• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

مطالعه جدید دانشمندان؛ آیا آلودگی هوا باعث زوال عقل می‌شود؟

۲۹ میزان ۱۴۰۳، ۱۴:۵۵ (‎+۱ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۵:۳۵ (‎+۰ گرینویچ)

دانشمندان بریتانیایی مطالعه‌ای را برای بررسی این موضوع آغاز کرده‌اند که آیا آلودگی هوا می‌تواند باعث زوال عقل شود؟ این پژوهش، می‌تواند به توسعه داروهای جدیدی برای مقابله با پیشرفت بیماری‌هایی مانند آلزایمر منجر شود.

گاردین روز یک‌شنبه ۲۹ میزان در گزارشی نوشت دانشمندان بریتانیایی در آستانه راه‌اندازی پروژه تحقیقاتی چشمگیری هستند که نشان می‌دهد هوایی که تنفس می‌کنیم چگونه می‌تواند بر مغز ما تاثیر بگذارد.

به گفته دانشمندان، این تحقیق برای درک یک مشکل پزشکی مهم، یعنی چگونگی تاثیر آلودگی هوا بر بروز زوال عقل، حیاتی است.

در سال‌های اخیر، دانشمندان دریافتند که آلودگی هوا یکی از خطرناک‌ترین تهدیدها برای سلامت انسان است و نشان داده‌اند که این آلودگی در بروز سرطان، بیماری‌های قلبی، دیابت و بسیاری از مشکلات بهداشتی دیگر نقش دارد.

اکنون دانشمندان در موسسه فرانسیس کریک (Francis Crick) قرار است به بررسی ارتباط آلودگی هوا با پدیده زوال عصبی بپردازند.

این پروژه تحقیقاتی با عنوان «سرعت» (Rapid) که از سوی خیریه «مقابله با زوال عقل» تامین مالی شده است، از روز دوشنبه ۳۰ میزان به‌طور رسمی آغاز خواهد شد.

ذرات کوچک آلاینده چطور منجر به زوال عقل می‌شوند؟

پروژه سرعت شامل بررسی دقیق فرآیندهایی است که ذرات کوچک آلاینده می‌توانند منجر به زوال عقل شوند.

این تحقیق می‌تواند بینشی کلی درباره چگونگی تاثیر ذرات معلق در هوا بر بروز بیماری‌ها ارائه دهد و همچنین به توسعه داروهای جدید برای مقابله با پیشرفت شرایطی مانند بیماری آلزایمر کمک کند.

پروفسور چارلز سوانتون، معاون مدیر بالینی موسسه کرک و از مدیران این پروژه گفت: «آلودگی هوا معمولا با زوال عقل مرتبط نیست. با این حال، اپیدمیولوژیست‌ها به‌تازگی دریافته‌اند که ذرات موجود در هوا کاملا با خطر بیماری‌های نورودژنراتیو (زوال عصبی) مرتبط هستند.»

او افزود: «ما می‌خواهیم دقیقا بفهمیم که چگونه ذرات ریز در هوا می‌توانند تاثیرات عمیقی بر مغز ما داشته باشند و از این دانش برای توسعه داروهای جدیدی برای درمان زوال عقل استفاده کنیم.»

یک نوع کلیدی از آلودگی هوا، شامل معلق‌های ریز ذرات جامد و قطرات مایع است.

این ذرات از اگزوز خودروها و کامیون‌ها، کارخانه‌ها، گرد و غبار، گرده‌ها، آتش‌فشان‌ها، آتش‌سوزی‌های جنگلی و منابع دیگر تولید می‌شوند و به‌عنوان ذرات معلق ۲/۵ میکرومتری یا به‌طور ساده PM2/5 شناخته می‌شوند.

این ذرات دارای قطری کمتر از ۲/۵ میلیونیم متر هستند که حدود ۳۰ برابر نازک‌تر از موی انسان است و به‌قدری کوچک‌اند که می‌توانند به عمق بدن انسان نفوذ کنند.

در مورد زوال عقل، پی‌ام۲/۵‌ها هنگام تنفس و از طریق پیاز بویایی (olfactory bulb) وارد مغز می‌شوند.

پیاز بویایی یک ساختار عصبی در مغز است که در بالای حفره بینی قرار دارد و سیگنال‌های بویایی را از گیرنده‌های موجود در بینی دریافت کرده و پردازش می‌کند. این بخش، نقش مهمی در درک و تشخیص بوها دارد.

به گفته پروفسور سوانتون، به نظر می‌رسد که پی‌ام۲/۵‌ها در مغز، از سوی سلول‌های ایمنی در سیستم عصبی مرکزی جذب می‌شوند و پس از آن است که احتمالا زوال عصبی آغاز می‌شود.

با این حال، اینکه این فرآیند چگونه پیش می‌رود و منجر به زوال عقل می‌شود، هنوز روشن نیست.


100%

درک دقیق این فرایند، یکی از اهداف اصلی پروژه سرعت است تا بفهمیم چگونه پی‌ام۲/۵‌ها موجب تشکیل توده‌هایی در بافت مغز می‌شوند که نشانه مشخص بیماری آلزایمر است.

سونیا گاندی، رئیس آزمایشگاه زیست‌شناسی زوال عصبی در موسسه کرک و دانشگاه کالج لندن گفت: «ما شواهد خوبی از ارتباط بین قرارگیری در معرض ذرات معلق ۲/۵ میکرومتری و بیماری‌های مغزی مانند آلزایمر و پارکینسون داریم. اما هنوز نمی‌دانیم که آیا این ذرات واقعا زوال عصبی را به‌طور مستقیم تحریک می‌کنند یا تنها فرایندی را که در افراد آسیب‌پذیر در حال وقوع است، تسریع می‌کنند.»

پژوهشگران موسسه کرک بر این باورند که آلودگی هوا از طریق سه مکانیسم مختلف می‌تواند باعث زوال عقل شود؛ بر اساس یکی از این مکانیسم‌ها، ذرات معلق ۲/۵ میکرومتری ممکن است به‌طور مستقیم فرآیند تجمع پروتئین‌ها را در مغز تسریع کنند و باعث بروز آلزایمر شوند.

به عبارت دیگر، ممکن است ورود ذرات معلق با توانایی مغز در پاکسازی توده‌های پروتئینی تداخل ایجاد کند.

به بیان ساده، این ذرات ۲/۵ میکرومتری با سیستم پاکسازی سلول‌های بدن تداخل دارند و باعث می‌شوند حذف پروتئین‌های عامل بیماری‌هایی مانند آلزایمر، دشوارتر شود.

سومین نظریه این است که پی‌ام۲/۵‌ها به وسیله سلول‌های ایمنی مغز به نام میکروگلیا جذب و احتمالا باعث می‌شوند که این سلول‌ها، واکنشی التهابی را ایجاد و آغاز زوال عقل را تسریع کنند.

پژوهشگران برای تشخیص اینکه کدام مکانیسم در بروز زوال عقل نقش دارد، بر آزمایش‌های درون‌کشتگاهی روی سلول‌های بنیادی انسانی و همچنین مدل‌های حیوانی تمرکز خواهند کرد.

سونیا گاندی در همین زمینه گفت: «زمانی که این مکانیسم‌ها را با جزییات بیشتری درک کنیم، می‌توانیم از این دانش برای توسعه درمان‌هایی استفاده کنیم که تاثیر آلودگی‌های هوا را کاهش دهند.»

او اظهار امیدواری کرد که شاید روزی، بتوانیم از اثرات محیط بر بیماری‌های مغزی پیشگیری کنیم.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

ارتش اسرائیل می‌گوید رد یحیی سنوار را از دی‌ان‌ای او روی دستمال کاغذی پیدا کرد

۲۹ میزان ۱۴۰۳، ۱۴:۰۱ (‎+۱ گرینویچ)

ارتش اسرائیل می‌گوید یحیی سنوار را از طریق دی‌ان‌ای او بر روی یک دستمال کاغذی در «چند صد متری» تونلی که در آن شش گروگان اسرائیلی کشته شده بودند، پیدا کرد. به گفته ارتش اسرائیل، رهبر حماس به یک فضای زیرزمینی در محله تل سلطان در رفح فرار کرده بود.

