شفیق شرق، اتشه فرهنگی پیشین افغانستان در ایران در این مطلب که برای افغانستان اینترنشنال فرستاده است، درباره «ماجرای طولانی» ثبت شب یلدا/چله به عنوان میراث فرهنگی مشترک بین افغانستان و ایران در یونسکو نوشته است.
شب یلدا چهارشنبه، نهم قوس امسال در یونسکو ثبت شد.
این مطلب بدون کم و کاست به نشر رسیده است و افغانستان اینترنشنال مسئول ادعای مطرح شده در آن نیست.
طرح ثبت شب یلدا در یونسکو
در سال ۱۳۹۷ ه.ش در حاشیه برنامهها و مراسم فرهنگی، چندینبار موضوع ثبت شب یلدا در سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی سازمان ملل، یونسکو به عنوان میراث ناملموس مشترک بین افغانستان و ایران را آقایان محمدحسن طالبیان معاون سازمان -فعلاْ وزارت- میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری و حجتالله ایوبی رییس کمیسیون ملی یونسکوی ایران، با من مطرح کردند.
البته طبق اطلاعات من، ایران بیعلاقه نبود که پیشتر از آن شب یلدا را در یونسکو به ثبت برساند اما چنین امری ممکن نبود زیرا قبلاْ میراث بیشماری بنام ایران در یونسکو به ثبت رسیده بود و ایران سهمیه لازم در یونسکو برای ثبت میراث جدید نداشت. در همین راستا، ایران از تاجیکستان خواهان همکاری شده بود ولی چون در آن سالها روابط تاجیکستان و ایران سرد بود، تاجیکستان به تقاضای ایران مبنی بر ثبت مشترک شب یلدا پاسخنداده بود.
در تاریخ ۲۷ قوس/آذر ۱۳۹۷، آقای شبان میرشکرایی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری ایران به دفتر من در سفارت افغانستان در تهران آمد و طی ملاقات رسمی، بار دیگر تقاضای ایران مبنی بر ثبت مشترک شب یلدا در یونسکو را مطرح کرد.
در مراسم رسمی تجلیل از یلدای سال ۱۳۹۷ در مجموعه فرهنگی تاریخی کاخ سعدآباد تهران با حضور مقامهای ایران و دیپلوماتهای خارجی، من که به نیابت از سفیر افغانستان شرکت و سخنرانی کردم، ضمن اشاره به موضوع ثبت شب یلدا و ابراز امیدواری مبنی بر ثبت مشترک آن در یونسکو، اطلاع دادم که تقاضای ایران را با کابل شریک کردهام، زیرا در همان تاریخ ۲۷ قوس/آذر ۱۳۹۷، گزارش ملاقاتم همراه با جزییات قبلی را طی مکتوبی با امضای دکتر نصیراحمد نور، سفیر کبیر و نماینده فوقالعاده افغانستان در تهران به وزارت امور خارجه و متعاقب آن، به وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان ارسال کرده بودم.
در مکتوبها، شرایط و مواردی مورد نیاز برای ثبت مشترک شب یلدا را نیز شرح داده بودم زیرا برای اقدام به ثبت مشترک شب یلدا در یونسکو، همزمان با موافقت دولت افغانستان، نیاز بود یلدا از قبل به عنوان میراث ناملموس فرهنگی در افغانستان به ثبت ملی رسیده باشد و نیز مستندات و مدارک مورد نیاز گردآوری شده باشد.
پاسخ منفی رسول باوری
چند هفته از مکتوبهای ارسالشده به مرکز گذشت. جوابی از کابل دریافت نکردیم. با درک حساسیت و اهمیت موضوع، در گروه مشترک کاری که برای انجام هماهنگی بین اتشههای فرهنگی و وزارت فرهنگ افغانستان ایجاد شده بود، پیام گذاشتم و از مقام مسئول خواهش کردم که موضوع را پیگیری کند اما بازهم جوابی دریافت نشد.
چند روز دیگر نیز گذشت. برای ادای مسئولیت، ضمن ارسال مکتوب از طریق واتساپ به آقای محمد رسول باوری، معاون فرهنگی وقت وزارت فرهنگ افغانستان، پیام صوتی گذاشتم و از او که مسئول درجه یک امور فرهنگی در مرکز بود، خواهان همکاری شدم. شناخت دقیق از آقای باوری داشتم و از قبل واکنش ایشان را میدانستم. آقای باوری به پیام من واکنش بسیار منفی و تند سلیقهای نشان داد که چون در قید حیات نیست، نمیخواهم پیامش را نقل قول کنم.
