بربنیاد گزارشها، بسیاری ملاهای برجسته پاکستان در تیراندازی توسط افراد مسلح ناشناس موتورسایکلسوار، بمبگذاری و انتحاری کشته شدهاند. بیشتر حملات هدفمند علیه روحانیون در مناطق مرزی با افغانستان، به ویژه در مساجد، مدارس و مراکز مذهبی انجام شدهاند. این حملات امنیت پاکستان را با خطر مواجه کرده است.
مولانا محمدادریس ترنگزی، روحانی شناختهشده و نماینده سابق ایالتی پاکستان سهشنبه، ۱۵ ثور بهدست مهاجمان موتورسایکل سوار در منطقه چارسده ترور شد. دستکم دو پولیس نیز در این حمله زخمی شدند.
شاخه خراسان گروه داعش مسئولیت این حمله را به عهده گرفت. داعش خراسان در بیانیه خود این روحانی برجسته جمعیت علما را «وابسته به حکومت پاکستان» توصیف کرد. ترور این روحانی اعتراضات گستردهای را در برخی مناطق پاکستان به همراه داشت.
پیش از این، در ۱۳ عقرب ۱۴۰۴ مولانا عبدالسلام عارف، عضو شورای ایالتی و خطیب مسجد در چارسده در یک رویداد مشابه بهدست مهاجمان موتورسایکلسوار ترور شد.
عبدالسلام عارف مسئول مدرسه ابوبکر صدیق بود. مسئولیت حمله به این روحانی را هیچ گروهی به عهده نگرفته است. کارشناسان پاکستانی گفتند حمله به این روحانی عضو جمعیت علمای اسلام به شیوه حملات داعش خراسان انجام شده است.
بسیاری از روحانیون کشته شده در حملات پسین عضو جمعیت علمای پاکستان بودهاند. ناظران میگویند مواضع و فعالیتهای جمعیت علما در هدف قرار گرفتن اعضای آن نقش داشته است. این جریان از متحدان ارتش پاکستان شناخته میشود. مولانا فضلالرحمن، رهبر این جریان اخیرا برداشتن سلاح و خشونت علیه دولت پاکستان را «نامشروع و ناجایز خواند.»
با این حال، در اواخر فبروری ۲۰۲۵ حمیدالحق حقانی، رئیس دارلعلوم حقانیه در کوره ختک و رهبر جناح دیگری از جمعیت علمای اسلام در یک حمله انتحاری در داخل مسجد کشته شد. او هنگام ادای نماز جمعه در مدرسه حقانیه مورد حمله قرار گرفت. در این رویداد پنج نفر دیگر نیز جان باختند و حدود ۲۰ نفر زخمی شدند.
دارالعلوم حقانی، در حدود ۹۵ کیلومتری مرز افغانستان قرار دارد و بسیاری از رهبران طالبان در این مدرسه پرورش یافتهاند. مسئولان مدرسه حقانی گفته بودند که به تسلط گروه طالبان بر افغانستان افتخار میکنند.
تحلیلگران پاکستانی این حمله را به داعش نسبت دادند، اما داعش خراسان و هیچ گروه دیگر بهطور رسمی مسئولیت این حمله را به عهده نگرفتهاند.
حکومت پاکستان در پی بسیاری از این حملات اعلام کرده است که تحقیقات همهجانبه انجام میدهد. اما تاکنون نتایج این تحقیقات بهطور رسمی منتشر نشدهاند.
مفتی عبدالباقی نورزی، یکی دیگر از رهبران ارشد جمعیت علمای اسلام در بلوچستان بود که در اواخر حوت ۱۴۰۳ در جاده میدانهوایی کویته ترور شد. این روحانی پاکستانی نیز در تیراندازی افراد مسلح موتورسایکلسوار کشته شد. مسئولیت این حمله را داعش به عهده گرفت.
موارد مشابه دیگری مانند ترور مفتی شاه میر و قاری نظامالدین، دو عضو دیگر جمعیت علمای اسلام بودند که در این دوره به ترتیب در بلوچستان و پنجاب ترور شدند.
شیخ یوسف افریدی و مولوی عبدالقادر، نیز دو روحانی دیگر بودند که در اوایل ثور ۱۴۰۴ در دو رویداد جداگانه در ولسوالیهای خیبر و کوهاتِ ایالت خیبر پختونخوا بهدست افراد ناشناس کشته شدند. مسئولیت ترور این دو روحانی را هیچ گروهی به عهده نگرفته است.
بربنیاد گزارشها، موج ترور روحانیون در پاکستان برای شهروندان در مناطق ناآرام و بهویژه برای جمعیت علمای اسلام به یک بحران امنیتی تبدیل شده است. حملات هدفمند علیه روحانیون اعتراضات گستردهای را در چندین شهر از جمله کویته، تربت، چارسده، پیشاور و اسلامآباد به راه انداخت.
جمعیت علمای اسلام این حملات را «قتل عام هدفمند علما» توصیف کرده است. این جریان با برگزاری تجمعات اعتراضی خواستار تامین فوری امنیت روحانیون و مدارس دینی توسط حکومت پاکستان شده است.
کارشناسان افزایش ترور روحانیون توسط مهاجمان مسلح و عمدتا موتورسایکل سوار را گواهی بر قدرتگیری و گسترش فعالیتهای تحریک طالبان پاکستانی و شاخه داعش خراسان خواندهاند. آنها در مواردی که هیچ گروهی مسئولیت این حملات را به عهده نگرفته، از نحوه تاکتیک حملات، این دو گروه را به دست داشتن در آن متهم کردهاند.
حکومت پاکستان این ترورها را شدیداً محکوم کرده و آنها را کار «تروریستهای خارجی و داخلی» دانسته است. مقامات پاکستانی به شمول آصفعلی زرداری، رئیسجمهور و شهباز شریف، نخستوزیر این کشور در پی حملات هدفمند به روحانیون ابراز نگرانی کرده و دستور تحقیقات کامل صادر کردهاند.
کارشناسان معتقدند که مدارس دینی و برخی روحانیون افراطی در ناآرامیهای بخشهایی از پاکستان، بهویژه ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان نقش داشتهاند. شماری از آنها به نحوی از فعالیتهای شبهنظامیان حمایت کردهاند.
این در حالی است که شماری از روحانیونی که در پاکستان ترور شدهاند، با سیاستهای حکومت علیه شبهنظامیان، بهویژه تحریک طالبان پاکستانی مخالفت داشتهاند.
کارشناسان میگویند افزایش موج حملات هدفمند علیه روحانیون، نهتنها امنیت داخلی پاکستان را تهدید میکند، بلکه شکافهای عمیقی درون جریانهای اسلامگرای پاکستان را آشکار کرده است. آنها میگویند ادامه این حملات ثبات سیاسی و امنیتی پاکستان را تضعیف میکند.
برخی تحلیلگران به تنش میان گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان و شاخه خراسان داعش با روحانیون نزدیک به نهادهای امنیتی اشاره دارند. سابقه طولانی رقابت میان این جریانها، این فرضیه را تقویت میکند.