• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چرا تعبیر «چرخش به چپ» در مورد بریتانیا دقیق نیست

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۱۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۶:۲۳ (‎+۰ گرینویچ)

بنا به سخنی رایج در افواه عمومی، در نظام‌های دموکراتیک، مسئولان دولت قبلی پس از شکست در انتخابات به خانه می‌روند و در نظام‌های غیردموکراتیک به زندان.

صبح روز بعد از انتخابات پارلمانی اخیر در بریتانیا، جرمی هانت که سال‌ها در دولت‌های محافظه‌کار در راس وزارت‌خانه‌های مهمی هم‌چون وزارت خزانه‌داری قرار داشت، در پیامی ضمن پذیرش شکست حزب متبوع خود خطاب به فرزندانش چنین گفت: «شاید به نظر برسد که امروز که از داونینگ‌استریت بیرون می‌رویم، روز بدی برای خانواده‌ ما باشد اما این‌طور نیست. ما فوق‌العاده خوش‌شانس‌ هستیم که در کشوری زندگی می‌کنیم که چنین تصمیماتی نه با انفجار بمب یا شلیک گلوله، بلکه توسط هزاران شهروند معمولی اتخاذ می‌شود که در صلح و آرامش در مربعی روی یک تکه‌کاغذ ضربدر می‌زنند.»

جالب اینکه پیش از فرا رسیدن ساعت یک بعد از ظهر همان روز، کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر جدید، به ساختمان شماره ۱۰ خیابان داونینگ‌استریت نقل مکان کرده بود.

این جابه‌جایی سریع و بی‌دردسر مستاجران اقامتگاه نخست‌وزیری بریتانیا حاکی از نوعی «ثبات» و «فقدان ابهام در انتقال قدرت» در قدیمی‌ترین دموکراسی جهان است.

این امر عمدتا ثمره نظام انتخاباتی بریتانیا است که از قاعده «نخست‌گزینی» (پیروزی یک نامزد حائز آرای بیشتر و نه لزوما دارای اکثریت آرا) در هر حوزه انتخاباتی پیروی می‌کند.

اگر نظام خودکامه بلاروس را نادیده بگیریم، می‌توان گفت که بریتانیا تنها کشور عضو «شورای اروپا» است که نوعی نظام «نمایندگی تناسبی» (انتخاب چند نماینده در هر حوزه بنا بر نوعی قاعده تناسبی) در آن وجود ندارد.

نظام انتخاباتی بریتانیا تصویر فراگیری از افکار عمومی در این کشور ارائه نمی‌دهد.

100%

نخست‌گزینی بهتر است یا نمایندگی تناسبی؟

همان‌طور که آدام شوورسکی در کتاب «چرا باید به انتخابات بها داد» (۲۰۱۸) می‌گوید، نخست‌گزینی به نوعی نظام دوحزبی می‌انجامد که در آن قدرت بین دو حزب بزرگ دست به دست می‌شود و احزاب کوچک به حاشیه رانده می‌شوند.

به عبارت دیگر، در این صورت معمولا یکی از دو حزب بزرگ می‌تواند اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست آورد و بدون نیاز به ائتلاف با دیگر احزاب دولت تشکیل ‌دهد و حکمرانی کند.

بنابراین عجیب نیست که در یک‌صد سال گذشته تعداد مواردی که انتخابات پارلمانی بریتانیا به تشکیل سریع دولتی تک‌حزبی نینجامیده، از انگستان یک‌دست تجاوز نکرده است.

اما نمایندگی تناسبی به نوعی نظام چندحزبی می‌انجامد که در آن اغلب هیچ حزبی اکثریت کرسی‌های پارلمان را به دست نمی‌آورد و در نتیجه، به قول شوورسکی، «یا دولت اکثریتی متشکل از چند حزب با اهداف ناهمگون تشکیل می‌شود یا دولت اقلیت (که شاید باز هم ائتلافی باشد) مجبور می‌شود برای تصویب هر قانون اکثریت آرای پارلمانی را کسب کند».

جان هنلی، روزنامه‌نگار بریتانیایی، یادآوری می‌کند آخرین باری که دولتی تک‌حزبی هالند را اداره کرد در سال ۱۸۷۹ بود و آلمان و سویدن نیز به ترتیب از دهه ۱۹۶۰ و دهه ۱۹۷۰ از سوی دولت‌های ائتلافی اداره شده‌اند.

بنابراین، هر چند نظام‌های مبتنی بر نمایندگی تناسبی، به قول شوورسکی، «نمونه بارزتری از کل جامعه» به شمار می‌روند و «تصویر فراگیرتری از افکار عمومی» ارائه می‌کنند اما اغلب از «انتقال سریع قدرت» و «ثبات» (دو ویژگی متمایز نظام‌های مبتنی بر نخست‌گزینی) بی‌بهره‌اند زیرا در این نظام‌ها تشکیل دولت معمولا محتاج چانه‌زنی و مصالحه و ائتلاف موقت میان احزابی با اهداف متفاوت است.

