با لغو کمیسیون انتخابات، تشکیل «حکومت فراگیر» در افغانستان بی‌معناست

۱۴۰۰/۱۰/۸

نویسنده: خالد خسرو

طالبان کمیسیون مستقل انتخابات را که مسوولیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی و شوراهای ولایتی به عهده داشت، منحل کرده است. از نظر این گروه، این نهاد مهم دموکراتیک در افغانستان«باردوش» بودجه حکومت طالبان بود.

سخنگوی حکومت طالبان می گوید که این گروه «شورای بزرگان» را تشکیل خواهد داد که ظاهراً جای نهادی چون پارلمان را پر خواهد کرد. این حرکت سیاسی حساب شده­ امکان آوردن برخی از چهره های سیاسی شناخته شده و مصالحه­جو در رژیم طالبان را قوی­تر خواهد ساخت. برای همین، تا اکنون هیچ یک از سیاستمداران سرشناس افغان، لغو کمیسیون انتخابات را تقبیح نکرده اند. این در حالیست که لغو این نهاد به معنای آن است که فعلا طالبان قصد تشکیل حکومت و تقسیم قدرت از طریق سازوکارهای مشروع و دموکراتیک مانند انتخابات را ندارد.

سیاستمداران مخالف طالبان و کشورهای غربی و منطقه، خواستار تشکیل حکومت فراگیر در افغانستان اند تا دستکم برخی دولتمردان و رهبران سیاسی افغانستان که فعلا در ترکیه، تاجیکستان، امارات و کشورهای غربی متواری اند، در کابینه رژیم طالبان حضور پیدا بتوانند. اما، حکومت فراگیر به این معنا، یک حکومت مشروع و مردمی نیست.

در حکومت های مردمی، رهبران و نمایندگان سیاسی با آرای مردم انتخاب می شوند و به مردم حساب می دهند. در حاکمیت طالبان، با این که همه به «امیرالمومنین» و «رییس الوزا» پاسخگو هستند، اما این دو عالیجناب به رغم صلاحیت های گسترده، به هیچ کسی حساب نمی دهند، هیچ نهادی برعملکرد شان نظارت ندارد و هیچ کسی قادر به عزل شان نیست. به این دلیل، هیچ یک از اعضای «شورای بزرگان» قدرت تغییر فرامین امیرالمومنین و رییس الوزرای طالبان را ندارند، ولو این تصامیم در تضاد با منافع مردم، به ویژه منافع اقوام افغانستان قرار داشته باشد.

«حکومت فراگیر غیرمنتخب» در مرحله فعلی یک فورمول ناقص سیاستمداران شکست خورده غربی و افغان و کوششی برای کاهش انحصارطلبی طالبان است. سیاستمداران افغان فعلا ترجیح می دهند که به جای تاکید بر انتخابات، فقط برای حضور خود در حکومت به رهبری طالبان با این گروه چانه بزنند. آنها احساس می کنند در موقعیتی نیستند که اصل انتخابات را بر طالبان به قبولانند که از نظر سیاسی و فکری مخالف انتخابات است.

تشکیل حکومت بر اساس آرای مردم افغانستان تا جایی بحث حاشیه­ای شده است که کشورهای اروپایی و ایالات متحده که اخیراً نشست بین المللی تقویت دموکراسی را برگزار کرد، علاقه­ای به طرح آن ندارند. ظاهراً، سیاستمداران غربی و افغان پذیرفته اند که حاکمیت طالبان سرنوشت محتوم افغانستان و تنها گزینه آنها کار با طالبان، حتا به قیمت پذیرش یک حاکمیت انحصاری-قومی است.

اخیراً، حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین، بحث برگزاری لویه جرگه را مطرح کرده است و وانمود کرد که لویه جرگه می تواند جایگزین انتخابات برای تشکیل حکومت مشروع و مردمی در افغانستان باشد. اطرافیان اشرف غنی، رییس جمهور فراری افغانستان نیز می گویند که او در روزهای آخر حکومت خود قصد داشت قدرت را توسط لویه جرگه به طالبان تحویل دهد. ولی واقعیت تاریخی نشان می دهد که لویه جرگه با این که ظاهر دموکراتیک دارد، اما همیشه در خدمت گروه و جریان های سیاسی حاکم بوده و غالباً تصامیم حاکمان وقت را تایید کرده اند. بنا، اگر لویه جرگه ای در چند ماه آینده برگزار شود، تصامیم و توافقات سیاسی طالبان را تایید خواهد کرد. لویه جرگه­ مستقل از حاکمیت سیاسی در افغانستان افسانه­ای بیش نیست.

این را هم نباید فراموش کرد که طالبان از شرکت در انتخابات می ترسند. گروهی که با تفنگ برای غصب قدرت مبارزه کرده و آدم کشته است، مایل نیست با برگه رای این قدرت را به رقبای سیاسی تحویل بدهد.

نکته مهم این است که احزاب و جریان های اسلامگرا در خاورمیانه، با کوبیدن بر دهل فساد و بی کفایتی حکومت های غیرمذهبی، برای مدتی به حکومت رسیده اند، اما با اشتباهات مکرر و ناتوانی در حکومتداری، قدرت را در انتخابات بعدی از دست داده اند. البته، این منطق دموکراسی های پارلمانی است که احزاب برسر اقتدار پس از یک یا دو دوره حاکمیت، جای خود را به احزاب اپوزیسیون می دهند.

یک بررسی از شرکت احزاب اسلامگرا در انتخابات پارلمانی در ۴۰ سال گذشته نشان می دهد که آنها کمتر در انتخابات پیروز شده اند. در نتیجه، این احزاب برای پیروزی در انتخابات مجبور بوده اند که در اساسنامه های خود تغییر به وجود آورند، به طور رسمی کمتر برشریعت و جهاد تاکید کرده، و به جای آن از دموکراسی و آزادی های شهروندان حمایت کنند.

برخی از این احزاب به دلیل برنامه ها و ایده های غیرقابل عملی یا ناتوانی درجلب توجه رای دهندگان، در حاشیه مانده اند. چنانچه احزاب اسلامگرا در پاکستان هیچ گاه بالاتر از ۱۰ درصد آرا را در انتخابات پارلمانی پاکستان به دست نیاورده اند و تنها به ایتلاف با احزاب دیگر اکتفا کرده اند. مردم پاکستان ورزشکار پوپولیستی چون عمران خان را به عنوان نخست وزیر انتخاب کردند، اما هیچگاه حاضر نشدند به احزاب ملاهای پاکستانی مانند فضل الرحمان به عنوان حزب حاکم رای بدهند.

طالبان افغانستان علاقه ندارند که در عرصه سیاست، به سرنوشت همتایان پاکستانی خود گرفتار شوند.

با این که انتخابات در اکثر کشورهای مسلمان وجود دارد، اما طالبان مانند دیگر گروه های اسلامی گرای افراطی، دموکراسی را به دلیل وضع قوانین به دست نمایندگان مردم، مخالف شریعت می دانند. این گروه باور ندارد که تمام اعضای جامعه صلاحیت انتخاب «امیرالمومنین» را دارند. این گروه قبلا با برگزاری جرگه علمای مذهبی به انتخاب ملا محمدعمر مشروعیت داد، اما تا هنوز روشن نساخته است که ملا هبت الله را چطور به عنوان زعیم خود انتخاب کرده است. این خود نشان می دهد که سازوکار انتخاب امیر برای این گروه اهمیت اساسی ندارد.