کاخ سفید چین را به سرقت گسترده اسرار فناوری هوش مصنوعی متهم کرد
قصر سفید روز پنجشنبه چین را به سرقت فناوری و اطلاعات آزمایشگاههای هوش مصنوعی امریکا در ابعاد صنعتی متهم کرد.
افشای این موضوع میتواند تنشهای سیاسی و تجاری دو کشور را پیش از نشست ماه آینده دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین افزایش دهد.
مایکل کراتسیوس، مدیر دفتر سیاستگذاری علم و فناوری کاخ سفید، در یادداشتی در شبکههای اجتماعی نوشت: «حکومت امریکا اطلاعاتی در اختیار دارد که نشان میدهد نهادهای خارجی، عمدتاً مستقر در چین، بهطور عمدی و در قالب کارزارهای سازمانیافته و صنعتی اقدام به استخراج قابلیتهای مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی شرکتهای امریکایی میکنند.»
او افزود: «این کارزارها با استفاده از دهها هزار حساب کاربری جعلی برای دور زدن شناسایی و بهرهگیری از تکنیکهای جیلبریکینگ، بهطور سیستماتیک اطلاعات اختصاصی مدلهای امریکایی را استخراج کرده و از تخصص و نوآوری امریکایی سوءاستفاده میکنند.»
سفارت چین در واشنگتن به درخواست رویترز برای اظهارنظر درباره این اتهامات واکنشی نشان نداده است.
در این یادداشت همچنین به موضوع صادرات تراشههای هوش مصنوعی شرکت انویدیا به چین اشاره شده است. حکومت ترامپ در ماه جنوری مجوز مشروط صادرات برخی تراشهها را صادر کرد، اما بهگفته هاوارد لوتنیک، وزیر بازرگانی امریکا، تا روز چهارشنبه هنوز هیچ محمولهای به چین ارسال نشده است.
هکرها با سرقت و استخراج دادههای مدلهای پیشرفته و قویتر هوش مصنوعی مانند چت جیبیتی میتوانند به شرکتهای چینی کمک کنند تا مدلهای کوچکتر و نوپای هوش مصنوعی خود را آموزش دهند. به این ترتیب، هزینههای توسعه مدلهای هوش مصنوعی شرکتهای چینی پایین آمده و آنها را برای رقابت در بازار هوش مصنوعی با رقبای امریکاییشان سریعتر آماده میکند.
این اتهامات در حالی مطرح میشود که جنگ فناوری میان امریکا و چین همچنان ادامه دارد و موضوع امنیت دادهها و رقابت بر سر هوش مصنوعی به یکی از محورهای اصلی اختلاف دو کشور بدل شده است.
شبکه الجزیره در گزارشی به صعود بیسابقه مارشال عاصم منیر، رئيس ارتش پاکستان در یک سال گذشته و تبدیل شدن او به یک چهره برجسته در معادلات جنگ و صلح خاورمیانه پرداخته است.
تنها چند ساعت مانده به پایان آتشبس ایران و امریکا، دونالد ترامپ، رئيسجمهور ایالات متحده، اعلام کرد که به درخواست دو نفر آتشبس را تمدید میکند: فیلد مارشال عاصم منیر، رئیس ارتش و شهباز شریف، نخستوزیر پاکستان.
این تازهترین حمایت علنی ترامپ از نقش و تلاشهای پاکستان به ویژه عاصم منیر در میانجیگری برای صلح میان امریکا و ایران بود.
در هشتم اپریل، جمهوری اسلامی و امریکا روی آتشبس دو هفتهای توافق کردند، توافقی که با مذاکرات فشرده پشت پرده از جمله رایزانیهای عاصم منیر با جیدی ونس، معاون رئيسجمهور امریکا، استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ و عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران حاصل شد.
در یازدهم اپریل، منیر از مذاکرهکنندگان امریکا و ایران به رهبری جیدی ونس و محمدباقر قالیباب، رئيس مجلس ایران، استقبال کرد. آنها مذاکراتی را در اسلامآباد برگزار کردند که پس از ساعتهای طولانی، بینتیجه پایان یافت.
پس از شکست مذاکرات اسلامآباد، عاصم منیر در یک سفر سهروزه برای انتقال پیام امریکا به ایران، وارد تهران شد و با مقامهای ارشد این کشور دیدار کرد.
