۲۳ پناهجوی افغان در ترکیه بازداشت شدند | افغانستان اینترنشنال
۲۳ پناهجوی افغان در ترکیه بازداشت شدند
پولیس ترکیه ۲۳ مهاجر افغان و سه متهم به قاچاق انسان را در شهر کارس بازداشت کرد.
مقامهای امنیتی ترکیه گفتند این افراد پس از توقف یک خودرو در شاهراه بازداشت شده و متهمان پس از طی مراحل قانونی، به زندان منتقل شدهاند.
رسانههای ترکیه روز شنبه، اول حمل گزارش دادند که مراحل اخراج مهاجران بازداشتشده از سوی مقامهای مسئول آغاز شده و ادامه دارد. پولیس ترکیه تاکید کرده است که عملیات مبارزه با مهاجرت غیرقانونی و قاچاق مهاجران همچنان ادامه خواهد داشت.
براساس آمار نشرشده در وبسایت اداره مهاجرت ترکیه، پولیس این کشور از شروع سال جاری میلادی تا هفته دوم ماه مارچ هفت هزار و ۷۸۱ مهاجر افغان بدون مدرک را بازداشت کرده است.
طبق این دادهها، شهروندان افغانستان در صدر فهرست پناهجویان بازداشتی در ترکیه قرار دارند. ترکیه سال گذشته میلادی بیش از ۴۴ مهاجر بدون مدرک افغان را بازداشت کرده بود.
حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان با سراجالدین حقانی، وزیر امور داخله طالبان به مناسبت عید فطر در کابل دیدار کرد. رسانههای نزدیک به طالبان گزارش دادهاند که در این دیدار دو طرف درباره وضعیت جاری کشور و اهمیت وحدت ملی در افغانستان گفتوگو کردهاند.
حامد کرزی از معدود رهبران سیاسی افغانستان است که پس از بازگشت طالبان به قدرت همچنان در کابل حضور دارد. او در بیش از چهار سال گذشته فعالیت سیاسی مستقل و علنی محدودی داشته است. در ماههای ابتدایی حاکمیت طالبان، محدودیتهایی بر سفرهای کرزی اعمال شد و از حضور وی در برخی نشستهای بینالمللی جلوگیری شد.
با این حال، کرزی در برخی موارد، از جمله در موضعگیری طالبان در قبال پاکستان، با این گروه همسویی نشان داده است.
همزمان، رئیسجمهور پیشین افغانستان از منتقدان برخی سیاستهای داخلی طالبان نیز به شمار میرود. او بارها بر لزوم بازگشایی مکاتب بهروی دختران تأکید کرده و از انحصار قدرت در افغانستان انتقاد کرده است. آقای کرزی همچنین همواره بر ضرورت تأمین وحدت ملی و مشارکت مردم در ساختار سیاسی کشور تأکید داشته است.
اقتصاد افغانستان در سال ۱۴۰۴ خورشیدی وارد مرحلهای شد که در آن چندین شوک همزمان، نهتنها رشد اقتصادی را بهشدت محدود کرد، بلکه پایههای حداقلی ثبات را نیز با خطر مواجه ساخت.
مجموعهای از انسدادهای تجاری، تنشهای منطقهای، فشارهای جمعیتی و بحرانهای محیطزیستی، در کنار سیاستهای داخلی، اقتصادی را شکل داد که دیگر با منطق معمول بازار قابل تحلیل نیست.
در این میان، برآورد بانک جهانی از رشد اقتصادی بیش از سه درصد در سال ۲۰۲۶، در نگاه نخست میتواند نشانهای از بهبود نسبی تلقی شود. این رشد مثبت، بهویژه در مقایسه با سقوط کمسابقه حدود ۲۰ درصدی اقتصاد پس از تسلط طالبان، قابل توجه به نظر میرسد. با این حال، اگر این رقم در بستر واقعی اقتصاد افغانستان تحلیل شود، معنای آن تغییر میکند.
اقتصادی که سالانه با رشد حدود سه درصدی جمعیت روبهرو است و بیش از ۷۰ درصد جمعیت آن زیر خط فقر زندگی میکنند، برای ایجاد تغییر محسوس دستکم به ۱۰ درصد رشد اقتصادی نیاز دارد. در چنین شرایطی، رشد سه درصدی بیشتر به معنای توقف نسبی روند سقوط است تا آغاز یک مسیر پایدار رشد.
