طالبان وعده داد سرقت موبایل یک شهروند بنگلادشی را پیگیری کند

وزارت داخله طالبان میگوید که بخش سایبری پولیس این گروه مشخصات گوشی تلفن همراهی را بررسی میکند که به گفته صاحب آن، در داکا، پایتخت بنگلادش به سرقت رفته و بعداً در کابل ردیابی شده است.

وزارت داخله طالبان میگوید که بخش سایبری پولیس این گروه مشخصات گوشی تلفن همراهی را بررسی میکند که به گفته صاحب آن، در داکا، پایتخت بنگلادش به سرقت رفته و بعداً در کابل ردیابی شده است.
عبدالمتین قانع، سخنگوی وزارت داخله طالبان، روز سهشنبه، پنجم عقرب، به محمد منیر حسین، شهروند بنگلادشی، وعده داد که شکایت او درباره سرقت موبایلش را پیگیری میکند.
این وعده یک روز پس از آن مطرح شد که افغانستان اینترنشنال گزارش داد حسین از مقامهای طالبان خواسته است برای یافتن و بازگرداندن گوشیاش اقدام کنند.
آقای قانع در پیامی به این شهروند بنگلادشی گفت که موضوع با جدیت بررسی خواهد شد و به مسئولان بخش سایبری پولیس دستور داده شده است مشخصات و اطلاعات ارائهشده را بررسی کنند.
محمد منیر حسین پیشتر به افغانستان اینترنشنال گفته بود که گوشی سامسونگ گلکسی S25 اولترا را در ۱۶ اسد، برابر با ۷ اگست، در شهر داکا خریداری کرده بود؛ اما دو روز بعد، هنگام سوار شدن به بس، گوشیاش از جیب او دزدیده شد.
او گفت که این گوشی را به قیمت ۱۱۲ هزار و ۵۰۰ تاکای بنگلادش، معادل حدود ۹۱۰ دالر امریکایی، خریده بود.
خبرنگار افغانستان اینترنشنال اسناد خرید گوشی و شکایت ثبتشده در پولیس داکا را مشاهده کرده است. بر اساس این مدارک، حسین در ۱۸ اسد شکایت سرقت را به پولیس بنگلادش ارائه کرده بود.
به گفته او، تصاویر برنامه ردیابی سامسونگ نشان میدهد که موقعیت گوشی در کابل ثبت شده است. این شهروند بنگلادش میگوید احتمالاً در ۱۹ میزان یک سیمکارت در افغانستان در این گوشی استفاده شده است.
حسین در نامهای به مقامهای طالبان و بنگلادش از وزارت داخله طالبان خواسته بود برای پیدا کردن و بازگرداندن گوشیاش اقدام کنند. او گفته بود که گزارش پولیس بنگلادش، شماره پیگیری پرونده در بخش جرایم سایبری، تصاویر موقعیت گوشی و مدارک خرید را نیز ارائه کرده است.
وعده سخنگوی وزارت داخله طالبان نشان میدهد که این درخواست اکنون برای بررسی به مسئولان مربوط ارجاع شده است. با این حال، هنوز روشن نیست که آیا پولیس توانسته است گوشی را پیدا کند یا آن را به صاحبش بازگرداند.
دانشجویان دانشگاه البیرونی در کاپیسا روز سهشنبه به افغانستان اینترنشنال گفتند که طالبان بیش از ۱۴ ماه است بدل اعاشه آنان را پرداخت نکردهاند. به گفته این دانشجویان، تأخیر طولانی در پرداخت این پول، آنان را با مشکلات جدی روبهرو کرده است.
شماری از این دانشجویان روز سهشنبه، ۵ عقرب، به افغانستان اینترنشنال گفتند که آخرینبار در ماه سنبله ۱۴۰۴ بدل اعاشه دریافت کردهاند و از آن زمان تاکنون این کمک مالی به آنان پرداخت نشده است.
بدل اعاشه کمک مالی است که برای شماری از دانشجویان دانشگاههای دولتی در نظر گرفته میشود تا بخشی از هزینههای زندگی، از جمله کرایه اتاق، تهیه غذا و سایر مصارف روزمرهشان را تأمین کنند.
