چرا فرماندهان کلیدی ضدطالبان به آسانی کشته میشوند؟
روز جمعه، اول سرطان خبرگزاری مقاومت متعلق به جبهه مقاومت ملی افغانستان ویدیویی پخش کرد که عبدالصمد کوهگدای در آن میگفت مقاومت در نهرین ادامه دارد.
یک هفته بعد روز جمعه، ۸ سرطان، جبهه مقاومت اعلام کرد که این فرمانده با دو نفر دیگر کشته شدهاند.
گروهی از نیروهای جبهه مقاومت ملی در اقدامی غافلگیرکننده از دل کوهها در ولسوالی نهرین ولایت بغلان، با نشر ویدیویی از مبارزه با طالبان و ادامه مقاومت سخن راندند.
در شرایطیکه صددرصد ولایت بغلان در کنترول طالبان است، پخش این ویدیو با واکنشهای گستردهای روبرو شد. عدهیی از شجاعت نیروهای جبهه مقاومت ملی ستایش کردند، شماری ویدیو را جعلی خواندند و جمعی از بیپروایی جبهه مقاومت در امنیت و مصونیت نیروهایش انتقاد کردند.
روز جمعه، یک هفته پس از پخش ویدیوی عبدالصمد کوهگدای، جبهه مقاومت ملی رسماً تأیید کرد که پنج تن از نیروهایش به شمول فرمانده کوهگدای در نبرد با طالبان در بغلان کشته شده است.
پس از پخش خبر کشتهشدن عبدالصمد کوهگدای مشهور به حمزه، بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی پرسیدهاند: «آیا جبهه مقاومت خود سر نیروهایش را به باد میدهد؟»
منتقدان میپرسند یک جبهه نظامی که رهبری آن تشکیلات عریض و طویلی دارد، چگونه میتواند در شرایطی یک متر جغرافیای کشور را به کنترل ندارد، ویدیوی یک فرمانده و گروهی از چریکهای خود را همراه با آدرس دقیق آنها در شبکههای اجتماعی پخش کند؟
میرزا محمد یارمند، معین پیشین وزارت امور داخله، به افغانستان اینترنشنال گفت امروزه حکومتها به آسانی میتوانند با استفاده از تکنولوژی افراد را از طریق استراق سمع، ردیابی و تثبیت موقعیت کنند. با این حال اعضای جبهه مقاومت با بیپروایی در داخل کشور از شبکههای اجتماعی استفاده میکنند.
آقای یارمند میگوید افراد جبهه مقاومت قبل از آغاز حملات چریکی خود درباره حفظ محرمیت آموزش حرفهای ندیدهاند.
منتقدان میگویند جبهه مقاومت برای اینکه روی صحنه باشد و سرخط خبرها، سبکسرانه و بیپروا با جان سربازان و نیروهایش بازی میکند.
در نزدیک به سه سال گذشته، دهها فرمانده و نظامی جبهه مقاومت ملی افغانستان به دلایل مشابه کشته، زخمی و بازداشت شدهاند. این نخستین بار نیست که فرماندهان جبهه مقاومت ملی افغانستان پس از پخش ویدیوهای خود در شبکههای اجتماعی و افشای موقعیت قرارگاههای خود کشته میشوند. برخی از قربانیان ستونهای اصلی مقاومت مسلحانه علیه طالبان بودند و تجربه طولانی جنگ علیه این گروه را در کارنامه داشتند.
خیرمحمد خیرخواه اندرابی
از جمله در جدی ۱۴۰۱ یک ویدیو از خیرمحمد خیرخواه اندرابی، فرمانده نامدار نظامی ضد طالبان در شبکههای اجتماعی پخش شد. در این ویدیو دیده میشد که فرمانده خیرخواه با برافروختن آتشی در دل کوهستان، شعر میخواند و شب یلدا را تجلیل میکند.
پس از این ویدیو، فرمانده خیرخواه یکشنبه شب، چهار جدی، با حدود بیست نفر از نظامیانش در حمله گسترده طالبان کشته شدند.
