باشندگان دایکندی برای دسترسی به اینترنت ساعتها در کوهستانها پیاده روی میکنند
باشندگان هشت منطقه در ولسوالیهای کیتی و خدیر دایکندی، سالهاست با اینترنت ضعیف نسل دوم دستوپنجه نرم میکنند. آنان به افغانستان اینترنشنال گفتند که برای برقراری ارتباط ناچارند کیلومترها راه بپیمایند و ساعتها پیادهروی کنند تا به بالای تپهها برسند و به اینترنت دسترسی پیدا کنند.
در نوار مرزی میان ولسوالیهای کیتی و خدیر ولایت دایکندی، خدمات مخابراتی سالهاست در پایینترین سطح کیفی متوقف مانده است.
در منطقه «کومی»، تنها یک پایه مخابراتی متعلق به شرکت «روشن» فعال است؛ پایهای منفرد که به دلیل موقعیت کوهستانی منطقه، باید بار ترافیکی و نیازهای ارتباطی دستکم هشت منطقه پرجمعیت را به دوش بکشد.
باشندگان محل به افغانستان اینترنشنال گفتند که خدمات اینترنتی این پایه از چندین سال به اینسو روی «نسل دوم» (۲جی) قفل مانده و حتی برای ارسال یک پیام صوتی ساده یا بارگذاری صفحات ضروری کارایی ندارد.
به دلیل ناهمواریهای طبیعی و پوشش ناقص آنتن، مردم ناچارند از خانههای خود فاصله بگیرند و به بالای تپهها صعود کنند.
یکی از باشندگان این منطقه به افغانستان اینترنشنال گفت: «از خانه تا محلی که امواج ضعیف اینترنت بهطور مقطعی در دسترس قرار میگیرد، حدود ۵۰۰ متر راه کوهستانی است. اما باشندگان روستاهای دورتر برای رسیدن به محدوده پوشش دکل مخابراتی، دستکم دو تا سه ساعت پیادهروی میکنند.»
بستههای گران و فقر عمومی
چالش ارتباطات در ولسوالی کیتی در کنار ضعف سیگنال اینترنت نبود برق دولتی و فقر فراگیر، دامنه این معضل را گستردهتر کرده است. خانههای مردم در این مناطق کوهستانی متکی به برق آفتابی یا سولر است؛ امری که با فرارسیدن روزهای ابری، بارندگی و سرمای زمستان، شارژ مبایلها را ناممکن میسازد و شبکه ارتباطی خانوادهها را به خاموشی میبرد.
از سوی دیگر، نبود خطوط مخابراتی پایدار زمینه را برای فروش پرهزینه اینترنت اشتراکی (وایفای) فراهم ساخته است.
به گفته مردم محل، فروشندگان محلی هر گیگابایت اینترنت وایفای را به قیمت ۳۰ افغانی عرضه میکنند و هزینه بستههای ماهوار آن به نزدیک ۴۰۰ افغانی میرسد؛ هزینهای سنگین که پرداخت آن برای اکثریت روستانشینان و خانوادههای کارگری ناممکن است.
مردم و جوانان این مناطق میگویند بارها از مسئولان طالبان و شرکتهای مربوطه خواستهاند تا با توجه به نفوس متراکم این هشت منطقه، پایه کومی را ارتقا دهند، اما تاکنون هیچ پاسخی دریافت نکردهاند.
خبرنگار افغانستان اینترنشنال در پیوند به مشکلات دسترسی به اینترنت، کیفیت ضعیف خدمات و فرسودگی تجهیزات در بعضی روستاهای این دو ولسوالی، به شبکه مخابراتی روشن در تماس شده است، اما تا زمان نشر این خبر پاسخی دریافت نکرده است.
با این حال شرکتهای مخابراتی از گسترش خدمات نسل چهارم (۴جی) در مراکز شهرها خبر میدهند.
اداره تنظیم خدمات مخابراتی، اترا در سالهای گذشته پروژههایی را از محل صندوق انکشاف خدمات مخابراتی برای تجهیز مناطق روستایی روی دست گرفت، اما باشندگان کیتی میگویند سهم مناطق محروم دایکندی از این برنامهها ناچیز بوده و دسترسی به خدمات اساسی مکالمه و اینترنت همچنان امتیازی دور از دسترس به شمار میرود.
