رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان میگوید بخشی از تجارت دو کشور ثبت نمیشود

رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان میگوید بخشی از مبادلات تجاری میان دو کشور از مسیرهای غیررسمی انجام میشود و در آمارهای رسمی ثبت نمیشود.

رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان میگوید بخشی از مبادلات تجاری میان دو کشور از مسیرهای غیررسمی انجام میشود و در آمارهای رسمی ثبت نمیشود.
به گفته او، حجم مبادلات واقعی با احتساب حوالههای مالی خانوادههای افغان، خدمات فنی و مهندسی و معاملات ثبتنشده، حدود سه تا چهار میلیارد دالر برآورد میشود.
گزارشها نیز از قاچاق دالر از افغانستان به ایران و انتقال کالا از مسیرهای غیررسمی حکایت دارد.
کمالالدین توحید، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، گفته است که ظرفیت روابط تجارتی میان دو کشور حدود ۱۰ میلیارد دالر برآورد میشود، اما بخشی از این مبادلات بهدلیل غیررسمی بودن در آمارهای رسمی بازتاب نمییابد.
به گفته او، حجم واقعی تجارت دو کشور، با درنظرگرفتن حوالههای مالی خانوادههای افغان، خدمات فنی و مهندسی و مبادلات ثبتنشده، حدود سه تا چهار میلیارد دالر است.
او افزوده است که صادرات خدمات فنی و مهندسی خراسان رضوی به افغانستان بهتنهایی میتواند سالانه دستکم ۵۰۰ میلیون دالر باشد.
توحید گفته است که زمان انتظار و انتقال کالا در مرزها از ۱۷ روز به دو تا سه روز کاهش یافته است، اما هنوز موانعی وجود دارد و تصمیمهای گرفتهشده برای تسهیل رفتوآمد کالا باید عملی شود.
او همچنین برگزاری نمایشگاههای تخصصی در ایران و افغانستان را پیشنهاد کرده و گفته است این نمایشگاهها میتوانند به مراکز دایمی معرفی کالاها و فرصتهای تجاری تبدیل شوند.
به گفته توحید، افغانستان در بخش صادرات محصولات کشاورزی به حمایت در زمینه بستهبندی، فرآوری و دسترسی به بازار نیاز دارد و همکاری ایران میتواند در این زمینه موثر باشد.
رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان افزوده است که وزارت تجارت اداره طالبان اطلاعات فرصتهای سرمایهگذاری را آماده کرده و این اتاق میتواند زمینه آشنایی سرمایهگذاران با این فرصتها و ارتباط مستقیم آنان با طرفهای افغان را فراهم کند.
بخشی از مبادلات مالی و تجاری میان افغانستان و ایران از مسیرهای غیررسمی انجام میشود. گزارشهایی وجود دارد که دالر از افغانستان به ایران قاچاق میشود و بخشی از کالاها نیز بدون ثبت رسمی از مرزهای دو کشور عبور میکنند.
همچنین گزارشهایی وجود دارد که اداره طالبان در جریان جنگ ایران با امریکا، انتقال کالا از مسیر افغانستان به ایران را تسهیل کرده است.
پس از برهم خوردن روابط تجاری افغانستان و پاکستان و بسته شدن مسیرهای بازرگانی میان دو کشور، اداره طالبان برای گسترش روابط تجاری و استفاده از مسیرهای بدیل، به ایران روی آورده است. این وضعیت زمینه افزایش مبادلات تجاری میان ایران و افغانستان را فراهم کرده است.
عمر داوودزی، رئیس دورهای مجمع ملی برای نجات افغانستان، سالخوردگی رهبران و حضور کمرنگ جوانان در رهبری جریانهای مخالف طالبان را از ضعفهای جدی این جریانها دانست. او همچنین گفت که مخالفان سیاسی طالبان درباره همکاری با پاکستان اختلافنظر دارند.
داوودزی در گفتوگو با طاهر قادری، خبرنگار رادیو افغانستان اینترنشنال گفت: «اکثریت اعضای رهبری این اجماعهای سیاسی بین هفتاد تا هشتاد سال دارند. حضور نسل جوان در رهبری بسیار کمرنگ است و این یک نقیصه بزرگ به شمار میرود.»
