او با اشاره به استخراج معادن بهویژه طلا از سوی چین، گفت که کارگران چینی در افغانستان همچنان هدف گروههای مسلح ناشناس هستند.
سارا گودک در این مقاله تصریح کرده است که از زمان استیلای طالبان بر افغانستان در سال ۲۰۲۱، چین بر صنعت استخراج معادن افغانستان مسلط شده است، اما این معادن که عمدتا در امتداد دو سوی مرز افغانستان و تاجیکستان قرار دارند، اکنون به میدان مرگبار برای کارگران چینی تبدیل شدهاند.
اتباع چینی هم در افغانستان و همچنین در مرز تاجیکستان با افغانستان بهطور فزاینده هدف حملات شورشیان قرار گرفتهاند. اخیرا پنج تن از کارگران چینی در مرز تاجیکستان و افغانستان در پی حملات فرامرزی کشته شدند.
استخراج معادن افغانستان از سوی شرکتهای چینی
در این مقاله آمده است که استخراج معادن توسط چین سبب نارضایتی مردم محل شده و معدنکاران نیز در میان احساسات ضدطالبانی و تنشهای مرزی گیر ماندهاند.
به گفته این پژوهشگر، اتباع چینی به دلیل رکورد بیسابقه قیمت طلا، به سوی شمال افغانستان هجوم آوردهاند. برخی از این فعالیتها قانونی است و با حمایت دولت چین و رهبری طالبان انجام میشود؛ اما بسیاری دیگر توافقات موردی است که بهطور «غیررسمی» از سوی رهبران محلی طالبان تأیید شدهاند.
در شهر بزرگ بدخشان هم مردم محل با شرکت های استخراج طلا درگیر شدهاند.
درگیریهایی نیز میان نیروهای مرزی تاجیکستان و طالبان رخ داده است، زیرا برخی فعالیتهای معدنی چینی مسیر رودخانههای مرزی را تغییر داده که این امر تهدیدی برای مرزبندیهای ملی به شمار میرود.
سارا میافزاید با تشدید حضور گروههای مسلح ناشناس در مناطق مختلف افغانستان، شهروندان چینی با خطر فوری روبهرو هستند.
سارا گودک نوشته است در حالیکه بیجینگ از شهروندان و شرکتها خواسته است منطقه را ترک کنند، کارگران چینی که در استخراج غیرقانونی دخیلاند احتمالا باقی خواهند ماند و همچنان سبب بروز رویدادهای امنیتی خواهند شد.
طالبان و تاجیکستان نتوانستهاند مانع این حملات شوند، هرچند وعده دادهاند تلاشهای تازهای را برای جلوگیری از آن انجام دهند.
بیجینگ نیز گزینههای خوبی در اختیار ندارد؛ اگر فشار بر کابل و دوشنبه نتیجه ندهد، شاید چارهای جز تخلیه کامل همهٔ شهروندان خود از منطقه نداشته باشد.
حملات بر کارگران چینی
بر مبنای آماری که در این گزارش تحلیلی فارن پالیسی آمده است، از نوامبر ۲۰۲۴ تاکنون، دستکم در هفت رویداد اتباع چینی در منطقه مرزی افغانستان و تاجیکستان هدف قرار گرفته که در نتیجه آن دستکم ۹ شهروند چینی کشته و حداقل ۱۰ تن دیگر زخمی شدهاند.
حدود ۸۰ درصد این حملات مستقیما با استخراج طلا مرتبط بوده است.
در سال ۲۰۲۵ نیز رویدادهای بیشتری رخ داد؛ در ماه جنوری سال جاری در ولایت تخار، یک کارگر چینی معدن طلا هنگام تهیه لوازم هدف قرار گرفت.
در اواخر نوامبر، دو حمله فرامرزی دیگر از افغانستان از جمله حمله با پهپاد حامل مواد انفجاری و تیراندازی، پنج شهروند چینی را کشت. عاملان این حملات هرگز شناسایی نشدند.
سفارتهای چین در افغانستان و تاجیکستان چندین هشدار تخلیه صادر کردند. تازهترین مورد، در اوایل جنوری ۲۰۲۶ در تخار رخ داد که درگیری با مردم محل بر سر استخراج طلا باعث شد معترضان تجهیزات معدنی را آتش بزنند.
