نماینده ایرانیتبار کانگرس خواستار پایبندی امریکا به تعهداتش در قبال افغانها شد

یاسمین انصاری، نماینده ایرانیتبار کانگرس امریکا از اداره ترامپ خواست پروازهای اخراج پناهجویان افغان به کشورشان را فورا متوقف کند.

یاسمین انصاری، نماینده ایرانیتبار کانگرس امریکا از اداره ترامپ خواست پروازهای اخراج پناهجویان افغان به کشورشان را فورا متوقف کند.
او تاکید کرد که ایالات متحده باید به تعهدات اخلاقی و قانونی خود برای حمایت از افرادی که در صورت بازگشت با آزار و اذیت و خطر مرگ روبهرو میشوند، پایبند بماند.
نماینده دموکرات آریزونا در مجلس نمایندگان امریکا روز سهشنبه، دوازدهم عقرب در یادداشتی در شبکه اجتماعی اکس نوشت که از برنامه اداره ترامپ برای اخراج دهها پناهجوی افغان «وحشتزده» است.
یاسمین انصاری با ابراز نگرانی افزوده است که در میان این افراد، اعضای خانواده کسانی حضور دارند که در کنار نیروهای امریکایی کار کردهاند و دستکم یک فرد از جامعه الجیبیتیکیو نیز شامل آنان است.
او تاکید کرده است که اداره ترامپ در بحبوحه جنگ جاری و خطر تشدید بیشتر تنشها، همچنان در پی سازماندهی پرواز اخراج گسترده شهروندان ایرانی به کشورشان است.
پیشتر گزارش شد که اداره ترامپ دهها مهاجر افغان را در ایالت لوئیزیانا بازداشت کرده و قصد دارد آنان را از طریق پاکستان به افغانستان اخراج کند. شمار این افراد بیش از ۱۵۰ نفر اعلام شده است.
این نماینده کانگرس تاکید کرده است که بسیاری از پناهجویان افغان و ایرانی، مخالفان سیاسی، فعالان و اقلیتها هستند که در صورت اخراج به کشورهایشان، ممکن است با آزار و اذیت و حتی مرگ روبهرو شوند.
پیشتر نیز ۶۶ عضو کانگرس امریکا در نامهای خواستار لغو پرواز اخراج بیش از ۱۵۰ پناهجوی افغان شده و هشدار داده بودند که اخراج این افراد به افغانستان ممکن است جان همکاران پیشین نیروهای امریکایی را به خطر بیندازد.
شهربانو سادات، کارگردان افغان، در جشنواره بینالمللی فیلم توکیو گفت که زنان در صنعت سینما با تبعیض ساختاری روبهرو هستند. او کمبود بودجه و ناآگاهی نهادهای تامین مالی را از عوامل اصلی نابرابری میان زنان و مردان فیلمساز دانست.
خانم سادات که اکنون در آلمان زندگی میکند، در نشستی درباره آینده سینمای زنان گفت که تبعیض علیه زنان از مراحل توسعه و تامین بودجه فیلمها آغاز میشود.
این نشست در چارچوب جشنواره بینالمللی فیلم توکیو برگزار شد و یلنا ماکسیموویچ، کارگردان صربستانی، نیز در آن حضور داشت.
خانم سادات با اشاره به موانع فیلمسازی در افغانستان گفت: «یک مافیای فرهنگی متشکل از گروهی مردان سالخورده وجود دارد که شما بهعنوان یک زن هرگز نمیتوانید وارد آن شوید.»
او افزود که زنان برای دستیابی به فرصتها و امتیازهای برابر با مردان، ناچار به تسلیم شدن و سازش هستند.
این کارگردان افغان گفت که برای ادامه فعالیت سینمایی، راه همکاری با صنعت فیلمسازی اروپا را در پیش گرفته است. با این حال، به گفته او، زنان در نظام تامین مالی سینمای اروپا نیز با نابرابری روبهرو هستند.
خانم سادات گفت: «فیلمسازی در افغانستان جرم است. در اروپا وضعیت تا این اندازه شدید نیست، اما تبعیض بنیادی است و در خود نظام وجود دارد.»
