• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گزارش فرانس‌ پرس: طالبان آموزش رانندگی را برای زنان در هرات منع کرده است

۱۳ ثور ۱۴۰۱، ۲۰:۵۴ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)

مسئولان آموزشگاه‌های رانندگی در هرات به خبرگزاری فرانس پرس گفته اند که طالبان به آنان به طور شفاهی دستور داده که به زنان تصدیقنامه آموزش رانندگی ندهند. اما، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات با انکار این موضوع می‌گوید که تا حال حکم رسمی در این مورد دریافت نکرده است.

جان آغا اچکزی، مسئول عمومی ناظر بر آموزشگاه‌های رانندگی در هرات به این خبرگزاری گفت: «به ما به طور شفاهی دستور داده شده که به زنان تصدیقنامه آموزش رانندگی ندهیم.»

عدیله عدیل، مسئول یک آموزشگاه دیگر نیز صدور این دستور طالبان را تایید کرد: «طالبان به ما دستور داده است که به زنان آموزش رانندگی ندهیم و تصدیقنامه صادر نکنیم.»

با این که رانندگی در میان زنان در افغانستان رایج نیست، اما برخی از رانندگان زن می‌گویند که موتر شخصی به آنان حس امنیت و استقلال بیشتر می‌دهد.

شیما وفا به این خبرگزاری گفت: « من به یک طالب گفتم که در موتر شخصی خود بیشتر از نشستن در کنار راننده تکسی احساس راحتی می‌کنم.»

نعیم الحق حقانی، رئیس اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات گفت که تا هنوز حکم رسمی در مورد ممنوعیت آموزش رانندگی زنان دریافت نکرده است.

برخی از زنان در واکنش به این حکم می‌گویند که طالبان به طور تدریجی آخرین حقوق و آزادی‌های شان را می‌گیرند.

پیش از این وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان به رانندگان موترهای مسافربری گفته بود که به زنان بدون محرم و حجاب اجازه نشستن و سفر را ندهند.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۳
اختصاصی

طالبان و ایران در طراحی اپلیکیشنی برای رصد کاربران در افغانستان همکاری می‌کنند

۴

همسر حفیظ‌الله امین در آلمان درگذشت

۵

امریکا پاسپورت والدینی را که نفقه فرزند نمی‌دهند، لغو می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

گزارش واشنگتن‌پست؛ تولید ماده مخدر «شیشه» در افغانستان رونق گرفته است

۱۲ ثور ۱۴۰۱، ۲۲:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی می‌گوید که تولید ماده مخدر متامفتامین، معروف به «شیشه»، به شکل سرسام‌آوری در افغانستان افزایش یافته و هر ماه کارخانه‌های بیشتر تولید آن ایجاد می‌شود. کارشناسان هشدار می‌دهند که با این روند، افغانستان به مرکز تولید شیشه در جهان تبدیل خواهد شد.

تولید شیشه پس از آن رونق گرفته که قاچاقچیان مواد مخدر یک گیاه بومی به نام «اِفِدرا» را کشف کردند.این گیاه که در میان قاچاقبران مواد مخدر در افغانستان به نام «اومان» شناخته می‌شود، به صورت وحشی رشد می‌کند و مهم‌ترین عنصر در تولید کریستال یا شیشه است.

این روزنامه با یکی از عمده‌فروشان مواد مخدر به نام عبدالودود گفتگو کرده است که در دکانش در ولسوالی بکواه ولایت فراه به صورت آزادانه شیشه را می‌فروشد. عبدالودود خریطه‌های نیم‌کیلویی شیشه را که در بازارهای اروپا تا ده‌ها هزار دالر قیمت دارد، در بدل ۲۵۰ دالر امریکایی می‌فروشد.

او که ترجیح می‌دهد تنها با نام اولش یاد شود، به واشنگتن‌پست می‌گوید: «هر سال فروش و تولید [شیشه] افزایش می‌یابد.» به گزارش این روزنامه، او انتظار دارد تا ۲۰ کیلو شیشه را فقط در چند روز بفروشد.

شماری از کارشناسان، مقامات حکومتی پیشین و تاجران مواد مخدر به این روزنامه گفته اند که طی ۶ سال گذشته، صدها کارخانه تولید شیشه در افغانستان ایجاد شده است و هر ماه کارخانه‌های بیشتری نیز ساخته می‌شود. ظاهراً، بحران اقتصادی در افغانستان، افغان‌ها را مجبور کرده تا منابع جدید درآمد پیدا کنند.