یک دکاندار در منطقه کوتهسنگی در غرب کابل به افغانستان اینترنشنال گفت که مالیات دکانش از حدود ۱۵ هزار افغانی در سال گذشته به حدود ۸۰ هزار افغانی در سال جاری افزایش یافته است.
این رقم نشان میدهد که مالیات طالبان بر این دکاندار نسبت به سال گذشته پنج برابر افزایش یافته است.
او گفت که در سالهای گذشته، مالیات بسیاری از دکانداران این منطقه بین ۱۰ تا ۲۰ هزار افغانی بود، اما امسال مالیات برخی دکانها به حدود ۱۵۰ هزار افغانی رسیده است.
او افزود که طالبان از دکانداران میخواهند مالیات سال ۱۴۰۴ را نیز بپردازند؛ مالیاتی که به گفته او پارسال به دستور رهبر طالبان، معاف اعلام شده بود.
او گفت طالبان اکنون از دکانداران میخواهند مالیات سال گذشته را براساس مبلغ تثبیتشده برای سال جاری بپردازند. به این ترتیب، اگر مالیات یک دکان برای سال جاری ۱۰۰ هزار افغانی تعیین شده باشد، دکاندار باید ۱۰۰ هزار افغانی دیگر نیز بابت سال گذشته بپردازد و در مجموع ۲۰۰ هزار افغانی پرداخت کند.
طالبان در سال ۱۴۰۳ کسبوکارهایی را که فروش سالانه آنها کمتر از دو میلیون افغانی است، از پرداخت مالیات ثابت معاف اعلام کرده بود.
با این حال، این دکاندار گفت که بسیاری از دکانداران کوتهسنگی کمتر از دو میلیون افغانی در سال فروش دارند، اما با وجود آن، مالیات سنگینی بر آنها وضع شده است. او افزود که فروش سالانه دکان خودش نیز کمتر از دو میلیون افغانی است و برخی دکانداران حتی کمتر از یک میلیون و ۳۰۰ هزار افغانی در سال فروش دارند.
این دکاندار گفت که مأموران طالبان از دکانداران میخواهند مالیات تثبیتشده را همان روز پرداخت کنند و در نهایت، تنها یک روز دیگر به آنان مهلت میدهند. به گفته او، اگر دکانداران نتوانند در این مدت مالیات را بپردازند، دکانهایشان مهر و لاک میشود.
او افزود که روز چهارشنبه شماری از دکانها به دلیل نپرداختن مالیات مهر و لاک شدند.
به گفته این دکاندار، دکانهای منطقه کوتهسنگی کالاهای مختلف، از مواد ساختمانی گرفته تا پوشاک، میفروشند. به گفته او، حدود هزار دکان که در منطقه که مربوط ناحیه سوم کابل میشود، فعالیت دارند.
دکانداران میگویند افزایش سنگین مالیات مشکلات اقتصادی زیادی برای آنان ایجاد کرده و ادامه فعالیت تجارتی را برای بسیاری از آنها دشوار ساخته است.
آنان از اداره طالبان میخواهند دلیل این افزایش شدید را بهصورت شفاف توضیح دهد، موضوع معافیت مالیاتی سال گذشته را بررسی کند و برای حل مشکلات دکانداران تصمیم عادلانه بگیرد.
طالبان پس از بازگشت به قدرت در اسد ۱۴۰۰، تمرکز بیشتری بر جمعآوری عواید داخلی، از جمله مالیات و عواید گمرکی، گذاشته است.
بر اساس تازهترین گزارش بانک جهانی، عواید مالیاتی طالبان در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۱۲٫۵ میلیارد افغانی رسید که در مقایسه با ماه مشابه سال گذشته ۳۸ درصد افزایش را نشان میدهد.
این در حالی است که سازمان ملل متحد و نهادهای بینالمللی بارها درباره وضعیت دشوار اقتصادی افغانستان، فقر و بیکاری گسترده در این کشور هشدار دادهاند.
شورای ایمنی و سلامت کارگران ترکیه، اعلام کرد که در دو سال گذشته دستکم ۲۵ کارگر افغان در این کشور جان باختهاند. در تازهترین مورد، یک جوان ۲۵ ساله افغان سهشنبه هنگام کار در مزرعه جان باخت.
این نهاد در مجموع مرگ ۱۷ هزار و ۳۶ کارگر را در ۹ ماه نخست امسال در ترکیه ثبت کرده است.