شهربانو سادات که امسال عضو هیئت داوران بخش مسابقه جشنواره فیلم ونیز بود، از حضور کمرنگ زنان در این رقابت انتقاد کرد.
به گفته او، از میان ۲۰ فیلم حاضر در بخش مسابقه ونیز، تنها یک فیلم را یک کارگردان زن ساخته بود. این فیلم با عنوان «زن ناشناس»، به کارگردانی می الطوخی، در نهایت جایزه اصلی جشنواره، شیر طلایی، را دریافت کرد.
خانم سادات گفت که برخی فیلمهای ساختهشده به دست مردان در بخش مسابقه کیفیت پایینی داشتند، اما آثار زنان فیلمساز با معیارهای سختگیرانهتری ارزیابی میشوند.
او افزود: «کارگردانان زن اجازه ندارند فیلم بد بسازند.»
به باور سادات، زنان فیلمساز باید مانند مردان فرصت تجربه کردن و حتی اشتباه کردن داشته باشند. او گفت انتظار بینقص بودن از زنان، فشار بیشتری بر فعالیت حرفهای آنان وارد میکند.
تازهترین فیلم شهربانو سادات با عنوان «مردان خوب وجود ندارند»، افتتاحکننده هفتادوششمین جشنواره فیلم برلین بود و سپس در جشنواره بینالمللی فیلم توکیو به نمایش درآمد.
او در این نشست با اشاره به وضعیت افغانستان گفت: «ما از کشوری جنگزده میآییم و مردم کشور ما کاملا درگیر زنده ماندن هستند. ما به آینده فکر نمیکنیم، به زمان حال فکر میکنیم.»
خانم سادات افزود که تغییر میتواند از اقدامهای کوچک آغاز شود و نباید برای تحولات بزرگ منتظر ماند. به گفته او، این تغییرها بهتدریج و در یک دوره طولانی شکل میگیرند.
صنم، ۱۸ ساله، درباره زندگی در حاکمیت طالبان در هرات میگوید که «شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفتهاند.» او و شماری از زنان دیگر در گفتوگو با روزنامه لوموند از ترس بازداشت، آموزش مخفیانه، محرومیت از زندگی اجتماعی و امید به ترک افغانستان سخن گفتهاند.
صنم (نام مستعار) به روزنامه لوموند گفت که بازگشت طالبان به قدرت زندگی او را دگرگون کرده است. او نخست از ادامه تحصیل در مکتب محروم شد و سپس آموزشگاه مخفیای که در آن زبان انگلیسی تدریس میکرد، تعطیل شد.
صنم روز ۱۹ جوزای امسال همراه پدر و مادرش به محل تجمع معترضان در منطقه جبرئیل هرات رفت. این تجمع در اعتراض به بازداشت دهها زن به اتهام رعایت نکردن پوشش مورد نظر طالبان برگزار شده بود. او میگوید که سرکوب این اعتراض بیش از هر رویداد دیگری بر زندگیاش تأثیر گذاشت.
او هنوز از موتر پیاده نشده بودند که تیراندازی آغاز شد. صنم به لوموند گفت: «مردم به هر طرف میدویدند. صدای گلولهها را شنیدم و ترس را در چهرههای مردم میدیدم. خیلی زود برگشتیم و به خانه رفتیم.»
مژده، خاله صنم که پیش از ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از ۱۲ سال در یکی از مکاتب تدریس میکرد، گفت: «هنوز نمیدانیم آن روز چند نفر کشته و زخمی شدند. طالبان تمام اطلاعات را مسدود کرده است.»
براساس گزارش یوناما، در جریان سرکوب این تجمع یک پسر ۱۱ ساله کشته شد. کارشناسان سازمان ملل بعداً از کشته شدن یک نفر دیگر و زخمی شدن بیش از ۲۰ نفر خبر دادند.
صنم میگوید که سرکوب این اعتراض آخرین امیدهایش را برای بهبود وضعیت از بین برد. او افزود: «من به ناامیدترین دختر دنیا تبدیل شدم.»
