• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گزارش وال استریت جورنال؛ نظام مراقبت‌های صحی از طفل و مادر در افغانستان در حال عقبگرد است

۲۸ سرطان ۱۴۰۱، ۰۱:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۹:۴۹ (‎+۱ گرینویچ)

وال استریت جورنال به نقل از داکتران و سازمان‌های بین‌المللی گزارش می‌دهد که پیشرفت‌های افغانستان در بخش صحت طفل و مادر در حال از دست رفتن است. آنان می‌گویند که نبود منابع مالی، گرسنگی و فرار کارمندان بخش صحی وضعیت را برای مادران و کودکان افغان بدتر ساخته است.

به گزارش این روزنامه، در شفاخانه نسایی ملالی در یک تخت و دستگاه مخصوص مراقبت از نوزادان زودرس و آسیب پذیر ۳ نوزاد گذاشته می‌شود. در این شفاخانه کمبود دارو و تجهیزات محسوس است.

داکتران نسایی می‌گویند که افزایش میزان گرسنگی در میان مادران علت عوارضی چون زاییدن قبل از وقت و نوزدان کم وزن است. آنها پیش بینی می‌کنند که نرخ این عوارض در سال‌های آینده افزایش خواهد یافت.

قابله ها در ولایت میدان وردک به وال استریت جورنال گفتند که فقط در طول ۲ روز ۸۴ بیمار دچار سوءتغذیه را ثبت کرده اند. به گفته آنان، این رقم افزایش ۱۰ برابر را نسبت به سال‌های قبل نشان می‌دهد.

افغانستان به رغم سرمایه گذاری در ۲۰ سال گذشته، بالاترین نرخ مرگ و میر طفل و مادر را در جهان دارد که با به قدرت رسیدن طالبان این وضعیت وخیم تر گردیده است.

به گزارش وال استریت جورنال، مراکز صحی در روستاها به علت نبود منابع مالی بسته شده اند و زنان در دهات مجبورند که برای دریافت خدمات و مراقبت‌های صحی و تخصصی به شهرها بیایند.

حتا شفاخانه‌های بزرگی چون ملالی نیز بدون کمک سازمان‌های خارجی از فعالیت باز می‌مانند. پس از این که شفاخانه ملالی سال قبل در آستانه بسته شدن قرار گرفت، کمیته صلیب سرخ حاضر شد که هزینه‌های مالی آن را بپردازد. این موسسه می‌گوید که از ۳۳ شفاخانه در سرتاسر افغانستان حمایت مالی و فنی می‌کند.

با آمدن طالبان شمار زیادی از داکتران و قابله‌های زن از افغانستان فرار کرده اند. همچنان، طالبان مخالف مراقبت و معالجه بیماران زن توسط داکتران و پرستاران مرد اند. تصمیم طالبان برای ممنوعیت تحصیل دختران در مقطع ثانویه و مخالفت با کار زنان بالای دسترسی زنان به خدمات صحی و ولادی تاثیر منفی بر جای می‌گذارد.

پربازدیدترین‌ها

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد
۱

رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا: افغانستان جغرافیای خود را از دست می‌دهد

۲

روسیه از کشورها خواست فورا دیپلمات‌های خود را از کی‌یف خارج کنند

۳
اختصاصی

طالبان و ایران در طراحی اپلیکیشنی برای رصد کاربران در افغانستان همکاری می‌کنند

۴

همسر حفیظ‌الله امین در آلمان درگذشت

۵

امریکا پاسپورت والدینی را که نفقه فرزند نمی‌دهند، لغو می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

عکس‌های شگفتی‌انگیز تلسکوپ فضایی جیمز وب، چه رازهایی را افشا می‌کند؟

۲۵ سرطان ۱۴۰۱، ۰۵:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)

این هفته، ناسا برای اولین بار پنج عکس گرفته شده توسط تلسکوپ فضایی جیمز وب را نشر کرد. این تصاویر برخی از جزئی‌ترین اطلاعات را در مورد آغاز جهان ارائه می‌دهند. مجله تایم در یادداشتی توضیح داده که هر تصویر چه چیزی را نشان می‌دهد و چطور کمک می‌کند تا درک بهتری از فضا داشته باشیم.

