والاستریت ژورنال: ترامپ مایل است جنگ را بدون باز کردن تنگه هرمز به پایان برساند


وال استریت ژورنال به نقل از برخی مقامهای امریکایی گزارش داد، دونالد ترامپ به دستیاران خود گفته است که حاضر است کارزار نظامی امریکا علیه ایران را پایان دهد، حتی اگر تنگه هرمز تا حد زیادی بسته باقی بماند.به نوشته این روزنامه، چنین تصمیمی به احتمال زیاد کنترول قاطع تهران بر این گذرگاه آبی را تداوم میبخشد و عملیات پیچیده بازگشایی آن را به زمان دیگری موکول میکند.
وال استریت ژورنال نوشته که در روزهای اخیر، ترامپ و مشاورانش به این جمعبندی رسیدند که ماموریت باز کردن این گلوگاه راهبردی میتواند درگیری را فراتر از بازه زمانی مورد نظر او یعنی چهار تا شش هفته گسترش دهد. به همین دلیل ترامپ تصمیم گرفت که ایالات متحده باید به اهداف اصلی خود—از جمله تضعیف نیروی دریایی ایران و کاهش ذخایر موشکی آن—دست یابد و سپس درگیریهای فعلی را کاهش دهد، اما از طریق فشار دیپلوماتیک، تهران را به ازسرگیری جریان آزاد تجارت وادار کند.
مقامهای امریکایی همچنین گفتند که اگر این رویکرد موفق نباشد، واشنگتن از متحدان خود در اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس خواهد خواست تا نقش اصلی را در بازگشایی تنگه هرمز بر عهده بگیرند.

طالبان گروهی ایدئولوژیک است که بسیاری از رفتارهای آن، مانند حملات انتحاری، سرکوب و برخوردهای تبعیض آمیز با شهروندان، الهامگرفته از ایدئولوژی آن است.
بسیاری میپرسند که ایدئولوژی طالبان از کدام مکتب فکری اقتباس شده است. مشهورترین مکتب فکری که گروه طالبان به آن نسبت داده میشود، مکتب دیوبند است که یکی از جریانهای مذهبی اهل سنت در شبه قاره هند و پاکستان و تقریبا پرنفوذترین آنها در آن منطقه به شمار میرود.
جریان دیوبندی که در قرن نزدهم با تاسیس دارالعلوم دیوبند ظهور کرد در اساس با روحیهای محافظهکارانه به وجود آمد و اولویت آن ترویج علوم دینی به شکل سنتی در برابر دانشهای معاصر بود.
استادان و فارغ التحصیلان این مدرسه که حنفی مذهب بودند، بیشتر تحت تاثیر آموزههای شاه ولی الله دهلوی قرار گرفتند، کسی که به علت گرایشهای اهل حدیثیاش نسخهای حنفی مذهب، و طبعا ملایمتر، از محمد بن عبدالوهاب شناخته میشود. به مرور زمان گرایش دیوبندی خود به خط مشی فکری-کلامی خاصی تبدیل شد که آن را از بقیه جریانهای اسلامی، به شمول سایر احناف در آن منطقه مجزا میکرد.
ویژگیهای عمده جریان مکتب دیوبند را میتوان در این موارد فشرده کرد: معتقد به فقه حنفی، کلام ماتریدی و نزدیک به اشعری؛ در تفسیر متون دینی نزدیک به اهل حدیث، در تصوف مخالف عرفان فلسفی و طرفدار تصوف سازگار با فقه؛ در سیاست محافظهکار، و در امور فرهنگی مخالف اکثر مظاهر مدرنیته غربی.
این جریان نه تنها با غیر مسلمانان مانند هندوها، سیکها، بوداییها و دیگران در تقابل کامل قرار دارد، بلکه با بسیاری دیگر از نحلههای اسلامی نیز مخالفت دارد. به طور مشخص، این طرز تفکر با اسماعیلیان، شیعیان اثناعشری، صوفیانی که بریلوی خوانده میشوند، نواندیشان مسلمان مانند فارغان دانشگاه علیگره، و حتی با پارهای از افکار چهرههای مشهور مسلمان مانند اقبال لاهوری و ابوالاعلی مودودی مخالف است.
رویکرد این جریان محافظهکار مبتنی بر وصل و یافتن نقاط مشترک با دیگران نبوده، بلکه بر فصل و مرز کشیدن با دیگران و با ادعای مالکیت بر حقیقت و برخورداری از درستترین تفسیر از دین بوده است.