این امر نه تنها زمان‌بر است و جامعه را مدتی در ابهام و بلاتکلیفی نگه می‌دارد (مثل آلمان و سوئد)، بلکه ممکن است به دولت‌های کوتاه‌مدت بینجامد (مثل هالند و بلجیم).

آیا واقعا جامعه بریتانیا به چپ چرخیده است؟

نباید از یاد برد که هرچند نظام انتخاباتی بریتانیا «ثبات» و «انتقال سریع قدرت» را تضمین می‌کند اما «تصویر فراگیری از افکار عمومی» در این کشور ارائه نمی‌دهد.

با اندکی تامل درباره نتایج انتخابات پارلمانی اخیر می‌توان گفت که این نه «جامعه|»‌ بلکه مجلس عوام و در نتیجه دولت بریتانیا است که به چپ چرخیده است.

در انتخابات اخیر، حزب کارگر ۳۴ درصد از آرا و ۶۳ درصد از کرسی‌ها، حزب محافظه‌کار ۲۴ درصد از آرا و ۱۹ درصد از کرسی‌ها و حزب راست افراطی «اصلاح» ۱۴ درصد از آرا و کمتر از یک درصد از کرسی‌های مجلس عوام را به دست آوردند.

در نظام‌های انتخاباتی مبتنی بر «نخست‌گزینی»، میان درصد آرا و درصد کرسی‌های یک حزب تناسبی وجود ندارد. کسب ۴۱۱ کرسی به وسیله حزب کارگر، ۱۲۱ کرسی توسط حزب محافظه‌کار و تنها پنج کرسی از سوی حزب راست افراطی «اصلاح»، معلول همین عدم تناسب فاحش است.

به عبارت دیگر، حزب کارگر برای کسب هر کرسی فقط نیازمند ۲۴ هزار رای بوده و حزب محافظه‌کار برای به دست آوردن هر کرسی به ۵۶ هزار رای احتیاج داشته؛ در حالی که به دست آوردن هر کرسی برای حزب «اصلاح» مستلزم کسب ۸۰۰ هزار رای بوده است زیرا چهار میلیون رای این حزب تنها پنج کرسی برای آن به ارمغان آورد!

نظام انتخاباتی بریتانیا اجازه نمی‌دهد حزب «اصلاح» تعداد کرسی‌های پارلمانی خود را به میزان چشمگیری افزایش دهد.

100%

از مقایسه نظام انتخاباتی بریتانیا با ایتالیا و آلمان چه می‌آموزیم؟

تیموتی گارتون اش، استاد مطالعات اروپایی در دانشگاه آکسفورد، از حزب «اصلاح» با عناوین کنایه‌آمیزی مثل «برادران انگلستان» و «آلترناتیو برای انگلستان» یاد کرده است تا بر وجوه تشابه میان دغدغه‌های فرهنگی، اقتصادی و مهاجرتی این حزب و دو حزب راست افراطی «برادران ایتالیا» و «آلترناتیو برای آلمان» تاکید کند.

در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲، حزب «برادران ایتالیا» با کسب ۱۱۸ کرسی از ۴۰۰ کرسی مجلس نمایندگان پیشتاز شد و در ائتلاف با سه حزب دیگر، راست‌گراترین دولت ایتالیا پس از جنگ جهانی دوم را تشکیل داد.

انتخابات مجلس نمایندگان ایتالیا مبتنی بر نوعی نظام «تناسبی ترکیبی» است که تکلیف ۶۳ درصد از کرسی‌هایش را قاعده «نمایندگی تناسبی» تعیین می‌کند.

در انتخابات سال ۲۰۲۲، «برادران ایتالیا» ۲۶ درصد از کل آرا را کسب کرد که ۶۹ کرسی را بر اساس قاعده «نمایندگی تناسبی» برای این حزب به ارمغان آورد.

دیگر کرسی‌های این حزب بر اساس قاعده «نخست‌گزینی» به دست آمد که در اینجا به آن پرداخته نمی‌شود.

اگر نظام انتخاباتی بریتانیا شبیه ایتالیا بود، حزب «اصلاح» که در انتخابات اخیر ۱۴ درصد از کل آرا را کسب کرده است به جای پنج کرسی فعلی، دست‌کم ۵۷ کرسی به دست می‌آورد و بر همین قیاس از تعداد کرسی‌های دو حزب بزرگ نیز کاسته می‌شد.

ناگفته پیداست که در این صورت این حزب راست افراطی به بازیگر بسیار مهم‌تری در مجلس عوام و سیاست رسمی بریتانیا تبدیل می‌شد.

در انتخابات پارلمانی ۲۰۲۲ آلمان که مبتنی بر نوعی نظام پیچیده «تناسبی ترکیبی» است، حزب «آلترناتیو برای آلمان» ۷۷ کرسی از ۷۳۴ کرسی بوندستاگ را به دست آورد.

با نگاهی دقیق‌تر می‌توان دریافت که سهم این حزب از کل کرسی‌ها (۱۰/۵ درصد) متناسب است با سهم آن از کل آرا (۱۰/۳ درصد). این در حالی است که میان سهم حزب «اصلاح» از کل آرا در انتخابات پارلمانی اخیر بریتانیا (۱۴ درصد) و سهم آن از کل کرسی‌ها (کمتر از یک درصد) هیچ تناسبی وجود ندارد.

