• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

بنیاد ملاله می‌گوید طالبان با منع ورود گزارشگر سازمان ملل، از پاسخگویی فرار می‌کند

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۶:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

بنیاد ملاله با محکوم کردن منع ورود گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل به افغانستان گفت که طالبان از پاسخگویی فرار می‌کند. این بنیاد گفت که یچارد بنت برای مستندسازی و افشای نقض گسترده حقوق بشر به‌دست طالبان، کارهای ارزنده‌ای کرده است.

بنیاد ملاله یوسف‌زی، برنده جایزه صلح نوبل، پنجشبه اول سنبله در بیانیه‌ای گفت که طالبان با محدود کردن ابتدایی‌ترین آزادی‌های زنان و دختران افغان، آپارتاید جنسیتی را در افغانستان به وجود آورده است.

این بنیاد گفت که طالبان در آستانه تمدید ماموریت ریچارد بنت، سفر او به افغانستان را ممنوع کرده‌ که این امر نشان دهنده تلاش مستمر این گروه برای فرار از پاسخگویی است.

طالبان در توجیه تصمیم خود گفته است که بنت نکات مثبت کارنامه حاکمیت طالبان را بازتاب نداده و تنها بر نکات منفی تمرکز کرده است. این گروه گزارش‌های انتقادی گزارشگر ویژه از نقض حقوق بشر در افغانستان را «تبلیغات» خواند.

تا اکنون ایالات متحده و دیگر کشورهای منتقد نقض حقوق زنان در افغانستان، به این تصمیم طالبان واکنشی نشان نداده است. این در حالیست که بنیاد ملاله هشدار داده است که طالبان «ستم سیستماتیک» بر زنان و دختران در افغانستان را عادی‌سازی می‌کند.

این بنیاد از شورای حقوق بشر سازمان ملل خواست که ماموریت ریچارد بنت، گزارشگر حقوق بشر را تمدید کند.

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در واکنش به تصمیم طالبان درباره ممنوعیت سفرش به افغانستان گفت که به «مستند کردن موارد آزار و نقض‌ حقوق بشر» در افغانستان ادامه می‌دهد.

آقای بنت در اعلامیه‌ای اقدام طالبان را «گامی به عقب» و نگران‌کننده خواند.

دیدبان حقوق بشر، از سازمان‌های برجسته بین‌المللی، منع ورود گزارشگر ملل متحد به افغانستان را «شرم‌آور» توصیف کرد. الین پیرسون، رئیس بخش آسیایی دیدبان حقوق گفت منع سفر ریچارد بنت، با توجه به بی‌اعتنایی کامل طالبان به حقوق بشر، دور از انتظار نبود.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان می‌گوید هبت‌الله آخندزاده در 'مراسم فراغت قول اردوی ۲۰۵ البدر' شرکت کرده است

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۵:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

تلویزیون ملی افغانستان تحت کنترول طالبان گزارش داد که هبت‌الله آخندزاده، رهبر این گروه در مراسم فراغت قول اردوی ۲۰۵ البدر شرکت کرده است. در این گزارش آمده که آخندزاده به قول اردوی البدر گفت از خداوند سپاسگزار باشند که به ارتش این گروه پیوسته‌اند.

رسانه دولتی تحت کنترل طالبان گزارش داد که هبت‌الله آخندزاده در مراسم فارغ‌التحصیلی ۱۴۵۰ جنگجوی این گروه از یک دوره سه‌ماهه در قول اردوی ۲۰۵ قندهار شرکت کرده و به آن‌ها گفته است که از ورود به «ارتش اسلامی» شکرگزار باشند.

با این حال تلویزیون ملی افغانستان هیچ عکس و ویدیویی پخش نکرده که حضور هبت‌الله آخندزاده در قول اردوی ۲۰۵ البدر را نشان بدهد.