این شورا در گزارشی گفته است که در حال حاضر هر ماه بیش از ۲۰۰ کارگر هنگام کار در این کشور کشته میشوند.
این نهاد در تازهترین گزارش ماهانه خود برای ماه سپتامبر، مرگ ۲۲۶ کارگر را ثبت کرده است که بیشترین مرگ کارگران در بخشهای ساختمانی، زراعت و ترانسپورت ثبت شده است. این شورا میگوید ممکن است شمار واقعی کارگران جانباخته حتی بیشتر باشد.
مرگ دستکم ۲۵ کارگر افغان در دو سال
آمار شورای ایمنی و سلامت کارگران ترکیه همچنان نشان میدهد که در سال گذشته، دستکم ۱۲ کارگر افغان در رویدادهای مختلف در این کشور جان باختهاند. در سال پیش از آن نیز مرگ ۱۳ کارگر افغان ثبت شده بود.
پس از شهروندان سوریه، افغانها بیشترین موارد مرگومیر ناشی از حوادث حین کار را در میان کارگران این کشور به خود اختصاص دادهاند.
شورای ایمنی و سلامت کارگران ترکیه میگوید بسیاری از کارگران مهاجر در شرایط دشوار و بدون حمایت کافی کار میکنند.
مرگ یک کارگر جوان افغان در قونیه
در تازهترین مورد، اسماعیل گیلانی، کارگر ۲۵ ساله افغان، در منطقه جیهانبیلی ولایت قونیه ترکیه، هنگام برداشت چغندر جان باخته است.
اسماعیل گیلانی
اقارب این جوان به افغانستان اینترنشنال گفتند اسماعیل گیلانی در کنار دستگاه برداشت چغندر کار میکرد که دستگاه ناگهان واژگون شد.
به گفته آنان، اسماعیل باشنده ولسوالی خاک سفید ولایت فراه بود. او هفت سال پیش برای کار از افغانستان خارج شد و پس از دو سال کار در ایران، پنج سال گذشته را در ترکیه سپری کرد.
گیلانی نامزد داشت و نامزدش در افغانستان زندگی میکند.
اعضای خانواده او به افغانستان اینترنشنال گفتند که اسماعیل به گونه غیررسمی کار میکرد و بیمه حمایتی نداشته است.
بر اساس قوانین ترکیه، کارگران خارجی برای اشتغال به جواز کار یا معافیت از آن نیاز دارند. کارفرمایان نیز موظفاند کارگران خود را مطابق مقررات در نظام بیمه اجتماعی ثبت کنند.
برداشت چغندر در مزارع ترکیه
سازمان تأمین اجتماعی ترکیه میگوید که کارگران بدون بیمه از بسیاری از حمایتهای قانونی محروم میشوند. از جمله، ممکن است در صورت آسیبدیدگی هنگام کار نتوانند از کمکهای مالی بیمه استفاده کنند. خانوادههای آنان نیز ممکن است پس از مرگ کارگر از مستمری بازماندگان محروم شوند.
این نهاد میگوید بسیاری از کارگران مزارع ترکیه بهصورت فصلی و بدون ثبت رسمی کار میکنند. آنان در صورت بیماری، آسیبدیدگی یا از دست دادن توانایی کار، با خطر قطع درآمد روبهرو هستند.
در سال ۲۰۱۹، یک خبرنگار جنگی پولندی و پسر وزیر پیشین خارجه پولند، همسر روستبارش را قانع کرد تا هزاران کیلومتر راه را با موتر طی کنند و به کشوری بروند که بسیاری آن را تنها از تیترهای خبرهای جنگ میشناختند.
نتیجه این سفر، تجربهای بود که زندگی آنها را تغییر داد، الهامبخش نگارش یک کتاب شد و دوستیهایی را شکل داد که تا امروز آنان را با افغانستان پیوند داده است.
برای سالها، اندژی میلر از افغانستان برای همسرش، الینور، قصه میکرد.
نه از افغانستانی که در خبرهای فوری، نشستهای نظامی یا گزارشهای جنگی دیده میشود؛ بلکه از افغانستانی که او در دوران خبرنگاریاش شناخته بود: سرزمینی با مناظر شگفتانگیز، تاریخ کهن و مهمتر از همه، مردمانی کمنظیر.