این پول به دانشجویانی اختصاص مییابد که برای تحصیل از ولایتهای دیگر به یک ولایت میروند، اما به دلیل نبود ظرفیت کافی در خوابگاههای دولتی، ناچارند در اتاقها یا خوابگاههای خصوصی زندگی کنند.
به گفته دانشجویان، پیش از توقف پرداختها، به هر دانشجو ماهانه یکهزار و ۸۰۰ افغانی بدل اعاشه داده میشد.
آنان میگویند که این مبلغ، با وجود ناچیز بودن، بخشی از هزینههای زندگیشان را تأمین میکرد، اما قطع آن مشکلات اقتصادیشان را افزایش داده است.
دانشجویان میگویند که اکنون برای پرداخت کرایه اتاق، خرید مواد غذایی و تأمین سایر نیازهای روزمره با مشکلات جدی روبهرو هستند.
به گفته آنان، دانشجویانی که در خوابگاههای دولتی جا ندارند و مجبور به پرداخت هزینه اقامت در خوابگاههای خصوصیاند، بیش از دیگران از این وضعیت آسیب میبینند.
پیش از این نیز شماری از دانشجویان از ولایتهای مختلف افغانستان در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال از پرداختنشدن بدل اعاشه شکایت کرده بودند.
شکایت از کیفیت غذای خوابگاه
شماری از دانشجویان دانشگاه البیرونی که در خوابگاه زندگی میکنند، همچنین از کیفیت و مقدار غذای توزیعشده در این خوابگاه شکایت دارند.
آنان میگویند که غذا در بسیاری موارد بهخوبی پخته نمیشود و از نظر مقدار و بهداشت نیز رضایتبخش نیست.
یکی از دانشجویان که نخواست نامش فاش شود، به افغانستان اینترنشنال گفت که اگر توانایی مالی میداشت، حتی یک روز هم غذای خوابگاه را نمیخورد، اما به دلیل مشکلات اقتصادی ناچار است از همان غذا استفاده کند.
دانشجویان میگویند که نگرانیهایی درباره بهداشتی بودن غذا دارند و برخی از آنان پس از خوردن آن بیمار میشوند.
این دانشجویان میگویند که مشکلات مالی و شرایط نامناسب زندگی، در کنار محدودیتها و تغییرات اعمالشده در نظام آموزشی پس از بازگشت طالبان، ادامه تحصیل را برای برخی از آنان دشوارتر کرده است.
آنان میگویند که بارها مشکلاتشان را با مسئولان دانشگاه در میان گذاشتهاند، اما تاکنون به نتیجهای نرسیدهاند.
شماری از باغداران میگویند که در پی توقف تجارت با پاکستان، قیمت انگور در بازارهای کابل بیش از ۷۰ درصد کاهش یافته است. به گفته آنها، بازرگانان میوه پارسال هر خروار انگور کشمشی را حدود ۱۵ هزار افغانی خریداری میکردند، اما قیمت همین مقدار انگور امسال به ۴ هزار افغانی کاهش یافته است.
این باغداران در مصاحبه با افغانستان اینترنشنال، از پرداخت «هزینههای هنگفت» به اداره طالبان و ایجاد محدودیت به کشاورزان انتقاد کردند.
آنها میگویند که اداره طالبان پس از بسته شدن گذرگاههای تجاری با پاکستان، برای صادرات انگور و سیب به آسیای میانه و دیگر کشورها تلاشی نکرده است.
باغداران گفتند که طالبان ارسال حاصلات میوه از طریق بسهای مسافربری نوع ۵۸۰ به ولایات را منع کرده است. طالبان دلیل این ممنوعیت را اضافه بار شدن موترهای مسافربری عنوان کرده است.
کشاورزان میگویند که انتقال میوهها با موترهای باربری زمانبر است و بسیاری از محصولات پیش از رسیدن به مقصد فاسد میشوند. به گفته آنان، موترهای باربری تنها شبها اجازه تردد از مسیر سالنگها را دارند و باید به نوبت از این مسیر عبور کنند؛ موضوعی که باعث تأخیر در انتقال و فساد میوهها میشود.
این باغداران مدعیاند که طالبان علاوه بر جمعآوری حشر، هزینههای سنگینی را بر باغداران تحمیل کرده است.
