• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • روایت شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

نویسنده پاکستانی: حرف نشنوی طالبان اعتبار پاکستان را زیر سوال برده است

۱۸ قوس ۱۴۰۳، ۲۱:۵۱ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۲:۱۲ (‎+۰ گرینویچ)

روزنامه دان چاپ پاکستان در مقاله‌ای، اسلام‌آباد را به تغییر سیاست در قبال طالبان فراخوانده است. نویسنده مقاله نوشت پاکستان به شدت نیاز دارد که سیاست افغانستان خود را بازنگری کند، زیرا سیاست کنونی نتایج مثبتی به همراه نداشته و اعتبار پاکستان را زیر سوال برده است.

محمد امیر رانا، تحلیل‌گر امنیتی در مقاله‌اش نوشت که رژیم طالبان در کابل به فشارهای پاکستان برای جلوگیری از استفاده گروه‌های تروریستی از خاک افغانستان پاسخ نداده است.

او افزود فشارهای اقتصادی و دیپلوماتیک نیز نتوانسته است طالبان را وادار به تمکین به خواست‌های پاکستان کند.

به گفته رانا، طالبان در واکنش به فشارهای پاکستان، برای میانجی‌گری میان اسلام‌آباد و تحریک طالبان پاکستانی ابراز آمادگی کرده‌اند، در حالی که این رویکرد خطرات جدی به امنیت ملی و انسجام ملی پاکستان وارد می‌کند.

او نوشت: «تلاش‌های دیپلوماتیک پاکستان نیز ناکام مانده و فاصله رو به رشد میان انتظارات این کشور و مواضع انعطاف‌ناپذیر طالبان در مسائل امنیتی، جیوپولیتیک و اقتصادی را نشان داده است.»

به نوشته این تحلیل‌گر امنیتی، این امر اعتبار پاکستان را به ویژه در مورد توانایی این کشور برای اعمال نفوذ بر طالبان در مسائلی مانند حق دسترسی زنان افغانستان به آموزش و اشتغال، کاهش داده است.

در این مقاله با انتقاد از سیاست پاکستان گفته شده که این کشور هنوز ابزارهای دیپلوماتیک مفید و دیپلومات‌های ماهری را شناسایی نکرده است که بتوانند فاصله رو به رشد میان دو کشور را پر کنند. این کشور تنها در حال جابه‌جایی افرادی است که هنوز نتوانسته‌اند به نتایج دیپلوماتیک مورد نظر این کشور دست یابند.

پاکستان به تازگی صادق خان را بار دیگر به عنوان نماینده خود برای افغانستان تعیین کرده است.

نویسنده از کاهش نفوذ پاکستان بر طالبان سخن گفته و نوشته است که این موضوع، به نوبه خود، موجب افزایش قدرت چانه‌زنی طالبان در برابر پاکستان، به‌ویژه در زمینه امنیت شده است.

این تحلیلگر با اشاره به افزایش حملات تروریستی در پاکستان نوشت که بدون همکاری طالبان افغان، مقابله با تروریسم و شورش در بلوچستان و فعالیت تحریک طالبان در خیبرپختونخوا به طور فزاینده‌ای دشوارتر می‌شود.

او افزود که استفاده شورشیان بلوچ از خاک افغانستان وضعیت امنیتی در بلوچستان را پیچیده‌تر کرده است. در حالی که عوامل دیگری نیز در بی‌ثباتی در خیبرپختونخوا و بلوچستان نقش دارند، اما افغانستان و طالبان افغان در این بی‌ثباتی برجسته است.

به باور نویسنده، عملیات‌های نظامی، چه در مقیاس کوچک و چه بزرگ، بدون بازنگری جامع در سیاست کنونی پاکستان در قبال افغانستان احتمالاً بی‌اثر خواهند بود.

نویسنده با اشاره به روابط طالبان با همسایگان آسیای مرکزی، روسیه و چین گفت که این روابط قدرت چانه‌زنی طالبان در برابر پاکستان را افزایش داده و سبب شده رهبری طالبان موضع خود را در برابر پاکستان تقویت کند.

نویسنده گفته که طالبان به منظور متوازن کردن روابط خود با پاکستان به پروژه‌های بزرگ اقتصادی منطقه‌ای روی آورده و در صدد بازسازی روابط خود با هند است. با این حال، منابع قدرت و اعتماد آن‌ها روسیه و چین است، دو کشوری که هر دو به دنبال مقابله با نفوذ امریکا در منطقه و به‌دست آوردن همکاری طالبان برای مقابله با گروه‌های تروریستی خصم این دو کشور اند.