اندژی میگوید: «من بهعنوان خبرنگار در افغانستان کار کرده بودم. گاهی فرصت داشتم در نقاط مختلف کشور سفر کنم و عاشق افغانستان شده بودم. بعد از سالها میخواستم این کشور فوقالعاده و منحصربهفرد را به همسرم نشان بدهم.»
او یک کمپر دستدوم در وارسا خرید، وسایل سفر را جمع کرد و همراه الینور راهی جاده شد. مقصد نهایی آنها کابل بود.
سفر به دنیایی دیگر
برای الینور، افغانستان پیش از آنکه از مرز واردش شود، در ذهنش شکل گرفته بود.
او میگوید: «اندژی همیشه درباره افغانستان برایم داستان تعریف میکرد. همیشه میگفت این کشور و مردمانش چیزی هستند که در هیچ جای دیگری ندیدهای و باید خودت آن را تجربه کنی».
اما هیچچیز او را برای نخستین مواجهه با افغانستان آماده نکرده بود.
«مثل این بود که وارد دنیای دیگری شده باشم. انگار در یک فیلم تخیلی از دری عبور میکنی و وارد جهانی متفاوت میشوی. همهچیز تازه و متفاوت بود».
یکی از نخستین صحنههایی که هنوز در ذهنش مانده، مربوط به لحظه ورود به افغانستان است.
«اولین چیزی که به یاد دارم، یک اتاقک کوچک نگهبانی در مرز اسلامقلعه هرات بود. یک نگهبان داخل آن نشسته بود و من میخواستم کنار او بنشینم. همهچیز برایم متفاوت و جالب بود».
فراتر از تیترهای خبری
هرچند کوهها، بناهای تاریخی و گذشته افغانستان هر دو مسافر را تحت تأثیر قرار داد، اما اندژی میگوید روح اصلی این سفر مردم افغانستان بودند.
این سفر تا حدی به جستوجوی دوستان قدیمی و همکارانی تبدیل شد که او در سالهای خبرنگاریاش در افغانستان با آنها آشنا شده بود.
او میگوید: «همکار مورد علاقه من نه خواندن بلد است و نه نوشتن. شماره تماسش را نداشتم و آدرسش را هم نمیدانستم، اما آدم فوقالعادهای بود».
پیدا کردن او آسان نبود، اما ارزشش را داشت.
اندژی میگوید: «نمیتوانستم برای الینور توضیح بدهم که چه آدمهایی را در افغانستان خواهد دید. مهمترین بخش این سفر برای من دیدن کسانی بود که در زندگیام نقش مهمی داشتند».
در جریان این سفر، از هرات تا پنجشیر و بامیان، این زوج بارها مهمان خانهها و خانوادههای افغان شدند.
برای الینور، ارتباط با مردم مهمترین بخش سفر بود.
او میگوید: «برای من احترام گذاشتن به سنتها کاملا طبیعی بود. میخواستم بدانم یک زن افغان چه احساسی دارد».
او هنوز واکنش دوستان افغانش را زمانی که برای نخستینبار با حجاب از خانه بیرون رفت، به یاد دارد.
«چقدر زیبا شدهای.» برایم جالب بود، چون وقتی چادر پوشیده بودم، آنها فکر میکردند «زیباتر به نظر میرسم».
از پنجشیر تا بامیان
هر ولایت برای آنها داستان متفاوتی داشت.
در پنجشیر، مهمان یک مترجم سابق شدند و در کنار او زندگی روزمره مردم دره را از نزدیک تجربه کردند.
در بامیان نیز از محل بوداهای عظیمی دیدن کردند که طالبان در سال ۲۰۰۱ آنها را ویران کرد.
الینور میگوید: «بیش از هر چیز، دیدن بوداهای ویرانشده مرا تحت تأثیر قرار داد. بارها به آن حفرههای خالی در دل کوه نگاه میکردیم و آن صحنه برای همیشه در ذهنم ماند».
تجربههای این سفر بعدها به کتابی با عنوان «سفر جادهای به کابل» تبدیل شد؛ اثری که ترکیبی از ماجراجویی، دوستی، تاریخ و طنز است.
به گفته اندژی، خوانندگان واکنش احساسی زیادی به این کتاب نشان دادهاند.
