در کنار او محمداعظم، رانندهای که با موتر کرایهای مسافران را میان تفتان و کویته منتقل میکرد، نیز کشته شد.
مهرهای پاسپورت که به نام مستعار «ولی محمد» صادر شده بود، نشان میداد که او در اواخر ماه مارچ به ایران رفته و در اول جوزا ۱۳۹۵ دوباره به پاکستان بازگشته است.
ملا منصور پیش از آن نیز برای جمعآوری پول به دبی سفر کرده بود و قبل از آنکه سازمان سیا او را بازداشت کند، به ایران گریخته بود.
سوزان رایس، مشاور امنیت ملی وقت باراک اوباما، رئیسجمهور پیشین امریکا، خواسته بود که هواپیمای منصور بازگردانده شود، اما مقامهای امارات گفته بودند که دیگر دیر شده است.
برخی منابع طالبان باور داشتند که منصور با مقامهای امارات روابط نزدیکی داشت و فعالیتهای تجاری خود را نیز مدیریت میکرد. در موضوع فرار او به ایران نیز از مقامهای امارات بهعنوان افراد دخیل نام برده میشد.
منصور پس از ایران به پاکستان رفت و مقامهای امریکایی بار دیگر از محل حضور او آگاه شدند.
او بهگونه پنهانی و با گذرنامه پاکستانی به نام «ولی محمد» به امارات متحده عربی سفر میکرد.
اختر منصور که بود؟
اختر محمد منصور، فرزند محمدجان، در سال ۱۳۴۷ خورشیدی در روستای بند تیمور ولسوالی میوند ولایت قندهار به دنیا آمد و از قوم اسحاقزی بود.
در سالهای اشغال افغانستان توسط نیروهای شوروی، او در کمپ گردی جنگل در بلوچستان زندگی میکرد و در مدرسهای در منطقه عبداللهخان کراس شهر کویته علوم دینی میآموخت. سپس به پشاور رفت و در مناطق کچهگری و دیگر مناطق به آموزشهای دینی ادامه داد و دوره کوتاهمدتی را نیز در کمپ جلوزی پیشاور گذراند.
او در سال ۱۳۶۴ در جبهه قاری عزیزالله، یکی از فرماندهان ولایت قندهار، فعالیت داشت و در منطقه پاشمول ولسوالی پنجوایی زیر نظر ملا محمد حسن آخند علیه نیروهای شوروی و حکومت وقت افغانستان میجنگید.
در زمان شکلگیری تحریک طالبان، منصور در مدرسه امینیه در روستای هجرت کمپ جلوزی پیشاور همراه با مولوی شهابالدین دلاور و سید قریش بابا درس میخواند و بعداً به طالبان پیوست. او در صفوف طالبان سمتهای بلندپایهای داشت و در سالهای پایانی به عنوان فردی نزدیک و مورد اعتماد ملا عمر شناخته میشد.
منصور در دوره نخست حکومت طالبان، از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۸۰، وزیر ترانسپورت و هوانوردی بود.
پیش از آنکه به عنوان دومین رهبر طالبان تعیین شود، او مسئول قدرتمند مالی این گروه بود و شبکه نیرومندی از فرماندهان جنگی را نیز در اختیار داشت.
از فرماندهان نزدیک او میتوان به صدر ابراهیم، قیوم ذاکر، ملا منصور دادالله، محمد مزمل، هدایتالله بدری مشهور به مولوی گلآغا (وزیر کنونی معادن طالبان)، ملا محمدزی، پیر آغا مشهور به «قصاب داعش» که دو سال پیش در یک رویداد ترافیکی در غزنی کشته شد، عبدالاحد طالب و شماری دیگر از افراد نزدیکش اشاره کرد.
زمانی که ملا محمد عمر در سال ۱۳۹۲ درگذشت، تنها اختر محمد منصور بود که مرگ او را پنهان نگه داشت. تا سال ۱۳۹۴ به اعضای طالبان گفته میشد که ملا عمر هنوز زنده است. منصور با استفاده از صدای ملا عمر فرمان صادر میکرد، پیامهای کتبی او را منتشر میساخت و به بهانه مسائل امنیتی و احتیاط، نشر نوارهای صوتی را متوقف کرده بود.
یکی از نزدیکان اختر محمد منصور که اکنون به دلیل بیماری در سمت رسمی فعالیت ندارد، میگوید: «در تابستان ۱۳۹۴، زمانی که مرگ ملا محمد عمر رسماً اعلام شد، شورای رهبری طالبان همراه با شماری از عالمان دینی و بزرگان این گروه در کویته پاکستان نشست برگزار کردند و اختر محمد منصور را به عنوان امیرالمؤمنین جدید انتخاب کردند.»