او نخستین فرمانده نظامی خارجی بود که برای کاهش تنشها پس از جنگ به تهران سفر کرد.
با اینکه میانجیگری میان ایران و امریکا، نام عاصم منیر را بر سر زبانها و تیترهای رسانههای جهان آورده، اما صعود او نتیجههای رویدادهایی است که در دستکم یک سال گذشته رخ داد. نخستین جرقه ظهور او به عنوان یک چهره قدرتمند، درگیری هند و پاکستان بود که در ماه می پارسال رخ داد.
در ۲۲ اپریل پارسال، مردان مسلح ۲۶ گردشکر را که بیشتر آنها مردان هندو بودند، در منطقه پهلگام جمو و کشمیر تحت کنترول هند کشتند. هند انگشت اتهام را بهسوی پاکستان برد، اسلامآباد اما این اتهام را تکذیب کرد و خواستار تحقیقات بیطرفانه شد.
جنگی که همهچیز را تغییر داد
در هفتم می پارسال، هند در پاسخ به حمله مرگبار پهلگام، عملیاتی را تحت نام «سندور» آغاز و به اهدافی در داخل خاک پاکستان، به ویژه در منطقه کشمیر تحت کنترول پاکستان حمله کرد.
هند و پاکستان در این جنگ حملات پهپادی، موشکی و توپخانهای علیه همدیگر انجام دادند. پاکستان اعلام کرد که چند جت هندی را سرنگون کرده است. هند بعدا بخشی از این ادعاها را تایید کرد.
این جنگ در روز دهم می همان سال، پس از سه روز، با میانجی پشت پرده واشنگتن پایان یافت.
دونالد ترامپ، رئيسجمهور امریکا، بارها ادعا کرده که آتشبس میان هند و پاکستان، نتیجه تلاشهای او بوده و از یک جنگ مرگبار میان دو قدرت هستهای جنوب آسیا جلوگیری کرده است. پاکستان ادعاهای ترامپ را تایید و با نامزد کردن رئیسجمهور امریکا برای جایزه نوبل صلح، از او قدردانی کرد.
با این حال، دهلی نو ادعاهای دونالد ترامپ را تکذیب و تاکید کرد که آتشبس که نتیجه ارتباط دوجانبه با پاکستان بوده است، زیرا سیاست هند، پادرمیانی طرف سوم در درگیریهای دوجانبه را نمیپذیرد.
در روز بیستم می ۲۰۲۵، کابینه پاکستان، ارتقای رتبه عاصم منیر به درجه فیلد مارشال را تصویب و به این ترتیب از عملکرد او در جنگ با هند ستایش کرد. این اقدام، او را به دومین نظامی پاکستان که پس از ایوب خان به این رتبه رسیده، تبدیل کرد. با این تفاوت که منیر همچنان سمت ریاست ارتش پاکستان را حفظ کرد.
عمران خان، تحلیلگر ژئوپلیتیک گفت که درگیری با هند نقطه عطفی در صعود جهانی منیر بود، هرچند ریشههای آن در تحولات داخلی قرار داشت.
او به شبکه الجزیره گفت: «درگیری می ۲۰۲۵ با هند برای صعود منیر در صحنه جهانی تعیینکننده بود... همه متوجه شدند.»
یک سرباز ارتش پاکستان در محوطه مسجد بلال در مظفرآباد، مرکز کشمیر تحت اداره پاکستان که هدف حمله هند قرار گرفت
پذیرایی در واشنگتن
در ۱۱ جون پارسال، در میانه جنگ ۱۲ روزه اسرائيل و ایران که امریکا نیز در آن دخیل بود، دونالد ترامپ عاصم منیر را به نان چاشت به کاخ سفید دعوت کرد. این نخستین بار بود که یک رئيسجمهور امریکا از فرمانده ارشد پاکستان بدون حضور رهبران غیرنظامی آن کشور پذیرایی کرد.
این دیدار بیش از دو برابر زمان برنامهریزی شده در دفتر بیضی کاخ سفید طول کشید.
ترامپ منیر را «یک جنگجوی بزرگ» و «فردی بسیار مهم» توصیف کرد و گفت که از دیدار با او «افتخار» میکند. او همچنین گفت که پاکستانیها «ایران را بسیار خوب میشناسند.»