او همچنین گفت که طالبان در کسب مشروعیت داخلی و جلب حمایت مردم ناکام بوده است.
داوودزی افزود: «طالبان با زور تفنگ یا سازش سیاسی آمدند و قدرت را غصب کردند. تفاهم این بود که یک اداره موقت تشکیل شود و بعد برای کسب مشروعیت به مردم افغانستان مراجعه کنند، اما هیچکدام از اینها اتفاق نیفتاد.»
محدودیت فعالیت و ضعف رهبری مخالفان
داوودزی در پاسخ به انتقادها از دستاورد اندک جریانهای سیاسی مخالف طالبان در پنج سال گذشته، گفت که شرایط لازم برای فعالیت این جریانها فراهم نبوده است. به گفته او، اگر مخالفان در داخل افغانستان حضور داشتند یا در خارج از کشور فرصت فعالیت سیاسی رسمی مییافتند، نتیجه کارشان متفاوت میبود.
او افزود که کشورهای منطقه بهتدریج فضای بیشتری برای فعالیت مخالفان سیاسی طالبان فراهم میکنند و این فرصت میتواند به انسجام آنان کمک کند.
اختلاف بر سر همکاری با پاکستان
داوودزی تأیید کرد که اعضای مجمع ملی برای نجات افغانستان درباره چگونگی تعامل با پاکستان اختلافنظر دارند.
به گفته او، برخی اعضا معتقدند که برای پایان دادن به حاکمیت طالبان باید از هر کمک ممکن، از جمله کمک کشورهای منطقه، استقبال کرد. در مقابل، شماری دیگر این رویکرد را اشتباه میدانند و میگویند که افغانستان پیشتر نیز چنین تجربهای داشته و بخشی از مشکلات کنونی حاصل همان مداخلات خارجی است.
وزیر پیشین داخله افغانستان در ارزیابی روابط طالبان و پاکستان گفت که اسلامآباد در گذشته از این گروه بهعنوان ابزاری علیه دشمنان خود استفاده کرده است. به گفته او، پاکستان از طالبان در برابر نظام جمهوریت حمایت میکرد، زیرا حکومت پیشین را به زیان منافع خود میدانست.
داوودزی معتقد است که اختلاف کنونی اسلامآباد با طالبان بیشتر بر سر سیاستهای این گروه است تا اصل حاکمیت آن. او گفت که طالبان میخواهد مانند یک حکومت مستقل عمل کند، اما پاکستان خواهان نقش تعیینکننده در روابط منطقهای افغانستان است.
تأکید بر تغییر از داخل افغانستان
رئیس دورهای مجمع ملی برای نجات افغانستان گفت که تغییر در کشور یا از درون جامعه شکل میگیرد یا بازیگران خارجی آن را تحمیل میکنند. او افزود که هنوز نشانههای آشکاری از تغییر داخلی دیده نمیشود و به تغییر تحمیلی از بیرون نیز خوشبین نیست.
داوودزی گفت: «هر تغییری که از بیرون به افغانستان بیاید، نتیجه خوبی ندارد. ما تلاش داریم تحول از درون شکل بگیرد تا دوباره گرفتار همان چرخهای نشویم که در ۴۵ سال گذشته تجربه کردهایم.»
به باور او، افغانستان به راهحلی نیاز دارد که همه طرفها در آن سهم داشته باشند.
لویه جرگه و توافق ملی
داوودزی درباره امکان مذاکره با طالبان گفت که روندهای گذشته، از جمله نشست بن و توافق دوحه، گفتوگوهای واقعی میان افغانها نبودهاند. او تأکید کرد که افغانستان برای رسیدن به توافق ملی باید به سنت سیاسی لویه جرگه تکیه کند.
او همچنین ابراز امیدواری کرد که طالبان سرانجام اصلاحات را بپذیرد و گفت: «امیدوارم این اصلاحات بدون خونریزی به وجود بیاید. من در این مورد خوشبین هستم.»
«امیدوارم سال نباشد، ماه باشد»
داوودزی در پاسخ به این پرسش که مردم افغانستان تا چه زمانی باید منتظر تغییر بمانند، گفت که نمیتواند زمان مشخصی تعیین کند، اما امیدوار است این انتظار طولانی نشود. او افزود: «امیدوارم سال نباشد، ماه باشد.»