اختر محمد منصور از ۷ اسد ۱۳۹۴ تا اول جوزای ۱۳۹۵ رهبر طالبان بود.
اختلافات داخلی بر سر رهبری
گفته میشود که ملا قیوم ذاکر از نخستین افرادی است که از مرگ ملا عمر آگاه شده بود.
این حلقه محدود شامل ملا محمد یعقوب، پسر ملا عمر، ملا عبدالمنان برادر ملا عمر، شیخ عبدالحکیم رئیس دارالافتا، مولوی هبتالله آخندزاده رئیس قضا، عبدالسلام از افراد نزدیک و قاصد ملا عمر، مولوی نورمحمد ثاقب و امیرخان حقانی بود.
به گفته منابع، تصمیمگیری درباره جانشین ملا عمر در نشستی جداگانه میان چهار چهره ارشد طالبان؛ شیخ عبدالحکیم، هبتالله آخندزاده، عبدالسلام و مولوی نورمحمد ثاقب انجام شد، اما این تصمیم بدون مخالفت داخلی نبود، زیرا ملا عبدالمنان، برادر ملا عمر، انتقال رهبری را نقض حق خانواده خود میدانست.
به گفته منابع، قیوم ذاکر نخستین فردی بود که عبدالمنان را تشویق کرد با ملا اختر محمد منصور بیعت کند، اما این تلاشها برای حفظ وحدت خیلی زود به اختلافات داخلی تبدیل شد.
اختلافات زمانی جدیتر شد که قیوم ذاکر بدون اجازه ملا منصور، گروههای جنگی طالبان را در ولایتهای جنوبی با یکدیگر یکجا کرد. او فرماندهان را مجبور ساخت تا سلاحها و تجهیزات نظامی خود را ثبت کنند. منصور این اقدامات را تهدیدی برای اقتدار خود دانست و صلاحیتهای قیوم ذاکر را محدود کرد. در نتیجه، قیوم ذاکر از کمیسیون نظامی استعفا داد و فعالیتهایش را موقتاً متوقف کرد. اما او بهزودی نشستهای انتقادی را آغاز کرد که در آن شماری از رهبران ناراضی طالبان، از جمله ملا محمد رسول، ملا عبدالرازق و حسن رحمانی نیز حضور داشتند.
این گروه به رهبری ذاکر، فهرستی ده مادهای از خواستهها را به ملا منصور ارائه کرد و هشدار داد که اگر پذیرفته نشود، راز پنهان نگهداشتن مرگ ملا عمر را افشا خواهند کرد.
در حالیکه رهبران طالبان تلاش میکردند بحران داخلی را مهار کنند، منابع میگویند که ملا منصور در نتیجه فشارها، ۹ مورد از ۱۰ خواسته قیوم ذاکر را پذیرفت، اما مهمترین درخواست او، یعنی بازگرداندن ریاست کمیسیون نظامی، را رد کرد. منصور گفته بود: «کسی که خودش با زبان خود منصب بخواهد، من نمیتوانم آن را به او بدهم.»
در میانه سال ۱۳۹۴، قیوم ذاکر همراه با هواداران نزدیکش مراسم فاتحه ملا عمر را برگزار کرد. این اقدام، ملا منصور و بیعتکنندگانش را وادار کرد که مرگ ملا عمر را اعلام و رهبری جدید را رسمی کنند. زمانی که شورای رهبری طالبان و امیر جدید معرفی میشد، قیوم ذاکر و ملا عبدالمنان جلسه را ترک کردند و مخالفت خود را با درج نام منصور بهعنوان رهبر اعلام کردند.
اما روابط گسترده منصور، نفوذ او در شورا و ارتباطش با فرماندهان مهم منطقهای، این مخالفتها را کماثر ساخت. از میان ۱۹ عضو شورای رهبری طالبان، ۱۵ نفر با او بیعت کردند و قیوم ذاکر که تا آن زمان مخالفت رسمی نکرده بود، در نهایت مجبور شد با ارسال نامهای رهبری ملا اختر محمد منصور را بپذیرد.
منابع طالبان و شماری از همرزمان نزدیک اختر محمد منصور به افغانستان اینترنشنال گفتند که ملا یعقوب، قیوم ذاکر، ملا منصور دادالله، صدر ابراهیم، ملا محمدزی، ملا مزمل و شماری دیگر از رهبران طالبان با رهبری منصور مخالف بودند و آن را «کودتای استخبارات پاکستان» میدانستند.
به گفته منابع، هنگام انتخاب ملا اختر محمد منصور، ملا برادر که نزدیکترین فرد به ملا محمد عمر به شمار میرفت، به اتهام ارتباط با حامد کرزی، رئیسجمهور پیشین افغانستان، در زندان پاکستان بود و اسلامآباد نمیخواست رهبری طالبان به او سپرده شود.