رسانه‌های دولتی تحت کنترل طالبان به‌طور پیوسته گزارش‌هایی درباره حضور هبت‌الله آخندزاده در اجتماعات این گروه منتشر می‌کنند. با این حال، با گذشت سه سال از تسلط طالبان بر افغانستان، هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، همچنان در محضر عمومی و در برابر رسانه‌ها ظاهر نشده است.

این مسأله باعث شده که حضور و فعالیت‌های او به طور گسترده‌ای در هاله‌ای از ابهام باقی بماند و شایعات و گمانه‌زنی‌ها درباره وضعیت او افزایش یابد.

تعدادی از طلبه‌های یک مدرسه دینی در انفجار ماین در مسیر رنجر طالبان در ننگرهار کشته شدند

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۴:۱۰ (‎+۱ گرینویچ)

در انفجار ماین در مسیر رنجر طالبان در ولسوالی دره نور ننگرهار دست‌کم شش طلبه یک مدرسه دینی کشته، یک طلبه دیگر و چهار عضو طالبان زخمی شدند. سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در ننگرهار گفت این طلاب و استادان‌شان برای تحصیل به ولسوالی دره نور می‌رفتند.

با این حال براساس پیام‌هایی که در یک گروه خصوصی طالبان رد و بدل شده، این کودکان طلاب یک مدرسه دینی در ولسوالی نورستان بودند و با رنجر طالبان برای تفریح به ولسوالی دره نور رفته بودند.

براساس اعلامیه‌ای که طالبان نشر کرده، انفجار ساعت ۱۲ و ۳۰ دقیقه روز پنجشنبه در مسیر این رنجر طالبان در روستای شیمل رخ داد. طبق اعلامیه، چهار طلبه در دم کشته شدند و دو طلبه دیگر که طبق اعلامیه همه خردسال بودند، بر اثر جراحات در راه جان باختند.

سخنگوی فرماندهی پولیس طالبان در ننگرهار می‌گوید که در این انفجار پنج طلبه و یک استاد مدرسه کشته شده‌اند.

عبدالبصیر زبلی می‌گوید که قربانیان این حادثه همگی باشندگان ولایت نورستان و طلاب و استادان یک مدرسه بودند و برای تحصیلات به ولسوالی دره نور می‌رفتند.

در ویدئویی که به افغانستان اینترنشنال رسیده است، یک مقام طالبان در پاسخ به سوال شخص دیگری می‌گوید که طالبان نیز در میان قربانیان هستند.

تصاویر این حادثه دو کودک و چند مرد را نشان می‌دهد که تحت مداوا هستند.

هنوز هیچ گروهی مسئولیت این انفجار را به‌عهده نگرفته و از ماهیت این حادثه اطلاعات دقیقی در دست نیست.

نوشته اختصاصی سراج؛ چرا توافقنامه دوحه سند تسلیمی طالبان به امریکا است؟

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۳:۵۲ (‎+۱ گرینویچ)
•
احمدضیا سراج

در سه سال گذشته، درباره عوامل مختلف سقوط حکومت پیشین افغانستان و غصب قدرت به دست طالبان، تبصره شده است. توافقنامه صلح ایالات متحده با طالبان از عواملی است که بیشتر مورد توجه تحلیل‌گران مختلف قرار گرفته است.

کنار زدن دولت جمهوری اسلامی افغانستان که مشروعیت مردمی داشت از مذاکرات صلح، کاهش کمک‌ها در بخش‌های کلیدی نظامی، قطع همکاری پیمان‌کاران خارجی خصوصاً شرکت‌های ترمیم هواپیما و تضعیف روحیه نظامیان از عوامل اثرگذار سقوط حکومت پیشین و تسلط طالبان خوانده شده‌اند.

این فهرست فاکتورها برخی موارد دیگر مانند ایجاد ابهام در مورد نیت اصلی امریکا در این معامله، سفیدنمایی تروریستان، رهایی پنج هزار سرسخت‌ترین و کارکشته‌ترین افراد «دشمن» که با هزاران قربانی دستگیر و به پنجه قانون سپرده شده بودند و غیره مسایل مشابه را شامل می‌شود.