این کتاب حتی در ایتالیا نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ جایی که بسیاری از خوانندگان مسنتر هنوز سفرهای دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ به افغانستان را به یاد دارند؛ زمانی که این کشور یکی از توقفگاههای مشهور مسیر معروف «هیپیها» بود و هزاران گردشگر غربی از اروپا راهی جنوب آسیا میشدند.
اندژی میگوید: «آنها مسیر ما را میشناسند. واکنشها واقعا شگفتانگیز بوده است».
وقتی افغانستان سقوط کرد
اما رابطه اندژی و الینور با افغانستان پس از بازگشت به اروپا پایان نیافت.
در تابستان ۲۰۲۱ و همزمان با پیشروی سریع طالبان، اندژی به این نتیجه رسیده بود که دولت افغانستان سقوط خواهد کرد.
چند هفته پیش از سقوط کابل، او جمعآوری کمک مالی برای دوستان افغانش را آغاز کرد.
او میگوید: «وقتی حکومت سقوط کرد، کمکهای مالی ناگهان چند برابر شد. مردم هر دقیقه پول میفرستادند».
در ابتدا این کمکها صرف تهیه اسناد یا انتقال افراد به کشورهای همسایه میشد، اما بهتدریج فعالیتهای او ابعاد گستردهتری پیدا کرد.
برخی دوستانش در دولت پولند از او خواستند در روند تخلیه افغانها کمک کند.
ماهها تلفن او لحظهای خاموش نمیشد.
«هر روز و هر شب پیام دریافت میکردم. افغانها شماره مرا از طریق دوستان و آشنایان پیدا میکردند».
او تخمین میزند که به دهها نفر برای خروج از افغانستان یا نجات از شرایط خطرناک کمک کرده است.
یکی از پروندهها به شش مهندس فناوری معلوماتی افغان مربوط میشد که در نزدیکی مرز پولند و بلاروس گیر مانده بودند. ماجرا زمانی آغاز شد که یکی از دوستان افغانش از هرات نیمهشب برایش پیام فرستاد.
«گوش کن اندژی، شش انجنیر آیتی نزدیک خانه تو هستند. میتوانی بررسی کنی چه اتفاقی برایشان افتاده؟»
آن جوانان در آن زمان در سمت بلاروسی مرز سرگردان بودند. اندژی میگوید چندین روز برای کمک به آنها تلاش کرد و سرانجام توانست حمایت برخی سیاستمداران و خبرنگاران پولندی را نیز جلب کند.
او میگوید: «پس از تلاشهای فراوان بالاخره موفق شدیم آنها را نجات دهیم. امروز در آلمان زندگی امنی دارند».
الینور نیز نقش فعالی در این کمکها داشت.
او در هماهنگی کمک به پناهجویان افغان در پولند سهم گرفت و با زنان افغان که در جریان سفر با آنها آشنا شده بود، در تماس ماند.
یکی از دوستانش حاضر نبود افغانستان را ترک کند، زیرا نمیتوانست خانوادهاش را تنها بگذارد.
سالها بعد، همان زن سرانجام همراه همسرش به اروپا رسید.
الینور با لبخند میگوید: «این هم بخشی از داستان ماست».
فراتر از روایتهای اینفلوئنسرها
پنج سال پس از آن سفر جادهای، افغانستان هنوز بخشی از زندگی این زوج است.
اندژی همچنان تحولات افغانستان را دنبال میکند و هر زمان که بتواند با دوستان افغانش در تماس میماند. او امیدوار است روزی دوباره به این کشور برگردد؛ هرچند این تصمیم برایش با تردید و نگرانی همراه است.
او میگوید: «دلم برای افغانستان تنگ شده است. کمی از رفتن دوباره میترسم، اما میخواهم برگردم».
آنچه بیش از همه او را آزار میدهد، موجی از ویدیوهای شبکههای اجتماعی است که این روزها توسط برخی اینفلوئنسرها و یوتیوبرهای غربی از افغانستان منتشر میشود.
به باور او، بسیاری از این محتواها افغانستان را صرفا بهعنوان یک مقصد عجیب و جذاب گردشگری نشان میدهند و واقعیتهای پیچیده و تاریخی این کشور را نادیده میگیرند.