یکی از مقامهای حکومت پیشین طالبان که اکنون عضو شورای مشورتی هبتالله آخندزاده است، گفت: «برای پایان دادن به بیاعتمادی میان طالبان و حفظ وحدت این تحریک، شورای رهبری تصمیم گرفت ملا هبتالله و سراج حقانی را بهعنوان معاونان اختر محمد منصور تعیین کند.»
منابع همچنین گفتهاند که با وجود این بیاعتمادیها و تردیدها، ملا منصور دادالله و ملا قیوم ذاکر در نهایت راه خود را از یکدیگر جدا کردند.
طیب آغا، خار چشم ملا منصور
در سال ۱۳۹۱، زمانی که طیب آغا، نماینده ارشد طالبان، از ملا عمر اجازه خواست تا برای تنظیم روند تبادله زندانیان دفتر طالبان را افتتاح کند، این اقدام مسیر تازهای را در ساختار قدرت و تصمیمگیری طالبان ایجاد کرد. ملا عمر اجازه داد، اما در این تصمیم، نه رضایت و نه حضور ملا منصور، که در آن زمان جانشین او به شمار میرفت، وجود داشت.
به باور منابع، همین موضوع باعث سردی روابط میان دفتر قطر و ملا منصور شد، زیرا طیب آغا بعداً نهتنها اطلاعات خود را با منصور شریک نمیکرد، بلکه در تصمیمهای مهم نیز با او مشوره نمیکرد. دفتر قطر چند ماه پس از مرگ ملا عمر افتتاح شده بود.
منابع نزدیک به طالبان میگویند که ملا منصور از فعالیتهای دفتر قطر ناراضی بود و باور داشت که نمایندگان این دفتر کاملاً خارج از چارچوب رهبری و شورای طالبان عمل میکنند و بهگونه مستقل با سازمانهای استخباراتی غربی در تماساند. نگرانی او این بود که این روابط نهتنها نتیجهای ندارد، بلکه باعث هدر رفتن منابع، پول و فرصتها میشود.
منصور از عملکرد اعضای دفتر قطر در برقراری ارتباط با سازمانهای بزرگ استخباراتی ناامید شده بود و فکر میکرد آنان توانایی انجام کار مؤثر را ندارند و باید خودش مستقیماً وارد عمل شود. او میگفت روابط دفتر قطر از دید سازمان سیا پنهان نیست و این دفتر نمیتواند در برقراری ارتباط با روسیه، چین و ایران نقش مؤثری ایفا کند. به همین دلیل میخواست شخصاً روابطش را با ایران و روسیه تقویت کند، اما همین تلاشها در نهایت به کشته شدن او انجامید.
با رسیدن اختر محمد منصور به رهبری، طالبان تحت فرمان او حملات خود را در افغانستان افزایش دادند، اما با وجود این، او از مذاکرات صلح نیز حمایت میکرد؛ مذاکراتی که در آن زمان با میزبانی چین و پاکستان برگزار میشد.
نزدیکی او به روند گفتوگوهای صلح، از سوی برخی رهبران طالبان و تحلیلگران، بهدلیل ارتباط با سازمانهای استخباراتی پاکستان مورد انتقاد قرار گرفته بود.
به گفته منابع، یکی دیگر از دلایل کشته شدن او این بود که در ماههای پایانی به جنگجویانش گفته بود از پاکستان به محل امن دیگری منتقل شوند.
کشته شدن منصور مرحلهای بسیار حساس در سیاست دولت باراک اوباما در قبال افغانستان بود، زیرا این اقدام تلاشی برای افزایش فشار بر روند صلح و احتمال تشدید عملیات نظامی به شمار میرفت. همچنین این حمله پیامی به پاکستان بود که ایالات متحده در صورت نیاز میتواند بدون اطلاع و هماهنگی قبلی در خاک پاکستان اقدام کند.
چودری نثار علی خان، وزیر داخله وقت پاکستان، آن زمان هشدار داده بود که این حمله «پیامدهای جدی» برای روابط با امریکا خواهد داشت و آن را «کاملاً مغایر با منشور سازمان ملل و قوانین بینالمللی» خوانده بود.
اما مقامهای حکومت پیشین افغانستان، از جمله جنرال عبدالرازق، فرمانده پیشین پولیس قندهار که بعدها کشته شد، گفته بودند که اختر محمد منصور در بازی پاکستان جان خود را از دست داد. فرمانده رازق افزوده بود که منصور دیگر از فشارها و خواستههای پاکستان خسته شده بود و میخواست مانند شماری دیگر از فرماندهان طالبان به ایران برود.