ولی با وجود همه این موارد نمی‌توان امضای تفاهمنامه صلح با طالبان را دلیل اصلی فروپاشی یک دولت مشروع دانست. چرا که در نبود دلایل فراوان دیگر، نباید همه‌ سرمایه‌گذاری‌ها بالای نهادی‌های نظامی و غیرنظامی به این سادگی از دست می‌رفت.

یکی از درس‌های بزرگ برای مردم افغانستان این بود که نمی‌توان تعهدات میان یک ابر قدرت بزرگ جهان مانند ایالات متحده امریکا و یک کشور فقیر مانند افغانستان را جدی گرفت. تجربه وقایع مشابه گذشته در نقاط دیگر جهان نیز این موضوع را ثابت کرده است.

هنگامی‌ که ایالات متحده امریکا با به حاشیه راندن دولت مشروع افغانستان وارد مذاکره رو در رو با طالبان شد، فراموش کرد که تعهدات دوحه، عملاً تفاهمنامه استراتژیک امریکا با دولت افغانستان را نقض می‌کند. برای ابرقدرتی که همه امکانات را در اختیار دارد، بسیار ساده است که از این نوع تعهدات خارج شود.

هدف اصلی این نوشته، دوری از حرکت در مسیر جریان رایج و بررسی توافقنامه دوحه از زاویه‌ای کاملاً متفاوت است. به باور نگارنده، طالبان با امضای این توافقنامه با امریکا، در واقع تسلیم شدن خود را پس از بیست سال فرار، تحمل روزهای حقارت‌بار در پاکستان و ارتکاب جنایات بی‌شمار علیه مردم بی‌دفاع افغانستان، رسماً پذیرفت.

پس از حمله یازدهم سپتامبر، جورج بوش، رئیس‌جمهور وقت امریکا، اسامه ‌بن‌لادن را که در افغانستان مستقر بود، به‌عنوان مظنون اصلی حمله به کشورش معرفی کرد و از گروه طالبان خواست تا او را برای محاکمه به واشنگتن تسلیم کنند. اسامه‌ بن‌‌لادن در واقع تنها منحیث یک مهمان در افغانستان حضور نداشت. او علاوه‌‌بر فعالیت‌های ضد‌غربی از این کشور، علناً در کنار طالبان علیه دولت اسلامی افغانستان می‌جنگید و به این دلیل مردم افغانستان او را در جنایات هولناک طالبان که در شمال کابل، مزارشریف، یکاولنگ و سایر نقاط کشور صورت گرفت، رسماً سهیم می‌دانستند.

حملات یازدهم سپتامبر که جهان را در شوک فرو برد، برای امریکا گزینه دیگری به جز عکس‌العمل فوری برای انتقام و اعاده حیثیت باقی نگذاشته بود. ایالات متحده به همین اساس در آخرین پیشنهادات و بیانیه‌های رسمی، و از طریق مجراهای مخفی استخباراتی از طریق آی‌اس‌آی، درخواست‌هایش از طالبان را مطرح کرد:

- تمام رهبران القاعده به‌شمول اسامه ‌بن‌لادن به ایالات متحده تسلیم و یا به کشور سوم فرستاده شوند.

- تمام کمپ‌های القاعده در افغانستان بسته شده، همکاری و ارتباط با این سازمان و گروه‌های مشابه قطع شود.

از درخواست‌های ایالات متحده برمی‌آید که واشنگتن به طالبان نه به‌عنوان عامل حمله یازدهم سپتامبر، بلکه به‌عنوان گروهی که عاملان اصلی را پناه داده، نگاه می‌کرد. امریکا در صورت برآورده شدن خواست‌هایش، قصد جنگ با طالبان را نداشت.

