چنین پهپادهایی میتوانند توان این گروهها را برای شناسایی اهداف و انجام حملات افزایش دهند و مهار تهدیدهای امنیتی را دشوارتر سازند.
ارتش پاکستان اعلام کرد که بامداد اول میزان ۱۴۰۵، هشت پهپاد را پس از ورود به حریم هوایی این کشور از سمت افغانستان سرنگون کرده است. به گفته مقامهای پاکستانی، چهار پهپاد در نزدیکی گذرگاه تورخم و چهار پهپاد دیگر در اطراف کوهات، در ایالت خیبرپختونخوا، هدف قرار گرفتند. اسلامآباد روز بعد اعلام کرد که در واکنش به این رویداد، ۱۰ موقعیت در افغانستان را هدف حملات هوایی قرار داده است. مقامهای پاکستانی مدعی شدند که از این موقعیتها برای نگهداری و پرتاب پهپاد استفاده میشد.
اداره طالبان این اتهام را رد کرد. ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان گفت که هیچ حملهای از خاک افغانستان به پاکستان صورت نگرفته است. او ادعای عبور پهپادها را «شایعه» خواند و گفت که این ادعا برای توجیه حملات هوایی پاکستان مطرح شده است.
با این حال، این رویداد نگرانی گستردهتری را برجسته میکند: پهپادها دیگر تنها ابزار نظارت و تبلیغات نیستند؛ از آنها میتوان برای شناسایی اهداف و اجرای حملات نیز استفاده کرد.
برای پاکستان، تهدید دو بُعد دارد. نخست، استفاده مستقیم طالبان از پهپاد علیه مواضع امنیتی و اهداف دیگر در پاکستان است. دوم، احتمال دسترسی گروههای مسلح، بهویژه تحریک طالبان پاکستان، به این فناوری است. این گروهها میتوانند از پهپاد برای شناسایی پوستههای امنیتی، زیر نظر گرفتن رفتوآمد نیروها و اجرای حملات استفاده کنند.
به نوشته این مجله، گسترش فناوری پهپادی میتواند توانایی گروههای مسلح را افزایش دهد و تهدیدهای امنیتی پاکستان را پیچیدهتر سازد.
از تبلیغات تا حملات پهپادی
طالبان استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین را از سال ۲۰۱۶، برابر با ۱۳۹۵ هجری خورشیدی، آغاز کرد. این ابزارها در ابتدا بیشتر برای ثبت تصاویر و تولید محتوای تبلیغاتی به کار میرفتند. بهتدریج، استفاده از آنها به شناسایی، نظارت و حمل مواد انفجاری نیز گسترش یافت.
در اواخر دلو و اوایل حوت ۱۴۰۴، وزارت دفاع طالبان مدعی شد که به تأسیسات نظامی پاکستان، از جمله قرارگاه نظامی کوهات، حمله کرده است. این وزارت ویدیویی از پرواز پهپاد منتشر کرد. در مقابل، پاکستان گفت که چند پهپاد ابتدایی را که از نمونههای تجاری تغییر داده شده بودند، با استفاده از جنگ الکترونیک از کار انداخته است.
جنگ الکترونیک به اقداماتی گفته میشود که برای مختلکردن ارتباطات یا سامانههای هدایت پهپاد انجام میشوند. این روش در برخی موارد میتواند ارتباط پهپاد با کنترولکننده آن را قطع کند یا آن را از مسیر خارج سازد. با این حال، در برابر همه انواع پهپاد مؤثر نیست.
به گفته منابع امنیتی پاکستان، طالبان پهپادهای خود را از چند مسیر تهیه میکند: خرید نمونههای تجاری، استفاده از شبکههای تأمین منطقهای و مونتاژ یا تغییر تجهیزات در محل. دسترسی به پهپادهای تجاری و امکان تغییر کاربری آنها، جلوگیری از گسترش این فناوری را دشوار میسازد.
گزارشهایی از پاکستان همچنین میگویند که کندک ۳۱۳، مرتبط با شبکه حقانی، از پهپادهای انتحاری یا «حمله یکطرفه» استفاده میکند. این نوع پهپاد برای برخورد با هدف فرستاده میشود و معمولاً پس از حمله بازنمیگردد.
بر اساس این گزارشها، پهپادها از مناطقی چون قندهار، ننگرهار، پکتیا و پکتیکا پرتاب میشوند. این گزارشها کویته، پشاور، اسلامآباد و مناطق وزیرستان را از جمله نقاط در معرض تهدید میدانند.
