• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

سراج‌الدین حقانی کلاه معاونت رهبری بر سر کرده است؟

عبدالحق عمری
عبدالحق عمری

خبرنگار

۳۱ اسد ۱۴۰۲، ۱۴:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۸:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

سراج‌الدین حقانی، سرپرست وزارت داخله طالبان، رشته سفرهایی را به ولایت‌های گوناگون شروع کرده و علاوه بر دیدار با مقام‌های امنیتی و والی‌ها، که به طور مستقیم زیر اثرش قرار دارند، پا فراتر گذاشته و درباره توسعه، اقتصاد، صلح و پیشرفت هم سخن گفته است.

آقای حقانی، رهبر شبکه حقانی، پیش از چیرگی طالبان بر افغانستان، معاون رهبر این گروه بود و اکنون از نظر بسیاری از ناظران او فراتر از حوزه کاری وزارت داخله، کلاه نایب رهبری پوشیده است.

اما هدف از این سفرها، که از شمال شروع شد و به جنوب رسید و بعد هم پایش به هرات کشیده شد و همین امروز هم در غور است، چیست؟
در اداره طالبان، که به گونه نظام‌مند کار نمی‌کند، تصمیم‌گیری‌ها دور افراد می‌چرخد و نمادها و شخصیت‌ها اهمیت فراوانی پیدا می‌کنند.
هواداران آقای حقانی از جمله محمد جلال و انس حقانی، برادرش، عکس‌های دیدارهای او را منتشر می‌کنند تا چهره و جایگاه رهبر مرموز شبکه حقانی را بازسازی کنند. در بسیاری از این عکس‌ها دیده می‌شود که مقام‌های عمده طالبان از جمله یوسف وفا، والی بلخ، که از او پیشتر در برخی محافل به نام جایگزین احتمالی سراج‌الدین حقانی در وزارت داخله یاد می‌شد، دستان آقای حقانی را به نشانه احترام می‌بوسد یا هم ویدیوی او در حالی منتشر می‌شود که لبخند بر لب دارد و کودکان را مورد شفقت قرار می‌دهد.

در حالی که او خود اعتراف کرده است که بیش از ۱۰۵۰ حمله انتحاری را سازمان‌دهی کرده است که بیشتر مهاجمان یا نوجوان بوده‌اند یا هم پیامدهای ویرانگر این حملات جان بسیاری از کودکان و زنان و پدران را گرفته است.

از سوی دیگر، آقای حقانی ادبیات مسالمت‌جویانه در پیش گرفته و کوشیده است که برای مردم امید خلق کند. مثلا در نشستی در ارزگان گفت که افغانستان به سوی توسعه حرکت می‌کند، در حالی که سازمان ملل در بهار امسال گفت که شمار افغان‌هایی که در فقر زندگی می‌کنند از ۱۹ میلیون نفر در ۲۰۲۰ به ۳۴ میلیون نفر در ۲۰۲۲ افزایش یافته است.

خبرگزاری باختر تحت کنترول طالبان، وزارت داخله و دیگر نهادهای وابسته به آقای حقانی هم گزارش داده‌اند که سراج‌الدین حقانی به ساکنان ولایت ارزگان وعده داده است که در بازسازی این ولایت تلاش خواهد کرد، اما او نگفت که این کمک‌ها از طریق کدام برنامه و چه زمانی انجام می‌شود.

او پیشتر از این، در سفر به ولایت‌های دیگر از جمله ولایت ننگرهار در شرق هم وعده‌های سرخ و سبز داده بود.

احمد طارق، استاد دانشگاه در دیدار با سراج‌الدین حقانی گفت مردم ننگرهار، مسلمان‌اند و آنها نه تنها آموزش دختران را می‌پذیرند، بلکه در زمینه اجرای آن نیز همکاری خواهند کرد.
براساس خبرنامه وزارت داخله طالبان، سراج‌الدین حقانی در پاسخ به این درخواست گفته پیام مردم ننگرهار را با هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان در میان خواهد گذاشت.

بیش از ۷۰۰ روز است که مکاتب دخترانه و دانشگاه‌ها به روی دختران بسته‌اند.

کارشناسان سیاسی اکنون این سفرها را هدفمند و در راستای بازسازی وجهه وزیر داخله طالبان می‌دانند.

خالد سادات، تحلیلگر مسائل سیاسی، می‌گوید: «این سفرها و دیدارهای سراج‌الدین حقانی بالاتر از وظایف کاری یک وزیر کشور است و معمولاً چنین سفرها فقط به دیدار رئیسان پولیس و مراکز پولیس می‌روند و در این زمینه روی توانایی آنها کار می‌کنند، اما حقانی فراتر از آن، به دنبال حمایت عمومی است.«
آقای سادات می‌گوید که سفرهای کنونی سراج‌الدین حقانی نشان می‌دهد که او در حال رقابت با دیگر رهبران طالبان است.

