• العربية
  • پښتو
  • English
Brand
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
  • پوسته
  • زبان
    • العربية
    • پښتو
    • English
  • برنامه‌ها
  • تلویزیون
  • رادیو
  • افغانستان
  • جهان
  • زاویه
  • صفحه شما
  • ورزش
  • بازار
کلیه حقوق قانونی این سایت متعلق به ولانت‌مدیا است.
volant media logo

یک تیر و دو نشان ملا هبت‌الله آخندزاده

جمشید یما امیری
جمشید یما امیری

روزنامه‌نگار

۲۰ جدی ۱۴۰۳، ۲۲:۳۰ (‎+۰ گرینویچ)به‌روزرسانی: ۱۱:۵۴ (‎+۰ گرینویچ)

هبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، در اقدامی غافلگیرکننده، عبدالکبیر، معاون سیاسی رئیس‌الوزرا را از سمتش برکنار و او را به‌عنوان وزیر مهاجرین و عودت‌کنندگان منصوب کرد. عبدالکبیر یکی از مهم‌ترین چهره‌های رژیم طالبان در کابل بود که به دلایلی منزلت خود را از دست داد.

به دلیل کهولت سن، بیماری طولانی‌مدت و ناتوانی ملاحسن آخند، رئیس‌الوزرای طالبان، عبدالکبیر عملاً نقش رئیس‌الوزرای بالعفل طالبان را ایفا می‌کرد. او طی سه سال گذشته پیام‌های اصلی طالبان را از کابل مخابره می‌کرد، در نشست‌های منطقه‌ای حضور می‌یافت و در مذاکرات سیاسی نقش کلیدی داشت. جلسات کمیسیون سیاسی، شورای وزیران و جلسات امنیتی تحت رهبری او برگزار می‌شد.

با این حساب، بعید به نظر می‌رسد عبدالکبیر با رضایت خاطر نقش کلیدی خود در ساختار طالبان را با وزارت مهاجرین که نهادی حاشیه‌ای و کم‌اهمیت در رژیم‌های افغانستان محسوب می‌شود، معاوضه کند. علی‌رغم توجه جهانی به مسئله مهاجرین و آوارگان افغانستان، وزارت مهاجرین همواره نهادی درجه‌دو و کم‌نفوذ بوده است.

یک تیر و دو نشان

عبدالکبیر جایگزین خلیل‌الرحمن حقانی شد که حدود یک ماه پیش در حمله انتحاری داعش در کابل کشته شد. خانواده حقانی انتظار داشتند که فرزند خلیل‌الرحمن یا یکی از بستگان نزدیک او به این سمت منصوب شود. اما ملا هبت‌الله نه‌تنها به این خواسته بی‌اعتنایی کرد، بلکه چهره‌ای نزدیک و همسو با شبکه حقانی را از مهم‌ترین موقعیت سیاسی در کابل امروز برکنار کرد.

با انتخاب عبدالکبیر به‌عنوان وزیر مهاجرین، ملا هبت‌الله با یک تیر دو نشان زد: هم عبدالکبیر را از موقعیت کلیدی و مهم کنار زد و هم یکی از اعضای شبکه حقانی را به حاشیه راند.

عبدالکبیر می‌توانست به‌مرور جایگاه ملا هبت‌الله به‌عنوان رهبر بلامنازع طالبان را تحت شعاع قرار دهد یا ایتلاف قدرتمند در داخل این گروه بسازد. او برخلاف فرمان رهبر طالبان درباره ممنوعیت تصویربرداری در جلسات دولتی، تصاویر خود را به‌طور مستمر منتشر می‌کرد، درحالی‌که بسیاری از مقامات طالبان، ازجمله معاون اداری رئیس‌الوزرا، از این اقدام خودداری می‌کردند.

عبدالکبیر در صدر خبرها قرار داشت، با دیپلومات‌ها و مقامات خارجی دیدار می‌کرد. در نتیجه، اقدام اخیر ملا هبت‌الله ضربه‌ای حیثیتی به او وارد کرد.

برکناری عبدالکبیر پیامی به دیگر مقام‌های ارشد طالبان نیز دارد و آن این که هبت‌الله در کنار زدن چهره‌های کلیدی حکومت خود تعلل نمی‌کند و در واقع حاکم بلامنازعه و مطلق نظام طالبان است. با این که سراج حقانی و یعقوب مجاهد تا اکنون از تغییرات سریع در اداره طالبان در امان مانده اند، اما کنار زدن عبدالکبیر پیامی برای آنان نیز دارد.