منتقدان پیش از این هم گفته بودند که انتشار ویدیوی تجلیل از شب یلدا در کوهستان و شعرخوانی یک فرمانده ضد طالبانی ممکن است برای دستگاه تبلیغاتی جبهه مقاومت یک دستاورد به حساب بیاید و دل حامیان این جبهه در شهرها و کشورهای خارج را برای پاسداشت از جشنهای باستانی گرم کند، اما آیا چنین تبلیغاتی آنقدر ارزش دارد که خطر به دام افتیدن فرماندهان و نظامیان ضد طالبان را به جان خرید؟
نورآغا پیشغور
علاوه بر آن، فرماندهانی مثل نور آقا پیشغور که تجربه نبرد علیه طالبان در دوره مقاومت اول را نیز در کارنامه داشت، پس از انتشار ویدیوهایی از موقعیت خود کشته شدند. نورالله پیشغور روز شنبه، ۲۱ جوزای ۱۴۰۲، با دو تن دیگر از نیروهای جبهه مقاومت ملی، در پنجشیر جان باخت.
اکمل امیر و بصیر اندرابی
نیروهای طالبان بامداد روز پنجشنبه، ۱۷ حمل ۱۴۰۲ به روستای «آغل خان» ولسوالی سالنگ رفتند و بابه گل نظری، مدیر لیسه مرکزی سالنگ و یک عضو ارتش پیشین افغانستان را بازداشت کردند. آنها در ماه رمضان زمانی که در خانههای خود مشغول صرف سحری بودند، گرفتار شدند.
سه روز بعد، روز یکشنبه، ۲۰ حمل ۱۴۰۲، عبدالحمید خراسانی، فرمانده گروهی از ملیشههای طالبان که در آن زمان بهعنوان ولسوال این گروه در احمد آباد پکتیا کار میکرد، ویدیوی اعتراف اجباری این دو بازداشت شده را پخش کرد.
در ویدیوهایی که آقای خراسانی به رسانهها ارسال کرده، دیده میشود که بابهگل نظری، مدیر لیسه مرکزی سالنگ به عضویت در جبهه آزادی اعتراف میکند.
در این ویدیو دیده میشود که دستان آقای نظری به پشتش بسته است و مردان مسلح با نقاب در عقب او ایستادهاند.
جبهه آزادی در آن زمان در پاسخ به سوال افغانستان اینترنشنال، عضویت افراد بازداشت شده در این جبهه را رد کرد و گفت: «این افراد با هیچ یک از فرماندهان و سربازان جبهه آزادی ارتباطی ندارند.»
با این حال فقط یک روز بعد از پخش ویدیوی اعتراف اجباری بابه گل نظری و همراهش، اتفاقات تکاندهندهای در دره کوکلامی سالنگها رخ داد.
بیش از ۲۰۰ جنگجوی طالبان در حدود ۳۴ رنجر حوالی ساعت هشت بامداد روز دوشنبه، ۲۱ حمل ۱۴۰۲ بر روستای «هنروه بالا» دره کوکلامی سالنگ هجوم بردند و درگیری را آغاز کردند که تا شب همان روز ادامه یافت. آنها برخی خانههای مردم محل را آتش زدند و در مسجد اعلام کردند که کسی از خانهاش بیرون نشود.
در آن روز مردم، محل ویدیویی را به افغانستان اینترنشنال فرستادند که پیکر تیرباران شده پنج عضو جبهه آزادی را نشان میداد. «جبهه آزادی افغانستان» پس از ۵ روز گزارشهای ضد و نقیض در مورد کشته شدن اکمل امیر و جنرال اندرابی، تایید کرد که پنج تن از نیروهایش از جمله دو فرمانده نامآشنا در نبرد با نیروهای طالبان کشته شده است.
مردم سالنگها میگویند بازداشت بابه گل نظری با رویدادهای بعدی در سالنگها که به کشته شدن اکمل امیر و همراهانش منتهی شد بیربط نیست.