SMACS 0723

100%

دوربین‌های وب می‌توانند به اعماق فضا و به گذشته نگاه کنند. وب این ظرفیت را دارد که ۱۳.۶ میلیارد سال نوری دورتر را نشان بدهد. این دورترین فاصله‌ای است که تا به حال در فضا دیده‌ایم.

این تصویر، از خوشه کهکشانی معروف به SMACS 0723، شامل هزاران کهکشان است که برخی از آن‌ها تا ۱۳.۱ میلیارد سال نوری فاصله دارند.

از آنجایی که نور برای سفر در فاصله‌های طولانی، به زمان زیادی نیاز دارد، ما کهکشان‌ها را نه به شکل امروزی، بلکه به شکلی که ۱۳.۱ میلیارد سال پیش به نظر می‌رسید، می‌بینیم.

کهکشان‌های آبی‌تر، کهکشان‌های جوان‌تر هستند و ستاره‌های زیاد و غبار کمی دارند. کهکشان‌های سرخ‌تر، حاوی غبار بیشتری هستند که هنوز ستاره‌ها از آن تشکیل می‌شوند.

سحاب کارینا یا Carina Nebula

100%

ستاره‌ها، مانند همه ما، متولد می‌شوند، پیر می‌گردند و می‌میرند. سحاب کارینا که در فاصله ۷۶۰۰ سال نوری از زمین قرار دارد، یکی از کودکستان‌های ستارگان کیهان به شمار می‌رود. جایی که ستارگان تازه تولدیافته در آن گرد هم آمده‌اند.

پیکره‌هایی که شبیه صخره به نظر می‌آیند، قله‌های وسیعی از غبار و گاز هستند که ارتفاع برخی از آن‌ها به هفت سال نوری می‌رسد.

تلسکوپ فضایی هابل قبلاً از کارینا تصویربرداری کرده بود، اما آن تصویرها هرگز جزئیات خیره کننده‌ای را نشان نمی‌داد که وب ارائه کرده است.

ستارگان جوان در این منطقه متلاطم، زاده می‌شوند و از مواد اطراف به هم می‌پیوندند. همانطور که ستارگان شکل می‌گیرند، مقدار زیادی انرژی از خود ساطع می‌کنند که به شکل کلی سحاب کارینا کمک می‌کند. نقاط سرخ در تصویر، فواره‌های انرژی هستند که توسط ستاره‌های در حال رشد و نوزاد ساطع می‌شوند.

کهکشان پنج‌گانه استفان Stephan’s Quintet

100%

تصویر گرفته شده توسط وب، بزرگترین تصویری است که تا کنون از پنج کهکشان استفان گرفته شده است. خوشه‌ای متشکل از پنج کهکشان، که اولین بار توسط ستاره‌شناسان در سال ۱۸۷۷ دیده شد.

چهار مورد دیگر در فاصله ۲۹۰ میلیون سال نوری بسیار دورتر قرار دارند. چهار کهکشان نزدیک به هم در یک فعل و انفعال متقابل، بر همدیگر اثر می‌گذارند. غبار و ستارگانی، به صورت گرانشی از یکی به دیگری کشیده می‌شوند و موادشان را با هم ترکیب می‌کنند. خوشه‌های ستاره‌های جوان به صورت جرقه‌های درخشان در تصویر ظاهر می‌شوند و هزاران کهکشان دورتر در پس زمینه دیده می‌شوند.

سحاب حلقه جنوبی Southern Ring Nebula

100%

یک ستاره در حال مرگ می‌تواند زیبایی شگفتی‌انگیزی داشته باشد و زیبایی دو ستاره در آستانه مرگ، می‌تواند دو برابر چشمگیرتر باشد.

وب تصویری از این جفت ستاره کهن‌سال گرفته است که در فاصله تقریبی ۲۵۰۰ سال نوری از زمین به دور یکدیگر می‌چرخند.