میتوانستم واکنش مرحوم باوری و موضوع ثبت شب یلدا در یونسکو را رسانهای بسازم و از مردم طالب همکاری شوم، اما همگانی کردن موضوع نه تنها کمکی نمیکرد که باعث میشد موضوع سیاسی شود، در نطفه بخشکد و هیچگاه انجام نشود.
با پاسخ منفی آقای باوری، نگران شدم که یلدا در یونسکو به ثبت برسد و افغانستان شامل نباشد. آگاهی داشتم که در همان سال (۱۳۹۷)، ایران برای ثبت زودتر شب یلدا در یونسو، تقاضای مشارکت در پرونده ثبت این شب را در یونسکو بایکی دیگر از کشورهای منطقه نیز مطرح کرده بود. به رایزن فرهنگی آن کشور که از قبل شناخت و روابط کاری داشتیم، تماس گرفتم و تقاضای دیدار و ملاقات کردم. او پذیرفت و به پیشنهاد من، قرار شد پایان هفته در رستوانتی در تهران باهم ببینیم.
پایان هفته فرا رسید. طی دیدار، نخست از اوسوال کردم که آیا جشن شب یلدا در کشور آنها نیز برگزار میشود؟ گفت شاید در چند روستای هممرز با ایران تجلیل شود اما مطئن نیست.
عین سوال را او از من پرسید. در پاسخ گفتم که تجلیل از یلدا در افغانستان به درازای تاریخ قدمت دارد. سپس موضوع تقاضای ایران مبنی بر ثبت مشترک شب یلدا در یونسکو را مطرح کردم. او نیز تایید کرد که تقاضای مشابه از آنها نیز صورت گرفته است. گفتم که افغانستان فعلاْ آماده همکاری در ثبت مشترک شب یلدا نیست و تقاضا کردم که تا زمان آمادهشدن افغانستان برای همکاری، آنها نیز منتظر بمانند.
پس از چند بگو مگو، خوشبختانه به تقاضای من پاسخ مثبت داد. بدین ترتیب، پیگیری موضوع ثبت مشترک شب یلدا به تعویق افتاد اما من به پیگیری موضوع در جانب کشور خودم، همچنان ادامه دادم و هر زمان که مقامات ذیربط به تهران سفر کردند، موضوع را به طور شفاهی نیز مطرح نمودم اما بینتیجه بود.
طرح دوباره ثبت میراث فرهنگی در یونسکو
در سال ۱۳۹۹ بار دیگر موضوع ثبت میراث فرهنگی در یونسکو، در افغانستان واکنشبرانگیز شد. با استفاده از فرصت، بار دیگر نامهای به وزارت اطلاعات و فرهنگ نوشتم و موضوع ثبت مشترک شب یلدا را یادآوری کردم.
در تاریخ ۲۱ دلو/بهمن ۱۳۹۹ با آقای عبدالغفور لیوال، سفیر وقت افغانستان در تهران، در جلسهیی در کمیسیون ملی یونسکوی ایران شرکت کردیم. موضوع جلسه ایجاد انجمن کشورهای فارسی زبان تحت نام « آیتا» بود. در جلسه بار دیگر موضوع ثبت شب یلدا مطرح شد. جانب ایران گفت که پرونده یلدا از سوی آنها تکمیل شده و منتظر شریکشدن بقیه کشورها میباشند. آقای نظامالدین زاهدی، سفیر جمهوری تاجیکستان در تهران نیز، از آمادگی کشورش برای تکمیل پرونده شب یلدا سخن گفت. من بار دیگر وعده سپردم که موضوع را پیگیری کنم.
بار دیگر طی مکتبوبی موضوع را با وزارت اطلاعات و فرهنگ شریک کردم. در عین زمان، سفارت أفغانستان در پاریس، سفارت ایران در کابل، نمایندگیهای افغانستان و ایران در یونسکو نیز پیگیر موضوع بودند.
موافقت کابل با ثبت شب یلدا در یونسکو
سرانجام در تاریخ ۵ حوت/اسفند ۱۳۹۹ وزارت اطلاعات و فرهنگ ضمن موافقت با ثبت مشترک شب یلدا با ایران در یونسکو، از اعزام هیاتی به تهران خبر داد و در تاریخ ۲۰ حوت/اسفند ۱۳۹۹هیاتی مرکب از دو تن از کارشناسان ریاست فرهنگ مردم به تهران آمد.