هنوز فهرستی از سوالات درباره کشته شدن اکمل امیر و بصیر اندرابی و همراهشان بیپاسخ مانده است. آیا جبهه آزادی معتقد است که بازداشت بابه گل نظری با کشته شدن اکمل امیر کاملا بیربط است؟ آیا برای جبهه نظامی مخالف طالبان قابل پیشبینی نبود که ممکن است بابه گل نظری تخلیه اطلاعاتی شود و موقعیت اکمل امیر را زیر شکنجههای بیامان طالبان افشا کند؟ آیا چهار روز زمان کافی برای تغییر موقعیت اکمل امیر و همراهانش نبود؟
هزینه سنگین انسانی جبهه مقاومت ملی
نزدیک به سه سال از کشته شدن فهیم دشتی، سخنگوی جبهه مقاومت ملی افغانستان و ودوود زره، از بستگان احمد مسعود میگذرد. با این حال هنوز اطلاعات کمی در مورد چگونگی قتل آنها در حوزه عمومی پخش شده است.
بعد از کشته شدن این دو چهره، فرماندهان برجستهای مثل بهلول بهیج، ملک خان دره، احمدیار، زبیر اندرابی، خیرمحمد خیرخواه، عبدالحمید، نورآقا پیشغور، بحرالدین آقا، قمرالدین اندرابی و بسیاری دیگر یکی از پی دیگری کشته شدهاند.
براساس گزارش سالانه جبهه مقاومت ملی افغانستان که در دوزادهم سنبله ۱۴۰۱ پخش شد، در جریان یک سال اول حکومت طالبان ۱۲۱ نفر از نیروهای جبهه مقاومت کشته شدهاند.
جبهه مقاومت در سه سال گذشته بر علیه طالبان در افغانستان میجنگد. طالبان علاوه بر جبهه مقاومت دشمنان دیگر مثل جبهه آزادی افغانستان و داعش نیز دارد.
با این حال، دشوار است که آمار بلند کشتهشدگان و بازداشتشدگان جبهه مقاومت از میان فرماندهان کلیدی این جبهه را با کشته شدگان فرماندهان طالبان و یا فرماندهان داعش مقایسه کرد.
علاوه بر رقم تلفات انسانی، صدها نیروی جبهه مقاومت ملی به دلیل اشتباهات مشابه در سه سال گذشته بازداشت شدهاند. هم اکنون، بیشتر از ۱۲ هزار زندانی در زندانهای طالبان وجود دارد. رقم قابل ملاحظه زندانیان نیروهای جبهه مقاومت است. فرماندهان نظامی جبهه مقاومت- علی رغم تجربه طولانی و آشنایی با جغرافیا- در جنگ چریکی و مسلحانه با طالبان ناکام بودهاند. یک جنگ موفق جنگی است که کمترین تلفات و خسارات به نیروهای خودی وارد شود.
منابع از جبهه مقاومت به افغانستان اینترنشنال تایید کردند که عبدالصمد کوهگدای مشهور به فرمانده حمزه، از فرماندهان این جبهه در نبرد با طالبان کشته شده است.
به گفته منابع فرمانده حمزه با کمین طالبان در روستای کوهگدای ولسوالی نهرین بغلان مواجه شد.
براساس گفتههای منبع دستکم یک نفر از همراهان فرمانده حمزه در این نبرد کشته شده است.
طالبان و جبهه مقاومت ملی افغانستان تاکنون رسما در این مورد اظهار نظر نکردهاند.
خبرگزاری مقاومت، متعلق به جبهه مقاومت اخیرا ویدیویی را در شبکههای اجتماعی پخش کرده بود که عبدالصمد کوهگدای را در کوهستانهای زادگاهش نهرین نشان میداد. فرمانده حمزه در این ویدیو بر ادامه مقاومت علیه طالبان تاکید میکرد.
نشست دوحه به دعوت سازمان ملل متحد بزرگترین و کلیدیترین نهاد هماهنگکننده دولتهای جهان راهاندازی میشود.