پس از این رویداد، ترس بر زندگی روزمره صنم و خانوادهاش سایه انداخته است. او که پیشتر با روسری، لباس بلند و ماسک از خانه بیرون میرفت، اکنون برای جلوگیری از جلب توجه، چادر بلند میپوشد.
صنم پس از محرومیت از ادامه تحصیل، همراه مادرش، خدیجه، در یک آموزشگاه مخفی در هرات تدریس میکرد. او زبان انگلیسی و مادرش ریاضی درس میداد.
برای پنهان نگه داشتن فعالیت این مرکز آموزشی، بر سردر آن تابلویی با عنوان «مکتب قرآنی» نصب کرده بودند. صنفها ساعت شش صبح یا هفت شب برگزار میشد تا کمتر توجه دیگران را جلب کند.
اما در بهار امسال، چند مرد در اطراف آموزشگاه دیده شدند که درباره فعالیت آن از همسایهها پرسوجو میکردند.
صنم گمان میکند که این افراد از اعضای طالبان بودند. مسئولان آموزشگاه نیز از ترس بازجویی و بازداشت تصمیم گرفتند صنفها را تعطیل کنند.
صنم، نجیبه و مادرانشان پیشتر تلاش میکردند با انتشار ویدیو در شبکههای اجتماعی، محدودیتهای طالبان علیه زنان را محکوم کنند. آنان برای پنهان نگه داشتن هویت خود وانمود میکردند که باشندگان کابل هستند.
اما پس از سرکوب اعتراض ۱۹ جوزا، فعالیتهای اعتراضی خود را متوقف کردند و از تمام گروههای واتساپی که در آنها عضویت داشتند، بیرون شدند.
نجیبه، دخترخاله ۱۸ ساله صنم، به لوموند گفت که از گرفتن عکس سلفی میترسد و تمام اطلاعات شخصی و مطالبی را که ممکن است برایش دردسر ایجاد کند، از تلفن خود پاک کرده است.
او میگوید گاهی شب پیش از بیرون رفتن از خانه خوابش نمیبرد، زیرا نگران است که افراد طالبان در خیابان او را متوقف کنند.
صنم با یادآوری زندگی در هرات پیش از بازگشت طالبان گفت: «پیش از این هرات زنده بود. خیابانها پر از دختران و زنان جوانی بود که به مکتب یا دانشگاه میرفتند. صدای خنده آنها در پارکها، رستورانتها و کافهها شنیده میشد.»
او افزود: «غمانگیزترین بخش ماجرا این است که شهر هنوز سر جایش است، اما هوای نفس کشیدن را از ما گرفتهاند.»
خدیجه، مادر صنم، نیز در توصیف زندگی کنونی زنان گفت: «ما زندانی شدهایم.»
به گفته این دختران، ترس از طالبان حتی به گفتوگوهای اینترنتی آنان نیز راه یافته است. صنم گفت: «ما از گفتن نام طالبان خودداری میکنیم، چون میترسیم. وقتی درباره آنها حرف میزنیم، بهجای طالبان میگوییم جالبان.»
این دختر ۱۸ ساله میگوید که حاضر است هر زبانی را یاد بگیرد، اگر بتواند فرصتی برای ترک افغانستان پیدا کند. او با چشمانی اشکآلود به لوموند گفت: «همه زنان افغانستان را فراموش کردهاند. بورسیهها و فرصتها هیچوقت نصیب ما نمیشوند.»
وقتی خبرنگار لوموند از او پرسید که دوست دارد در چه رشتهای تحصیل کند، بدون تردید پاسخ داد: «رشته برایم مهم نیست. فقط میخواهم از این کشور بروم.»
این زنان میگویند که دیگر اجازه ورود به بسیاری از مکانهای عمومی شهر را ندارند. خدیجه میگوید که گاهی همراه دخترش به نزدیکی چهار منار مشهور هرات میرود، اما زنان دیگر اجازه ورود به این محل را ندارند و تنها میتوانند منارها را از دور تماشا کنند.
نجیبه میگوید که دیدار با دوستانش تقریباً ناممکن شده است: «کجا میتوانیم برویم؟ هیچ جا، جز چند رستورانت که بسیار گران هستند.»