به عبارت دیگر، صرفا از طریق مقایسه ترکیب مجلس عوام بریتانیا با بوندستاگ آلمان یا مجلس نمایندگان ایتالیا نمی‌توان گفت که «جامعه» بریتانیا به «چپ» چرخیده است.

بی‌تردید اگر در بریتانیا هم به جای نظام انتخاباتیِ مبتنی بر «نخست‌گزینی»، نوعی نظام «تناسبی ترکیبی» حاکم بود اکنون شاهد ظهور حزب راست افراطی نسبتا قدرتمندی در پارلمان این کشور ‌بودیم.

آیا باید نظام انتخاباتی بریتانیا را تغییر داد؟

با توجه به عدم تناسب میان سهم احزاب از آرا و سهم آن‌ها از کرسی‌های مجلس عوام بریتانیا، عجیب نیست که براساس نتایج نظرسنجی موسسه معتبر «یوگاو» که در ۲۹ جنوری ۲۰۲۴ منتشر شد، ۴۵ درصد از بریتانیایی‌ها خواهان تغییر نظام انتخاباتی پارلمانی این کشور به نوعی نظام مبتنی بر «نمایندگی تناسبی» هستند، در حالی که تنها ۲۶ درصد از حفظ نظام انتخاباتیِ کنونی حمایت می‌کنند.

نظام انتخاباتی بریتانیا ثبات و انتقال سریع قدرت را تضمین می‌کند

زویی ویلیامز، روزنامه‌‌نگار بریتانیایی، به این واقعیت اشاره می‌کند که گرچه در دهه‌های اخیر نظام انتخاباتی مبتنی بر «نخست‌گزینی» از ورود احزاب نژادپرستی نظیر «جبهه ملی» و «حزب ملی بریتانیا» به مجلس عوام جلوگیری کرده اما نه تنها نیروی بسیج‌کننده بیگانه‌هراسی و مهاجرستیزی در بریتانیا کاهش نیافته بلکه چنین عناصری به گفتمان رایج سیاسی در این کشور نیز نفوذ کرده است.

همچون بعضی دیگر، ویلیامز نیز عقیده دارد اگر نظام انتخاباتی بریتانیا به نوعی نظام مبتنی بر «نمایندگی تناسبی» تغییر کند، راست‌گرایان افراطی از حاشیه به مرکز سیاست راه خواهند یافت و دیگر نخواهند توانست خود را قربانی جلوه دهند و به مرور حنایشان رنگ خواهد باخت و دموکراسی تقویت خواهد شد.

اما تجربه دیگر کشورهای غربی از جمله آلمان و فرانسه، نشان می‌دهد هموار کردن راه برای افزایش فعالیت قانونی احزاب راست افراطی در عرصه سیاست رسمی (مثلا در پارلمان) نه تنها به کاهش تدریجیِ محبوبیتِ آنان و تقویت دموکراسی نمی‌انجامد بلکه به عادی‌سازی نظراتشان منتهی می‌شود و احزاب راستِ سنتی و میانه‌رو را ترغیب می‌کند برای موفقیت در جلب آرا، تا اندازه‌ای از سیاست‌های احزاب راست افراطی تقلید کنند.

راه‌حل بحران دموکراسی چیست؟

نایجل فاراژ، رهبر حزب «اصلاح»، پیش از انتخابات اخیر بریتانیا تاکید کرده بود که هدف از تشکیل این حزب، موفقیت در انتخابات سال ۲۰۲۹ است.

نتایج جدیدترین نظرسنجی «یوگاو» که ۱۰ جون ۲۰۲۴ منتشر شد نیز حاکی از آن است که ۴۷ درصد از اعضای حزب محافظه‌کار بریتانیا خواهان ادغام این حزب با حزب «اصلاح» هستند. در نتیجه، حتی اگر نظام انتخاباتی بریتانیا تغییر نکند و تکیه بر قاعده «نخست‌گزینی» اجازه ندهد حزب «اصلاح» تعداد کرسی‌های پارلمانی خود را به میزان چشمگیری افزایش دهد، در این صورت تداوم وضعیت فعلی به احتمال زیاد حزب محافظه‌کار را بیش از پیش به راست‌ متمایل خواهد کرد.

رومن کرزناریچ، نویسنده کتاب «جد خوب: چگونه در دنیای کوته‌بین دوراندیش باشیم» (۲۰۲۰)، به درستی می‌گوید که ریشه بحران کنونی دموکراسی را باید در امری فراتر از نظام‌های انتخاباتی جست.

در واقع، کوته‌بینیِ سیاسی و فقدان دوراندیشی سبب شده است تا احزاب و سیاستمداران اغلب منافع کوتاه‌مدت خود (مثلا پیروزی در انتخابات بعدی) را بر منافع بلندمدت همگانی ترجیح دهند و هزینه‌های سنگینی را بر دوش بخش‌های بزرگی از جامعه تحمیل کنند.