نخستین شوک مهم، قطع روابط اقتصادی با پاکستان بود. اهمیت این تحول تنها در کاهش صادرات و واردات خلاصه نمیشود، بلکه به نقش کلیدی پاکستان در ساختار تجارت خارجی افغانستان بازمیگردد. پاکستان در عمل مسیر اصلی اتصال افغانستان به اقتصاد جهانی محسوب میشد و از طریق آن، دسترسی به بازارهایی چون هند، امارات متحده عربی و ترکیه فراهم میشد. با بسته شدن این مسیر، نهتنها صادرات افغانستان، که حدود ۷۴۳ میلیون دالر آن به پاکستان انجام میشد، آسیب دید، بلکه کل نظام دسترسی کشور به آبهای آزاد بینالمللی، بازارهای هند و خاورمیانه مختل شد.
ابعاد مالی این تحول بهروشنی نشان میدهد که اقتصاد افغانستان تا چه اندازه به این مسیر وابسته بوده است. اگر ارزیابی بانک جهانی در مورد میزان تجارت افغانستان در سال ۲۰۲۵ را معیار قرار دهیم، توقف تجارت مستقیم میان دو کشور بهطور اوسط روزانه حدود ۶.۵ میلیون دالر به هر دو طرف ضرر وارد کرده است.
این رقم از اواخر اکتوبر سال ۲۰۲۵ تاکنون، حدود ۹۱۰ میلیون دالر رسیده و با احتساب اختلال در ترانزیت و از دست رفتن بازارهای ثالث، مجموع زیان در یک ارزیابی کلیتر نزدیک از یکونیم میلیارد دالر فراتر میرود. پیامد این وضعیت بهسرعت در بازار داخلی نمایان شد و کمبود کالاهای اساسی و افزایش قیمتها را به دنبال داشت، بهگونهای که قیمت برخی اقلام تا حدود ۳۵ درصد افزایش یافت.
در واکنش به این وضعیت، ایران بهعنوان مسیر جایگزین اهمیت بیشتری پیدا کرد. ایران با صادرات سالانه نزدیک به ۳.۵ میلیارد دالر به افغانستان، یکی از اصلیترین تأمینکنندگان کالاهای اساسی به شمار میرفت.
افزون بر این، مسیرهای ترانزیتی ایران، بهویژه از طریق چابهار و بندرعباس، امکان دسترسی افغانستان به بازارهای خاورمیانه و مهمتر از همه هند را فراهم میکرد؛ بازاری که حجم سالانه تجارت آن با افغانستان حدود یک میلیارد دالر برآورد میشود.
با این حال، این مسیر نیز تحت تأثیر تحولات ژئوپولیتیک قرار گرفت. تشدید درگیریها میان ایالات متحده امریکا، اسرائیل و ایران، این مسیرها را نیز با اختلال جدی مواجه کرد. در نتیجه، افغانستان عملاً هر دو مسیر اصلی تجارت خارجی خود به آبهای آزاد بینالمللی را از دست داد و با وضعیتی روبهرو شد که میتوان آن را نوعی انسداد همزمان از دو جهت در دسترسی به بازارهای جهانی دانست.
پیامد کوتاهمدت این وضعیت، افزایش قیمت کالاها، کمبود عرضه و تشدید فشار بر معیشت مردم بوده است. در دراز مدت این وضعیت فشار بیشتری بر اقتصاد افغانستان وارد خواهد ساخت و روند رشد سرمایهگذاریهای داخلی را به شدت تحت تأثیر قرار خواهد داد.
در این میان، هرچند تجارت افغانستان با کشورهای آسیای میانه، از جمله اوزبیکستان، تاجیکستان، ترکمنستان و قزاقستان، در سالهای اخیر افزایش یافته است، اما این کشورها نمیتوانند جایگزین نقش ایران و پاکستان در ساختار تجارت خارجی افغانستان شوند. دلیل اصلی این موضوع، محدودیت جغرافیایی و نبود دسترسی مؤثر این مسیرها به آبهای آزاد بینالمللی است. افغانستان بهعنوان یک کشور محاط به خشکه، همچنان به مسیرهایی وابسته است که امکان اتصال مستقیم به اقتصاد جهانی را فراهم کنند.