اعضای هیات کارشناسان خوب و با حسن نیت بودند. آنها اسناد و مدارک لازم را با خود آورده بودند. هرچند تصاویر و ویدیوها در فرصت اندک گردآوری و تهیه شده بود و کافی نبود، اما برای شروع کافی بود. هیات را من همراهی میکردم. اعضای هیات روی نسخه فارسی متن پرونده مشترک با جانب ایرانی کار کردند.
هیات به کابل بازگشت و کار تهیه نسخه انگلیسی متن پرونده مشترک و دستهبندی اسناد و مدارک، به عهده من و آقای شبان میرشکرایی باقی ماند.
من و آقای میرشکرایی چندین شب و روز کلمه به کلمه و جمله به جمله روی متن انگلیسی پرونده کار کردیم. موضوعات اختلافی را با آقای عبدالغفور لیوال، سفیر وقت افغانستان در تهران و بعد از اخذ مشوره ایشان، نظر نهایی را با آقای میرشکرایی که تجربه تهیه متن پرونده ثبت مشترک نوروز در یونسکو را نیز داشت، شریک کردم.
کابل هم به آقای لیوال و هم به من صلاحیت امضای پرونده از جانب افغانستان را داده بود. آقای لیوال از من خواست که امضا کنم. من پیشنهاد کردم که به دلیل اهمیت پرونده و اینکه از جانب ایران، در سطح معاونوزیر پرونده امضا میشود، بهتر است او از جایگاه سفیر کبیر و نماینده فوقالعاده افغانستان در تهران پای پرونده امضا کند تا اعتبار پرونده کاهش نیابد.
آقای لیوال- با تمام اختلافات سلیقهای که با هم داشتیم- با جبین گشاده پذیرفت و با آنکه ساعات کاری به پایان رسیده بود، تا ناوقت در دفتر کارش منتظر ماند.
سرانجام من و آقای میرشکرایی با پرونده مشترک رسیدیم و بدین ترتیب، عصر روز ۳۰ مارچ ۲۰۲۱ مطابق ۱۴۰۰/۱/۱۰ ه.ش پرونده با امضای آقای لیوال از جانب افغانستان و امضای آقای محمدحسن طالبیان، معاون سازمان-فعلاْ وزارت- میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری تکمیل شد و بعدا به یونسکو ارسال گردید.
ثبت شب یلدا در یونسکو
در ماه نوامبر ۲۰۲۲ قبل از برگزاری اجلاس ذیربط یونسکو، فعالان فرهنگی افغانستان و ایران برای کاملتر کردن مستندات پشتیبان متن مشترک پرونده ثبت شب یلدا، تثبیت مردمی بودن جشن شب چله/یلدا و جلوگیری از احتمال مسترد شدن پرونده، کارزار گردآوری مستندات بیشتر را به راه انداختند و نیز طومار آنلاین را به امضا رساندند. شهروندان دو کشور در کارزار گردآوری مستندات و امضای طومار آنلاین سهم گسترده گرفتند و رسالت خویش را در پاسداری از یلدای باستانی ادا کردند.
ریاست روابط فرهنگی وزارت أمور خارجه در ایجاد هماهنگی، سفارت افغانستان در پاریس و دیپلوماتهای ما در نمایندگی یونسکو که مسئولیت نهایی به عهده آنها بود، زحمات زیادی کشیدند و به ویژه قبل از برگزاری اجلاس تصمیمگیری، لابیگری کردند تا پرونده مسترد نشود. به همین ترتیب در جانب ایران نیز نهادها و شخصیتهای مختلف به صورت مستقیم و غیر مستقیم دخیل و پیگیر موضوع بودهاند.
خوشبختانه در تاریخ ۳۰ نوامبر ۲۰۲۲ شب چله/یلدا به عنوان میراث فرهنگی ناملموس مشترک بین افغانستان و ایران، در یونسکو به ثبت رسید و دلهای دوستداران این آیین باستانی را شادمان کرد.
به امید چیرگی نور بر ظلمت جاری در افغانستان و با آرزوی اینکه تاجیکستان و بقیه کشورهاییکه یلدا در آنها گرامیداشت میشود نیز به یلدای مشترک در یونسکو ملحق شوند، این یادداشت را با شعری از علیمدد رضوانی شاعر مهاجر افغانستانی به پایان میبرم:
سفیر ایران در افغانستان معتقد است که گروه طالبان برای افغانستان، منطقه و جهان یک فاجعه و مصیبت است، اما ایران چارهای جز استفاده از این فرصت ندارد و میتواند مانند لشکر مغول، طالبان را متمدن کند.