علاوه بر ملا هبت‌الله آخندزاده، از کسانی مانند ملا یعقوب مجاهد و ملا برادر نیز به عنوان رقیبان احتمالی برای آینده رهبری طالبان یاد می‌شود.
به گفته آقای سادات، سراج حقانی می‌خواهد خود را به‌عنوان رهبر بین گروه‌های کوچک و بزرگ طالبان در ولایات معرفی کند، زیرا اگر بحث انتخاب رهبر آنها در آینده پیش بیاید یا بحث انتقال قدرت سیاسی پیش بیاید، پس حقانی می‌تواند ریشه‌های خود را در ولایت‌ها گسترش دهد.
در نبود فعالیت آشکار ملا هبت‌الله آخندزاده، فضای مانور برای آقای حقانی باز شده است.
اما نام او همچنان برخلاف ملا هبت‌الله در فهرست سیاه تحریم سازمان ملل متحد قرار دارد و امریکا همچنان جایزه ده میلیون دالری برای اطلاعات برای بازداشت یا کشتن او را بر نداشته است.
بنابرین به نظر نمی‌رسد که جایگزینی یک غیرطالبان وابسته به شبکه حقانی که در آخرین سال‌های شورش وارد بدنه اصلی طالبان شد و بعد هم مورد تحریم‌های گسترده جهانی قرار دارد، خیلی هم آسان باشد. واکنش طالبان اصلی به حرکت‌های سراج جالب خواهد بود.
اما سادات می‌گوید که یکی از اهداف این سفرها ممکن است جمع‌آوری حمایت و افزایش نفو بر گروه‌های ولایتی طالبان باشد، زیرا اختلافات بین طالبان در حال افزایش است و سراج‌الدین حقانی می‌خواهد خود را برای بازی آینده آماده کند.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

جنرال ضیاالحق، مدرسه و طالبان

۲۸ اسد ۱۴۰۲، ۰۹:۲۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
مصطفی مدثر

هفدهم اگست مصادف بود با سالروز ترور جنرال ضیاالحق، رئیس‌جمهور سابق و رئیس پیشین ارتش پاکستان. در این یادداشت نگاه مختصری انداخته‌ایم به اینکه جنرال ضیاالحق چه میراثی برای افغانستان و پاکستان برجا گذاشت و او چگونه ترور شد.

ضیاالحق در سال ۱۹۲۴ در جلندر هند به دنیا آمد. او تحصیلات خود را در کالج نظامی سنت‌ استفان دهلی به پایان رساند و در ۱۹۴۳ در ارتش هند بریتانیوی مامور شد. پس از استقلال پاکستان، ضیاالحق به ارتش تازه‌تاسیس پاکستان پیوست.

در ۱۹۷۶ ذوالفقار علی بوتو، ، نخست وزیر وقت پاکستان ضیاالحق را به‌عنوان رئیس ستاد ارتش منصوب کرد. در آن زمان چندین جنرال چهارستاره در ارتش پاکستان وجود داشت که برای احراز کرسی فرماندهی ارتش مناسب بودند، اما ذوالفقار علی‌بوتو زمینه بازنشستگی این جنرالان را فراهم کرد تا راه برای جنرال ضیاالحق هموار شود.

بوتو از میان جنرالان ارشد ارتش، ضیاالحق را انتخاب کرد. چرا که او با خانواده‌ بزرگی نسبت نداشت و بدون حمایت سیاسی، به‌عنوان خطری که قدرت بوتو را تهدید کند، محسوب نمی‌شد.

با این حال جنرال ضیاالحق در پنجم جون ۱۹۷۷ کودتای نظامی کرد، سپس ذوالفقار علی را به دار آویخت و خودش در قامت رئیس‌جمهور و فرمانده ارتش پاکستان قدرت را به دست گرفت.

میراث جنرال ضیاالحق برای افغانستان و پاکستان

با به قدرت رسیدن ضیاالحق در پاکستان، ارتش سرخ شوروی به افغانستان حمله کرد و افغانستان عملاً در نفوذ بلوک شرق درآمد. غربی‌ها در اوایل بخاطر کودتای نظامی و اعدام بوتو به شدت در برابر ضیاالحق خشمگین بودند.

اما زمانی که موضوع یورش شوروی به افغانستان و شکل‌گیری مقاومت مسلحانه در برابر آن به میان آمد، رابطه جنرال ضیاالحق با غربی‌ها گرم شد و او در خط منافع امریکا و کشورهای اسلامی به ویژه عربستان سعودی قرار گرفت.

مهم‌ترین میراثی که از ضیاالحق به‌جا مانده و افغانستان و پاکستان تاکنون با آن دست به گریبان هستند، موضوع گسترش افراطیت از طریق ایجاد مدارس دینی است.

در زمانی که ضیاالحق قدرت پاکستان را به دست داشت، زمان آغاز و اوج «جهاد در برابر شوروی» در افغانستان بود. این دیکتاتور نظامی پاکستان به مدرسه‌سازی در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان پرداخت و ارتش سکولار پاکستان را اسلامیزه کرد.

او با رهبران جهادی افغانستان رابطه نزدیک ایجاد کرد و از کشورهای خلیج و غرب پول‌ بی‌شماری به پاکستان و مجاهدین آورد.

ناظران می‌گویند امروز بخش‌هایی از آنچه در دو سوی مرز دیورند اتفاق می‌افتد، به میراث جنرال ضیاالحق که در زمان جهاد اساس‌گذاری کرده بود برمی‌گردد.

