• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

«افراد امر به معروف طالبان من و پسر ۱۶ ساله‌ام را تهدید و تحقیر کردند»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۳۹ (‎+۱ گرینویچ)

«در تاریخ سه‌شنبه، ۲۳ ثور ۱۴۰۵، اتفاقی برای من و پسر ۱۶ ساله‌ام رخ داد که هنوز هم اثرات روحی و روانی آن از ما دور نشده است.

در آن روز، افراد امر به معروف طالبان ما را به دلیل نوع پوشش و آنچه از نظر آنان عدم رعایت حجاب کامل تلقی می‌شد، متوقف کردند. برخورد آنان تنها یک تذکر نبود. رفتارشان همراه با تهدید، تحقیر و خشونت بود. چندین بار با سلاح ما را تهدید کردند تا سوار موترشان شویم و حتی تهدید به شلیک نیز مطرح شد.

در آن لحظات، من به‌عنوان یک مادر، خود را میان ترس از مرگ و ترس از توقیف و سرنوشت نامعلوم خود و فرزندم می‌دیدم. در جریان این برخورد، دست پسر ۱۶ ساله‌ام را با خشونت پیچ دادند و فشار شدیدی بر استخوانش وارد کردند. صحنه‌ای که هنوز هم از ذهنم بیرون نمی‌شود.

در کنار این وضعیت، پرونده مهاجرتی من به آلمان نیز که تمامی مراحل قانونی آن طی شده بود، پس از حوادث و جرایم انجام‌شده توسط برخی مهاجران افغان در اروپا، به حالت تعلیق درآمد. این در حالی است که هزاران افغان دیگر هیچ ارتباطی با خشونت و جرم ندارند، اما بهای اشتباهات عده‌ای محدود را با بسته شدن راه نجات و آینده خود می‌پردازند.

مردم ما چیزی کمتر از ملت‌های دیگر ندارند. در میان همین نسل خسته و زیر فشار، هزاران معلم، داکتر، انجینر، دانشجو و جوان بااستعداد وجود دارد که تنها از یک چیز محروم مانده‌اند: فرصت.

من می‌خواهم صدای زنانی باشم که هر روز با ترس زندگی می‌کنند و صدای خانواده‌هایی که میان ناامنی، محدودیت و بلاتکلیفی، آرام‌آرام فرسوده می‌شوند.

لطفا، لطفا صدای من باشید، چون واقعا اینجا برای زنان و کودکان به دنیایی از وحشت و دهشت تبدیل شده است.»

نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.

پربازدیدترین‌ها

قهرمان پشتون‌تبار تاجیکستان کیست؟
۱

قهرمان پشتون‌تبار تاجیکستان کیست؟

۲

مهندس بیکاری که در کابل دست به خودکشی زده بود درگذشت

۳

جنرال حکومت پیشین که با طالبان بیعت کرده بود به اتهام قتل دو زن بازداشت شد

۴

ویران‌کردن «منار نجات» توسط طالبان واکنش‌های گسترده‌ای را برانگیخته است

۵

طالبان از پاکستان درباره افغان‌های ناپدیدشده معلومات خواست

•
•
•

مطالب بیشتر

باشندگان غرب کابل: «افراد زورمند در قلعه نو زمین‌های مردم را تصرف می‌کنند»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۳۲ (‎+۱ گرینویچ)

«ما باشندگان منطقه غرب کابل، در آخر قلعه نو مربوط شهرک اتفاق، می‌خواهیم صدای خود را به نهادهای مسوول برسانیم.

در روزهای اخیر افرادی با استفاده از زور و نفوذ، اقدام به تصرف و ساخت‌وساز در زمین‌هایی کرده‌اند که مالکان اصلی آن اسناد قانونی و معتبر مالکیت را در اختیار دارند.

ما مردم محل ادعا داریم که این افراد با تشکیل یک شبکه غیرقانونی، در روند تصرف این زمین‌ها دخیل هستند.

