• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

چرا پاکستان قول اردوها را هدف قرار می‌دهد؟

جمشید یما امیری
جمشید یما امیری

روزنامه‌نگار

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۲۱:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۰۸:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

در روزهای اخیر، پاکستان موجی از حملات هوایی را علیه مراکز نظامی طالبان در افغانستان انجام داده است. بر اساس اطلاعات موجود، این حملات شامل بیش از پنجاه عملیات هوایی بوده و عمدتاً پایگاه‌های نظامی، دیپوهای سلاح و مراکز آموزشی وابسته به طالبان را هدف قرار داده است.

ارتش پاکستان در چارچوب عملیات موسوم به «غضب‌للحق»، چندین مرکز مهم نظامی و قول اردوها را در نقاط مختلف افغانستان هدف قرار داده است. گفته می‌شود این عملیات با هدف تضعیف و سرکوب ساختار نظامی طالبان انجام شده است.

در روزهای نخست آغاز این حملات، در کابل، فرقه ریشخور در غرب پایتخت هدف حمله سنگین هوایی قرار گرفت. این مرکز یکی از پایگاه‌های مهم نظامی در حومه کابل به شمار می‌رود و در گذشته نیز به عنوان مرکز آموزشی و نظامی مهم استفاده می‌شد. منابع می‌گویند این پایگاه علاوه بر تاسیسات نظامی، بخش‌های آموزشی نیز داشته و احتمال می‌رود برخی گروه‌های شورشی از این امکانات آموزشی استفاده می‌کردند.

در شرق افغانستان نیز چندین مرکز نظامی هدف قرار گرفته‌اند. در ولایت ننگرهار، فرماندهی زون سرحدی مشرقی و قول اردوی سابق ننگرهار (که در زمان جمهوریی به عنوان فرماندهی گارنیزیون فعالیت داشت)، از جمله اهداف حملات پاکستان بوده‌اند.

در ولایت لغمان نیز بخش‌هایی از تاسیسات نظامی مربوط به قول اردوی سیلاب هدف قرار گرفته است. یک منبع در شرق افغانستان گفت که در نتیجه این حملات در لغمان و ننگرهار، مقدار قابل توجهی جنگ‌افزار و تجهیزات نظامی نابود شده است.

در ولایت‌های کنر، خوست و پکتیکا نیز مراکز و اهداف نظامی مورد حمله قرار گرفته‌اند. در ولسوالی سپیره در خوست و برخی مناطق مرزی کنر، تاسیسات نظامی و نقاط سرحدی هدف حملات بوده‌اند. این ولایت‌ها در امتداد مرز با پاکستان قرار دارند و اسلام‌آباد مدعی است برخی گروه‌های مسلح ضدپاکستانی در این مناطق حضور دارند.

در جنوب‌شرق افغانستان، قول اردوی ارگون در ولایت پکتیا نیز هدف حملات گسترده قرار گرفته است. این مرکز از پایگاه‌های مهم نظامی منطقه به شمار می‌رود و دارای دیپوهای سلاح و تجهیزات نظامی بوده است. نزدیکی این منطقه به مرز پاکستان، آن را به یکی از نقاط حساس امنیتی تبدیل کرده است.

در جنوب افغانستان، قول اردوی قندهار در دو روز گذشته هدف حملات هوایی قرار گرفته است. این قول اردو از مراکز مهم نظامی در ساختار ارتش پیشین افغانستان بود و دارای دیپوی بزرگ ساحوی برای ذخیره و توزیع تجهیزات نظامی محسوب می‌شد. این دیپوها نقش مهمی در تامین و پشتیبانی پایگاه‌های نظامی اطراف داشتند و قول اردوی قندهار در گذشته مراکز نظامی در ولایت‌هایی مانند هلمند را نیز حمایت می‌کرد.

هم‌زمان، ارتش پاکستان در اقدامی خبرساز، پایگاه هوایی بگرام را نیز بمباران کرد. بگرام بزرگ‌ترین پایگاه نظامی ایالات متحده در افغانستان بود و تا پیش از خروج نیروهای امریکایی در سال ۲۰۲۱، مرکز اصلی عملیات نظامی امریکا در منطقه به شمار می‌رفت.