در فایلهای هکشده خبرگزاری فارس که از سوی گروه بلکریوارد افشا شده، متن کامل سخنان ماه گذشته بهادر امینیان، سفیر جمهوری اسلامی در کابل، در جمعی در تهران نشر شده است.
آقای امینیان پس از توضیحاتی درباره ماهیت و عملکرد گروه طالبان و مشکلاتی که جمهوری اسلامی، علیرغم همکاری با طالبان، با این گروه دارد، گفته است: «ما هیچ راهی نداریم مگر این که در کنار طالبان بایستیم و از آنها استفاده کنیم.»
او سپس طالبان را با لشکر مغول مقایسه میکند و میگوید: «ما تجربه تاریخی داریم که مغولها به کشور ما آمدند اما فرهنگ و تمدن ما آنقدر غنی بود که از مغولها استفاده کردیم. آنها را مسلمان و شیعه کردیم. مروج زبان فارسی کردیم. الان هم اگر بتوانیم از این کارها کنیم، فرصت آن فراهم است. کنار آنها بایستیم و تمام نقاط منفی آنها را کنترل کنیم. این کار را میتوانیم انجام دهیم.»
سفیر ایران در کابل در این سخنرانی میگوید که سرویس جاسوسی اسرائیل (موساد) از گروه طالبان حمایت میکند. او بدون اشارهبه جزییات، میگوید «حمایت موساد از طالبان حداقل یک زخم بزرگی بین ما و طالبان ایجاد کرده است.»
او معتقد است که طالبان با وجود اینکه دو دهه با امریکا جنگیده، اما ضدامریکایی نیست و اگر جمهوری اسلامی دیر بجنبد «آمریکاییها به راحتی میتوانند آنها را مصادره کنند». به باور این دیپلمات ارشد ایرانی، امریکایها با وجود خروج از افغانستان اکنون «افغانستان را به گروگان گرفتهاند».
«طالبان جریان ضد فارسی است»
سفیر جمهوری اسلامی ایران در این سخنرانی، گروه طالبان را یک جریان ضد فارسی معرفی میکند. او در توضیح علت این برداشت میگوید «چون (طالب) پشتون است و فارسی بلد نیست... قبلاً زبان رسمی آنها فارسی بود ولی الان به تدریج فارسی را کنار میگذارند».
او میگوید که «طالبان برای زبان فارسی، یک مصیبت غیرقابل جبران است» و تاکید میکند که جمهوری اسلامی میتواند و باید این مشکل را حل کند.
طالبان «فاجعه و باعث شرمساری است»
بهادر امینیان معتقد است که گروه طالبان یک فاجعه و باعث شرمساری افغانستان و مسلمانان است.
او میگوید: «طالبان برای شیعیان افغانستان فاجعه اندوهبار بوده است. برای زنان یک کابوسی دامنهدار است. (آنها) اصلاً زنان انسان نمیدانند... طالبان برای زبان فارسی مصیبت غیرقابل جبران است. طالبان برای جوانان ناامیدی مطلق است. برای فرهنگ و تمدنی ایرانی خانمان برانداز است. برای اقوام افغانستانی به ویژه تاجیک و ازبک فلاکتی ادامه دار است. برای اسلام و مسلمانان می تواند یک شرم باشد، باعث سرشکستگی باشد؛ برای پاکستان عموما یک فاجعه و (باعث) تجزیه است. برای آمریکا میراثی شرمسارانه است. یعنی طالبان یک موجود غیرقابل تحمل است. برای اقتصاد ایران رکود کسادی است».
اندکی از شیعیان افغانستان پیرو خامنهایاند
آقای امینیان همچین به مشکلات شیعیان در افغانستان اشاره میکند و میگوید اقلیت شیعه افغانستان «علیرغم هزینههای سنگین ایران فروپاشیده شدهاند». او آنچه را پراکندگی و بیسر و سامانی شیعیان افغاستان خوانده، نتیجه عمکلرد ضعیف جمهوری اسلامی میداند.
سفیر جمهوری اسلامی نگران است که علی خامنهای (مرجع تقلیدی جمهوری اسلامی) کمترین پیرو را در افغانستان دارد و «اکثر شیعیان افغانستان مقلد آیتالله سیستانی، فیاض و شیرازی هستند».