مژده، خاله صنم و آموزگار پیشین مکتب، برای حفظ ارتباط با دوستانش راه متفاوتی پیدا کرده است. او هر دو هفته یکبار در قبرستانی در هرات با گروهی از زنان جمع میشود و درباره کتابها گفتوگو میکند.
مژده به لوموند گفت که آنان کتابهایی مانند «کوری» اثر ژوزه ساراماگو و «اتاقی از آن خود» اثر ویرجینیا وولف را خواندهاند.
او درباره دلیل انتخاب قبرستان برای محفل کتابخوانی گفت: «مردهها به ما آسیب نمیرسانند، این زندهها هستند که به ما آسیب میرسانند.»
در کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان آمده است که «روزی دادن تنها در اختیار خداوند است.» در این کتاب آمده که خداوند به کسی که اراده کند روزی میدهد.
پیش از ملا حسن آخند، رئیسالوزرای طالبان نیز در سخنرانی عمومی خود گفته بود که روزی دادن کار خداوند است.
با این حال منتقدان و کارشناسان حکومتداری میگویند اگر روزیدهنده خداوند است، آیا این امر مسئولیت حکومت را در قبال فقر، بیکاری، گرسنگی و تأمین نیازهای مردم از بین میبرد؟
در بخش دیگری از این کتاب آمده است که جهاد تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نخواهد کرد.
در صفحه ۱۳۸ این کتاب آمده است: «ما باور داریم که حج و جهاد به رهبری امیران مسلمان (چه صالح و چه ناصالح) تا قیامت ادامه دارد و هیچ چیز آنرا باطل نمیکند.»
طالبان روز سهشنبه، پنجم عقرب، در مقر وزارت خارجه در کابل مراسمی برای معرفی کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، برگزار کرد.
در نسخهای از این کتاب که خبرنگار افغانستان اینترنشنال بررسی کرده، آمده است که مسلمانان نباید علیه حاکمان خود شورش کنند، حتی اگر آنان مرتکب ظلم یا گناه شوند. در صفحه ۱۳۱ کتاب آمده است: «ما علیه امیران خویش بغاوت نمیکنیم. هرچند که آنها ظلم کنند و مرتکب گناه شوند.»
در ادامه همین صفحه، اطاعت از حاکمان تا زمانی که به نافرمانی از خداوند دستور ندهند، «فرض» دانسته شده است. در متن آمده است: «ما اطاعت امیران را فرض میدانیم. از اطاعت دست نمیکشیم، مادامی که به معصیت و نافرمانی خداوند متعال امر نکنند و برای صلاح، بهبود و حفاظت آنها دعا میکنیم.»
اعضای کابینه و والیان طالبان در سخنرانیهای خود در پنج سال گذشته نیز بر اطاعت از امیر حتی در صورت ارتکاب ظلم، تأکید میکند و مخالفت و شورش علیه او را مجاز نمیداند؛ مگر در شرایطی که حاکم به نافرمانی از خداوند فرمان دهد.
ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان در حوت ۱۴۰۴ از چاپ کتاب «اهل سنت و جماعت» منسوب به هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، خبر داد و آن را اثر مهمی در تبیین «عقیده درست» و عمل مطابق شریعت دانست.
از آن زمان تاکنون طالبان این کتاب را بهشدت تبلیغ و تقدیس کردهاند. از برگزاری مراسمی در مورد این کتاب در مقر وزارت خارجه در کابل تا برگزاری مسابقهای کتابخوانی در ولایتها.
امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان این کتاب را مؤثر در آموزش عقیده اسلامی دانست و به کارمندان وزارت دستور داد آن را با دقت مطالعه کنند. فقیرالله فایق، روحانی حامی طالبان در ستایش از این کتاب تا جایی پیش رفت که گفت کتاب هبتالله آخندزاده «پاسپورت و ویزای بهشت» است. آقای فایق که در مدرسه دینی نعمان ابن ثابت در کابل تدریس میکند، گفت به همه مردم لازم است کتاب هبتالله را بخوانند.