با خروج نیروهای امریکایی، بخشی از تجهیزات نظامی در این پایگاه تخریب شد، اما مقدار زیادی جنگ‌افزار و تجهیزات نیز باقی ماند. طالبان در سه سال نخست بازگشت به قدرت، بارها از این تجهیزات در رژه‌های نظامی استفاده کردند. طالبان هلیکوپترها، تانک‌ها و سایر تجهیزات امریکایی را در بگرام به نمایش گذاشتند.

دونالد ترامپ، بارها درباره افتادن سلاح‌های امریکایی به دست طالبان ابراز ناخرسندی شدید کرده است. او و سایر مقام‌های امریکایی، همچنان پاکستانی، در مورد دسترسی شورشیان به این تسلیحات ابراز نگرانی کرده‌اند. انهدام این سلاح‌ها در حملات پاکستان به رفع این نگرانی کمک می‌کند.

یک جنرال بلندپایه سابق افغان نیز باور دارد که «حملات اخیر پاکستان علیه مراکز نظامی طالبان با چراغ سبز امریکا انجام شده است».

ترامپ نیز از عملیات پاکستان علیه طالبان استقبال کرده است. با این حال هنوز مدرک و اظهارات رسمی درباره توافق واشنگتن و اسلام آباد در مورد از بین بردن سلاح‌های ارتش پیشین در افغانستان منتشر نشده است.

چرا قول اردوها هدف قرار می‌گیرند؟

اداره طالبان عمدتاً ساختار نهادهای دولتی پیشین، به‌ویژه در بخش امنیتی، را حفظ کرده است، با این تفاوت که نام برخی مراکز نظامی که پیش‌تر نام‌های تاریخی و فرهنگی داشتند، تغییر یافته است.

ساختار نظامی قول اردوهای افغانستان به گونه‌ای است که هر قول اردو دارای دیپوهای بزرگ سلاح و تجهیزات و همچنین مراکز آموزشی نظامی است. این دیپوها محل نگهداری سلاح، مهمات و تجهیزات جنگی هستند و از آنجا تجهیزات به پایگاه‌های دیگر در مناطق مختلف منتقل می‌شود.

به گفته منابع آگاه، هر قول اردو یک دیپوی ساحوی دارد که وظیفه اکمال و پشتیبانی پایگاه‌های نظامی اطراف را بر عهده دارد. برای نمونه، قول اردوی قندهار پایگاه‌های جنوب افغانستان را پشتیبانی می‌کند، در حالی که قول اردوهای ننگرهار و پکتیا مسئول پوشش مناطق شرقی کشور هستند. بیشتر این پایگاه‌ها در نزدیکی میدان‌های هوایی نظامی قرار داشتند، از جمله در کابل، قندهار، هرات و مزار شریف. البته، قول اردوی ننگرهار تا حدی از این قاعده مستثنا است.

ناظران باور دارند که حملات پاکستان می‌تواند فشار بر توان تسلیحاتی طالبان را افزایش دهد و این گروه را از نظر نظامی ضعیف کند. با این حال، یک مقام ارشد پیشین گفت که حملات هوایی پاکستان می‌تواند تنها بخشی از تجهیزات طالبان را نابود کند.

گفته می‌شود طالبان طی سال‌های گذشته بخش قابل توجهی از سلاح‌ها را از پایگاه‌های اصلی به مناطق دیگر منتقل کرده‌اند و گزارش‌هایی نیز از انتقال جنگ‌افزارها از ولایت‌هایی مانند پنجشیر و برخی مناطق شمالی وجود دارد.

طالبان طی نزدیک به پنج سال گذشته بخش قابل توجهی از جنگ‌افزارها، تانک‌ها و رنجرها را نیز تخریب کرده‌اند، و ظرفیت و توانایی بازسازی و ترمیم کامل این تجهیزات را ندارند.

با این حال، نابودی این جنگ‌افزارها می‌تواند به شکل قابل توجهی توان نظامی طالبان را تضعیف کند. با این حال، مشخص نیست که حملات هوایی پاکستان تا چه حدی در از بین بردن این تسلیحات موفق بوده است.

عطاالله تارر، وزیر اطلاعات و نشرات پاکستان روز گذشته مدعی شد که ۱۹۸ تانک، وسایط زرهی و توپخانه طالبان در حملات پاکستان از بین رفته‌اند. طالبان تا هنوز آماری درباره کشته شدن نیروها و از دست رفتن تجهیزات خود منتشر نکرده است و ادعای‌مقام‌های پاکستانی نیز از سوی منابع مستقل هنوز تایید نشده است.