چگونگی پیدا کردن رد سنوار که به‌عنوان «مغز متفکر» حملات مرگبار هفتم اکتبر سال گذشته حماس به جنوب اسرائیل شناخته می‌شود، یک سوال بوده است. او موفق شده بود یک سال تمام از چنگ نیروهای اسرائیلی که لابلای ویرانه‌های غزه و همچنین تونل‌های زیرزمینی دنبال او بودند، فرار کند.

به تازگی ارتش اسرائیل اعلام کرده که نظامیانش رد سنوار را در داخل تونلی در تل سلطان از طریق نمونه DNA او بر روی دستمال کاغذی پیدا کردند؛ آنهم در فاصله چند صد متری از نقطه‌ای که شش گروگان اسرائیلی به نام‌های هیرش، عدن، اوری، الکس، الموگ و کرمل کشته شده بودند.

وزارت دفاع اسرائیل یک ویدیویی جداگانه‌ای که ادعا می‌کند مخفیگاه اصلی سنوار بوده است را در اکس پخش کرده است. یک نظامی اسرائیلی تسهیلات موجود داخل تونل را شرح می‌دهد. او می‌گوید «سنوار، خانواده و شرکای جرمی او» در روزهای اخیر در آنجا مخفی شده بودند.

در ویدیویی منتشر شده از مخفیگاه سنوار، راهرو، یک تشناب‌ و حمام‌، یک آشپزخانه با امکاناتی که به گفته این سرباز اسرائیلی برای یک «مدت طولانی» تهیه شده بود، کیسه‌های مربوط به اداره پناهندگان فلسطینی سازمان ملل نشان داده می‌شود.

این سرباز در این ویدیو همچنین اتاق محافظان یحی سنوار را با سلاح‌ها، مهمات و مواد انفجاری نشان داده می‌دهد.

تاکنون حماس درباره ادعای اسرائيل درباره مخفی‌گاه یحیی سنوار ابراز نظر نکرده است.

ارتش اسرائیل بعدا اعلام کرد که محمود حمدان، فرمانده گردان «تل السلطان» حماس را که مسئول حفاظت از سنوار و شش گروگان کشته‌شده اسرائیلی بود، از پا درآورده است.

سرباز اسرائیلی در ادامه ویدیو می‌گوید: «به اتاق آخری می‌رویم، اتاق یک رهبر، اتاق سنوار. او اینجا در اتاق زشت خود می‌‌نشست. همه چیز اینجا رها شده است. آنها فرار کرده‌اند، آنها شنیدند که نیروهای اسرائیلی به آنجا نزدیک می‌شوند و فرار کردند.»

او همچنین یک سیف صندوق را نشان می‌دهد که که بازش شده است و به گفته او داخل آن ما میلیون‌ها شکل (واحد پول اسرائیلی) و دالر موجود است و مقداری پول بیشتری نیز در اطراف پراکنده شده است.

اسرائیل می‌گوید رد سنوار را اینجا در تونلی در تل سلطان در رفح پیدا کرده است
100%
اسرائیل می‌گوید رد سنوار را اینجا در تونلی در تل سلطان در رفح پیدا کرده است

یحی سنوار چهارشنبه، ۲۵ میزان در خانه‌ای در رفح کشته شد. ارتش اسرائیل دست‌کم دو ویدیو از آخرین لحظات زندگی سنوار در خانه‌ای به‌شدت آسیب دیده در بمباران را منتشر کرده است.

آنطوری که مشاور امنیت ملی امریکا اعلام کرد، واشنگتن نیز به ردگیری و کشتن سنوار به اسرائیل کمک کرده است.

جیک سالیوان گفته که دستگاه‌های اطلاعاتی امریکا به ردگیری و کشتن رهبران حماس، از جمله سنوار، به اسرائیل کمک کرده‌اند.

جسد سنوار ابزار چانه‌زنی

اسرائیل با کشتن رهبران حماس تا حدودی به اهداف خود در حمله به غزه از جمله نابودی کامل حماس نزدیکتر شده است. هواپیماهای نظامی اسرائیل روز شنبه اعلامیه‌هایی را در جنوب غزه پخش کردند که در آن تصویری از جسد یحیی سنوار چاپ شده است. در این اعلامیه نوشته شده است: «حماس دیگر بر غزه حکومت نخواهد کرد».

در همین حال، شبکه خبری سی‌ان‌ان به نقل از منابع اسرائیلی گزارش داد که جسد یحیی سنوار می‌تواند برای چانه‌زنی در مذاکرات بر سر آزادی گروگان‌های در بند حماس مورد استفاده قرار گیرد. جسد سنوار از غزه به اسرائیل انتقال یافته است.

یک منبع دیپلوماتیک اسرائیلی گفت: «اگر حماس می‌خواهد جسد او را با گروگان‌های اسرائیلی، چه زنده و چه مُرده، مبادله کند، مشکلی نیست.»او افزود در غیر این صورت، تحویل جسد او به حماس امکان‌پذیر نخواهد بود.

بر اساس برآوردها، هنوز حدود ۷۰ گروگان اسرائیلی در قید حیات در اسارت گروه‌های مسلح فلسطینی در نوار غزه هستند. گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که جسد حدود ۳۰ گروگان همچنان در این باریکه نگهداری می‌شود.

آخرین تصویر از لحظات پایان زندگی یحی سنوار که ارتش اسرائیل منتشر کرده است
100%
آخرین تصویر از لحظات پایان زندگی یحی سنوار که ارتش اسرائیل منتشر کرده است

پایان سنوار و چشم‌انداز آتش‌بس

کشته شدن سنوار به همان اندازه که تصور می‌شود عزم فلسطینی‌ها و گروه‌های «مقاومت» مورد حمایت ایران برای ادامه مبارزه با اسرائیل را مستحکم‌تر کرده، امیدواری برای پایان این جنگ را نیز تقویت کرده است.

جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا کشته شدن یحیی سنوار را «فرصتی برای جستجوی راهی برای صلح و آینده بهتر در غزه بدون حماس خواند». دونالد ترامپ، نامزد انتخابات ریاست جمهوری امریکا هم گفت که کشته شدن یحیی سنوار می‌تواند راه‌های دستیابی به صلح در نوار غزه را آسان‌تر کند.

برخی از رهبران اروپایی نیز اعلام کردند که پایان سنوار چشم‌انداز پایان جنگ در غزه را تقویت کرده است. اولاف شولتس، صدراعظم آلمان گفت: «امیدواریم اکنون شاهد چشم‌انداز ملموس برای آتش‌بس در غزه و توافق بر سر آزادی گروگان‌ها باشیم».

امانوئل مکرون، رئیس‌جمهوری فرانسه، مرگ سنوار را فرصتی برای آزادی گروگان‌ها خواند و گفت بخش بزرگی از مسئولیت وضعیت کنونی بر عهده ایران و حزب‌الله است.

کی‌یر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، یحیی سنوار را «مغز متفکر مرگبارترین روز تاریخ یهودیت از زمان هولوکاست» خواند و گفت بریتانیا برای کشته شدن یحیی سنوار سوگواری نمی‌کند.

جورجیا ملونی، نخست‌وزیر ایتالیا گفت که کشته شدن یحیی سنوار راه را برای «مرحله‌ای جدید» در درگیری‌های غزه باز می‌کند.

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم گفت که پس از کشته شدن یحیی سنوار، چشم‌انداز جدیدی وجود دارد و باید از آن برای رسیدن به آتش‌بس و آزادی گروگان‌ها استفاده کرد.

تاکید بر ادامه مقاومت

به‌راغم خوش‌بینی مقام‌های غربی، اما گروه‌های «مقاومت» و متحدان آن‌ها در منطقه کشته شدن رهبران‌شان را پایان «مقاومت» نمی‌دانند. همانطوری که با کشته شدن حسن نصرالله، حزب‌الله لبنان به درگیری با اسرائیل ادامه داده است، رهبران حماس هم تاکید می‌کنند که بر مبارزه‌شان تا خروج نیروهای اسرائیلی از غزه ادامه خواهند داد.

باسم نعیم، از مقامات ارشد حماس هم گفت: «اسرائیل اگر معتقد باشد که کشتن رهبران ما به معنای پایان جنبش ما و مبارزه مردم فلسطین است، اشتباه می‌کند.»

