• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

گزارش تحقیقی؛ ۳۱ نوع شکنجه در بازداشتگاه‌های طالبان

۲۰ قوس ۱۴۰۳، ۱۴:۴۷ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۱۱ (‎+۰ گرینویچ)

بیش از سه سال از تسلط طالبان بر افغانستان می‌گذرد و در این مدت این گروه با اعمال سیاستهای سختگیرانه و سرکوب‌گرانه، آزادی‌های مدنی و اجتماعی را محدود کرده است. یافته‌های افغانستان اینترنشنال نشان می‌دهد که در بازداشتگاه‌های استخبارات طالبان ۳۱ نوع شکنجه به زندانیان اعمال می‌شود.

پربازدیدترین‌ها

طالبان اصولنامه جدایی زن و شوهر را منتشر کرد
۱

طالبان اصولنامه جدایی زن و شوهر را منتشر کرد

۲

پاکستان اظهارات طالبان درباره حمله مرگبار بنو را رد کرد

۳

زن متاهل در دایکندی می‌گوید طالبان می‌خواهد او را «به مرد دیگری نکاح کند»

۴

نگرانی کشاورزان از هجوم حشرات به مزارع گندم در هرات و بادغیس

۵

نظامی بلندپایه امریکایی: رصد کردن تهدیدهای تروریستی در افغانستان اهمیت ویژه دارد

•
•
•

مطالب بیشتر

بیم و امید از سرنگونی رژیم اسد؛ از خطر داعش تا درگیری‌های فرقه‌ای و جنگ قدرت

۱۹ قوس ۱۴۰۳، ۲۳:۲۰ (‎+۰ گرینویچ)

با وجود استقبال محتاطانه از سقوط رژیم بشار اسد، بسیاری از کشورها از بازگشت دوباره داعش، درگیری‌های فرقه‌ای میان شورشیان افراط‌گرا و شروع جنگ داخلی دیگر در این کشور نگران اند.

نیروی اصلی شورشیان که به حکومت ۵۰ ساله خاندان اسد پایان داد، هیئت تحریر شام است؛ گروه افراط‌گرای سنی که پیش‌تر با القاعده همکاری داشته است.

کشورهای غربی و عربی بیم دارند که شورشیان تحت رهبری هیئت تحریر شام، حکومتی اسلام‌گرای سخت‌گیر و ناکارآمد در جلوگیری از ظهور مجدد داعش و گروه‌های تندرو ایجاد کند.

پراکندگی و فقدان برنامه

با وجود تلاش شورشیان برای مدیریت مرحله گذار با همکاری بقایای رژیم اسد، یک دیپلومات ارشد غربی در این باره گفت که شورشیان، به دلیل پراکندگی و نبود برنامه‌ریزی، آمادگی لازم برای اداره کشور را ندارند.

او افزود: «ساختار پیچیده سوریه با اقوام و فرقه‌های مختلف و پایگاه‌های قدرت محلی، اداره کشور را به چالشی عظیم تبدیل کرده است.»

این دیپلومات همچنین ابراز نگرانی کرد که هرج‌ومرج در سوریه می‌تواند زمینه را برای بازگشت گروه‌های افراط‌گرا مانند داعش فراهم کند.

داعش در سال ۲۰۱۴ بخش‌های وسیعی از سوریه و عراق را تصرف کرده و خلافتی خودخوانده تشکیل داد، اما در سال ۲۰۱۹ توسط ائتلاف به رهبری امریکا شکست خورد و از این مناطق اخراج شد.

جو بایدن، رئیس‌جمهور امریکا، روز یکشنبه از سقوط رژیم بشار اسد استقبال کرد اما هشدار داد که این رویداد، لحظه‌ای «سرشار از خطر و عدم اطمینان» است.

رقابت میان شورشیان

اپوزیسیون سوریه طیف وسیعی از گروه‌ها، از جمله گروه‌های میانه‌رو مانند ارتش ملی سوریه تا عناصر جهادی در هیئت تحریر شام را شامل می‌شود که هرکدام دیدگاه خاص خود را برای آینده سوریه دارند؛ برخی از دموکراسی سکولار سخن می‌گویند و برخی دیگر حکمرانی اسلامی را ترجیح می‌دهند.

عبدالعزیز الساجر، رئیس مرکز پژوهش‌های خلیج فارس، گفت: «هرکدام از این گروه‌های شورشی تلاش می‌کنند برتری پیدا کنند و قدرت را به‌دست گیرند. همه فکر می‌کنند می‌توانند بشار اسد دیگری باشند و هرکدام وفاداری خود را به کشورهای خارجی تامین‌کننده منابع مالی‌شان نشان می‌دهند.»