در این کتاب ۹۹ نکته درباره عقاید مسلمانان اهل سنت و جامعه از نظر رهبر طالبان مطرح شده است. از جمله عقایدی که در متون اسلامی از آن به عنوان «صفات خداوند، اسلام، ایمان به ملایک، قرآن، نبوت پیامبر اسلام، ایمان به عهد ازل، لوح محفوظ، کرسی عرش و اهل قبله نام برده میشود.
در ادامه مباحثی درباره «تفصیل ایمان، پرهیز از اختلاف، ایمان به برزخ و قیامت، عقاید اختصاصی اهل سنت و جماعت و محبت با پیامبران و سلف صالح» آمده است.
اتحادیهای تحت نام زرشویان بدخشان به تازگی از سوی وزارت معادن طالبان ایجاد شده، با واکنش معدنکاران و باشندگی محلی روبهرو شده است. مسئولان این اتحادیه میگویند که هدف از تشکیل آن، تسهیل فعالیتهای زرشویان، تقویت همکاری میان آنها و رسیدگی به مشکلات این بخش است.
رسانههای طالبان روز یکشنبه، ۱۰ عقرب، گزارش دادند که اتحادیه زرشویان بدخشان از سوی وزارت معادن و پترولیم ایجاد شده و در مراسمی در این ولایت، رئیس و اعضای آن معرفی شدهاند. این اتحادیه ۱۲ عضو دارد و شعیب احمد بهعنوان رئیس آن گماشته شده است.
رئیس این اتحادیه، تشکیل آن را یکی از نیازهای مهم بخش زرشویی در بدخشان خوانده است.
با این حال، اعلام تشکیل این اتحادیه و تعیین رئیس و اعضای آن در ۲۴ ساعت گذشته با واکنشهای گسترده باشندگان بدخشان، کارمندان ادارات طالبان، معدنکاران و کاربران شبکههای اجتماعی روبهرو شده است.
شماری از معدنکاران گفتهاند که هیچ اطلاعی از تشکیل این اتحادیه و ساختار آن نداشتهاند و تنها از طریق رسانهها از ایجاد آن آگاه شدهاند. به گفته شماری از آنان، این اتحادیه با هدف افزایش فشار بر معدنکاران و «فراهمکردن زمینه باجخواهی غیرمستقیم از سوی مسئولان وزارت معادن» ایجاد شده است.
معدنکاران بدخشانی میگویند که در روند تشکیل این اتحادیه هیچ نقشی نداشتهاند و نمیدانند اعضای آن چگونه و بر چه اساسی تعیین شدهاند.
یک منبع گفت که اتحادیه زرشویان بر اساس حکم وزارت معادن طالبان تشکیل شده است؛ در حالی که به گفته او، تشکیل اتحادیههای صنفی باید از طریق انتخابات، آگاهی و توافق تمامی اعضای صنف مربوط انجام شود.
واکنشها؛ ادارات طالبان و شرکتهای استخراج بیخبرند
در پی اعلام تشکیل این اتحادیه، یک کارمند ریاست صنعت و تجارت طالبان با انتقاد از روند ایجاد آن گفته است که تاجران و فعالان استخراج معادن طلا و زرشویی در بدخشان، که مجوز رسمی وزارت صنعت و تجارت را دارند، در ترکیب این اتحادیه حضور ندارند.
او افزوده است که ریاستهای معادن و صنعت و تجارت بدخشان نیز از تشکیل این اتحادیه آگاه نبودهاند و اعضای آن باید با آگاهی و مشارکت فعالان این صنف انتخاب میشدند.
مسئول یک شرکت استخراج طلا در بدخشان نیز به افغانستان اینترنشنال گفته است که از تشکیل اتحادیه زرشویان این ولایت هیچ اطلاعی ندارد. به گفته او، این اتحادیه بدون هماهنگی با شرکتهای استخراج طلا و زرشویان بدخشان ایجاد شده است.
شماری از کاربران شبکههای اجتماعی نیز از تشکیل این اتحادیه و تعیین مسئولان آن انتقاد کرده و به حضور افرادی از باشندگان جنوب کشور در ریاست و ترکیب آن اعتراض کردهاند.