هنگامی که ستارگان به پایان عمر خود نزدیک می‌شوند، گاز و غباری از جنس سحاب‌ها یا ابرهایی که آن‌ها را احاطه کرده‌اند، تشکیل می‌دهند. وب نه تنها این قابلیت را دارد که از سحاب حلقه جنوبی تصویربرداری کند، بلکه می‌تواند مواد کیمیاوی آن را تجزیه و تحلیل کند و در مورد ماده‌ای که ستاره‌ها در هنگام مرگ از خود بیرون می‌ریزند، درک بیشتری به دست بدهد.

ستاره‌ای که درخشان‌تر مانده، جوان‌تر از ستاره دومی است. درخشان‌تر است زیرا هنوز نسبت به دیگری، ماده زیادی از خود ساطع نکرده است.

WASP 96 b

100%

معمولاً یک نمودار علمی به اندازه یک عکس کیهانی توجه مردم را به خود جلب نمی‌کند، اما در این مورد نمودار داستانی برای گفتن دارد. وب در حال مطالعه سیارات فراخورشیدی یا سیاره‌هایی است که به دور ستارگان دیگر می‌چرخند. وب به ویژه ساختار جوی سیارات فراخورشیدی را مورد مطالعه قرار می‌دهد.

همانطور که این سیاره از مقابل ستاره مادر خود عبور می‌کند، وب می‌تواند نور ستاره‌ای را که در اتمسفر جریان می‌یابد، تجزیه و تحلیل کند و به دنبال جای پای موجودات زنده در آن باشد.

در این نمودار، وب اتمسفر WASP 96 B، یک سیاره مشتری مانند که در ۱۱۵۰ سال نوری از زمین قرار دارد را تجزیه و تحلیل کرد. وب موجود زنده‌ای را در آن پیدا نکرد، اما همانطور که نمودار نشان می‌دهد، آب فراوانی در ابرهای سیاره پیدا کرد و البته، همه می‌دانیم که آب عنصر کلیدی برای حیات است.

چندوچون جنگ بلخاب؛ طالبان چرا سخن نمی‌گویند؟

۴ سرطان ۱۴۰۱، ۱۷:۲۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایوب آروین

جنگ بلخاب ابعاد گوناگون نگاه طالبان به جنگ و قدرت را تا حدودی روشن کرد. طالبان در این جنگ با یک فرمانده ناراضی رده‌میانی خود به رویارویی پرداخته‌اند: مولوی مهدی مجاهد.

رویکرد جنگی و حکمرانی طالبان در سه موضوع مرتبط با این جنگ قابل بررسی است: روش جنگ، دلایل جنگ و شیوع اطلاع‌رسانی از جنگ.

اول. رویکرد جنگی

روش جنگ در بلخاب در دو بخش قابل ارزیابی است: استفاده از ابزارهای جنگی و جغرافیای جنگی. جنگ بلخاب، جنگی تمام‌عیار است. طالبان صدها به قولی، هزاران نفر را به میدان آورده‌اند. آنها جنگ‌افزارهای باقی‌مانده از ارتش دولت پیشین با روش مبارزاتی خود ترکیب کردند.

الف. روش جنگ

در پایان روز نخست جنگ، طالبان به دنبال سه حمله ناکام و مرگبار (۱۳ کشته و
۲۰ زخمی) در «قم کوتل»، یک خودرو زرهی امریکایی خود را رها کردند. وقتی نیروهای مهدی مجاهد پیروزمندانه دور آن جمع شدند، یک بمبگذار انتحاری در زیر شکم این نفربر کمربند انتحاری خود را منفجر کرد. ده نفر کشته و پنج نفر زخمی شدند.

این انفجار انتحاری نشان داد که طالبان در هر فرصتی و در هر جنگی از این تاکتیک استفاده می‌کنند. این گروه هنوز هم یک واحد انتحاری به نام «لشکر منصوری» دارد. در ماه جدی گذشته، نیروهای این واحد انتحاری در بدخشان در میان جمعیت بهت‌زده مردم رژه رفتند. طالبان از انسان‌ها به عنوان بمب‌های سیار استفاده می‌کنند.