شوک دیگر، بازگشت گسترده مهاجران است. در سال ۱۴۰۴، حدود ۲.۸ میلیون مهاجر افغان از ایران و پاکستان بازگشته یا اخراج شدهاند. این روند، فشار قابل توجهی بر اقتصادی وارد کرده که از پیش نیز با محدودیت ظرفیت اشتغال و ضعف خدمات عمومی روبهرو بوده است. افزایش ناگهانی عرضه نیروی کار، همراه با کمبود فرصتهای شغلی، فشار بر خدمات اجتماعی و زیرساختها را افزایش داده و خطر بروز بحرانهای اجتماعی را تشدید کرده است. انتظار می رود موج گستردهتری از بازگشت مهاجرین افغان بویژه از ایران در روزهای آینده رقم بخورد، روندی که اقتصاد شکننده افغانستان را فشار جدیتری روبرو خواهد ساخت.
در کنار این عوامل، بحرانهای محیطزیستی نیز بهطور مداوم اقتصاد افغانستان را تضعیف کردهاند. خوشبینانهترین برآوردها نشان میدهد که هزینه اقتصادی این بحرانها در پنج سال اخیر به حدود ۵ میلیارد دالر رسیده است. خشکسالی، سیلاب و زلزله، بهصورت پیوسته بر زندگی مردم و زیرساختهای کشور اثر گذاشتهاند. در میان بحرانهای اقلیمی، خشکسالی بیشترین هزینه اقتصادی را برجا گذاشته است. تنها زلزله مرگبار سال گذشته در کنر حدود ۱۸۳ میلیون دالر خسارت زیرساختی برجا گذاشت، در حالی که پس از گذشت چندین ماه، بسیاری از آسیبدیدگان هنوز به خدمات اساسی دسترسی ندارند.
در سطح داخلی، سیاستهای طالبان نیز این وضعیت را پیچیدهتر کرده است. محدودیتهای گسترده بر مشارکت اقتصادی زنان، تضعیف نظام آموزشی و خروج نیروهای متخصص، ظرفیت تولیدی کشور را کاهش داده است. در شرایطی که اقتصاد افغانستان بیش از هر زمان دیگری به سرمایه انسانی نیاز دارد، این روند پیامدهای بلندمدتی برای آینده اقتصادی کشور به همراه خواهد داشت. به عبارت دیگر، سیاستهای طالبان به صورت نگرانکنندهای به اصلی مانع در برابر توسعه و بهبود اقتصادی افغانستان تبدیل شدهاند.
کاهش کمکهای خارجی یکی از چالشهای جدی در برابر اقتصاد افغانستان در سال ۱۴۰۴ خورشیدی بود. به گفته سازمان ملل متحد، نزدیک به ۹۰ درصد از منابع مالی مورد نیاز برای مقابله با بحران بشری این کشور تأمین نشده است. کاهش چشمگیر کمکهای بشردوستانه و قطع کمکهای ایالات متحده—بهعنوان بزرگترین تمویلکننده مالی افغانستان—پیامدهای فوری و ملموسی در داخل کشور بههمراه داشت. در نتیجه، دهها مرکز صحی، آموزشی و خدماتی بهدلیل کاهش کمکهای بینالمللی تعطیل شدند.
تمرکز جامعه جهانی بر بحرانهای بزرگتر، تداوم بحران حقوقبشری در افغانستان، و مداخله سیستماتیک طالبان در روند توزیع کمکها، از مهمترین عوامل کاهش حمایتهای خارجی به شمار میروند. با توجه به این روند، انتظار میرود که افغانستان در سال پیشرو با کاهش بیشتر کمکهای بینالمللی نیز مواجه شود.
در مجموع، اقتصاد افغانستان در سال ۱۴۰۴ در وضعیتی قرار داشت که در آن فشارهای بیرونی و ضعفهای داخلی بهصورت همزمان عمل میکنند و یکدیگر را تشدید مینمایند. در چنین شرایطی، حتی رشد اقتصادی بیش از ۳ درصد نیز نمیتواند نشانه بهبود واقعی تلقی شود، بلکه صرفا بیانگر حفظ یک وضعیت شکننده است.
ادامه این روند میتواند چشمانداز میانمدت اقتصاد افغانستان را نیز محدودتر سازد، زیرا محدودیت در مسیرهای تجاری، فشارهای جمعیتی، بحرانهای محیطزیستی و سیاستهای داخلی، همگی در جهت تثبیت این وضعیت عمل میکنند. به همین دلیل، تا زمانی که تغییر معناداری در روابط منطقهای، دسترسی به مسیرهای تجاری و سیاستهای داخلی ایجاد نشود، انتظار تحول جدی در اقتصاد افغانستان چندان واقعبینانه نخواهد بود.