گرچه اکثر متامفتامین تولیدشده برای صادرات است، اما تعداد فزاینده‌ای از افغان‌ها به استفاده از شیشه روی آورده‌اند.

افزایش تولید شیشه در افغانستان نگرانی شماری از کارشناسان و مقام‌های غربی را برانگیخته است. به گفته این روزنامه، با افزایش تقاضا برای متامفتامین در سطح جهان، کارشناسان نگران اند که افغانستانِ تحت کنترول طالبان به تولیدکننده عمده شیشه در جهان تبدیل شود.

افدار، گیاه محلی تازه کشف‌شده، باعث شده که تولید شیشه در افغانستان با سرعت سرسام‌آوری در حال رشد باشد.

دیوید مانسفیلد، کارشناس اقتصاد جرمی در افغانستان که گزارش‌هایی در مورد کوکنار و موادمخدر افغانستان برای بانک جهانی و کمیسیون اروپا تهیه کرده است، گفت: «در نتیجه رسیدن مقدار زیاد افدرا، فعالیت کارخانه‌های تولید شیشه در افغانستان ظرف ماه‌های اخیر افزایش شدید داشته است.»

فروشندگان شیشه در غرب افغانستان مدت‌هاست که آزادانه تجارت خود را انجام می‌دهند. عبدالودود می‌گوید که دولت قبلی تا حد زیادی چشم خود را بر این تجارت بسته بود و طالبان نیز از زمان به قدرت رسیدن همین رویکرد را در پیش گرفته‌اند. اگرچه جنگجویان طالبان گاه‌گاه بازارهای فروش موادمخدر را بازرسی می‌کنند، اما تلاشی برای بستن آن نکرده‌اند.

عبدالودود گفت: «تنها دلیلی که ما در این تجارت هستیم این است که شغل دیگری وجود ندارد. البته، اگر اقتصاد بدتر شود، افراد بیشتری شروع به تولید شیشه خواهند کرد.»

طالبان اولین اعلامیه‌ رسمی در پیوند به ممنوعیت رشد، تولید و توزیع مواد مخدر را چند هفته پیش صادر کرد. با این حال، شک و تردید فراوانی وجود دارد که رهبری جدید در وضعیتی که کشور تقریباً به طور کامل از سیستم مالی جهانی محروم شده، منبع پول نقد را از بین ببرد.

اندرو کانینگهام، یکی از مسئولان مرکز نظارت بر مواد مخدر و اعتیاد اتحادیه اروپا گفت: «بخش قابل‌توجه درآمد طالبان از مالیات بر کالاهای غیرقانونی است و مواد مخدر یکی از این موارد است.»

کانینگهام خاطرنشان کرد: «ارائه حتی ابتدایی‌ترین خدمات غیرممکن است مگر اینکه پولی به خزانه حکومت واریز شود. بنابراین، انجام کاری علیه تجارت موادمخدر که بخشی از درآمدها را ایجاد می‌کند، چیزی‌ است که ما حداقل در حال حاضر آن را بعید می‌دانیم.»

معاون جدید وزیر مبارزه با مواد مخدر طالبان بر خلاف این امر اصرار دارد. عبدالحق همکار در مصاحبه‌ای گفت، قبل از تسلط بر کشور، طالبان منابع لازم برای توقف تجارت مواد مخدر را نداشتند.

همکار افزود: «اجازه بدهید واضح بگویم که از این پس هیچکس در هیچ نقطه‌ای از کشور اجازه کشت یا تولید اومان، هیروئین، چرس یا تریاک را نخواهد داشت.»

اما به گزارش این روزنامه، بخش عمده تامین مالی جنگ طالبان علیه سربازان امریکایی و دولت پیشین افغانستان را عواید مواد مخدر تشکیل می‌داد؛ چنان که تنها در سال ۲۰۱۹ بالغ بر ۱۱۳ میلیون دالر درآمد مالیاتی برای طالبان داشته است.

چرا طالبان یک روز زودتر از عربستان عید کرد؟

۱۱ ثور ۱۴۰۱، ۱۹:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
اسلم جوادی

خبرگزاری رویترز گزارش داده است که اعلام عید از سوی طالبان با استقبال چندان جدی مردم روبه‌رو نشده است. تصاویری که این خبرگزاری منتشر کرده و نیز تصاویری که به افغانستان انترنیشنال رسیده است نشان می‌دهد که مساجد در روزی که از سوی طالبان عید اعلام شده عمدتاً خالی است.