کاربران بدخشانی در ساعتهای گذشته بهگونه گسترده به این موضوع پرداخته و نسبت به چگونگی تشکیل اتحادیه و روند تعیین اعضای آن ابراز تردید کردهاند. شماری از آنان تشکیل این اتحادیه را بخشی از تلاش طالبان برای افزایش نفوذ و تسلط بر معادن طلای این ولایت دانستهاند.
تنشها بر سر استخراج طلا در بدخشان
اختلافها بر سر استخراج طلا در دو سال گذشته در بخشهای مختلف بدخشان افزایش یافته است. شماری از باشندگان این ولایت خواستار خروج شرکتهای غیربومی از معادن شده و بارها در اعتراض به فعالیت این شرکتها دست به تظاهرات زدهاند.
درگیریها بر سر تصرف و استخراج معادن در ولسوالیهای درواز، دشتشیوه، شهر بزرگ و راغها نیز تلفات جانی زیادی برجا گذاشته است. این تنشها با گذشت هر روز شدت بیشتری گرفتهاند.
جنگ بر سر معادن طلا در بدخشان به یکی از چالشهای عمده طالبان تبدیل شده است. این گروه در کنار گماشتن افراد نزدیک به حلقه رهبری خود در ریاست معادن بدخشان، یک قطعه ویژه نظامی را نیز به این ولایت اعزام کرده است.
هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، نیز فرمانی را با هدف تنظیم فعالیتهای زرشویی صادر کرده است. این فرمان در ۲۸ ثور ۱۴۰۵ صادر شده و نسخهای از آن برای نخستینبار از سوی افغانستان اینترنشنال منتشر شده است.
مستند «محبت» ساخته جیمز لانگلی، فیلمساز امریکایی، جایزه اصلی بخش مستندهای بینالمللی جشنواره جیهلاوا در جمهوری چک را دریافت کرد. این فیلم درباره پسری ۱۲ ساله افغان است که پدرش در حمله پهپادی امریکا کشته شده و پس از آن با دشواریهای زندگی در زیر حاکمیت طالبان روبهرو شده است.
جشنواره جیهلاوا از سال ۱۹۹۷ برگزار میشود و یکی از جشنوارههای مهم سینمای مستند اروپا و بزرگترین جشنواره مستند مؤلف در اروپای مرکزی و شرقی است.
لانگلی که دو بار نامزد جایزه اسکار شده است، در گفتوگو با مجله ورایتی گفت که این مستند را با هدف آشنا کردن مخاطبان خارجی با زندگی مردم افغانستان در جریان جنگ و پس از بازگشت طالبان به قدرت ساخته است.
نام این مستند از نام شخصیت اصلی آن، محبت، پسر ۱۲ ساله افغان، گرفته شده است.
پدر محبت هنگام شکار در حمله پهپادی امریکا کشته شد. پس از مرگ او، محبت و دو برادر بزرگترش بدون سرپرست ماندند و مدتی را در یک پرورشگاه در شهر سپری کردند.
پدر محبت مردی فقیر بود که در بازاری در حاشیه کابل چای میفروخت و سرپرستی یک خانواده هفتفرزندی را بر عهده داشت.
این فیلم زندگی محبت را پس از کشتهشدن پدرش، بازگشت او به روستای خانوادگی و تلاشش برای سازگاری با شرایط تازه دنبال میکند.
لانگلی به ورایتی گفت که حمله پهپادی در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ رخ داده است. او در این گفتوگو از مایک پمپئو نیز بهعنوان یکی از مقامهای مرتبط با برنامه پهپادی امریکا در آن دوره نام برد.
این مستندساز گفت در جریان جنگ ۲۰ ساله افغانستان، شمار نامعلومی از غیرنظامیان در مناطق دورافتاده کشته شدند؛ مناطقی که خبرنگاران خارجی کمتر به آنها دسترسی داشتند. به گفته او، بسیاری از این قربانیان هیچگاه فرصت نیافتند داستان زندگی خود را بازگو کنند.