یک کشاورز میانسال که بیش از دو دهه میشود به باغداری و پرورش انگور در قرهباغ کابل مشغول است، به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان از هر ۳۰ تُن انگور در دروازه ورودی کابل ۳۰۰ افغانی میگیرد.
او افزود که نماینده طالبان در مارکیت میوه نیز از ورود هر موتر بدون درنظرداشت مقدار محصول روزانه ۱۰۰ افغانی میگیرد.
این کشاورز با حفظ هویت خود، گفت که پیش از بسته شدن گذرگاههای پاکستان، یک خروار انگور نوع شنگلخانی را تا ۳۰ هزار افغانی فروخته بود. به گفته او، قیمت یک خروار همین انگور به ۸ تا ۱۰ هزار افغانی رسیده است.
در ویدیوهایی که باغذاران از مارکیت میوه در تهیهمسکن کابل به افغانستان اینترنشنال فرستادند، دیده میشود که بستههای حاوی بیش از ۱۰ کیلوگرام انگور به ۴۵ افغانی فروخته میشوند. فرستنده گفت با همین قیمت هم تقاضای کافی برای خرید انگور در بازار میوه کابل وجود ندارد.
یک کشاورز از شمال کابل، گفت که پس از توقف تجارت با پاکستان، شماری از میوهها، از جمله تربوز، خربوزه، انار و برخی میوههای دیگر بر اساس قرارداد اداره طالبان به کشورهای آسیای میانه صادر شدند. او مدعی شد که انگور و سیب در حال حاضر تقریبا به هیچ کشوری صادر نمیشود و بسیاری باغداران باتوجه به نبود صادرات و هزینههای که به طالبان میپردازند، زیان سنگینی را متحمل شدهاند.
این باغدار گفت: «امسال مصارفی که برای تاکبری، کود دادن، داروی ضدحشره، برگ زدن و آب دادن باغ کردیم و هزینههایی که به طالبان پرداختیم، بیشتر از پول به دستآمده از فروش انگور بود.»
برخی از باغداران میگویند که پنج سال حاکمیت طالبان یکی از سختترین دورهها برای بسیاری از کشاورزان بوده است.
مالک یکی از باغهای انگور در ولسوالی میربچهکوت ولایت کابل، گفت که پس از بازگشت طالبان دو سال به دلیل خشکسالی و بارانهای بیموقع انگورباغها حاصلات قابل ملاحظهای نداشتند. او افزود، امسال که حاصلات بهتر بود، صادرات به پاکستان متوقف شد و کشاورزان زیان کردند.
این کشاروز از تاکستانهای شالی گفت: «پس از بسته شدن مرز پاکستان، تربوز لشکرگاه از جنوب افغانستان با طی فاصله طولانی به مرزهای شمال رسید و به اوزبیکستان صادر شد. اما صادرات انگور و سیب شمالی به خارج از کشور قرارداد نشد.»
پاکستان در ۲۰ میزان سال گذشته در پی درگیریهای مرزی با طالبان گذرگاههای خود با افغانستان را به روی تجارت و رفتوآمد مسافران بست. طالبان از آن زمان تاکنون تلاش کرده است صادرات و واردات کالا به کشورهای آسیای میانه را به عنوان جایگزین پاکستان افزایش دهد.
یک گزارش تحقیقی افغانستان اینترنشنال در ۲۰ میزان نشان داد که بسته شدن گذرگاهها دستکم ۲.۳ میلیارد دالر فرصت تجاری افغانستان و پاکستان را هدر داده است. برآوردها نشان میدهد که پیش از بحران، میانگین تجارت روزانه دو کشور دستکم ۶.۴۵ میلیون دالر بود؛ رقمی که در مقیاس یک سال بیش از ۲.۳ میلیارد دالر میرسد.
بربیناد این گزارش، پس از بسته شدن مرزهای پاکستان، حدود ۹۵ درصد از واردات افغانستان از مسیرهای ایران و آسیای میانه تامین میشود.
