شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان، ناراضی است. به گفته او، شریف برای به دست آوردن حمایت امریکا سفر خود به مسکو را چند بار به تاخیر انداخت.
این برداشت نشان میدهد که اختلافهای سیاسی میان مسکو و اسلامآباد ممکن است بر روند میانجیگری تاثیر بگذارد. در حالی که روسیه روابط نزدیکی با طالبان برقرار کرده است، حکومت شهباز شریف روابط نزدیکی با ایالات متحده امریکا دارد. چنین وضعیتی میتواند زمینههای همکاری روسیه و پاکستان را محدود کند، هرچند روابط اسلامآباد با واشنگتن بهتنهایی تعیینکننده موضع پاکستان در برابر مسکو نیست.
آصف درانی، نماینده پیشین پاکستان در امور افغانستان، نیز در مقالهای از رویکرد روسیه در قبال طالبان انتقاد کرده است. او نوشت که مسکو در مسیر نشستهای خود درباره افغانستان از اهداف اولیه فاصله گرفته است.
درانی با انتقاد از روند نشست فرمت مسکو نوشت که این نشست از رسیدگی به نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه فاصله گرفته و به بستری برای «تعامل و سازش با طالبان» تبدیل شده است.
این انتقاد بازتابدهنده نگرانی بخشی از نخبگان سیاسی پاکستان است که نزدیکی روسیه به طالبان را نه راهی برای حل اختلافها، بلکه عاملی برای تقویت موقعیت این گروه میدانند. این درحالی است که پاکستان در تمامی نشستهای جهانی سعی کرده است که طالبان را حامی تروریسم و خاک افغانستان را به حیث یک تهدید بینالمللی معرفی کند و از تعامل و به رسمیت شناسی اداره طالبان جلوگیری نماید.
در همین حال، برخی تحلیلگران پاکستانی بر این باورند که روابط نزدیک شهباز شریف و عاصم منیر با واشنگتن، بر محاسبات منطقهای اسلامآباد تاثیر داشته است. در پاکستان همچنین این برداشت مطرح بوده است که سفر عمران خان، نخستوزیر پیشین این کشور، به مسکو در آستانه حمله روسیه به اوکراین، به تیرگی روابط او با غرب کمک کرد.
چرا روسیه ممکن است نتواند دو طرف را به توافق برساند؟
نزدیکی سیاسی روسیه به طالبان لزوماً به معنای توانایی این کشور برای وادار کردن این گروه به تغییر سیاستهایش نیست. همین محدودیت درباره پاکستان نیز صدق میکند. میانجیگری زمانی میتواند به نتیجه برسد که میانجی علاوه بر دسترسی به طرفهای درگیر، ابزارهایی برای ایجاد انگیزه در آنان یا تحمیل هزینه بر ادامه اختلاف داشته باشد.
یک چهره ارشد حکومت پیشین افغانستان به افغانستان اینترنشنال گفت که «بعید میداند روسیه بتواند تغییر قابلتوجهی در مواضع کنونی طالبان و پاکستان ایجاد کند، زیرا ابزارهای موثر، از جمله مشوقها و اهرمهای فشار و بازدارندگی را در برابر هیچیک از دو طرف در اختیار ندارد.»
او که نخواست نامش فاش شود، اختلاف میان طالبان و پاکستان را «عمیق» و خواستههای دو طرف را «متعارض» خواند.
به گفته این مقام پیشین، طالبان اراده و توان بریدن از متحدان پیشین خود را ندارند. در مقابل، پاکستان انتظار دارد طالبان همانگونه که در سرنگونی جمهوری اسلامی افغانستان، بهعنوان رقیب پاکستان، نقش ایفا کرد، اکنون تحریک طالبان پاکستان را نیز که اسلامآباد آن را دشمن خود میداند، از میان بردارد.
او گفت: «بسیار دشوار خواهد بود که روسیه بتواند تغییری اساسی در محاسبات و سیاستهای دو طرف ایجاد کند.»
این مقام پیشین نقش روسیه را بیشتر در حد توصیه و میانجیگری سیاسی میداند تا عاملی برای تغییر محاسبات راهبردی دو طرف. او گفت: «نقش روسیه اضافهتر به یک ناصح خواهد ماند تا تغییر دهنده محاسبات.»
اختلاف طالبان و پاکستان صرفاً ناشی از سوءتفاهم دیپلوماتیک نیست. اسلامآباد خواهان اقدام طالبان علیه تحریک طالبان پاکستان است، در حالی که طالبان تاکنون در برابر خواستههای پاکستان موضعی متفاوت داشته است. تا زمانی که دو طرف درباره این مسئله امنیتی به تفاهم نرسند، دیدارهای دیپلوماتیک بهتنهایی ممکن است نتواند مسیر روابط را تغییر دهد.
با وجود محدودیتهای احتمالی مسکو، نحوه ورود این کشور به روند میانجیگری نیز اهمیت دارد. روسیه همواره در یک سال گذشته بر میانجیگری بین طالبان و پاکستان تاکید کرده است. اما دو طرف وقعی به این درخواست نگذاشتهاند.