هبت الله با تغییرات سریع در پست‌های کلیدی حکومت خود، جلو با نفوذ شدن مقام‌های ارشد طالبان را می‌‌گیرد و زمینه نفوذ و گسترش محبوبیت آنان را محدود می‌کند. با این که عبدالکبیر برخلاف سراج و یعقوب تلاشی برای تبلیغ خود در شبکه‌های اجتماعی نمی‌کرد، اما موقعیتش می توانست به او نفوذ بیشتر بدهد. قدرتمند شدن زیردستان یک دیکتاتور، کابوسی برای او است.

اختلافات شبکه حقانی و حوزه قندهار

اختلافات میان شبکه حقانی و حوزه قندهار، به‌ویژه ملا هبت‌الله، دیگر از حد شایعات و بگومگو های غیرمستقیم رسانه‌ای فراتر رفته است. هر دو طرف تلاش دارند یکدیگر را مسئول وضعیت کنونی معرفی کنند. شبکه حقانی مکرراً با ارسال پیام‌هایی نسبت به پیامدهای سیاست‌های سخت‌گیرانه ملا هبت‌الله هشدار داده است و به‌نوعی نقش اپوزیسیون درون رژیم طالبان را بازی می‌کند.

این درحالی است که ملا هبت‌الله هرگونه مخالفت با خود را غیرشرعی و ناروا می‌داند و فرمان‌هایش را الهی قلمداد می‌کند. حذف عبدالکبیر از معاونت ریاست‌الوزرا، اختلافات حوزه قندهار و مشرقی یا همان شبکه حقانی و طالبان قندهاری را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. پیش‌بینی می‌شود که این اختلافات در آینده بیشتر آشکار شود.

باید دیده شود که هبت الله در روزهای آینده چه کسی را جایگزین عبدالکبیر می‌کند و چقدر به توازن قدرت میان جناح حقانی و طالبان قندهاری اعتنا می‌کند. انتخاب یک قندهاری یا فردی نزدیک به شبکه حقانی زیگنال‌های مشخص به جناح‌های طالبان خواهد فرستاد.

نقش منطقه‌

برکناری عبدالکبیر در شرایطی اتفاق افتاد که روابط طالبان با پاکستان به‌شدت متشنج شده است. درگیری‌های مرزی مکرر و بمباران خاک افغانستان توسط پاکستان، چشم‌انداز بهبود روابط را کمرنگ کرده است. پاکستان در مقطعی خاک افغانستان را بمباران کرد که نماینده این کشور مشغول مذاکره با سران طالبان در کابل بود تا آنان را به همکاری در مهار تحریک طالبان پاکستان متقاعد کند. اما حمله هوایی ارتش پاکستان، این مذاکرات را بی‌اثر کرد.

این وضعیت، به‌طور طبیعی بر چهره‌های نزدیک به اسلام‌آباد در کابل تاثیر گذاشته است. عبدالکبیر یکی از این چهره‌هایی بود که سال‌ها در پاکستان زندگی کرده و روابط نزدیکی با این کشور داشت. همان‌طور که شبکه حقانی به‌عنوان «بازوی مستحکم» استخبارات پاکستان شناخته می‌شد. هرچند پس از افزایش حملات تحریک طالبان پاکستان، به نظر می‌رسد شبکه حقانی نیز کاربرد سابق خود نزد اسلام‌آباد را از دست داده است.

در این میان، هند سعی دارد با بهره‌گیری از اختلافات طالبان و پاکستان، نفوذ خود را در افغانستان گسترش دهد. این کشور با همکاری ایران تلاش می‌کند وابستگی طالبان به پاکستان را کاهش دهد و روابط تجاری خود را از طریق بندر چابهار تقویت کند. احتمالاً جمهوری اسلامی ایران نیز با استفاده از نفوذ خود بر ملا هبت‌الله، در اتخاذ چنین تصمیمی نقش داشته است تا از یک‌سو نقش پاکستان در افغانستان را تضعیف کند و از سوی دیگر زمینه حضور هند در افغانستان را هموارتر سازد.

پیامدها

تنها در یک رژیم غیردموکراتیک و توتالیتر ممکن است فردی از راس قدرت به موقعیتی بسیار پایین‌تر تنزل یابد. تغییر و تحولاتی از این دست در رژیم طالبان غیرمعمول نیست، همان‌طور که پیش‌تر ملاها و افراد غیرمتخصص در سمت‌های بسیار تخصصی و حرفه‌ای از جمله حوزه صحت و انرژی و اقتصاد گمارده شدند.