طالبان تلاش کرده است که از بازتاب رسانه‌ای این حملات جلوگیری کند. مثلا طالبان یک جوان را به خاطر تصویربرداری و گزارش‌دهی از حملات پاکستان در کنر مجازات کرده است.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

۵

ارتش پاکستان: طالبان با حمایت از شبه‌نظامیان منافع افغانستان را نادیده گرفته است

•
•
•

مطالب بیشتر

طالبان مانع برگزاری مراسم گرامیداشت رهبر ایران در هرات شد

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۲۰:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

اداره طالبان مانع برگزاری مراسم گرامیداشت علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در هرات شده است.

همچنین، نیروهای طالبان مانع پوشش خبری مراسم بزرگداشت خامنه‌ای شدند که در حملات هوایی امریکا و اسرائیل در تهران کشته شد.

به گفته برگزارکنندگان، ماموران طالبان اجازه ندادند که خبرنگاران وارد مسجد جامع «امام زمان» در غرب کابل شوند و برنامه هواداران خامنه‌ای را فیلم‌برداری کرده و گزارش دهند.

حسینی مزاری، از چهره های سرشناس نزدیک به ایران، روز چهارشنبه در بیانیه‌ای به این تصمیم طالبان اعتراض کرد.

او هشدار داد که چنین اقداماتی می‌تواند موجب «نارضایتی عمیق مسلمانان انقلابی در داخل و خارج از کشور» شود. او با اشاره به برگزاری نشست‌های مشابه در شماری از کشورها از جمله هند و پاکستان، ابراز تاسف کرد که طالبان جلو مراسم مذکور را گرفته است.

حسینی مزاری گفت که شورای علمای شیعه، دفاتر مراجع تقلید و شورای نظارت بر حوزه‌های علمیه و مدارس دینی کابل نشستی را در پیوند به کشته‌شدن خامنه‌ای برگزار کردند، اما طالبان مانع حضور خبرنگاران و پوشش رسانه‌ای این نشست شدند. او مدعی شد که ماموران طالبان در داخل نشست نیز از هرگونه عکس‌برداری و فیلم‌برداری جلوگیری کردند.

طالبان کشته شدن خامنه‌ای را تسلیت گفته است و معاون اداری رئیس الوزرای طالبان در کتاب یادبود خامنه‌ای در سفارت ایران در کابل پیام همدردی نوشت. با این حال، لحن بیانیه رسمی طالبان در مورد تهاجم امریکا خیلی محتاطانه بوده است.

اداره طالبان پس از حدود دو روز به حملات امریکا و اسرائيل به ایران واکنش نشان داد، اما در بیانیه خود درباره کشته شدن علی خامنه، رهبر جمهوری اسلامی اشاره‌ای نکرد.

وزارت خارجه طالبان در بیانیه‌ای نسبت به حملات امریکا و اسرائیل به ایران، و همچنین حملات جمهوری اسلامی به کشورهای عربی ابراز نگرانی کرده است. در این بیانیه با لحن محتاطانه‌ای آمده: «براساس اصول پذیرفته‌شده، نقض حاکمیت ملی،‌ تمامیت ارضی، حریم ملی کشورها و کشتار غیرنظامیان بی‌گناه، اقداماتی قابل محکومیت‌اند.»

مرکز خبرنگاران بستن «رادیو خوشحال» در غزنی را نقض حقوق رسانه‌ها دانست

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۱۴:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)

مرکز خبرنگاران افغانستان گزارش داد که مسئولان محلی طالبان در غزنی فعالیت «رادیو خوشحال» را به‌دلیل تماس تلفنی دختران متوقف کرده‌اند. این مرکز بستن این رادیو را نقض صریح حقوق رسانه‌های آزاد دانسته و محکوم کرده است.

طالبان دفتر رادیو خوشحال را چهارشنبه، ۱۳ حوت بست. دفتر رسانه‌ای طالبان در غزنی گفته فعالیت این رادیو به‌دلیل «نقض ارزش‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی به تعلیق درآمده است.»

مرکز خبرنگاران نوشت این رادیوی محلی بیشتر برنامه‌های آموزشی پخش می‌کرد و دخترانی که به دلیل محدودیت‌های طالبان از حق آموزش محروم‌اند، برای فراگیری آموزش به برنامه‌های این رسانه تماس می‌گرفتند.