سفیر جمهوری اسلامی در کابل، به کمکهای گسترده این رژیم به شیعیان کشورهای مختلف و تاثیر آن بر وضع شیعیان اشاره میکند و می گوید: «ما شیعیان زیادی در لبنان، در یمن، در عراق داریم، همه آنها الان (با کمک جمهوری اسلامی) یک عزت و شکوهی گرفتهاند و سازماندهی شدند. اما متاسفانه در افغانستان با این که ما بیشترین امکانات و بیشترین فرصتها را نسبت به شیعیان داریم، این اتفاق نیفتاده است.»
کانال سلیمانی برای رابطه با طالبان
بهادر امینیان در بخش دیگری از سخنرانی خود که متن کامل آن در فایلهای هک شده خبرگزاری فارس نشر شده، به نقش قاسم سلیمانی، فرمانده کشته شده سپاه قدس برای برقراری رابطه جمهوری اسلامی و گروه طالبان اشاره میکند.
او می گوید که با وجود سیاست جمهوری اسلامی در حمایت از دولت پیشین افغانستان «حاج قاسم (سلیمانی) کانالی را برای ما باز کرد و امروز ما واقعا با فرصت استثنایی روبرو هستیم. اگر این (کانال) نبود، فاجعه بود».
«اگر حرف بزنم طالبان من را راه نمیدهند»
سفیر جمهوری اسلامی ایران در کابل او به عنوان نماینده وزارت خارجه، اجازه ندارد هر حرفی را در رسانهها بیان کند و برای برخی مسائل، با کاظمی قمی، نماینده ویژه رئیسجمهور ایران در امور افغانستان، تقسیم کار کرده است.
او میگوید «اصلاً اگر برخی حرفها را من بزنم طالبان من را به افغانستان راه نمیدهد. بنابراین از من نخواهید». آقای امینیان اضافه میکند: «حرفهایی که من در مورد طالبان زدم اگر یکی از آنها به افغانستان درز پیدا کند، من چطوری باید به افغانستان برگردم؟»
او همچنین نگران است که اگر در باره برخی مسائل افغانستان اظهار نظر کند، به کاظمی قمی بربخورد و دخالت در حوزه کاری او محسوب شود.
«پنجشیر بدون شلیک یک گلوله تسلیم شد»
سفیر جمهوری اسلامی در توجیه عملی نبودن اقدام نظامی علیه طالبان، حتی مقاومت پنجشیر را هم انکار میکند و ادعا میکند که ولایت پنجشیر بدون شکلیک یک گلوله تسلیم شد. این درحالی است که طالبان چند هفته در پنجشیر با نیروهای مقاومت درگیر بودند مقاومت هنوز در پنجشیر و برخی نقاط دیگر از جمله اندراب بغلان ادامه دارد.
بهادر امینیان میگوید: «جریانهای مقاومت با طالبان نجنگیدند. پنجشیر بدون شلیک یک گلوله تسلیم شد. احمد مسعود دوست من است. من با ایشان به پنجشیر رفته بودم؛ آنها اصلاً اهل جنگیدن نبودند. پس ببینید ما که نمیتوانیم با اینها (طالبان) بجنگیم، اینها بیخ گوش ما هستند، ما هیچ راهی نداریم».
«هبتالله گفت یک قطره آب به ایران نمیدهیم»
بخش دیگری از سخنان بهادر امینیان، سفیر ایران در کابل، به مشکل آب میان کشورش و افغانستان اختصاص دارد.
او میگوید در جریان سفر وزیر نیروی ایران به کابل، ملا برادر، معاون رئیسالوزرای طالبان گفته است که «امیرالمؤمنین گفته ما نباید یک قطره آب هم (به ایران) بدهیم».
سفیر ایران میگوید حتی اگر طالبان آب را از سد کمال خان آزاد کنند، تمام راه تا ایران، کویرِ تفیده و تشنه است و آبی به ایران نمیرسد.
نگاه «نژادپرستانه» ایرانیها به افغانستان
بهادر امینیان در جمعی که خبرگزاری فارس آنها را «اصحاب رسانه» خوانده، از نگاه نژادپرستانه ایرانیها به مردم افغانستان میگوید.
سفیر جمهوری اسلامی در کابل میگوید: «اصولاً نگاه ما ایرانی ها، نگاه نژادپرستانه و تحقیرآمیز نسبت به افغانستان است. وقتی بحث افغانستان به میان میآید از لفظ افغانی که لفظ تحقیرآمیز است، استفاده میکنیم. ما همه چیز را از دست دادهایم و این در سیاستگذاریهای ما هم وجود دارد.»