نویسنده پیشنهاد کرده که استراتژیست‌های پاکستان نفوذ افغانستان بر پروژه‌های توسعه‌ای اقتصادی منطقه‌ای را کاهش دهند، به ویژه اینکه مقصد نهایی پروژه‌ها افغانستان نیست.

محمد امیر رانا نوشت دیپلوماسی موثر با افغانستان امری حیاتی است، اما این نیاز به رویکردی جدید دارد و تنها جابه‌جایی چهره‌ها کارساز نخواهد بود. دیپلوماسی قوی نیازمند اهداف سیاسی قوی است.

پربازدیدترین‌ها

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت
۱

داعش مسئولیت قتل روحانی شناخته‌شده پاکستانی را بر عهده گرفت

۲

تاجیکستان ۲۵۰ خانواده افغان را اخراج کرد

۳

وزیر کار طالبان: جامعه جهانی نباید موضوع کارگران را سیاسی کند

۴

وزیر داخله آلمان از اخراج پناهجویان به افغانستان دفاع کرد

۵

پارلمان اروپا آپارتاید جنسیتی و تروریستی بودن طالبان را رسما بررسی می‌کند

•
•
•

مطالب بیشتر

فروپاشی دولت‌ها؛ شباهت‌های سقوط کابل و دمشق

۱۸ قوس ۱۴۰۳، ۱۲:۰۵ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

سقوط دولت‌های افغانستان و سوریه، با وجود تفاوت‌های فرهنگی و جغرافیایی شباهت‌های زیادی در زمینه‌‌های سرعت پیشروی مخالفان، ضعف نیروهای امنیتی، نبود موضع سیاسی حاکمان و خلاء قدرت دارد.

سرعت پیشروی مخالفان

در هر دو کشور، مخالفان مسلح حکومت‌ها به‌سرعت و به‌طور غیرمنتظره‌ای موفق به پیشروی‌ سریع شدند. در افغانستان، طالبان پس از سال‌ها جنگ علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان، توانست در مدت کوتاهی مناطق وسیعی از کشور را تصرف کند. پیش از آن، طالبان فقط می‌توانست هر از گاهی قلمرو محدودی در برخی مناطق داشته باشد.

با خروج نیروهای امریکا و ناتو از افغانستان، شهرها یکی از پی دیگری به دست طالبان سقوط کردند. زوال جمهوریت در پانزدهم اسد ۱۴۰۰، با سقوط شهر تاریخی زرنج، مرکز ولایت نیمروز رقم خورد. جوزجان دومین و سرپل سومین ولایتی بودند که به ترتیب به تاریخ شانزدهم و هفدهم اسد به دست طالبان افتادند. طالبان پس از آن وارد ولایت‌های قندوز، تخار، سمنگان و بدخشان شدند.

این پیشروی‌های برق‌آسا ادامه داشت که در نهایت در بیست و یکم اسد غزنی و هرات، و روز بعد آن قندهار، هلمند و غور نیز فروپاشیدند. در شماری از این شهرها اردو و پولیس ملی هیچ مقاومتی در برابر طالبان نکردند.

در بیست و سوم اسد، طالبان ولایت‌های بلخ، فاریاب، لغمان، پکتیا، پکتیکا و کنر را هم گرفتند و یک روز بعد، سقوط جلال‌آباد باعث هرج و مرج و موجب تضعیف روحیه دولتمردان در کابل شد.

رسیدن طالبان به دروازه‌های کابل باعث هرج و مرج و گسست سوق و اداره در پایتخت شد. با وجود آنکه طالبان اعلامیه صادر کردند که منتظر توافق با اداره کابل اند اما به تاریخ ۲۴ اسد با فرار اشرف غنی، کابل بدون درگیری به دست طالبان سقوط کرد، به این ترتیب نظام جمهوریت پس از ۲۰ سال فروپاشید.

پنجشیر یگانه ولایتی بود که در مقابل طالبان یستادگی کرد، با این وجود این ولایت پس از مدتی مقاومت به دست طالبان افتاد.

سرعت بالای سقوط ولایات افغانستان به دست طالبان در روزهای آغازین ماه اسد سال ۱۴۰۰ مقامات ارشد دولت وقت را دچار حیرت کرده بود.

سقوط حکومت بشار اسد در سوریه طی یک دوره کوتاه ده روزه، به یکی از غیرمنتظره‌ترین تحولات سیاسی در تاریخ معاصر خاورمیانه تبدیل شد. مخالفان مسلح اسد با بهره‌گیری از ضعف ساختاری ارتش سوریه، نارضایتی عمومی و همچنین کاهش حمایت‌های بین‌المللی از رژیم دمشق، توانستند بدون برخورد با مقاومت شدید، کنترول بخش‌های وسیعی از کشور را به‌دست آورند.