در این گزارش آمده است که تخار پس از پروژههای مس عینک و نفت آمو دریا، بزرگترین سرمایهگذاری چین در افغانستان را به ارزش ۳۱۰ تا ۳۵۰ میلیون دالر در خود جای داده است.
همکاری طالبان با چین برای استخراج معادن و نارضایتی مردم
کارگران چینی همچنان هدف گروههای مسلح ناشناس فعال در شمال افغانستان هستند. بهگفته سارا گودک، این وضعیت وخیم ناشی از محیط شکننده استخراج طلا در منطقه مرزی است.
پروژههای معدنی چین در شمال افغانستان متکی به امنیت طالبان است و طالبان نیز سهمی از عواید این پروژهها دریافت میکند.
به طور مثال، گزارش شده که ۵۶ درصد سود پروژه تخار به مقامات طالبان میرسد.
با این حال، همین امر میتواند پروژههای چینی را به هدف تبدیل کند؛ زیرا مردم محل از طالبان به دلیل واگذاری حقوق استخراج به چین بدون مشارکت آنان، ناراضیاند. هرچند نارضایتی مردم بیشتر متوجه طالبان است تا چین، اما کارگران چینی در محل هدفهای در دسترستری به شمار میروند.
گسترش استخراج چین و لایروبی رودخانه برای طلا، مسیر طبیعی رودخانه مرزی میان افغانستان و تاجیکستان و در نتیجه خط مرزی ملی را تغییر داده تا امکان استخراج در فاصله بیشتری فراهم شود؛ این موضوع در آگست ۲۰۲۵ باعث درگیری میان نیروهای مرزی طالبان و تاجیکستان شد. درگیریهای بعدی در اکتوبر نیز به رویداد بدخشان که منجر به کشتهشدن شهروندان چینی شد، انجامید.
تاجیکستان، طالبان، چین و معادن افغانستان
تاجیکستان قاچاقچیان مواد مخدر و گروههای جنایی را مقصر میداند، در حالیکه طالبان بهطور مبهم میگوید برخی گروهها تلاش دارند روابط آنان با دیگر کشورها را آسیب بزنند. هیچیک مسئولیت نمیپذیرد و هر دو طرف یکدیگر را متهم میکنند.
طالبان برخی اقدامات انجام دادهاند؛ حملات نوامبر را محکوم کردند، خواستار تحقیق مشترک با تاجیکستان شدند، از ایجاد واحد جدید برای تأمین امنیت مرز خبر دادند و عملیاتهایی انجام دادند که به بازداشت یک یا دو نفر انجامید؛ در حالیکه رسانههای همسو با طالبان ادعا کردند این حملات در خارج از افغانستان برنامهریزی شده بود.
مقامهای تاجیک نیز طالبان را به کوتاهی در جلوگیری از نفوذ افراد مسلح متهم کرده، حملات را شدیدا محکوم کرده و وعده تقویت فوری تدابیر امنیتی را دادهاند. این اختلاف نشاندهنده چالشهای همکاری مؤثر میان دو طرف است.
بهگفته این پژوهشگر اندیشکده استیمسون، چین گزینه بینقصی برای حل این وضعیت ندارد. بیجینگ میتواند استخراج را متوقف کند، بر طالبان و تاجیکستان فشار وارد کند، یا مستقیما مداخله نماید. اما هیچیک از این رویکردها مشکل را بهطور کامل حل نمیکند.
این پژوهشگر افزوده است که چین تلاش کرده فعالیتهای معدنی را مهار و حتی در سال ۲۰۲۵ کوشید همه فعالیتهای استخراج معادن را تعطیل کند. در ماههای جنوری، مارچ، جون و جولای سال گذشته، سفارت چین در افغانستان نسبت به استخراج غیرقانونی هشدار داد.
در این مقاله آمده است که با تشدید حملات، اکنون سفارت برای همه شرکتهای معدنی، قانونی و غیرقانونی، هشدار تخلیه صادر کرده است. این سادهترین راه برای محافظت از کارگران پروژههای قانونی است؛ برخی از آنان اکنون به مراکز ولایات که امنتر است منتقل شدهاند.