به دنبال فشارهای دیپلوماتیک و استخباراتی پاکستان به نمایندگی از ایالات متحده برای پذیرش شرایط واشنگتن، ملا عمر، رهبر وقت گروه طالبان در جریان یک هفته بعد از وقوع حادثه یازدهم سپتامبر، شورایی متشکل از هزار و ۵۰۰ ریش‌سفید را تشکیل داد تا راه‌حلی برای رهبری این گروه ارائه دهند. نتیجه رای‌زنی‌های این شورا چنین بود:

- اعضای شورا با بازماندگان قربانیان حادثه ۱۱سپتامبر ابراز همدردی کردند.

- شورا از ایالات متحده خواست سازمان همکاری اسلامی و ملل متحد، یک تحقیق همه‌جانبه برای تشخیص عاملان حمله یازدهم سپتامبر انجام دهد و تا اعلام نتایج تحقیقات، واشنگتن از حمله به طالبان و القاعده خودداری کند.

- شورا از ملا عمر خواست تا اسامه‌ بن‌لادن را به ترک افغانستان تشویق کند تا مردم از وقوع جنگ در امان بمانند.

تأکید ریش‌سفیدان در خصوص بیرون شدن اسامه ‌بن‌لادن از افغانستان غیرقابل باور بود. چرا که این خواست به معنای مخالفت با طالبان و به ویژه رهبر این گروه بود و می‌توانست پیامدهای وحشتناکی داشته باشد. با این حال، ظاهرا اعضای شورای ریش‌سفیدان برای اجتناب از یک جنگ بی‌معنی این خطر را پذیرفتند.

ملا عمر با تمام وقاحت این بند مهم و حیاتی فیصله‌نامه شورا را رد کرد. از این رو، تمام حوادث بعدی به این تصمیم ارتباط داشت. طالبان با رد درخواست ریش‌سفیدان و یا اعضای شورا، عملاً راه جنگ را انتخاب کرد. طالبان با گرفتن این تصمیم، تبدیل به مسئول درجه یک تهاجم امریکا و متحدانش به افغانستان، شکست و فرار رهبری این گروه به پاکستان و همه‌خشونت‌ها در جریان بیست‌سال حاکمیت نظام جمهوری اسلامی افغانستان شدند.

حاکمیت مستبد طالبان بدون هیچ گونه مقاومت قابل انتظار، در مواجهه با نیروهای ائتلاف و مقاومت‌گران در داخل کشور، فرو پاشید و به این ترتیب زمینه برای ایجاد یک نظام مردمی که آرزوی دیرینه شهروندان افغانستان بود، فراهم شد.

قابل ذکر است که با وجود فرار رهبران طالبان در سطوح مختلف عمدتاً به پاکستان، شماری از رهبران این گروه با استفاده از شرایط باز دموکراسی در افغانستان چهره بدل کردند و در بخش‌های مختلف جابه‌جا شدند. این افراد در ادامه موریانه‌وار از هیچ فرصتی برای فرسایش جمهوریت از درون، دریغ نورزیدند.

با وجود این‌که امریکا با شعار جنگ علیه تروریسم وارد افغانستان شد، واشنگتن در بدترین شرایط حاضر نشد که طالبان، میزبان همه گروه‌های تروریستی در افغانستان را به‌عنوان گروه تروریستی قلمداد کند. ایالات متحده بعد از گذشت بیش از یک دهه در سپتامبر ۲۰۱۲ تنها شبکه حقانی را که شاخه‌ای از بدنه طالبان است، به‌عنوان گروه تروریستی معرفی کرد و برخی از اعضای آن را نیز پیشتر در فهرست سیاه گنجانیده بود.

پیچیدگی این مسئله که امریکا طالبان را به‌عنوان گروه ترویستی نمی‌شناخت، بعدا به دنبال خروج نیروهای غربی در سال ۲۰۱۴، هنگام راه‌اندازی عملیات‌های نیروهای امنیت حکومت افغانستان علیه اهداف طالبان بیشتر و روشن‌تر شد.