او افزود: «اگر تلاش‌های سازمان ملل یا کشورهای منطقه برای متحد کردن این گروه‌ها صورت نگیرد، آن‌ها درگیری‌های شدیدی خواهند داشت.»

نیروهای تحت حمایت ترکیه در شمال سوریه تسلط دارند، در حالی که گروه‌های کرد همسو با ایالات متحده، مانند نیروهای دموکراتیک سوریه، بر مناطق شمال شرقی حاکم اند.

در نشانه‌ای از تنش میان این گروه‌ها، ارتش ملی سوریه تحت حمایت ترکیه، مناطقی از جمله شهر تل‌رفعت را در جریان حمله اخیر از نیروهای کرد تصرف کرد. یک منبع امنیتی ترکیه روز یکشنبه اعلام کرد که شورشیان وارد شهر منبج شده و نیروهای کرد را به عقب رانده‌اند.

انتقالی منظم یا هرج‌ومرج

با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که انتقالی منظم همچنان ممکن است. آن‌ها به نهادهای دولتی منظم در دمشق اشاره می‌کنند که همچنان توانایی انجام وظایف خود را دارند.

همچنین، تجربه شورشیان در اداره مناطقی که طی بیش از یک دهه در اختیار داشته‌اند، نشان می‌دهد که آن‌ها می‌توانند حکومت کنند. ائتلاف شورشی به رهبری هیئت تحریر شام هنگام تصرف حلب، دومین شهر بزرگ سوریه، به‌طور خاص تلاش کرد اعضای نیروهای امنیتی را مورد عفو قرار دهد و وعده داد که اقلیت‌ها در این مناطق مصون خواهند بود.

حسن حسن، کارشناس گروه‌های اسلام‌گرا در خاورمیانه، گفت: «در میان اقلیت‌ها نگرانی‌هایی وجود دارد که اکنون شورشیان دمشق را تصرف کرده‌اند.»

او افزود: «هنوز مشخص نیست چه اتفاقی خواهد افتاد، به‌ویژه در زمینه تاثیرات دینی و نحوه تحول قوانین اسلامی.»

تحقیر ایران و روسیه

ایران و روسیه که طی ۱۳ سال با حمایت‌های نظامی و مالی رژیم اسد را سرپا نگه داشته بودند، اکنون با پیامدهای گسترده سقوط ناگهانی او مواجه‌اند.

مسکو که به اسد و خانواده‌اش پناه داده است، دو پایگاه نظامی اصلی در سوریه دارد که مهم‌ترین جای پای روسیه در خاورمیانه محسوب می‌شود. پایگاه دریایی طرطوس، در دریای مدیترانه، نقطه‌ای کلیدی برای انتقال پیمانکاران نظامی به افریقا و بازگشت از آن به‌شمار می‌رود.

ناکامی کرملین در جلوگیری از سقوط سریع اسد، محدودیت‌های قدرت روسیه در بحبوحه جنگ اوکراین را نمایان کرد و نفوذ بین‌المللی این کشور را کاهش داد.

اسوشیتدپرس نوشت که سقوط سریع اسد، ضربه سنگینی به پوتین وارد کرد، آن هم در شرایطی که او آماده تعامل با حکومت جدید امریکا برای پایان دادن به جنگ اوکراین می‌شد. بسیاری از ناظران معتقدند که از دست دادن تنها متحد روسیه در خاورمیانه، اعتبار جهانی کرملین را تضعیف کرده و ممکن است موضع پوتین را در مذاکرات احتمالی بر سر اوکراین ضعیف‌تر کند.

برای تهران، اتحاد با اسد که از اقلیت شیعه علوی بود، اهرمی استراتژیک در خاورمیانه‌ای عمدتا سنی‌مذهب و بدبین به ایران به‌شمار می‌رفت.

فروپاشی رژیم اسد، «محور مقاومت» را متلاشی کرد و توانایی تهران در حفظ ارتباط با گروه‌های نیابتی خود به‌ویژه حزب‌الله در لبنان را تضعیف کرد. یک مقام ارشد ایرانی روز دوشنبه به رویترز گفت که تهران تماس‌های مستقیم با شورشیان برقرار کرده است تا از «اقدمات خصمانه» جلوگیری کند.

جاناتان پانیکاف، معاون سابق اطلاعات ملی امریکا برای خاورمیانه گفت که سقوط بشار می‌تواند بازسازی تسلیحات حزب‌الله را دشوارتر کند و احتمال حفظ آتش‌بسی را که ماه گذشته با اسرائیل توافق شد، افزایش دهد.