در پی پیشروی سریع و بی‌دردسر گروه‌های مخالف دولت بشار اسد، این گروه‌ها پس از تصرف شهرهای حلب، حما، حمص، دیرالزور و درعا، روز یکشنبه ۱۸ قوس ۱۴۰۳ بدون مواجهه با مقاومت نیروهای دولتی، وارد دمشق پایتخت سوریه شدند و رسما به حکومت بشار اسد پایان دادند.

عدم مقابله نیروهای امنیتی

یکی از ویژگی‌های مشترک در سقوط هر دو کشور، عدم توانایی نیروهای امنیتی در مقابله با مخالفان بود.

در افغانستان، نیروهای امنیتی تحت فرمان دولت پیشین به‌ویژه پس از خروج نیروهای ناتو، بدون انسجام و هماهنگی عمل کردند. برخی به این باورند که فساد در نهادهای امنیتی افغانستان سبب شده بود که این نهادها کارآمدی و موثریت نداشته باشند؛ هر چند که اردوی افغانستان به لحاظ تعداد سرباز و تجهیزات نظامی قابل توجه بود.

در سوریه نیز، نیروهای دولتی به رهبری بشار اسد در بسیاری از مناطق قادر به مقابله با شورشیان نبودند، به‌ویژه در مناطقی که نیروهای خارجی مانند ترکیه و قطر به مخالفان کمک می‌کردند.

یکی از دلایل اصلی فروپاشی درونی ساختارهای امنیتی و نظامی سوریه بود که به دلیل سال‌ها فساد، فرسایش و جنگ داخلی شدید تضعیف شده بودند. در بسیاری از مناطق، نیروهای دولتی بدون مقاومت تسلیم شدند یا عقب‌نشینی کردند. همکاری برخی فرماندهان ارتش با مخالفان و پیوستن بخش‌هایی از نیروهای نظامی به اپوزیسیون نیز در تسریع این روند نقش داشت.

نکته قابل توجه دیگر این است که پس از خروج کامل امریکا از افغانستان، فرار اشرف غنی و ورود طالبان به کابل، گروه جهادی هیات تحریر شام در سوریه به گروه طالبان تبریک گفت.
بشار اسد رئیس جمهور سوریه در آن زمان به تحولات افغانستان اشاره کرد و خروج امریکا از افغانستان را شکست خواند.

رئیس جمهور پیشین سوریه گفت پس از شکست امریکا در افغانستان، جنگ‌های جدیدی رخ خواهد داد. او به افسران گفت: «به زودی شما را در جبهه‌های جنگ می‌بینم».

موضع سیاسی گنگ حاکمان

نبود اراده سیاسی کافی برای جنگ یا صلح با گروه‌های مخالف، وجه تشابه دیگری بین سقوط دولت غنی و دولت اسد می‌تواند قلمداد شود. در هر دو کشور، حاکمان برای مدت‌های طولانی در اتخاذ مواضع شفاف و مشخص در قبال بحران‌های داخلی و خارجی دچار سردرگمی بودند.

در افغانستان، دولت تحت رهبری اشرف غنی در بسیاری از مواقع نتوانست سیاست‌های مشخصی در مقابله با طالبان اتخاذ کند، به‌ویژه زمانی که توافق دوحه بدون حضور حکومت افغانستان در ۲۰۲۰ بین ایالات متحده و گروه طالبان امضا شد.

در سوریه نیز، دولت حاکم نتوانست تا بعد از پایان جنگ داخلی، زمینه را برای صلح دوامدار از طریق راهکارهای سیاسی ایجاد کند. علاوه بر این، بحران اقتصادی ناشی از تورم، بیکاری و کمبود کالاهای اساسی، وضعیت داخلی را بحرانی‌تر ساخت.

از سوی دیگر، فشارهای بین‌المللی از طریق تحریم‌های سیاسی و اقتصادی از سوی کشورهای غربی و منطقه‌ای، حکومت را تضعیف کرد. شکاف‌های داخلی ناشی از اختلافات قومی، مذهبی و سیاسی نیز ناآرامی‌ها را گسترش داد. در نهایت، تداوم جنگ داخلی و از دست دادن کنترول مناطق کلیدی به گروه‌های شورشی و مخالف، بقای حکومت را با چالش‌های جدی مواجه کرد.