نیروهای غربی علاقه کمتری به راه‌اندازی عملیات علیه شبکه‌های مربوط به طالبان نشان می‌دادند. این نیروها در صورتی به این شبکه‌ها حمله می‌کردند که رابطه آنها القاعده یا داعش تثبیت می‌شد. از سویی، برای راه‌اندازی عملیات‌های مغلق و پیچیده که علیه شبکه‌هایی که به طور روزمره افراد بی‌گناه را می‌کشتند، حمایت هوایی و وسایل فنی نیاز بود که در اختیار نیروهای امنیتی افغانستان قرار نداشت. همکاران غربی تحت رهبری امریکا اما، به حمله به اهداف غیر از القاعده و داعش، تمایل کمتری نشان می‌دادند.

در کنار این، تقریباً تمام تصامیم بزرگ و استراتژیک کشورهای ائتلاف قدم به قدم با پاکستان به‌عنوان شریک استراتژیک جنگ علیه تروریسم، از جانب کشورهای ذی‌دخل در مسئله افغانستان هماهنگ می‌شد. متعاقباً اطلاعات مربوط به این تصامیم، در سطوح مختلف با رهبری طالبان در میان گذاشته می‌شد، چیزی که جسارت و تحرکات شبکه‌های این گروه را افزایش می‌داد.

بنابراین، اکثریت عملیات‌ها علیه طالبان به ویژه بعد از ۲۰۱۴، با استفاده امکانات دست‌داشته نیروهای امنیتی و دفاعی دولت جمهوری اسلامی افغانستان راه‌اندازی می‌شد.

وضعیت جیوپولیتیک و کمک کشورهای منطقه به گروه‌های مخالف، امریکا را در تنگنای جدی قرار داده بود که در نتیجه آن باید چه با امضای تفاهمنامه و یا بدون این کار، باید افغانستان را ترک می‌کرد. اتحاد کشورهای روسیه، چین، ایران و پاکستان فضا را آن‌قدر برای امریکا تنگ کرد و قیمت جنگ را بلند برد که تصمیم‌گیری‌ استراتژیک برای واشنگتن را دشوار ساخت.

یکی از عمده‌ترین نقاط ضعف امریکا راه اکمالات لوجستیکی بود که با گذشت هر روز به چالش‌ها می‌افزود. پس از تیره شدن روابط میان امریکا و روسیه، راه‌های اکمالاتی کشورهای آسیای میانه یکی پی دیگری مسدود و به‌تدریج اکمالات از طریق پاکستان هم تا حدی ناممکن شد. راه اکمالاتی از طریق ایران از آغاز جنگ علیه تروریسم به‌روی امریکا و متحدان بسته بود. اکمالات تمام نیازهای لوجستیکی از طریق هوا به یک کشور محاط به خشکه بی‌نهایت هزینه‌بردار بود. عمده‌ترین عامل تغییر پالیسی امریکا و متحدانش در ادامه حضور در افغانستان فشارهای منطقه‌ای بود، نه بشکه‌های زردی که عملاً در سال‌های اخیر به ندرت در حمله به نیروهای خارجی به کار گرفته می‌شد.

آن‌گونه که زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا برای افغانستان، در مصاحبه‌های متعدد گفته است «امریکا به این نتیجه رسیده بود که ادامه جنگ در افغانستان برای واشنگتن ارزش این‌همه هزینه و مصارف را نداشت».

تصمیم قطعی این بود امریکا باید از افغانستان بیرون شود. با این حال، ایالات متحده برای خروج از افغانستان، به سندی نیاز داشت تا اطمیان یابد در پی این اقدام صدمه‌ای به پرستيژ امریکا وارد نمی‌شود. واشنگتن این سند را بالای طالبان امضا کرد. به رغم این تلاش‌ها، خروج از افغانستان صدمه حیثیتی به واشنگتن و متحدان آن وارد کرد.

خلاصه کلام، نه امریکا طالبان را در این جنگ دشمن اصلی می‌دانست و نه جنگ طالبان علیه ایالات متحده بود. ارقام تلفات و خسارات ناشی جنگ بیست‌ساله در افغانستان گواه این حقیقت است. رهبری طالبان و خصوصا ملا محمد عمر با چشم‌پوشی از مشوره‌های سالم و حمایت از اسامه بن‌لادن و شبکه تروریستی القاعده، زمینه‌ساز اصلی و مسئول درجه‌ یک تهاجم امریکا به افغانستان و تمام تلخی‌های ناشی از این جنگ بود.