چگونه گروه‌های شورشی علیه بشار اسد متحد شدند

۱۹ قوس ۱۴۰۳، ۱۲:۱۹ (‎+۰ گرینویچ)

دو منبع آگاه به رویترز گفتند که مخالفان حدود ۶ ماه پیش، طرح‌های یک حمله وسیع را با ترکیه شریک کرده و تأیید ضمنی انقره را دریافت کرده بودند. به گفته منابع، شورشیان بدون اطلاع قبلی ترکیه نمی‌توانستند برنامه‌های خود را پیش ببرند.

این دو منبع گفتند که شورشیان مخالف سوریه پس از ۱۳ سال جنگ داخلی، فرصتی را احساس کردند تا بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه را از قدرت کنار بزنند.

این عملیات که تقریباً دو هفته پیش آغاز شد، با موفقیت سریع در دستیابی به هدف اولیه خود، تصرف دومین شهر بزرگ سوریه، حلب، تقریباً همه را غافلگیر کرد. در کمتر از یک هفته، اتحاد شورشیان از حلب به دمشق رسید و روز یکشنبه به پنج دهه حکومت خانواده اسد پایان داد.

پیشروی برق‌آسای شورشیان متکی بر یک هم‌ترازی تقریباً کامل از نیروهای زبده مخالف اسد بود: ارتش او روحیه‌اش ضعیف و خسته شده بود. متحدان اصلی اسد، جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان، به دلیل درگیری با اسرائیل به شدت تضعیف شدند. و دیگر حامی نظامی کلیدی او، روسیه، درگیر اوکراین بود و علاقه‌ای به درگیر شدن در سوریه نداشت.

این منابع که یک دیپلومات در منطقه و یکی از اعضای مخالفان سوریه‌اند، گفتند که شورشیان نمی‌توانند بدون اطلاع قبلی ترکیه که از روزهای ابتدایی جنگ پشتیبان اصلی مخالفان سوری بوده است، پیشروی کنند.

ترکیه نیروهای زمینی در شمال غرب سوریه دارد و از برخی از شورشیان که قصد شرکت در آن را داشتند، از جمله ارتش ملی سوریه (اس‌ان‌آ) پشتیبانی می‌کند؛ هرچند که جناح اصلی ائتلاف مخالفان، هیئت تحریر الشام را یک گروه تروریستی محسوب می‌کند.

این دیپلومات گفت که طرح جسورانه شورشیان زاییده افکار تحریر شام و رهبر آن احمد الشراع، معروف به ابومحمد الجولانی بود.

جولانی به‌دلیل روابط سابقش با القاعده از سوی واشنگتن، اروپا و ترکیه به عنوان تروریست شناخته می‌شود و امریکا برای سر او ۱۰ میلیون دالر جایزه گذاشته است.

با این حال، در طول دهه گذشته، تحریر شام، که قبلاً به عنوان جبهه النصره شناخته می‌شد، سعی کرد تصویر خود را تعدیل کند. این گروه یک اداره شبه دولتی در استان ادلب ایجاد کرد، جایی که به گفته کارشناسان، از فعالیت‌های تجاری و مردم مالیات می‌گرفت.

رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، که در سال ۲۰۲۰ با روسیه برای کاهش تنش درگیری‌ها در شمال غرب سوریه به توافق رسید، مدت‌ها با چنین حمله بزرگ شورشیان مخالفت می‌کرد، زیرا می‌ترسید که موج جدیدی از پناهجویان وارد ترکیه شوند.

با این حال، این منابع گفتند که شورشیان در اوایل سال جاری، پس از رد پیشنهادات مکرر اردوغان با هدف پیشبرد راه حل سیاسی برای شکست بن‌بست نظامی، که سوریه را بین رژیم و گروه‌های شورشی با مجموعه‌ای از حامیان خارجی تقسیم کرده است، تشدید موضع انقره در قبال اسد را احساس کردند.

منبع از میان مخالفان سوری گفت پس از آن که تلاش‌های انقره برای تعامل با اسد شکست خورد، شورشیان جزئیات طرح خود را به ترکیه نشان دادند.

پیام این بود: "آن مسیر دیگر برای سال‌‌ها کار نمی کند، پس راه ما را امتحان کنید. شما مجبور نیستید کاری انجام دهید، فقط مداخله نکنید."

هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه روز یکشنبه در سخنانی در دوحه گفت که تلاش اردوغان در ماه‌های اخیر برای نزدیک شدن به اسد شکست خورد و ترکیه «می‌دانست که چیزی در راه است».

با این حال، نوح یلماز، معاون وزیر خارجه ترکیه، روز شنبه در کنفرانسی با موضوع خاورمیانه در بحرین گفت که انقره پشت این حمله نبوده و رضایت خود را با اعلام نکرده است. او گفت که ترکیه نگران بی‌ثباتی است.