به گفته او، بحرانهای بینالمللی افغانستان را از اولویت جامعه جهانی خارج کرده است، اما با تغییر شرایط ممکن است توجه به این کشور بیشتر شود.
داوودزی همچنین با بازگشت نیروهای خارجی به افغانستان مخالفت کرد و گفت که تجربه دو دهه گذشته نشان داده است حضور نظامی خارجی نتیجه مطلوبی نداشته است.
او افزود: «افغانستان به فرصت نیاز دارد. این فرصتها هستند که زمینه تغییر را فراهم میکنند، نه فشارها.»
عمر داوودزی پیشتر وزیر داخله، رئیس دفتر ریاستجمهوری و سفیر افغانستان در اسلامآباد بود.
امرالله صالح، از چهرههای سرشناس مخالف طالبان میگوید که پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای، بر سیاست واشنگتن در قبال افغانستان و حمایت از مخالفان طالبان تأثیری نخواهد داشت.
آقای صالح روز چهارشنبه در پیامی گفت که «دولت پنهان» یا نهادهای قدرتمند و انتخابنشده در امریکا، همچنان بر سیاست این کشور در قبال افغانستان تسلط دارند و از طالبان حمایت مالی میکنند.
آقای صالح از معدود سیاستمداران افغان است که بارها مدعی شده امریکا به طالبان کمک میکند. او کمکهای بشردوستانه بینالمللی به افغانستان را عاملی برای تقویت طالبان و نشانه حمایت واشنگتن از این گروه دانسته است.
صالح نوشت که ایالات متحده تنها در ماه جولای ۲۰۲۶ به طالبان کمک کرده است تا به ارزش یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون دالر پول افغانی را در اروپا چاپ کنند.
او در بخشی از پیامش به تماس تلفنی دونالد ترامپ با ملا عبدالغنی برادر در سال ۲۰۲۰ اشاره کرد و گفت که ترامپ آن زمان با یک «عبدُل خارجی» معامله کرد و اکنون با یک «عبدُل داخلی» در حال جنگ است.
منظور صالح از «عبدل خارجی»، ملا برادر و از «عبدل داخلی»، عبدالرحمن محمد سید، سناتور منتخب ایالت میشیگان است که در انتخابات اخیر بهعنوان نخستین مسلمان به سنای امریکا راه یافته است.
صالح در پایان از مردم خواست به جای چشمدوختن به تغییرات سیاسی در واشنگتن، بر افغانستان تمرکز کنند. او تأکید کرد که سیاست امریکا در قبال افغانستان همچنان در کنترول نهادهایی است که به گفته او طالبان را تمویل میکنند و واشنگتن برای جریانهای مخالف طالبان پیام یا رویکرد تازهای ندارد.
افغانستان در جریان کارزارهای انتخاباتی کانگرس، جایی در سخنرانیها و مواضع نامزدان مجلس نمایندگان و سنا نداشت. با این حال، شماری از نمایندگان دموکرات از اخراج پناهجویان افغان از امریکا انتقاد کرده و گفتهاند که این اقدام نشان میدهد واشنگتن به وعدههای خود به متحدان افغانش پایبند نیست.
همزمان، رنگین دادفر سپنتا، وزیر خارجه پیشین افغانستان، نیز در واکنش به نتایج انتخابات اخیر امریکا گفت که این نتایج ممکن است برای اروپاییان و دموکراتهای امریکایی مایه خوشحالی و آسودگی باشد، اما برای مردم آسیا و افریقا تغییر چندانی به همراه نخواهد داشت.
سپنتا در پیامی نوشت که سلطه سرمایهداری سفیدپوستان و نژادگرایی جهانی همچنان ادامه خواهد یافت و جهان به «روایتی قدیمی و دلیرانه» نیاز دارد.
او با اشاره به وضعیت افغانستان گفت که برای مردم این کشور، بیش از هر زمان دیگر مهم است که از «توهم وحشتناک آزادی به دست دیگران» بیرون شوند.
به گفته سپنتا، نیروی زنان و مردان مبارز افغانستان تنها ابزار رسیدن به آزادی است و چشمداشتن به کمک دیگران در گذشته برای مردم این کشور تحقیر و شکست به همراه داشته و در آینده نیز نتیجهای جز این نخواهد داشت.