حذف عبدالکبیر از معاونت ریاست‌الوزرا، اختلافات منطقه‌ای میان حوزه قندهار و مشرقی را وارد مرحله تازه‌ای خواهد کرد. آیا کنار رفتن عبدالکبیر گامی آغازین هبت‌الله برای تضعیف شبکه حقانی است یا برای حفظ جایگاهش به عنوان حاکم بلامنازعه طالبان؟ آیا هبت‌الله در گام بعدی قصد دارد قطب‌های دیگر قدرت مانند سراج حقانی و یعقوب مجاهد را جا به جا کند یا با این گام از تمام مقام‌های طالبان می‌خواهد که مطیع دستورات او باشند و گر نه از مقام‌های مهم شان کنار زده خواهند شد؟

انتخاب‌های بعدی رهبر طالبان پاسخی به این پرسش‌ها خواهد داد.

پربازدیدترین‌ها

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود
۱

تیراندازی نزدیک کاخ سفید؛ مظنون قبلا خود را «عیسی مسیح» خوانده بود

۲

منابع می‌گویند پسر الله‌گل مجاهد در حادثه تیراندازی کابل کشته شده است

۳

سقوط بلخ؛ چگونه طالبان در مزارشریف زمینگیر شدند؟

۴

'تیراندازی' در سرای شهزاده کابل

۵

رهبر طالبان در پیام عید قربان: مسئولان از ظلم به مردم خودداری کنند

•
•
•

مطالب بیشتر

چگونه داعش مسلمانان در غرب را به حملات خشونت‌بار ترغیب می‌کند

۱۷ جدی ۱۴۰۳، ۲۲:۵۷ (‎+۰ گرینویچ)

با این که خلافت خود خوانده داعش در عراق و سوریه فروپاشید و هزاران جنگجوی داعش کشته و زندانی شدند، اما داعش همچنان توان خود را برای افراطی کردن شهروندان مسلمان غربی و ترغیب آنان به حملات خشونت بار حفظ کرده است.

در روز اول سال میلادی، شمس الدین جبار، شهروند امریکا با موتر خود به مردم در نیواورلینز هجوم برد که در آن رویداد دستکم چهارده نفر کشته شدند. پولیس فدرال امریکا اعلام کرد که او عضو فعال داعش نبود اما به این گروه بیعت کرده و تحت تاثیر تبلیغات آن قرار داشت.

نیویارک تایمز در مقاله‌ای نوشت که مهارت داعش در تبلیغات و استفاده موثر از رسانه‌های اجتماعی به این گروه کمک کرده است تا همچنان افرادی را به سوی خود جلب کند.

داعش که قلمرو خود را از دست داده است، بارها از مسلمانان در غرب خواسته است به تجمعات مردم، از جمله بازارهای عمومی حمله کنند. این تاکتیک موثر بوده و حامیان رادیکال داعش با موتر و چاقو به مردم عادی در کشورهای غربی حمله می‌کنند.

نیویارک تایمز نوشت که نصب پرچم داعش روی موتر جبار شباهت زیادی به تصویری داشت که در یکی از ویدیوهای داعش با عنوان «بدون ترحم آن‌ها را زیر بگیرید»، نمایش داده شده بود.

هانس جاکوب شندلر، مقام پیشین سازمان ملل و مدیر ارشد پروژه مقابله با افراط‌گرایی، به نیویارک تایمز گفت: «تروریسم در اصل یک جنگ رسانه‌ای است. این جنگ نظامی نیست، زیرا روشن است که داعش نمی‌تواند از لحاظ نظامی غرب را شکست دهد.»

با وجود فشارهای جهانی، دامنه فعالیت داعش از خاورمیانه تا شمال افریقا گسترده شده است. شاخه‌های این گروه در کشورهایی مانند افغانستان، سومالیا، مالی، جمهوری دموکراتیک کنگو، قفقاز، ترکیه و سایر نقاط جهان فعال اند.

آنچه این شاخه‌های پراکنده را به هم متصل می‌کند، فعالیت و ارتباطات رسانه‌ای پیشرفته این گروه است. کارشناسان معتقدند که این فعالیت رسانه‌ای به صورت غیرمتمرکز اداره می‌شود اما همچنان تحت کنترول این گروه است.