سقوط برق‌آسای شهرهای بزرگ به‌دست شورشیان برای بسیاری غیرقابل انتظار بود
100%
سقوط برق‌آسای شهرهای بزرگ به‌دست شورشیان برای بسیاری غیرقابل انتظار بود

آسیب‌پذیری اسد

شورشیان زمانی حمله کردند که اسد در آسیب‌پذیرترین وضعیت خود بود.

تهاجم گسترده شورشیان علیه مواضع ارتش اسد در حالی آغاز شد که متحدان نظامی او، روسیه، جمهوری اسلامی و حزب‌الله لبنان که درگیر جنگ‌ در جاهای دیگر بودند، نتوانستند آن طور که در شروع جنگ از او حمایت کردند، در اختیار او بگذارند.

ارتش سوریه قادر به مقاومت نبود. یک منبع دولت اسد به رویترز گفت که تانک‌ها و هواپیماها به دلیل فساد و غارت سوخت نداشتند، نمونه‌ای از اینکه دولت سوریه چقدر توخالی شده است.

این منبع که به دلیل ترس از انتقام خواست نامش فاش نشود، گفت که در دو سال گذشته، روحیه در ارتش به شدت تحلیل رفته است.

آرون لاند، یکی از اعضای سنچری اینترنشنال، یک اندیشکده متمرکز در خاورمیانه، گفت که ائتلاف تحت رهبری تحریر شام در طول جنگ قوی‌تر و منسجم‌تر از هر نیروی شورشی قبلی بود. او گفت: «و بسیاری از آنچه انجام شد کار ابومحمد الجولانی است.» اما به گفته او، ضعف رژیم عامل تعیین‌کننده بود.

او گفت: «بعد از از سقوط حلب، نیروهای رژیم هرگز بهبود نیافتند و هر چه شورشیان بیشتر پیشروی می‌کردند، ارتش اسد ضعیف‌تر می‌شد.»

سرعت پیشروی شورشیان، با تصرف حماه در پنجم دسامبر و سقوط حمص در روز یکشنبه یا حوالی روز یکشنبه همزمان با سقوط دمشق فراتر از انتظارات بود.

بسام الکواتلی، رئیس حزب لیبرال سوریه، یک گروه کوچک اپوزیسیون، که در خارج از سوریه مستقر است، گفت: "یک روزنه فرصت وجود داشت، اما هیچ کس انتظار نداشت که رژیم به این سرعت فرو بریزد. همه انتظار یک جنگ را داشتند."

یک مقام امریکایی که نخواست نامش فاش شود گفت که با وجود اینکه واشنگتن از حمایت کلی ترکیه از شورشیان آگاه بوده است، از هیچ گونه تایید ضمنی ترکیه برای حمله به حلب مطلع نشده است.

جنگ غزه و لبنان

رویترز در گزارش خود به درگیری مرگبار در غزه و لبنان هم اشاره کرده است که به گفته این شبکه خبری باعث شد حزب‌الله لبنان بخش زیاد از نیروهایش را از سوریه به لبنان فرا بخواند.

حزب‌الله لبنان در کنار گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی در عراق و سوریه نقش مهم در حفظ قدرت بشار اسد در جریان جنگ‌های داخلی این کشور داشتند.

نویسنده پاکستانی: حرف نشنوی طالبان اعتبار پاکستان را زیر سوال برده است

۱۸ قوس ۱۴۰۳، ۲۱:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه دان چاپ پاکستان در مقاله‌ای، اسلام‌آباد را به تغییر سیاست در قبال طالبان فراخوانده است. نویسنده مقاله نوشت پاکستان به شدت نیاز دارد که سیاست افغانستان خود را بازنگری کند، زیرا سیاست کنونی نتایج مثبتی به همراه نداشته و اعتبار پاکستان را زیر سوال برده است.

محمد امیر رانا، تحلیل‌گر امنیتی در مقاله‌اش نوشت که رژیم طالبان در کابل به فشارهای پاکستان برای جلوگیری از استفاده گروه‌های تروریستی از خاک افغانستان پاسخ نداده است.

او افزود فشارهای اقتصادی و دیپلوماتیک نیز نتوانسته است طالبان را وادار به تمکین به خواست‌های پاکستان کند.

به گفته رانا، طالبان در واکنش به فشارهای پاکستان، برای میانجی‌گری میان اسلام‌آباد و تحریک طالبان پاکستانی ابراز آمادگی کرده‌اند، در حالی که این رویکرد خطرات جدی به امنیت ملی و انسجام ملی پاکستان وارد می‌کند.