طالبان اگر به جای توافقنامه دوحه (سند تسلیمی) در سال ۲۰۲۰، توافقنامه‌ مشابهی اما فشرده‌تر و مختصرتر در سال ۲۰۰۱ امضا می‌کرد، این گروه دچار شکست و مجبور به بیست سال فرار نمی‌شد.با وجود این‌که ملا محمد عمر مقصر درجه یک این اشتباه بود، رهبران طالبان در سطوح مختلف به‌جای بررسی اینکه چرا چنین تصمیمی گرفته شد، از هیچ نوع تلاش تخریبی برای به چالش کشیدن دولت افغانستان و مرحوم کردن مردم از زندگی عادی ابا نورزیدند.

شاید اگر ملا عمر امروز زنده بود، از تصمیم خود به پناه دادن به اسامه بن لادن، شرمنده و پشیمان می‌بود یا هم از امضای سند تسلیمی به دست پیروانش. اگر ملاعمر برحق بود، پس پیروانش خطاء کردند و برعکس اگر پیروانش درست‌اند، پس ملا عمر مرتکب خطای بزرگی شده بود. چرا که طالبان همان خواسته‌های سال ۲۰۰۱ را در ۲۰۲۰، به استثنای تحویل‌دهی اسامه بن‌لادن که در پاکستان کشته شد، پس از زمینه‌سازی هجوم امریکا و متحدان و خشونت‌های گسترده امضا کردند.

دلیل پیدایش طالب اختلاف و نزاع بی‌مورد جناح‌ها و تنظیم‌های پس از سقوط حکومت داکتر نجیب بود و تا زمانی‌که اختلافات ریشه‌ای حل و یک چتر واحد ایجاد نشود، طالبان همچنان به حیات خود ادامه خواهند داد. اکنون برای تمام جریان‌های مخالف طالبان که از طیف وسیع و بخش‌های مختلف افغانستان نمایندگی می‌کنند، بیشتر از دو گزینه وجود ندارد:

گزینه اول این‌که جناح‌های مخالف طالبان، با آموختن از درس‌های گذشته یک چتر واحد تشکیل دهند تا افغانستان از وضعیت کنونی بیرون شود. گرچه آموختن از گذشته نیاز جدی است ولی نباید همه آن‌قدر غرق تحلیل و بحث درباره مسائل گذشته شوند که آینده را از دست بدهند.

گزینه دوم همان ادامه وضعیت کنونی است که با گذشت هر روز از ملت افغانستان قربانی می‌گیرد. پرسشی که اکثریت مردم افغانستان در ذهن دارند این است که اگر امروز جریان‌های سیاسی و نظامی نمی‌توانند یک حرکت متحد و واحد را تشکیل دهند، چه تضمیمنی وجود دارد که این نیروها در مرحله پسافروپاشی رژیم دوم طالبان، حکومت مشترک ایجاد خواهند کرد؟

اداره رسیدگی به حوادث طالبان: حوادث طبیعی از جانب خداوند است

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۲:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)

عبدالرحمن زاهد، از مقامات اداره رسیدگی به حوادث طالبان، در بازدید از مناطق سیل‌زده دشت برچی در غرب کابل گفت: «حوادث طبیعی از جانب خداوند است.» آقای زاهد آسیب‌دیدگان سیل در دشت برچی را به «صبر و استقامت» دعوت کرد.

اداره آمادگی و رسیدگی به حوادث طالبان روز چهارشنبه، ۳۱ اسد، در خبرنامه‌ای نوشت که عبدالرحمن زاهد از مناطق سیلاب‌زده دشت برچی، واقع در ناحیه ۱۳ شهر کابل، بازدید کرده است.