یک کارشناس ارشد در کابل به افغانستان اینترنشنال گفت که روسیه به درخواست طالبان وارد این روند شده است. به گفته او، طالبان پیش از این نیز از ترکیه، چین و قطر خواسته بود برای کاهش تنش و حل اختلافها با پاکستان همکاری کنند، اما این تلاشها به بهبود روابط دو طرف منجر نشد.
یک چهره نزدیک به طالبان در کابل نیز نسبت به نتیجهبخش بودن تلاش روسیه ابراز تردید کرد.
او به افغانستان اینترنشنال گفت: «فکر نمیکنم میانجیگری روسیه نتیجه بدهد. روسیه اگر تاثیر میداشت، از همه پیشتر وارد این میانجیگری میشد.»
این اظهارات نشان میدهد که حتی در میان چهرههای نزدیک به طالبان نیز درباره ظرفیت روسیه برای حل اختلافها تردید وجود دارد. با این حال، درخواست طالبان از مسکو میتواند نشاندهنده تمایل این گروه به استفاده از روابط نزدیک خود با روسیه برای کاهش فشار پاکستان باشد.
اسلامآباد تا چه اندازه آماده گفتوگو است؟
از دید طاهر خان، روزنامهنگار پاکستانی، حل تنش میان طالبان و پاکستان در نهایت به تصمیمهای کابل و اسلامآباد بستگی دارد، نه صرفاً به ابتکار قدرتهای بیرونی. او با اشاره به فضای سیاسی پاکستان گفت: «آنچه من در پاکستان میبینم، این کشور دیگر علاقهای به گفتوگو و نشست با طالبان ندارد.»
به گفته طاهر خان، طالبان و پاکستان به خواستههای یکدیگر بیتوجهاند و وضعیت امنیتی در پاکستان نیز بحرانی است.
نگرانی روسیه از خلای امنیتی
نگرانی روسیه از تنش میان طالبان و پاکستان تنها به روابط دوجانبه این دو محدود نمیشود. مسکو در سالهای اخیر بر ضرورت جلوگیری از گسترش ناامنی در افغانستان و کشورهای آسیای مرکزی تاکید کرده است. تداوم درگیریها میتواند به بیثباتی بیشتر در منطقه و پیچیدهتر شدن وضعیت امنیتی در پیرامون روسیه منجر شود.
از سوی دیگر، طالبان پیوسته ادعا کرده است که پاکستان پروژه ناامنسازی افغانستان را از کشورهای غربی گرفته است. این ادعا بخشی از روایت سیاسی طالبان درباره ریشههای اختلاف با اسلامآباد است.
یک کارشناس ارشد در کابل به افغانستان اینترنشنال گفت که «طالبان اخیراً به درخواستهای ایران، روسیه و چین درباره مهار مخالفان خود پاسخ منفی داده و مسئله درگیری با پاکستان را بهانه آورده است.»
در واقعیت، اختلاف طالبان و پاکستان برای مسکو تنها یک بحران میان دو طرف نیست، بلکه با نگرانیهای گستردهتر درباره تهدیدهای امنیتی در افغانستان نیز ارتباط دارد. روسیه ممکن است بخواهد از طریق میانجیگری، هم از گسترش درگیری جلوگیری کند و هم طالبان را به همکاری بیشتر در زمینه امنیت منطقهای ترغیب کند.
میانجیگری یا مدیریت بحران؟
غوث جانباز، کارشناس مسائل روسیه و آسیای مرکزی، معتقد است که مسکو میتواند در کاهش تنش میان طالبان و پاکستان نقش داشته باشد، اما توان و نفوذ آن برای وادار کردن دو طرف به مصالحه محدود است.
او گفت که «نفوذ روسیه بر محاسبات امنیتی پاکستان و تصمیمهای نظامی کابل محدود است.»
روسیه ممکن است از طریق تماسهای دیپلوماتیک به کاهش تنش و ادامه گفتوگو میان طالبان و پاکستان کمک کند، اما دستیابی به توافق پایدار مستلزم تغییر مواضع امنیتی دو طرف است. تاکنون نشانهای از چنین تغییری دیده نمیشود و درگیریها و اختلافات میان طالبان و پاکستان همچنان رو به افزایش است.
تجربه تلاشهای پیشین قطر، ترکیه، چین و عربستان سعودی نیز نشان میدهد که حضور یک میانجی خارجی، بهتنهایی برای حل اختلاف کافی نیست. هر چهار کشور روابط نزدیکی با طالبان و پاکستان دارند.
آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان برای افغانستان میگوید که نزدیک شدن روسیه و هند به حکومت طالبان میتواند به افزایش مشروعیت بینالمللی این گروه و کاهش اهرم فشار پاکستان بر طالبان منجر شود. درانی معتقد است که تغییر لحن مسکو در قبال طالبان به نفع این گروه است.