شمار اندکی از نمازگزاران که به نظر می‌رسد عمدتاً افراد خود طالبان هستند، در صفوف نماز ایستاده‌اند.

برخی از افراد و چهره‌های مذهبی از جمله حسام‌الدین حسام، رییس پیشین علمای افغانستان، این اقدام طالبان را خلاف شرع و بازی سیاسی با عقاید مردم افغانستان دانسته است. با این حال، طالبان چرا برخلاف ‌رویه غالب در افغانستان امسال سنت‌شکنی کرد و عید را یک روز زودتر از عربستان اعلام کرد؟

سید عارف سادات با ارسال عکسی از سفره افطاری خانواده‌اش گفته است برخلاف اعلامیه طالبان، روز یکشنبه را روزه گرفته است.
100%
سید عارف سادات با ارسال عکسی از سفره افطاری خانواده‌اش گفته است برخلاف اعلامیه طالبان، روز یکشنبه را روزه گرفته است.

سیاسی‌شدن عید

با آن که هنوز حکومت طالبان رسمیت و مشروعیت سیاسی پیدا نکرده است اما این گروه نگاه سنت‌شکنانه به نظام سیاسی و مسایل مذهبی دارد. نکته اصلی در نگاه این گروه به قدرت سیاسی، مذهبی وانمودکردن دستگاه و نظام سیاسی‌شان است.

به لحاظ سیاسی، طالبان دوست دارند با بسیاری از کشورهای اسلامی و به خصوص عربستان سعودی به عنوان یک کشور با نفوذ و با اعتبار در سطح جهان اسلام رابطه نزدیک داشته باشد. این رابطه نزدیک در دور اول حکومت طالبان بسیار مشهود بود. پس از تصرف کابل از سوی طالبان در سال ۱۳۷۵ عربستان در به رسمیت‌شناختن این گروه پیشگام شد.

به لحاظ مذهبی اما طالبان خود را متمایز از همه کشورهای اسلامی قلمداد می‌کند. این گروه خود را صاحب امارت اسلامی می‌داند. مفهومی که بار عمیق الهیاتی دارد و به لحاظ نظری در چارچوب مدرن دولت- ملت محدود نمی‌شود.

طالبان رهبر خود را «امیرالمومنین» می‌خواند که از نظر آن‌ها رهبر همه مسلمانان جهان به شمار می‌آید. پیروی مذهبی طالبان از سایر کشورها و حتا نهادهای مذهبی در جهان اسلام از جمله نهادهای مذهبی مستقر در عربستان سعودی و مصر با رویکرد این گروه به نظام‌ سیاسی و فلسفه تأسیس «امارت اسلامی» در تضاد است.

این گروه می‌خواهد ابتکار عمل مذهبی را در کل جهان اسلام به عهده گیرد. در نگاه ایده‌آل این گروه به وضعیت، کشورهای اسلامی و از جمله عربستان باید از طالبان پیروی کنند.

از این زاویه، استقلال عمل طالبان در امور مذهبی برای استقرار حکومت این گروه حیاتی است. مسأله اعلام «عید فطر» هم مسأله مذهبی است و هم مسأله سیاسی. برای طالبان بعد سیاسی عید مهم‌تر از بعد مذهبی آن است. اعلام عید زودهنگام جنبه سنت‌شکنانه دارد و استقلال عمل این گروه را در برابر یکی از قطب‌های مذهبی در جهان اسلام به رخ هوادارانش می‌کشاند.

طالبان ادعا کرده‌اند که جمعیت بزرگی از مردم در مسجد عیدگاه قندهار با امامت مولوی هبت‌الله آخوندزاده، امیرالمومنین این گروه نماز عید را ادا کرده‌اند.
100%
طالبان ادعا کرده‌اند که جمعیت بزرگی از مردم در مسجد عیدگاه قندهار با امامت مولوی هبت‌الله آخوندزاده، امیرالمومنین این گروه نماز عید را ادا کرده‌اند.

چه گروه‌هایی از اعلام عید طالبان پیروی کردند؟

به رغم آنکه مردم افغانستان از اعلام عید زودهنگام استقبال نکردند، اما برخی از گروه‌ها از این اعلام عید پیروی کردند. تحریک طالبان پاکستان (TTP) با انتشار اعلامیه‌ای روز یکشنبه را عید اعلام کرد و گزارش‌های رسیده از مناطق تحت نفوذ طالبان پاکستان در وزیرستان نشان می‌دهند که در این مناطق نماز عید برگزار شده است.