امرالله صالح، معاون پیشین ریاست‌جمهوری افغانستان در سلسله مقالات «جاسوسان با افتخار» در مورد جنرال ضیاالحق نوشته است: «جنرال ضیاالحق، بانی طرح تقلیل افغانستان به عمق استراتژیک پاکستان بود. زندگی و مرگ هیچ رهبر پاکستانی در تاریخ به اندازه او تاثیر ژرف، عمیق و مخرب بر افغانستان نداشته است.»

به گفته آقای صالح: «برای جنرال ضیاالحق، تهاجم قشون سرخ به افغانستان یک فرصت نادر و استراتژیک مهیا ساخت. او از این فرصت در جهت مشروعیت بخشیدن به رژیم کودتایی خود، تقویت ارتش پاکستان، کشانیدن پای ناتو و سعودی در جنگ افغانستان، تشدید فعالیت‌های هسته‌ای پاکستان و بالاخره کنترول کلی پروژه جهاد، استفاده زیرکانه و عمیق کرد. بخش بزرگی از وضعیت امروزی افغانستان نیز برخاسته از دیدگاهی است که او برای پاکستان، افغانستان و منطقه گذاشت»

ترور مرموز ضیاالحق

جنرال ضیاالحق در ۱۷ اگست ۱۹۸۸ در یک سانحه‌ هوایی کشته شد. آنروز هواپیمای «سی ۱۳۰» که جنرال ضیاالحق و جنرال اختر عبدالرحمان رئیس سابق آی‌اس‌آی، ارنولد رافایل سفیر امریکا و برخی دیگر از جنرالان ارتش پاکستان سوار آن بودند، سقوط کرد.

کشته شدن جنرال ضیاالحق و سفیر امریکا با چند جنرال دیگر یکی از پیچیده‌ترین معمای تاریخ پاکستان است.

جنرال یوسف، «مسئول جهاد افغانستان در آی‌اس‌آی» در کتاب دام‌ خرس می‌نویسد: «جنرال ضیاالحق در رزمایش نظامی تانک امریکایی «آبرامز» در بهاول‌پور اشتراک کرده بودند.

پس از نمایش تانک آنان دوباره می‌خواستند به اسلام‌آباد برگردند، البته سفیر و وابسته نظامی امریکا در پاکستان با یک طیاره دیگر به بهاول‌پور رفتنه بودند. در زمان برگشت جنرال ضیاالحق از سفیر و وابسته نظامی می‌خواهد با او یکجا به اسلام‌آباد بروند. سفیر امریکا هم می‌پذیرد و طیاره پس از پرواز تعادل خود را از دست می‌دهد و با ۳۱ سرنشین سقوط می‌کند.»

کمیته تحقیقات پاکستان که متشکل از گروهی از نیروهای هوایی پاکستان و امریکا بود، تایید کرد که هواپیما به دلیل نقض فنی سقوط نکرده و هیچ موشکی هم به بدنه هواپیما برخورد نکرده است.

یکی از سناریوهای احتمالی که در مورد کشته شدن جنرال ضیاالحق مطرح می‌شود، خاد یا خدمات اطلاعات دولتی افغانستان را عامل طراحی این عملیات می‌داند.

امرالله صالح در این مورد می‌گوید: «کدام کشور‌ها، کدام رشته از منافع منطقه‌ای و جهانی می‌خواستند که ضیاالحق کشته شود. در این فهرست اسم خدمات اطلاعات دولتی افغانستان نیز درج است.»

به گفته آقای صالح «تمامی ‌تحقیقاتی که صورت گرفته، فرضیه و احتمال دست داشتن خاد را نیز به بررسی گرفته‌اند. من به ثبوت، مدارک، قراین معنوی و نرمی که نشان دهد خاد به آن اندازه امکانات داشت که جنرال ضیاالحق را حذف کند، دست نیافتم. به همین دلیل به جزئیات این‌که او را چه حلقه‌هایی کشتند نمی‌پردازم.»

کمیته حقیقت‌یاب سانحه هوایی در گزارش خود می‌گوید خلبان‌ها توسط یک نوع «گاز مسموم‌کننده» بی‌رنگ و بی‌بو مسموم شدند و این باعث سقوط هواپیما شده است. اما اطلاعاتی در این مورد در دست نیست که چه کسانی گاز مسموم‌کننده را در اتاق خلبان‌ها جاسازی کرده بود.

جنرال یوسف، مسئول امور افغانستان و حمایت از تنظیم‌های جهادی در آی‌اس‌آی نوشته است: «اگر سقوط هواپیمای جنرال ضیاالحق را معلول برنامه‌ریزی دشمنانش بدانیم نه یک تصادف، احتمالاً آن زیاد است که دشمنان خارجی او پشت این قتل باشند.»

به گفته جنرال یوسف: «یکی از دشمنان سرسخت خارجی ضیاالحق حکومت طرفدار شوروی افغانستان بود. خاد دستگاه‌های استخباراتی حکومت، در واکنش به حمایت از مجاهدین افغان، در برابر روس‌ها کمپین خرابکاری و بمب‌گذاری در پاکستان راه انداخته بود. کارمندان خاد را افسران کی‌جی‌بی آموزش داده بودند. روس‌ها به آن‌ها مشوره می‌دهند و جنرال ضیاالحق و جنرال اختر عبدالرحمان در صدر فهرست کشتار خاد بودند.»