خلیل الحیه، معاون دفتر سیاسی حماس هم گفت که گروگان‌های اسرائیلی در غزه تا زمانی که «تجاوز» اسرائیل به نوار غزه متوقف نشود و نیروهای اسرائیلی عقب‌نشینی نکنند، آزاد نخواهند شد.

علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی هم دو روز پس از انتشار خبر کشته شدن سنوار با انتشار بیانیه‌ای، مرگ او را برای «جبهه مقاومت» دردناک خواند و گفت: «حماس زنده است و زنده خواهد ماند.»

در افغانستان، گروه طالبان هم گفت که کشته شدن رهبران حماس به مبارزه فلسطینی‌ها علیه اسرائیل قوت می‌بخشد.

طالبان در بیانیه‌ای نوشت که کشته شدن فرماندهان فلسطینی «مبارزه جهادی» فلسطینی‎‌ها در برابر اسرائیل را تسریع و به آن قوت می‌بخشد.

با این همه، نخست‌وزیر اسرائیل اعلام کرده است تا آزادی کامل گروگان‌ها و نابودی بقایای حماس در غزه عملیات ارتش اسرائیل ادامه خواهد یافت.

از رهبران سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی حماس چه کسانی باقی مانده‌اند

۲۷ میزان ۱۴۰۳، ۰۸:۳۵ (‎+۱ گرینویچ)

با وجود کشته شدن اسماعیل هنیه، محمد ضیف و یحیی سنوار، هنوز گروه مسلح حماس نیروهای کلیدی زیادی دارد که شماری از آن‌ها در نوار غزه و شماری هم در قطر زندگی می‌کنند. بنیامین نتانیاهو اعلام کرده که جنگ با حماس تا آزادی همه گروگان‌ها ادامه خواهد یافت.

مروان عیسی

مروان عیسی در سلسله فرماندهی حماس در غزه، نفر سوم به شمار می‌‌رفت و همراه دو رهبر ارشد دیگر حماس یک شورای نظامی سه نفره را تشکیل داده بودند که تصمیمات راهبردی می‌گرفت.

پیشتر در ماه مارچ سال جاری، امریکا اعلام کرد مروان عیسی، معاون محمد ضیف، رهبر نظامی وقت حماس را کشته است.

اما حماس کشته‌شدن او را تائید نکرد و اسرائیل هم شواهدی دال بر مرگ او را ارائه نکرد. مشخص نیست او زنده است یا کشته شده است.

نیروهای حماس به خاطر توانایی عیسی در دور ماندن از رادار اسرائیل، به او لقب «مرد سایه» داده‌اند.

100%

خالد مشعل

مشعل، ۶۸ ساله، پیش از این بین سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۷ حماس را رهبری می‌کرد و اکنون به همراه چند مقام ارشد دیگر حماس در قطر زندگی می‌کند.

خالد مشعل به خاطر یک تجربه ترور ناموق در امان پایتخت اردن، در سال ۱۹۹۷، شناخته شده است.

پس از مرگ هنیه، انتظار می‌رفت او به طور رسمی جانشین هنیه شود و بار دیگر رهبری حماس خارج از غزه را برعهده بگیرد.

100%

محمد سنوار

محمد سنوار، برادر یحیی سنوار، یکی از فرماندهان ارشد و کهنه‌کار شاخه مسلح حماس است.

او که متولد سال ۱۹۷۵ میلادی است به ندرت در انظار عمومی ظاهر شده یا با رسانه‌ها صحبت کرده است.

محمد سنوار، مانند برادرش، یکی از اهداف اصلی در فهرست تحت تعقیب اسرائیل است و به گفته منابع حماس، از چند حمله اسرائیل از جمله حملات هوایی و بمب‌های کنار جاده‌ای جان به در برده است.

100%

خلیل الحیه

خلیل الحیه، معاون سنوار بود و پیشتر تیم حماس را در مذاکرات غیرمستقیم آتش‌بس با اسرائیل تحت نظارت هنیه رهبری می‌کرد.

به گفته جمهوری‌اسلامی، زمان کشته‌شدن هنیه در ساختمانی در تهران، او در آپارتمان دیگری در همان ساختمان اقامت داشت.

در سال ۲۰۰۷، در بمباران اسرائیل، تعدادی از اعضا خانواده او کشته شدند و در سال ۲۰۱۴، حمله به خانه او باعث کشته شدن پسر بزرگش شد.

100%

محمود زهار

محمود زهار، ۷۹ ساله، که یک پزشک جراح است به دلیل دیدگاه‌های تندروانه‌اش نسبت به اسرائیل و دیگر مخالفان حماس، از سوی اعضا حماس با عنوان «جنرال» خطاب می‌‌شود.

زهار از زمان حمله ۷ اکتبر تاکنون هیچ اظهارنظر ی نکرده است و در انظار عمومی هم ظاهر نشده است و سرنوشت او مشخص نیست.

زهار پس از کسب قدرت حماس در سال ۲۰۰۷ به عنوان وزیر خارجه تشکیلات خودگران فلسطین منصوب شد و تا زمان جنگ داخلی که منجر به از هم پاشیدن دولت شد، در این سمت خدمت کرد.

100%

محمد شعبانه

شبانه، معروف به ابوانس شبانه، یکی از فرماندهان ارشد و کهنه‌کار حماس است که فرماندهی گردان رفح در جنوب نوار غزه را بر عهده دارد.

بر اساس گفته منابع حماس، محمد شعبانه نقش مهمی در توسعه شبکه تونل‌های زیرزمینی حماس در رفح ایفا کرد که برای حمله به نیروهای اسرائیلی در امتداد مرز مورد استفاده قرار گرفته است.

شعبانه از جمله در حمله برون مرزی در سال ۲۰۰۶ که در نتیجه آن گیلاد شالیت، سرباز اسرائیلی اسیر شد.

محمد شعبانه، پس از کشته شدن سه فرمانده اصلی این گروه در طی جنگ ۵۰ روزه در سال ۲۰۱۴، مسئولیت گردان رفح را بر عهده گرفت.

100%

روحی مشتحه

روحی مشتحه، معتمدترین و قوی‌ترین متحد سنوار در داخل حماس بود و همراه با سنوار، اولین دستگاه امنیتی حماس را در اواخر دهه ۱۹۸۰ تاسیس کرد که مسئولیت آن، ردیابی و کشتن فلسطینیان متهم به جاسوسی برای اسرائیل بود.

مشتحه در سال ۲۰۱۱ به همراه سینوار از زندان اسرائیل آزاد شد و اخیرا وظیفه هماهنگی بین این گروه در غزه و مقامات امنیتی مصر در مورد طیف وسیعی از مسائل از جمله عملیات گذرگاه مرزی رفح را بر عهده داشته است.

اسرائیل۳ اکتبر اعلام کرد مشتحه سه ماه قبل در جریان جنگ غزه در حمله‌ای کشته شده است.

حماس تاکنون این خبر را تائید یا تکذیب نکرده و سرنوشت او همچنان نامشخص است.

100%

سالگرد ترور جنرال رازق؛ بازمانده کشتار قبیله‌ای طالبان که «بی‌رحم‌ترین دشمن» این گروه شد

۲۶ میزان ۱۴۰۳، ۲۳:۳۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
اسماعیل شهامت

جنرال عبدالرازق اچکزی، یکی از پرآوازه‌ترین فرماندهان پولیس دولت پیشین افغانستان پنجشنبه، ۲۶ میزان ۱۳۹۷ در آن‌چه حمله خودی خوانده شد، در محوطه دفتر والی قندهار کشته شد. گروه طالبان مسئولیت حمله به سرسخت‌ترین دشمن خود را به عهده گرفت.

حدود یک سال پیش از ترور جنرال رازق، در یکی از روزهای خزانی، عازم سفر به قندهار و مصاحبه با او شدم. رو به‌رو شدن با جنرالی که نام و آوازه‌اش فراتر از قندهار، در سراسر افغانستان پیچیده بود، هیجان زیادی داشت.