او میگوید: «صادقانه بگویم، این ویدیوها را خاموش میکنم. شاید دارم پیر میشوم، اما واقعا آزارم میدهند. در این ویدیوها فقط آدمهایی را میبینید که دوچرخهسواری میکنند یا با طالبان دست میدهند. بله، شاید امروز سفر در بعضی مناطق امنتر از قبل باشد، اما این فقط بخشی از داستان افغانستان است».
اندژی میگوید خودش هم دوست دارد روزی گروهی از گردشگران پولندی را به افغانستان ببرد، اما نه برای تکرار همین تصاویر سطحی.
«میخواهم مردم تاریخ افغانستان را بشناسند. آنچه امروز میبینیم فقط فصل کوتاهی از تاریخ این کشور است و هیچکس نمیداند پایانش چه خواهد بود».
از نگاه او، افغانستان بسیار فراتر از تصویری است که در ویدیوهای چنددقیقهای شبکههای اجتماعی دیده میشود. کشوری با زیباییها، رنجها، مقاومت و تاریخی که نمیتوان آن را در چند کلیپ کوتاه خلاصه کرد.
افغانستان در خانهای در پولند
وقتی از الینور میپرسم چه چیزی را بیشتر از همه به یاد میآورد، پاسخ او از زبان تا غذا را در بر میگیرد.
او هنوز تلاشهایش برای یادگیری واژههای فارسی-دری را به یاد دارد و با خنده تعریف میکند که هر کلمه تازه برایش یک ماجراجویی کوچک بود.
غذاهای افغانستان نیز تأثیری فراموشنشدنی بر او گذاشتهاند.
او میگوید: «هر چیزی که در افغانستان خوردم، دوصد برابر خوشمزهتر از هر غذایی بود که قبل از آن چشیده بودم».
اما شاید مهمترین چیزی که هر دو از افغانستان به یاد دارند، چیزی باشد که به سختی بتوان آن را در قالب کلمات توصیف کرد. نه کوهها، نه بناهای تاریخی و نه حتی سفر طولانی از ورشو تا کابل.
بلکه گرمی و مهربانی مردمی که در طول مسیر با آنها روبهرو شدند.
این سفر قرار بود افغانستان را به الینور معرفی کند، اما در پایان، افغانستان بخشی از زندگی هر دوی آنها شد؛ از دوستیهایی که در هرات و بامیان شکل گرفت تا پرچم افغانستان که بر فراز خانه شان در پولند به اهتزاز درآمده است.
و اگر روزی دوباره به افغانستان برگردد، شاید فصل تازهای از این داستان نوشته شود. یا شاید، همانطور که الینور میگوید، «افغانستان دیگری» برای کشف کردن در انتظار باشد.
مقامهای پاکستانی میگویند که ارتش این کشور پس از اصابت یک گلوله به خانهای در منطقه انگور اده در وزیرستان جنوبی و کشتهشدن یک غیرنظامی، چندین پاسگاه طالبان را در امتداد مرز منهدم کرده است.
به گفته این مقامها، پنج عضو دیگر این خانواده زخمی شدهاند.
خبرگزاری اسوشیتدپرس گزارش داد که نیروهای طالبان با شلیک گلولههای هاوان، مناطق مسکونی و بازار انگور اده در ایالت خیبرپختونخوا را هدف قرار دادهاند.
براساس این گزارش، یکی از گلولهها به خانهای اصابت کرده که در نتیجه آن یک نفر کشته و پنج عضو دیگر خانواده زخمی شدهاند. شماری از دکانهای بازار این منطقه نیز آسیب دیدهاند.
سمر هارون بیلور، مقام محلی ایالت خیبرپختونخوا، روز سهشنبه، در شبکه اجتماعی اکس به نقل از منابع امنیتی نوشت که طالبان مناطق مسکونی انگور اده را هدف قرار دادهاند. او افزود که این حمله خشم باشندگان محل را برانگیخته و ارتش پاکستان در واکنش، چندین پاسگاه طالبان را در عملیاتی تلافیجویانه منهدم کرده است.
یک مقام محلی در وزیرستان جنوبی نیز گفت که نیروهای طالبان بدون تحریک قبلی به خانههای غیرنظامیان و دکانهای بازار انگور اده تیراندازی کردهاند.
به گفته این مقام، نیروهای پاکستانی مستقر در امتداد مرز به این حملات «بهشدت و بهگونه موثر» پاسخ دادهاند.