در روز دوم جنگ (سوم سرطان)، طالبان چرخبال‌های ارتش سابق را بر فراز قم کوتل به پرواز درآوردند. آنها مواضع نیروهای تحت امر مهدی مجاهد را گلوله‌باران کردند. این امر نشان داد که طالبان این جنگ را تا چه حدی جدی گرفته‌اند. آنها حاضر شدند هزینه سنگین حملات هوایی را بپذیرند تا ناکامی عملیات زمینی را جبران کنند.

ب. جغرافیای جنگ

اراضی بلخاب و اطرافش کوهستانی و دشوارگذار است. عبور نیروهای نظامی از هر سه راه منتهی به بلخاب به‌سادگی امکان‌پذیر نیست: قوم کوتل از سرپل، دره صوف از سمنگان و دره چاشت از بامیان. هر سه راه اگرچه در سال‌های اخیر موتررو شده، ولی موضع گرفتن در آن نیاز به نیروی چندانی ندارد. دو راه نخست گذرگاه کوهی دارند و راه سومی از میان دره‌ای تنگ و پر از سنگلاخ و رودخانه طغیانی می‌گذرد.

افزون بر وضعیت اراضی، جغرافیای انسانی بلخاب و اطراف آن هم اهمیت زیادی دارد. بلخاب بخشی از منطقه هزاره‌نشین مرکزی افغانستان است. جمعیت منطقه «آب کلان» در شمال‌غرب بلخاب ترکیبی از ازبیک‌ها و پشتون‌ها است. احتمالاً طالبان به همین دلیل، نخواستند از یکه‌اولنگ و دره‌صوف حمله کنند و راه سرپل را برگزیدند.

گفته شده که نیروهای اعزامی طالبان را بیشتر ازبیک‌ها، تاجیک‌ها و پشتون‌ها تشکیل می‌دهند. فرماندهی آنها هم به دست یک تاجیک است: قاری فصیح‌الدین، رئیس ستاد ارتش طالبان. شماری از فرماندهان ازبیک‌تبار جوزجانی و فاریابی از رفتن به جنگ با او خوددداری کردند.

ادعای مولوی مهدی درباره تأمین حقوق هزاره‌ها، تردید طالبان در استفاده از مناطق هزاره‌نشین برای عبور به بلخاب را بیشتر کرده است. مجاهد پیشتر گفته بود که حقوق سیاسی هزاره‌ها در ساختار حکومت طالبان تأمین نشده است. اخیراً یکی از دستیاران او در همایشی گفت که هزاره‌ها در هیچ جای افغانستان احساس امنیت نمی‌کنند.

دوم. دلایل جنگ

طرفداران مهدی مجاهد ادعای تأمین حقوق سیاسی هزاره‌ها را گسترش می‌دهند. اخیراً گروهی از روحانیان در پای سندی امضا کردند که او را به عنوان «مسئول عمومی امور هزاره‌ها و شیعه‌ها» معرفی می‌کرد. این ادعا، یکی از موارد اصلی اختلاف میان طالبان و مولوی مهدی مجاهد است.

منابع نزدیک به مجاهد می‌گویند که حقوق هزاره‌ها در گفتگوهای اخیر او و طالبان مطرح شد، ولی طالبان گفتند که اصلا بحث مشارکت را نمی‌پذیرند، بلکه مجاهد خود باید به عنوان یک مأمور اداره طالبان، مطابق نظر رهبران این گروه استخدام شود. ظاهرا پیشنهاد آنها معاونت وزارت شهرسازی برای مهدی مجاهد بود؛ چیزی که او آن را رد کرد.