برای پوشش مراسم تحویل دهی هلیکوپترهای بلک‌هاک به ارتش سابق افغانستان، روز سه‌شنبه، ۲۸ میزان ۱۳۹۷ با شمار زیاد از خبرنگاران به میدان هوایی قندهار رفتیم. جنرال رازق هم در این مراسم حضور داشت اما سخنرانی نکرد.

فردای آن روز ساعت ۸:۳۰ صبح طبق قرار، من و فیلمبردارم به خانه‌ جنرال رازق رفتیم، خانه‌‌ای بزرگ و قدیمی که در دهه ۱۹۹۰ ملا محمد عمر از آنجا لشکر جنگی‌اش را هدایت می‌کرد و اکنون ملا هبت‌الله آخندزاده از آنجا فتوا صادر می‌کند.

جنرال رازق در حیاط خانه‌اش دور یک میز ساده پلاستیکی با چوکی‌های آبی رنگ، چای‌جوش ارمنی با پیاله‌های ساده و شیرینی‌گگ محلی از ما پذیرایی کرد.

برای مصاحبه به فضای سبز حویلی رفتیم. به‌رغم خستگی‌های جنگ، رازق سرشار و پرانرژی به‌نظر می‌رسید. بیشتر از زمانی تعیین شده حرف زدیم، از وضعیت جبهات جنگ در جنوب گرفته تا اتهامات نقض حقوق بشری علیه او.

جنرال رازق برای شرکت در یک نشست امنیتی با محافظانش خانه را ترک کرد. تصویر دویدن پسر بچه‌ای کوچک سه تا چهار ساله از دنبال موترهای محافظان جنرال، هنوز در ذهنم است. او احتمالا کوچک‌ترین فرزند رازق بود.

این آخرین دیدار ما با یکی از قدرتمندترین فرماندهان پولیس دولت پیشین افغانستان بود.

اسیری که کابوس طالبان شد

جنرال رازق در ولسوالی سپین‌بولدک قندهار به‌دنیا آمد ، جای که دو قبیله اچکزی و نورزی بر سر کنترول تجارت و قاچاق مواد مخدر دایم در رقابت بوده‌اند.

در دست‌کم چهار دهه گذشته اچکزیی‌ها متحد حکومت کابل بوده و نورزیی‌ها عمدتا در کنار مجاهدین و سپس طالبان با دولت جنگیده‌اند.

در سال ۱۹۹۱، پس از سقوط دولت مورد حمایت مسکو در کابل و آغاز جنگ‌های داخلی، منصور، کاکای رازق و از فرماندهان جنرال عصمت مسلم، کنترول گذرگاه سپین‌بولدک را به‌دست گرفت و رازق که در آن زمان یک نوجوان بود، به او پیوست.

سه سال بعد، طالبان که از مدارس دینی جنوب برخاسته بودند، کنترول قندهار را در دست گرفتند و رازق و منصور را اسیر کردند. طالبان که جنگجویان نورزیی زیادی در صفوف خود داشتند، منصور را از میله تانک به دار زدند اما رازق با خانواده و بسیاری از اچکزیی‌ها به پاکستان گریختند.

حملات یازده سپتامبر ۲۰۰۱ بار دیگر ورق بازی را به نفع اچکزیی‌ها برگرداند. رازق بخشی از نیروی کوچکی بود که سی‌آی‌ای برای سقوط طالبان در قندهار ایجاد کرده بود. امریکا به کمک ائتلاف شمال، حکومت طالبان را ساقط کرد و در قندهار اچکزیی‌ها و سایر نیروها مسلط شدند. این بار نورزیی‌ها به پاکستان فرار کردند.

رازق به‌دلیل «ارتباطات خانوادگی‌اش» به‌سرعت رشد کرد و در قامت یک افسر ساده ابتدا فرماندهی پولیس سپین‌بولدک و سپس در سال ۲۰۱۱ با کشته شدن خان‌محمد مجاهد، در هیئت جنرال بر کرسی فرماندهی پولیس قندهار تکیه زد.

امنیت آهنین قندهار

جنرال رازق به‌دلیل بی‌رحمی در برابر طالبان و تلاش برای امنیت مستحکم در قندهار، از حمایت همه جانبه فرماندهان امریکایی برخوردار بود. در واقع، حوزه عملیاتی رازق فراتر از قندهار تا هلمند، زابل و ارزگان هم رسیده بود. آن روزها گفته می‌شد، هرجا که شورشیان باشد، جنرال رازق هم آنجاست.

گفته می‌شود که رازق در سال ۲۰۱۴ به افرادش دستور داده بود هیچ اسیری را زنده پیشش نیاورند. همین جدیت او در برابر طالبان محبوبیت و نفوذ او را در بین طرفدارانش چند برابر کرده بود.

شهر قندهار که زمانی حملات انتحاری مرگبار، قتل‌های هدفمند، اختطاف و آدم‌ربایی در آن یک امر عادی شده بود، با شب‌های زنده شهرک مجلل عینو مینه تا فروشگاه‌های بزرگ و هوتل‌های شیک، در زمان رازق نفس راحت‌تری می‌کشید.

نیویارک تایمز در می سال ۲۰۲۴ نوشت که «بسیاری از افغان‌ها بی‌رحمی رازق را یک ویژگی مثبت می‌دانستند. آنها قهرمانی می‌خواستند که بتواند از آنها در برابر خشونت طالبان محافظت کند.»

 جنرال رازق در سال ۲۰۱۴ به افرادش دستور داده بود هیچ اسیری را زنده پیشش نیاورند
100%
جنرال رازق در سال ۲۰۱۴ به افرادش دستور داده بود هیچ اسیری را زنده پیشش نیاورند

رازق و اتهام نقض حقوق بشر

در همان حال که جنرال رازق قهرمان بسیاری‌ها بود، نهادهای حقوق بشری او را عنصر نامطلوب برای دولت افغانستان و متحدان بین‌المللی‌اش می‌خواندند.

دیدبان حقوق بشر در اکتوبر ۲۰۱۷ گفت که اسم رازق با شکنجه سیستماتیک، کشتار و ناپدید شدن افراد مترادف شده‌است. در گزارش این نهاد آمده است که «خرد کردن بیضه، پمپ کردن آب به شکم، خفه کردن و شوک‌های برقی» از شیوه‌های شکنجه او است.

کمیته ضد شکنجه سازمان ملل نیز در همین ماه گفت که جنرال رازق به‌دلیل اتهامات نقض شدید حقوق بشری باید تحت پیگرد قرار گیرد. رازق متهم بود که زندان‌های مخفی دارد و اسیرانش را شکنجه و سر به نیست می‌کند.

اما رازق به رویترز گفت: «اولاً، من زندان خصوصی ندارم و ثانیاً زندان‌های دولتی توسط کمیته بین‌المللی صلیب سرخ و سایر سازمان‌های حقوق بشر به طور منظم بازرسی می‌شوند.»

نیویورک تایمز هم در ماه می ۲۰۲۴ گزارش داد که از زمان سقوط دولت پیشین گورهای جمعی در قندهار کشف شد که به‌دلیل اعمال فشار امریکا دادگاه بین‌المللی کیفری تحقیق درباره آن را از اولویت انداخت.

متیو آکینیز، نویسنده گزارش گفت: «با همکارانم در نیویارک تایمز، با صدها شاهد مصاحبه کردم و یک آرشیو دولتی را کشف کردم که بزرگترین تلاش برای ناپدیدسازی اجباری افغانستان از زمان کودتای کمونیستی در سال ۱۹۷۸ را فاش می‌کرد. ما ۳۶۸ مورد قضیه افرادی را ثبت کردیم که بعد از ربوده شدن توسط مردان رازق همچنان مفقود بودند.» او می‌گوید تلفات واقعی به احتمال زیاد به هزاران نفر برسد.

در کنار اتهامات نقض حقوق بشری، رازق متهم به تجارت مواد مخدر و فساد مالی نیز بود. نیویارک تایمز نوشت پولی که از گمرک سپین‌بولدک حیف و میل می‌شد، سالانه به ۵۵ میلیون دالر می‌رسید. طبق این گزارش، رازق این پول‌ها را «صرف پاداش برای نیروهایش و رشوه برای محافظت از خود در برابر سیاستمداران دزد در کابل می‌کرد.»