خروج ناگهانی و خلاء قدرت

یکی از مهم‌ترین مشابهت‌ها در سقوط دولت‌ها در افغانستان و سوریه، خروج ناگهانی نیروهای خارجی و ایجاد خلاء قدرت است که در هر دو کشور تأثیرات گسترده‌ای داشت.

در افغانستان، خروج نیروهای امریکایی و ناتو در ۲۰۲۱ میلادی، که طبق توافق دوحه برنامه‌ریزی شده بود، به سرعت خلاء قدرتی ایجاد کرد که طالبان توانست به سرعت آن را پر کند. با کاهش حمایت‌های خارجی و ناتوانی نیروهای امنیتی افغانستان در مقابله با طالبان، دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مدت زمانی کوتاه فروپاشید. از آنجا که هیچ آمادگی سیاسی و نظامی برای مدیریت این خروج وجود نداشت، بسیاری از مقامات دولتی از جمله اشرف غنی، رئیس‌جمهور پیشین، به جای مقابله با بحران، کشور را ترک کردند. این وضعیت به سرعت به سقوط شهرها و در نهایت به سقوط کابل منجر شد، که نشان‌دهنده ضعف در سازماندهی و مدیریت بحران بود.

در سوریه نیز تغییر سیاست‌ برخی نیروهای خارجی مانند ایالات متحده و تغییر رویکردهای روسیه و ایران، متحدان نزدیک اسد موجب بحران‌های جدی برای دولت بشار اسد شد. پس از تصرف مناطق وسیعی از سوریه توسط مخالفان و شورشیان، که بسیاری از آن‌ها از حمایت‌های غربی و منطقه‌ای بهره‌مند بودند، نیروهای اسد مجبور شدند برای حفظ حکومت خود به کمک‌های خارجی بیشتری، به ویژه از روسیه و ایران، اتکا کنند. اما در واکنش به تحولات داخلی و فشارهای بین‌المللی، وضعیت سیاسی اسد به شدت آسیب دید.

خطر سرنگونی اسد و عواقب خطرناک آن برای رهبر جمهوری اسلامی

۱۲ قوس ۱۴۰۳، ۲۳:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
مراد ویسی

با سقوط شهر حلب به دست مخالفان اسلام‌گرای حکومت بشار اسد، وضعیت بحرانی برای حکومت سوریه و مهم‌تر از آن برای جمهوری اسلامی ایران شکل گرفته است.

نیروهای مخالف اسد هم‌اکنون به مناطق اطراف حماه و حمص، دو شهر استراتژیک سوریه در مسیر دمشق، نزدیک شده‌اند. خطر سقوط دمشق و سرنگونی حکومت بشار اسد بیش از هر زمان دیگری جدی شده و این موضوع نگرانی‌های عمیقی را برای جمهوری اسلامی و رهبر آن، علی خامنه‌ای، ایجاد کرده است.

اگر حکومت اسد سقوط کند، ستون اصلی سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی در برابر اسرائیل فرو خواهد ریخت. سرنگونی اسد به معنای تهدید موجودیت گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی در منطقه است؛ گروه‌هایی که بدون حمایت دمشق و حکومت اسد، توان بقا و ادامه فعالیت‌های خود را از دست خواهند داد.

این مسئله حتی می‌تواند بقای جمهوری اسلامی را نیز به خطر بیندازد، چرا که از منظر علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه، سوریه و حکومت بشار اسد ستون اصلی محور مقاومت محسوب می‌شوند.

با سقوط حلب و پیشروی مخالفان اسد به سمت حماه و حمص، روزهای پیش‌رو برای حکومت اسد و جمهوری اسلامی سرنوشت‌ساز خواهد بود. شکست در حلب ضربه بزرگی به روحیه ارتش و حکومت سوریه وارد کرده است، اما نگرانی اصلی اسد و جمهوری اسلامی این است که مخالفان اسلام‌گرای اسد، پس از تثبیت قدرت خود در شمال سوریه، به سمت دمشق حرکت کنند و حکومت اسد را سرنگون سازند.

مخالفان اسد هم‌اکنون کنترول مناطق حلب و ادلب در نزدیک مرزهای ترکیه را در اختیار دارند و به سرعت در حال نزدیک شدن به حماه و حمص اند. تصرف این دو شهر به مخالفان امکان می‌دهد تا از موضع قدرت بیشتری در برابر ارتش سوریه عمل کنند و حتی به سمت لاذقیه، مرکز قدرت خاندان اسد یا دمشق پیشروی کنند.

در حالی که در سال ۲۰۱۶، بشار اسد با حمایت قاطع روسیه، حزب‌الله لبنان، و جمهوری اسلامی توانست مخالفان خود را در جنگ حلب شکست دهد، اکنون وضعیت کاملاً متفاوت است:

روسیه به شدت درگیر جنگ اوکراین است و توانایی پیشین خود برای حمایت نظامی از اسد را ندارد.

