دکترین جدید پاکستان در افغانستان چیست؟

حملات پاکستان به مواضع و نیروهای طالبان بیوقفه ادامه دارد. پاکستان مدعی است دهها مرکز نظامی و قرارگاه طالبان، از جمله جنگافزارهای برجامانده در بگرام را منهدم کرده است.

حملات پاکستان به مواضع و نیروهای طالبان بیوقفه ادامه دارد. پاکستان مدعی است دهها مرکز نظامی و قرارگاه طالبان، از جمله جنگافزارهای برجامانده در بگرام را منهدم کرده است.
این حملات از ولایات شرقی و کابل آغاز شد و از دو روز بدینسو بر قندهار و زابل در جنوب افغانستان متمرکز شده است. حملاتی در این سطح در تاریخ روابط افغانستان و پاکستان سابقه نداشته است.
تداوم این حملات نشان میدهد که پاکستان گزینه مذاکره، تعامل و دیپلوماسی را عملاً کنار گذاشته است. با وجود تشدید تنشها در منطقه و خاورمیانه، اسلام آباد حملات پیوسته بر مراکز نظامی طالبان را متوقف نکرده است. این کشور مدعی است در این حملات نزدیک به ۵۰۰ تن از نیروهای طالبان کشته شدهاند.
این تحولات میتواند بیانگر تغییر رویکرد پاکستان در قبال طالبان باشد. شواهد نشان میدهد که اسلام آباد تضعیف و از کار انداختن قابلیت عملیاتی شبه نظامیان تحریک طالبان پاکستان و جداییطلبان بلوچ را مستلزم تضعیف «عقبه حمایتی و استراتژیک» آنان در خاک افغانستان میداند. اما پرسش اینجاست که اسلام آباد تا چه زمانی این حملات را ادامه خواهد داد؟ آیا پاکستان تصمیم گرفته است از رژیم طالبان در افغانستان عبور کند؟
انزوای طالبان و حمایت بینالمللی از پاکستان
پاکستان در حالی طالبان را زیر فشار حملات شدید نظامی قرار داده که منطقه و جهان درگیر جنگ ایران و بحرانهای گستردهتر خاورمیانه اند. کشورهایی چون ترکیه، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی که پیشتر میان طالبان و پاکستان میانجیگری میکردند، خود با چالشهای منطقهای مواجه اند.
جامعه بینالمللی نه تنها مانع حملات پاکستان نشده، بلکه از اقدامات این کشور در مبارزه با تروریسم حمایت کرده است. اتحادیه اروپا، ایالات متحده، چین و ترکیه از مقابله پاکستان با تروریسم پشتیبانی کردهاند. مبارزه با تروریسم نام دیگر سرکوب شبه نظامیان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان است.
پاکستان توانسته است جامعه بینالمللی را قانع کند که طالبان با حمایت از تیتیپی اجازه داده است تا یک گروه شبهنظامی در افغانستان رشد کند و امنیت کشور همسایه را آسیب بزند. کشورهای غربی و منطقه در مورد گروههای تروریستی و شبه نظامی در افغانستان هشدار دادهاند ولی طالبان به جز انکار قدمی برای رفع نگرانی این کشورها برنداشته است.
شماری از تحلیلگران به این نظر اند که تیتیپی سرمایه استراتژیک برای طالبان است که از آن برای محافظت از خود در برابر تهدیدهای احتمالی در آینده استفاده میکند. همچنین، این گروه نگران است که اگر شبه نظامیان خارجی را از خود براند، آنها به داعش خواهند پیوست که دشمن سختجانتر و بیرحمتر برای طالبان است.
از همین رو، پاکستان بدون نگرانی از فشارهای بینالمللی، با دست باز اهداف نظامی خود را در افغانستان دنبال میکند. انزوای بینالمللی طالبان نیز مزید بر علت شده است. برداشت غالب آن است که اجرای عملیاتی در چنین مقیاسی بدون رضایت یا همکاری ایالات متحده ممکن نبوده است.
تغییر توازن قدرت
در آغاز، تمرکز پاکستان بر هدف قراردادن شبهنظامیان پاکستانی بود، اما ظاهراً این هدف ابعاد تازه، استراتژیکتر و جاهطلبانهتری یافته است. با تشدید فشارهای نظامی و سیاسی، ممکن است پاکستان در پی تغییر اساسی توازن قدرت در داخل افغانستان باشد. تضعیف زیرساختهای طالبان، افزایش فشار نظامی و انزوای بیشتر آنان میتواند هدفی فراتر از مقابله با تروریسم را دنبال کند.