منابع به افغانستان اینترنشنال از لتوکوب و قیچیکردن اجباری موی سر شماری از دانشآموزان در لیسه سیدالناصری کابل به دست معاون منصوب به طالبان خبر میدهند. این منابع روز چهارشنبه، ۱۳ عقرب، با ارسال ویدیویی از داخل صنف گفتند که این رویداد در جریان ساعات درسی رخ داده است.
به گفته منابع، این رویداد روز شنبه، واقع شده است؛ زمانی که معاون تازه گماشته شده منصوب به طالبان در این مکتب همراه با شماری از مسئولان و خدمه صنفبهصنف بازرسی کرده و تمام دانشآموزانی را که موی سرشان بلند بوده، در حضور دیگران تحقیر کرده و با قیچی موهایشان را کوتاه کرده است.
منابع همچنین میافزایند که این اقدام توهینآمیز با خشونت فیزیکی همراه بوده و مسئولان مکتب شماری از پسران را به دلیل داشتن موی بلند لتوکوب کردهاند.
ویدیوی رسیده به افغانستان اینترنشنال صحنههایی از کف صنف درسی این لیسه را نشان میدهد که دستههای بزرگی از موهای قیچیشده در گوشهوکنار آن پخش شده است.
در این نوار تصویری گفته میشود که این طالبان، افراد حاضر در صنفهای یازدهم و دوازدهم را به بهانه موی سر آزار داده و این رفتار غیرانسانی «نه در اسلام است و نه در هیچ مذهبی.» در ادامه این ویدیو در اعتراض به این صحنه شعار «مرگ بر طالبان» سر داده میشود.
پیامدهای روانی و آموزشی
فریده سعید، فعال آموزش در سویدن، در گفتوگو با افغانستان اینترنشنال درباره پیامدهای مخرب این اقدامات خاطر نشان کرد: «تحقیر علنی، تراشیدن اجباری مو و لتوکوب در صنف درسی، کرامت انسانی کودکان و نوجوانان را به شدت خدشهدار میکند و به تروماهای پایدار روانی، اضطراب شدید، احساس ناامنی و بیارزشی عمیق میانجامد».
این فعال آموزش تأکید کرد که اعمال خشونت و رفتارهای تحقیرآمیز در محیطهای تعلیمی، انگیزه یادگیری را نابود ساخته و به فرار از مکتب و ترک آموزش منجر میشود: «وقتی مکتب به جای کانونی امن برای رشد فکری و پرورشی، به محیطی برای تفتیش، سرکوب و اعمال زور تبدیل شود، حس اعتماد و دلبستگی نوجوانان به آموزش به کلی فرو میریزد و پیامدهای این آسیبهای روحی تا سالها همراه آنان باقی خواهد ماند.»
طالبان پس از بازگشت دوباره به قدرت در اسد ۱۴۰۰، مدیریت لیسهها و مراکز تعلیمی را به افراد وابسته به خود واگذار کرده و نظارت و محدودیتهای سنگینی را بر ظاهر و پوشش دانشآموزان و معلمان وضع کرده است.
سازمان دیدهبان حقوق بشر در ۱۵ قوس ۱۴۰۲ در گزارشی تحقیقی با عنوان «مدارس پسرانه نیز آسیب میبینند؛ تأثیر طالبان بر آموزش پسران در افغانستان» هشدار داد که رفتارهای تحقیرآمیز، تنبیه جسمی و قیچیکردن اجباری مو در مکاتب زیر سلطه طالبان افزایش یافته و روند آموزش را با بحران روبهرو ساخته است.
۵۳ درصد کودکان در سن مکتب ابتدایی در افغانستان از آموزش رسمی بازماندهاند. یونسکو و یونیسف در گزارش مشترک میگویند که محدودیت آموزش دختران، کمبود سرمایهگذاری و افزایش جمعیت، میلیونها نفر را از دسترسی به آموزش محروم کرده است.
این دو نهاد سازمان ملل، سیزدهم عقرب، گزارش تازه وضعیت آموزش افغانستان را در کابل منتشر کردند.
این گزارش نشان میدهد که بیش از دو میلیون و ۶۰۰ هزار دختر از سال ۱۴۰۰ به اینسو از آموزش متوسطه محروم شدهاند.