رسانه‌ها و استراتژی مدرن داعش

داعش استراتژی رسانه‌ای مدرنی را دنبال می‌کند. پخش ویدیوهای آنلاین، استفاده گسترده از شبکه‌های اجتماعی و پخش و نشر خبرنامه‌ هفتگی، بخشی از این استراتژی است. در خبرنامه داعش فهرستی از فعالیت‌های این گروه منتشر شده و هدف آن تشویق خوانندگان به خشونت است.

این خبرنامه‌ هفتگی‌ النبا نام دارد. کول بونزل از موسسه هوفر دانشگاه استنفورد گفت که النبا فعالیت‌های این گروه از جمله حملات آن، در مناطق مختلف جهان را به خوانندگان خود گزارش می‌دهد.

به گفته بونزل، «خبرنامه النبا هر پنجشنبه منتشر می‌شود و یکی از ابزارهای اصلی ارتباط جهانی داعش با هوادارانش است. آن‌ها سرمقاله دارند، حملات هفته گذشته را گزارش می‌دهند، آمار حملات و تلفات را ارایه می‌کنند و این روش اصلی آن‌ها برای حفظ ارتباط با هواداران شان است.»

النبا در ابتدا از طریق پیام‌رسان تلگرام و سایر پلتفرم‌ها منتشر می‌شد و با بسته شدن کانال‌های مختلف داعش، این گروه راه‌های دیگر را برای انتشار پیام خود جستجو کرده است.

در آخرین شماره خبرنامه اشاره‌ای به حمله نیواورلینز نشده و داعش مسئولیت آن را نیز به عهده نگرفته است.

الگوریتم‌ها و رادیکال‌سازی کاربران

الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی که برای افزایش تعامل بیشتر با کاربران طراحی شده‌اند، به‌طور ناخواسته برخی کاربران را به سوی افراط‌گرایی می‌کشاند.

شندلر می‌گوید: «گروه‌های تروریستی دیگر نیازی به تلاش زیاد برای رادیکال کردن مردم ندارند؛ الگوریتم این کار را برای آن‌ها انجام می‌دهد.»

او افزود: «هدف الگوریتم این است که کاربر را روی پلتفرم نگه دارد و محتوایی که دوست دارد به او ارایه دهد. اگر علاقه‌مندی فرد به افراط‌گرایی اسلامی باشد یا در فرآیند رادیکال‌سازی قرار داشته باشد، دیدگاه او تغییر می‌کند.»

فعالیت رسانه‌ای پیشرفته داعش، از خبرنامه‌های هفتگی گرفته تا بهره‌گیری از الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، توانسته است نفوذ این گروه را زنده نگه دارد و تهدیدی جدی برای امنیت جهانی ایجاد کند.

داعش از ابزارهای غیرمتمرکز اینترنتی استفاده می‌کند که مسدود کردن آن‌ها دشوار است و بخشی از پیام‌رسانی خود را به «وب تاریک» منتقل کرده است، دنیای غیرمجازی که کاربران علاقمند محتواهای غیرقانونی و مجرمان تلاش می‌کنند به دور چشم حکومت‌ها به فعالیت خود ادامه دهند.

داعش و حامیانش در شبکه‎‌هایی مانند تلگرام، توییتر و فیس‌بوک، پیام‌های خود را منتشر می‌کنند و در صورت مسدود شدن حساب‌ها، حساب‌های جدیدی می‌سازد.

کارشناسان تروریسم با انتقاد از شبکه‌های اجتماعی که زمینه چنین فعالیت و تهدیدی را فراهم کرده‌اند، هشدار داده‌اند که افراط‌گرایان با استفاده از پلتفرم‌های اجتماعی به راحتی با حامیان بالقوه خود در شبکه‌های اجتماعی ارتباط برقرار می‌کنند.

هند با فرصت طلبی از تنش پاکستان و طالبان بهره می‌برد

۱۷ جدی ۱۴۰۳، ۲۲:۲۶ (‎+۰ گرینویچ)
•
جمشید یما امیری

در اوج تنش‌های جاری میان طالبان و پاکستان، هند با تاخیری دو هفته‌ای حملات هوایی پاکستان به ولایت پکتیکا در شرق افغانستان را محکوم کرد. هند دومین کشوری است که به این حملات واکنش رسمی نشان داده است.