اگر این حملات و درگیری نظامی در بلندمدت ادامه یابد، طالبان از نظر نظامی ضعیفتر میشود و ذخایر تسلیحاتی آن کاهش خواهد یافت. این وضعیت به سایر نیروهای مخالف طالبان اجازه میدهد که بیشتر از گذشته حاکمیت طالبان را به چالش بکشند و در مقطعی آن را سرنگون کنند. تا هنوز پاکستان حمایت علنی از مخالفان طالبان را آغاز نکرده است ولی هر قدر که طالبان به مطالبات امنیتی پاکستان پاسخ ندهد، به همان میزان اسلام آباد را به گروههای مخالف نزدیک میکند.
یک سناریوی دیگر میتواند ایجاد اختلافات در میان طالبان باشد و اسلام آباد به گروهی از طالبان کمک کند که به حرف اسلام آباد گوش بدهد.
عملیات چندمرحلهای «غضبللحق»
عملیات ارتش پاکستان در خاک افغانستان چند مرحله داشته است. در مرحله نخست، مواضع شبه نظامیان بلوچ و تحریک طالبان پاکستان هدف قرار گرفت. حملات هوایی بر ننگرهار و پکتیا با واکنش مرگبار طالبان مواجه شد و همین واکنش گسترده، زمینهساز مرحله بعدی عملیات پاکستان شد.
در مرحله دوم، پاکستان عملیات «غضب للحق» را علیه طالبان آغاز کرد. در این مرحله، زیرساختها و اهداف نظامی طالبان هدف قرار گرفت. پاکستان مراکز نظامی و دیپوهای سلاح و جنگافزار طالبان را که عمدتاً از نیروهای امریکایی بر جای ماندهاند، در کابل، بگرام، قندهار، ننگرهار، کنر، خوست، زابل، پکتیا و پکتیکا هدف قرار داده است.
برخی مقامات پاکستانی تهدید کردهاند که در صورت تداوم درگیریها، رهبران طالبان نیز هدف قرار خواهند گرفت. تاکنون هیچ مقام ارشد طالبان در این حملات کشته یا زخمی نشده است، اما برخی منابع امنیتی پاکستان گفتهاند که هدف قراردادن رهبران طالبان نامحتمل نیست.
عاصم منیر، فرمانده کل نیروهای مسلح پاکستان، پیش از این صلح را مشروط به توقف حمایت طالبان از شبه نظامیان کرده بود.
سناریوی تغییر رژیم و رابطه با مخالفان
همزمان با اقدامات نظامی، پاکستان تماسها و روابط خود را با جریانهای مخالف طالبان افزایش داده است. به گفته یکی از چهرههای شاخص مخالف، هیئتی پاکستانی در دیدار با آنان در انقره گفته است که آمادهاند برای مخالفان دفتر سیاسی باز کنند. قرار است هیئتی از مخالفان پس از رمضان به اسلامآباد سفر کند.
مارشال عبدالرشید دوستم، محمد محقق، صلاحالدین ربانی و الماس زاهد از جمله چهرههایی هستند که در ترکیه حضور دارند. پاکستان همچنین با احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت، در تماس است و هیئتی از این جبهه به اسلام آباد سفر کرده است. با این حال، مخالفان تحولات را با احتیاط رصد میکنند و هنوز باور ندارند که پاکستان بخواهد طالبان را سرنگون کرده و به آنان کمک کند.
تلاشهای دیپلماتیک ناکام طالبان
طالبان ظاهراً متوجه عمق خطر و احتمال فروپاشی شده است. امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در روزهای نخست درگیری به صورت پیدرپی با همتایان خود در قطر، عربستان سعودی، ترکیه، اوزبیکستان و سوریه تماس گرفته و خواستار میانجیگری شده است. با ناامیدی از کشورهای خلیج، طالبان اکنون به دنبال چین، روسیه و آسیای مرکزی است، اما پاکستان تاکنون دیپلماسی را رد کرده است.
مواضع اخیر طالبان نشان میدهد که احتمالاً آماده عقبنشینی است؛ اما به نظر میرسد پاکستان در چارچوب دکترین تازه خود، فعلاً قصد عقبنشینی ندارد.