با آنکه این استقبال زیاد چشمگیر به نظر نمی‌رسد، اما نشانه‌ای است از اینکه طالبان به لحاظ مذهبی چشم‌انداز پیچیده و دشواری را برای خود تعریف کرده‌اند.

سنت‌شکنی این گروه در امور مذهبی به همان اندازه که ممکن است با اقبال مردمی همراه نباشد و حتی در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی مشکل‌ساز شود به همان میزان ممکن است در میان گروه‌هایی که نگاه رادیکال و افراطی به آموزه‌های مذهبی دارند و می‌خواهند متمایزتر از نهادهای مذهبی مستقر عمل کنند جذاب جلوه کند.

این پیچیدگی طالبان را در وضعیت تناقض‌آمیز قرار داده است. از یک سو، به شدت نیازمند مشروعیت‌یافتن و برقراری رابطه با کشورهای اسلامی است و از سوی دیگر مرجع و منبع الهام گروه‌ها و نیروهایی است که می‌خواهند نظام‌های سیاسی و مذهبی مستقر در جهان اسلام را با خشونت تغییر دهند.

تا این جای کار جدا از مشکلات داخلی، رابطه نزدیک طالبان با گروه‌هایی که از سوی کشورهای اسلامی "گروه‌های تروریستی" قلمداد می‌شوند، مانع اصلی بر سر راه تعامل این گروه با کشورهای اسلامی بوده است. شواهدی وجود ندارد که این رابطه در آینده نزدیک تغییر کند.

تحلیل رویترز: جدایی‌طلبان پاکستانی کیستند و چرا به شهروندان چینایی حمله می‌کنند؟

۷ ثور ۱۴۰۱، ۰۹:۱۴ (‎+۱ گرینویچ)

ارتش آزادیبخش بلوچ که روز سه‌شنبه مسئولیت حمله مرگبار به شهروندان چینایی در شهر کراچی را بر عهده گرفت، از برجسته‌ترین گروه‌های جدایی‌طلب است که علیه حکومت پاکستان در ایالت بلوچستان فعالیت می‌کند. در حمله انتحاری سه‌شنبه یک زن بلوچ، چهار نفر از جمله سه شهروند چینایی کشته شدند.

هدف اعلام شده این گروه استقلال کامل بلوچستان است که بزرگترین ایالت پاکستان از نظر قلمرو، اما کوچکترین از نظر جمعیت محسوب می‌شود‌. دلیل عمده جمعیت کم بلوچستان پاکستان، خشک و کوهستانی بودن آن است.

این ایالت شاهد یک دهه شورش بوده است؛ علیه آنچه جدایی‌طلبان بهره‌برداری ناعادلانه از منابع غنی معدنی منطقه می‌نامند.

بلوچستان از شمال با افغانستان و از غرب با ایران همسایه است و دارای خط ساحلی طولانی در دریای عرب است. این ایالت بزرگ‌ترین میدان گاز طبیعی پاکستان را دارد و گمان می‌رود که ذخایر کشف‌نشده بیشتری داشته باشد.

این ایالت همچنین غنی از فلزات گرانبها از جمله طلا است که تولید آن در سال‌های اخیر افزایش یافته است.

اکثر گروه‌های جدایی‌طلب در این ایالت به‌طور مستقل عمل می‌کنند، اما برخی گزارش‌های اخیر در رسانه‌های محلی حاکی از افزایش همکاری‌ها میان آن‌هاست.

حمله به منافع چین در پاکستان

نیروهای امنیتی پاکستان هدف اصلی جدایی‌طلبان بلوچ بوده‌اند، اما در سال‌های اخیر با توجه به افزایش ردپای اقتصادی بیجینگ در منطقه، آنها منافع چین را نیز هدف قرار داده‌اند.

از جمله پروژه‌های بزرگ چین در بلوچستان، بندر گوادر است که به لحاظ استراتژیک در نزدیکی تنگه هرمز قرار دارد - یک مسیر حیاتی کشتیرانی در دریای عرب. مهندسان چینایی شاغل در بندر سال گذشته مورد حمله قرار گرفتند که ارتش آزادیبخش بلوچ مسئولیت آن را به عهده گرفت.

یک شرکت چینایی همچنین یک معدن بزرگ طلا و مس در بلوچستان را اداره می‌کند.