طالبان پس از فروپاشی دولت غنی، این فرمانده ۳۴ ساله را به ریاست اداره امنیت ملی بامیان تعیین کردند. اواخر ماه جدی گذشته، در پی سفر نمایندگان کمیسیون «تصفیه» طالبان به بامیان، مهدی مجاهد به کابل فراخوانده شد. چندی بعد خبر برکناری او به رسانه‌ها درز کرد. این امر اختلافات را جدی‌تر کرد.

دومین اختلاف آنها بر سر چگونگی آموزش دختران است. مجاهد بارها بر آموزش دختران تأکید کرده است. او ماه جدی گذشته به یک مکتب دخترانه رفت و گفت که هیچ‌کسی نمی‌تواند جلو آموزش دختران را بگیرد. خودش به سرود دختران نوجوان گوش داد و به آنها قلم و کتابچه هدیه داد. طالبان هنوز به آموزش دختران بالاتر از صنف ششم اجازه نمی‌دهند.

افزون بر این موارد، فعالیت‌های اجتماعی مهدی مجاهد هم مایۀ نگرانی طالبان بوده است. پایگاه اجتماعی او‌ گسترش می‌یافت و قدرتش در بامیان و بلخاب بیشتر می‌شد. با این حال، اگرچه او از حمایت ملا عبدالغنی برادر، معاون نخست‌وزیر طالبان برخوردار بود، ولی مخالفت شاخۀ حقانی طالبان با پایگاه اجتماعی‌اش، جای پایش را در میان طالبان سست کرد.

اگرچه این اختلاف‌ها منجر به شکست گفتگوها شد، ولی مهدی مجاهد همچنان زیر پرچم طالبان فعالیت می‌کند. با این حال، از نظر رهبران این گروه او فردی متمرد شمرده می‌شود. به همین دلیل، علیه او نیروهای جنگی اعزام کرده‌اند. مجاهد در یک سخنرانی خود تأکید کرده که او «متمرد نیست.»

سوم. پوشش خبری جنگ

طالبان به شدت کوشیده‌اند که از اطلاع‌رسانی درباره جنگ بلخاب جلوگیری کنند. این گروه، شمار زیادی از نیروها و سازوبرگ نظامی خود را در اطراف بلخاب مستقر کرده و فرماندهان ارشد نظامی، از جمله رئیس ستاد ارتش خود را به محل جنگ فرستاده، ولی هیچ خبری درباره آن منتشر نکرده‌است.

اگرچه خبرگزاری باختر تحت کنترل طالبان خبر سفرهای قاری‌ فصیح‌الدین به بامیان، بلخ و سرپل را پخش کرد، ولی هیچ اشاره‌ای به هدف سفر او فرماندهی او در جنگ بلخاب و تنش‌ها در این منطقه نکرد. تلویزیون ملی و دیگر رسانه‌های تحت کنترل طالبان جنگ بلخاب را پوشش خبری ندادند.

حتی رسانه‌های خصوصی و به‌ویژه رسانه‌های نزدیک به طالبان هم تحولات بلخاب را کاملا نادیده گرفتند. در دو روز اخیر هیچ خبری در وبسایت‌ها و حساب‌های کاربری آنها در شبکه‌های اجتماعی دربارۀ این پخش منتشر نشده است. به نظر می‌رسد که این رسانه‌ها بدون اشاره طالبان، چنین سکوتی در پیش نگرفته باشند.

در نتیجه، با توجه به این سه مورد، طالبان در استفاده از نیروی نظامی برای حل اختلافات درون‌گروهی خود تردیدی نمی‌کنند. جنگ بلخاب نشان داد که در این زمینه از هلیکوپتر، تانک و بمبگذار انتحاری کار می‌گیرند. این جنگ همچنین آشکار کرد که ادعای مشارکت قومی را برنمی‌تابند. محدود کردن پوشش خبری این جنگ، بیانگر آن است که طالبان در کنترل اطلاعات هم انعطاف‌ناپذیر هستند.