در سوی دیگر، طالبان نیز به دنبال یافتن راههایی برای مقابله با پهپادهای پاکستانی است. رسانهها در ۱۸ سنبله ۱۴۰۵ گزارش دادند که هیأتی از وزارت دفاع طالبان به ریاست عبداللطیف حکیمی، آمر تفتیش این وزارت، قول اردوی ۲۰۵ در قندهار و مناطق نزدیک سپینبولدک را برای بررسی سامانههای ضدپهپاد ارزیابی کرده است.
سامانه ضدپهپاد مجموعهای از ابزارها برای شناسایی و متوقفکردن پهپادهای مهاجم است. هدف از بررسی این سامانهها، مقابله با فعالیت پهپادهای پاکستانی در مناطق مرزی بوده است. نوع، شمار و میزان کارایی سامانههایی که طالبان در اختیار دارد، مشخص نیست.
تهدید اصلی؛ گسترش پهپادهای ارزان میان گروههای مسلح
نگرانی پاکستان زمانی بیشتر میشود که استفاده از پهپاد تنها به طالبان محدود نماند و گروههایی مانند تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادیبخش بلوچ نیز به این فناوری دسترسی پیدا کنند.
پهپادهای کوچک تجاری به دلیل قیمت نسبتاً پایین و دسترسی آسان، استفاده از این فناوری را برای گروههای مسلح آسانتر میسازند. برخی از این پهپادها در اصل برای تصویربرداری و استفادههای غیرنظامی ساخته شدهاند، اما با تغییر کاربری میتوانند برای شناسایی اهداف یا حمل مواد انفجاری به کار گرفته شوند.
به همین دلیل، تهدید فقط به داشتن یک ناوگان بزرگ و پیشرفته محدود نیست. گروهی که چند پهپاد کوچک در اختیار دارد نیز میتواند از آنها برای شناسایی یک پوسته امنیتی، بررسی مسیر رفتوآمد نیروها یا آزمودن واکنش پدافند استفاده کند. اگر این پهپادها به مواد انفجاری مجهز شوند، میتوانند به ابزار حمله تبدیل شوند.
گزارش ماه اسد شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز، به نقل از یک کشور عضو، از آموزش اعضای ارتش آزادیبخش بلوچ در کنار جنگجویان تحریک طالبان پاکستان در افغانستان، از جمله در زمینه استفاده از پهپاد، خبر داده بود. در این گزارش همچنین به دسترسی این گروه به برخی تجهیزات برجایمانده از نیروهای امریکایی و ناتو، از جمله پهپادهای شناسایی، اشاره شده است.
این اطلاعات بهتنهایی ثابت نمیکند که همه گروههای مسلح از یک شبکه تأمین مشترک استفاده میکنند یا فناوری از یک مسیر مشخص میان آنها انتقال مییابد. با این حال، نشان میدهد که گسترش دانش و تجهیزات پهپادی در میان چند گروه مسلح منطقه به نگرانی امنیتی مهمی تبدیل شده است.
برای پاکستان، پیامد این روند تنها افزایش شمار حملات نیست. پهپادهای کوچک میتوانند هزینه حفاظت از تأسیسات نظامی، پوستههای امنیتی و زیرساختهای مهم را بالا ببرند. نیروهای امنیتی ناچار میشوند منابع بیشتری را برای مقابله با تهدیدی اختصاص دهند که ممکن است از مسیرهای مختلف و با تجهیزات ارزان ایجاد شود.
حتی اگر یک پهپاد خسارت فیزیکی زیادی وارد نکند، پرواز آن بر فراز یک تأسیسات حساس میتواند موجب اختلال، ترس و افزایش آمادهباش امنیتی شود. از همین رو، نگرانی اسلامآباد تنها درباره حملات بزرگ نیست؛ بلکه درباره گسترش ابزارهایی است که میتوانند بارها و در نقاط مختلف به کار گرفته شوند.
پاکستان چگونه میتواند با تهدید پهپادی مقابله کند؟
پاکستان در زمینه تولید و استفاده از پهپادهای شناسایی و رزمی تجربه دارد. با این حال، مقابله با پهپادهای کوچک و کمارتفاع به سامانههایی نیاز دارد که بتوانند این اهداف را شناسایی و پیش از رسیدن به مقصد متوقف کنند.
نخستین مرحله، شناسایی است. رادارهای متعارف ممکن است در تشخیص برخی پهپادهای کوچک که در ارتفاع پایین پرواز میکنند، بهویژه در مناطق کوهستانی یا شهری، با دشواری روبهرو شوند. به همین دلیل، ترکیب رادارهای کوتاهبرد با دوربینهای الکترواپتیکی، حسگرهای فروسرخ و ابزارهای شناسایی امواج رادیویی میتواند تصویر دقیقتری از وضعیت فراهم کند.