با این حال، تلاشهای طالبان برای جایگزینی مسیر آسیای میانه و ایران برای تجارت و ترانزیت، نتوانسته است وضعیت بازرهای افغانستان را به حالت عادی برگرداند. بربنیاد گزارشها، تجارت تغییر مسیر داد اما هزینههای واردات و صادرات افزایش یافت و بسیاری از کالاها، بهویژه محصولات کشاورزی افغانستان امکان صادرات به خارج از کشور را پیدا نکردند.
شبکه خبری بلومبرگ گزارش داد که حکومت امریکا در حال برنامهریزی برای اخراج شماری از پناهجویان افغان به پاکستان است. در میان این افراد، بستگان افغانهایی نیز حضور دارند که با نیروهای امریکایی در افغانستان همکاری کرده بودند.
بلومبرگ روز دوشنبه، چهارم عقرب به نقل از یک مقام دولت فدرال امریکا و وکلای مهاجرت گزارش داد که به شماری از افغانهای بازداشتشده اطلاع داده شده است که بهزودی به پاکستان اخراج خواهند شد.
به گزارش بلومبرگ، احتمال دارد پرواز حامل این افراد در هفتههای آینده انجام شود، اما مقامهای امریکایی هنوز بهطور رسمی درباره این برنامه توضیحی ندادهاند.
نهاد افغانایوک که از افغانهای همکار نیروهای امریکایی حمایت میکند، میگوید اطلاعاتی دریافت کرده که نشان میدهد پرواز ویژهای برای انتقال افغانهای بازداشتشده از ایالت لوئیزیانا در نظر گرفته شده است.
به گفته این نهاد، به شماری از بازداشتشدگان گفته شده که به پاکستان فرستاده خواهند شد، اما گروه دیگری اطلاع یافتهاند که مقصدشان افغانستان است.
افغانایوک به نقل از منابع خود در دولت امریکا میگوید که احتمال دارد پاکستان بهعنوان مسیر انتقال این افراد به افغانستان استفاده شود. این نهاد افزود که هنوز اسناد سفر به بازداشتشدگان نشان داده نشده و حتی وکلای آنها نمیدانند که موکلانشان به کدام کشور اخراج خواهند شد.
افغانایوک اعلام کرد که از ۲۲ میزان تاکنون، دستکم ۳۰ گزارش درباره انتقال احتمالی افغانها از ۱۵ مرکز بازداشت در ۱۱ ایالت امریکا دریافت کرده است.
این نهاد از دولت امریکا خواسته است که مقصد پرواز را روشن کند و پیش از اخراج، به بازداشتشدگان فرصت دهد تا نگرانیهای خود را درباره خطر بازگشت به افغانستان مطرح کنند.
افغانایوک همچنین با استناد به آمار کمشنری عالی سازمان ملل در امور پناهندگان و سازمان بینالمللی مهاجرت اعلام کرد که پاکستان از آغاز سال جاری میلادی تا ۲۵ میزان، بیش از ۸۵ هزار افغان را اخراج کرده است. این به معنای آن است که مهاجران اخراج شده از امریکا نیز به افغانستان فرستاده خواهند شد.
این نخستین بار نیست که دولت امریکا مهاجران افغان را به کشورهای دیگر اخراج میکند.
خبرگزاری اسوشیتدپرس پیشتر گزارش داده بود که امریکا گروهی از مهاجران، از جمله ۱۲ شهروند افغانستان، را به جمهوری افریقای مرکزی فرستاده است.
در میان اخراجشدگان، جوانی افغان نیز حضور داشت که برادرانش با نیروهای امریکایی همکاری کرده بودند.
دولت دونالد ترامپ در ماههای اخیر اخراج مهاجران به کشورهای ثالث را گسترش داده است.
افغانایوک هشدار میدهد که شماری از افغانهای در معرض اخراج، پیشتر با نیروهای امریکایی همکاری کردهاند یا از اعضای خانواده این افراد هستند. این نهاد از دولت امریکا خواسته است که پیش از هرگونه اخراج، وضعیت حقوقی و خطرهای احتمالی بازگشت آنان به افغانستان را بررسی کند.
هنوز مشخص نیست چه تعداد افغان با پرواز احتمالی به پاکستان منتقل خواهند شد و آیا اسلامآباد با پذیرش این افراد موافقت کرده است یا نه.