ورود ناخواسته به سیاست
در پیوند با سیاست، این جریان در اساس تمایلی چندانی به ورود به این عرصه نداشت اما در بستر تحولات زمانه، بهویژه پس از افزایش نفوذ اجتماعی آن که برایش نفوذ سیاسی نیز در پی میآورد، موضعگیریهای سیاسی نیز به کارنامه آن افزوده شد. شماری از چهرههای آن، چه در مبارزات ضد استعمار بریتانیا و چه در قضایای بعد از استقلال هند و پاکستان، وارد عرصه سیاست شدند.
جریان دیوبند پس از جدایی پاکستان از هند به چند شاخه تقسیم شد و از آن میان دو شاخه عمده آن یکی در پاکستان شکل گرفت و دیگری در هند ماند. از این پس، وقتی سخن از دیوبندیسم گفته میشود بیشتر شاخه پاکستانی مورد توجه تحلیلگران است، زیرا شاخه هندی آن بنا به شرایط مسلمانان در آن کشور ترجیح داد که بر کار اصلیاش یعنی آموزش علوم دینی به سبک سنتی تمرکز کند و چندان درگیر سیاست نباشد.
در پاکستان به عکس، شاخه هندی مکتب دیوبندی به یکی از بازیگران اصلی سیاست تبدیل شد و کوشید انحصار عرصه دینی را در اختیار خویش بگیرد و به این جهت با جماعت اسلامی پاکستان، بریلویها و سایر جریانهای دینی سنی و شیعه درگیری فکری شدیدی پیدا کرد.
در کنار آن، دیوبندیها با ارتش و سازمان استخبارات پاکستان نیز وارد مراوده شد و از جمله در تحولاتی مانند کودتای ارتش و اعدام ذوالفقار علی بوتو به نحوی دخیل بوده است. همین نزدیکی با حلقات قدرت سبب شد که این جریان از مسیر سنتی مکتب دیوبند تا حدی فاصله بگیرد و بیشتر در نقش گروههای اسلام سیاسی مانند اخوان المسلمین قرار داشته باشد، به ویژه با رقابتی که با جماعت اسلامی، شاخه اخوان المسلمین شبه قاره هند و پاکستان، داشت.
این رقابت باعث شد که برای نباختن میدان به رقیبانش، در زمین اسلام سیاسی بازی کند و به همان شیوهها متوسل شود، و از این جاست که در عرصه سیاسی میتوان آن را به نوعی همتای اخوان المسلمین در جهان عرب و موازی با آن دانست.
دیوبند و افغانستان
همین نقش بود که فرصت را برای آن فراهم کرد تا در قضایای افغانستان، چه در سالهای جهاد و چه یک دهه بعد که دیگر شوروی در افغانستان حضور نداشت، احزاب و چهرههای مهم دیوبندی پاکستان از بازیگران عمده باشند.
گروه طالبان به عنوان گروهی بنیادگرا و جنگجو، بیش از همه زاده این شاخه از جریان دیوبندی است که رویکرد آن در گذشته با سیاستهای ارتش پاکستان نیز همخوانی تمام داشت. طالبان در دوره اول حاکمیت خود در افغانستان به علمای دیوبندی پاکستان به چشم استادان و رهبران معنوی خود مینگریستند و با اخلاص خاصی از آنان رهنمود میخواستند.
بازی دیوبندیهای پاکستان در زمین اسلام سیاسی و توسل به تاکتیکها آن سبب شد که بخشی از ادبیات اسلام سیاسی به ویژه در قضایای معاصر سیاسی و اجتماعی به ساختار فکری این جریان سرایت کند و از این طریق بود که رابطه طالبان با سازمانهایی مانند القاعده برقرار گردید.
القاعده که عمدتا از بستر سلفیت جهادی برخاسته بود مشترکاتی با اسلام سیاسی، از جمله اخوان المسلمین داشت، و بسیاری از رهبران آن دورههای نخست فعالیت سیاسی خود را در جنبش اخوان آغاز کرده و بخشی از میراث آن را با خود حفظ کردند.
البته این جنبههای مشترک با اخوان، رقابت سیاسی آنان را از میان برنداشت و همیشه مرزی از نظر سازمانی میان آنها باقی ماند و در عرصه سربازگیری و نفوذ اجتماعی نیز رقابتشان ادامه پیدا کرد.