در کنار خاد افغانستان، از کی‌جی‌بی، سی‌آی‌ای، موساد، استخبارات هندوستان، خانواده بوتو و جنرالان مخالف ضیاالحق در ارتش پاکستان نام برده می‌شود که احتمال دارد در کشتن رئیس‌جمهور ضیاالحق دست داشته باشند. با این حال هنوز مشخص نیست کدام یک از این سازمان‌ها واقعاً در ترور رئیس‌جمهور پاکستان نقش داشته است.

پس از کشته شدن جنرال ضیاالحق رهبران جهادی افغانستان از اینکه «حامی و میزبان» خود را از دست دادند، ابراز ناراحتی کردند.

جنرال یوسف نوشت: «سانحه هوایی ۱۷ اگست، مجاهدین افغان را داغ‌دار و دل‌شکسته ساخت. جنرال ضیاالحق و جنرال اختر حامیان سرسخت و قدرتمند مجاهدین افغان بودند. مجاهدین آنان را به چشم قهرمان خود می‌دیدند.»

البته رهبران جهادی تنها نبودند. خلیل‌الله خلیلی شاعر مشهور افغانستان که در آن زمان از نبرد مسلحانه علیه تهاجم شوروی در افغانستان حمایت می‌کرد، پس از این رویداد شعری برای جنرال ضیاالحق نوشت.

دو سال پس از سقوط؛ با آمدن طالبان، ورزش افغانستان به ورطه سقوط رفته است

۲۴ اسد ۱۴۰۲، ۲۱:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
علی سینا هوشیدر

دو سال پس از به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، ورزش افغانستان به ورطه سقوط رفته است. ورزش زنان ممنوع شد، دروازه بسیاری از باشگاه‌ها بسته شد و اکثر قهرمانان نامدار ورزش، کشور را ترک کرده‌اند.

دخترانی که با شکستن تابوهای جان سخت فرهنگ سنتی افغانستان، رو به ورزش آورده و سال‌ها برای کسب افتخار تلاش کرده بودند، از همه فعالیت‌های ورزشی محروم و در کنج خانه‌های شان زندانی شدند. ورزشکارانی که دو سال است در سوگ آرزوها و رویاهای شان نشسته‌اند.

پس از روی کار آمدن طالبان، مشکلات اقتصادی، عدم شور، اشتیاق و انگیزه نزد ورزشکاران و مربیان ورزش موجب شد که بیشتر باشگاه‌های ورزشی مردانه نیز تعطیل شوند.

مربیان و قهرمانان ورزشی کشور را ترک کردند یا دیگر ورزش دغدغه اصلی شان نیست. برخی از ورزشکاران به خصوص دختران ورزشکار، مدارک و لباس‌های ورزشی شان را از ترس آسیب دیدن آتش زدند و قهرمانان زیادی مدارک ورزشی شان را دفن کردند، مدارکی که مثل آرزوهای آنان تا هنوز زیر خاک هستند.

100%

طالبان در بیست و هشتم آگست 2021 که بشیر احمد رستم‌زی را به عنوان سرپرست ریاست عمومی تربیت بدنی و ورزش افغانستان معرفی کرد. این گروه تا حالا چهار نفر را به این اداره گماشته‌است: احمد رستم‌زی، نظر محمد مطمئن، عبدالودود حقانی و احمدالله وثیق که هیچ کدام شان در ورزش شناخته شده نیستند.

در همان ابتدا، برکناری کادرها و متخصصان ورزش، به خصوص کارمندان زن از اداره ورزش شروع شد و به جای شان افراد طالبان مقرر شدند.

به غیر از فرار ورزشکاران سرشناس از افغانستان و خانه نشین شدن اکثر مربیان و دست‌اندرکاران ورزش، مسیر تخصص‌گرایی در ورزش نیز متوقف شد و دیگر حتا تیم‌های ورزشی خود را ملزم به رعایت اصول اولیه و پذیرفته شده‌ ورزش نمی‌دانند.

100%

در راس اداره فدراسیون‌های ورزشی نیز جا به جایی‌های زیادی اتفاق افتاده و خلاف قوانین جهانی ورزش، در اداره فدراسیون‌ها دخالت صورت گرفته است. افرادی که سال‌ها کار کرده و تجربه کسب کرده بودند، از بست‌های کلیدی برکنار و به جای شان افراد ناآشنا با ورزش و مناسبات آن مقرر شدند.

نشر موسیقی در باشگاه‌های ورزشی ممنوع شد، کودکان خرد سال مثل زنان از رفتن به باشگاه‌ها منع شدند. برای ورزشکاران معیار لباس تعیین شد که تا زیر زانو باید باشد و باشگاه‌های از رونق افتاده باید مالیات نیز پرداخت کنند.

در این دو سال، سالون‌های ورزشی بسته شدند، ورزشگاه‌ها پر از گیاهان هرزه شده و همه چیز به کلی تغییر کرده است. کارمندان اداره ورزش باید حتما ریش و کلاه داشته باشند و به تازگی از آن‌ها امتحان علوم دینی نیز گرفته شده است.