بنیانگذار یک نهاد امدادرسان ایتالیایی میگوید پس از بازگشت طالبان به قدرت، مکتبی مخفی برای زنان در افغانستان ایجاد کرد و پس از دو سال دریافت که دختران شماری از اعضای طالبان نیز در آن درس میخوانند.
سوزانا فیورتی، بنیانگذار نهاد «نووه کرینگ هیومنز»، در گفتوگو با روزنامه ایتالیایی کوریره دلا سرا گفته است که پدران و مادران این دختران میخواستند فرزندان شان درس بخوانند.
او گفت پس از بازگشت طالبان و ممنوعیت تحصیلات عالی زنان، تصمیم گرفت مکتبی مخفی در افغانستان راهاندازی کند.
به گفته فیورتی، صنفهای درسی در اتاقی برگزار میشد که در آن ماشینهای خیاطی نیز قرار داشت. قرار بود در صورت بازرسی طالبان، کتابچهها و قلمها پنهان شوند و شاگردان وانمود کنند که مشغول خیاطی هستند.
او گفت در دو سال نخست هیچیک از نیروهای طالبان برای بازرسی به این محل مراجعه نکرد. او پس از دو سال متوجه شد که دختران شماری از اعضای طالبان نیز در این مکتب درس میخوانند.
فیورتی در پاسخ به این پرسش که آیا در میان شاگردان جاسوسان طالبان حضور داشتند، گفت: «نه، دختران اعضای طالبان بودند. پدران و مادران شان میخواستند آنها درس بخوانند.»
او افزود که همه افراد وابسته به طالبان دیدگاه یکسانی ندارند و برخی از آنان میخواهند محدودیتهایی را که نادرست میدانند، تغییر دهند اما این خواست را پنهانی دنبال میکنند.
این امدادگر ایتالیایی گفت که فعالیت مکتب مخفی دختران با خطرهای جدی همراه بود و اگر کسی آن را به مأموران امر به معروف طالبان گزارش میداد، ممکن بود با برخورد شدید این گروه روبهرو شوند.
بنیانگذار این نهاد ایتالیایی همچنین از تلاشهایش برای ایجاد فرصتهای اقتصادی برای زنان افغانستان سخن گفت. او افزود که از راه گفتوگو و مصالحه با طالبان توانسته است برنامهای برای تقدیر از زنان کارآفرین افغانستان راهاندازی کند.
به گفته فیورتی، مقامهای طالبان در ابتدا از این پیشنهاد شگفتزده شدند و از او پرسیدند آیا میداند در چه کشوری حضور دارد. او گفت برای جلب موافقت طالبان توضیح داده است که فعالیت اقتصادی زنان میتواند برای کشور درآمد ایجاد کند.
فیورتی افزود که طالبان سرانجام با این برنامه موافقت کرد و زنان برنده جایزه در نشستی با حضور یکی از وزیران طالبان شرکت کردند.
او گفت در یکی از دیدارها، یک مقام بلندپایه طالبان از او پرسید که بهعنوان یک زن ایتالیایی درباره حکومت طالبان چه نظری دارد. فیورتی گفت در پاسخ به او گفته است: «اگر من زیر حاکمیتی مانند حکومت شما بزرگ شده بودم، امروز اینجا نبودم تا کاری را که با این نهاد انجام میدهم، انجام دهم.»
به گفته او، آن مقام طالبان در پاسخ گفت که او ذهنیت استعمارگرانه دارد، اما سپس وی را به صرف غذا دعوت کرد. فیورتی گفت پس از آن دیگر با این مقام دیدار نکرد.
ویل سیلبر، افسر پیشین ارتش امریکا در مقالهای نوشت که همکاری پاکستان با گروههای مقاومت میتواند جبهه ضدطالبان را با مشکلات جدی روبهرو کند. به باور وی، پاکستان شاید از مخالفان طالبان برای فشار بر این گروه استفاده کند و پس از هرگونه توافق با طالبان حمایت از مخالفان را قطع کند.
روزنامه نیویارکتایمز گزارش داد که مقامهای نظامی و استخباراتی پاکستان با رهبران جریانهای مسلح مخالف طالبان دیدار کردهاند. به گزارش این روزنامه، اسلامآباد در این دیدارها پیشنهاد حمایت بالقوه خود را برای مخالفان طالبان مطرح کرده است.