امنیت شهروندان چین در پاکستان به موضوع مهمی برای بیجینگ تبدیل شده است، به ویژه از زمانی که این کشور کریدور اقتصادی بیش از ۶۰ میلیارد دالری چین و پاکستان را راه اندازی کرد.

ارتش آزادیبخش بلوچ می‌گوید دلیل اینکه به شهروندان چینی حمله می‌کند این است که بیجینگ به هشدارها مبنی بر خودداری از بستن قرارداد و توافقات در مورد بلوچستان بی‌توجهی کرده است.

این گروه خواستار خروج همه نیروهای امنیتی پاکستان از بلوچستان است و پیشنهاد مذاکره با حضور یک ناظر بین‌المللی را داده است.

این سازمان ادعا می‌کند که "فداییان" آن از بلوچ‌های جوان و تحصیل کرده تشکیل شده‌اند که به‌شدت سرخورده شده و از توسعه اقتصادی دور بوده‌اند.

رهبری ارتش آزادیبخش بلوچ

ارتش آزادیبخش بلوچ تحت پوشش فعلی خود، توسط بالاچ مری، از فرزندان یک خانواده تأثیرگذار بلوچ، رهبری می‌شد.

مقام‌های امنیتی می‌گویند که مری در سال ۲۰۰۷ در افغانستان کشته شد، جایی که در آن یک پایگاه و مخفیگاه ایجاد کرده بود.

این گروه در پی مرگ رهبرش، حملات خود را به ویژه در سال گذشته افزایش داده است.

این گروه جدایی طلب می‌گوید که در حال حاضر توسط فردی به نام بشیر زیب بلوچ رهبری می شود. او به طور پنهانی سازمان را اداره می‌کند و اطلاعات کمی درباره‌اش وجود دارد.

ارتش آزادیبخش بلوچ در ماه‌های اخیر مسئولیت تعدادی از حملات بزرگ، از جمله حمله همزمان در اوایل سال جاری به دو پایگاه شبه نظامی در بلوچستان را بر عهده گرفته است.

بیشتر حملات در بلوچستان یا در شهر جنوبی کراچی، مرکز تجاری پاکستان واقع در نزدیکی این ایالت صورت می‌گیرد.

این گروه در سال ۲۰۲۰ مسئولیت حملات به ساختمان بورس پاکستان و کنسولگری چین در سال ۲۰۱۸ را بر عهده گرفت.

گزارش بلومبرگ؛برخی افغان‌ها برای حفظ دارایی‌های‌شان به خرید ارز دیجیتال روی آورده اند

۶ ثور ۱۴۰۱، ۰۲:۱۵ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از شهروندان افغانستان به دلیل ترس از ضبط دارایی‌های‌شان و برای حفظ آن، به خرید ارزهای دیجیتال روی آورده اند. به گزارش شبکه خبری بلومبرگ، اکثر خریداران ترجیح می‌دهند که به جای خرید بیت‌کوین، ارزهای باثبات‌تر را بخرند تا از ضرر ناشی از نوسانات بازار در امان باشند.

حبیب‌الله تیموری، مالک شرکت میهن کریپتو، جایی که در هرات خدمات خرید ارز دیجیتال را به مشتریان عرضه می‌کند، می‌گوید که ۶ شرکت در افغانستان خرید این ارز را تسهیل می‌کند و از این میان چهار شرکت در هرات فعالیت دارند.

به گفته تیموری تقاضا برای خرید ارز دیجیتال بالا است. او به بلومبرگ گفت: «در گذشته وقتی چنین بحرانی پیش می‌آمد، مردم پول نقد و جواهرات‌شان را یا گور می‌کردند یا این که به داخل بالش‌های‌شان نگه می‌داشتند، اکنون به خرید ارزهای دیجیتال روی آورده اند.»

ناصرعلی، مالک یک رهنمای معاملات در شهر هرات، ابتدا در ماه اکتبر از صرافی میهن بازدید کرد و برای یک جلسه آموزشی ۴۵ دقیقه‌ای ارزهای دیجیتال ۱۵۰ افغانی پرداخت و سپس در بایننس (Binance)، بزرگترین اپلیکشن خرید و فروش ارز دیجیتال، یک حساب باز کرد.

ناصر علی ۲۶ ساله، پس از نشرخبرهایی مبنی بر بازرسی خانه‌ها از سوی طالبان، نگران بود که این گروه به دنبال مصادره دارایی‌های او باشد.