زمینه گسترش روابط واشنگتن و اسلامآباد از ماهها قبل فراهم شده بود. زمانی که پاکستان با فرماندهی مرکزی امریکا، برای بازداشت یک مظنون مرتبط با حمله میدان هوایی کابل، همکاری کرد.
اسلامآباد همچنین تلاش کرد روابط خود با واشنگتن را از طریق پیشنهادهایی در زمینه عناصر نادر خاکی و همکاری در حوزه رمزارزها گسترش دهد.
تحلیلگران میگویند پاکستان همزمان ارتباط خود را با امریکا و ایران حفظ کرد و به یکی از معدود کشورهایی تبدیل شد که میتوانست با هر دو طرف ارتباط برقرار کند.
تثبیت قانونی قدرت
الجزیره در ادامه گزارش خود نوشت که در نوامبر پارسال، پارلمان پاکستان اصلاحیه ۲۷ قانون اساسی را تصویب کرد. این اصلاحیه سمت رئیس نیروهای دفاعی را ایجاد کرد و ارتش، نیروی دریایی، نیروی هوایی و بخش برنامههای استراتژیک را زیر یک فرماندهی واحد قرار داد.
این اصلاحیه درجه فیلد مارشال را مادامالعمر کرد و برای افسر پنجستاره مصونیت دائمی از پیگرد قضایی فراهم کرد.
همچنین دوره خدمت منیر را بازتنظیم و آن را تا حداقل نوامبر ۲۰۳۰ تمدید کرد.
معماری جایگاه منطقهای
در ۹ سپتامبر ۲۰۲۵، جنگندههای اسرائیلی یک مجموعه را در دوحه هدف قرار دادند. هشت روز بعد، پاکستان و عربستان سعودی در ریاض یک توافق دفاعی مشترک امضا کردند؛ در این مراسم، عاصم منیر، شهباز شریف و ولیعهد عربستان حضور داشتند.
در ماه دسامبر، منیر نشان درجهیک ملک عبدالعزیز را دریافت کرد.
او همزمان روابط خود با ایران را نیز گسترش داد. در ماه می ۲۰۲۵، همراه با شهباز شریف به ایران سفر کرد و با محمد باقری، فرمانده ارشد نظامی این کشور دیدار کرد؛ فردی که چند هفته بعد در حملات هوایی اسرائیل کشته شد.
با آغاز حملات امریکا و اسرائیل در ۲۸ فبروری، پاکستان در موقعیتی دشوار قرار گرفت؛ از یکسو توافق با عربستان، از سوی دیگر روابط با ایران، و همزمان نزدیکی به امریکا.
اسلامآباد در چند جهت اقدام کرد و پیشنهاد داد که میزبان گفتوگوها میان امریکا و ایران باشد.
سرانجام در ۸ اپریل، آتشبس اعلام شد؛ توافقی که با نقشآفرینی منیر و چند مقام امریکایی و ایرانی بهدست آمد.
دیدگاه داخلی
شبکه الجزیره نوشت این تحرکات دیپلوماتیک در حالی انجام شد که پاکستان با مشکلات جدی داخلی روبهرو بود.
در سال ۲۰۲۵، خشونتها در بلوچستان و خیبرپختونخوا به بالاترین سطح در یک دهه رسید. عمران خان، نخستوزیر پیشین پاکستان، همچنان در زندان بهسر میبرد.
همچنین، اصلاحیه ۲۷ قانون اساسی با انتقاد شدید مخالفان مواجه شد؛ آنها معتقدند این اصلاحات باعث تمرکز بیسابقه قدرت شده است.
یک جنرال بازنشسته در این باره گفت: «وقتی حمایت خارجی وجود داشته باشد، تمرکز قدرت خطرناکتر میشود، نه کمتر؛ چون در قالب موفقیت ملی توجیه میشود.»
بریتانیا و فرانسه در چارچوب توافق تازه ۶۶۲ میلیون پوندی، نیروهای پولیس، پهپادها و تجهیزات نظارتی بیشتری را برای جلوگیری از عبور مهاجران با قایقهای کوچک از کانال مانش به کار میگیرند.
بریتانیا گفته اگر این اقدامات باعث کاهش ورود مهاجران نشود، بخشی از بودجه را کاهش میدهد.
این توافق شامل استفاده فرانسه از میلیونها پوند شامل تجهیزات از جمله پهپادها، دو بالگرد و سامانههای دوربین برای رهگیری قاچاقچیان انسان و مهاجران غیرقانونی است.