گزارش واشنگتن پست؛ امریکا شبکه‌های استخباراتی خود را در آسیای میانه گسترش می‌دهد

۳۱ جوزا ۱۴۰۱، ۱۹:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

روزنامه واشنگتن پست می‌نویسد که پنتاگون برای مبارزه با گروه‌های تروریستی در افغانستان به دنبال جلب همکاری کشورهای آسیای میانه است تا بدون داشتن پایگاه نظامی در آنجا، به کمک منابع استخباراتی کشورهای ازبیکستان و تاجیکستان بر فعالیت‌ گروه‌های تروریستی در افغانستان نظارت داشته باشد.

یک علت تمایل این کشورها به همکاری با امریکا در زیر چشمان مراقب روس‌ها در آسیای میانه، وضعیت غیرقابل پیش بینی افغانستان است. جنرال مایکل کوریلا، فرمانده ستاد مشترک نیروهای امریکایی و مسئول حوزه آسیای میانه اخیراً به آسیای میانه سفر کرده بود. او به واشنگتن پست گفت: « این کشورها سه نگرانی عمده دارند: افغانستان، افغانستان و افغانستان.»

به گفته کوریلا، کشورهای آسیای میانه نگران اند که داعش و القاعده با استفاده از بیچارگی و فقر مردم، در افغانستان حضور خود را گسترش داده و منطقه را ناامن کنند. این نگرانی دستکم در مورد ازبیکستان باعث شده است که مقامات این کشور از امریکا و دولت‌های دیگر بخواهند که سطح تعامل خود را با طالبان افزایش دهند و «رفتار این گروه را از طریق دیپلوماسی و تعامل تغییر دهند.»

این جنرال امریکایی با توجه به حساسیت‌های امنیتی روسیه در آسیای میانه می‌گوید که همکاری با دولت‌های این منطقه با گام‌های کوچک همراه خواهد بود تا مبادا واکنش شدید مسکو را برانگیزند.

با این حال، یک مقام وزارت خارجه امریکا به این روزنامه گفت که فرصت برای «متوازن» کردن نفوذ روسیه در آسیای مرکزی است. او در مورد مذاکرات «حساس» مقامات امریکایی با رهبران آسیای میانه گفت: «به طور بالقوه راه برای همکاری‌های امنیتی و ضدتروریزم باز شده است.»

مقامات امریکایی تصور می‌کنند که کشورهایی مانند تاجیکستان و ازبیکستان با توجه به «روابط و شبکه‌های عمیق شان در افغانستان...اطلاعات ارزشمندی را در باره تهدیدهای تروریستی در افغانستان در اختیار امریکا قرار داده می‌توانند.»

امریکا برای جلب همکاری این کشورها کمک‌های محدود نظامی را ارائه کرده است. چنانچه، امریکا قرار است در سه سال آینده ۶۰ میلیون دالر به تاجیکستان کمک کند.

جنرال کوریلا در این مورد می‌گوید: «سرمایه گذاری‌های کوچک واقعاً برای تقویت روابط مفید اند. اگر ما کمک‌های بزرگ ارائه کنیم، خشم روس‌ها را برخواهیم انگیخت و سرمایه گذاری ما را خراب خواهند کرد.»

ژئوپلیتیک افغانستان در تقابل قدرت‌های منطقه

۳۱ جوزا ۱۴۰۱، ۱۷:۴۸ (‎+۱ گرینویچ)
•
ایلا مرضیه حسینی

بخش عمده‌ای از تحولات در منطقه جنوب و میانه آسیا، متاثر از رقابت سه کشور چین، پاکستان و هند است. هرسه در کنار هم سنگین‌ترین بخش هسته‌ای و اقتصادی را در کره زمین ایجاد کرده‌اند که طبعا به عنوان سه ضلع پر رنگ یک مثلث، نقش بارزی در جهت‌دهی به معادلات منطقه ای دارند.

افغانستان برای هرسه کشور مذکور، عمق استراتژیک محسوب شده و خواهان داشتن دست برتر درشکل دهی به تحولات این کشور و استفاده از آن به عنوان ابزاری در توازن قدرت با یکدیگر هستند. به طور کلی و در بین این سه قدرت منطقه ای، پاکستان بهترین راهبرد رقابتی را در مقابل افغانستان داشته است. فرصتی که به نظر می رسد چین به دلیل تقابل با ایالات متحده آمریکا، و هند در رقابت با پاکستان باخت.