دردسر رازق برای ارگ

در حالی که کابل برای مهار شورشیان در جنوب به خصوص قندهار به فرمانده رازق نیاز داشت، اتهامات جدی نقض حقوق بشری او دردسر بزرگی برای ارگ نشینان ایجاد می‌کرد. با این همه،‌ حامد کرزی پشت رازق ایستاد و اشرف غنی به‌رغم تمایل، نتوانست او را برکنار کند.

نیویارک تایمز در چند مورد نقل می‌کند که با وجود شکایت فرماندهان ارشد امریکایی از جنرال رازق، آقای کرزی همچنان از او حمایت می‌کرد.

در یک مورد روزنامه به نقل از دیپلومات‌های غربی می‌نویسد، زمانی که رازق متهم به اختطاف و کشتن شین نورزی با ۱۵ نفر از همراهانش در مارچ ۲۰۰۶ شد، رازق به کابل فراخوانده شد، اما حامد کرزی مداخله کرد.

جان آلن، فرمانده وقت نیروهای امریکایی در سال ۲۰۱۱ زمانی که رازق تازه فرمانده پولیس قندهار شده بود، به ارگ ریاست جمهوری رفت تا از کرزی بخواهد او را برکنار کند. آلن به نیویارک تایمز گفت: «به او (کرزی) گفتم که باید بداند که یک فرمانده ارشد پولیس دارد که ناقض پیوسته حقوق بشر است و باید او را برکنار کند.»

کرزی به جنرال آلن گفت که او از طریق منابع خود قضیه را بررسی کرده و چنین اتهاماتی را درباره رازق نشنیده است.

پس از آن،‌ آلن به نیروهای تحت فرمانش دستور داد که از سپردن بازداشتی‌ها به افراد رازق اجتناب کنند. آلن گفت: «کرزی قرار نیست کاری در مورد رازق انجام دهد و من نمی‌توانستم اجازه بدهم که زندانیان را به دست او بسپاریم.»

اما برخلاف مقام‌های نظامی ارشد امریکا، فرماندهان رده پایین این کشور دید متفاوتی به جنرال رازق داشتند. دیوید وب و مارتین شوایتزر، دو فرمانده نظامی امریکا به نیویارک تایمز گفتند که هرگز شواهدی مبنی بر ارتکاب جنایات جنگی رازق را ندیده‌اند. وب به گزارشگر این روزنامه گفت: «من تقریباً هر روز از صبح تا شب با او بودم. من هرگز چیز بدی از او ندیدم.»

برای اشرف غنی، سلف کرزی که در آغاز کارش مبارزه با فساد و برچیدن 'جزایر قدرت' را اولویت قرار داده بود،‌ برچیدن جنرال رازق از فرماندهی پولیس قندهار یک چالش جدی بود.

بسیاری بر این باور بودند که امنیت مناطق جنوب با مشت آهنین این جنرال پیوند خورده است و حذف او می‌تواند علاوه بر رو در رو کردن آقای غنی با اچکزیی‌ها، راه را برای بازگشت طالبان به این مناطق باز کند.

به‌نظر می‌رسد، محبوبیت، قدرت و نفوذ جنرال رازق باعث شد بوده آقای غنی تا روز مرگ او نتواند این فرمانده را از سمتش برکنار کند.

جنرال رازق زمانی که از یک جلسه با جنرال میلر از دفتر والی قندهار بیرون می‌شد به قتل رسید
100%
جنرال رازق زمانی که از یک جلسه با جنرال میلر از دفتر والی قندهار بیرون می‌شد به قتل رسید

ترور رازق و بازگشت طالبان

ستاره بخت جنرال رازق سرانجام روز پنجشنبه، ۲۶ میزان خاموش شد. او زمانی که از یک جلسه با اسکات میلر، فرمانده نیروهای امریکایی در افغانستان، زلمی ویسا،‌ والی و شمار دیگر از مقام‌ها و فرماندهان نظامی در ساختمان ولایت بیرون می‌شد، براثر تیراندازی یک محافظ والی قندهار کشته شد. طالبان گفتند که میلر و رازق هدف این حمله بودند.

مرگ رازق، ضربه سختی به دولت افغانستان بود که آن روزها در جبهات مختلف با طالبان در جنگ بود و هر روز ده‌ها سربازش را از دست می‌داد.

حدود سه سال بعد از مرگ رازق، طالبان بر شدت حملات خود افزودند و در ۱۶ جولای ۲۰۲۱ ولسوالی سپین‌بولدک قندهار، از مناطق استراتژیک در جنوب به‌دست طالبان افتاد و یک ماه طول نکشید که جنگجویان این گروه وارد کابل شدند.

کشتارهای انتقام‌جویانه طالبان

پس از ورود طالبان به اسپین‌بولدک در جولای ۲۰۲۱، نیروها و فرماندهان رازق که عمدتا از قوم اچکزی بودند،‌ طبق گزارش نهادهای حقوق بشری قربانی کشتارهای انتقام‌جویانه طالبان شدند.

وزارت داخله دولت پیشین در اواخر جولای ۲۰۲۱ گفت که طالبان پس از تصرف سپین‌بولدک در حدود ۴۰۰ غیرنظامی را از خانه‌های‌شان بیرون کرده و بیش از ۱۰۰ تن از آنها را کشته‌اند که بیشتر کشته شدگان متعلق به قوم اچکزی بودند.

کمیسیون حقوق بشر هم همان زمان گزارش کرد که طالبان در این ولسوالی مردم را به هدف انتقام به قتل رساندند که تاکنون هویت ۴۰ تن از کشته شدگان شناسایی شده است.

روزنامه بریتانیایی تایمز هم در ۵ آگست ۲۰۲۱ از قول تادین‌خان، فرمانده پیشین پولیس قندهار گزارش داد که طالبان نزدیک به یک هزار نفر را طی یک ماه در قندهار کشتند.

طبق برخی گزارش‌ها، در چهار ماه اول تسلط طالبان، بیش از ۶۰۰ نفر از اعضای قبیله اچکزی از جمله دو پسر فدا محمد اچکزی، عضو شورای ولایتی سابق قندهار در اسپین‌بولدک کشته شدند.

اما برخی منابع شمار قربانیان انتقام‌جویی طالبان را هزاران نفر اعلام کرده‌اند. طالبان این اتهامات رد کرده‌است.

رویای صلح رازق که کابوس شد

روزی که جنرال رازق را در خانه‌اش ملاقات کردم، تصور تسلط طالبان بر قندهار بسیار بعید به‌نظر می‌رسید. او برای دست کشیدن افراد طالبان از جنگ مناطق امن در قندهار ایجا کرده بود و تا آن موقع حدود ۲۵ فرمانده این گروه دست از جنگ کشیده و ساکن این مناطق شده بودند.

او در گفت‌وگو با من که آن زمان برای بی‌بی‌سی کار می‌کردم،‌ گفت که روند صلح افغانستان موفق نبوده و به همین دلیل خود او تلاش دارد که طالبان را با ایجاد مناطق امن به ترک مخاصمه تشویق کند.

اما طالبان تنها سه سال بعد از ترور او نه تنها قندهار که سراسر افغانستان را تحت سلطه خود درآوردند.

شهر قندهار که زمانی چهارراهی‌ها و خیابان‌هایش با تصاویر بزرگ جنرال رازق آزین شده بود، اکنون شاهد مانور رنجرهای طالبان و پرچم سفید این گروه‌است.

خانه‌ای که او از ما در آن پذیرایی کرد، اینک دربار هبت‌الله آخندزاده و کانون صدور فتواهای جنجالی او شده است.

مقبره‌ای که جسم بی‌روح جنرال را در خود جا داده بود نیز به گفته منابع، تخریب و به پارکینگ موتر تبدیل شده‌است.

منابع به افغانستان اینترنشنال گفتند که بعد از تسلط طالبان خانواده جنرال رازق، از جمله مادر، سه همسر و سیزده فرزندش به دبی نقل مکان کرده‌اند.