به گفته این سازمان حامی رسانه‌ها، تماس تلفنی زنان و دختران با این رسانه خشم مسئولان محلی طالبان را برانگیخته است.

در بیانیه مرکز خبرنگاران افغانستان آمده است که افزون بر ممنوعیت آموزش زنان و دختران، طالبان محدودیت‌هایی را بر تماس تلفنی آنها با رسانه وضع کرده‌است.

رادیو خوشحال در سال ۱۴۰۳ در شهر غزنی راه‌اندازی شد. پیش از این دو مدیر مسئول رادیو خوشحال به دلیل نوشتن و ابراز نظر درباره طالبان و وضعیت اجتماعی مردم بازداشت و مدتی را در زندان این گروه سپری کرده‌اند.

مرکز خبرنگاران افغانستان از طالبان خواست اجازه دهد این رسانه فعالیت‌ها خود را از سرگیرد.

فعال حقوق بشر: توقف ویزای تحصیلی بریتانیا برای افغان‌ها مثل منع آموزش توسط طالبان است

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۱۴:۰۰ (‎+۰ گرینویچ)

رئیس کمیسیون حقوق بشر دولت پیشین افغانستان به اظهارات نماینده ویژه بریتانیا درباره توقف صدور ویزای تحصیلی و کاری برای افغان‌ها اعتراض کرد. شهرزاد اکبر از نماینده بریتانیا پرسید: «این توقف شبیه ممنوعیت موقت آموزش دختران توسط طالبان است که ۵ سال طول کشیده است؟»

شهرزاد اکبر در یادداشتی به اظهارات ریچارد لینزی، نماینده ویژه بریتانیا در امور افغانستنان واکنش نشان داد.

فرستاده ویژه بریتانیا گفته کشورش صدور ویزای کار و تحصیل به افغان‌ها را به‌دلیل سوءاستفاده از آن برای ارائه درخواست پناهندگی موقتا متوقف کرده است.

ریچارد لینزی تاکید کرده که بریتانیا همچنان متعهد به حمایت از نیازمندان واقعی است. او افزود: «این امر از حمایت بریتانیا از حقوق و آزادی‌های افغان‌ها نمی‌کاهد.»

خانم شهرزاد در پاسخ آقای لینزی نوشت چرا دولت بریتانیا حمایت از جنگ‌ها، پشت کردن به تعهدات خود نسبت به پناهجویان و سیاست‌های راست‌گرایانه در مورد پناهندگان را موقتا متوقف نمی‌کند.

دولت بریتانیا روز سه‌شنبه اعلام کرد که صدور ویزای تحصیلی را برای شهروندان افغانستان، کامرون، میانمار و سودان متوقف می‌کند. همچنین، شهروندان افغانستان از دریافت ویزای کاری نیز، محروم می‌شوند.

وزارت داخله بریتانیا گفت: «در پی افزایش درخواست‌های پناهندگی از مسیرهای قانونی، برای نخستین بار صدور ویزا برای شهروندان چهار کشور متوقف می‌شود.»

توقف صدور ویزای کاری و تحصیلی بریتانیا برای افغان‌ها، واکنش‌های زیادی فعالان مدنی و اجتماعی را برانگیخته است.

خوشحال نبی‌زاده یکی از مستفید شوندگان برنامه تحصیلی چیونینگ بریتانیا به افغانستان اینترنشنال گفت محروم کردن دانشجویان از تحصیل صرف به دلیل ملیت، تبعیض است. او افزود که تحصیل به دور از تبعیض حق همه است و دانشگاه‌های بریتانیا برای پذیرش معیارهای مشخصی دارند، با این حال صرف نظر از محل تولد باید زمینه تحصیل برای افرادی که این معیارها را تکمیل می‌کنند، فراهم شود.

این در حالی است که دختران و زنان بالاتر از صنف ششم در افغانستان تحت تسلط طالبان از آموزش محروم شده‌اند. این گروه نصاب تعلیمی کشور را به سلیقه خود تغییر داده و علوم دینی را جایگزین مضامین ساینسی کرده است.

بسیاری از جوانان افغان پس از محودیت‌های آموزشی طالبان تلاش کرده‌اند برای ادامه تحصیل به بریتانیا و دیگر کشورهای غربی درخواست دهند. ناظران می‌گویند ممنوعیت صدور ویزای بریتانیا دانشجویان افغان را ناامید کرده است.