حکومت بریتانیا اعلام کرده است که اگر این اقدامات به کاهش ورود مهاجران منجر نشود، حدود ۱۰۰ میلیون پوند از این بودجه ممکن است پس از یک سال کاهش یافته یا قطع شود.
شبانه محمود، وزیر داخله بریتانیا پیش از امضای این توافق گفت: «این توافق تاریخی مانع سفرهای خطرناک خواهد شد و قاچاقچیان انسان را روانه زندان میکند.»
حزب محافظهکار، حکومت بریتانیا را متهم کرد که «نیم میلیارد پوند از پول مردم را بدون هیچ شرطی» به فرانسه میدهد.
حزب ریفورم یوکی نیز گفت حکومت «برای سیستمی که پیشتر شکست خورده است» پول بیشتری به فرانسه میپردازد.
عبور مهاجران از کانال مانش طی سه سال گذشته افزایش یافته و در سال ۲۰۲۵ میلادی، ۴۱ هزار و ۴۷۲ نفر با قایقهای کوچک وارد بریتانیا شدند.
براساس توافق قبلی میان دو کشور که در سال ۲۰۲۳ امضا شد، بریتانیا ۴۷۶ میلیون پوند به فرانسه پرداخت کرده بود تا گشتهای اضافی برای مقابله با باندهای قاچاق انسان ایجاد شود.
با اجرای توافق جدید در تابستان، شمار نیروهای مستقر برای جلوگیری از سفرهای غیرقانونی از شمال فرانسه به بریتانیا حدود ۴۲ درصد افزایش مییابد و به نزدیک ۱۱۰۰ نیروی امنیتی، اطلاعاتی و نظامی خواهد رسید.
نیویارکتایمز گزارش داد با تشدید حملات جمهوری اسلامی به کشتیها در تنگه هرمز، تردد روزانه از حدود ۱۳۰ کشتی پیش از آغاز جنگ به هشت کشتی کاهش یافته است. افتی شدید که این آبراه را به یکی از اصلیترین اهرمهای فشار تهران بر اقتصاد جهانی تبدیل کرده است.
شمار کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، به یکی از مهمترین شاخصهای سنجش تاثیر جنگ بر اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
بر اساس دادههای موسسه «اساندپی گلوبال مارکت اینتلیجنس»، اول ثور و پس از نزدیک به هشت هفته جنگ، تنها یک کشتی از تنگه هرمز عبور کرد. با این حال، دوم ثور و همزمان با تلاش چند کشتی برای عبور، جمهوری اسلامی چند کشتی باری را هدف حمله قرار داد.
رز مری کلانیک، مدیر در یک اندیشکده سیاست خارجی، به نیویارکتایمز گفت: «این حملات نشان میدهد تهدیدهای ایران واقعی است و همین برای متوقف کردن تردد در تنگه کافیست.»
این گزارش تاکید کرد که تهران همچنان بر تنگه هرمز تسلط دارد. وضعیتی که به جمهوری اسلامی امکان میدهد با وجود حملات آمریکا به اهدافی در داخل ایران و برقراری محاصره دریایی، فشار بر اقتصاد جهانی را افزایش دهد و از این موقعیت بهعنوان اهرم در مذاکرات احتمالی با واشنگتن استفاده کند.
در شرایط عادی، حدود یکپنجم نفت جهان و بخش قابل توجهی از گاز طبیعی از طریق تنگه هرمز منتقل میشود، اما با اختلال در این مسیر، قیمت انرژی در جهان افزایش یافته و هزینههای بیشتری به مصرفکنندگان و کسبوکارها تحمیل شده است.
بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، عرضه جهانی نفت حدود ۱۰ درصد کاهش یافته است. نیویارکتایمز نوشت جمهوری اسلامی این جنگ را به نبردی بر سر کشتیرانی و مسیرهای حیاتی انرژی نیز تبدیل کرده است. هرچند خطوط لوله زمینی بخشی از انتقال نفت را جبران کردهاند، اما این مسیرها توان جایگزینی کامل تنگه هرمز را ندارند.
پیش از آغاز جنگ در ۹ حوت ۱۴۰۴، روزانه حدود ۱۳۰ کشتی از این تنگه عبور میکردند؛ رقمی که پس از حملات اخیر به حدود هشت کشتی کاهش یافته است.
