بهنوشته رویترز و با اینکه هنوز متن یادداشت تفاهم تهران و واشنگتن منتشر نشده، انتظار میرود تفاهمنامه پایان جنگ که قرار است روز جمعه آن را امضا کنند، شامل مقداری گشایش مالی برای جمهوری اسلامی باشد و در صورت دستیابی دو طرف به توافقی گستردهتر در ادامه تابستان، مزایای بیشتری نیز به دنبال داشته باشد.
اقتصاد ایران با تورم بسیار بالا، سقوط ارزش پول ملی، بیکاری گسترده و همچنین خسارتهای عظیم به صنعت و زیرساختها از زمان آغاز جنگ روبهرو است؛ خسارتهایی که بازسازی آنها هزینه بسیار سنگینی خواهد داشت.
سعید لیلاز، اقتصاددان و تحلیلگر سیاسی ایرانی، گفت: «از منظر داخلی، جمهوری اسلامی اکنون فرصت محدودی برای کنترول شرایط داخلی دارد. ایالات متحده همواره بر تحولات داخلی ایران تمرکز داشته و همچنان نیز چنین میکند.»
تخفیف بلندمدت تحریمها، که به شرکتهای ایرانی امکان دسترسی دوباره به بازارها و منابع مالی جهانی را بدهد، مستلزم توافقی گستردهتر با آمریکا درباره برنامه هستهای تهران است؛ موضوعی که هنوز دور از دسترس به نظر میرسد.
تندروهای منتظر پاداش
در طول جنگ، مقامات جمهوری اسلامی از طریق هشدارهای شدید، مجازاتهای سختگیرانه و همچنین بسیج حامیان خود در خیابانها در قالب تجمعات و برنامههای تقریبا مداوم حمایت از نظام، مانع بروز نارضایتی شدند.
بهنوشته رویترز تندروهای جمهوری اسلامی از رویارویی سهماههای که آن را پیروزی خود میدانند، انرژی گرفتهاند. آنها خواهان آن هستند که رهبری حکومت در مذاکرات آینده با آمریکا موضعی سختگیرانه اتخاذ کند و بازسازی توان نظامی را در اولویت قرار دهد؛ زیرا اطمینان دارند که میتوانند هرگونه نارضایتی داخلی را با زور مهار کنند، اما مردم ایران بهشدت خواهان آن هستند که هرگونه دستاورد صلح یا گشایش مالی صرف بهبود سطح زندگی و ایجاد چشماندازهای بهتر شود؛ آن هم پس از جنگی ویرانگر که در ادامه سالها تحریمهای دردناک بر کشور تحمیل شده است.
هر دو اردوگاه انتظارات بالایی دارند، خواستههایشان با یکدیگر در تضاد است و صبر چندانی نیز ندارند. در پسزمینه نیز شبح اعتراضات گستردهای قرار دارد که حکومت در دی ماه با کشتن هزاران معترض آن را سرکوب کرد.
خشم عمومی در جامعه ایران
حمیدرضا عزیزی، پژوهشگر مهمان موسسه آلمانی امور بینالملل و امنیت در برلین، گفت: «به محض پایان جنگ، و در حالی که این توافق موقت همچنان شکننده است، مشکلات واقعی برای حاکمیت روحانی ایران آغاز خواهد شد.»
چهار مقام فعلی و یک مقام سابق جمهوری اسلامی، که نامشان اعلام نشده، در گفتوگو با رویترز فشارهایی را تشریح کردند که اکنون جمهوری اسلامی با آن مواجه است؛ فشاری که ناشی از بازگشت توجه مردم از جنگ به ویرانههای اقتصاد کشور است.
سه نفر از این مقامات گفتند انتظار عمومی آن است که هرگونه گشایش مالی ناشی از تعلیق تحریمها یا آزادسازی داراییها برای تقویت اقتصاد و بهبود زندگی مردم هزینه شود.
یکی از آنها، که بهگفته رویترز مقامی ارشد است، گفت ایرانیان از جنگ و دشواریهای اقتصادی خستهاند و احتمالا این منابع مالی صرف بازسازی، تزریق نقدینگی به بانکها و حمایت گستردهتر از اقتصاد خواهد شد.
هر چهار مقام بهصراحت یا بهطور ضمنی تایید کردند در صورتی که حکومت نتواند سطح زندگی مردم را بهبود بخشد، خطر بازگشت اعتراضات جدی خواهد بود. یکی از آنان توافق پایان جنگ را «شمشیری دولبه» توصیف کرد؛ زیرا سطح انتظارات عمومی بهشدت افزایش یافته است.