او نوشت: «تلاش‌های دیپلوماتیک پاکستان نیز ناکام مانده و فاصله رو به رشد میان انتظارات این کشور و مواضع انعطاف‌ناپذیر طالبان در مسائل امنیتی، جیوپولیتیک و اقتصادی را نشان داده است.»

به نوشته این تحلیل‌گر امنیتی، این امر اعتبار پاکستان را به ویژه در مورد توانایی این کشور برای اعمال نفوذ بر طالبان در مسائلی مانند حق دسترسی زنان افغانستان به آموزش و اشتغال، کاهش داده است.

در این مقاله با انتقاد از سیاست پاکستان گفته شده که این کشور هنوز ابزارهای دیپلوماتیک مفید و دیپلومات‌های ماهری را شناسایی نکرده است که بتوانند فاصله رو به رشد میان دو کشور را پر کنند. این کشور تنها در حال جابه‌جایی افرادی است که هنوز نتوانسته‌اند به نتایج دیپلوماتیک مورد نظر این کشور دست یابند.

پاکستان به تازگی صادق خان را بار دیگر به عنوان نماینده خود برای افغانستان تعیین کرده است.

نویسنده از کاهش نفوذ پاکستان بر طالبان سخن گفته و نوشته است که این موضوع، به نوبه خود، موجب افزایش قدرت چانه‌زنی طالبان در برابر پاکستان، به‌ویژه در زمینه امنیت شده است.

این تحلیلگر با اشاره به افزایش حملات تروریستی در پاکستان نوشت که بدون همکاری طالبان افغان، مقابله با تروریسم و شورش در بلوچستان و فعالیت تحریک طالبان در خیبرپختونخوا به طور فزاینده‌ای دشوارتر می‌شود.

او افزود که استفاده شورشیان بلوچ از خاک افغانستان وضعیت امنیتی در بلوچستان را پیچیده‌تر کرده است. در حالی که عوامل دیگری نیز در بی‌ثباتی در خیبرپختونخوا و بلوچستان نقش دارند، اما افغانستان و طالبان افغان در این بی‌ثباتی برجسته است.

به باور نویسنده، عملیات‌های نظامی، چه در مقیاس کوچک و چه بزرگ، بدون بازنگری جامع در سیاست کنونی پاکستان در قبال افغانستان احتمالاً بی‌اثر خواهند بود.

نویسنده با اشاره به روابط طالبان با همسایگان آسیای مرکزی، روسیه و چین گفت که این روابط قدرت چانه‌زنی طالبان در برابر پاکستان را افزایش داده و سبب شده رهبری طالبان موضع خود را در برابر پاکستان تقویت کند.

نویسنده گفته که طالبان به منظور متوازن کردن روابط خود با پاکستان به پروژه‌های بزرگ اقتصادی منطقه‌ای روی آورده و در صدد بازسازی روابط خود با هند است. با این حال، منابع قدرت و اعتماد آن‌ها روسیه و چین است، دو کشوری که هر دو به دنبال مقابله با نفوذ امریکا در منطقه و به‌دست آوردن همکاری طالبان برای مقابله با گروه‌های تروریستی خصم این دو کشور اند.

نویسنده پیشنهاد کرده که استراتژیست‌های پاکستان نفوذ افغانستان بر پروژه‌های توسعه‌ای اقتصادی منطقه‌ای را کاهش دهند، به ویژه اینکه مقصد نهایی پروژه‌ها افغانستان نیست.

محمد امیر رانا نوشت دیپلوماسی موثر با افغانستان امری حیاتی است، اما این نیاز به رویکردی جدید دارد و تنها جابه‌جایی چهره‌ها کارساز نخواهد بود. دیپلوماسی قوی نیازمند اهداف سیاسی قوی است.

فروپاشی دولت‌ها؛ شباهت‌های سقوط کابل و دمشق

۱۸ قوس ۱۴۰۳، ۱۲:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

سقوط دولت‌های افغانستان و سوریه، با وجود تفاوت‌های فرهنگی و جغرافیایی شباهت‌های زیادی در زمینه‌‌های سرعت پیشروی مخالفان، ضعف نیروهای امنیتی، نبود موضع سیاسی حاکمان و خلاء قدرت دارد.

سرعت پیشروی مخالفان

در هر دو کشور، مخالفان مسلح حکومت‌ها به‌سرعت و به‌طور غیرمنتظره‌ای موفق به پیشروی‌ سریع شدند. در افغانستان، طالبان پس از سال‌ها جنگ علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان، توانست در مدت کوتاهی مناطق وسیعی از کشور را تصرف کند. پیش از آن، طالبان فقط می‌توانست هر از گاهی قلمرو محدودی در برخی مناطق داشته باشد.

با خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان، شهرها یکی از پی دیگری به دست طالبان سقوط کردند. زوال جمهوریت در پانزدهم اسد ۱۴۰۰، با سقوط شهر تاریخی زرنج، مرکز ولایت نیمروز رقم خورد. جوزجان دومین و سرپل سومین ولایتی بودند که به ترتیب به تاریخ شانزدهم و هفدهم اسد به دست طالبان افتادند. طالبان پس از آن وارد ولایت‌های قندوز، تخار، سمنگان و بدخشان شدند.

این پیشروی‌های برق‌آسا ادامه داشت که در نهایت در بیست و یکم اسد غزنی و هرات، و روز بعد آن قندهار، هلمند و غور نیز فروپاشیدند. در شماری از این شهرها اردو و پولیس ملی هیچ مقاومتی در برابر طالبان نکردند.

در بیست و سوم اسد، طالبان ولایت‌های بلخ، فاریاب، لغمان، پکتیا، پکتیکا و کنر را هم گرفتند و یک روز بعد، سقوط جلال‌آباد باعث هرج و مرج و موجب تضعیف روحیه دولتمردان در کابل شد.

رسیدن طالبان به دروازه‌های کابل باعث هرج و مرج و گسست سوق و اداره در پایتخت شد. با وجود آنکه طالبان اعلامیه صادر کردند که منتظر توافق با اداره کابل اند اما به تاریخ ۲۴ اسد با فرار اشرف غنی، کابل بدون درگیری به دست طالبان سقوط کرد، به این ترتیب نظام جمهوریت پس از ۲۰ سال فروپاشید.

پنجشیر یگانه ولایتی بود که در مقابل طالبان یستادگی کرد، با این وجود این ولایت پس از مدتی مقاومت به دست طالبان افتاد.

سرعت بالای سقوط ولایات افغانستان به دست طالبان در روزهای آغازین ماه اسد سال ۱۴۰۰ مقامات ارشد دولت وقت را دچار حیرت کرده بود.

سقوط حکومت بشار اسد در سوریه طی یک دوره کوتاه ده روزه، به یکی از غیرمنتظره‌ترین تحولات سیاسی در تاریخ معاصر خاورمیانه تبدیل شد. مخالفان مسلح اسد با بهره‌گیری از ضعف ساختاری ارتش سوریه، نارضایتی عمومی و همچنین کاهش حمایت‌های بین‌المللی از رژیم دمشق، توانستند بدون برخورد با مقاومت شدید، کنترول بخش‌های وسیعی از کشور را به‌دست آورند.

در پی پیشروی سریع و بی‌دردسر گروه‌های مخالف دولت بشار اسد، این گروه‌ها پس از تصرف شهرهای حلب، حما، حمص، دیرالزور و درعا، روز یکشنبه ۱۸ قوس ۱۴۰۳ بدون مواجهه با مقاومت نیروهای دولتی، وارد دمشق پایتخت سوریه شدند و رسما به حکومت بشار اسد پایان دادند.

عدم مقابله نیروهای امنیتی

یکی از ویژگی‌های مشترک در سقوط هر دو کشور، عدم توانایی نیروهای امنیتی در مقابله با مخالفان بود.

در افغانستان، نیروهای امنیتی تحت فرمان دولت پیشین به‌ویژه پس از خروج نیروهای ناتو، بدون انسجام و هماهنگی عمل کردند. برخی به این باورند که فساد در نهادهای امنیتی افغانستان سبب شده بود که این نهادها کارآمدی و موثریت نداشته باشند؛ هر چند که اردوی افغانستان به لحاظ تعداد سرباز و تجهیزات نظامی قابل توجه بود.

در سوریه نیز، نیروهای دولتی به رهبری بشار اسد در بسیاری از مناطق قادر به مقابله با شورشیان نبودند، به‌ویژه در مناطقی که نیروهای خارجی مانند ترکیه و قطر به مخالفان کمک می‌کردند.

یکی از دلایل اصلی فروپاشی درونی ساختارهای امنیتی و نظامی سوریه بود که به دلیل سال‌ها فساد، فرسایش و جنگ داخلی شدید تضعیف شده بودند. در بسیاری از مناطق، نیروهای دولتی بدون مقاومت تسلیم شدند یا عقب‌نشینی کردند. همکاری برخی فرماندهان ارتش با مخالفان و پیوستن بخش‌هایی از نیروهای نظامی به اپوزیسیون نیز در تسریع این روند نقش داشت.

نکته قابل توجه دیگر این است که پس از خروج کامل امریکا از افغانستان، فرار اشرف غنی و ورود طالبان به کابل، گروه جهادی هیات تحریر شام در سوریه به گروه طالبان تبریک گفت.
بشار اسد رئیس جمهور سوریه در آن زمان به تحولات افغانستان اشاره کرد و خروج امریکا از افغانستان را شکست خواند.