پیامد این کوته‌بینی سیاسی چیزی نیست جز خشم و نارضایتی گسترده‌ای که به بازار پوپولیسم رونق بخشیده است.

با وجود این، کرزناریچ به نقل از میلتون فریدمن، اقتصاددان پرآوازه، می‌گوید: «فقط بحران، خواه واقعی یا خیالی است که به تغییر حقیقی می‌انجامد.»

بنابراین هنوز می‌توان امیدوار بود که به لطف دوراندیشی، بحران کنونی دموکراسی سرانجام به بازآفرینی دموکراسی بینجامد.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

امریکا فعالیت یک موشک ماهواره‌بر اسپیس اکس را متوقف کرد

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۱۰:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

فعالیت موشک ماهواره‌بر فالکون-۹ شرکت اسپیس‌اکس پس از شکست در ماموریت اخیرش و نابودی محموله ماهواره‌های استارلینک، روز جمعه ۲۲ سرطان از سوی اداره هوانوردی فدرال ایالات متحده (FAA) متوقف شد.

این راکت که در صنعت فضایی جهان نقشی ویژه داشته است، اولین شکست خود را در بیش از هفت سال فعالیت تجربه کرد و زمین‌گیر شد.

شام پنج‌شنبه فالکون-۹ با محموله‌ای از ۲۰ ماهواره استارلینک، از پایگاه نیروی فضایی وندنبرگ در کالیفرنیا پرتاب شد اما حدود یک ساعت بعد، احتراق مرحله دوم راکت انجام نشد.

ماهواره‌های استارلینک آزاد شدند اما به‌جای مدار پایدار و بلندمدت، در مداری بسیار نزدیک به زمین قرار گرفتند که این در نهایت باعث می‌شود به زودی وارد جو زمین شوند و بسوزند.

ایلان ماسک، مدیرعامل اسپیس‌اکس روز جمعه در رسانه اجتماعی ایکس نوشت که تلاش برای روشن کردن دوباره موتور «به دلیلی که هنوز نامشخص است» منجر به انفجار غیرمترقبه آن شد.

اداره هوانوردی فدرال ایالات متحده در پی این اتفاق اعلام کرد تا زمانی که اسپیس‌اکس علت نقص و شکست را بررسی و رفع نکند و تاییدیه این اداره را نگیرد، راکت فالکون-۹ متوقف و زمین‌گیر خواهد ماند.

بسته به پیچیدگی مشکل و برنامه اسپیس‌اکس برای رفع آن، چنین فرآیندی ممکن است از چندین هفته تا چند ماه طول بکشد.

فالکون-۹ تنها راکت امریکایی است که می‌تواند خدمه‌ ناسا را به ایستگاه فضایی بین‌المللی بفرستد.

ناسا ماموریت فضانوردی بعدی خود را در ماه اگست با استفاده از کپسولی از اسپیس‌اکس برنامه‌ریزی کرده بود که روی این راکت قرار می‌گیرد.

ماموریت ناموفق فعال‌ترین موشک جهان در شامگاه ۲۱ سرطان، به رشته موفقیت‌های بیش از ۳۰۰ ماموریت پی‌درپی اسپیس‌اکس پایان داد.

در این مدت مجموعه تحت نظر ماسک توانسته بود بر صنعت پرتاب فضایی مسلط شود.

بسیاری از کشورها و شرکت‌های فضایی برای ارسال ماهواره‌ها و فضانوردان خود به فضا، به شرکت خصوصی اسپیس‌اکس متکی هستند که ارزش آن حدود ۲۰۰ میلیارد دالر است.

ماسک اعلام کرد که اسپیس‌ایکس در حال به‌روزرسانی نرم‌افزار ماهواره‌های استارلینک و افزایش قدرت موتورهای پیش‌ران داخلی ماهواره‌هاست تا از ورود دوباره آن‌ها به جو زمین و سوختنشان جلوگیری کند.

او گفت برخلاف قسمتی از سریال علمی-تخیلی Star Trek، احتمالا این ایده کار نخواهد کرد اما به امتحان کردنش می‌ارزد.

اسپیس‌اکس شامگاه جمعه در اکس نوشت که این ماهواره‌ها «هیچ تهدیدی برای عموم مردم ندارند».

این شرکت تخمینی از زمان ورود ماهواره‌ها به جو زمین که به شکل خطوط نوری در سراسر آسمان ظاهر خواهد شد، نداده است.

ماسک این اتفاق را شبیه تماشای ستاره‌هایی در حال سوختن دانست.

اسپیس‌اکس اعلام کرد ارتفاع این ماهواره‌ها به حدی کم است که گرانش زمین با هر مدار آن‌ها را پنج کیلومتر به جو نزدیک‌تر می‌کند و این، تاییدی بر نابودی کاملشان هنگام ورود به جو زمین است.

ناسا روز جمعه در بیانیه‌ای اعلام کرد تمام ماموریت‌های فالکون-۹ اسپیس‌اکس را رصد می‌کند.