در طول چهار دهه گذشته خانواده رازق اچکزی فراز و فرودی سختی را شاهد بوده است:

از فرماندهی منصور، کاکای رازق بر سپین‌بولدک در سال ۱۹۹۱ تا اعدام او به دست طالبان در سال ۱۹۹۴؛ سپس فرماندهی جنرال رازق، بازمانده این خانواده بر قندهار، ترور او در ۱۸ اکتبر ۲۰۱۸ و بازگشت طالبان به رهبری ملا هبت‌الله از طایفه نورزی به قدرت در اگست ۲۰۲۱.

چرا اروپایی‌ها ترامپ را دوست ندارند؟

۲۶ میزان ۱۴۰۳، ۱۰:۴۵ (‎+۱ گرینویچ)
•
عاصف حسینی

با نزدیک شدن انتخابات امریکا، اروپایی‌ها، شریک دیرپای ایالات متحده بیش از همه نگران نتیجه انتخاب هستند. تجربه ناخوشایند تعامل اروپایی‌ها از سال ۲۰۱۷ تا ۲۰۲۱، در تاریخ معاصر بیسابقه بود.

اروپایی‌ها در زمانی که نیاز به همکاری نزدیک ایالات متحده داشتند، ترامپ بازنگری روابط، یا به گفته‌ای تسویه حساب با رهبران اروپا را شروع کرد.

رفتار غیرقابل پیشبینی ترامپ برای رهبران اروپا آزاردهنده است. رفتار ترامپ با نُرم‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی که طی چند دهه در بستر نظم جهانی پساجنگ (دوم جهانی) و پساجنگ سرد، شکل گرفته بود سازگار نبود. رفتارهای غیرمترقبه ترامپ همواره اروپایی‌ها را که با آن نظم خو گرفته بودند، با چالش‌های جدی روبرو می‌کرد.

چالشی برای بقای اتحادیه اروپا

در سال ۲۰۱۷، اروپا هنوز از بزرگترین موج مهاجرت،‌ که از زمان جنگ جهانی دوم بیسابقه بود،متاثر بود. تلاش کمیسیون اروپا برای سازماندهی و تقسیم مهاجران در بین کشورهای اتحادیه اروپا با مشکلات جدی روبرو شد و برخی از کشورها مانند مجارستان و پولند مستقیما با سیاست مهاجرت بروکسل مخالفت کردند. این سرکشی و به تبع آن مرزکشی بین کشور‌های اروپایی، می‌توانست موجودیت «اتحادیه اروپا» را با تهدید جدی روبرو کند. پررنگ شدن سیاست راستگرایانه در اروپا، مستقیما متاثر از سیاست حکومت ترامپ در قبال مهاجرت غیرقانونی بود. ترامپ سرمشق رهبران راستگرایی مانند ویکتور اوربان مجارستان شده بود.

اوربان هنوز هم شیفته ترامپ است. او روز دهم اکتوبر امسال گفت که اگر ترامپ پیروز شود، بیدرنگ پیروزی او را با «یک بوتل شامپاین» جشن می‌گیرد.

در بستر اتفاقات پی‌هم در اروپا، بیرون شدن بریتانیا از اتحادیه اروپا (برگزیت) رخداد جدی دیگری بود که رهبران اروپا را به چالش کشید.ترامپ بارها از برگزیت حمایت کرد و در مصاحبه‌ای گفت که اتحادیه اروپا «موتری در دست آلمانی‌ها بود که بریتانیا هشیاری کرد و از آن بیرون پرید». در مصاحبه دیگری در پاسخ به این که چرا مردم بریتانیا به برگزیت رای دادند، گفت:‌ «مردم نمی‌خواهند مردمان دیگری به کشورشان بیایند و آن را خراب کنند». 

رویکرد ترامپ به ناتو

100%

اما گذشته از مسئله مهاجرت، اروپایی‌ها بیش از همه به خاطر رویکرد ترامپ به پیمان دفاعی آتلانتیک شمالی یا ناتو سراسیمه شده‌اند. ترامپدر دولت اول خود، پیمان ناتو را ناکارآمد خواند و از همه کشورهای عضو خواست تا سهم خود را در بودجه افزایش بدهند.

مجله آلمانی شپیگل نوشته است که ترامپ حتادر نخستین دیدار رسمی خود با مرکل در کاخ سفید، به او گفته بود:‌ «انگلا تو یک تریلیون دالر به من قرضداری». استیو بانون، استراتژیست ترامپ آن مبلغ را محاسبه کرده بود. مبنای محاسبه او این بود که آلمان ۲ درصد از تولیدناخالص ملی خود را به تقویت بخش نظامی اختصاص نداده بود؛ مسئله‌ای که کشورهای عضو ناتو در سال ۲۰۱۴ بر آن توافق کرده بودند. قابل یادآوری است که تا سال ۲۰۱۷ فقط ۴ عضو از ۳۲ عضو ناتو به آن عمل کرده بودند.

سرسختی ترامپ در قبال مسئله ناتو و اروپایی‌ها تا جایی بود که در سال ۲۰۲۰ به اورزولا فون دیرلاین، رئیس وقت کمیسیون اروپا گفت: «اگر اروپا هدف حمله قرار بگیرد، ما (ایالات متحده) هرگز به کمک و پشتیبانی شما نخواهیم آمد». او همچنان اوایل سال جاری، در کارزار انتخاباتی خود با لحنی تند گفت که «اگر پول ندهید، از شما دفاع نمی‌کنیم».

این در حالی است که به گفته یوشکافیشر، وزیر خارجه سابق آلمان،‌ ۲۷ کشور اتحادیه اروپا بدون تجهیزات نظامی و چتر حفاظتی اتومی ایالات متحده در خاک اروپا، قادر به مقابله با تهدیدهای احتمالی روسیه نیست. این سیاستمدار چپگرای آلمان به این باور است که در صورت پیروزی ترامپ، اتحادیه اروپا «هیچ گزینه دیگری غیر از تبدیل شدن به یک قدرت نظامی و سیاسی متکی به خود ندارد».

امانوئل مکرون، ‌رئیس جمهور فرانسه نیز بارها گفته باید یک ارتش اروپایی تشکیل شود. مکرون در ماه می سال روان، نگرانی‌اش را از بازگشت ترامپ به طور دیگری بیان کرد. او گفت:‌ «آیا حکومت امریکا همیشه همین خواهد بود؟ هیچ کس گفته نمی‌تواند؛ و ما نمی‌توانیم امنیت جمعی و ثبات خود را به خواست رای‌دهندگان امریکایی وابسته کنیم».

ضرب شست ترامپ در دوره ریاست جمهوری‌اش سبب شد تا علاوه بر اروپایی‌هاامریکایی‌ها نیز به فکر چاره بیفتند. هواداران ناتو در ایالات متحده اواخر سال میلادی گذشته، لایحه‌ای را در منشور دفاع ملی گنجاندند که به موجب آن هیچ رییس جمهوری نمی‌تواند بدون رای کنگره از پیمان امنیتی ناتو برآید.

باید دید که رویکرد ترامپ در صورت پیروزی دوباره در انتخابات به ناتو چیست به ویژه این که حداقل دو رخداد می‌تواند نظر او را تغییر دهد؛ نخست جنگ اوکراین و نقش ناتو در حفاظت یا حمایت زلنسکی؛ و دوم تغییر دبیرکل ناتو. ینسستولتنبرگ، سیاستمدار سوسیال دموکرات نروژی ده سال،‌ از ۲۰۱۴ تا ماه گذشته دبیرکل مهمترین نهاد دفاعی غرب بود. حالا از اول اکتوبر، جای او را مارک روته، نخست وزیر پیشین هالند گرفته است. اظهار نظرات روته درباره بحران اوکراین نشان می‌دهد که تفاوت دیدگاه قابل توجهی بین او و ترامپ وجود دارد.

روته پیش‌تر گفته است که کشورهای عضو ناتو باید اوکراین را در مقابله با روسیه کمک کنند. او همچنان گفته که راه اوکراین در پیوستن به ناتو «غیر قابل برگشت» است و روسیه هیچ حق وتویی در این مسئله ندارد.

طرح تجاری دو سوی اطلس (ترانس آتلانتیک)

طرح «شراکت تجارت و سرمایه‌گذاری ترانس آتلانتیک» (TTIP)، طرحی بلندپروازانه بود که می‌توانست اقتصاد دو سوی اقیانوس اطلس را به طور چشمگیری ارتقا دهد. کارل د گوخت، کمیسار امور تجاری اروپا بین ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، می‌گوید که این طرح، بزرگترین ابتکار تجاری دوجانبه بود زیرا دو قطب بزرگ اقتصادی جهان را به هم وصل می‌کرد.