پس از شکست دوره نخست حاکمیت طالبان، این گروه دوباره به پاکستان پناه برد و در آنجا به کمک گروههای اسلامگرا به شمول بخشی از احزاب و حلقات دیوبندی خود را از نو بازسازی کرد. در این دوره طالبان از روشهای جنگی و تاکتیکهای القاعده و سپس داعش نیز استفاده کرد و در جنگ با دولت پیشین افغانستان به کار گرفت.
نزدیک شدن به این گروهها که از گروههای مهم اسلام سیاسی هستند، طالبان را هرچه بیشتر از روش سنتی و محافظهکارانه دیوبند هند دور کرد و به میدان بازیهای اسلام سیاسی کشاند. این نزدیکی تنها در حد تاکتیکها نبود بلکه بخشی از ادبیات فکری اسلام سیاسی از قبیل آن چه از سید قطب، ایمن ظواهری و دیگران در زمینه تیوری حاکمیت، تطبیق شریعت و تکفیر مخالفان رسیده بود، وارد دستگاه فکری طالبان شد.
مخالفت طالبان با پدیدههای مدرنیته غربی و تاکید مفرط بر پیادهسازی شریعت با تفسیر قرون وسطایی و مخالفت با کنوانسیونهای بینالمللی در زمینه حقوق بشر، مراعات حقوق شهروندی، توجه به حقوق اقلیتها و در نظر گرفتن حقوق زنان، بخشی از ادبیات اسلام سیاسی است.
همچنان، اهمیت دادن به نظام سیاسی و اعطای صلاحیت بیحد و حصر به امیر المومنین و لغو پارلمان، احزاب و جامعه مدنی در عرصه سیاست در کشور بیش از اینکه از میراث مکتب دیوبند باشد از مواریث اسلام سیاسی به شمار میرود.
طالبان: دیوبندی یا قبیلهای؟
در این میان آنچه طالبان را از سایر گروههای جنگجوی افراطی مانند داعش متفاوت میکند، اهمیت دادن خاص به بخشی از سنتهای روستایی-قبیلهای برخاسته از شرایط جوامع پیشامدرن است که نه ریشهای در مکتب فکری دیوبند دارد و نه در اندیشههای اسلام سیاسی.
حساسیتی که گروه طالبان به محدودسازی زنان و حذف آنان از عرصه عمومی دارد و مخالفت خاص با آموزش مدرن و برخوردهای تباری با گروههایی که از نظر این گروه از اقلیتهای قومی به شمار میروند، از این موارد است که در کارنامه سایر گروههای اسلامگرای سیاسی دیده نشده است.
بنا بر این، برای شناخت ایدئولوژی طالبان کافی نیست که به سراغ جریان دیوبند برویم و از آن طریق به تحلیل این پدیده بپردازیم، زیرا هرچند عنصر دیوبندی در شکلگیری طالبان و در تداوم حیات آن نقش مهمی دارد، اما بخشی از رفتارهای آن نه با بررسی آن ایدئولوژی قابل توضیح است و نه حتی با ایدئولوژی اسلام سیاسی.
ایدئولوژی طالبان ترکیبی تقاطعی از همه موارد یاد شده است به اضافه ساختار معطوف به قدرت که در دیگر سازمانهای بنیادگرا به این درجه دیده نمیشود. توجه این گروه به قدرت در حدی است که برای حفظ آن آماده است با ایالات متحده امریکا، فدراسیون روسیه و جمهوری خلق چین به صورت همزمان وارد دادوستد شود و به همه آنها اطمینان بدهد که منافع شان را حفظ خواهد کرد و حتی شماری از رهبرانی را که به این گروه پناه آورده بودند وجه المصالحه قرار بدهد.
این عملگرایی در عرصه سیاسی در شمار دیگری از گروههای اسلام سیاسی نیز دیده میشود، اما در طالبان به حدی است که رفتارهای آن را تقریبا غیر قابل پیشبینی کرده است.
پرویز مشرف، رئیسجمهور پیشین پاکستان، در خاطرات خود به تجربه ترکی الفیصل، رئیس وقت سازمان استخبارات سعودی اشاره کرده است که چگونه از پیمانشکنی ملاعمر و نقض وعدههایش در مورد اسامه بن لادن به وی عصبانی بود.
همین نقض عهد را در مورد موافقتنامه دوحه نیز میتوان دید که برخلاف تعهد، پس از خروج نیروهای امریکایی حملات این گروه بر نیروهای دولت پیشین افغانستان شدت پیدا کرد. سایر تعهدات این گروه به دولتها و کشورهای همسایه و دورتر نیز حاکی از این روحیه منفعتجویی پراگماتیستی است که اعتماد به آن را دشوار میسازد.