یک سخنگوی آژانس فضایی آمریکا گفت اسپیس‌اکس اطلاعات لازم را ارائه داده و ناسا در فرآیند بررسی و تحقیقات برای شناسایی مشکل و راه‌حل‌های آن حاضر است.

اسپیس‌اکس اعلام کرد شکست مرحله دوم ماموریت اخیر بعد از آن رخ داد که مهندسان، نشت اکسیژن مایع را به‌عنوان یکی از سوخت‌های استفاده شده در راکت شناسایی کردند.

این حادثه در سیصد و پنجاه و چهارمین ماموریت فالکون-۹ رخ داد و نخستین شکست از زمان انفجار سکوی پرتاب آن در سال ۲۰۱۶ بود که منجر به از دست رفتن موشک و محموله ماهواره ارتباطی آن شد.

این شکست احتمالا باعث می‌شود اسپیس‌اکس نتواند با سرعت بیشتری نسبت به قبل، پرتاب‌های فالکون-۹ را انجام دهد.

در سال گذشته میلادی این موشک ماهواره‌بر ۹۶ بار پرتاب شد که بیشتر از کل تعداد پرتاب‌های سالانه هر کشور دیگری بود.

به عنوان مثال، چین که رقیب فضایی امریکاست، در سال ۲۰۲۳ با استفاده از راکت‌های مختلف تنها ۶۷ ماموریت انجام داد.

اسپیس‌اکس از سال ۲۰۱۸ تاکنون حدود هفت هزار ماهواره استارلینک با طرح‌های مختلف را برای شبکه اینترنت پهنای باند جهانی خود به فضا پرتاب کرده است.

تحلیل‌گران معتقدند ارزش ماهواره‌هایی که در ماموریت شکست‌خورده شامگاه پنج‌شنبه بودند، دست‌کم ۱۰ میلیون دالر است.

اعضای ناتو با ایجاد یک مرکز جدید دفاع سایبری موافقت کردند

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۱۰:۱۹ (‎+۱ گرینویچ)

اعضای پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) با تاسیس یک مرکز یک‌پارچه دفاع سایبری با هدف ایجاد رویکرد تازه‌ای برای تامین امنیت کشورهای عضو این ائتلاف موافقت کردند. این توافق در قالب تعهدی رسمی در بیانیه اخیر این سازمان منتشر شد.

بر اساس این بیانیه، «مرکز یک‌پارچه دفاع سایبری ناتو» (NATOIntegrated Cyber Defence Centre) قرار است در حفاظت از شبکه اعضا و کشورهای متحد آن نقش کلیدی ایفا کرده و از فضای سایبری به عنوان یک حوزه عملیاتی استفاده کند.

مرکز یک‌پارچه دفاع سایبری ناتو همچنین فرماندهان نظامی ناتو را در مورد تهدیدات و آسیب‌پذیری‌های احتمالی در فضای سایبری، از جمله تهدیدها علیه زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی و خصوصی که وجودشان برای فعالیت‌های نظامی لازم است، مطلع خواهد کرد.

اعضای ناتو بلجیم را به عنوان مقر اصلی فعالیت این مرکز انتخاب کرده‌اند.

از جمله اهداف مرکز سایبری ناتو، گردهم‌آوری پرسنل غیرنظامی و نظامی از سراسر ائتلاف ناتو، کشورهای متحد و نیز کارشناسان حوزه سایبری عنوان شده است.

ناتو امیدوار است این نهاد با استفاده از فن‌آوری‌های پیشرفته بتواند به گسترش آگاهی در فضای سایبری و افزایش انعطاف‌پذیری و دفاع جمعی کشورهای عضو کمک کند.

جزئیات بیشتر درباره ساختار و عملکرد این مرکز قرار است در ماه‌های آینده منتشر شود.

در بیانیه مرجع ناتو بر امنیت و ثبات مناطق بالکان غربی و دریای سیاه تاکید شده است.

مناطق مورد اشاره به‌ویژه از زمان تهاجم مسکو به اوکراین به‌طور مکرر از سوی روسیه هدف قرار گرفته‌اند.

اعضای ناتو وعده داده‌اند در راستای مقابله با نفوذ مخرب، از جمله عملیات دروغ‌رسانی و تهدیدهای هیبریدی و سایبری که از سوی گروه‌های دولتی و غیردولتی انجام می‌شود با بالکان غربی همکاری کنند.

سازمان ناتو همچنین چین را به دلیل حمایت از تلاش‌های کرملین در جنگ اوکراین مورد انتقاد قرار داد و گفت مشارکت استراتژیک و عمیق بین دو کشور و تلاش‌های متقابل آن‌ها برای تضعیف و تغییر شکل نظم بین‌المللی موجب نگرانی عمیق این نهاد شده است.

شهباز شریف: سرمایه‌گذاری‌ها میان پاکستان و آذربایجان تا دو میلیارد دالر افزایش می‌یابد

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۰۹:۴۶ (‎+۱ گرینویچ)

نخست‌وزیر پاکستان در پی سفر رئیس‌جمهور آذربایجان به این کشور اعلام کرد که قرار است سرمایه‌گذاری میان این دو کشور تا دو میلیارد دالر افزایش یابد. رسانه‌های پاکستان نوشتند در سفر الهام علی‌اف به پاکستان ۱۵ تفاهم‌نامه امضا شده است.