در گزارش آمده است که افغانستان تنها کشور جهان است که دسترسی دختران و زنان به آموزش بالاتر از دوره ابتدایی در آن بهطور رسمی ممنوع است.
صنفهای آموزشی محلی، برنامههای سوادآموزی و آموزش مهارت، آموزش از راه دور و دیجیتال و تدریس خصوصی، از معدود راههای ادامه یادگیری برای دختران نوجوان است.
با این حال، یونسکو و یونیسف میگویند این برنامهها بسیار ناکافیاند و نمیتوانند جای آموزش حضوری و حق دسترسی به آموزش رسمی را بگیرند.
طبق آمار گزارش برای بازه نهم میزان تا نهم عقرب امسال، حدود پنج هزار و ۳۰۰ صنف آموزشی محلی فعال بوده است. حدود ۱۶۲ هزار نفر در این صنفها آموزش میدیدند که ۶۴ درصد آنان دختر بودند.
افزایش جمعیت، فشار بر مکتبها را بیشتر کرده است
جمعیت کودکان در سن مکتب از حدود ۱۰ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر در سال ۱۳۹۸ به ۱۱ میلیون و ۵۰۰ هزار نفر در سال ۱۴۰۳ رسیده است. این افزایش، فشار بر مکتبها، معلمان و خدمات آموزشی را بیشتر کرده است.
محرومیت دختران و زنان از آموزش، بحرانهای پیدرپی، سرمایهگذاری ناکافی و بازگشت گسترده مهاجران نیز فاصله میان نیازهای آموزشی و توان پاسخگویی به آنها را افزایش داده است.
یونسکو و یونیسف میگویند خانوادهها و مردم، با وجود این مشکلات، همچنان برای آموزش فرزندانشان تلاش میکنند. این تلاشها در مناطقی که دسترسی به مکتب دشوار است نیز ادامه دارد.
در سال ۱۴۰۴، حدود شش میلیون و ۶۰۰ هزار کودک در مکتبهای ابتدایی دولتی ثبتنام کرده بودند. این رقم حدود ۵۶۰ هزار نفر بیشتر از سال ۱۴۰۱ بود. با این حال، افزایش ثبتنام دیگر با رشد جمعیت همگام نیست.
فشار بر خدمات آموزشی در مناطقی که شمار زیادی از مهاجران بازگشتهاند، بیشتر دیده میشود. طبق آمار گزارش تا بازه دهم سنبله تا هشتم میزان امسال، حدود یک میلیون و ۲۳۰ هزار افغان از آغاز دوره آماری سال جاری به کشور برگشتهاند. بیش از ۲۴۵ هزار کودک بازگشته به حمایت آموزشی نیاز دارند.
بسیاری از شاگردان صنف چهارم مهارت لازم صنف سوم را ندارند
این گزارش در کنار بازگرداندن حق آموزش دختران و زنان و گسترش دسترسی به مکتب، بر ضرورت فوری بهبود کیفیت یادگیری تاکید کرده است.
در یک ارزیابی سراسری، بیش از ۵۵ هزار شاگرد در تمام ۳۴ ولایت بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد کمتر از نیمی از شاگردان صنف چهارم، حداقل مهارت لازم درس زبان در سطح صنف سوم را داشتهاند.
در ریاضی نیز تنها یکچهارم شاگردان صنف چهارم به حداقل مهارت لازم در سطح صنف سوم رسیدهاند.
یونسکو و یونیسف میگویند این یافتهها ضرورت سرمایهگذاری پایدار در آموزش معلمان، تدریس موثر در صنفها و فراهمکردن مواد کافی آموزشی را نشان میدهد.
آموزش پیش از مکتب نیز بسیار محدود است. کمتر از یک درصد کودکان سه تا چهار ساله در برنامههای آموزشی کودکان خردسال شرکت میکنند. به گفته این دو نهاد، این کودکان فرصتهای مهم یادگیری مهارتهای پایه پیش از ورود به مکتب را از دست میدهند.
شمار دانشجویان همچنان بسیار کمتر از پیش از ممنوعیت آموزش زنان است.
با ادامه ممنوعیت حضور زنان در دانشگاهها، بخش تحصیلات عالی افغانستان همچنان بسیار کوچکتر از پیش از سال ۱۴۰۰ است.