فیصل کریم کندی، والی خیبرپختونخوا، حمله به مناطق مسکونی و بازار انگور اده را محکوم کرد و آن را «تجاوز بدون تحریک قبلی طالبان» خواند.
والی خیبرپختونخوا با انتشار بیانیهای خطاب به اداره طالبان تاکید کرد که نباید در این خصوص دچار توهم شود. او گفت اجازه تهدید مردم یا به خطر افتادن امنیت داده نخواهد شد و هرگونه تجاوز علیه پاکستان با «ارادهای تزلزلناپذیر» مواجه میشود. به گفته وی، نیروهای مسلح این کشور برای دفاع از تمامیت ارضی، از حمایت کامل ملت برخوردارند.
مقامهای پاکستانی همچنین گفتهاند که نیروهای مرزی این کشور در حالت آمادهباش قرار دارند و برای مقابله با حملات احتمالی آمادگی دارند.
طالبان تاکنون درباره این درگیری و ادعای انهدام پاسگاههایش اظهارنظر نکرده است. هنوز روشن نیست که چه عاملی باعث آغاز تبادل آتش میان دو طرف شده است.
این درگیری چند روز پس از آن رخ داد که اسلامآباد بار دیگر از طالبان خواست علیه گروههای مسلحی که به گفته پاکستان از خاک افغانستان برای انجام حملات استفاده میکنند، اقدامات مشخص انجام دهد.
تنشهای مرزی میان پاکستان و طالبان در ماههای اخیر افزایش یافته و دو طرف بارها در امتداد مرز با یکدیگر درگیر شدهاند.
پاکستان همچنین در سال جاری حملات هوایی متعددی به خاک افغانستان انجام داده و گفته است که هدف این حملات، مواضع گروههای مسلحی بوده که در پاکستان فعالیت میکنند.
اسلامآباد بارها طالبان را به پناهدادن به تحریک طالبان پاکستان، موسوم به تیتیپی، و ارتش آزادیبخش بلوچستان متهم کرده است.
تحریک طالبان پاکستان گروهی جدا از طالبان افغانستان است، اما دو گروه روابط نزدیک دارند.
طالبان این اتهامها را رد کرده و گفته است که اجازه نمیدهد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود. این گروه همچنین ناامنی در پاکستان را مسئله داخلی آن کشور میداند.
اداره طالبان با ممنوع کردن پیوند قرنیه چشم، صدها بیمار را در افغانستان از درمانی محروم کرده است که میتواند بینایی آنان را بازگرداند.
پزشکان میگویند این دستور، برنامه جدیدی را متوقف کرده است که برای درمان رایگان بیماران نیازمند در افغانستان راهاندازی شده بود.
شماری از پزشکان و بیماران به روزنامه بریتانیایی تلگراف گفتند که مقامهای طالبان به پزشکان دستور دادهاند عملیات پیوند قرنیه را متوقف کنند، زیرا این عمل مغایر با آموزههای اسلامی است.
قرنیه، لایه شفاف جلوی چشم است که نور از آن عبور میکند. آسیبدیدگی یا کدر شدن قرنیه میتواند بینایی فرد را بهشدت کاهش دهد یا باعث نابینایی شود. در برخی موارد، پیوند قرنیه میتواند بینایی بیمار را بهبود بخشد یا احیا کند.
داکتر نور زمان هاشم(نام مستعار)، از شفاخانه چشم نور در کابل، به تلگراف گفت که پزشکان این شفاخانه در ماههای اخیر ۹۰ عمل پیوند قرنیه انجام داده بودند، اما پس از دستور شفاهی طالبان، ناچار شدند این برنامه را متوقف کنند.
به گفته او، شمار بیماران در انتظار پیوند قرنیه همچنان رو به افزایش است. بیشتر این بیماران جوانانی هستند که در انفجارها، حوادث مختلف و هنگام کار با دستگاههای جوشکاری، بینایی خود را از دست دادهاند.
داکتر هاشم گفت که دههها جنگ، نظام صحی افغانستان را بهشدت آسیب زده و این کشور با کمبود متخصصان چشم و قرنیه اهدایی روبهرو است.
او افزود: «طالبان بهصورت شفاهی به ما دستور دادهاند که پیوند قرنیه را متوقف کنیم. هیچکس جرأت سرپیچی از این دستور را ندارد، زیرا خطر مجازات شدید وجود دارد.»