100%

صدای ورزشکاران خفه شده است و آن‌ها نمی‌توانند نسبت به چیزی اعتراض کنند. رسانه‌های داخلی هرگز نمی‌توانند ورزش زنان را پوشش دهند، حتا خبر و گزارش دختران ورزشکار افغان که در بیرون کشور در رقابت‌های بین‌المللی شرکت می‌کنند، مسکوت می‌ماند.

100%

با این حال، دختران ورزشکار افغان در بیرون از افغانستان خبرساز بوده اند. آرزو احمدی، در مسابقات جوجیتسو پاکستان قهرمان شد، تیم فوتبال دختران به نام «آینده اف سی» در جام گوتیا شرکت کرد، فاطمه جامی از دو رویداد بین‌المللی تکواندو، «جام کیم اون‌یونگ» و «جام آزاد بین‌المللی تکواندو» در کوریای جنوبی دو مدال گرفت، زکیه خدادادی تکواندوکار افغانستان قهرمان پاراتکواندوی اروپا شد و کمپاین دختران فوتبالیست و دادخواهی شان برای به رسمیت شناخته شدن از سوی فیفا به مرز 150 هزار امضاء نزدیک شده است.

100%

در این دو سال، فدراسیون‌های ورزشی استقلال خود را از دست داده اند. از جمله، فدراسیون فوتبال به دلیل عدم استقلال، دو دستگی‌ها، زیر فشار بودن به خاطر تشکیل تیم زنان، عدم بودجه و ناتوانی در تامین هزینه‌ها و اداره‌ امور داخلی‌اش مستقل نبوده است.

فدراسیون فوتبال به دلیل استقلال نداشتن، در مسابقات کافا بازیکنان خارج از کشور را به تیم ملی دعوت نکرد و وقتی تیم نتیجه نگرفت، مجبور شد که برای دور بعدی این کار را انجام دهد. ورزش در کل و فوتبال به خصوص، به وسیله‌ای برای تبلیغات بدل شده است. هدف از حضور بازیکنان داخلی در ترکیب تیم ملی در مسابقات کافا، رشد فوتبال و بازیکن‌سازی نبود؛ چرا که این کار معمولا در تیم‌های ملی نه که در باشگاه‌ها انجام می‌شود.

برخی از تیم‌ها و ورزشکارانی که در این مدت نتیجه گرفته‌اند، در ورزش‌های انفرادی اکثر ورزشکاران آن در بیرون از کشور بوده‌اند و تیم‌هایی نیز که خوب ظاهر شده‌اند، بدنه اصلی شان از بازیکنانی شکل گرفته است که در خارج از کشور به سر می‌برند.

100%

حرف آخر خلیلزاد چیز دیگری است

۲۱ اسد ۱۴۰۲، ۰۹:۵۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان

هرچند گفت‌‌وگوی یک ساعته زلمی خلیلزاد با افغانستان اینترنشنال که در ۱۵ اگست نشر خواهد شد، نیاز به موشکافی همه‌جانبه درباره ابعاد سقوط نظام مردم‌سالار و دیدگاه نماینده پیشین امریکا دارد، اما همین چند نکته‌ آغازین سخنان او هم جای بحث فراوان دارد.

شهروندان فراجناحی و آگاه افغانستان باید این ارزیابی را فراتر از موضع‌گیری‌های رهبران سیاسی انجام دهند.

اغلب رهبران سیاسی مخالف طالبان و هواداران‌شان در فضای مجازی بر این بخش از سخنان خلیلزاد تمرکز کردند که او خواهان بازگشت رهبران سیاسی و آمادگی‌شان برای دادن قربانی برای کار از درون کشور شده است.

کم نیستند رهبران سیاسی در کشورهای منطقه که برای مبارزه سیاسی در داخل کشور مانده‌ و قربانی داده‌اند. نزدیک‌ترین نمونه‌ها شاید میرحسین موسوی و عمران خان، رهبران مخالف ایرانی و پاکستانی باشند.

با این حال رهبرانی که در سقوط افغانستان آنها نیز کمابیش مسئولیت داشتند، معتقدند که شرایط افغانستان فرق می‌کند و امکان کار سیاسی از داخل کشور میسر نیست.

سیاسیون سنتی مخالف طالبان بیشتر به ترغیب زلمی خلیلزاد برای بازگشت آنها به افغانستان تمرکز کردند و بخش دیگر سخنان نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان از توجه دور ماند.

آقای خلیلزاد در این مصاحبه توضیح می‌دهد که نگران «آینده ناروشن افغانستان» است و نظام طالبان با سوال‌های جدی روبروست.

بنابرین گذشته از کارنامه جنجالی سفیر سابق امریکا و حب‌و‌بغض سیاستمداران، نباید این نکته را ساده گرفت. چرا که باید به بحران افغانستان، فراتر از منافع جناحی و سمتی سیاستمداران پرداخته شود.

خلیلزاد در بخشی از مصاحبه که نشر شده گفت: «به فکرم هنوز زود است که درباره روز سقوط کابل و تاثیراتش بر آینده درازمدت افغانستان نتیجه‌گیری کرد. گرچه دو سال گذشته که از یک نگاه، مدت طولانی بوده اما از نگاه تاریخ هنوز زود است. ببنیم که چه چیزهای بالاخره سر آینده طولانی افغانستان تاثیر خواهد داشت. راه آینده افغانستان از نگاه تاریخی چگونه خواهد شد.»