این نشست هدف خود را ادغام مجدد افغانستان در ساختارها و اصول بینالملل قرار داده است. از اینرو، همایش دوحه که با نمایندگان ویژه چند دولت در امور افغانستان و هیئت اداره بر سر کار طالبان راهاندازی میشود، از اهمیت ویژهای برخوردار است، اما اگر زنان که نیمی از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند در این نشست مهم شرکت نکنند، از دید حقوق بینالملل چه معنی دارد؟
تخطی منشور سازمان ملل بند سوم ماده اول منشور سازمان ملل متحد بر اصل رعایت و احترام حقوق بشر با حفظ کرامت انسانی همه انسانهای روی زمین بدون تبعیض تاکید کرده است. زمانی که میزبان نشست دوحه، دبیرخانه سازمان ملل متحد است، چگونه میتوان اجرای این اصل منشور سازمان ملل متحد را در دستور کار و فیصلههای آن توجیه کرد؟
تخطی از اعلامیه جهانی حقوق بشر ماده دوم این اعلامیه، که جوهر و فلسفه حقوق بشر است، بهصراحت تمایز و تبعیض را مردود شمرده و بر حق مشارکت برابر تمام انسانها در جامعه تاکید کرده است. این اعلامیه در ۳۰ ماده خود به شکل مستقیم و غیرمستقیم رعایت بدون تبعیض کرامت انسانی را مسئولیت جامعه جهانی تعیین کرده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر، که میثاق مادر برای تمام هنجارهای قبول شده بینالمللی در امور حقوق بشر است، در نشست دوحه رعایت نشده است.
تخطی از کنوانسیونهای قبول شده جهانی حقوق بشر ماده دوم کنوانسیون بینالمللی رفع هر نوع تبعیض علیه زنان، تمام جامعه جهانی را بر رفع کامل تبعیض جنسیتی فراخوانده و مرتکبین آنرا سزاوار پیگرد حقوقی دانسته است. بند سوم ماده دوم میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی، که یکی از مهمترین قانونهای بینالمللی در امور حقوق بشر است، همه جامعه جهانی را دعوت به رعایت اصل برابری و رفع تبعیض کامل کرده و این کار مهم را مکلفیت جامعه بشری دانسته است. ماده سوم میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای دولتهای جهان و همه سازمانهای جهانی مکلفیت رعایت برابری و همبستگی در تبعیض را یک اصل مهم و اساسی تعیین کرده است. همچنین سایر کنوانسیونهای ناشی از اعلامیه جهانی حقوق بشر به صورت کل تبعیض جنسیتی را جنایت ضدبشری معرفی کرده است. حالا پرسشی مطرح میشود که آیا کمبود نقش زنان در همایش دوحه نماد مبرهنی از تخطیهای این اسناد با اعتبار جهانی نیست؟
تخطیهای آشکار از فیصلههای سازمان ملل متحد یکی از ارزشمندترین فیصلههای سازمان ملل متحد را قطعنامه ۱۳۲۵ شورای امنیت سازمان متحد تشکیل میدهد. این قطعنامه، که مشمول دستگاه حقوق بینالملل شده، جایگاه زنان را در تصمیمگیریهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی با حفظ برابری جنسیتی با مردان به بحث گرفته است. این قطعنامه اهمیت زیادی بر دولتهای در حال منازعه و پسامنازعه دارد، زیرا بر نقش زنان در تامین امنیت و صلح و ثبات تاکید کرده است. اما در نشست دوحه این قطعنامه که باید به اصل مهم تبدیل میشد، رعایت نمیشود.
ضعف مشروعیت فیصلهها مشروعیت فیصلهها در باب مسایل ملی زمانی شکل میگیرد که همه اقشار جامعه حداقل صدا یا نمایندگان خود را در تصامیم بااهمیت ملی داشته باشند. در نشست دوحه کسی از زنان نمایندگی نمیکند و این کمبود مقبولیت و مشروعیت فیصلههای این نشست را زیر پرسش میبرد.
واقعیت این است که هنجارهای یاد شده استخوانهای پیکر دولتهای معاصر و جامعه جهانی را در کل تشکیل میدهد. شاید ما در جهان نمونههای کمی از تخطی این هنجارها توسط خود سازمان ملل متحد را دیده باشیم. حالا نه در تعیین دستور کار این نشست و نه در مشارکت مستقیم در تصمیمگیریهای آن زنان هیچ نقشی نداشتهاند. این ضعف حقوقی بر جایگاه و اعتبار نشست دوحه اثر بدی خواهد گذاشت. از سوی دیگر، فیصلههای این نشست بار حقوقی را که باید میداشت، از دست خواهد داد.