او در ماه نوامبر ۳۰ هزار دالر پول ذخیره‌اش را گرفت و آن را Tether، بزرگترین استیبل‌کوین یا ارز دیجیتال خرید. میهن کریپتو به او کمک کرد تا این معامله را انجام دهد.

ناصر علی گفت: «کاش زودتر، قبل از تسلط طالبان، درباره ارزهای دیجیتال می‌دانستم.»

الکس زردن، اتشه اقتصادی پیشین امریکا در افغانستان می‌گوید که تسلط طالبان پیامدهای ناگواری برای مردم افغانستان داشته است. به گفته او جای تعجب نیست که مردم از دارایی‌های دیجیتال به عنوان راهی برای کاهش دخالت این گروه در امور اقتصادی خود استفاده می‌کنند.

با آن که بازگشت طالبان، دشواری‌های زیادی برای مردم خلق کرده است، اما برای تیموری سودآور بوده است.

تیموری می‌گوید که تا هفته ۴۰۰ هزار دالر برای مشتریانش ارز دیجیتال خرید و فروش می‌کند. صرافی میهن از تمام مشتریان خود حدود ۱.۵ درصد کمیشن در بدل عرضه خدمات خرید ارز دیجیتال می‌گیرد.

در حالی که بازگشت طالبان کاروبار تیموری را تقویت کرده است، اما خطراتی نیز در پیش پای تجارت او قرار دارد.

گروه طالبان به علت فشار تحریم‌های گسترده غرب احتمالا به استفاده از ارزهای دیجیتال روی بیاورند که با آن دور زدن تحریم های بین المللی کاری سهل‌تر است.

اما سهیل شاهین، رئیس دفتر سیاسی طالبان در دوحه در مصاحبه‌ای با بلومبرگ در ماه فبروری گفت که اقتصاددانان و علمای مذهبی باید بررسی کنند که آیا توکن‌های دیجیتالی در بانکداری اسلامی مجاز اند یا خیر.

در ماه نوامبر، شورای رهبران مذهبی اندونیزیا اعلام کرد که ارزهای دیجیتال برای مسلمانان ممنوع است، زیرا به گفته این شورا، ارز مذکور غیرمطمئن، توام با شرط بندی و آسیب است.

حبیب الله تیموری که کاروبارش با تجارت ارز دیجیتال رونق بیشتر گرفته است، اما باور دارد که او با این کار اقتصاد افغانستان را کمک می کند.

تیموری می‌گوید: «ما نباید برای طالبان مضر تلقی شویم. ما به نجات اقتصاد کشور از سقوط کمک می‌کنیم. طالبان باید این را درک کنند.»

تخریب آثار تاریخی، میراث ماندگار ملا عمر

۵ ثور ۱۴۰۱، ۱۲:۲۲ (‎+۱ گرینویچ)

یکی از ماندگارترین میراث‌های ملا عمر، بنیانگذار و رهبر پیشین طالبان، تخریب بخش بزرگی از میراث‌های فرهنگی افغانستان است. به فرمان او، دو پیکره بزرگ بودا در بامیان و گنجینه عظیم موزیم ملی در کابل نابود شدند.

بیست‌ویک سال پس از تخریب آنها، هنوز این سوال مطرح است که او چرا این حجم عظیمی از میراث فرهنگی افغانستان را ویران کرد.

یک شاهد عینی در بامیان گفته که بامداد روز یازدهم مارچ ۲۰۰۱ وقتی از خانه به سوی بازار بامیان می‌رفت، طالبان او و ۴۴ کارگر دیگر را بردند تا مواد منفجره را بر فراز پیکره صلصال منتقل کنند. عصر آن روز وقتی این مرد، که در آن زمان در اواخر دهه ۲۰ عمرش بود، بر سر کارش در بازار بازگشت، صلصال منفجر شد.

طالبان برای تخریب صلصال ۵۳ متری و شهمامۀ ۳۸ متری از روز نهم مارچ تا یازدهم مارچ مشغول جابجایی مواد منفجره در زیر پاها و پشت سر این دو پیکره‌های کم‌نظیر بودند. گفته شده که آنها مواد منفجره بسیار نیرومند را جابجا و عصر روز یازدهم مارچ منفجر کردند. صحنه انفجار هر دو پیکره با دوربین‌های فیلمبرداری ضبط شده است.

