روزنامه نیویارکتایمز گزارش داد که مقامهای نظامی و استخباراتی پاکستان با رهبران جریانهای مسلح مخالف طالبان دیدار کردهاند. به گزارش این روزنامه، اسلامآباد در این دیدارها پیشنهاد حمایت بالقوه خود را برای مخالفان طالبان مطرح کرده است.
ویل سیلبر، افسر پیشین فرماندهی مرکزی ارتش امریکا (سنتکام) با اشاره به این گزارش میگوید که همکاری احتمالی با اسلامآباد، هرچند میتواند زمینه حمایت نظامی از مخالفان طالبان را فراهم کند، اما ممکن است اختلافات داخلی آنان را تشدید کند و به اعتبار سیاسیشان در میان افغانها آسیب بزند.
سیلبر در تحلیلی که روز دوشنبه در نشریه لانگوار ژورنال منتشر شد، نوشت که گروههای مخالف طالبان با انتخاب دشواری روبهرو هستند. آنها برای ادامه مبارزه به حمایت خارجی نیاز دارند، اما پاکستان کشوری است که دههها از طالبان حمایت کرده و در بازگشت این گروه به قدرت نقش مهمی داشته است.
روزنامه نیویارک تایمز به نقل از یک مقام استخباراتی پاکستان و یکی از اعضای ارشد مقاومت ضدطالبان گزارش داد که مقامهای نظامی و استخباراتی پاکستان در ماههای گذشته با شماری از گروههای مخالف طالبان دیدار کرده و درباره حمایت احتمالی گفتوگو کردهاند.
این تماسها در شرایطی صورت گرفته که روابط پاکستان و طالبان، دو متحد پیشین، بهشدت تیره شده و به درگیریهای نظامی انجامیده است. همچنین، منتقدان به ویژه در میان مقامهای ارشد حکومتهای کرزی و غنی، از روابط جبهات مقاومت با پاکستان انتقاد کردهاند و آن را خطرناک دانستهاند.
اسلامآباد طالبان را متهم میکند که به تحریک طالبان پاکستان، اتحادالمجاهدین و دیگر گروههای مسلح پاکستانی اجازه داده از خاک افغانستان علیه نیروهای امنیتی پاکستان استفاده کنند. طالبان این اتهامها را رد میکند و ناامنی در پاکستان را مسئله داخلی این کشور میداند.
با این حال، پاکستان روز شنبه، دوم عقرب گزارشها درباره حمایت از مخالفان طالبان را رد کرد. وزارت اطلاعات پاکستان در واکنش به اظهارات زلمی خلیلزاد، نماینده پیشین امریکا در امور افغانستان، این ادعاها را بیاساس خواند.
چرا مخالفان طالبان ممکن است به پاکستان نزدیک شوند؟
سیلبر معتقد است که نبود حمایت خارجی موثر، یکی از مهمترین دلایلی است که ممکن است گروههای مخالف طالبان را به همکاری با پاکستان ترغیب کند. این در حالیست که چهرههای برجسته جبهات مقاومت در گذشته از منتقدان اتکای طالبان به پاکستان در نبرد با دولت پیشین افغانستان بودند.
به نوشته او، تاجیکستان که از زمان بازگشت طالبان به قدرت روابط سردی با این گروه داشته، با توجه به گسترش مناسبات روسیه با طالبان، بعید است کمک گستردهای به مخالفان مسلح این گروه ارائه کند.
ایران نیز با وجود ارتباط با احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی و دیگر چهرههای مخالف طالبان، در موقعیتی نیست که حمایت گستردهای از آنان داشته باشد.
تهران از احمد مسعود و شماری دیگر از مخالفان طالبان در مراسم خاکسپاری علی خامنهای استقبال کرد، اما به باور سیلبر، جنگ ایران با امریکا و اسرائیل، منابع و توانایی این کشور را برای حمایت از مخالفان طالبان محدود کرده است.
امریکا نیز در سالهای اخیر عمدتاً بر گفتوگو با طالبان درباره شهروندان بازداشتشده خود تمرکز داشته است.
هرچند کیت کلاگ، نماینده پیشین دونالد ترامپ در امور اوکراین، اخیراً خواستار تعامل واشنگتن با گروههای مخالف طالبان در افغانستان شده، هنوز نشانهای از تغییر سیاست دولت ترامپ در قبال طالبان دیده نمیشود.