او گفت محبت نمیخواست خاطره پدرش فراموش شود و به همین دلیل، در جریان دو سال فیلمبرداری با گروه مستندساز همکاری کرد. به گفته لانگلی، محبت باور داشت که این گروه میتواند یاد پدرش را زنده نگه دارد.
لانگلی که پیشتر برای مستندهای «عراق در قطعات» و «مادر ساری» نامزد جایزه اسکار شده است، گفت هدفش از ساخت فیلم در افغانستان این است که مخاطبان غربی این کشور و زندگی مردم آن را بهتر بشناسند.
او گفت: «پس از آنکه ۲۰ سال در کشورشان جنگیدیم، به نظرم این کمترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم.»
لانگلی گفت هنگام بازدید از پرورشگاهها، کودکانی را دیده است که پدرانشان در جنگ کشته شده بودند؛ از جمله فرزندان نیروهای پولیس افغانستان که در حملات انتحاری طالبان جان باخته بودند و فرزندان جنگجویان طالبان. به گفته او، با وجود آنکه این کودکان به طرفهای مخالف جنگ تعلق داشتند، نان خود را با یکدیگر تقسیم میکردند.
او گفت کودکان در افغانستان، عراق و غزه میتوانند روایتگران مؤثری برای نشاندادن پیامدهای جنگ باشند. به باور او، مخاطبان غربی از طریق تجربههای کودکان میتوانند با واقعیت زندگی در این کشورها آشنا شوند.
محدودیت فیلمبرداری از زنان افغان
لانگلی گفت به دلیل محدودیتهای اجتماعی و خطر پیامدهای احتمالی برای زنان، نتوانسته است از زنان افغان در این مستند فیلمبرداری کند.
او توضیح داد که حضور یک زن روستایی در فیلم میتوانست برای او دردسر اجتماعی ایجاد کند و باعث شود همسایگانش برای مدت طولانی درباره حضور او در یک مستند خارجی صحبت کنند.
این مستندساز گفت زنان افغان بسیاری بهگونه پنهانی با تلفنهای آیفون خود فیلم میسازند و او نمیخواهد کاری را که آنان انجام میدهند، تکرار کند.
او افزود که خود را در جایگاهی نمیبیند که بتواند مستندی درباره زندگی زنان افغان بسازد. به گفته او، فیلمسازان زن افغان نیز با محدودیتهایی روبهرو هستند که ساخت چنین مستندهایی را برای آنان دشوار میکند.
ساخت مستندی درباره روهینگیا
لانگلی در گفتوگو با ورایتی از پروژه بعدی خود درباره نسلکشی روهینگیا در میانمار نیز خبر داد.
او گفت بخش نخست این پروژه را پیشتر با همکاری دایان وایرمن، تهیهکننده فقید شرکت «پارتیسپنت میدیا»، فیلمبرداری کرده و قصد دارد ساخت آن را ادامه دهد.
به گفته لانگلی، سال ۲۰۲۷ دهمین سالگرد عملیات نظامی میانمار علیه اقلیت مسلمان روهینگیا در سال ۲۰۱۷ است؛ عملیاتی که به کشتار گسترده و آوارگی صدها هزار نفر انجامید.
او گفت با وجود آنکه امریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا این رویدادها را نسلکشی به رسمیت شناختهاند، تاکنون مستند بلند سینمایی درباره آن ساخته نشده است. این ارزیابی را خود لانگلی مطرح کرده است.
در ساخت مستند «محبت»، الکس گیبنی، مستندساز برنده جایزه اسکار، و محمد شریف هوتک، تهیهکننده افغان، با لانگلی همکاری کردهاند.
لانگلی گفت آشنایی هوتک با روستاها و مردم محل نقش مهمی در ساخت این فیلم داشته است. به گفته او، هوتک در نزدیکی محل فیلمبرداری زندگی کرده و تجربههای مشترکی از جنگ با کودکان حاضر در مستند داشته است.
او در پایان گفت فیلمهایش بازتابدهنده دیدگاه سیاسی شخصی او هستند؛ دیدگاهی که به گفته خودش، انسانمحور و مخالف جنگ است.