تیم کوهنوردی میوند ولایت قندهار تلاش کرد تا به قله ۵۱۴۰ متری شاه فولادی در بامیان صعود کند؛ اما بهدلیل شرایط نامساعد جوی و برف، موفق به فتح این قله نشد. بر بنیاد گزارش آمریت تربیت بدنی ولایت بامیان، ۹ کوهنورد این تیم پس از ۱۸ ساعت تلاش تا ارتفاع ٤٠٠٠ متری این قله صعود کردند.
این ورزشکاران توانستند تا ارتفاع بیش از چهار هزار متر صعود کنند؛ اما بهدلیل دشواری شرایط آبوهوایی، ناگزیر از ادامه مسیر بازماندند.
قله شاه فولادی یکی از بلندترین قلههای رشتهکوه بابا در مرکز افغانستان بهشمار میرود و از جاذبههای مهم برای کوهنوردان است. صعود به این قله، بهویژه در فصل زمستان و اوایل بهار، بهدلیل پوشش سنگین برف و شرایط دشوار، با چالشهای جدی همراه است.
اعضای تیم کوهنوردی میوند قندهار هدف از این برنامه را رشد و ترویج ورزش کوهنوردی در کشور و همچنان تقویت روابط و همبستگی میان ورزشکاران عنوان کردهاند.
رندی فاین، نماینده کانگرس امریکا، خطاب به جهان گفته است که طالبان «هرگز و به هیچوجه نباید» از سوی هیچ کشوری بهرسمیت شناخته شود. او از مردم افغانستان خواست که علیه طالبان برخیزند و خود را از این «رژیم منفور و ایدئولوژی مذهبی که این گروه از آن نمایندگی میکند، رهایی بخشند.»
رندی فاین، روز پنجشنبه (ششم حمل) در نشستی درباره بررسی لایحهای صحبت کرد که حکومت امریکا را به ارایه گزارش منظم درباره وضعیت زنان افغان موظف میکرد. او گفت: «این یک رژیم تروریستی مسلمان است که زنان را سرکوب میکند و صدای مخالفان را خاموش میسازد.»
آقای فاین گفت که طالبان با تحمیل ایدئولوژی تمامیتخواه خود، مردم افغانستان را تحت آزار و پیگیرد قرار میدهد.
این عضو مجلس نمایندگان امریکا بر بهرسمیت نشناختن طالبان تاکید کرد.شمار زیادی از کشورها، به ویژه در غرب، رعایت حقوقبشر بهویژه حقوق زنان، تشکیل حکومت فراگیر و قطع ارتباط با گروههای تروریستی را جز شروط بهرسمیتشناسی اداره طالبان اعلام کردهاند.
آقای فاین تحقق این شروط را بعید دانسته و گفت: «من تردید دارم که طالبان به این تغییرات تن بدهد، زیرا این گروه از نظر دینی باور دارد که نمیتواند چنین کند.»
او افزود که طالبان رفتارش با زنان و دختران افغان را از نظر اخلاقی «موجه» میداند و به آن اعتقاد دارد.
رندی فاین هشدار داده است که طالبان «در حال تحکیم بیشتر قدرت خود است و قوانین جدیدی وضع میکند که مردم را بیش از پیش تحت فشار قرار میدهد.»
او افزود: «مهم است که مانع از آن شویم که طالبان و هر رژیم تروریستی مسلمان در جهان به هرگونه مشروعیت دست یابند.»
در نشست روز پنجشنبه، اعضای کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان امریکا از لایحهای حمایت کردند که هدف آن بررسی و گزارشدهی اقدامات تبعیضآمیز طالبان علیه زنان و دختران افغان است.
آنها گفتند که تصویب این لایحه کمک میکند تا علاوه بر پاسخگوشدن اداره طالبان، اقدامات بعدی حکومت امریکا در برابر آنان نیز تعیین شود.
تازهترین آمار تلفات نشان میدهد که از آغاز جنگ امریکا و اسرائیل با ایران در نهم حوت تاکنون، حدود پنج هزار نظامی و غیرنظامی در سراسر منطقه کشته شدهاند.
سازمان حقوقبشری هرانا مستقر در امریکا گزارش داده که از آغاز جنگ تاکنون سه هزار و ۴۸۶ نفر در ایران کشته شدهاند که از این میان هزار و ۵۶۸ نفر آن غیرنظامی بهشمول ۲۳۶ کودک بودهاند.