ویل سیلبر، افسر پیشین فرماندهی مرکزی ارتش امریکا (سنتکام) با اشاره به این گزارش میگوید که همکاری احتمالی با اسلامآباد، هرچند میتواند زمینه حمایت نظامی از مخالفان طالبان را فراهم کند، اما ممکن است اختلافات داخلی آنان را تشدید کند و به اعتبار سیاسیشان در میان افغانها آسیب بزند.
سیلبر در تحلیلی که روز دوشنبه در نشریه لانگوار ژورنال منتشر شد، نوشت که گروههای مخالف طالبان با انتخاب دشواری روبهرو هستند. آنها برای ادامه مبارزه به حمایت خارجی نیاز دارند، اما پاکستان کشوری است که دههها از طالبان حمایت کرده و در بازگشت این گروه به قدرت نقش مهمی داشته است.
روزنامه نیویارک تایمز به نقل از یک مقام استخباراتی پاکستان و یکی از اعضای ارشد مقاومت ضدطالبان گزارش داد که مقامهای نظامی و استخباراتی پاکستان در ماههای گذشته با شماری از گروههای مخالف طالبان دیدار کرده و درباره حمایت احتمالی گفتوگو کردهاند.
این تماسها در شرایطی صورت گرفته که روابط پاکستان و طالبان، دو متحد پیشین، بهشدت تیره شده و به درگیریهای نظامی انجامیده است. همچنین، منتقدان به ویژه در میان مقامهای ارشد حکومتهای کرزی و غنی، از روابط جبهات مقاومت با پاکستان انتقاد کردهاند و آن را خطرناک دانستهاند.
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستان، اتحادالمجاهدین و دیگر گروههای مسلح پاکستانی اجازه داده از خاک افغانستان علیه نیروهای امنیتی پاکستان استفاده کنند. طالبان این اتهامها را رد میکند و ناامنی در پاکستان را مسئله داخلی این کشور میداند.
با این حال، پاکستان روز شنبه، دوم عقرب گزارشها درباره حمایت از مخالفان طالبان را رد کرد. وزارت اطلاعات پاکستان در واکنش به اظهارات زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان، این ادعاها را بیاساس خواند.
چرا مخالفان طالبان ممکن است به پاکستان نزدیک شوند؟
سیلبر معتقد است که نبود حمایت خارجی موثر، یکی از مهمترین دلایلی است که ممکن است گروههای مخالف طالبان را به همکاری با پاکستان ترغیب کند. این در حالیست که چهرههای برجسته جبهات مقاومت در گذشته از منتقدان اتکای طالبان به پاکستان در نبرد با دولت پیشین افغانستان بودند.
به نوشته او، تاجیکستان که از زمان بازگشت طالبان به قدرت روابط سردی با این گروه داشته، با توجه به گسترش مناسبات روسیه با طالبان، بعید است کمک گستردهای به مخالفان مسلح این گروه ارائه کند.
ایران نیز با وجود ارتباط با احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی و دیگر چهرههای مخالف طالبان، در موقعیتی نیست که حمایت گستردهای از آنان داشته باشد.
تهران از احمد مسعود و شماری دیگر از مخالفان طالبان در مراسم خاکسپاری علی خامنهای استقبال کرد، اما به باور سیلبر، جنگ ایران با امریکا و اسرائیل، منابع و توانایی این کشور را برای حمایت از مخالفان طالبان محدود کرده است.
امریکا نیز در سالهای اخیر عمدتاً بر گفتوگو با طالبان درباره شهروندان بازداشتشده خود تمرکز داشته است.
هرچند کیت کلاگ، نماینده پیشین دونالد ترامپ در امور اوکراین، اخیراً خواستار تعامل واشنگتن با گروههای مخالف طالبان در افغانستان شده، هنوز نشانهای از تغییر سیاست دولت ترامپ در قبال طالبان دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، پاکستان ممکن است به یکی از معدود گزینههای گروههای مخالف طالبان برای دریافت کمک نظامی و برخورداری از پناهگاه تبدیل شود.