به باور این دیپلمات ایرانی، اگر یک کارتنخواب (بیخانمان) اروپایی به ایران برود، مردم و مسئولان میخواهند با او عکس بگیرند، اما همین مردم و مسئولان، با مهمانی که از شرق میآید، نگاه تحقیرآمیز دارند و خود را بالاتر میبینند.
حنا ربانی اولین مقام پاکستانی نیست که به افغانستان تحت کنترول طالبان میرود؛ این گروه سال پیش میزبان مقامی بالاتر از خانم ربانی بود، یعنی وزیر خارجه پاکستان و پیش از آن، سفر سه روزه رئیس آیاسآی به کابل که به باور ناظران، به تشکیل کابینه طالبان انجامید.
خانم ربانی اولین مهمان زن طالبان هم نیست. این گروه در ۱۵ ماهی که از تسلطش بر افغانستان میگذرد، بارها میزبان مقامهای زن از سازمانهای بینالمللی و کشورهای غربی بوده است.
پس چرا سفر حنا ربانی به کابل، اینگونه مورد توجه رسانهها و شبکههای اجتماعی قرار گرفته است؟
پاکستان متحد اصلی گروه طالبان است، در مجامع بینالمللی برای این گروه لابی میکند و هرچند حکومت طالبان را به رسمیت نشناخته، اما سیاستهای سختگیرانه و زنستیزانه این گروه را به نام اسلام و سنتهای قبیلهای توجیه میکند.
مقامها و دیپلماتهای زن کشورهای غربی در سفر به کابل، موهای سر خود را میپوشانند و لباسهای تاریک و گشادی میپوشند که نشان دهد حساسیتهای رهبران سنتگرای طالبان را درک میکنند. حنا ربانی از جنس آن مقامها نیست.
خانم ربانی مسلمان است و از کشور زادگاه گروه طالبان میآید. او برخلاف دیپلماتهای زن غربی، مجبور نیست در ظاهر و رفتار خود تغییری مطابق میل طالبان وارد کند.
مقامهای ارشد طالبان دست به سینه به استقبال او به میدان هوایی کابل میروند. حنا ربانی مشکلی با دست دادن با مردان ندارد، اما مردان طالب که به استقبال او آمدهاند، با مردان همراه معاون وزیر خارجه طالبان دست میدهند، ولی خانم ربانی را دست به سینه و با اندکی تعظیم خوشآمد میگویند.
این زن حامی گروهی است که زنان را پوشیده در نقاب میخواهد و به آنها اجازه نمیدهد بدون همراهی مردی که محرم شرعی خوانده میشود، از محل زندگی خود دور شوند.
اما به باور بسیاری در افغانستان، پاکستان این محدودیتها را فقط برای افغانستان میخواهد، همانگونه که برای طالبان مهم نیست آیا حنا ربانی هم با محرم شرعی به کابل آمده است یا نه؟
وال استریت ژورنال به نقل از مقامات امریکایی و دیپلوماتهای اروپایی گزارش داد که امریکا از کییف خواسته تا قبل از زمستان به فکر آغاز مذاکرات صلح با مسکو باشد.
آنها احساس میکنند که با فرارسیدن زمستان، شاید نیروهای اوکراینی به موفقیتهای بیشتر نظامی دست نیابند و جنگ طولانی شود.
مقامات غربی نگران پیامدهای سیاسی و انسانی افزایش بهای غذا و انرژی؛ تلفات انسانی و هزینههای نظامی جنگ برای اوکراین و کشورهای غربی اند.
یک دیپلومات اروپایی به وال استریت ژورنال گفت: «موضع ما این است که زمان آغاز گفتگوهای صلح به عهده اوکراینیها است. اما چه بهتر اگر زودتر آغاز شود.»
امریکا و برخی کشورهای اروپایی نگراناند که ارسال سلاح به اوکراین، از ذخایر نظامی آنان کاسته است و این روند نمیتواند پایدار بماند. تنها امریکا تا اکنون نزدیک به ۱۹ میلیارد دالر کمک نظامی، به شمول محمولههای سلاح، به اوکراین ارسال کرده است.
یک مقام غربی گفت: «ما یک مشکل عملی در برابر پیشرفت نظامی اوکراین میبینم و آن کمبود مهمات است.»