شهباز شریف، شام پنجشنبه ۲۱ سرطان در یک نشست خبری گفت که پاکستان و آذربایجان ظرفیت سرمایه‌گذاری میلیاردها دالر را در سال‌های آینده خواهند داشت. او همچنان افزود که دو کشور برای افزایش تجارت دوجانبه توافق کرده‌اند.

به گفته نخست‌وزیر پاکستان، نمایندگان دو کشور درباره افزایش تجارت و سرمایه‌گذاری گفت‌وگو خواهند کرد. این مقام تاکید کرد که امیدوار است در آینده نزدیک به آذربایجان سفر کند و تا آن زمان هر دو کشور آماده امضای توافق‌‌نامه‌های بیشتر باشند.

شهباز شریف همچنان گفت که پاکستان همواره از موضع آذربایجان در قبال قره‌باغ حمایت کرده و آذربایجان نیز حمایت مشابهی را در رابطه به کشمیر از پاکستان دارد.

از سویی هم الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان گفت کشورش مشتاق است در حوزه اقتصادی و تجاری با پاکستان همکاری قوی داشته باشد. او همچنان با ابراز خرسندی از سطح روابط سیاسی موجود بین دو کشور، گفت حجم تجارت دوجانبه خود را افزایش خواهیم داد.

رئیس‌جمهور آذربایجان اضافه کرد که دو کشور ۹ حوزه اولویت را برای تجارت ترجیحی شناسایی کرده‌اند. به گفته الهام علی‌اف، چندین پروژه در زمینه زیرساخت‌های انرژی و صنایع دفاعی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

آقای علی‌اف با اشاره به سفر پارسال شهباز شریف به آذربایجان گفت این سفرها دست‌آوردهای زیادی داشته و دو کشور همواره از یکدیگر حمایت کرده‌اند.

در همین حال، برخی از رسانه‌های آذربایجان در پی سفر رئیس‌جمهور این کشور به پاکستان به نقل از الهام علی‌اف گفتند دو کشور در همه موارد از همدیگر حمایت خواهند کرد.

الهام علی‌اف، رئیس‌جمهور آذربایجان روز دوشنبه در راس یک هیات دولتی به پاکستان سفر کرد و از سوی شهباز شریف نخست وزیر پاکستان پذیرایی گرم شد.

افغانستان و بحران همدلی؛ وقتی غم و شادی همدیگر را حس نمی‌کنیم

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۰۸:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)
•
عارف یعقوبی

کشته شدن گیله‌من وزیر، شاعر و عضو جنبش تحفظ پشتون‌ها در اسلام‌آباد، واکنش‌های زیادی را در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی افغانستان برانگیخت. جمع کثیری از فعالان اجتماعی و سیاستمداران افغانستان، عمدتا از قوم پشتون، غم و اندوه‌شان را ابراز کردند.

اما این تمام داستان نبود. عده‌ای از سکوت کسانی‌که واکنش نداشتند گلایه کردند و «خاموشان» را به باد انتقاد گرفتند. جمعی دیگر اما سیاستمدارانی را که فورا واکنش نشان دادند، زیر سوال بردند که چرا واکنش‌های‌شان «گزینشی» است. نوع واکنش‌ها و بگو مگو هایی‌ که در رسانه‌های اجتماعی راه افتاد، بی‌سابقه نیست و بار دیگر یک مسئله مهم اجتماعی در جامعه افغانستان را به مرکز توجه قرار داد: بحران همدلی.

برخی از کاربران رسانه‌های اجتماعی این پرسش را مطرح کردند که گیله‌من وزیر «مطالبات عدالتخواهانه داشت»، چرا در پی کشته شدن او عمدتا «غیر پشتون‌ها» همدلی نکردند.

در همین حال، عمدتا غیر پشتون‌ها استدلال می‌کنند که گیله‌من وزیر پاکستانی بود و ربطی به مردم افغانستان نداشت. آنها می‌گویند توقع‌شان از پشتون‌ها برای همدلی در مسایلی چون «نسل‌کشی» هزاره‌ها و «فاجعه» در پنجشیر بر حسب «وطنداری» است و با کشته شدن گیله‌من وزیر تفاوت دارد.

آنها همچنین استدلال کردند که در مواردی با آنها همدلی نشده و عدم موضع‌گیری‌شان در مرگ گیله‌من وزیر توجیه دارد. مثلا برخی‌ها نوشتند که در سه‌ سال گذشته، طالبان در بخش‌هایی افغانستان از جمله پنجشیر و اندراب‌ها «فاجعه» خلق کردند اما واکنش‌های جمعی در پی نداشت و ساکنان این مناطق تنها ماندند.

نوعیت واکنش‌ها پدیده‌ای آشنا در فضای عمومی افغانستان است. در یک دسته‌بندی کلی، هر گروه قومی در افغانستان فکر می‌کند درد و رنج‌شان از سوی دیگر اقوام کشور به خوبی درک نمی‌شود. هر طرف فکر می‌کند که «دیگران» بی‌انصافی می‌کنند.