در مقاطعی که تهران و واشنگتن از باز بودن مسیر خبر دادند، برخی کشتیها به سمت تنگه هرمز حرکت کردند، اما با اعلام جمهوری اسلامی درباره تشدید برخورد، بسیاری مسیر خود را تغییر دادند یا متوقف شدند.
میشل ویزه بوکمن، تحلیلگر شرکت ویندوارد، گفت دادههای ردیابی نشان میدهد پس از انتشار گزارش حمله به یک کشتی، دستکم ۳۳ شناور تلاش خود را برای عبور از تنگه متوقف کردند.
او افزود: «صبح شنبه نشانههایی از شکلگیری اعتماد دیده میشد، اما خیلی زود همهچیز تغییر کرد.»
به گفته او، تنها ۱۲ کشتی بدون ارتباط با ایران موفق به عبور شدند؛ آن هم در شرایطی که بسیاری از کشتیها برای عبور نیازمند هماهنگی با جمهوری اسلامی و حرکت در مسیرهایی نزدیک به سواحل ایران هستند.
بوکمن تاکید کرد: «در عمل دیگر چیزی به نام آزادی ناوبری وجود ندارد.»
در تازهترین خبرهای مرتبط، رسانهها در ایران اعلام کردند دو کشتی «اماسسی فرانچسکا» و «اپامینونداس» هدف قرار گرفتهاند. شرکت مدیریت کشتی اپامینونداس اعلام کرد این شناور هنگام عبور از تنگه، هدف تیراندازی یک قایق مسلح قرار گرفته، اما خدمه آن سالم هستند و گزارشی از آسیب یا آلودگی دریایی منتشر نشده است.
بر اساس دادههای موسسه «لویدز لیست اینتلیجنس»، از ۱۱ حوت تا ۳۰ حمل، ۳۰۸ کشتی مرتبط با ایران از تنگه هرمز عبور کردهاند؛ بهطور میانگین روزانه شش کشتی. در مقابل، در همین بازه زمانی تنها ۹۰ کشتی بدون ارتباط با ایران از این مسیر عبور کردهاند.
ایالات متحده برای جلوگیری از عبور کشتیهای ایرانی، از ۲۴ حمل محاصره دریایی را آغاز کرد تا صادرات نفت ایران را محدود کند.
ارتش امریکا اعلام کرده هیچ کشتی ایرانی موفق به عبور از این محاصره نشده و حتی یک نفتکش را توقیف کرده است. با این حال برخی تحلیلگران این اظهارات را زیر سوال بردهاند.
در عین حال، گزارشها حاکی از حضور محدود نظامی امریکا در تنگه هرمز است.
فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرده بهجای اسکورت کشتیها، بالگردهای تهاجمی برای ایجاد بازدارندگی در منطقه مستقر شدهاند.
با این حال، تحلیلگران میگویند تا زمانی که این حملات ادامه داشته باشد، شرکتهای کشتیرانی تمایلی به بازگشت به این مسیر نخواهند داشت.
یکی از مدیران شرکت بزرگ کشتیرانی «هاپاگ-لوید» به نیویارکتایمز گفت حملات بدون هشدار، شرایط را بهشدت غیرقابل پیشبینی کرده و اعتماد به امنیت این مسیر را از بین برده است.
در نهایت، آنچه در تنگه هرمز جریان دارد، یکی از گرههای اصلی اقتصاد جهانی و معادلات جنگ شده است. جایی که هر کشتی، هر گذر و هر توقف، میتواند اثری مستقیم بر بازارهای جهانی بگذارد.
شرکت منابع ملی پاکستان گزارش داد که تاسیسات این شرکت در دریگوان در جنوب غربی ایالت بلوچستان توسط افراد مسلح ناشناس مورد حمله قرار گرفته است.
بر اساس بیانیه این شرکت، نیروهای امنیتی بلافاصله در محل حاضر شدند و عملیات پاکسازی را آغاز کردند.
این شرکت در بیانیهای که روز چهارشنبه منتشر شد، گفت این حادثه حدود ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهر به وقت محلی رخ داده است.
این شرکت افزود که به رغم حمله مسلحانه، همچنان به توسعه و توانمندسازی جوامع محلی در بلوچستان متعهد است .
طبق بیانیه، بیش از ۹۰ درصد از نیروی کار در سایت دریگوان را مردم محلی تشکیل میدهند.
تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.