یک عضو ارشد شبکه القاعده صحنه انفجار را نظارت می‌کرد. او عبدالهادی العراقی بود که اکنون در زندان گوانتامو به سر می‌برد. یکی از دهها اتهام مطرح شده علیه عراقی، نظارت از تخریب پیکره‌های بودا در بامیان است. پرونده او در مرحله مقدماتی طرح در جلسه دادگاه قرار دارد. جلسه استماعیه قبل از برگزاری دادگاه او در ماه جون امسال برگزار خواهد شد.

مشارکت اعضای شبکه القاعده در تخریب صلصال و شهمامه، شاید برای تقسیم مسئولیت تاریخی این اقدام بوده، ولی به گواهی منابع فراوان مسئولیت نهایی برعهده ملا عمر است که فتوای تخریب این پیکره‌ها را صادر و بر اجرای آن اصرار کرد. با این حال، به جز عبدالهادی عراقی، هیچ یک از عاملان تخریب پیکره‌های بودا و دیگر آثار تاریخی افغانستان تحت پیگرد قضایی قرار نگرفته‌اند.

تخریب پیکره‌های بودا بخشی از رشته اقدامات هدفمند برای نابودی آثار تاریخی افغانستان بود. عبدالحی مطمئن، از سخنگویان ملا عمر در کتاب "ملا محمدعمر، طالبان و افغانستان" و وحید مژده از مقام‌های وقت وزارت خارجه طالبان در کتاب "افغانستان و پنج سال سلطه طالبان" نوشته‌اند که طالبان از سالها پیش چنین قصدی داشتند.

به نوشته مطمئن و مژده، ملا عبدالواحد فرمانده طالبان در غوربند در سال ۱۳۷۶اعلام کرد که با ورود به بامیان، پیکره‌های بودا را ویران خواهد کرد. مطمئن نوشته که در زمستان ۱۳۷۹ این موضوع در دادگاه عالی طالبان مطرح شد، ولی این دادگاه تصمیم‌گیری در این مورد را به خود ملا عمر موکول کرد.

رهبر وقت طالبان با باور بر این که اگر او این پیکره‌ها را تخریب نکند، در روز قیامت بازخواست خواهد شد، فرمان داد که این پیکره‌ها تخریب شوند. به نوشته مطمئن، اگرچه ملا عمر می‌دانست که کسی این پیکره‌ها را پرستش نمی‌کند و از این بابت خطری متوجه اسلام نیست، ولی انس با آن زیر عنوان آثار تاریخی و یادگاری را ممنوع تلقی می‌کرد.

رهبر طالبان ظاهرا با همین استدلال در زمستان ۱۳۷۹دستور داد که بخش عمده‌ای از آثار تاریخی موزیم ملی هم نابود شود. عمرا خان مسعودی، رئیس پیشین این موزیم و همچنین یک کارمند پیشین این موزیم گفته‌اند که طالبان ۲۷۵۰ اثر تاریخی را در این موزیم تخریب کردند. آقای مسعودی می‌گوید طالبان آثار «تجسمی» را به عنوان «بت» نابود کردند.

آثار تجسمی شامل آثار گوناگونی می‌شد – هرچیزی که در آن صورت یا پیکر موجود زنده تجسم یا نقش شده باشد. این آثار شامل انواع پیکره‌های انسان و حیوان، ظروف، ابزارهای کار، شکار و رزم، تابلوهای نقاشی و اشیای زینتی می‌شد (طالبان بخشی از آثار نگارستان ملی را هم نابود کردند). با این حال، به گفته یک کارمند پیشین موزیم ملی، طالبان آثار غیرتجسمی هم تخریب کردند.

به نوشته مژده، در روز تخریب آثار موزیم ملی، عبدالباقی حقانی، معاون وقت وزارت فرهنگ طالبان با گروهی از مقام‌های وزارت امر به معروف و نهی از منکر این گروه، "هر یک با وسیله‌ای الله‌اکبرگویان به جان مجسمه‌ها افتادند". ابتدا تندیس کنیشکا و سپس تندیس‌های دیگر را شکستند. به نوشتۀ مژده، پس از آن، شماری از آثار گنجینۀ موزیم ملی در پیشاور به فروش رفت.

آثار تخریب شده در دوره‌های گوناگونی صدها تا هزارها سال پیش پدید آمده بودند. بخشی از عمده‌ای از آنها پیش از اسلام و بخش قابل توجهی از آنها در دوران اسلامی پدید آمده بودند. این آثار شامل مجسمه‌های سربازان دوران غزنویان هم می‌شد – سربازانی که برای تقدیر از شجاعت‌شان، مجسمه‌های آنها ساخته شده بودند.