همچنین باشندگان محل نگرانی دارند که برخی افراد مسوول در پوسته امنیتی و پولیس محل، به‌جای جلوگیری از این اقدامات، با این افراد همکاری کرده باشند.

ما از مسوولان طالبان، نهادهای عدلی و قضایی و اداره‌های امنیتی تقاضا داریم تا برای جلوگیری از ظلم، غصب زمین و تضییع حقوق مردم، این موضوع را به‌گونه عاجل، عادلانه و مطابق شریعت و قانون بررسی کنند تا حق به حقدار برسد و جلو سوءاستفاده و بی‌اعتمادی در جامعه گرفته شود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«کارمندان وزارت امور مهاجرین بیش از دو ماه است معاش نگرفته‌اند»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۲۸ (‎+۱ گرینویچ)

«لطفاً صدای درد و رنج ماموران دولت، به‌خصوص کارمندان وزارت امور مهاجرین را بازتاب دهید. بیش از دو ماه می‌شود که معاش‌های کارمندان پرداخت نشده و خانواده‌های زیادی در وضعیت بسیار دشوار اقتصادی قرار گرفته‌اند.

در آستانه عید قربان، بسیاری از کارمندان حتی توان تهیه ابتدایی‌ترین نیازهای زندگی را ندارند.

متاسفانه وضعیت کنونی وزارت امور مهاجرین نتیجه مستقیم ضعف مدیریت، بی‌برنامگی و تعیین افراد غیرمسلکی در بست‌های کلیدی است.

امروز بیشتر مسوولان و رییسان این وزارت افرادی هستند که هرچند ممکن است در بخش‌های دینی تحصیل کرده باشند، اما هیچ تخصص، تجربه و شناخت کافی از امور مهاجرت، مدیریت بحران مهاجران، سیستم‌های اداری، تکنالوژی، هماهنگی‌های بین‌المللی و نیازهای واقعی مهاجران ندارند.

وزارتی که باید با سازمان‌های بین‌المللی، نهادهای کمک‌رسان، کشورهای میزبان مهاجران و هزاران پرونده پیچیده مهاجرتی سروکار داشته باشد، نیازمند افراد متخصص، مسلکی و باتجربه است؛ نه افرادی که تنها بر اساس روابط و وابستگی‌ها در بست‌های مهم تعیین شده‌اند.

نتیجه این تعیینات غیرمسلکی امروز به‌وضوح دیده می‌شود: تاخیر طولانی در معاش‌ها، بی‌نظمی شدید اداری، نبود شفافیت، نارضایتی گسترده کارمندان و سردرگمی کامل در بسیاری از بخش‌ها.

در حالی که کارمندان پایین‌رتبه با مشکلات شدید اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، برخی مسوولان تمام تمرکز خود را روی گرفتن امتیازات بیشتر، تعیین افراد نزدیک به خود و تقسیم امتیازات میان حلقات خاص گذاشته‌اند.

گفته می‌شود معاش‌های کارمندان نیز به دلیل همین اختلافات و زدوبندها به تاخیر افتاده و عملاً حق هزاران کارمند بی‌گناه قربانی منافع شخصی چند فرد بی‌کفایت شده است.

این‌که در چنین شرایط سخت، کارمند دولت دو ماه بدون معاش بماند و هیچ مسوولی پاسخگو نباشد، نشان‌دهنده اوج ضعف مدیریت و نبود احساس مسوولیت در برابر مردم است.

اگر مسوولان واقعاً تخصص و توانایی مدیریت می‌داشتند، هرگز وضعیت به این حد از بی‌نظمی و بی‌عدالتی نمی‌رسید.