به نوشته نیویارکتایمز، با محدود شدن عرضه نفت در پی جنگ با جمهوری اسلامی و بسته شدن تنگه هرمز، قدرتهای اقتصادی جهان، یعنی چین، جاپان، امریکا و اروپا، موجودی بازار انرژی را به هر قیمتی خریداری میکنند. این مسئله کشورهایی با اقتصادهای کوچک را به مرز فروپاشی کشانده است.
روزنامه نیویارکتایمز، چهارشنبه ۲ حمل، در گزارشی تحلیلی به بررسی پیامدهای رقابت کشورهای ثروتمند برای ذخیرهسازی سوخت پرداخته است، پدیدهای که با شعلهور شدن آتش جنگ در خاورمیانه، امنیت انرژی را در کشورهای فقیرتر به مرز فروپاشی کشانده و نظریههای کلاسیک اقتصاد بازار را به چالش کشیده است.
به نوشته نیویارکتایمز، این رقابت تهاجمی نهتنها قیمتها را در سطح جهانی بهشدت افزایش داده، بلکه باعث شده است کشورهای کمدرآمد در آسیا، آفریقا و امریکای لاتین با بحرانهای اقتصادی بزرگی روبهرو شوند.
بازگشت به منطق بقا
ایزابل وبر، اقتصاددان دانشگاه ماساچوست، معتقد است بازار دیگر بر اساس سازوکارهای طبیعی رفتار نمیکند، بلکه «قانون جنگل» بر آن حاکم شده است.
دولتها برای محافظت از ثبات داخلی خود، به آنچه «خریدهای عصبی» توصیف شده، روی آوردهاند که خود به موتور محرک ترس و صعود دوباره قیمتها تبدیل شده است. این الگوی ویرانگر، یادآور بحران غذایی دهه ۷۰ میلادی و رقابت نابرابر برای خرید واکسین در دوران کووید-۱۹ است.
شکاف عمیق میان دارا و ندار
کشورهای بزرگ با زیرساختهای عظیمِ ذخیرهسازی مانند چین، با وجود افت واردات، همچنان امنیت انرژی خود را حفظ کردهاند.
در سوی دیگر، در کشورهایی نظیر فیلیپین که وابستگی ۹۰ درصدی به نفت خلیج فارس دارند، وضعیت اضطراری ملی اعلام شده است.
اعتصاب رانندگان و ناتوانی دولتها در ادامه پرداخت یارانههای سوخت، ثبات سیاسی این مناطق را متزلزل کرده است.
در غرب نیز اوضاع چندان آرام نیست. در اروپا، غول هواپیمایی مانند لوفتهانزا به دلیل دو برابر شدن هزینه سوخت، مجبور شدهاست ۲۰ هزار پرواز را لغو کند.
در ایالات متحده نیز دولت برای مهار نارضایتیهای اقتصادی، میلیونها بشکه نفت از ذخایر استراتژیک خود را آزاد کرده است تا فشار را بر مصرفکننده داخلی کاهش دهد.
شکست پروژه جهانیسازی
جوزف استیگلیتز، برنده جایزه نوبل اقتصاد، این وضعیت را ضربهای مهلک به ایده جهانیسازی میداند.
او گفت: «نگرش غالب پس از جنگ جهانی دوم بر این اصل استوار بود که مرزها در تجارت اهمیتی ندارند، اما با شروع احتکارهای ملی، مرزها بار دیگر به واقعیتهای سخت جغرافیایی تبدیل شدهاند.»
اگرچه نهادهایی مانند صندوق بینالمللی پول به کشورها هشدار دادهاند که از ممنوعیت صادرات بپرهیزند، اما در دنیایی که هر کشور در وضعیت بقا به سر میبرد، این توصیهها رنگ باخته است.
نتیجه نهایی این بحران، برتری قدرت پول بر عدالت اجتماعی است، جایی که ثروتمندان به زندگی لوکس خود ادامه میدهند و فقرا در تامین ابتداییترین نیازهای معیشتی خود باز میمانند. تاریخ نشان داده است که در سیطره ترس از بهوجود آمدن قحطی، همکاری بینالمللی نخستین قربانی خواهد بود.
اکنون نوبت به انرژی رسیده است؛ جایی که کمبود گاز برای آشپزی در هند و سوخت جت در جنوب شرق آسیا، زندگی روزمره میلیونها نفر را مختل کرده است.