طالبان در یک هفته اخیر حدود ۴۰ نفر را شلاق زده است

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۱۳:۵۲ (‎+۰ گرینویچ)

دادگاه عالی طالبان اعلام کرد که در جریان یک هفته گذشته، ۳۹ نفر را به اتهام‌های مختلف در چندین ولایت افغانستان شلاق زده است. بر اساس اعلام این دادگاه، این افراد در ولایت‌های کابل، خوست، بامیان، ارزگان، بغلان، بلخ و هرات مجازات شده‌اند.

در خبرنامه‌ای که روز پنج‌شنبه در صفحه اکس دادگاه عالی طالبان منتشر شده، آمده است که از این میان ۱۷ نفر در کابل، ۸ نفر در خوست، چهار نفر در بامیان، چهار نفر در بلخ، چهار نفر در ارزگان، چهار نفر در بغلان و سه نفر در هرات شلاق زده شده‌اند.

اتهام‌های واردشده به این افراد شامل فروش و قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی، برقراری روابط جنسی خارج از ازدواج، رابطه هم‌جنس‌گرایانه، سرقت و فرار از خانه عنوان شده است.

تداوم و تشدید مجازات بدنی در محضر عموم از سوی طالبان، نگرانی سازمان‌های بین‌المللی را برانگیخته است.

پیشتر کارشناسان سازمان ملل، افزایش مجازات‌های بدنی در محضر عام در افغانستان را به‌شدت محکوم کرده و آن را نقض آشکار قوانین بین‌المللی حقوق بشر خواندند.

آنان، این‌گونه مجازات‌ها را مصداق توهین به کرامت انسانی و رفتاری ظالمانه و غیرانسانی دانسته‌اند.

جنگ خاورمیانه و نگرش‌های آخرالزمانی؛ غیاب گفتمان ضدجنگ

۱۴ حوت ۱۴۰۴، ۱۳:۰۷ (‎+۰ گرینویچ)
•
محمد محق

وضعیت غبارآلود جنگ و ویرانی در خاورمیانه، به ویژه جنگ امریکا و اسرائیل با جمهوری اسلامی، همان‌گونه که شرایط سیاسی و جیوپلتیک را آشفته کرده، آشفتگی‌های ذهنی را نیز دامن زده و فضایی درهم و برهم از خوشبینی و بدبینی، خشم و امید، افتخار و انزجار و قضاوت‌های تند پدید آورده است.

این آشفتگی ذهنی به مرزهای خاصی محدود نمانده و همه کسانی را که شرایط آن منطقه برای‌شان مهم است درگیر کرده است، چه در درون این کوره پرالتهاب قرار دارند و چه در دورترین نقاط جهان.

بخشی از بگومگوهای تند در این زمینه،‌ قوت گرفتن نگرش‌های آخرالزمانی است که جنگ ویرانگر کنونی را به ابعاد اعتقادی-متافیزیکی گره می‌زند و با این کار جنگ را شعله‌ورتر می‌کند. بر اساس این نگرش، تقابل حق و باطل از ازل آغاز شده و تا ابد ادامه خواهد داشت، و هیچ راهی برای پایان این درگیری و نبرد نیست، و این تقابل در عصر و شرایط کنونی در جنگ‌های خاور میانه جلوه‌گر شده است. از این دیدگاه، در یک طرف اردوگاه شر/اهریمن قرار دارد و در سوی دیگر اردوگاه خیر/اهورامزدا و بنا به سرشت ناهمگون این دو ، هیچ‌گونه راهی برای آشتی و کنار آمدن میان آن‌ها نیست. با چنین تصوری، انسان‌ها دو انتخاب بیش‌تر ندارند: در کنار اردوگاه حق ابدی و خیر مطلق قرار گیرند، یا به‌گونه اجتناب‌ناپذیر در کنار باطل ابدی و شر مطلق قرار خواهند داشت.