فارغ از این‌که در چه مواردی، کی‌ها بر حق بوده و کی‌ها بی‌انصافی کرده، یک واقعیت تلخ جامعه افغانستان انکارناپذیر است: این‌که ما با یک بحران شدید همدلی روبرو هستیم. گروه‌های مختلف قومی در افغانستان قصه‌ها، رنج‌ها و روایت‌های جداگانه خود را دارند و شناخت عمیق و معنادار از همدیگر ندارند.

همدلی و شناخت

همدلی، مخصوصا همدلی جمعی، در پی ارتباط و شناخت شکل می‌گیرد. وقتی که افراد جامعه با همدیگر ارتباط دارند، از درد و رنج و قصه و خوب و بد همدیگر باخبرند و در سطوح مختلف فردی و جمعی از غم و اندوه همدیگر باخبرند؛ همدلی شکل می‌گیرد. همدیگر را درک می‌کنند. درک همدیگر، به این معنا نیست که جمعی از آدم‌ها رفتار، افکار و شیوه زندگی خود را مطابق میل و خواست جمعی دیگر عیار کنند تا از حال آنها باخبر شوند. بلکه لازم است همدیگر را در همانجا و همانگونه که هستند به رسمیت بشناسند. لازم است با همدیگر گفت‌وگو کنند. البته سخن گفتن با همدیگر و برای همدیگر به صورت عموم، با «گفت‌وگو» تفاوت دارد و لزوما به همدلی نمی‌انجامد.

در افغانستان شرایط و زمینه گفت‌وگو میان اقوام مختلف فراهم نبوده است و شناخت معنادار از همدیگر به وجود نیامده است. فرصت‌هایی بوده است که اقوام افغانستان باهم سخن گفته‌اند اما بیشتر این سخن گفتن‌ها شبیه بیانیه‌هایی بوده‌اند که به همدیگر داده شده‌اند. آفت بیانیه دادن این است که منجر به همدلی نمی‌شود چون ارتباط معنادار انسانی شکل نمی‌گیرد و گاهی حتی فاصله‌ها را بیشتر می‌کند.

در جوامعی که همدلی به عنوان یک سرمایه اجتماعی ریشه دارد، آدم‌ها باهم گفت‌وگو می‌کنند، همدیگر را درک می‌کنند؛ سخن همدیگر را می‌فهمند. در گفت‌وگو، نه تنها معنای سخن طرف فهمیده می‌شود بلکه خاستگاه سخن نیز درک می‌شود و همدلی و همذات‌پنداری جان می‌گیرد. آنگاه زیاد مهم نیست گوینده سخن از کدام گروه قومی است؛ مهم نیست فاجعه در کجا اتفاق افتاده و قربانی از کدام ولایت است و با چه زبانی صحبت می‌کند. نفس فاجعه مهم است و درک می‌شود. اما وقتی آدم‌ها برای همدیگر بیانیه می‌دهند، جهان مشترک شکل نمی‌گیرد؛ به‌دوری و تنهایی می‌انجامد. در چنین وضعیتی، حاشیه مهم‌تر از متن می‌شود. ذهن آدم‌ها اتفاق‌ها را قومی و خودی و غیرخودی درک می‌کنند.

بحران اعتماد اجتماعی

یک ریشه اصلی همدلی و درک همدیگر، اعتماد اجتماعی است. افغانستان سال‌هاست که با بحران عمیق اعتماد اجتماعی دست‌وپنجه نرم می‌کند. اعتماد اجتماعی اساسا یک پدیده مدرن در جوامع انسانی است که افغانستان هنوز به آن نرسیده است.

اعتماد اجتماعی، برقراری ارتباط با «غریبه»هاست. انسان‌ها به مرور زمان یاد گرفتند که به افرادی غیر از خانواده، قوم و خویشاوندان خود اعتماد کنند وبا آنها رابطه برقرار کنند. در جوامعی‌ که تعامل با همدیگر با زور، تهدید، اعمال خشونت و نگاه بالا به پایین همراه است، اعتماد اجتماعی شکل نمی‌گیرد.

در چنین وضعیتی، افراد جامعه تمایل دارند تنها به افراد نزدیک خود مثل اعضای خانواده و قوم و خویش خود اعتماد کنند و از اعتماد به غریبه‌ها و کسانی‌ ‎که آشنایی قبلی ندارند، پرهیز می‌کنند. در جوامعی‌ که خشونت و تهدید و زورگویی در تعاملات اجتماعی تعیین‌کننده نیست، افراد جامعه از اعتماد به گروه‌های قومی دیگر، هراس ندارند و آنها را تهدیدی برای خود نمی‌بینند.

اما در افغانستان، به دلایل مختلف تاریخی، ساختاری و فرهنگی و اجتماعی، دامنه ارتباط افراد از محدودیت خانواده، قوم، خویشاوندان و کسانی‌ که آنها را قبلا می‌شناسند، به صورت معنادار عبور نکرده است.