این گروه میگوید دادههایش از گزارشهای میدانی، منابع محلی، منابع پزشکی و امدادی، شبکههای جامعه مدنی، منابع عمومی و بیانیههای رسمی به دست آمده است.
با این حال، فدراسیون بینالمللی صلیب سرخ و هلالاحمر ایران روز جمعه اعلام کرد که دستکم هزار و ۹۰۰ نفر در حملات امریکا و اسرائیل در ایران کشته و بیش از ۲۰ هزار نفر زخمی شدهاند.
لبنان
مقامهای لبنانی میگویند که از یازدهم حوت به اینسو، بیش از هزار و ۲۰۰ نفر بهشمول ۱۲۴ کودک و ۹ سرباز لبنانی در حملات اسرائیل کشته شدهاند.
دو منبع آگاه نیز به رویترز گفتهاند که از آغاز درگیری بین حزبالله و اسرائیل در دوم مارچ تاکنون بیش از ۴۰۰ جنگجوی حزبالله کشته شدهاند.
مشخص نیست که آیا این رقم در آمار رسمی گنجانده شده است یا نه.
در همین حال، سه نیروی حافظ صلح سازمان ملل از اندونیزیا در دو رویداد جداگانه در جنوب لبنان کشته شدند؛ یکی در نتیجه انفجار با منشأ نامعلوم و دیگری در اثر اصابت یک پرتابه.
عراق
بر اساس گفتههای مقامهای بهداشتی عراق، از آغاز بحران تاکنون دستکم ۱۰۰ نفر کشته شدهاند. این قربانیان شامل غیرنظامیان، اعضای نیروهای حشدِ شعبی وابسته به ایران، جنگجویان متحد امریکا و سربازان ارتش میشوند. همچنین، یک عضو خارجی خدمه در حمله به نفتکشها در نزدیکی یک بندر عراق کشته شده است.
اسرائیل
بر اساس آمار رسمی اسرائیل، از آغاز حملات موشکی از سوی ایران و لبنان، تاکنون ۱۹ نفر در این کشور کشتهاند. ارتش اسرائیل نیز اعلام کرده است که ۶ سربازش در جنوب لبنان کشته شدهاند.
ایالات متحده
۱۳ نظامی امریکایی کشته شدهاند. ارتش امریکا اعلام کرده است که ۶ نفر پس از سقوط یک هواپیمای سوخترسان نظامی بر فراز عراق جان باختند و ۷ نفر دیگر در جریان عملیات علیه ایران کشته شدند.
یک مقام امریکایی به رویترز گفته است که در حمله نظامی ایران به پایگاه هوایی پرنس سلطان در عربستان سعودی، ۱۲ سرباز امریکایی زخمی شدهاند که حال دو تن از آنان وخیم است.
امارات متحده عربی
مقامهای امارات اعلام کردهاند که ۱۰ نفر بهشمول دو سرباز ارتش در حملات ایران کشته شدهاند.
قطر
وزارت دفاع قطر اعلام کرده است که در ۲۲ مارچ، ۷ نفر در نتیجه سقوط یک هلیکوپتر در آبهای این کشور بهدلیل نقص فنی در جریان «وظیفه عادی» کشته شدند. جزئیات بیشتری ارائه نشده است.
از میان قربانیان، ۴ نفر از نیروهای مسلح قطر، یک سرباز ترکیه از نیروهای مشترک قطر و ترکیه و دو کادر فنی یک شرکت دفاعی ترکیه بودند.
کویت
مقامهای کویت از کشته شدن ۷ نفر بهشمول ۳ نفر در حملات ایران، ۲ افسر وزارت داخله و ۲ سرباز ارتش خبر دادهاند.
کرانه باختری
۴ زن فلسطینی در حمله موشکی ایران در کرانه باختری تحت اشغال اسرائیل کشته شدند.
سوریه
خبرگزاری دولتی سانا گزارش داده است که در ۲۸ فبروری، ۴ نفر در نتیجه اصابت یک موشک ایرانی به یک ساختمان در شهر سویدا در جنوب سوریه کشته شدند.
بحرین
وزارت داخله اعلام کرده است که ۲ نفر در دو حمله جداگانه ایران کشته شدهاند. وزارت دفاع امارات نیز در ۲۴ مارچ اعلام کرد که یکی ازپیمانکاران ملکیاش در حمله ایران به بحرین کشته شده است. این فرد شهروند مراکش بوده است.