دوربینهای الکترواپتیکی تصاویر قابل مشاهده را ثبت میکنند و حسگرهای فروسرخ برخی نشانههای حرارتی را تشخیص میدهند. ابزارهای شناسایی امواج رادیویی نیز برای کشف سیگنالهای ارتباطی میان پهپاد و کنترولکننده آن به کار میروند. هیچیک از این ابزارها بهتنهایی در همه شرایط پاسخگو نیست، اما ترکیب آنها احتمال شناسایی را افزایش میدهد.
مرحله دوم، متوقفکردن پهپاد است. در برخی شرایط میتوان از جنگ الکترونیک برای مختلکردن ارتباطات یا هدایت پهپاد استفاده کرد. در موارد دیگر، ممکن است به سامانههای رهگیر یا روشهای متعارف دفاع هوایی نیاز باشد. انتخاب روش به نوع پهپاد، شیوه هدایت آن و محیط پرواز بستگی دارد.
مرحله سوم، تحلیل اطلاعات است. بررسی مسیر پرواز، زمان حملات، نقاط احتمالی پرتاب و نوع اهداف میتواند به نیروهای امنیتی در شناسایی الگوهای تکرارشونده کمک کند. ابزارهای تحلیل داده و هوش مصنوعی نیز میتوانند در دستهبندی اطلاعات و تشخیص الگوها نقش داشته باشند. با این حال، این ابزارها جایگزین اطلاعات میدانی و تصمیمگیری انسانی نیستند.
حفاظت از تأسیسات حساس نیز باید متناسب با اهمیت هر محل باشد. فرودگاهها، نیروگاهها، مراکز نظامی، تأسیسات نفتی، ساختمانهای دولتی و مراکز ارتباطی به تدابیر حفاظتی متناسب با میزان خطر نیاز دارند.
در مناطق مرزی، اتکا به سیم خاردار، پوستههای فیزیکی و گشتهای زمینی بهتنهایی کافی نیست. ترکیب نظارت زمینی، حسگرها، ابزارهای مراقبت هوایی و نیروهای واکنش سریع میتواند شناسایی و رسیدگی به رخدادها را بهبود بخشد. هماهنگی میان نهادهای ملکی و نظامی نیز برای تبادل اطلاعات و جلوگیری از واکنشهای ناهماهنگ اهمیت دارد.
در کنار این اقدامات، توانایی تولید، تعمیر و ارتقای تجهیزات در داخل پاکستان میتواند وابستگی به تأمینکنندگان خارجی را کاهش دهد. در یک بحران طولانی، دسترسی پایدار به قطعات و امکان تغییر سامانهها مطابق نیازهای عملیاتی اهمیت ویژهای دارد.
مذاکره؛ راهی برای جلوگیری از تشدید درگیری
گسترش جنگ پهپادی خطر آن را افزایش میدهد که هر رویداد مرزی به حمله تلافیجویانه تازهای منجر شود. پاکستان ممکن است حملات خود را پاسخی ضروری به تهدیدهای امنیتی بداند، در حالی که طالبان آنها را نقض حاکمیت افغانستان توصیف میکند. در چنین وضعیتی، هر طرف میتواند اقدام خود را دفاعی و اقدام طرف مقابل را تجاوزکارانه معرفی کند.
حملات هوایی بهتنهایی نمیتواند امنیت پایدار در مرز ایجاد کند. این حملات ممکن است به تلفات غیرنظامیان بینجامد، احتمال پاسخ متقابل را افزایش دهد و فرصتهای دیپلوماتیک را محدود سازد.
براساس نوشته مجله دیپلومات، بازگشت طالبان به میز مذاکره برای کاهش تنش اهمیت دارد. گفتوگو به معنای کنارگذاشتن نگرانیهای امنیتی پاکستان نیست؛ بلکه میتواند زمینهای برای رسیدن به تعهدهای روشن و قابل راستیآزمایی فراهم کند.
چنین تعهدهایی میتواند شامل جلوگیری از استفاده از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان، جلوگیری از دسترسی گروههای مسلح به فناوری نظامی، ایجاد سازوکاری برای بررسی رویدادهای مرزی و حفظ خط ارتباط مستقیم میان دو طرف در زمان بحران باشد.
بدون چنین سازوکاری، هر حمله پهپادی ممکن است بهانهای برای حمله هوایی تازه شود و هر حمله هوایی نیز زمینه تلافی بعدی را فراهم کند. در این میان، گسترش پهپادهای کوچک و ارزان به گروههای مسلح میتواند مهار درگیری را دشوارتر سازد.