از رسانه‌ها می‌خواهیم این مشکلات و بی‌عدالتی‌ها را بازتاب دهند تا صدای کارمندان مظلوم به گوش مسوولان بلندپایه برسد و جلو سوءمدیریت و تعیینات غیرمسلکی گرفته شود.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«یک باشنده پریان پنجشیر: طالبان جوانان را بازداشت و شکنجه می‌کند»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۲۵ (‎+۱ گرینویچ)

«من یک باشنده پریان پنجشیر هستم. مدت یک ماه می‌شود که بر مردم پریان بی‌حد و اندازه ظلم است. هر روز جوانان را گرفتار می‌کنند و شکنجه می‌کنند. من خودم یک هفته در بند طالبان بودم و بسیار شکنجه شدم.

کسانی که از پریان با طالبان هستند، اجازه نان خوردن خود را ندارند. رسانه‌های دولتی می‌آیند و به زور از مردم مصاحبه می‌گیرند. به مردم می‌گویند بگویید امنیت است و هیچ گپ نیست در پریان.

تا چه وقت این ظلم بر ما ادامه دارد؟ به خدا، مردم قریه کوجان پریان همه به تنگ آمده‌اند. هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد به روستاهای خود بروند و از رفتن به آغیل‌های‌شان منع شده‌اند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

«دختری در منطقه ما بارها برای ازدواج اجباری تهدید شده است»

۳۰ ثور ۱۴۰۵، ۲۳:۱۸ (‎+۱ گرینویچ)

«من یک خانم از افغانستان هستم. دختری در منطقه ما فارغ‌التحصیل لیسانس دانشگاه است و معلم هم است. تا حالا چهار بار شده که پدرش با مادراندرش دست یکی کرده و می‌خواهد او را به ازدواج اجباری مجبور کند. هر بار او را لت‌وکوب می‌کند و تهدید به مرگ می‌کند.

اگر وضعیت تغییر نکند، شاهد مرگ دختران زیادی خواهید بود. من مطمئنم این دختر هم حتماً در آخر کشته می‌شود؛ یا به دست پدر و مادراندرش، یا آن‌قدر مجبور می‌شود که خودش به زندگی لعنتی افغانستان پایان دهد.

چون هر بار او را آن‌قدر مجبور به ازدواج اجباری می‌کنند که خانه را ترک می‌کند و به خانه عمه، دختر کاکا یا قوم و خویش پناه می‌برد و چند وقتی پنهان می‌شود تا نجات پیدا کند.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»

یک شهروند هزاره: «ملاهایی که خشونت طالبان را توجیه می‌کردند حالا خودشان آشفته شده‌اند»

۲۹ ثور ۱۴۰۵، ۲۲:۰۰ (‎+۱ گرینویچ)

من در دشت برچی زندگی می‌کنم و هر روز دست‌کم یک مورد از لت‌وکوب، تحقیر و توهین جوانان هزاره به دست جنگ‌جویان طالبان را شاهد هستم. هر روز می‌بینم که جوانان هزاره به بهانه‌های گوناگون سیلی می‌خورند.

اگر یکی از آن‌ها اندکی در برابر جنگ‌جویان طالب سر خود را بلند بگیرد، به اتهامات واهی برایش دوسیه ساخته می‌شود و به حوزه‌های امنیتی انتقال داده شده و به شدت شکنجه می‌گردد و سپس از خانواده‌اش مبالغ هنگفتی زیر عنوان تضمین گرقته می‌شود.

در دشت برچی و بسیاری از نواحی محل زیست هزاره‌ها در ولایت‌های مختلف، دختران برای آن که دامی برایشان پهن نشود، از بسیاری از مسائل عادی زندگی‌شان چشم‌پوشی می‌کنند.

دختران زیادی را می‌شناسم که تنها به این دلیل که از خانه بیرون شده‌اند، توسط طالبان بازداشت و به حوزه برده شده و سپس از خانواده‌هایشان مبالغ هنگفتی به عنوان ضمانت گرفته شده است.

خانواده‌ها طبق سفارش طالب، برای آن که بدنام نشوند، حتی خبر بازداشت دختران‌شان را انکار می‌کنند.