حزب‌الله لبنان که در جنگ با اسرائیل متحمل شکست‌های سنگینی شده، دیگر در موقعیت گذشته برای کمک به اسد نیست. علاوه بر این، مردم لبنان به شدت از مداخله حزب‌الله در جنگ‌های منطقه‌ای ناراضی اند.

جمهوری اسلامی ایران به دلیل مشکلات شدید اقتصادی و کسری بودجه، قادر به تامین مالی و نظامی گسترده برای حفظ اسد نیست. برآوردها نشان می‌دهند که ایران تاکنون ده‌ها میلیارد دالر در سوریه هزینه کرده است، اما در شرایط فعلی ادامه این حمایت‌ها بسیار دشوار است.

فرسایش نیروی انسانی و لجستیکی سپاه در سوریه

جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتی آن در سوریه با مشکلات شدیدی مواجه‌اند:

فرماندهان اصلی سپاه، از جمله قاسم سلیمانی و سایر فرماندهان ارشد، در سال‌های اخیر کشته شده‌اند و نیروهای جایگزین توانایی مشابهی ندارند.

گروه‌های نیابتی نظیر لشکر فاطمیون افغانستان و حشد الشعبی عراق دیگر مانند گذشته توان فعالیت گسترده در سوریه را ندارند.

حزب‌الله نیز که زمانی نقشی کلیدی در حمایت از اسد ایفا می‌کرد، اکنون تضعیف شده است.
اگر حکومت اسد سقوط کند، سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه با بحران جدی مواجه خواهد شد. حکومت بشار اسد یکی از محورهای اصلی انتقال تسلیحات، تامین لجستیک، و پشتیبانی مالی گروه‌های نیابتی جمهوری اسلامی است.

بنابرین، سرنگونی اسد به معنای قطع مسیر ارسال تسلیحات به حزب‌الله از طریق فرودگاه‌های دمشق و لاذقیه، کاهش توان حمایت از گروه‌های فلسطینی نظیر حماس و جهاد اسلامی و
نابودی شبکه قاچاق اسلحه و مواد مخدر به اردن و کرانه باختری است.

با توجه به شرایط فعلی، حفظ حکومت بشار اسد برای جمهوری اسلامی از اهمیت حیاتی برخوردار است. علی خامنه‌ای و فرماندهان سپاه هر تلاشی خواهند کرد تا مانع سقوط اسد شوند، اما ابزار و امکانات آن‌ها دیگر مانند گذشته نیست. در نهایت، سقوط احتمالی اسد می‌تواند به معنای فروپاشی آنچه که به محور مقاومت موسوم است و نیز تهدیدی جدی برای آینده جمهوری اسلامی باشد.

مدرن دیپلوماسی:‌پاکستان دشوارترین رابطه را با طالبان دارد

۱۲ قوس ۱۴۰۳، ۱۰:۰۹ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

نشریه مدرن دیپلوماسی در مقاله‌ای با نام «ثبات بی‌ثبات در افغانستان» به رویکرد پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی به طالبان پرداخته است. این نشریه نوشت در مقایسه با کشورهای آسیای میانه، در حال حاضر پاکستان دشوارترین رابطه را با طالبان دارد.

نشریه دانشگاهی «مدرن دیپلوماسی» در مقاله‌ای که روز دوشنبه، ۱۲ قوس منتشر کرد، نوشت که برخلاف کشورهای منطقه، غرب به نظر می‌رسد از مسائل افغانستان فاصله گرفته و دخالت در این کشور را متوقف کرده است. این رویکرد منفعلانه، افغانستان را از اولویت‌های سیاست خارجی کشورهای غربی خارج کرده است.

در این مقاله آمده است که روابط طالبان با پاکستان یکی از پیچیده‌ترین روابط در منطقه است. با وجود وابستگی طالبان به حمایت‌های نظامی اسلام‌آباد، تنش‌های دیپلماتیک و مرزی میان دو طرف همچنان ادامه دارد.

این مقاله به تهدیدهای امنیتی ناشی از فعالیت گروه‌های تروریستی در این کشور نیز اشاره کرده و گفته است این گروه‌ها امنیت جنوب آسیا را به شدت به خطر انداخته‌اند.

مدرن دیپلوماسی نوشته است که پاکستان از افزایش بی‌ثباتی در افغانستان، به‌ویژه در مناطق بلوچستان و خیبر پختونخوا، پس از به قدرت رسیدن طالبان نگران است.