این آثار صدها سال در درون جامعه اسلامی و زیر سایه حکومت‌های اسلامی سالم ماندند. مهم‌ترین، آشکارترین و بزرگترین آنها پیکره‌های بودا در بامیان بودند که چهارده قرن در برابر دیدگان مسلمانان برپای ایستاده بودند، ولی طالبان دیدگاه همه کسانی را که تخریب آنها را به مصلحت ندیده بودند، نادیده گرفتند.

رهبر این گروه حتی تقاضا علمای سرشناس اسلامی مانند یوسف قرضاوی را هم نادیده گرفت. قرضاوی در روز تخریب پیکره‌های بودا در چهارچوب هیئتی متشکل از علمای اسلامی برای منصرف کردن ملا عمر به قندهار سفر کرده بود. عبدالقادر عماری رئیس دادگاه استیناف قطر و فرید واصل مفتی اعظم مصر هم در ترکیب این هیئت حضور داشتند.

سه کشور اسلامی که امارت اسلامی طالبان را به رسمیت شناخته بودند هم هیئت‌هایی بلندپایه به قندهار فرستادند تا ملا عمر را از تخریب پیکره‌های بودا منصرف کنند. یونسکو تلاش فراوانی کرد و تخریب این آثار را "وحشیانه" خواند. اعتراضات گسترده بین‌المللی تأثیری بر تغییر تصمیم رهبر طالبان نداشت.

حتی شماری از اعضای گروه طالبان هم مخالف تخریب آثار تاریخی بامیان و موزیم ملی بودند؛ با این استدلال که چرا سلطان محمود که در هند بت‌ها را شکست، در بامیان این کار را نکرد. ملا عمر آنها را هم از سر راه برداشت و منزوی کرد. مژده مخالفان و طرفداران تخریب آثار تاریخی را در کتابش نام برده است. برخی از آنها در حال حاضر از اعضای کابینه فعلی طالبان هستند.

چنانکه توضیح داده شد، استدلال رسمی ملا عمر و افراد او برای تخریب آثار تاریخی در موزیم کابل و بامیان، تشخیص آنها به عنوان آثار غیراسلامی و کفرآمیز بوده است. ولی برخی در پشت این استدلال، دلایل دیگری را برجسته می‌دانند. از جمله، علی کریمی، پژوهشگر تاریخ معاصر افغانستان باور دارد که این امر باید در زمینه ناسیونالیسم قومی در افغانستان بررسی شود.

آقای کریمی می‌گوید: "تخریب مجسمه‌های بودا در بامیان به عنوان تخریب تاریخ توسط یک گروه تندرو مذهبی به دلایل مذهبی تفسیر شده است. ولی این حادثه را ما می‌توانیم به عنوان تحریف تاریخ هم درک کنیم – تحریف تاریخ به دلایل ناسیونالیسم قومی. در قرن بیستم در افغانستان ناسیونالیسم قومی دیدگاه خاصی را درباره گذشته افغانستان پروراند."

به باور او، "بخشی از این دیدگاه خاص ساختن تاریخ‌های کاذب درباره گذشته این سرزمین بود. بخشی دیگر از بین بردن آثار مادی که روایت رسمی ناسیونالیستی را به چالش می‌کشید. پیکره‌های بودا در بامیان بخشی از این آثار مادی بودند که روایت رسمی ناسیونالیستی را در افغانستان به چالش می‌کشیدند. این یکی از دلایل اصلی بود که طالبان آن را تخریب کردند."

عمراخان مسعودی، که پیشینه طولانی در زمینه حفظ آثار تاریخی افغانستان دارد، تأکید می‌کند طالبان نباید "خطاهای" گذشته خود را تکرار کنند. به باور او، تخریب آثار تاریخی نه به سود افغانستان و نه به سود خود طالبان است. توصیه آقای مسعودی این است که طالبان باید راستای حفظ آثار باستانی و تاریخی بکوشند.

حالا مشخص نیست که طالبان به چنین توصیه‌های گوش فرادهند، ولی تا اکنون، کارنامه سیاهی برجای گذاشته و مسئولیت تخریب بخش عظیمی از گنجینه تاریخی افغانستان را برعهده گرفته‌اند. تخریب این آثار، به عنوان بخشی از کارنامه ملا عمر و مجریان فرمان او، در این زمینه، در معرض داوری مردم و تاریخ قرار گرفته است.