در خبرنامه آمده است که این مقام طالبان برای قربانیان این رویداد «بهشت برین» آرزو کرده است. با این حال، آماری از تلفات این رویداد ارائه نشده است.

عبدالرحمن زاهد اعلام کرد که چندین تیم در کابل برای کمک به آسیب‌دیدگان موظف شده‌اند.

سیلاب‌های ویرانگر به طور مکرر در مناطق مختلف افغانستان رخ می‌دهند و اخیراً ولایات بغلان، ننگرهار، غور، بدخشان، فاریاب، تخار، و غزنی نیز شاهد سیلاب‌های شدیدی بوده‌اند.

در یکی از آخرین موارد، وزارت امور مهاجرین و عودت‌کنندگان طالبان اعلام کرد که در پی سیلاب در ولایت غزنی در دو شب گذشته، سه نفر جان باختند.

وحیده امیری: حتی اگر طالبان در زندان به من تجاوز جنسی می‌کردند بر مبارزاتم تأثیر نمی‌گذاشت

۱ سنبلهٔ ۱۴۰۳، ۱۲:۱۱ (‎+۱ گرینویچ)

وحیده امیری، فعال حقوق زنان، می‌گوید که حتی اگر طالبان در زندان به او تجاوز می‌کردند، بر مبارزات آزادی‌خواهانه‌اش تأثیری نمی‌گذاشت. خانم امیری به برنامه دیدگاه افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان زنانی را که علیه آن‌ها مبارزه کرده‌اند، به‌عنوان غنیمت جنگی و برده جنسی می‌شمارند.

این فعال حقوق زنان می‌گوید که از تجاوز در زندان طالبان هراس داشت، اما از آن‌جایی که در دفاع از زنان و مردم افغانستان ایستاده بود، برایش فرقی نداشت که چه عواقبی در پی دارد.

وحیده امیری تصریح کرد که تا زمانی که یک انسان دردی نداشته باشد، وارد میدان مبارزه نمی‌شود. او دردش را محرومیت از آموزش در دوره اول طالبان توصیف کرد و گفت که در آن زمان، او در صنف اول مکتب بود و به دلیل محروم شدن از آموزش، تا بیست سالگی قادر به خواندن و نوشتن نبوده است.

این فعال حقوق زنان افزود که نیروهای طالبان بارها به اعتراضات آن‌ها شلیک کرده و از گاز اشک‌آور استفاده کرده‌اند، اما او به خاطر زنان افغانستان و در اعتراض به بسته بودن مکاتب دخترانه، از خشونت‌های طالبان نترسید و به مبارزه ادامه داد.

وحیده امیری همچنین گفت که رفتارهای سرکوب‌گرانه طالبان با فعالان و جنبش‌های حقوق زنان باعث شده که امروزه اعتراض‌های زنان در خیابان‌های افغانستان کمرنگ شود، اما تاکید کرد که خشونت‌های طالبان علیه زنان معترض، فعالان حقوق زن را به یک جریان جدی تبدیل کرده و صدای آن‌ها بیشتر از پیش در جهان شنیده می‌شود.

تجاوز بر زنان در زندان‌های طالبان

پیش از این وزارت خارجه امریکا در گزارش سالانه خود درباره وضعیت حقوق بشر نوشت که ۱۶ زن از ۹۰ زن زندانی در جوزجان، فاریاب و سمنگان پس از تجاوز طالبان باردار شده‌اند.

این وزارت افزود طالبان دست‌کم چهار زن را در سمنگان پس از تجاوز مکرر اعضایش اعدام کرده‌است.

روزنامه گاردین و رسانه رخشانه نیز در گزارش مشترکی که در ماه سرطان پخش کردند، فاش کردند که افراد طالبان به صورت گروهی به یک کنشگر زن حقوق بشر در زندان تجاوز جنسی کرده‌اند.

این فعال زن گفته که افراد طالبان او را تهدید کردند که در صورت ادامه اعتراض علیه این گروه ویدیوی این تجاوز جنسی را پخش می‌کنند.