  • تبدیل تقابل دوجانبه به بحرانی چندجانبه؛ موشک‌پراکنی ایران دایره دشمنانش را بزرگتر می‌کند؟

    تبدیل تقابل دوجانبه به بحرانی چندجانبه؛ موشک‌پراکنی ایران دایره دشمنانش را بزرگتر می‌کند؟

این صورت ساده‌سازی‌شده از یک نبرد چند لایه برای بسیاری، به ویژه کسانی که توان و حوصله درک پیچیدگی‌ها را ندارند، خوشایند است، زیرا آنان را از تحلیل و تجزیه بیش‌تر آسوده خاطر می‌کند و همزمان با تصور این‌که خودشان در جبهه حق و خیر قرار دارند به آنان احساسی خوشایند می‌دهد. این مطلق‌انگاری و سیاه و سفیداندیشی مخصوص یک طرف نیست، هم در این طرف است و هم در آن طرف، چه کسی که آن را جنگ مقدس صلیبی می‌انگارد و با این روحیه به این میدان قدم می‌گذارد و چه کسی که آن را نبرد مقدس با صلیبی‌ها می‌شمارد و با این احساس به مصاف آن می‌رود. هر دو طرف این ماجرا در یک میدان بازی می‌کنند، میدان باورهای آخرالزمانی و مطلق‌انگاری‌های ایدئولوژیک باورمند به حق و باطل جاودانی، میدان جنگ‌های مقدس، اما گریزان از این پرسش منطقی که مگر جنگ، به عنوان نامقدس‌ترین پدیده زندگی بشر، می‌تواند مقدس باشد؟

این‌که چگونه طرفداران این نگرش حق را از باطل بازمی‌شناسند و با چه معیاری به سراغ مرزکشی میان خیر و شر ابدی می‌روند، شاید لطیفه طنزآمیز منسوب به ملا نصر الدین تمثیلی روشن‌کننده باشد که از او پرسیدند مرکز زمین کجاست، او میخ خرش را در نقطه‌ای به زمین کوبید و گفت این‌جا! از او پرسیدند که از کجا می‌دانی؟ گفت اگر قبول ندارید طناب را بردارید و زمین را گز کنید! معیار بسیاری از باورمندان عقاید آخرالزمانی در تعیین حق و باطل نقطه‌ای است که در آن میخ اعتقادات‌‌شان را کوبیده‌اند، یا از سوی روایات خرافی‌شان کوبیده شده است، و از دیگران می‌خواهند که اگر قبول ندارند گز کنند.

اگر از چارچوب بسته این پارادایم ایدئولوژیک پا بیرون بگذاریم و با تکیه بر دانش‌هایی مانند اقتصاد، علوم سیاسی، تاریخ، جامعه شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، انتروپولوژی و سایر مطالعات روشمند به این جنگ‌ها بنگریم، خواهیم دید که همه جنگ‌ها و درگیری‌هایی که در تاریخ چند هزار ساله دولتداری بشر روی داده، در اساس جنگ‌هایی بر سر منافع مادی بوده، و در قالب منطق تنازع بقا قابل توضیح است. بدون شک موضوع تنازع بقا در سطح انسانی بسیار پیچیده‌تر از سطح غریزی رایج میان سایر جانداران است، و در لفافه فرهنگ و اعتقادات پیچانده می‌شود. تاریخ به ما می‌گوید که همه دستگاه‌های قدرت، شامل قدرت سیاسی، قدرت اقتصادی و قدرت دینی، با نهادهای مختلفی که ساخته و به کار گرفته‌اند، در پی توسعه ساحه نفوذ خویش و دست یافتن به منافع بیش‌ترند و در این راستا روایت‌هایی ایدئولوژیک خلق می‌کنند تا به جنگ‌ها و توسعه‌طلبی‌های‌شان مشروعیت ببخشد. از این طریق هم انگیزه برای سربازان‌شان ایجاد می‌شود و هم افکار عمومی را به‌گونه‌ای با خود همراه می‌کنند و هزینه‌هایی را که معمولا با جان فرزندان طبقات فقیر پرداخته می‌شود و تلفاتی را که بر مردمان عادی و بی‌طرف تحمیل می‌شود، قابل تحمل می‌نماید.

100%

جنگ کنونی در خاور میانه نیز از این قاعده مستثنا نیست؛ چه ریشه‌های دورتر آن در دوران استعمار قرن نزدهم را مبنای تحلیل قرار دهیم و چه ریشه‌های نزدیک‌تر آن در نیم قرن اخیر را. عامل اساسی این تنش‌ها و کشمکش‌ها همواره در منطقه میل و اراده به توسعه نفوذ سیاسی و دست یافتن به منابع و منافع بیش‌تر بوده است؛ چه از طرف گردانندگان انقلاب ایران که دین و ایدئولوژی مذهبی را از همان روز نخست ابزار نفوذ خود در منطقه کردند و چه از طرف ایالات متحده و هم‌پیمانانش از دوران جنگ سرد به این سو. این تقابل که اکنون به جنگی ویران‌گر کشیده شده است بیش از آن‌که تقابل خیر و شر و یا نبرد آخرالزمانی حق و باطل باشد، کشمکش بر سر نفوذ سیاسی و اقتصادی و سیطره بیش‌تر بر منابع و منافع است.