سه خطر همکاری با پاکستان
سیلبر در تحلیل خود سه خطر عمده را برای گروههای مخالف طالبان در صورت همکاری با پاکستان مطرح کرده است.
نخست، احتمال استفاده ابزاری پاکستان از مخالفان طالبان مطرح است. نویسنده معتقد است که هدف اصلی اسلامآباد از نزدیک شدن به جبهات مقاومت ممکن است نه سرنگونی طالبان، بلکه وادار کردن این گروه به اقدام علیه تیتیپی و دیگر گروههای مسلح مخالف حکومت پاکستان باشد.
به گفته او، پاکستان تمایلی به اعزام نیروهای زمینی برای فشار بر طالبان ندارد. در مقابل، حمایت از گروههای مسلح مخالف طالبان، همراه با استفاده از برتری هوایی پاکستان، میتواند ابزار فشار موثری در اختیار اسلامآباد قرار دهد.
اما اگر طالبان برای مهار گروههای مسلح مخالف پاکستان اقدام کند، احتمال دارد اسلامآباد حمایت از گروههای مقاومت را کنار بگذارد و دوباره به همکاری با طالبان روی آورد.
سیلبر یادآوری میکند که پاکستان نزدیک به سه دهه از طالبان حمایت کرده و ممکن است در صورت برآورده شدن خواستههای امنیتی خود، روابطش را با این گروه بهبود بخشد.
دومین خطر، تشدید اختلافات میان گروههای مخالف طالبان است.
سیلبر با اشاره به تجربه جنگهای داخلی افغانستان مینویسد که پاکستان در دوران جهاد علیه شوروی، با حمایت ویژه از حزب اسلامی حکمتیار، به رقابت و اختلاف میان تنظیمهای مجاهدین دامن زد.
به باور او، رقابت گروههای مخالف طالبان برای دریافت پول، سلاح و تجهیزات نظامی از پاکستان میتواند تجربه مشابهی را تکرار کند. این افسر نظامی پیشین هشدار میدهد که نبود وحدت سیاسی و نظامی میان گروههای مقاومت، زمینه مداخله و بهرهبرداری پاکستان از اختلافات آنان را فراهم میکند.
سومین خطر، آسیب دیدن اعتبار سیاسی مخالفان طالبان در میان افغانها است.
به باور سیلبر، همکاری با کشوری که بسیاری از افغانها آن را مسئول بخشی از جنگها و ناامنیهای چند دهه گذشته میدانند، ممکن است حمایت عمومی از گروههای مقاومت را کاهش دهد.
او میپرسد که آیا گروههای مخالف طالبان پس از دریافت کمک از پاکستان، همچنان خواهند توانست حملات هوایی این کشور به افغانستان و کشتهشدن غیرنظامیان افغان را محکوم کنند؟ از سوی دیگر، اگر این گروهها حملات پاکستان را محکوم کنند، آیا اسلامآباد به حمایت نظامی از آنان ادامه خواهد داد؟
سیلبر معتقد است که مخالفان طالبان باید پیامدهای سیاسی و اجتماعی چنین همکاریای را نیز در نظر بگیرند، بهویژه در کشوری که مردم آن نزدیک به پنج دهه جنگ و مداخله خارجی را تجربه کردهاند.
سیلبر در پایان تحلیل خود تأکید میکند که حمایت چند دههای پاکستان از طالبان، امنیتی را که اسلامآباد انتظار داشت، برای این کشور فراهم نکرد. به باور او، تماسهای احتمالی پاکستان با گروههای مخالف طالبان نشان میدهد که روابط دو متحد پیشین تا چه اندازه تیره شده است.
با این حال، هنوز روشن نیست که گفتوگوهای گزارششده به حمایت نظامی واقعی و پایدار از مخالفان طالبان منجر خواهد شد یا نه.
نویسنده نتیجه میگیرد که پاکستان اکنون در حال بررسی همکاری با دشمنان گروهی است که خود در به قدرت رسیدن آن نقش داشته است. در مقابل، مخالفان طالبان باید تصمیم بگیرند که آیا دریافت کمک از کشوری که در شکست آنان سهم داشته، ارزش پذیرش خطرهای سیاسی و نظامی آن را دارد یا خیر.