براساس گزارش، برنامه پیوند قرنیه در شفاخانه چشم جلالآباد نیز به دستور طالبان متوقف شده است. این برنامه به تازگی در افغانستان راهاندازی شده بود.
انجمن پزشکان پاکستانیتبار امریکای شمالی، یک نهاد خیریه مستقر در ایالت ایلینوی امریکا، از سال ۲۰۱۷ قرنیههای اهدایی را برای انجام پیوند رایگان در پاکستان فراهم میکرد.
این انجمن در سال جاری میلادی فعالیت خود را به افغانستان گسترش داد و زمینه انجام بیش از ۱۵۰ عمل پیوند قرنیه را فراهم کرد. همچنین سه متخصص چشم افغان برای انجام این عملها در پیشاور پاکستان آموزش دیدند.
داکتر فواد ظفر، مسئول برنامه پیوند قرنیه این انجمن و رئیس بنیاد ظفر میر در امریکا به تلگراف گفت که از آغاز این برنامه در سال ۲۰۱۷ تاکنون، حدود ۱۰ هزار بیمار در پاکستان از خدمات آن بهرهمند شدهاند.
او افزود که حدود چهار ماه پیش، این برنامه به افغانستان گسترش یافت، زیرا صدها بیمار در این کشور به پیوند قرنیه نیاز داشتند. اما دستور طالبان، ادامه فعالیت آن را با مانع جدی روبهرو کرده است.
این انجمن در بیانیهای از طالبان خواسته است که ممنوعیت را لغو کند و اجازه دهد پزشکان بار دیگر عملهای پیوند قرنیه را انجام دهند. این نهاد تأکید کرده است که مردم افغانستان پس از دههها جنگ، بیش از هر زمان دیگری به خدمات تخصصی درمانی نیاز دارند.
بیمارانی که امید بازگشت بینایی خود را از دست دادهاند
تلگراف در گزارش خود به سرگذشت شماری از بیمارانی پرداخته است که به دلیل ممنوعیت پیوند قرنیه، از درمان محروم شدهاند.
سلامت خان، فروشنده آب نیشکر در کابل، در سال ۲۰۲۳ بر اثر انفجار یک بالون گاز بینایی خود را از دست داد. او پس از آگاهی از برنامه پیوند رایگان قرنیه، به شفاخانه مراجعه کرد و قرار بود در ماه سنبله عمل شود. اما، پزشکان بعداً به او اطلاع دادند که این برنامه از ماه اسد به دستور طالبان متوقف شده است.
خدیجه بیگم، زن ۴۰ سالهای که در انفجاری در جلالآباد از ناحیه چشم آسیب دیده، از دیگر بیمارانی است که چشمانتظار ازسرگیری این برنامه است.
او گفت که دو ماه پیش در شفاخانه چشم جلالآباد برای پیوند قرنیه ثبتنام کرده بود، اما ماه گذشته به او خبر دادند که طالبان این عمل را به دلیل مغایرت با آموزههای اسلامی ممنوع کرده است.
طالبان: خریدوفروش اعضای بدن خلاف کرامت انسانی است
پیش از این، وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان اعلام کرده بود که براساس بند هفتم ماده ۱۸ قانون این وزارت، خریدوفروش و استفاده از اعضای بدن انسان، از جمله گرده، جگر، چشم و مو ممنوع است.
این وزارت هدف از این ممنوعیت را حفظ عزت و کرامت انسانی عنوان کرده و گفته بود: «بدن انسان حرمت خاص دارد و اعضای آن نباید در هیچ حالتی وسیله تجارتی و سودجویی شود.»
وزارت امر به معروف طالبان همچنین تأکید کرده بود که خرید و استفاده از اعضای بدن انسان با کرامت انسانی و احکام شریعت اسلامی سازگار نیست.
با این حال، در توضیحات منتشرشده این وزارت روشن نشده بود که آیا ممنوعیت خریدوفروش اعضای بدن، پیوند قرنیه اهدایی برای درمان بیماران را نیز شامل میشود یا خیر.
اکنون پزشکان به تلگراف گفتهاند که طالبان با استناد به ملاحظات شرعی، بهصورت شفاهی دستور توقف این عملها را صادر کرده است. این در حالی است که قرنیههای مورد استفاده در برنامه خیریه یادشده اهدایی بوده و بیماران برای دریافت آنها پولی پرداخت نمیکردند.