رئیس جمهور بایدن در ۱۰ نوامبر در کاخ سفید در مورد آغاز مذاکرات صلح میان روسیه و اوکراین گفت: «باید دیده شود که آیا اوکراین آماده سازش است یا خیر. آنها در حالیکه زخمهای جنگ بر تن شان تازه است، باید این تصمیم را بگیرند.»
پس از سفر جک سالیوان، مشاور امنیت ملی کاخ سفید، به کییف در ۴ نوامبر، ولودیمیر زلنسکی آمادگی مشروط خود برای آغاز مذاکره با روسیه را اعلام کرد. سالیوان در این سفر به نمایندگی از کاخ سفید گفته بود که اگر اوکراین آمادگی خود را برای مذاکرات اعلام دارد، حمایتهای بیشتری به دست آورده میتواند.
دیپلوماتهای اروپایی به وال استریت ژورنال گفتند که مشاور امنیت ملی امریکا به حکومت اوکراین توصیه کرده است که برای مذاکرات باید مطالبات واقعبینانه، از جمله صرف نظر کردن از خواست بازپس گرفتن شبه جزیره کریمه، را دنبال کند.
با این حال، زلنسکی و مشاوران او هشدار دادند که افزایش فشار بر اوکراین برای مصالحه و گفتگو با ولادیمیر پوتین چیزی شبیه تسلیم شدن است.
برخی از مقامات امریکایی و اروپایی نیز گفتهاند که اوکراینیها با توجه به پیشرفتهای نظامی شان، از جمله بازپسگیری خرسون، دلیل اندکی برای پذیرش خواستهها و شرایط روسیه دارند.
روزنامه واشنگتن پست در گزارشی نوشت که پس از بالا گرفتن تنش میان عربستان و امریکا بخاطر تصمیم اوپک جهت کاهش تولید نفت، واشنگتن به رغم اختلاف روی این مساله، میخواهد رابطه خوبی با ریاض داشته باشد.
یک مقام امریکایی گفت که به علت منافع گسترده، گسستی در روابط دو کشور به وجود نیامده.
پس از آنکه اوپک پلاس تصمیم گرفت تولید نفت را حدود دو میلیون بشکه در روز کاهش میدهد، امریکا عربستان را مقصر این تصمیم دانست و این کشور را متهم کرد که در حمایت از روسیه، سعی دارد قیمت نفت را بالا ببرد. واشنگتن بدین باور بود که بالا رفتن قیمت نفت به نحوی انداختن پول در کیسه تهکشیده روسیه است که در حال حاضر درگیر جنگ در اوکراین است.
ریاض این اتهامات را رد کرد. اما مقامات امریکایی، مخصوصاً سناتوران دموکرات از رئیسجمهور بایدن خواستند تا عربستان را توبیخ کند. سناتور ریچارد بلومنتال در این مورد گفت: «عربستان باید سر عقل بیاید.» بعضی از قانونگذاران دیگر حتی گفتند که بایدن باید تمام عساکر امریکایی را از عربستان خارج کند و قراردادهای فروش سلاح به این کشور را لغو کند.
به نظر میآید که به رغم رد و بدل شدن اتهامات و انتقادات، واشنگتن و ریاض با توجه به منافع مشترک مواضع انتقادی خود را نرمتر کرده اند. یک مقام امریکا به واشنگتن پست گفت: «آیا گسستی در روابط دو کشور رخ داده است؟ نه. ما اختلافات اساسی روی وضعیت بازار نفت و اقتصاد جهانی داشتیم. اما، نباید فراموش کرد که در این رابطه پای منافع زیادی در میان است.»
این مقام امریکایی گفت که عربستان در این چند هفته نشان داد که گرایش به سوی روسیه پیدا نکرده است.
عربستان قبلاً برای نشان دادن حسن نیت به امریکا، از قطعنامه ملل متحد که الحاق چهار منطقه اوکراین به روسیه را محکوم میکرد، حمایت کرد. درضمن، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان به رئیسجمهور زلنسکی زنگ زد و کمک بشردوستانه ۴۰۰ میلیون دالری را برای اوکراین اعلام کرد.
یک مقام ارشد دیگر امریکایی که واشنگتن پست بخاطر حساسیت موضوع نامی از او نبرده، گفت که امریکا نارضایتی خود را ابراز کرد و تاثیر آن را نیز دید. عربستان نیز «به شیوهای سازنده» از خود واکنش نشان داده است.