جنرال رازق باور داشت که منصور از فشارهای پاکستان به تنگ آمده بود و قصد داشت به ایران منتقل شود. به گفته او، اختر محمد منصور در منطقه مرجاوه ایران دفتر خود را افتتاح کرده و خانوادهاش را نیز منتقل کرده بود، اما برخی حلقات در پاکستان با این تصمیم مخالف بودند و استخبارات آن کشور با یک اقدام، چند هدف را همزمان دنبال کرد.
چرا اختر محمد منصور روابطش را با ایران گسترش داد؟
ایران به اختر محمد منصور در خاک خود دفترهای رسمی و پناهگاههای امن داده بود و شماری از مقامهای روسی نیز چندین بار در ایران با او دیدار کرده بودند.
در نتیجه این دیدارها، چندین بار سلاحهای کلاشنکوف روسی، تجهیزات دیگر و پول نقد در اختیار اختر محمد منصور قرار گرفته بود.
یکی از منابع نزدیک به وضعیت امنیتی آن زمان به افغانستان اینترنشنال گفت: «روسیه به این دلیل به منصور پول و سلاح میداد که او تازه در مناطق زمینداور ولسوالی کجکی هلمند و همچنین در کنر و ننگرهار علیه داعش عملیات انجام میداد و نیروهای وابسته به او بر داعش برتری داشتند.»
افراد نزدیک به خانواده اختر محمد منصور به افغانستان اینترنشنال گفتهاند که از سال ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۵، با همکاری استخبارات روسیه در تاتارستان برای طالبان کمک مالی جمعآوری میشد و این پولها با میانجیگری ایران به اختر محمد منصور تحویل داده میشد.
منابع نزدیک به خانواده منصور میگویند که او پس از بازداشت یکی از نزدیکترین همراهانش، ملا منان، در کویته، روابط خود را با ایران گسترش داد.
ملا عبدالرحیم مشهور به ملا منان، والی پیشین طالبان در هلمند که از قوم اسحاقزی و از افراد نزدیک و مورد اعتماد منصور بود، توسط استخبارات پاکستان بازداشت شده بود. پس از بازداشت او، همراهان منصور برای امنیت بیشتر، بهجای کویته به مشهد و دیگر شهرهای ایران رفتوآمد میکردند.
ملا منان از افراد کلیدی و نزدیک به اختر محمد منصور بود که پس از تعیین هبتالله آخندزاده به رهبری طالبان، با او دچار اختلاف شد و سرانجام در دهم قول ۱۳۹۷ در حمله هوایی امریکا در ولسوالی نوزاد هلمند کشته شد.
منصور با نامهای جعلی «گل محمد» و «محمد ولی» کارتهای شناسایی ساخته بود و در کراچی دو خانه شمارهدار و چهار منزل دیگر داشت که ارزش آنها دهها میلیون روپیه پاکستانی برآورد شده بود. اداره تحقیقات فدرال پاکستان گفته بود که داراییها و حسابهای بانکی منصور به نام «عمار، فرزند محمد یاسر» ثبت خواهد شد.
اختر محمد منصور دو همسر داشت؛ یکی دختر مولوی یاسر، از اعضای مشهور طالبان، و دیگری زنی از قوم خودش در ولسوالی سنگین هلمند بود. او چهار پسر و سه دختر دارد.
فتحالله منصور، پسر بزرگ اختر محمد منصور، پس از بازگشت طالبان به قدرت، بهعنوان فرمانده نیروهای هوایی قندهار تعیین شد، اما پس از مطرح شدن شکایتهایی درباره فروش سلاحهای باقیمانده امریکایی در میدان هوایی قندهار و انتقال مواد مخدر از این میدان، بهعنوان معاون وزارت ترانسپورت و هوانوردی در کابل منصوب شد.
به گفته منابع، فتحالله منصور علاوه بر قندهار، در هلمند و کابل نیز خانهها و داراییهای مجلل دارد. پسر رهبر پیشین طالبان، مانند شماری دیگر از اعضای طالبان، به دست داشتن در قاچاق مواد مخدر متهم است. منابع میگویند او در ولسوالی سنگین هلمند دو کارخانه پروسس مواد مخدر دارد و پس از تولید، این مواد از مسیر هلمند و نیمروز به ایران قاچاق میشود.
فتحالله منصور، مانند پدرش، چهرهای آرام دارد و کمتر وارد موضوعات جنجالی با هبتالله آخندزاده، رهبر کنونی طالبان، میشود. او همچنین برخلاف ملا یعقوب، پسر ملا محمد عمر، نفوذ و شهرت گستردهای ندارد.
طالبان برخلاف سالروز کشته شدن ملا محمد عمر، نخستین رهبر خود، برای سالگرد کشته شدن اختر محمد منصور مراسم ویژهای برگزار نمیکنند و تنها در قالب نشستهایی محدود از او یادبود میکنند.