درانی در مقالهای که روز سهشنبه در وبسایت عرب نیوز منتشر شد، نوشت که فرمت مسکو در آغاز با هدف کمک به دستیابی به توافق سیاسی در افغانستان و رسیدگی به نگرانیهای امنیتی کشورهای منطقه ایجاد شد، اما «اکنون به نظر میرسد بهسوی هدفی متفاوت حرکت میکند: سازش و کنار آمدن با رژیم طالبان.»
او به اظهارات سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه، اشاره کرد که طالبان را «حکومت ملی» توصیف کرده و ارزیابی مثبتی از عملکرد آن در عرصه حکومتداری ارائه داده است.
درانی نوشت که روسیه نخستین کشوری است که حکومت طالبان را به رسمیت شناخته و اکنون پرسش این است که مسکو تا چه اندازه حاضر است برای تقویت حکومت طالبان پیش برود.
او همچنین به گسترش روابط هند با طالبان پرداخت و نوشت: «دهلی نو پس از تسلط طالبان بر افغانستان، دستاوردهای دیپلوماتیک قابل توجهی در این کشور داشته و بهتدریج روابط دیپلوماتیک و سیاسی خود را با این رژیم از سر گرفته و گسترش داده است.»
به باور درانی، روسیه و هند با وجود تفاوت منافع و رویکردهایشان، ممکن است در نهایت به نتیجهای مشابه کمک کنند: گسترش حضور طالبان در عرصه بینالمللی و افزایش مشروعیت این گروه.
درانی درباره نگرانیهای امنیتی منطقه نوشت: «مسکو بهخوبی از وضعیت امنیتی افغانستان آگاه است. روسیه سابقه طولانی در مواجهه با سازمانهای شبهنظامی دارد که از خاک افغانستان فعالیت کردهاند یا از این کشور بهعنوان مسیر عبور استفاده کردهاند. این کشور بارها درباره گسترش تروریسم به آسیای مرکزی ابراز نگرانی کرده است.»
او در این زمینه به حضور گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان، ارتش آزادیبخش بلوچستان، شاخه خراسان داعش و القاعده اشاره کرد.
درانی نوشت که تحریک طالبان پاکستان مهمترین نگرانی امنیتی اسلامآباد است، اما با وجود تلاشهای دیپلوماتیک، طالبان اقداماتی را که پاکستان برای جلوگیری از حملات این گروه از خاک افغانستان ضروری میداند، انجام نداده است.
او همچنین به گزارشهای سازمان ملل درباره حضور و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان اشاره کرد و این پرسش را مطرح کرد که چرا روسیه از جایگاه خود در شورای امنیت برای افزایش فشار بر طالبان در زمینه مبارزه با تروریسم استفاده نکرده است.
هشدار درباره تضعیف چارچوب مسکو
درانی ناکامی نشست ۱۳ میزان فرمت مسکو در صدور بیانیه مشترک را نشانه اختلاف بر سر تعهدات امنیتی طالبان در برابر کشورهای منطقه دانست.
به نوشته او، طالبان با گنجاندن عبارتهایی درباره تروریسم و مسئولیتهای افغانستان در برابر کشورهای همسایه در بیانیه مخالفت کرده است. به باور درانی، طالبان میخواهد از مزایای روابط دیپلوماتیک با کشورهای منطقه بهرهمند شود، اما از پذیرش تعهدات روشن سیاسی و امنیتی خودداری میکند.
او هشدار داد که اگر کشورهای منطقه بهجای اتخاذ موضع مشترک، هر یک روابط خود را براساس منافع دوجانبه با طالبان گسترش دهند، فرمت مسکو بخش مهمی از اهمیت اولیه خود را از دست خواهد داد.
درانی یادآور شد که یکی از اصول اساسی این چارچوب، جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای تهدید امنیت کشورهای همسایه بوده است.
کاهش اهرم فشار پاکستان بر طالبان
نماینده ویژه پیشین پاکستان برای افغانستان هشدار داد که گسترش روابط هند با کابل و افزایش حمایت سیاسی روسیه از طالبان، ممکن است رهبران این گروه را به این باور برساند که برای مقاومت در برابر فشارهای اسلامآباد، گزینههای منطقهای دیگری در اختیار دارند.
او نوشت که اگر طالبان برای مهار تحریک طالبان پاکستان و دیگر گروههای مسلحی که پاکستان را هدف قرار میدهند، اقدام موثری نکند، اسلامآباد ناگزیر خواهد شد در سیاست خود در قبال این گروه بازنگری کند.
درانی در پایان تأکید کرد که تغییر رویکرد روسیه ممکن است پیامدهایی فراتر از روابط مسکو و طالبان داشته باشد و توازن قدرت در منطقه را تغییر دهد. به باور او، چنین تحولی پاکستان را وادار خواهد کرد جایگاه و سیاست خود را در فضای رقابتی تازه منطقه دوباره ارزیابی کند.