دو کشور هند و پاکستان استراتژی های متفاوتی را در قبال افغانستان دنبال کردند. هند از طریق سیاست ادنی، تزریق منابع مالی، حمایت ازدولت و پروژه های زیر ساختی و در مقابل آن پاکستان از طریق سیاست اعلی و تخریب و توسل به روش های تقابل گرایانه با دولت سابق، اعمال سیاست کردند.

محرز است که هند علی رغم مصرف بیش از 3 میلیارد دالر در بخش های مختلف توسعه ظرفیت زیر ساختی و انسانی در افغانستان و در طول دو دهه گذشته، عرصه را به دو کشور رقیب باخت و پیامد های بالفعل و بالقوه آن در تبعات پیش روی منافع این کشور در بندر چابهار و پروژه تاپی ملموس بوده و با گذر بیشتر زمان، مشهود نیز خواهد شد.

با خروج ایالات متحده آمریکا و متحدینش از افغانستان زمینه برای اعمال نفوذ و تاثیرگذاری بیشتر چین در منطقه فراهم شده و در صورت تمایل چین به ورود در پروژه تاپی، گمانه زنی ها حاکی از اخراج احتمالی هند از این پروژه عظیم منطقه ای است؛ که در این صورت، ردپای هند در معادلات مربوط به افغانستان کمرنگ تر از پیش شده و به طور طبیعی تامین منافع منطقه ای این کشور را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت.

اولویت چین در سیاست گذاری های خارجی و داخلی، محوریت اقتصاد و گسترش تبادلات تجاری است و حتی‌الامکان تمایلی به دخیل شدن در سیاست های اعلی چه در سطح منطقه و چه فرا منطقه را ندارد. به نوعی که حتی اختلافات مرزی در دریای چین جنوبی که به زعم مقامات پکن، تمامیت ارضی این کشور را تهدید میکند؛ مشمول راهبرد های اقتصادی خود ساخته و به تعاملات اقتصادی پایدار خود با کشور های ذی ربط ادامه میدهد. در این بین مساله افغانستان به مراتب کم اهمیت تر از دیگر همسایگان مورد اختلاف بوده و ترجیه دولت چین به حضور نیابتی در این کشور و اعمال نفوذ از طریق پاکستان است.

شرایط اما برای پاکستان که در مقایسه با دو کشور دیگر، پوست بیشتری در بازی افغانستان دارد؛ نسبتا متفاوت است. به نظر می رسد پاکستان بر این عقیده است که حضور فعال در صحنه افغانستان یک استراتژی دو سر برد ژئوپلیتیک به شرح زیر خواهد بود:

  • تقابل با هند و متضرر ساختن منافع اقتصادی و سیاسی این کشور در سطح منطقه
  • تعامل با چین و نیابت از منافع این کشور در منطقه و افغانستان و به تبع آن منتفع شدن از طرح های اقتصادی این کشور

با کمی اغماض و کنکاش کمتر، پیدایش پاکستان را می توان محصول تغییرات ژئوپلتیک ناشی از جنگ های جهانی اول و دوم، و ریشه های معضلات و مشکلات افغانستان امروز را در تنش ها و تقابل های جنگ سرد جستجو کرد. به سادگی می توان دریافت که اگرچه جهان امروز با پدیده های نامیمون و تحولات تلخ قرن بیستم به ویژه جنگ های جهانی و همچنین جنگ سرد و تقابل پرتنش و رقابت های پر هزینه بلوک های شرق و غرب به سرکردگی آمریکا و شوروی سابق فاصله معنا داری گرفته است و به تازگی از اولین سده از آغاز جنگ اول جهانی عبور کرده و آثار مخرب و زخم های ناسور آن را تا حدی به دست فراموشی سپرده شده است. لیکن افغانستان و پاکستان تا اکنون با پیامدهای مخرب این تحولات دست به گریبان بوده و گویی خلاصی از آن در آینده نزدیک ممکن نخواهد بود. پاکستان از بدو پیدایش خود انتظاراتی از همسایه شمالی خود داشته که نه تنها برآورده نشده بلکه در حیطه حوزه های حیاتی مانند آب و خاک/مرز با چالش های پردامنه و دوامی روبرو شده است. چالش های که ناتوانی از حل و فصل مسالمت آمیز و دیپلماتیک آنها این کشور را به آتش افروزی و ناامن سازی همسایه خود سوق داده است.