در چنین شرایطی، پاکستان ممکن است به یکی از معدود گزینههای گروههای مخالف طالبان برای دریافت کمک نظامی و برخورداری از پناهگاه تبدیل شود.
سه خطر همکاری با پاکستان
سیلبر در تحلیل خود سه خطر عمده را برای گروههای مخالف طالبان در صورت همکاری با پاکستان مطرح کرده است.
نخست، احتمال استفاده ابزاری پاکستان از مخالفان طالبان مطرح است. نویسنده معتقد است که هدف اصلی اسلامآباد از نزدیک شدن به جبهات مقاومت ممکن است نه سرنگونی طالبان، بلکه وادار کردن این گروه به اقدام علیه تیتیپی و دیگر گروههای مسلح مخالف حکومت پاکستان باشد.
به گفته او، پاکستان تمایلی به اعزام نیروهای زمینی برای فشار بر طالبان ندارد. در مقابل، حمایت از گروههای مسلح مخالف طالبان، همراه با استفاده از برتری هوایی پاکستان، میتواند ابزار فشار موثری در اختیار اسلامآباد قرار دهد.
اما اگر طالبان برای مهار گروههای مسلح مخالف پاکستان اقدام کند، احتمال دارد اسلامآباد حمایت از گروههای مقاومت را کنار بگذارد و دوباره به همکاری با طالبان روی آورد.
سیلبر یادآوری میکند که پاکستان نزدیک به سه دهه از طالبان حمایت کرده و ممکن است در صورت برآورده شدن خواستههای امنیتی خود، روابطش را با این گروه بهبود بخشد.
دومین خطر، تشدید اختلافات میان گروههای مخالف طالبان است.
سیلبر با اشاره به تجربه جنگهای داخلی افغانستان مینویسد که پاکستان در دوران جهاد علیه شوروی، با حمایت ویژه از حزب اسلامی حکمتیار، به رقابت و اختلاف میان تنظیمهای مجاهدین دامن زد.
به باور او، رقابت گروههای مخالف طالبان برای دریافت پول، سلاح و تجهیزات نظامی از پاکستان میتواند تجربه مشابهی را تکرار کند. این افسر نظامی پیشین هشدار میدهد که نبود وحدت سیاسی و نظامی میان گروههای مقاومت، زمینه مداخله و بهرهبرداری پاکستان از اختلافات آنان را فراهم میکند.
سومین خطر، آسیب دیدن اعتبار سیاسی مخالفان طالبان در میان افغانها است.
به باور سیلبر، همکاری با کشوری که بسیاری از افغانها آن را مسئول بخشی از جنگها و ناامنیهای چند دهه گذشته میدانند، ممکن است حمایت عمومی از گروههای مقاومت را کاهش دهد.
او میپرسد که آیا گروههای مخالف طالبان پس از دریافت کمک از پاکستان، همچنان خواهند توانست حملات هوایی این کشور به افغانستان و کشتهشدن غیرنظامیان افغان را محکوم کنند؟ از سوی دیگر، اگر این گروهها حملات پاکستان را محکوم کنند، آیا اسلامآباد به حمایت نظامی از آنان ادامه خواهد داد؟
سیلبر معتقد است که مخالفان طالبان باید پیامدهای سیاسی و اجتماعی چنین همکاریای را نیز در نظر بگیرند، بهویژه در کشوری که مردم آن نزدیک به پنج دهه جنگ و مداخله خارجی را تجربه کردهاند.
سیلبر در پایان تحلیل خود تأکید میکند که حمایت چند دههای پاکستان از طالبان، امنیتی را که اسلامآباد انتظار داشت، برای این کشور فراهم نکرد. به باور او، تماسهای احتمالی پاکستان با گروههای مخالف طالبان نشان میدهد که روابط دو متحد پیشین تا چه اندازه تیره شده است.
با این حال، هنوز روشن نیست که گفتوگوهای گزارششده به حمایت نظامی واقعی و پایدار از مخالفان طالبان منجر خواهد شد یا نه.
نویسنده نتیجه میگیرد که پاکستان اکنون در حال بررسی همکاری با دشمنان گروهی است که خود در به قدرت رسیدن آن نقش داشته است. در مقابل، مخالفان طالبان باید تصمیم بگیرند که آیا دریافت کمک از کشوری که در شکست آنان سهم داشته، ارزش پذیرش خطرهای سیاسی و نظامی آن را دارد یا خیر.