یکی از واقعیتهای تلخ دیگر این است که سازمان ملل متحد با پذیرش پیششرطهای اداره بر سر کار طالبان ارزشها، هنجارها و قوانین بینالمللی را به معامله گرفته است. این امر سبب میشود که منتقدان حقوق بشر بیشتر از همیشه فرصت یابند تا بگویند حقوق بشر وسیلهای برای سیاستمداران و نهادهای سیاسی است.
یکی از مهمترین محورهای راهبردی سازمان ملل متحد دفاع، رعایت و ترویج حقوق بشر از طریق شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد و کمیساریای عالی حقوق بشر این سازمان جهانی است. از سوی دیگر، سازمان ملل متحد وظیفه دارد تا از اجرای هفت کنوانسیون جهانی، حقوق بشر را در جهان نظارت کند. این در حالی است که دستاندرکاران نشست دوحه خود سبب نقض سیستماتیک این اسناد معتبر جهانی میشوند.
شی جین پینگ، رئیسجمهور چین اعلام کرد که این کشور به نقش خود در پیوند به حل مسائل افغانستان ادامه خواهد داد.
او روز جمعه (۸ سرطان) در مراسمی در بیجینگ گفت چین عزم خود را برای توسعه صلح تغییر نخواهد داد.
به گزارش رسانههای چینی او گفت: بیجینگ به ایفای نقش سازنده در بحران اوکراین، حل مناقشه فلسطین و اسرائیل و حل و فصل مسائل مربوط به شبه جزیره کره، ایران، میانمار و افغانستان ادامه خواهد داد.
شی جین پینگ روز جمعه (۸ سرطان) در هفتادمین سالگرد پنج اصول همزیستی مسالمت آمیز در بیجینگ شرکت کرد.
چین به رغم اینکه همانند دیگر کشورها طالبان را به رسمیت نمیشناسد، اما روابط اقتصادی و دیپلوماتیک با این گروه دارد و سفارت افغانستان در بیجینگ را به طالبان واگذار کرده است.
یوشیا یونگ، نماینده ویژه چین برای افغانستان اخیرا در مصاحبه با رسانه ایرانی ایراف گفت که جامعه بینالمللی باید به «فرهنگ افغانها» و «نحوه رسیدگی به امور داخلی» آنها احترام بگذارند.
این دیپلومات چینی با تاکید دوباره بر خودداری جامعه بینالمللی از هر گونه مداخله در امور داخلی افغانستان، توصیه کرد که از «تحمیل راهحلهای خارجی برای حل مسائل افغانستان خودداری کنند.»
هدر بار، معاون بخش زنان دیدبان حقوق بشر بار دیگر از دعوت نشدن زنان افغان به نشست دوحه و برخورد سازمان ملل با این موضوع انتقاد کرد.
او گفت که سازمان ملل در مقابل طالبان رویکرد تضرعآمیز دارد، اما به درخواستهای زنان افغان پاسخ منفی میدهد.
خانم بار روز پنجشنبه، ۷ سرطان در حساب کاربری خود در اکس نوشت که سازمان ملل در مقابل مدافعان حقوق زنان افغان رویکرد منفی را در پیش گرفته است.
او نوشت که سازمان ملل به مدافعان حقوق زنان افغان می گوید که «شما به این نشست[دور سوم نشست دوحه] آمده نمیتوانید. نشست بعدی هم عالی به نظر نمیرسد. ما در مورد مسایل مهم بحث میکنیم نه مسایل زنان.»
قرار است دور سوم نشست دوحه تا دو روز دیگر به میزبانی رزماری دیکارلو، معاون دبیرکل سازمان ملل متحد در دوحه آغاز شود. سازمان ملل برای کشاندن طالبان به این نشست از حضور نمایندگان زنان افغان و بحث در مورد حقوق زنان و حقوق بشر در نشست اصلی چشمپوشی کرده است.