رئیس جمهور پیشین سوریه گفت پس از شکست امریکا در افغانستان، جنگ‌های جدیدی رخ خواهد داد. او به افسران گفت: «به زودی شما را در جبهه‌های جنگ می‌بینم».

موضع سیاسی گنگ حاکمان

نبود اراده سیاسی کافی برای جنگ یا صلح با گروه‌های مخالف، وجه تشابه دیگری بین سقوط دولت غنی و دولت اسد می‌تواند قلمداد شود. در هر دو کشور، حاکمان برای مدت‌های طولانی در اتخاذ مواضع شفاف و مشخص در قبال بحران‌های داخلی و خارجی دچار سردرگمی بودند.

در افغانستان، دولت تحت رهبری اشرف غنی در بسیاری از مواقع نتوانست سیاست‌های مشخصی در مقابله با طالبان اتخاذ کند، به‌ویژه زمانی که توافق دوحه بدون حضور حکومت افغانستان در ۲۰۲۰ بین ایالات متحده و گروه طالبان امضا شد.

در سوریه نیز، دولت حاکم نتوانست تا بعد از پایان جنگ داخلی، زمینه را برای صلح دوامدار از طریق راهکارهای سیاسی ایجاد کند. علاوه بر این، بحران اقتصادی ناشی از تورم، بیکاری و کمبود کالاهای اساسی، وضعیت داخلی را بحرانی‌تر ساخت.

از سوی دیگر، فشارهای بین‌المللی از طریق تحریم‌های سیاسی و اقتصادی از سوی کشورهای غربی و منطقه‌ای، حکومت را تضعیف کرد. شکاف‌های داخلی ناشی از اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی نیز ناآرامی‌ها را گسترش داد. در نهایت، تداوم جنگ داخلی و از دست دادن کنترول مناطق کلیدی به گروه‌های شورشی و مخالف، بقای حکومت را با چالش‌های جدی مواجه کرد.

خروج ناگهانی و خلاء قدرت

یکی از مهم‌ترین مشابهت‌ها در سقوط دولت‌ها در افغانستان و سوریه، خروج ناگهانی نیروهای خارجی و ایجاد خلاء قدرت است که در هر دو کشور تأثیرات گسترده‌ای داشت.

در افغانستان، خروج نیروهای امریکایی و ناتو در ۲۰۲۱ میلادی، که طبق توافق دوحه برنامه‌ریزی شده بود، به سرعت خلاء قدرتی ایجاد کرد که طالبان توانست به سرعت آن را پر کند. با کاهش حمایت‌های خارجی و ناتوانی نیروهای امنیتی افغانستان در مقابله با طالبان، دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مدت زمانی کوتاه فروپاشید. از آنجا که هیچ آمادگی سیاسی و نظامی برای مدیریت این خروج وجود نداشت، بسیاری از مقامات دولتی از جمله اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین، به جای مقابله با بحران، کشور را ترک کردند. این وضعیت به سرعت به سقوط شهرها و در نهایت به سقوط کابل منجر شد، که نشان‌دهنده ضعف در سازماندهی و مدیریت بحران بود.

در سوریه نیز تغییر سیاست‌ برخی نیروهای خارجی مانند ایالات متحده و تغییر رویکردهای روسیه و ایران، متحدان نزدیک اسد موجب بحران‌های جدی برای دولت بشار اسد شد. پس از تصرف مناطق وسیعی از سوریه توسط مخالفان و شورشیان، که بسیاری از آن‌ها از حمایت‌های غربی و منطقه‌ای بهره‌مند بودند، نیروهای اسد مجبور شدند برای حفظ حکومت خود به کمک‌های خارجی بیشتری، به ویژه از روسیه و ایران، اتکا کنند. اما در واکنش به تحولات داخلی و فشارهای بین‌المللی، وضعیت سیاسی اسد به شدت آسیب دید.

خطر سرنگونی اسد و عواقب خطرناک آن برای رهبر جمهوری اسلامی

۱۲ قوس ۱۴۰۳، ۲۳:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

با سقوط شهر حلب به دست مخالفان اسلام‌گرای حکومت بشار اسد، وضعیت بحرانی برای حکومت سوریه و مهم‌تر از آن برای جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است.

نیروهای مخالف اسد هم‌اکنون به مناطق اطراف حماه و حمص، دو شهر استراتژیک سوریه در مسیر دمشق، نزدیک شده‌اند. خطر سقوط دمشق و سرنگونی حکومت بشار اسد بیش از هر زمان دیگری جدی شده و این موضوع نگرانی‌های عمیقی را برای جمهوری اسلامی و رهبر آن، علی خامنه‌ای، ایجاد کرده است.