با اینحال چالش اصلی استخراج غیرقانونی است. تضمینی وجود ندارد که کارگران چینی در معادن غیرقانونی منطقه را ترک کنند و احتمالا همچنان باعث مشکلات بیشتر خواهند شد. هرچند این معدنکاران مسئول اعمال خود هستند، اما اگر شهروندان بیشتری کشته شوند، این امر بازتاب منفی برای حکومت چین خواهد داشت.
در کنار تلاش برای توقف استخراج در منطقه مرزی، چین بر طالبان و تاجیکستان فشار آورده تا حملات فرامرزی را متوقف کنند. ژائو شینگ، سفیر چین در افغانستان، در ماه دسامبر با مقامهای طالبان دیدار کرد تا همکاری آنان را برای جلوگیری از «تلاش بازیگران مخرب برای آسیبزدن به روابط قوی و رو به رشد کابل و بیجینگ» جلب کند.
فشار بر تاجیکستان نیز جدی بود. سفیر چین در تاجیکستان در اول دسامبر با وزیر خارجه و یک مقام عالی امنیت ملی آن کشور تماس گرفت و خواستار اتخاذ همهٔ تدابیر لازم برای حفاظت از شرکتها و شهروندان چینی شد.
چین همچنین در سازمان ملل متحد خواستار تحقیق افغانستان و مجازات شدید عاملان شده و از هر دو طرف خواسته تدابیر مؤثر برای حفاظت از «پرسونل، پروژهها و نهادهای» چینی اتخاذ کنند.
این راهبرد تا حدی مؤثر بوده است. با وجود تنشها با دوشنبه، طالبان در ماه دسامبر مدعی شد که دو طرف تدابیر دوجانبه از جمله ایجاد کمیتههای مشترک امنیتی را روی دست گرفتهاند. اما تأثیر آن محدود است.
سارا معتقد است که طالبان بر همه گروههای مسلح در افغانستان کنترول ندارد و تعریف این گروه از «تروریسم» ممکن است متفاوت باشد.
چنانچه نماینده دایمی چین در سازمان ملل نیز بهطور ضمنی به این موضوع اشاره کرده و از طالبان خواسته «درک درست از مسئلهٔ مبارزه با تروریسم» داشته باشد و «اقدامات قاطعتر و نیرومندتری برای از میان برداشتن همه نیروهای تروریستی در افغانستان» انجام دهد.
این پژوهشگر نوشته است که در سمت تاجیکستان نیز، مرز بهطور کامل تأمین نیست و فساد در میان نیروهای مرزی جلوگیری از حملات را دشوارتر کرده است.
تاجیکستان ممکن است برای تأمین مرز کمک بخواهد؛ برنامهای بهمیانجیگری سازمان پیمان امنیت جمعی در جنوری ۲۰۲۵ گزارش شده بود. این اقدام میتواند در سمت تاجیکستان مؤثر باشد، اما حملات فرامرزی از افغانستان را از میان نمیبرد و ممکن است نفوذ چین را نیز کاهش دهد.
گزینههای چین برای حفاظت از کارگران چینی
بهباور سارا گودک، گزینهای که چین کمتر احتمال دارد دنبال کند، مداخله مستقیم است؛ با وجود آنکه چین از نیروهای نظامی تاجیکستان در بخش مبارزه با تروریسم حمایت و آموزش داده، بعید است نیروهای چینی مستقیما برای حفاظت از منافع اتباع خود مداخله کنند؛ زیرا اصل عدم مداخله و تمایل نداشتن به اعزام نیرو به خارج از کشور از اصول سیاست خارجی چین است.
بیجینگ گزینه کاملی ندارد و احتمالا همچنان از شهروندان خود خواهد خواست از رفتن به افغانستان خودداری کنند. در حالیکه چین به دنبال راهبرد درازمدت برای گسترش پیوندهای اقتصادی است، مقامهای آن به کار با تاجیکستان و طالبان ادامه خواهند داد و بر آنان فشار خواهند آورد تا تدابیری برای ایجاد وضعیت امنیتی باثبات اتخاذ کنند.
با اینحال پروژههای بزرگتر اتصال منطقهای بعید است تا زمانی که خطرات بهطور مؤثر کاهش نیابد، عملی شوند.