واقعیت امر این است که به نظر می رسد پاکستان در یک مخمصه و وضعیت پارادکسیکال گرفتار شده است. این کشور از یک سو نیازمند دسترسی به منابع انرژی و بازار مصرف کشورهای آسیای میانه است و دستیابی به این مهم ومقصود نیازمند ایجاد ثبات و آرامش و امنیت و صلح و ثبات با هدف تشکیل یک دولت مرکزی قدرتمند در همسایه خود افغانستان است و از سوی دیگر دولت مرکزی قوی دیر یا زود به سمت مدیریت منابع آب افغانستان سوق داده خواهد شد. که در صورت تحقق سیاست های مهار آب از سوی افغانستان شاید بتوان وقوع اولین جنگ جدی آب را بین این دو کشور شاهد باشیم. در اهمیت آب برای پاکستان همین بس که ۲۰ درصد از نیاز آبی آن کشور از افغانستان تامین می شود. به زبان ساده تر یعنی حیات و معیشت جمعیتی بیش از کشور افغانستان در پاکستان وابسته به آب افغانستان است. بنابراین به وضوح نمایان است که پاکستان بر سر دوراهی دشواری قرار گرفته است.

گزارش نیوز۱۸ از وضعیت سیک‌های افغان؛ نمی‌‌خواستیم بیرون شویم، اما امیدی به آینده نیست

۳۰ جوزا ۱۴۰۱، ۲۱:۵۶ (‎+۱ گرینویچ)

شماری از سیک‌های افغان به شبکه خبری نیوز۱۸ هند گفتند که آنها نمی‌خواستند از افغانستان بیرون شوند، اما حالا به دلایل جانی مجبور به رفتن از کشوری اند که در آن متولد شده اند. رگبیر سینگ از افغانستان به نیوز۱۸ گفت: «ما امید خود را از دست داده ایم؛ هیچ آینده‌ای در انتظار ما نیست.»

روز شنبه افراد مسلح داعش به معبد سیک‌های افغان در کابل حمله کردند و ۲ نفر در این حادثه جان خود را از دست دادند.

سیک‌های افغان امیدوارند که هرچه زودتر به کشورهای دیگر از جمله هند انتقال داده شوند.

رگبیر سینگ در این مورد گفت: «حالا ما در هر جا زیر تهدید هستیم.»

این نخستین بار نیست که سیک‌ها از سوی داعش در معابد شان در افغانستان مورد حمله قرار می‌گیرند. در مارچ ۲۰۲۰، ۲۵ نفر در جریان حمله به معبد این اقلیت مذهبی در کابل کشته شدند. همچنان، در سال ۲۰۱۸ یک انتحارکننده ۱۹ نفر را در شهر جلال آباد از میان برد که اکثر شان مربوط به اقلیت سیک بودند.

تخمین زده می‌شود که تنها ۲۰۰ سیک در افغانستان باقی مانده اند. منابعی در حکومت هند به خبرگزاری فرانس پرس گفت که ۱۰۰ ویزه اضطراری برای سیک‌ها و هندوهای باقی مانده در افغانستان صادر شده است. اما، منموهن سینگ ستی، یک افغان سیک به نیوز۱۸ گفت که تا هنوز به آنها در مورد این ویزه‌ها اطلاع رسمی داده نشده است.

او که متولد افغانستان است، گفت: «افغانستان سرزمین مادری من است و هرگز نمی‌خواستم از این جا بروم... اما حالا باید بروم.»