اگر حکومت اسد سقوط کند، ستون اصلی سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل فرو خواهد ریخت. سرنگونی اسد به معنای تهدید موجودیت گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه است؛ گروه‌هایی که بدون حمایت دمشق و حکومت اسد، توان بقا و ادامه فعالیت‌های خود را از دست خواهند داد.

این مسئله حتی می‌تواند بقای جمهوری اسلامی را نیز به خطر بیندازد، چرا که از منظر علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه، سوریه و حکومت بشار اسد ستون اصلی محور مقاومت محسوب می‌شوند.

با سقوط حلب و پیشروی مخالفان اسد به سمت حماه و حمص، روزهای پیش‌رو برای حکومت اسد و جمهوری اسلامی سرنوشت‌ساز خواهد بود. شکست در حلب ضربه بزرگی به روحیه ارتش و حکومت سوریه وارد کرده است، اما نگرانی اصلی اسد و جمهوری اسلامی این است که مخالفان اسلام‌گرای اسد، پس از تثبیت قدرت خود در شمال سوریه، به سمت دمشق حرکت کنند و حکومت اسد را سرنگون سازند.

مخالفان اسد هم‌اکنون کنترول مناطق حلب و ادلب در نزدیک مرزهای ترکیه را در اختیار دارند و به سرعت در حال نزدیک شدن به حماه و حمص اند. تصرف این دو شهر به مخالفان امکان می‌دهد تا از موضع قدرت بیشتری در برابر ارتش سوریه عمل کنند و حتی به سمت لاذقیه، مرکز قدرت خاندان اسد یا دمشق پیشروی کنند.

در حالی که در سال ۲۰۱۶، بشار اسد با حمایت قاطع روسیه، حزب‌الله لبنان، و جمهوری اسلامی توانست مخالفان خود را در جنگ حلب شکست دهد، اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است:

روسیه به شدت درگیر جنگ اوکراین است و توانایی پیشین خود برای حمایت نظامی از اسد را ندارد.

حزب‌الله لبنان که در جنگ با اسرائیل متحمل شکست‌های سنگینی شده، دیگر در موقعیت گذشته برای کمک به اسد نیست. علاوه بر این، مردم لبنان به شدت از مداخله حزب‌الله در جنگ‌های منطقه‌ای ناراضی اند.

جمهوری اسلامی ایران به دلیل مشکلات شدید اقتصادی و کسری بودجه، قادر به تامین مالی و نظامی گسترده برای حفظ اسد نیست. برآوردها نشان می‌دهند که ایران تاکنون ده‌ها میلیارد دالر در سوریه هزینه کرده است، اما در شرایط فعلی ادامه این حمایت‌ها بسیار دشوار است.

فرسایش نیروی انسانی و لجستیکی سپاه در سوریه

جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن در سوریه با مشکلات شدیدی مواجه‌اند:

فرماندهان اصلی سپاه، از جمله قاسم سلیمانی و سایر فرماندهان ارشد، در سال‌های اخیر کشته شده‌اند و نیروهای جایگزین توانایی مشابهی ندارند.

گروه‌های نیابتی نظیر لشکر فاطمیون افغانستان و حشد الشعبی عراق دیگر مانند گذشته توان فعالیت گسترده در سوریه را ندارند.

حزب‌الله نیز که زمانی نقشی کلیدی در حمایت از اسد ایفا می‌کرد، اکنون تضعیف شده است.
اگر حکومت اسد سقوط کند، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه با بحران جدی مواجه خواهد شد. حکومت بشار اسد یکی از محورهای اصلی انتقال تسلیحات، تامین لجستیک، و پشتیبانی مالی گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی است.

بنابرین، سرنگونی اسد به معنای قطع مسیر ارسال تسلیحات به حزب‌الله از طریق فرودگاه‌های دمشق و لاذقیه، کاهش توان حمایت از گروه‌های فلسطینی نظیر حماس و جهاد اسلامی و
نابودی شبکه قاچاق اسلحه و مواد مخدر به اردن و کرانه باختری است.

با توجه به شرایط فعلی، حفظ حکومت بشار اسد برای جمهوری اسلامی از اهمیت حیاتی برخوردار است. علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه هر تلاشی خواهند کرد تا مانع سقوط اسد شوند، اما ابزار و امکانات آن‌ها دیگر مانند گذشته نیست. در نهایت، سقوط احتمالی اسد می‌تواند به معنای فروپاشی آنچه که به محور مقاومت موسوم است و نیز تهدیدی جدی برای آینده جمهوری اسلامی باشد.