در مجالس و مساجد، ملاهای مساجد در همنوایی کامل با طالبان، به جای دادخواهی از این وضعیت رقت‌بار، از برقراری نظام به اصطلاح اسلامی توسط این گروه تقدیر و تشکر می‌کنند. از امنیت خیالی سخن می‌زنند و در وصف جنگ‌جویان طالبان، به مدیحه‌سرایی می‌پردازند و از سربازان امر به معروف به دلیل برخورد با این جوانان تقدیر می‌کنند.

من در یکی از این مجالس، شاهد بودم که شیخی با صدای بلند به پدران و مادران حاضر در مجلس حمله کرد که چرا دختران‌شان را اجازه می‌دهند که بیرون از خانه بروند. شیخ سپس با تفاسیر خاص خودش از دین گفت جای پدران و مادرانی که دختران‌شان را اجازه می‌دهند بیرون بروند، در جهنم است.

برخی از به اصطلاح متنفذان طالبان تحت عناوین مختلف مصروف کارهای دوسویه علیه جوانان هزاره هستند؛ از یک‌سو، تحت عنوان «مصلحت» دختران و پسران جوان هزاره را به شکل نرم تهدید می‌کنند و از طرف دیگر آدرس فعالین هزاره را در اختیار استخبارات طالبان قرار می‌دهند و قلم‌به‌دستان‌شان در شبکه‌های اجتماعی با متن‌های سخیف و به شکل یک‌دست در توجیه اعمال ضد بشری طالبان قلم‌فرسایی می‌کنند.

شخصی به نام آیت‌الله شریفی، گویا توسط طالبان تحقیر شده است. ملاها از این پیشامد چنان برآشفته‌اند که گویا «سنگی به مکه خورده است».

من از تحقیر و توهین افراد از هر قشری و هر صنفی مخالف هستم، اما تعجبم از این است که چه تفاوتی است بین این آدم و جوانانی که در پنج سال به شکل مداوم توسط جنگ‌جویان طالبان تحقیر شده‌اند؟

چطور در این پنج سال ملا امامان مساجد، مدرسان حوزه‌های دینی و پیشگامان رعیت‌خواهی، جوانان هزاره را مستحق شکنجه می‌دانستند و حتی دختران را مستحق بی‌عزت شدن و بی‌عفت شدن، اما سیلی طالب به روی خود ملا این گونه خواب‌شان را برآشفته است؟

اگر نظام به زعم ملاها قانونی و اسلامی است، جرم این شیخ جدی‌تر است؛ زیرا جوان هزاره تنها به این دلیل که در کوچه‌ها مثلا با پیراهن و تنبان افغانی نگشته و یا آن که از برابر جنگ‌جوی طالب با وقار گذشته است، با تحقیر و توهین و حتی زندان مواجه شده است، اما شیخ، یک حکم شرعی مذهب حاکم را نادیده گرفته است. از این منظر کار طالب قانونی است و حق لت‌وکوب و حتی زندان شیخ را دارد.

ملایی که پنج سال است شلاق طالب بر جوان هزاره را توجیه می‌کند، ملایی که پنج سال است بی‌خانمان‌سازی هزاره‌ها را قانونی اعلام می‌کند، ملایی که پنج سال است خود را رعیت می‌خواند و مردم را نیز دعوت می‌کند که رعیت باشند، ملایی که پنج سال است به جای اعتراض به هتک حرمت به ناموس هزاره، دختر هزاره را مقصر می‌خواند و از امر به معروف طالبان می‌خواهد که دختران را بازداشت، شکنجه و زندانی کند، نباید از سیلی سرباز نظام طالبان آشفته شود، بلکه باید خود را با معیارهای همین نظام عیار کند و از خواندن «صیغه موقت» دست بردارد؛ چرا که این اقدام از نظر نظام طالبان حرام است و انجام حرام قطعا مجازات در پی دارد.»

«نوشته‌هایی که در این صفحه بازتاب داده می‌شود، تجربه‌ها، درددل‌ها و مشکلات مردم به قلم خود آن‌هاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشته‌ها دست نمی‌برد.»