مقامات پاکستانی مدعی هستند که نیروهای مخالف دولت پاکستان در افغانستان پناه گرفته‌اند و از این کشور به عنوان پایگاهی برای عملیات‌های ضد دولتی استفاده می‌کنند. طالبان اما این ادعاها را رد کرده و تأکید دارند که مسائل امنیتی پاکستان باید به عنوان موضوعی داخلی توسط خود این کشور مدیریت شود.

در این مقاله آمده است که طالبان در تلاش‌اند تا از طریق دیپلوماسی فعال، حمایت و مشروعیت غیررسمی کشورهای غیرغربی را جلب کنند.

گئورگی آساتریان، استادیار دانشگاه دولتی مسکو و نویسنده این مقاله می‌افزاید به‌رغم تلاش‌های طالبان برای تثبیت قدرت، این گروه همچنان با چالش‌های عمده‌ای از جمله بحران اقتصادی، تهدیدهای امنیتی، و مدیریت روابط دیپلماتیک مواجه است.

در بخشی از مقاله گفته شده است که افغانستان همچنان بزرگ‌ترین تولیدکننده مواد مخدر جهان محسوب می‌شود و با مشکلات جدی در زمینه تولید و تجارت تریاک دست‌وپنجه نرم می‌کند.

بر اساس گزارش اخیر دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC)، افزایش تولید تریاک نشان می‌دهد که سیاست‌های اعلام‌شده طالبان، از جمله ممنوعیت کشت خشخاش، هنوز به نتیجه عملی نرسیده است. همچنین گفته شده است که تجارت مواد مخدر در افغانستان یکی از منابع اصلی درآمد در این کشور است.

در مقاله مدرن دیپلوماسی نیز تأکید شده که تولید تریاک در سال ۲۰۲۴ با ۳۰ درصد افزایش نسبت به سال گذشته، ارزشی حدود ۲۶۰ میلیون دالر یافته است؛ رقمی که نشان‌دهنده رشد ۱۳۰ درصدی در ارزش اقتصادی آن است.

مقاله مدرن دیپلوماسی نتیجه‌گیری می‌کند که اگرچه طالبان موقعیت خود را در داخل افغانستان تقویت کرده‌ است، اما بحران‌های داخلی و منطقه‌ای همچنان تهدیدی جدی برای ثبات و آینده آن باقی خواهد ماند.

آیا پرچم گروه «هیئت تحریر الشام» و گروه طالبان یکی است؟

۱۰ قوس ۱۴۰۳، ۱۵:۲۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

در روزهای اخیر، انتشار ویدیوهایی از شبه‌نظامیان مخالف بشار اسد در حلب که پرچم سفید با عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» را در دست دارند، در شبکه‌های اجتماعی افغانستان بحث‌برانگیز شده است. برخی از اعضای طالبان این پرچم را مشابه پرچم خود دانسته و سقوط حلب را جشن گرفته‌اند.

شبه‌نظامیان سوری با پرچم سفید هنگام ورود به حلب
100%
شبه‌نظامیان سوری با پرچم سفید هنگام ورود به حلب

پس از بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، این گروه پرچم ملی افغانستان را تغییر داد.

پرچم جدید طالبان، که از پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی افغانستان تفاوت دارد، شامل تنها رنگ سیاه و سفید است. در وسط پرچم، عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» به خط سیاه نوشته شده است. پرچمی که بسیاری از گروه‌های شبه‌نظامی تندرو مثل حزب‌التحریر و هیئت تحریر شام از آن استفاده می‌کند و مشابه بیرق تحریک طالبان است.

این تغییر منعطف به ایدئولوژی طالبان و تأکید این گروه بر بازگشت به شریعت اسلامی است.

شباهت پرچم‌ طالبان با گروه‌های شبه‌نظامی اسلامگرای دیگر پرسش‌هایی درباره ارتباط سازمانی این گروه‌ها ایجاد کرده است.

شباهت ظاهری پرچم‌ها
پرچم طالبان و برخی از گروه‌های مخالف بشار اسد به‌ویژه در سوریه، به‌شدت شبیه هم هستند. پرچم طالبان سفید است و عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» به‌صورت مشکی بر آن حک شده است، که نمادی از ایدئولوژی اسلامی و جهادی این گروه است. در سوریه، گروه‌های شبه‌نظامی مختلف مانند هیئت تحریر الشام نیز از پرچم‌هایی مشابه با رنگ سفید و همین عبارت استفاده کرده‌اند. این پرچم به‌طور گسترده در جنبش‌های جهادی به‌عنوان نماد ایمان اسلامی شناخته می‌شود و مختص هیچ گروه خاصی نیست.