او افزود: «بدون آنکه سر یک فورمول توافق شود، آینده افغانستان با سوال روبرو خواهد بود. یک دلیلی که عرض کردم [این است] که هنوز زود است درباره نتیجه نهایی صحبت کرد. گام‌هایی مانده که باید برداشته شود. آیا این گام‌ها برداشته می‌شود؟ اگر برداشته می‌شود، یک راه برای آینده افغانستان و اگر برداشته نشود، راه دیگری در انتظارش خواهد بود.»

تا همین‌جا هم چند چیز از دیدگاه زلمی خلیلزاد مشخص است:

۱. طالبان در ایجاد یک حکومت پایدار ناکام مانده و نظام طالبانی شکننده است. چرا که او منتظر ارائه یک فورمول مورد توافق میان مردم افغانستان است؛

۲. گام‌ها و آینده‌ای که خلیلزاد از آن حرف می‌زند، آشکارا در راستای اجرایی شدن بخش دیگری از پیمان طالبان برای گفت‌وگو با ملت افغانستان و ایجاد ساختاری است که بنیاد یک حکومت مشروع را بگذارد. حالا این سنگ‌بنا می‌تواند لویه جرگه، شورای رای‌زنی، انتخابات یا هر ساختار مورد قبول برای مردم افغانستان و جامعه جهانی باشد که زمینه بازگشت حکومت قانون را فراهم کند؛

۳. باز هم از فحوای کلام او می‌توان پی‌برد که اگر طالبان به گفته خلیلزاد «به چنین فورمولی» تن ندهد، طرف‌ها، احزاب، اقوام و حتی قدرت‌های منطقه‌ای ذینفع در افغانستان بی‌کار نخواهد نشست.

نشانه‌های مخالفت فرامرزی از همین حالا در خصوص انحصار قدرت به دست گروهی که تک‌قومتی، تک‌جنسیتی و تک‌حزبی است، بروز کرده است. گذشته از نگرانی تاجیکستان که از روز اول ابراز شد، صداهای مخالفت بیشتر از جمهوری اسلامی ایران نیز شنیده می‌شود. روز یکشنبه (۲۱ اسد) روزنامه هم‌میهن ایران در ادامه نقد تعامل حکومت ایران با طالبان نوشت: «ایران خطر طالبان را جدی بگیرد.»

روزنامه هم‌میهن با برشمردن چهار تعارض امنیتی «جدی» بین جمهوری اسلامی و طالبان در مطلبی «هشدارآمیز» نسبت به این موضوع نوشت باید خطر طالبان جدی گرفته شود.

حشمت الله فلاحت‌پیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در همین رابطه به روزنامه اینترنتی «فراز» گفت که بیش از یک‌ونیم میلیون از کسانی که سابقه فعالیت نظامی در افغانستان داشتند پس از روی کار آمدن دوباره طالبان به ایران آمده‌اند.

علاوه بر ایران، ادبیات کارشناسان روسی هم در مقابل طالبان انتقادی می‌شود و هر نوع اقدام این قدرت‌ها در زمینه تقویت جبهات مانند آزادی و مقاومت ملی می‌تواند افغانستان را به میدان یک کشمکش دیگر نظامی تبدیل کند.

از این جهت هشدار خلیلزاد و ارزیابی او از اوضاع نشان می‌دهد که به زبان خودش کار تمام نشده است و با توجه به ماموریت چند دهه‌ای او و شناختش از راهروهای قدرت در واشنگتن، نباید حرف او را نادیده گرفت. چرا که امریکا هر بار در مورد افغانستان جدی شده است، سراغ خلیلزاد رفته است.

آنچه در نشست طالبان و امریکا مطرح نشد

۱۱ اسد ۱۴۰۲، ۰۹:۰۶ (‎+۱ گرینویچ)
•
الیاس کیان

دیدار تیم امریکایی به رهبری تام وست و هیئت اداره طالبان به ریاست امیرخان متقی در دوحه قطر پایان یافته و دو طرف بیانیه‌های عمدتا مثبت و رضایت‌بخشی از یکدیگر منتشر کرده‌اند. در این بیانیه‌ها چه پیامی نهفته است و چه چیزی و چرا از قلم باز مانده است؟

ابتدا نگاه کنیم به بیانیه وزارت خارجه امریکا: وزارت خارجه امریکا در این بیانیه نوشته است که گفت‌وگوی دوجانبه با طالبان مفصل و صریح بوده است و از پیشرفت طالبان در زمینه کاهش تورم، رشد صادرات و واردات در سال ۲۰۲۳، تعهد طالبان به جلوگیری از تبدیل شدن خاک افغانستان به تهدیدی علیه امریکا و متحدانش، کاهش چشمگیر حملات گسترده تروریستی علیه افغان‌ها، و البته کاهش کشت کوکنار، تلویحا ستایش کرده است.

نگرانی‌های امریکا براساس این بیانیه اما، در این چارچوب خلاصه شده است: تقویت اعتمادسازی بین دو طرف، بحران بشری و نیاز به امدادرسانی، اوضاع حقوق بشری و قاچاق مواد مخدر صنعتی.