سباستین گورکا، معاون دستیار دونالد ترامپ به طالبان هشدار داد که امریکا دیپلوماسی گروگانگیری را تحمل نخواهد کرد. آقای گورکا در شبکه اجتماعی اکس نوشت: «فرمانده کل قوای ما تا زمانی که همه امریکاییهایی که توسط طالبان بازداشت شدهاند به امریکا بازگردانده نشوند، آرام نخواهد نشست.»
این مقام امریکایی خواستار آزادی فوری دنیس کویل، محمودشاه حبیبی، پل اوربی و پولینسِس جکسون از زندانهای طالبان شد.
ایالات متحده ۱۱ روز پیش اداره طالبان را در فهرست «حکومتهای حامی بازداشتهای غیرقانونی» قرار داد.
شبکه سیانان در ششم میزان گزارش داد که علاوه بر پاول اوربی که گمان میرود در افغانستان جان باخته باشد، دستکم سه شهروند امریکایی دیگر در بازداشت طالبان به سر میبرند. پیش از این، طالبان ۵ شهروند امریکا را از زندانهای خود آزاد کرده است.
گروه بینالمللی بحران میگوید ویدئوهایی که بلافاصله پس از بمباران کمپ فینیکس در شرق کابل گرفته شدهاند، ظاهرا نشاندهنده انفجارهای ثانویه هستند و ادعای پاکستان مبنی بر هدف گرفتن انبار مهمات و مرکز ذخیره پهپادها را تقویت میکنند.
ارتش پاکستان حوالی ساعت ۹ دوشنبهشب ۲۵ حوت، کمپ فینیکس را بمباران کرد. در این حملات، صدها نفر کشته و زخمی شدند.
سازمان ملل تایید کرده است که بمبهای جنگنده پاکستانی به مرکز ترک اعتیاد امید اصابت کرده و در این رویداد دستکم ۱۴۳ نفر کشته شدهاند. منابع دیپلوماتیک از کابل به افغانستاناینترنشنال تایید کردند که ممکن است آمار کشتهها و زخمیان به صدها نفر برسد.
طالبان بمباران مرکز ترک اعتیاد در شرق کابل را «جنایت علیه بشریت» توصیف کرده و گفته در این رویداد دستکم ۴۰۰ نفر کشته و ۲۵۰ نفر دیگر زخمی شدند.
پاکستان پیش از این گفته بود «زیرساختهای نظامی و تروریستی، از جمله انبارهای مهمات و تجهیزات فنی» را هدف قرار داده است. در این گزارش آمده است که با وجود ابهامها درباره ماهیت دقیق هدف، تلفات گسترده غیرنظامیان نشاندهنده تشدید قابل توجه درگیریها میان طالبان و پاکستان است. گروه بینالمللی بحران هشدار داده است که ادامه این روند میتواند به افزایش خشونت، آوارگی و وخامت بیشتر وضعیت انسانی در افغانستان منجر شود.
به گفته این سازمان بینالمللی روایت طالبان و پاکستان بسیار متفاوت است. هرچه حقیقت باشد، تشدید درگیریها به نفع امنیت اصلی پاکستان یا افغانستان نخواهد بود.
گروه بینالمللی بحران گزارش داد که جنگ آشکار پاکستان با طالبان باعث شده در داخل رهبری طالبان صداهایی بلند شود که خواهان حمایت بیشتر از شبهنظامیان پاکستانی هستند، با این تصور که شاید بتوانند ارتش پاکستان را در خاک خود آن کشور تضعیف کنند.
این سازمان بینالمللی هشدار داد که اگر طالبان از تیتیپی و دیگر شبهنظامیان حمایت بیشتر کند، احتمالا پاکستان نیز حملات نظامی خود را تشدید خواهد کرد. تشدید جنگ میتواند برای غیرنظامیان فاجعهبار باشد؛ تاکنون بیش از ۱۰۰ هزار نفر در نتیجه دور تازه درگیریها آواره شدهاند.
در گزارش آمده است که پاکستان از نظر نظامی برتری آشکاری نسبت به طالبان در افغانستان دارد، اما جنگها در اوکراین و خاورمیانه نشان دادهاند که این برتری میتواند با روشهای نامتقارن به چالش کشیده شود.
گروه بینالمللی بحران افزوده است که توانایی طالبان در استفاده از پهپادها بر فراز شهرهایی مانند اسلامآباد و راولپندی، نمونهای از همین رویکرد است. به گفته این نهاد، طالبان تلاش کردهاند با حملات پهپادی، برتری هوایی پاکستان را به چالش بکشند و احتمال دارد این ظرفیت را بیشتر گسترش دهند.