با روی کار آمدن ترامپ، ایالات متحده این طرح را متوقف کرد اما اندکی بعد طرح مشابهی را پیشکش کرد که مورد توافق اروپایی‌ها قرار نگرفت. نهایتا هر دو جانب در اپریل ۲۰۱۹ توقف این طرح بزرگ اقتصادی را اعلام کردند.

به گفته کمیسیون اروپا، اگر آن طرح اجرا می‌شد، به اقتصاد اروپا سالانه ۱۲۰ میلیارد یورو و به اقتصاد امریکا ۹۰ میلیارد و به اقتصاد جهان ۱۰۰ میلیارد، افزوده می‌شد. به گفته، آنوبردفورد، استاد حقوق در «مدرسه حقوق کلمبیا»، طرح «تی. تی. آی. پی»، «یک سوم تجارت جهان را لیبرال می‌ساخت» و می‌توانست میلیون‌ها شغل جدید ایجاد کند.

رویکرد ملی‌گرایانه ترامپ که باعث پیروزی او شد، باعث تکانه‌های شدید در تجارت جهانی، به خصوص در ساختار تجاری اروپا و ایالات متحده شد. ترامپ با ارجحیت دادن به تولیدات داخلی و شعار «نخست امریکا» در واقعاز طرح تجاری دو سوی اطلس کنار کشید و اصطلاحا دست اروپایی‌ها، شرکای دیرپا و همیشگی را در حنا گذاشت!

دوره حکومت ترامپ به اروپایی‌ها نشان داد که در امریکای ترامپی نمی‌توانند روی هیچ طرح دیرپا و ماندگار اقتصادی حساب کنند مگر این که دست ریاست جمهوری ایالات متحده در لغو یا تغییر آن بسته باشد.

پیمان اقلیمی پاریس

یکی از اقدامات غیر قابل پیشبینی ترامپ،‌ بیرون شدن ایالات متحده از پیمان اقلیمی پاریس بود. این پیمان که یک توافقنامه بین المللی بر سر تغییرات اقلیمی است، در سال ۲۰۱۶ توسط ۱۹۵ عضو سازمان ملل امضا شد. هدف از این پیمان مهم اقلیمی، اتخاذ تدابیر بلندمدت برای کنترول افزایش درجه سطح زمین و نگهداشتن آن پایین‌تر از ۱.۵ درجه سانتی‌گراد، و کاهش گازهای گلخانه‌ای به طوری که در میانه قرن جاری به صفر برسد، است.

ایالات متحده تحت رهبری دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۹ درخواست رسمی برای خروج از پیمان اقلیمی پاریس را پیشکش کرد و رسما در سال ۲۰۲۰ از آن خارج شد. خروج امریکا از این پیمان، تاثیر بدی بر بقای این پیمان مهم زیست محیطی گذاشت به طوری که دیگر کشورها نیز کمک‌های خود را در این بخش کاهش دادند.

در سال ۲۰۲۱، جو بایدن چند ساعت پس از ادای سوگند ریاست جمهوری دستور داد تاایالات متحده بار دیگر به این پیمان پاریس بپیوندد.

امریکا برای اسرائیل هیچ خط قرمزی ندارد

۲۳ میزان ۱۴۰۳، ۱۹:۵۳ (‎+۱ گرینویچ)
•
خالد خسرو

با این که اسرائيل سالانه بیش از ۳میلیارد دالر کمک مالی و تسلیحاتی از امریکا دریافت می‌کند، اما این نظر در میان تحلیلگران خاورمیانه وجود دارد که کاخ سفید برای تغییر رفتار حکومت و ارتش آن کشور در غزه، دست باز ندارد.

یا واشنگتن به دلایلی نتوانسته یا نخواسته از نفوذ خود و وابستگی مالی و نظامی اسرائیل،‌ برای تغییر رفتار آن استفاده کند، کشوری که به گفته آنان، توسط دست‌راست‌ترین احزابی حمایت می‌شود که برخی از رهبران آن از پاکسازی قومی و کوچ اجباری مردم غزه حمایت کرده‌اند.

یک نمونه عدم اعمال نفوذ، تلاش امریکا برای صلح میان اسرائیل و حزب الله بود که به‌رغم نزدیک شدن دو طرف به توافق، بنیامن نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، در لحظه آخر دستور کشتن حسن نصرالله، رهبر حزب الله، گروه شبه نظامی نزدیک به ایران را داد و اسرائیل را وارد یک جنگ دیگر در جنوب لبنان کرد. رسانه‌های امریکایی گزارش دادند که حکومت بایدن از این حرکت غافلگیر شد.

100%

برخی تحلیل‌گران و کارشناسان استدلال کرده‌اند که ایالات متحده نفوذ لازم را برای ایجاد تغییر در رفتار حکومت اسرائیل ندارد و در واقع، به چالش کشیدن نحوه واکنش اسرائیل به حمله ویرانگر حماس در ۷اکتبر ۲۰۲۳ می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد. واشنگتن از گسترش دامنه جنگ در خاورمیانه، تلفات ملکی و وضعیت بشری در غزه نگران است اما اسرائیل به آن اعتنایی ندارد.

سخنگویان حکومت امریکا گفته‌اند که اسرائیل کشوری مستقل است و واشنگتن تنها به توصیه و مشوره برای این کشور اکتفا می‌کند. اما، نقش ویرانگر تسلیحات امریکا در غزه و احتمال کشیده شدن پای امریکا به درگیری با ایران، این موضع سخنگویان را سوال برانگیز کرده‌است.

سوال اینجاست که چرا واشنگتن بر اسرائیل فشار نمی‌آورد و چرا نتانیاهو درخواست‌ها و نگرانی‌های واشنگتن را می‌تواند نادیده بگیرد؟

علاقه بی‌نظیر

جان میرشایمر، از نظریه‌پردازان برجسته روابط بین‌الملل، روابط اسرائیل و امریکا را ویژه و بی‌سابقه می‌داند. این رابطه در میانه جنگ سرد برای جلوگیری از نفوذ شوروی در خاورمیانه نفت‌خیز اهمیت پیدا کرد و بعد از جنگ سرد به علت جایگاه ویژه اسرائیل در میان جمهوری‌خواهان و مسیحیان محافظه‌کار انجیلی‌ فوق العاده نیرومند شد.

جایگاه اسرائیل به عنوان «تنها دموکراسی با ارزش‌های غربی» در قلب خاورمیانه‌ای که در ذهن مردم امریکا با افراط‌گرایی، تروریسم و امریکایی‌ستیزی گره خورده، کار را برای جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا برای اعمال فشار بر اسرائیل دشوار کرده‌است.

بر علاوه، آرون دیوید میلر، کارمند سابق وزارت خارجه امریکا به مجله نیویورکر گفت که جو بایدن بیشتر از هر رئیس‌جمهور معاصر دیگر در امریکا علاقه عمیق عاطفی به دولت و ملت اسرائیل و امنیت آن در خاورمیانه دارد.

میلر در پاسخ به این سوال که امریکا به اسرائیل بیشتر از سرنوشت و رنج مردم فلسطین اهمیت قایل است، اذعان کرد که همدردی و همبستگی بایدن با اسرائیلی‌ها بیشتر از فلسطینی‌ها است.

او به سخنرانی بایدن در ۱۰ اکتوبر، سه روز پس از حمله مرگبار حماس به اسرائیل اشاره کرد و گفت که در جریان سخنرانی در چشمان بایدن اشک حلقه بسته بود.

به گفته اندرو میلر، دستیار سابق معاون وزارت خارجه امریکا، بایدن با انتقاد علنی از اسرائیل راحت نیست، چون فکر می‌کند این کار بی‌اثر است و هم به این دلیل که حمایت عمیق و شدید او از اسرائیل اجازه این انتقاد را نمی‌دهد.