شمار دانشجویان ثبتنامشده از حدود ۱۸۹ هزار نفر در سال ۱۴۰۳ به حدود ۲۰۸ هزار نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. با وجود این افزایش، این رقم هنوز بسیار کمتر از حدود ۴۳۰ هزار محصل در سال ۱۳۹۹ است.
یونسکو و یونیسف خواستار بازگرداندن کامل حق آموزش دختران و زنان افغان و رفع موانعی شدهاند که کیفیت آموزش را تضعیف میکند و دستاوردهای دو دهه گسترش دسترسی به آموزش را به عقب میبرد.
این دو نهاد هشدار دادهاند که بدون اقدام فوری، یک نسل کامل در افغانستان از آموزش عقب میماند و پایههای بازسازی و توسعه آینده کشور آسیب میبیند.
طالبان و عزیزیگروپ قرارداد استخراج گاز جنگلکلان جوزجان و زغالسنگ بغلان را با هدف تولید ۱۰ هزار میگاوات برق امضا کردند. این توافق روز چهارشنبه ۱۳ عقرب، با سرمایهگذاری ۲۷۵ میلیون دالری نهایی شد.
مراسم امضای این قراردادها در کابل با حضور عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستوزرا، هدایتالله بدری، وزیر معادن و پترولیم طالبان، و مسئولان شرکتهای دولتی برگزار شد.
بر بنیاد این توافق، استخراج گاز طبیعی منطقه «جنگلکلان» جوزجان و زغالسنگ پلخمری بغلان با هدف تولید انرژی به عزیزیگروپ واگذار شده است
به گفته وزیر معادن طالبان، قرارداد گاز جوزجان برای ۳۰ سال منعقد شده و شرکت قراردادی متعهد به تولید هزار میگاوات برق از این حوزه است که سهم طالبان از آن ۷۵ درصد گاز استخراجشده به همراه ۱۵ درصد حقالامتیاز خواهد بود. بدری افزود که این دو پروژه در مجموع برای نزدیک به پنج هزار نفر شغل ایجاد میکند.
در همین حال، میرویس عزیزی، رئیس عزیزیگروپ، در این مراسم از برنامه کلی برای تولید ۱۰ هزار میگاوات برق در کشور خبر داد و ادعا کرد که این طرح در درازمدت برای پنج میلیون تن زمینه کار فراهم میسازد و عواید سالانه وزارت مالیه را تا ۱۰ میلیارد دالر افزایش میدهد.
او همچنین خاطر نشان کرد که سه پروژه تولید برق دیگر با ظرفیت ۳۳۰ میگاوات در نغلو، غزنی و باریکآب در حال اجراست و کار در بغلان و شبرغان نیز پس از پایان بررسیهای فنی آغاز خواهد شد.
پارسال نیز وزارت آب و انرژی طالبان تفاهمنامه تولید، انتقال و توزیع ۱۰ هزار میگاوات برق به ارزش ۱۰ میلیارد دالر را با شرکت عزیزیانرژی امضا کرد.
مقامات طالبان گفته بودند که با اجرای این پروژه، افغانستان در جریان هفت تا ۱۰ سال آینده، در بخش تولید انرژی به خودکفایی خواهد رسید.
شهیم احمدی، کارشناس مسائل اقتصادی در آلمان، در واکنش به این ادعاها به افغانستان اینترنشنال گفت که وعدههای رئیس عزیزیگروپ درباره درآمد میلیاردی و اشتغال پنج میلیونی ظرف پنج سال، کاملاً دور از واقعیت اقتصادی است.
او تأکید کرد که دستیابی به چنین درآمدی با این مقدار تولید برق، حتی در کشورهایی با اقتصادهای کلان و توسعهیافته نیز دستنیافتنی به شمار میرود.
افغانستان در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد برق مصرفی خود را از کشورهای همسایه از جمله اوزبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و ایران وارد میکند.
در سالهای گذشته، قراردادهای متعددی در بخش معادن و انرژی با تبلیغات گسترده امضا شده، اما بیشتر آنها به دلیل کمبود سرمایه، تحریمهای مالی و نبود زیرساختهای تخنیکی به مرحله بهرهبرداری کامل نرسیدهاند.