این نهاد تأکید کرده است که جنگ کنونی برندهای ندارد.
در گزارش آمده است: «این جنگ ممکن است حمایت داخلی از طالبان را تقویت کرده باشد، اما افغانستان را بیش از پیش در صحنه بینالمللی منزوی کرده است.»
گروه بحران همچنین نوشت که با وجود ابراز همدردی برخی کشورها با مردم افغانستان پس از حمله ۱۶ مارچ، شمار اندکی از دولتها اقدامات نظامی پاکستان را محکوم کردهاند. در مقابل، فشارها بر کابل برای مهار گروههای مسلح مستقر در خاک افغانستان افزایش یافته است.
به گفته این نهاد، این وضعیت همچنین اجماع منطقهای برای تعامل با طالبان بهمنظور تأمین ثبات افغانستان را تضعیف کرده است.
در بخش دیگری از گزارش آمده است که اختلال در تجارت میان افغانستان و پاکستان از ماه اکتوبر، سیاست طالبان برای تبدیل افغانستان به گذرگاه اتصال میان آسیای مرکزی و جنوبی را با چالش روبهرو کرده است.
بر اساس این گزارش، درخواست پاکستان از طالبان برای سرکوب فوری و کامل تحریک طالبان پاکستان واقعبینانه نیست، زیرا این گروه ساختاری پیچیده دارد و روابط تاریخی عمیقی با طالبان حفظ کرده است؛ موضوعی که میتواند هرگونه فشار شدید بر آن را با پیامدهای معکوس همراه کند.
در پایان، گروه بینالمللی بحران هشدار داده است که تشدید اخیر درگیریها نهتنها به بهبود وضعیت امنیتی کمک نمیکند، بلکه باعث افزایش تخریب، آوارگی و بحران اقتصادی میشود. این نهاد تأکید کرده است که بدون بازگشت دو طرف به گفتوگو، خطر ادامه خشونتهای مرگبار همچنان پابرجا خواهد بود.
رانا ثناالله، مشاور ارشد نخستوزیر پاکستان اعلام کرد که کشورش نه به دنبال تحمیل جنگ است و نه قصد اشغال هیچ بخشی از افغانستان را دارد.
آقای ثناالله گفت که تنها مطالبه اسلامآباد این است که خاک افغانستان برای تروریسم علیه پاکستان استفاده نشود.
او با اشاره به درگیری با طالبان در افغانستان تأکید کرد که عملیات انجامشده با هدف نابودی مخفیگاهها و پناهگاههای امن شبهنظامیان بوده است.
رانا ثناالله هشدار داد که هرگونه ظهور مجدد چنین پایگاههایی به دقت رصد خواهد شد و به آن پاسخ داده خواهد شد.
همزمان، عاصم منیر، رئیس ستاد ارتش پاکستان در جریان سفر به منطقه کرم و در دیدار با سربازان در ایام عید فطر، بار دیگر تأکید کرد که نباید از خاک افغانستان بر ضد این کشور استفاده شود.
آقای منیر در سخنانی با اشاره به عملیات «غضبلِلحق» گفت که این عملیات با هدف از بین بردن شبکههای تروریستی و تأمین صلح پایدار در مناطق مرزی انجام شده است.
ارتش پاکستان پس از افزایش درگیری با طالبان در افغانستان، عملیات «غضبلِلحق» را علیه نیروهای طالبان در افغانستان راهاندازی کرد. ارتش پاکستان مدعی است که در نتیجه این عملیات، صدها سرباز طالبان را کشته است. یوناما تایید کرده که برخی از این حملات از غیرنظامیان قربانی گرفته است.
رئیس ارتش پاکستان در سخنانش افزود که به تروریستهایی که به گفته مقامهای پاکستانی از پناهگاههایی در داخل افغانستان فعالیت میکنند، اجازه داده نخواهد شد امنیت پاکستان را تضعیف کنند.
رئیس ستاد ارتش پاکستان همچنین تأکید کرد که خاک افغانستان نباید برای انجام فعالیتهای خصمانه علیه پاکستان مورد استفاده قرار گیرد.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که در ماههای اخیر، تنشها میان پاکستان و طالبان افزایش یافته است. مقامهای پاکستانی بارها ادعا کردهاند که ناامنیها در این کشور ریشه در خاک افغانستان دارد و طالبان را به حمایت از گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان متهم کردهاند.
در مقابل، طالبان این اتهامات را رد کرده و گفتهاند که اجازه نخواهند داد از خاک افغانستان علیه کشورهای دیگر استفاده شود.