این را نیز نباید فراموش کرد که سیاستمداران، نظامیان و مردم اسرائیل از جنگ علیه حماس و حزب الله حمایت می‌کنند. هفت اکتوبر همه چیز را در اسرائیل تغییر داده‌است. مردم و سیاستمداران اسرائیلی اهمیتی به وضعیت مرگبار غزه نمی‌دهند، آنچه آنها تقاضا دارند گرفتن انتقام سخت از حماس و حزب‌الله، احیای بازدارندگی و بازگشت حس امنیت به اسرائیل است که با حمله هفتم اکتوبر از بین رفته است.

بنابرین، به گفته دنیس راس، از مقام‌های ارشد حکومت بوش پدر و بیل کلینتون، مقام‌های امریکایی می‌دانند که اسرائیل برای رسیدن به این اهداف خود به بایدن گوش نمی‌دهد.

در عین‌حال، اسرائیل از حمایت چهره‌های با نفوذ دموکرات و جمهوری‌خواه در نبرد با ایران، حماس و حزب الله آگاه است. این باعث شده حکومت بایدن در فشار آوردن بر حکومت تندرو نتانیاهو احساس محدودیت کند.

100%

انتخابات حساس

نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل این نکته را به خوبی درک می‌کند که بایدن در موقعیت ضعیف سیاسی قرار دارد. همچنین، حزب دموکرات به دلیل انتخابات مایل نیست که رای دهندگان حامی اسرائیل، از جمله در ایالت حساس پنسلوانیا را از خود ناراض کند.

آرون دیوید میلر، مقام پیشین وزارت خارجه امریکا در امور خاورمیانه به وال استریت ژورنال گفت: «چند هفته قبل از یکی از مهم‌ترین انتخابات تاریخ معاصر امریکا، نمی‌توانید مذاکره‌کننده‌ای امریکایی پیدا کنید که به اسرائیلی‌ها فشار بیاورد، به‌ویژه وقتی پای جبهه‌ای که شامل ایران می‌شود، در میان است.»

دموکرات‌ها در انتخابات، به علت افزایش تورم و هزینه‌های زندگی و ناتوانی سیاسی و قانونگذاری در حل معضل مهاجران امریکای جنوبی موقعیت مستحکمی ندارند. آنها مجبور شدند که بایدن را به علت افت شدید محبوبیتش، کنار بگذارند و کامالا هریس، معاون او را به میدان بیاورند.

این استراتژی جایگاه آنها را بهبود بخشیده‌است، زیرا تا حدی فاصله هریس از ترامپ در نظرسنجی‌ها بیشتر شده است. با این حال، دموکرات‌ها برای حفظ برتری خود به تمام آرای حامیان سنتی دموکرات‌ها در میان یهودیان امریکا و حامیان مسیحی اسرائیل نیاز دارند.

نکته جالبی که اندور مارنز، خبرنگار امریکایی اشاره می‌کند، این است که رای دهندگان مسلمان برخلاف یهودیان، وفاداری حزبی ندارند و قبلا از جورج بوش و دونالد ترامپ، نامزدان جمهوری‌خواه حمایت کرده‌اند.

شماری از آنان در ایالت میشگان گفته‌اند که به ترامپ رای خواهند داد. با این که ترامپ از حامیان سرسخت اسرائیل در جنگ غزه است، اما رای آنان، رای اعتراض به نادیده گرفته‌شدن خواسته‌های شان در کمپ دموکرات‌ها است.

یهودیان امریکایی و مسیحیان انجیلی دو گروه از فعال‌ترین گروه‌های سیاسی در ایالات متحده به شمار می‌روند. این دو گروه از پایگاه‌های حزبی دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان اند و هر دو به طور قابل‌توجهی طرفدار اسرائیل هستند.

فشار آوردن بر اسرائیل در میان نمایندگان کانگرس نیز محبوب نیست و این کشور در آنجا از نفوذ زیاد برخوردار است. برخی از تحلیلگران مانند جان میرشایمر، استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه شیکاگو این نفوذ را به قدرت لابی اسرائیل در امریکا نسبت می‌دهند. برخی دیگر با رد این ایده می‌گویند که حمایت از اسرائیل در میان رای دهندگان محبوب است، با منافع استراتژیک امریکا در خاورمیانه همخوانی دارد، و نمایندگان نیز حاضر نیستند با فشار بر اسرائیل، طرفدار ایران و حماس به تصویر کشیده شوند.

دموکرات‌ها نگران اند که انتقاد از اسرائیل یا محدود کردن ارسال سلاح به این کشور باعث ریزش آرای شان شود. طبیعی است که جمهوری‌خواهان در واکنش بر فشار بایدن بر اسرائیل، طوفان سیاسی به راه اندازند و یک تصمیم در سیاست خارجی را به یک مساله داغ داخلی برای حزب دموکرات تبدیل کنند.

100%

نفع مشترک به رغم اختلاف دیدگاه

سخنگویان حکومت بایدن تاکید می‌کنند که امریکا به رغم تعهد به دفاع از اسرائیل، مواضع خود را به این کشور دیکته نمی‌کند. به همین دلیل واشنگتن حاضر نیست که مسئولیتی در قبال جنگ غزه، به ویژه کشتار وحشتناک دهها هزار غیرنظامی، قبول کند.

آدام توز، تحلیلگر بریتانیایی در روزنامه گاردین نوشت که تصویر موجود از امریکا به عنوان کشوری که نقشی در بحران فلسطین و جنوب لبنان ندارد و تلاش دارد که جلو یک جنگ تمام عیار در خاورمیانه یا جنگ سوم جهانی با روسیه را بگیرد، تصویری یک ابرقدرت در حال زوال است.

او با اشاره به این بحران‌ها می گوید: «اگر این تحلیل نقش واشنگتن در این حوادث را دستکم گرفته باشد، چه؟ اگر مقام‌های کلیدی در حکومت بایدن واقعاً این لحظه را یک فرصت تاریخی برای بازتعریف توازن قدرت در جهان و خاورمیانه ببینند، چه؟ اگر آنچه که ما شاهد آن هستیم، چرخش عمدی و جامع امریکا به سوی بازنگری در نظم جهانی از طریق یک استراتژی تنش باشد، چه؟»

این شک و تردید توز دیدگاه غالب در خاورمیانه است که همواره اسرائیل را ابزار امریکا برای کنترول این منطقه دیده‌است.

وبسایت خبری پولیتیکو گزارش داد مقامات ارشد کاخ سفید به طور خصوصی به اسرائیل اعلام کردند که ایالات متحده از تصمیم این کشور برای افزایش فشار نظامی بر حزب‌الله حمایت خواهد کرد. در حالیست که حکومت بایدن در هفته‌های اخیر به طور علنی از حکومت اسرائیل خواسته بود تا حملات خود را در جنوب لبنان محدود کند.

بایدن در ماه مارچ به نتانیاهو هشدار داده بود که به جنوب لبنان هجوم نه برد و آن را خط سرخ خود توصیف کرده بود. با این حال، اسرائیل دامنه جنگ را تا بیروت، پایتخت لبنان نیز برده‌است.

آرون میلر باور دارد که بایدن، هم به دلایل احساسی و هم به دلایل سیاسی، اهداف جنگی اسرائیل را قابل قبول می‌داند. این اهداف تضمین می‌کند حماس، به عنوان یک سازمان نظامی، هرگز قادر نباشد یک حادثه دیگر مانند ۷ اکتوبر را رقم بزند، از این رو به حاکمیت حماس بر غزه باید پایان داده شود.

تضعیف حماس و حزب‌الله با سیاست اعلام شده کاخ سفید در مورد حفاظت از امنیت اسرائیل همخوانی دارد. ولی در عین حال، کاخ سفید می‌کوشد که دامنه جنگ محدود بماند. زیرا، اگر بحران براثر درگیری اسرائیل و ایران گسترش یابد، پای امریکا نیز به آن کشیده خواهد شد.

حکومت بایدن تلاش کرده‌است که اسرائیل را از حمله به تاسیسات نفتی و اتمی ایران باز دارد. در آستانه انتخابات، بالا رفتن سرسام‌آور قیمت نفت یا ورود امریکا به یک جنگ دیگر، راه را برای ورود دونالد ترامپ، کابوس لیبرال‌ها و چپ‌های امریکا به کاخ سفید باز می‌کند.