یک مقام سابق که به جریان اصلاحطلب جمهوری اسلامی تعلق دارد، نیز گفت این خطرات در بالاترین سطوح رهبری جمهوری اسلامی به خوبی درک شده و یکی از دلایل پذیرش توافق بازگشایی تنگه هرمز از سوی تهران نیز همین بوده است.
تندروها که سالها از حاکمیت خواسته بودند موضع سختتری در قبال غرب اتخاذ کند و قدرت جمهوری اسلامی را از طریق اقداماتی نظیر بستن تنگه هرمز به نمایش بگذارد، اکنون احساس میکنند حقانیتشان ثابت شده و انتظار دارند تلاشهایشان پاداش بگیرد.
اردوگاه تندروها شامل طیفهای مختلفی از جمله سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. اما در حالی که سپاه اکنون آماده پذیرش توافقی برای کمک به بقای جمهوری اسلامی است، جبهه موسوم به پایداری چنین موضعی ندارد.
این جبهه شامل نمایندگانی در مجلس، سیاستمداران باسابقه و چهرههای بانفوذ رسانهای است و در میان افرادی که از آغاز جنگ به خیابانها آمدهاند، از حمایتهایی برخوردار است.
بهنوشته رویترز، اگرچه آنها قدرت کافی برای تغییر سیاستهای کلان نظام را ندارند، اما میتوانند برای حاکمیت دردسر ایجاد کنند.
بسیاری از آنان بهویژه ناراحتاند که پس از کشته شدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی در نخستین روز درگیریها، جمهوری اسلامی اکنون به جای آنکه برای دستیابی به شرایط بهتر صبر کند، وارد مذاکره با آمریکا شده است.
یکی از چهار مقام جمهوری اسلامی که رویترز با آنها گفتوگو کرده، ضمن پذیرش ضرورت رسیدگی به مشکلات معیشتی مردم، گفت جنگ نشان داد که تواناییهای نظامی جمهوری اسلامی همچنان مهمترین اولویت کشور است.
او افزود بازسازی قدرت نظامی با سرعت تمام ادامه خواهد یافت.
حمیدرضا عزیزی گفت اگر توافق موقت باعث تزریق سریع منابع مالی به اقتصاد شود، دولت شاید بتواند فعلا رویارویی با مطالبات مردم را به تعویق بیندازد.
او افزود: «فوریترین چالش پیش روی رهبری جدید جمهوری اسلامی این است که چگونه پایگاه تندرو و حامیان سرسخت خود را متقاعد کند که این توافق در واقع توافق خوبی است. زیرا در طول جنگ و همچنین در دوره آتشبس، حکومت تا حد زیادی به همین اقلیت سرسخت تکیه کرده بود.»
آزادیهای اجتماعی، اما نه آزادیهای سیاسی
بهنوشته رویترز، یکی دیگر از مشکلاتی که حکومت با آن روبهرو است، پیامدهای آخرین موج بزرگ اعتراضات در سال۱۴۰۱ است که به عقبنشینی عملی حکومت در موضوع پوشش زنان منجر شد.
از زمان اعتراضات گسترده پس از کشته شدن مهسا امینی در بازداشت، زنان توانستهاند بدون روسری اجباری در اماکن عمومی حاضر شوند؛ موضوعی که همواره موجب نارضایتی تندروها بوده است.
در طول جنگ، سپاه پاسداران بیش از پیش قدرتمند شد و به روی کار آمدن گزینه مورد نظر خود، مجتبی خامنهای، بهعنوان جانشین پدرش کمک کرد. تحلیلگران میگویند مجتبی خامنهای هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده و سپاه همچنان دست بالا را در ساختار قدرت دارد.
الکس وطنخواه، پژوهشگر ارشد موسسه خاورمیانه در واشینگتن، گفت سپاه ممکن است همانقدر که با معترضان مخالف نظام برخورد میکند، با تندروهای ایدئولوژیکی که توافق مورد حمایت آن را نپذیرند نیز مقابله کند.
او گفت: «فکر میکنم آنها با هر کسی که اجماع موجود را به چالش بکشد برخورد خواهند کرد، زیرا کنترل داخلی پس از علی خامنهای اهمیت فوقالعادهای دارد. آزادیهای اجتماعی وجود خواهد داشت؛ مثل زنانی که بدون حجاب در خیابان رفتوآمد میکنند، اما هیچگونه تحملی نسبت به آزادیهای سیاسی وجود نخواهد داشت.»