وقتی شرایط و موقعیت آدم‌ها مجال می‌دهد به کسانی‌ اعتماد کنند که با هم بزرگ نشده، روابط خانوادگی و آشنایی قبلی نداشته اعتماد می‌کنند، شناخت شکل می‌گیرد و به همدلی می‌انجامد. در افغانستان، جنگ، اعمال خشونت و فرهنگ تهدید و زورگویی مانع شکل‌گیری اعتماد اجتماعی بوده و در نهایت فضای همدلی شده است.

روی‌ کار آمدن طالبان این وضعیت را بدتر کرده است. چون طالبان تفاوت‌های فرهنگی مردم افغانستان را به رسمیت نمی‌شناسد. افغانستان جامعه متکثر دارد و طالبان می‌خواهند این تنوع ذهن و خاطر و روان مردم را محو کنند. می‌خواهند تعلقات و گذشته فردی و خویشاوندی دیگران را طبق میل و خواست خود مهندسی کنند وفقط چیزی را نگهدارند که قابل قبول آنهاست. آنها کشوری می‌خواهند که در آن همه مثل آنها فکر کنند، مثل آنها تعلق خاطر داشته باشند و فقط جهانی را به رسمیت بشناسند، که در گذشته و روان و کانتکست ذهنی و فرهنگی آنها وجود دارد. این رویکرد، بحران همدلی را عمیق‌تر می‌کند.

سی‌ان‌ان: نتانیاهو موافقت خود با بازگشت بدون محدودیت فلسطینی‌ها به شمال غزه را پس گرفت

۲۳ سرطان ۱۴۰۳، ۰۶:۴۴ (‎+۱ گرینویچ)

سی‌ان‌ان به نقل از یک منبع آگاه اسرائیلی که نامش را اعلام نکرد، گزارش داد بنیامین نتانیاهو با تجدیدنظر در موضع قبلی خود، به هیئت مذاکره‌کننده اسرائیلی گفته که در جریان مذاکرات آتش‌بس خواستار جلوگیری از بازگشت افراد مسلح فلسطینی به شمال غزه شوند.

او پیشتر در اقدامی که انعطافی قابل توجه قلمداد شده بود، موافقت کرده بود که پس از نهایی شدن آتش‌بس، فلسطینی‌ها به‌طور کامل و بدون محدودیت به شمال غزه در مرز اسرائیل دسترسی داشته باشند.

این منبع اسرائیلی به شبکه سی‌ان‌ان گفته است که نخست‌وزیر اسرائیل این هفته به تیم مذاکره‌کننده خود گفت به‌عنوان بخشی از هرگونه توافق برای آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها، حضور افراد مسلح در شمال غزه باید منع شود.

به گفته سی‌ان‌ان، این شرط به‌طور بالقوه پیشرفت مذاکرات آتش‌بس را مختل کند و سؤالات بیشتری را در مورد تعهد نتانیاهو به پیشنهاد اسرائیل برای توافقی که مبنای مذاکرات مفصل فعلی شده است، پدید آورد.

هفته گذشته، یک مقام امریکایی به سی‌ان‌ان گفت که چارچوبی برای یک توافق تنظیم شده است. یک مقام اسرائیلی نیز گفت که نتانیاهو به مذاکره‌کنندگانش اجازه داده است تا وارد مذاکرات مفصلی شوند و این نشان‌دهنده یک پیشرفت بالقوه است.

مذاکرات از روز جمعه گذشته در دوحه، پایتخت قطر، از سر گرفته شد. در آخر هفته، حماس موافقت کرد که از یک خواسته اصلی خود، یعنی تعهد اسرائیل به آتش‌بس دائمی در غزه صرف‌نظر کرد. این پیش شرط، مشکلی بزرگ برای اسرائیل بود. بنیامین نتانیاهو بارها تاکید کرده است که جنگ را تا نابودی کامل حماس ادامه خواهد داد.

با این همه بیانیه دفتر نخست‌وزیر اسرائیل در روز یکشنبه تردیدهایی را در مورد پیشرفت مذاکرات و امکان دستیابی به یک توافق ایجاد کرد. در این بیانیه بر چند موضوع تاکید شده بود از جمله اینکه اسرائیل این حق را برای خود قائل است که جنگ در غزه را از سر بگیرد و آن را تا زمانی که به تمام اهدافش نرسد، ادامه دهد.

افزایش خدمت سربازی از ۳۲ ماه به ۳۶ ماه

در همین حال، شبکه خبری وای نت اسرائیل روز جمعه گزارش داد که کابینه امنیتی دولت اسرائیل طرحی را برای افزایش خدمت سربازی اجباری برای مردان از ۳۲ ماه به ۳۶ ماه تصویب کرده است.

براساس این مصوبه، قانون خدمت سربازی اجباری ۳۶ ماهه برای هشت سال آینده اجرا خواهد شد.

به نوشته وای نت، این تصمیم احتمالا در جلسه روز یکشنبه کابینه کامل دولت اسرائیل به رای گذاشته خواهد شد.