آن دسته از سیاستمداران که از این طرف یا آن طرف، دین را وارد این کشمکش سیاسی می‌کنند و انگیزه‌های اعتقادی برای آن می‌تراشند این عمل را آگاهانه انجام می‌دهند، زیرا به کارآیی دین در این نبرد به خوبی وقوف دارند. اما کسانی که هر روز با مراجعه به روایت‌های دینی ساخته شده در تاریخ یا با استناد به جنگ‌های صلیبی و حوادث قرون گذشته رنگ اعتقادی به آن می‌دهند، آتش بیاران معرکه‌ای می‌شوند که پیوسته از مردم بی‌گناه و بی‌دفاع قربانی می‌گیرد.

راه برون‌رفت از این چرخه باطل این نیست که با دستاویز کردن استفاده ابزاری یک طرف از مذهب، در طرف دیگر نیز آتش عقده‌های مذهبی را شعله‌ورتر کنیم. این راه بارها پیموده شده و همیشه یک نتیجه داشته که باز‌آفرینی جنگ و خشونت، با قربانیان بی‌پایان همراه با خانه‌های ویران و زندگی‌های نابسامان است. راه معقول رهایی از چرخه نفرین‌شده جنگ، بر اساس مطالعات حل منازعه، راهی عقلانی است، راه خروج از چرخه توهمات اعتقادی آخرالزمانی و کمک به خلق گفتمان ضد جنگ. باید کانون توجه کسانی که خواهان جهانی آرام‌تر و زندگی مسالمت‌آمیزتر برای انسان‌ها هستند ایستادن در برابر هرگونه جنگ‌افروزی و به نقد گرفتن همه ایدئولوژی‌های نفرت‌پراکن و جنگ به پا کن باشد. باید حفظ جان انسان‌های بی‌گناه و تلاش برای آرامش و آسایش انسان‌ها در حد ممکن، در صدر اولویت‌ها قرار گیرد و سیاستمدارانی که خلاف این مسیر می‌روند زیر فشار قرار گیرند تا دست از جنگ‌افروزی بیش‌تر بردارند. باید نقطه عزیمت نه روایت‌های مذهبی، نه عقده‌های تاریخی و نه فرافکنی‌های ایدئولوژیک بلکه وضعیت انسان، بما هو انسان، فارغ از دین، رنگ، نژاد، زبان و هویت، و ساختن جهانی بهتر برای او باشد.

100%

این امر تنها یک سفارش اخلاقی نیست، بلکه نیاز حیاتی برای زندگی مردمان این جغرافیای پرالتهاب است. چنین آرزویی بدون شک به آسانی به دست نمی‌آید، اما مسیری روشن برای رسیدن به آن وجود دارد و یکی از گام‌های ضروری در این راه کوتاه کردن دست سیاستمداران از کشیدن پای دین به این ماجرا و مقدس جلوه دادن نامقدس‌ترین عمل ممکن در زندگی بشر یعنی است.

البته این تنها دین نیست که در این جنگ‌ها به ابزار تبدیل می‌شود، بلکه از مقوله های گران‌سنگ دیگری مانند دموکراسی و حقوق بشر نیز چنین سوء استفاده‌هایی می‌شود. اما تفکیک حوزه دین از حوزه سیاست و پایان دادن به مطلق‌انگاری‌های عقیدتی در این راه کمک‌کننده است. در این جنگ‌ها هیچ طرفی حق مطلق و باطل مطلق نیست، زیرا زندگی بشر میدان حق و باطل مطلق نیست، زیرا بشر موجودی سراپا اهورایی یا اهریمنی نیست، و زیرا تاریخ بشر جلوه‌گاه امور خالص قدسی نیست. همچنان‌که انسان موجودی چند لایه است، اجتماع انسانی و تاریخ آن نیز چیز فراتر از مجموع این امور چند لایه و ناخالص نیست. به گفته مولانا:

این حقیقت دان: نه حق‌اند این همه
نه به کلی گمرهانند این رمه
...
آنکه گوید جمله حق‌اند، احمقی‌ست
وانکه گوید جمله باطل او شقی‌ست