همین پرچم در گردهمایی حزب‌التحریر در شهر الخلیل، ۵ جولای ۲۰۲۳
100%
همین پرچم در گردهمایی حزب‌التحریر در شهر الخلیل، ۵ جولای ۲۰۲۳


تفاوت‌های ایدئولوژیک و استراتژیک
هرچند که این گروه‌ها در استفاده از نمادهای مشابه اسلامی هم‌راستا هستند، اما از نظر ایدئولوژیک و استراتژیک با هم تفاوت دارند.

طالبان گروهی است که بیشتر بر افغانستان تمرکز دارد و ایدئولوژی خود را حول امارت اسلامی و اجرای شریعت اسلامی در افغانستان می‌چرخاند.

در مقابل، گروه‌های سوری بیشتر درگیر جنگ داخلی و مبارزه با رژیم بشار اسد هستند. این گروه‌ها معمولاً بخشی از جنبش‌های جهادی بین‌المللی هستند و به‌ویژه هیئت تحریر الشام سعی در نشان دادن خود به‌عنوان گروهی مستقل از دیگر گروه‌ها مانند داعش دارد.

برداشت‌های عمومی و تبلیغات
برخی از حامیان طالبان ممکن است شباهت پرچم‌ها را به‌عنوان دلیلی برای ارتباط یا اتحاد بین طالبان و گروه‌های سوری تلقی کنند. با این حال، این بیشتر یک تفسیر تبلیغاتی است تا واقعیت.

شباهت در طراحی پرچم‌ها تنها به دلیل استفاده مشترک از نمادهای اسلامی است و نه وابستگی سازمانی یا سیاسی میان این گروه‌ها. از لحاظ ایدئولوژیک، اشتراکاتی بین طالبان و گروه‌های سوری وجود دارد، اما اختلافات استراتژیک و اهداف منطقه‌ای آن‌ها را از هم جدا می‌کند.

پرچم سفید با عبارت  «لا اله الا الله محمد رسول الله» در قلعه تاریخی حلب
100%
پرچم سفید با عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» در قلعه تاریخی حلب


شباهت‌های پرچم طالبان، داعش، القاعده و دیگر «گروه‌های دهشت‌افگن»

پرچم طالبان، داعش، القاعده و دیگر «گروه‌های دهشت‌افگن» نیز به‌طور کلی شباهت‌هایی در استفاده از نمادهای اسلامی دارند، اما از نظر رنگ و طراحی تفاوت‌هایی هم دارند.

همه این گروه‌ها از عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» بر روی پرچم‌های خود استفاده می‌کنند که نشان‌دهنده تعهد به اصول اسلامی و جهادی است.

با این حال برخی از گروه‌های بنیادگرای اسلامی مثل طالبان، تی‌تی‌پی پاکستان و هیئت تحریر شام پس‌زمینه رنگ سفید را انتخاب کرده‌اند و گروه‌هایی مثل داعش و القاعده پس‌زمینه سیاه را.

پرچم سفید با عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» به‌عنوان یک نماد اسلامی به‌طور مشترک توسط گروه‌های جهادی مختلف در سراسر دنیا استفاده می‌شود و به معنای بیعت یا وابستگی میان طالبان و گروه‌های سوری نیست.

این پرچم‌ها بیشتر نمایانگر ایدئولوژی اسلامی مشترک این گروه‌ها هستند و هدف از استفاده آن‌ها تقویت هویت گروهی و جذب نیرو است.

تاکنون هیچ سند مطمئن و معتبر مبنی بر وجود ارتباطات سازمانی یا بیعت میان طالبان و گروه‌های سوری وجود ندارد. هیچ سازمان بین‌المللی معتبر اعزام نیرو، تجهیزات، یا ارتباطات قوی میان این گروه‌ها را تأیید نکرده است.

تبلیغات رسانه‌ای درباره ارتباط این گروه‌ها بر اساس شباهت ظاهری پرچم‌ها بیشتر به‌منظور تأثیرگذاری بر افکار عمومی است و نمی‌توان آن را به‌عنوان نشانه‌ای از اتحاد واقعی میان این گروه‌ها تفسیر کرد.