سازمان ملل اعلام کرده است که در روز دوم نشست با شماری از نمایندگان جامعه مدنی افغانستان به شمول نمایندگان زنان دیدار خواهد داشت.
زبیده اکبر، فعال حقوق بشر اعلام کرد که دعوتنامهای از سوی سازمان ملل متحد برای شرکت در نشست دوحه دریافت کرده، اما به این نشست نخواهد رفت.
خانم اکبر گفت از تصمیم سازمان ملل برای حذف زنان از میز اصلی گفتوگوهای دوحه خشمگین است.
او افزود که نشست دوحه با حذف زنان چیزی جز مماشات برای طالبان نتیجهای نخواهد داد.
وزارت خارجه امریکا روز چهارشنبه گزارش سالانه خود درباره «آزادیهای مذهبی در جهان» را نشر کرد.
در این گزارش آمده است که اقلیتهای مذهبی در افغانستان سال گذشته با حملات خشونتآمیز و تبعیض گسترده مواجه بودند.
آنتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا هنگام ارائه گزارش سالانه این وزارت گفت میلیونها نفر در سراسر جهان از آزادیهای مذهبی برخوردار نیستند.
در این گزارش تاکید شده است که گروه طالبان در یک سال گذشته از عبادتگاهها در افغانستان محافظت نکرده است.
وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه خود به جمعیت رو به کاهش سیکها و هندوها، حمله بر عبادتگاههای شیعیان و حمله بر هزارهها اشاره کرده است.
در این گزارش با اشاره بر کشته شدن یک روحانی سلفی در دلو سال ۱۴۰۲ در ولایت کاپیسا آمده است که پس از تسلط طالبان بر افغانستان هزاران نفر از پیروان سلفی کشور را ترک کردهاند.
وزارت خارجه امریکا در این گزارش به نقل از منابع نوشته است که کشتار، شکنجه و جابجای اجباری هزارهها توسط طالبان و غصب زمین و خانههای آنها در بامیان، دایکندی، میدانوردک، بغلان، بلخ، قندوز، بدخشان، هرات، غزنی، سرپل، قندهار، ارزگان، تخار و سمنگان اتفاق افتاده است.
در این گزارش آمده است که سیکها و هندوها از امنیت خود در افغانستان تحت تسلط طالبان نگران هستند و از خطر شکنجه درصورت شکایت به دادگاه ترس دارند.
وزارت خارجه امریکا میگوید پس از تسلط طالبان بیش از ۹۰۰ شهروند سیک و هندو کشور را ترک کردند و تنها شش نفر سیک وهندو برای محافظت از مکانها و کتابهای مقدس خود در افغانستان ماندهاند.
در این گزارش به نقل از یک سازمان مدافع حقوق مسیحیان آمده است:«طالبان برای محو کامل مسیحیت یا هر اقلیت مذهبی از کشور تلاش میکنند.»
در این گزارش با اشاره بر منع تدریس فقه شیعه در تمام مدارس کشور به نقل از رهبران شیعه آمده است که هیچ روحانی شیعه در شوراهای علمای کشور شرکت نداشته است.
در این گزارش همچنین آمده است که گروه طالبان در ماه سرطان ۱۴۰۲ خورشیدی برگزاری جشن عید غدیر را در ولایات کابل، بلخ، هرات و دایکندی منع کرده است.
در گزارش وزارت خارجه امریکا است:«طالبان علاوه بر موضوعات مذهبی، یک برنامه درسی افراطی خشونتآمیز را برای مدارس تهیه کرده که شامل آموزش نظامی میشود.»
وزارت خارجه در این گزارش با اشاره بر حملات انتحاری بر نمازگزاران در بغلان در میزان ۱۴۰۲ خورشیدی، حمله بر یک باشگاه ورزشی در منطقه هزارهنشین کابل در عقرب همین سال و بمبگذاری در یک بس حامل هزارهها در کابل در ۱۷ عقرب گفت است که حملات سیستماتیک علیه هزارهها قطع نشده است.