تیم تام وست که متشکل از رینا امیری، نماینده امریکا در بخش حقوق بشر و زنان و کرن دیکر، کاردار سفارت امریکا برای افغانستان است، اما توضیح نداده است که منظور از «اعتمادسازی» چیست.

واقعیت این است که امریکا در این بیانیه به مسایل حساس و مهم برای طالبان مانند حذف نام رهبران آنها از لیست سیاه تروریستی و آزادسازی ذخایر ارزی افغانستان نپرداخته است.

اینک نگاهی هم به بیانیه طالبان: طالبان هم در بیانیه‌ای شان به گام‌هایی برای اعتمادسازی اشاره کرده و آورده است که دو طرف درباره برداشتن گام‌های عملی برای حذف فهرست سیاه، برداشتن تحریم‌ها بر رهبران طالبان، آزادسازی ذخایر ارزی بانک مرکزی افغانستان و ثبات اقتصادی افغانستان و مبارزه با قاچاق مواد مخدر گفت‌وگو کردند.

طالبان اما یک گام فراتر رفته است و توضیح داده که قدم اساسی برای اعتمادسازی حذف نام رهبران طالبان از فهرست سیاه تروریستی است.

حالا اگر این بیانیه کنار هم مرور شود به نظر می‌رسد که برجسته‌ترین مسئله برای طالبان حذف نام رهبرانش از فهرست افراد تروریست و فراهم شدن منابع مالی هفت میلیارد دالری است که در دست امریکا است. از سوی دیگر، برای امریکا هم مهم‌ترین خواسته جلوگیری از خطرات تروریستی است که می‌تواند منافع این کشور را از خاک افغانستان تهدید کند.

هرچند ممکن است در این دیدار به سایر مسائل اصلی که مشکل افغانستان است هم اشاره شده باشد، ولی تا اینجا دست‌کم هر دو طرف حتی از نام بردن آن خودداری می‌کنند.

برای افغان‌ها نوع نظام طالبان و تمرکز قدرت در دست یک فرد که خود را «امیرالمومنین» می‌خواند، پذیرفتی نیست. عدم تشکیل نظامی که افغان‌ها خود را در آن بتوانند ببینند عامل اصلی بی‌ثباتی و بحران است که همچنان دامنگیر این کشور است.

نه تام وست و نه متقی در بیانیه هایشان به ایجاد حکومت قانون، مشروع یا حتی فراگیر اشاره نکرده است که به اداره سرپرست طالبان پایان داده و افغانستان را در مسیر مشروعیت سیاسی قرار دهد. حکومت قانون به کنار، دو طرف حتی به گفت‌وگوهای ملی برای پیدا کردن راه‌حل رسیدن به یک نظام مشروع اشاره نکرده‌اند یا دست‌کم در این بیانیه بازتاب داده نشده است.

به نظر می‌رسد بحث نوع نظام و حکومتداری دیگر برای امریکا یک اولویت نیست و تلاش‌های رهبران سیاسی خارج از گروه طالبان برای تغییر نظر امریکا به جایی نرسیده است.

اما در عین حال، واقعیت دیگر هم این است که دو طرف نه طالبان و نه امریکا به دادن رسمیت به نظام کنونی طالبان هم اشاره ای نکرده‌اند. برای طالبان گره اصلی پذیرفته شدن به عنوان یک حکومت عادی در جامعه جهانی، رسمیت بین‌المللی است که راهش از واشنگتن می‌گذرد. بعید است که امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در این نشست به این خواسته طالبان اشاره نکرده باشد اما برآیند نشست دوحه تا جایی که در بیانیه‌ها قابل خوانش است، نشان می‌دهد که مسئله رسمیت برای امریکا چندان جدی نیست.

از این رو، شاید بتوان نتیجه گرفت که وضع موجود برای امریکا و طالبان قابل قبول است و این گفت‌وگوها در چارچوب مذاکرات دوجانبه ادامه خواهد یافت بدون آنکه گام‌های بزرگی در زمینه حقوق بشر، ایجاد حکومت قانون و حذف نام رهبران طالبان از فهرست تروریست‌های بین‌المللی به این زودی‌ها برداشته شود.

در بازداشتگاه طالبان در کابل بر رمضان بشردوست چه گذشت؟

۳۰ سرطان ۱۴۰۲، ۱۷:۳۰ (‎+۱ گرینویچ)

رمضان بشردوست، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان برای اولین‌بار جزئیات بازداشتش به دست جنگجویان طالبان را در گفت‌وگو با افغانستان اینترنشنال توضیح داد. دو روز پیش گزارش‌هایی پخش شد که اداره استخبارات طالبان او را در کابل بازداشت کرده است.

آقای بشردوست به عبدالحق عمری، خبرنگار افغانستان اینترنشنال گفت که ساعت سه بعد از ظهر روز چهارشنبه گذشته (۲۸ سرطان) برای مصاحبه اختصاصی با یکی از تلویزیون‌های محلی از خانه‌اش خارج شده بود.

او افزود که بعد از مصاحبه حوالی ساعت شش برای توزیع کمک به شماری از نیازمندان به محلی در نزدیک وزارت تحصیلات عالی در کارته چهار رفته بود که یک موتر نظامی طالبان سر رسید و یک جنگجوی طالبان از موتر پیاده شد و به سوی او رفت.