با این حال، انتونی بلینکن، وزیر خارجه امریکا در صحبتش با تلویزیون بلومبرگ نیوز ضمن «مثبت» خواندن رای عربستان در محکومیت به الحاق مناطق اوکراین به روسیه گفت که امریکا توقع دارد پس از وضع تحریم اتحادیه اروپا علیه نفت روسی که از ماه آینده به اجرا درمیآید، عربستان نگذارد عرضه نفت در برابر تقاضای جهانی منجر به بحران و افزایش قیمتها شود. عبدالعزیز بن سلمان، وزیر انرژی عربستان بدون اینکه علناً از موضع امریکا حمایت کند گفت: «هر کسی از ما [نفت] بخواهد برایش تهیه میکنیم.»
دگرجنرال ندیم انجم، رئیس آیاسآی که تا حال خودش را از دید رسانهها پنهان کرده بود، بالاخره روی پرده تلویزیون آمد و از این سازمان در برابر اتهامات عمران خان دفاع کرد.
او عمران خان را که آیاسآی را متهم به قتل یک روزنامه نگار معروف میکند، دروغگو خواند.
عمران خان، نخستوزیر پیشین پاکستان به صورت غیرمستقیم آیاسآی را در قتل ارشد شریف، یک ژورنالیست پاکستانی که به کنیا فرار کرده بود و چند روز پیش کشته شد، مسئول دانسته است.
تنش میان عمران خان و ارتش، مخصوصاً اداره آیاسآی از زمانی شروع شد که پارلمان پاکستان با رای عدم اعتماد او را از نخستوزیری برکنار کرد. آقای خان برای نجات کرسیاش دست به دامن ارتش شد اما مقامات ارتش، به جز جنرال فیض حمید که حامی عمران خان است، از او حمایت نکردند.
رد صلاحیت عمران خان توسط کمیسیون انتخابات پاکستان در هفته گذشته خشم او را برانگیخت. عمران خان از هوادارانش خواست تا فردا جمعه از لاهور به طرف اسلامآباد حرکت کنند. او اسم این اعتراض را «راهپیمایی بزرگ» خوانده است و هدفش از آن زیر فشار قرار دادن حکومت کنونی و ارتش است.
قتل ارشد شریف که از منتقدان صریح الهجه ارتش بود، آتش تازهای به این معرکه افزوده است. عمران خان به صورت غیرمستقیم آیاسآی را مسئول قتل او دانست و ادعا کرد که شواهد کافی در این زمینه در اختیار دارد. کشیده شدن پای سازمان آیاسآی در این قتل مشکوک باعث شد تا گمانهزنیها در مطبوعات پاکستان اوج بگیرد.
با افزایش فشار افکار عمومی برای توضیح ماجرای کشته شدن شریف، ندیم انجم بالاخره در مقابل رسانهها آفتابی شد. او اتهامات وارده بر اداره خودش را رد کرد و عمران خان را دروغگو خواند. او گفت که سال گذشته عمران خان به جنرال باجوه پیشنهاد کرد تا هر وقت خواسته باشد میتواند رئیس ارتش باقی بماند.
ندیم افزود همین حالا نیز عمران خان شبانه به ملاقات باجوه میرود و خواستههای غیرقانونی را مطرح میکند. اما باجوه تا هنوز آنها را رد کرده است.
در پاسخ به سوال در مورد راهپیمایی آقای خان، ندیم انجم گفت که با راهپیمایی مشکل ندارد اما اگر کسی خواست پاکستان را بیثبات کند ارتش دست به کار خواهد شد.
جنرال باجوه نیز قبلاً گفته بود که به هیچ کسی اجازه نمیدهد ثبات سیاسی و اقتصادی پاکستان را به چالش بکشد.
به نظر میرسد مقامات ارتش نمیخواهند با عمران خان بصورت مستقیم طرف واقع شوند. ندیم افزود که قضیه مجوز راهپیمایی در دادگاه عالی است و هرچه دادگاه بگوید همان خواهد شد. او همچنان گفت که ممکن است تظاهرات و گردهمایی این چنینی هدف حملات تروریستی قرار بگیرد.
این هشداری ساده نیست. بینظیر بوتو در ۲۷ دسامبر سال ۲۰۰۷ در راولپندی هنگامی مورد حمله قرار گرفت که سخنرانیاش را در یک جمع تمام کرده بود. به او نیز هشدارهایی از همین دست داده شده بود. هشداری که پشت گوش انداخته شد و در نهایت به قیمت جانش تمام شد.