عمان
گزارش شده است که در ۱۳ مارچ، ۲ نفر در حمله پهپادی به یک منطقه صنعتی در ولایت صحار کشته شدند. همچنین، پیش از آن یک نفر در اثر اصابت پرتابه به یک نفتکش در سواحل مسقط جان باخته بود.
عربستان سعودی
۲ نفر در نتیجه سقوط یک پرتابه بر یک منطقه مسکونی در شهر الخرج، در جنوبشرق ریاض، کشته شدند.
فرانسه
یک سرباز فرانسوی کشته و ۶ تن دیگر زخمی شدهاند؛ این رویداد در پی حمله پهپادی در شمال عراق رخ داده است، جایی که آنان در حال ارائه آموزشهای ضدتروریسم بودند.
اسناد رسیده به افغانستان اینترنشنال نشان میدهد که طالبان با توزیع تعهدنامه در دانشگاه کابل، از دانشجویان میخواهد متعهد به رعایت دستورات این گروه شوند. دانشجویان باید قول بدهند که ریش بگذارند، کلاه بپوشند، نماز بخوانند، موسیقی نشنوند و از قوانین طالبان پیروی کنند.
مقامهای طالبان از دانشجویان خواستهاند که پای این تعهدنامه امضا کنند.
در بخشهای مختلف این تعهدنامه آمده است که دانشجویان مکلف هستند نماز را به جماعت بخوانند، ریش خود را بلند نگه دارند و از اصلاح موی سر به شیوهای که برخلاف نظر طالبان باشد، خودداری کنند. همچنین، دانشجویان نباید بدون کلاه وارد دانشگاه شوند و موظف به پوشیدن پیراهن و تنبان هستند.
این دستور جدید تنها محدود به دانشگاه دولتی کابل نیست. یک دانشجوی دانشگاه خصوصی در کابل مکتوبی را به افغانستان اینترنشنال فرستاده است که نشان میدهد از آنها خواسته شده ریش و پیراهن و تنبان را رعایت کنند. او گفت که دستورات و اخطارهای طالبان دانشجویان را دلسرد میکند.
تاکید بر سنی بودن دانشجویان
دانشجویانی که تعهدنامه دانشگاه کابل را امضا میکنند، باید تعهد بسپارند که «نظام امارت اسلامی» را شرعی دانسته و اطاعت از آن را ضروری میدانند.
در یکی از بندهای این تعهدنامه آمده است که مردم افغانستان پیرو مذهب «اهل سنت و جماعت» هستند. از این رو از دانشجویان خواسته شده تعهد کنند که پیرو این مذهب بوده و از آن اطاعت میکنند. همچنان طالبان از دانشجویان خواستهاند که خود را به قانون امر به معروف این گروه متعهد بدانند.
در افغانستان علاوه بر پیروان مذهب اهل سنت، جمعیت بزرگی از شیعیان جعفری و اسماعیلی نیز زندگی میکنند. طالبان اما پیوسته بر حاکم بودن قوانین بر اساس مذهب اهل سنت تاکید دارد و برای شیعیان محدودیت وضع میکند.
در ۱۵ جدی سال گذشته، هبتالله آخندزاده، رهبر طالبان، «اصولنامه جزایی محاکم طالبان» را توشیح کرد. در بند ۸ این اصولنامه آمده است کسی که باورهایی برخلاف «اهل سنت و جماعت» داشته باشد، «مبتدع» شمرده میشود.
همچنین در ماده ۲۶ ذکر شده است کسی که از مذهب حنفی خارج شود، تا به دو سال زندان محکوم خواهد شد. این در حالی است که قانون اساسی سال ۱۳۸۲ افغانستان به محاکم اجازه میداد در احوال شخصیه پیروان تشیع، فقه شیعه را تطبیق کنند.
عدم ارتباط با گروههای سیاسی
در این تعهدنامه، طالبان دانشجویان را مکلف کردهاند که فعالیت سیاسی نکنند و با «گروههای سیاسی» ارتباط نگیرند.
در حاکمیت طالبان، احزاب در افغانستان اجازه فعالیت رسمی ندارند. طالبان در ۲۵ اسد ۱۴۰۲ بهصورت علنی اعلام کرد که فعالیت همه احزاب سیاسی ممنوع است. عبدالحکیم شرعی، وزیر عدلیه طالبان، گفت فعالیت حزبی «مبنای شرعی» ندارد و «به نفع منافع ملی نیست»، به همین دلیل هیچ حزب سیاسی اجازه فعالیت در کشور را نخواهد داشت.