پرچم سفید با عبارت  «لا اله الا الله محمد رسول الله» در ارگ کابل
100%
پرچم سفید با عبارت «لا اله الا الله محمد رسول الله» در ارگ کابل

پدیده «آلت‌های جنسی زمستانی» چیست و چه تاثیری بر رابطه می‌گذارد؟

۵ قوس ۱۴۰۳، ۱۳:۵۸ (‎+۰ گرینویچ)

سرمای زمستان فقط باعث یخ زدن دست و پا نمی‌شود. جالب است بدانید پدیده‌ای که این روزها در رسانه‌های اجتماعی از آن با عنوان «آلت‌های زمستانی» یاد می‌شود، می‌تواند روی زندگی جنسی بسیاری از افراد تاثیر بگذارد.

در حالی که زمستان با خاطرات خوش برف‌بازی و دورهمی‌های گرم همراه است، تغییرات دمایی می‌تواند مشکلاتی را برای سلامت جنسی و صمیمیت در اتاق خواب ایجاد کند.

تغییرات اندازه آلت تناسلی مردان در فصل سرما

به گزارش سان، با سردتر شدن هوا پدیده کوچک شدن آلت تناسلی مردان، در رسانه‌های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته و از آن با عنوان «آلت زمستانی» یاد می‌شود.

گرچه این پدیده برای مردان ناشناخته نیست اما بحث‌های علمی و عمومی درباره تاثیرات آب و هوا بر اندام جنسی به موضوعی پرطرفدار تبدیل شده‌ است.

دکتر دونالد گرانت، مشاور ارشد بالینی، توضیح می‌دهد که در هوای سرد، بدن برای حفظ دمای اندام‌های حیاتی، جریان خون را به سمت مرکز بدن هدایت می‌کند.

در این شرایط، بیضه‌ها به‌طور طبیعی کوچک‌تر شده و به سمت بدن جمع می‌شوند تا دمای خود را حفظ کنند: «این واکنش طبیعی در همه سنین رخ می‌دهد و موقتی است. به محض بازگشت دما به حالت عادی، اندام‌ها نیز به وضعیت معمول خود برمی‌گردند.»

کاهش جریان خون در هوای سرد می‌تواند بر توانایی نعوظ و حفظ آن نیز تاثیر منفی بگذارد.

به گفته دکتر گرانت، این مشکل برای افرادی که دچار اختلال نعوظ هستند، می‌تواند چالش‌برانگیزتر باشد.

او افزود: «هر چند این اختلال در زمستان شایع است و معمولا بدون نیاز به درمان خاصی خودبه‌خود برطرف می‌شود، با این حال، اگر تغییرات طولانی‌مدت در اندام تناسلی یا مشکلات گردش خون را تجربه می‌کنید، حتما به پزشک مراجعه کنید.»

اختلال نعوظ می‌تواند نشانه‌ای از مشکلات جدی‌تر مانند فشار خون بالا، دیابت، افسردگی یا عوارض جانبی برخی داروها باشد. پزشک عمومی می‌تواند با بررسی سبک زندگی و علل احتمالی، راهکارهای درمانی مناسب را پیشنهاد دهد.

تاثیر روزهای سرد سال بر اندام جنسی زنان

تاثیرات سرما بر آلت جنسی تنها محدود به مردان نیست و زنان نیز ممکن است در چنین شرایطی با مشکل خشکی واژن مواجه شوند.

مری بورک، قابله و پرستار ارشد کلینیک جراحی لندن بریج توضیح می‌دهد که چنین وضعیتی می‌تواند ریشه‌های روانی نیز داشته ‌باشد.

هوای سرد با ایجاد استرس و ناراحتی عمومی و همچنین اختلال عاطفی فصلی، می‌تواند باعث کاهش میل جنسی شود.

با کاهش دما و استفاده از وسایل گرمایشی، بدن دچار خشکی می‌شود که اثرات آن در پوست، لب‌ها و حتی اندام جنسی قابل مشاهده است.

بورک تاکید می‌کند که هوای سرد و خشک پاییز و زمستان رطوبت بدن را کاهش می‌دهد. این مساله می‌تواند منجر به خشکی واژن یا به اصطلاح «واژن زمستانی» شود؛ مشکلی که علی‌رغم شیوع، کم‌تر درباره آن صحبت می‌شود.

خشکی واژن مشکلی جدی است که می‌تواند رابطه جنسی را دردناک کند. این عارضه در هر سنی می‌تواند رخ دهد اما در دوران یائسگی شایع‌تر است.

عوامل متعددی مانند مصرف برخی داروها، دیابت، شیردهی، زایمان و کاهش استروژن نیز می‌توانند باعث خشکی واژن شوند.

برای کاهش عوارض، استفاده از روان‌کننده‌ها و مرطوب‌کننده‌های واژینال توصیه می‌شود.

درمان‌های هورمونی مانند استروژن موضعی و درمان جایگزینی هورمون (HRT) نیز می‌توانند موثر باشند.