این نماینده شناخته شده مجلس پیشین افغانستان گفت که ابتدا تصور می‌کرد که این جنگجوی طالبان قصد داشته با او احوال‌پرسی کند. به گفته آقای بشردوست، ۹۵ درصد افراد طالبان و سربازان دولت پیشین با او رفتار خوب داشتند و با او احوال‌پرسی و خوش‌و‌بش می‌کردند.

انتقال بشردوست به حوزه سوم پولیس

برخلاف تصور آقای بشردوست، این بار طالبان برای جویا شدن احوال او نیامده بودند. بشردوست به خبرنگار افغانستان اینترنشنال گفت که این جنگجوی طالبان از او خواست که با او به طرف موتر برود. بشردوست گفت: «وقتی به سمت موتر نظامی طالبان رفتم، برخورد آنها خیلی سرد بود و خواستند که سوار موتر شوم.»

در حوزه سوم پولیس، جایی که جنگجویان طالبان آقای بشردوست را به آن جا انتقال داده بودند، هم تصور اعضای طالبان این بوده که او به خواست خود به دیدن آنها رفته است.

این نماینده مجلس که به دلیل موضع‌گیری‌هایش در پارلمان و اظهارات جنجالی‌اش درباره فساد اداری مقام‌های حکومت پیشین شناخته شده است، به افغانستان اینترنشنال گفت: «وقتی در حوزه سوم از موتر پیاده شدم، عده‌ای از طالبان مرا شناختند و فکر کردند که داوطلبانه آمده‌ام.»

آقای بشردوست افزود که آمر حوزه سوم پولیس طالبان بدون اینکه از این نماینده مجلس پیشین نام ببرد، به افراد خود دستور داد که او را به اتاقی ببرند و با چای از او پذیرایی کنند.

به گفته آقای بشردوست، در آن اتاق هم دو جنگجوی طالبان حضور داشتند و آنها هم تصور می‌کردند که برای احوالپرسی به آنجا رفته‌ است. او افزود که در اتاق چهار تخت خواب گذاشته بود.

با گذشت زمان تصور آقای بشردوست از انتقال به حوزه سوم پولیس طالبان عوض شد. او چایش را نوشید، اما سر و کله آمر حوزه سوم طالبان پیدا نشد. سرانجام، وقت ادای نماز عصر شد و آقای بشردوست در دفتری که طالبان آن را مسجد ساخته‌اند، نماز خواند و متوجه شد که آمر حوزه هم آنجا حضور دارد.

شکنجه روحی؟

نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ افغانستان در گفت‌وگوی خود با افغانستان اینترنشنال گفت که جنگجویان طالبان بدون آنکه سوالی بپرسند، او را در اتاق نگهداشتند تا اینکه آمر حوزه سوم پولیس به افرادش دستور داد که برایش شام آماده کنند.

آقای بشردوست از این‌که نمی‌دانست چرا آنجا هست، خسته شده بود. تا لحظه‌ای که آزاد شد، آمر حوزه سوم پولیس طالبان نه از او سوالی پرسید، نه توهینی کرد و حتی نپرسید که چرا او را به اینجا آورده‌اند. آقای بشردوست افزود که بعد از چند ساعت بازداشت، طالبان به او اجازه دادند به خانه‌اش برود.

طالبان نگفته‌اند که هدف از بازداشت این نماینده مجلس دولت پیشین چه بوده است. آقای بشردوست خودش هم توضیح نداد که دلیل بازداشت او دقیقا چه بوده است.

اما از اظهارات آقای بشردوست مشخص می‌شود که هدف طالبان از بازداشت کوتاه‌مدت او این بوده که به او گوشزد کنند که هیچ‌کسی از دایره نظارت این گروه خارج نیست و بردن او به حوزه پولیس رساندن نوعی پیام هشدارآمیز به او در مورد فعالیت‌هایش بوده است.

این در حالی است که به گفته آقای بشردوست، فعالیت‌های او خیرخواهانه و در راستای کمک به نیازمندان است. او حتی در زمان حضورش در مجلس پیشین هم بخشی از فعالیت‌هایش متمرکز بر توزیع کمک‌های مردمی به افراد نیازمند بوده است.

رمضان بشردوست به‌دلیل مخالفت‌های جدی‌اش با فساد اداری و انتقادات تندش از مقام‌های حکومت پیشین، محبوبیت زیادی در بین افغان‌ها و حتی افراد طالبان پیدا کرده است.

هرچند رفتار طالبان با مقام‌ها و اعضای حکومت پیشین قابل پیش‌بینی نیست، اما بسیاری تصور نمی‌کردند که این گروه رمضان بشردوست را هم بازداشت کند و به نوعی تحت فشار روانی قرار دهد.

چهارشنبه گذشته، زمانی که گزارش‌هایی درباره بازداشت رمضان بشردوست پخش شد، بسیاری از خود پرسیدند که مشکل طالبان با او چه بوده است.

رمضان بشردوست نه تنها چندین دوره عضویت مجلس نمایندگان را برعهده داشته، بلکه وزیر پلان کابینه اول حامد کرزی، رئیس‌جمهور پیشین و نامزد انتخابات ریاست جمهوری افغانستان هم بوده است.