پدر: محرومیت و ناامیدی دخترم را دیده میگریم

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از زندگی پنج پدر افغان نوشته است محرومیت دختران از آموزش و فشار عاطفی محدودیتها بر زندگی خانوادگی آنها سایه انداخته است.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی از زندگی پنج پدر افغان نوشته است محرومیت دختران از آموزش و فشار عاطفی محدودیتها بر زندگی خانوادگی آنها سایه انداخته است.
یکی از این پدران میگوید وقتی دخترش را ناامید و گریان در خانه میبیند، توان تحمل ناراحتی او را ندارد و دور از چشم دخترش گریه میکند.
این مرد که از او به نام «میم» یاد شده و ۳۲ سال دارد، گفت محدودیتهای اعمالشده بر دختران تنها به مکتب محدود نمیشود و آنها حتی برای رفتن به پارک نیز با محدودیت روبهرو هستند؛ شرایطی که به گفته او بر دخترش فشار روحی زیادی وارد کرده است.
این پدر تلاش میکند دستکم هفتهای یک بار دخترش را به رستورانت ببرد تا از خانه بیرون بیاید.
اما ناراحتی دخترش برای او به حدی سنگین است که خودش نیز نمیتواند آن را تحمل کند. او به خبرگزاری فرانسه گفت: «گاهی وقتی او در خانه خیلی ناامید میشود، نمیتوانم تحمل کنم. به اتاق دیگری میروم و... پنهانی گریه میکنم.»
افغانستان تنها کشور جهان است که دختران در آن پس از پایان دوره ابتدایی از ادامه آموزش رسمی محروماند.
طالبان در مارچ ۲۰۲۲ دختران را از مکاتب متوسطه منع کردند و دانشگاهها نیز بعدتر به روی زنان بسته شد.
سازمان ملل میگوید دستکم یک میلیون دختر مستقیماً از ممنوعیت آموزش متوسطه آسیب دیدهاند.
طالبان میگویند این محدودیتها بر اساس شریعت اسلامی اعمال میشود، اما پدرانی که با خبرگزاری فرانسه صحبت کردهاند و خود را مسلمانان متدین میدانند، این توجیه را رد میکنند. محمد، یکی از این پدران، میگوید: «شما هرگز در قرآن پیدا نمیکنید که آموزش فقط برای مردان باشد.»
بر اساس نظرسنجی سازمان ملل زنان در سال ۲۰۲۵، ۹۵ درصد مردان در مناطق شهری و ۸۷ درصد مردان در مناطق روستایی افغانستان معتقدند ادامه تحصیل دختران در دوره متوسطه مهم است.
تبعید؛ رویای خروج برای نجات آینده دختران
احمد، مهندس ۴۰ ساله و پدر چهار دختر، میگوید هر روز و هر شب او و همسرش که پیشتر معلم ریاضی در دوره متوسطه بوده، به لحظهای نزدیکتر میشوند که دخترانشان باید برای همیشه در خانه بمانند.
او و همسرش تلاش کردهاند با مهاجرت، آینده دخترانشان را نجات دهند. برای ویزای سویدن، دنمارک و آلمان درخواست دادهاند اما موفق نشدهاند.
دختران این خانواده از ناامیدی والدینشان خبر ندارند و هر روز از آنها میپرسند: «کی میرویم؟»
احمد میگوید: «آنها نمیدانند که ما امیدمان را از دست میدهیم.»
آموزش زیرزمینی؛ مکتبی بدون مدرک اما با امید
محمد، پزشک ۴۲ ساله و پدر دو دختر، نیز چهار سال است که به دنبال راهی برای دور زدن ممنوعیت آموزش دخترانش میگردد.
او میگوید پیش از ممنوعیتها، رویایش این بود که دخترانش را به یکی از بهترین دانشگاهها بفرستد و معتقد است افغانستان برای توسعه به زنان نیاز دارد، نه اینکه زنان تنها در خانه بمانند.
این پدر میگوید که فرستادن دخترانش به پاکستان دیگر امکانپذیر نیست و استخدام معلم خصوصی نیز برای خانواده هزینه زیادی دارد.
سرانجام یکی از آشنایان مکتبی را به او معرفی کرد که بهصورت مخفیانه، در کنار آموزشهای دینی، دروس عمومی را نیز تدریس میکند.
او میگوید: «مهمترین چیز این است که آنها به یادگیری ادامه دهند.» و به دخترانش وعده داده است: «تا زمانی که زنده هستم، برای آموزش شما راهی پیدا میکنم.» اما محمد میگوید خطر بازرسی طالبان همچنان وجود دارد و نمیخواهد دخترانش بازداشت شوند.
شهریه این مکتب برای دو دانشآموز حدود ۱۰ هزار افغانی در ماه است و مدرک رسمی نیز صادر نمیکند، اما محمد میگوید در شرایط کنونی مهمترین مسئله برای او این است که دخترانش به یادگیری ادامه دهند.
او میگوید: «یک روز، مدرک هم خواهد آمد.»
مهاجرت به کابل برای فرار از محدودیتهای بیشتر
پدر دیگری که خبرگزاری فرانسه او را با حرف ن. معرفی کرده، برای پیدا کردن فرصتهای آموزشی بیشتر، خانوادهاش را از قندهار به کابل منتقل کرده است.
او میگوید در ولایت قندهار، که یکی از پایگاههای اصلی طالبان است، برخی مکاتب حتی پیش از پایان ابتدایی هم دخترانی را که قدبلندتر به نظر برسند، از مکتب اخراج میکنند.
دختر ۱۲ ساله او علاقه زیادی به نجوم دارد. او اخیراً تصویری از منظومه شمسی ساخته و درباره جاذبه زمین از پدرش سؤال کرده بود. پدر به او گفته بود که این مطالب را در مکتب یاد خواهد گرفت.
اما این دختر از پدرش پرسیده بود: «چطور میتوانم یاد بگیرم، وقتی نمیتوانم از صنف ششم بالاتر بروم؟»
مکتب خانگی که والدین برای دختران محروم از آموزش ساختند
نصیر، ۴۷ ساله و همسرش که معلم است تلاش کردهاند خانه را به مکتبی برای دو دخترش تبدیل کند.
او و همسرش کتابهای دوره متوسطه را تهیه کردهاند و در خانه به دخترانشان درس میدهند.
آنها برای دختران برنامهای شبیه مکتب تنظیم کردهاند به طوری شب زود میخوابند و صبح در همان ساعتی بیدار میشوند که اگر مکتب میرفتند، باید از خواب برمیخاستند.
دختران نصیر در دوران ابتدایی جوایز شاگرد ممتاز گرفتهاند و جامهای این موفقیتها هنوز در کتابخانه خانه کنار کتابهایشان قرار دارد.
اما نصیر میگوید دختر کوچکترش به دلیل محرومیت از مکتب افسرده شده و گاهی انگیزه کافی برای ادامه تحصیل در خانه ندارد. او برای کاهش این فشار، برای دخترش رمان میخرد، چون دختر به مطالعه علاقه زیادی دارد.
دختران نصیر حالا به کودکان ساختمانی که در آن زندگی میکنند درس خصوصی میدهند و مدتی است مخفیانه در چند صنف عمومی خارج از خانه هم شرکت میکنند.
نصیر در پایان با آهی عمیق میگوید: «این حکومت انسانهای تحصیلکرده نمیخواهد. نمیدانم چه زمانی دوباره به یک زندگی عادی برمیگردیم.»