وزارت خارجه هند در بیانیه‌ای از موضع طالبان حمایت کرد و کشته شدن غیرنظامیان در حملات پاکستان را محکوم کرد. دهلی هیچ اشاره‌ای به ادعای پاکستان نکرد که گفت به چهار پناهگاه طالبان پاکستانی حمله کرده است، گروهی که دردسر امنیتی برای ارتش پاکستان تبدیل شده است.

دهلی پاکستان را که طالبان افغان را مسئول حملات شبه نظامیان پاکستان می‌داند، به باد انتقاد گرفت. وزارت خارجه هند با لحن کنایه آمیزی گفت که «اسلام‌آباد همیشه تقصیراتش را به دوش همسایگانش می‌اندازد.»

پاکستان به طور سنتی هند و افغانستان را مسئول شورش‌های داخلی و حملات گروه‌های تروریستی و جدایی‌طلب در خاک خود می‌داند. اخیراً، مقام‌های پاکستانی طالبان افغان را متهم کردند که با هند برای بی ثبات کردن پاکستان همدست شده است.

اعتمادسازی

موضع‌گیری جدید هند را می‌توان یک بازی سیاسی هوشمندانه یا حتا فرصت طلبی سیاسی توصیف کرد. هند که همواره طالبان را نیروی نیابتی پاکستان در منطقه می‌دانست و از حامیان اصلی حکومت پیشین افغانستان بود، اکنون قصد دارد از تنش میان طالبان و پاکستان برای نزدیک شدن به طالبان استفاده کند.

طی سه سال اخیر، دهلی‌نو تلاش کرده است بی‌اعتمادی دیرینه با طالبان را کاهش دهد. اخراج سفیر و دیپلومات‌های حکومت پیشین از دهلی، واگذاری سفارت و قنسولگری‌های افغانستان در هند به طالبان، قطع روابط با متحدان پیشین مانند سران جبهه مقاومت و توقف صدور ویزا برای مقامات سابق، بخشی از این اعتمادسازی و نزدیکی بوده است.

احیای نفوذ از دست رفته

افغانستان به علت نزدیکی جغرافیایی به پاکستان همیشه برای دهلی اهمیت داشته است. پاکستان می‌گوید هدف دهلی از نزدیکی به افغانستان، ناآرام کردن مناطق پر تنش در پاکستان، به ویژه در بلوچستان و خیبرپختونخوا بوده است.

هند به طور سنتی از حکومت‌های افغانستان در برابر پاکستان حمایت کرده است. افغانستان به علت مناقشه با پاکستان بر سر «خط دیورند» انگیزه کافی برای نزدیک شدن به هند داشته است. هند نیز برای مستحکم کردن این رابطه، کمک‌های مختلف اقتصادی، فنی و دیپلوماتیک در اختیار افغانستان گذاشته است.

با بازگشت طالبان، هند مجبور شد که دروازه سفارت و قونسلگری‌هایش را در کابل، بلخ، هرات، ننگرهار و قندهار ببندد. به دنبال آن، هند تمام روابط خود - حتی ارتباطات مردمی - را با افغانستان قطع کرد. هزاران دانشجوی افغان به‌دلیل نداشتن ویزا از ادامه تحصیل در دانشگاه‌های هند بازماندند. پس از فروپاشی سیاسی در افغانستان، بسیاری‌ بدین باور بودند که تاریخ نفوذ هند در افغانستان نیز به پایان رسیده است.

اما طالبان که برخلاف دوره پیشین در تلاش است با تمام کشورهای منطقه روابط برقرار کند و به کشوری خاص وابسته نباشد، قدم‌هایی برای تقویت روابط با هند برداشت. یعقوب مجاهد، وزیر دفاع طالبان، در اظهاراتی بی‌سابقه گفت که طالبان آماده است نیروهای خود را برای آموزش به هند بفرستد. هند نیز با اعزام دیپلومات‌هایش به کابل، به حسن نیت طالبان پاسخ داد.

اخیراً، نرندرا مودی، نخست‌وزیر هند با مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور ایران، درباره گسترش روابط با افغانستان از طریق بندر چابهار گفت‌وگو کرد. حکومت ایران گفت که «صحبت‌ درباره افغانستان، به دلیل علاقمندی طرف هند صورت گرفته است.»

هند با جدیت سعی دارد از طریق چابهار، وابستگی طالبان به پاکستان را کاهش داده و روابط خود را تقویت کند.

نزدیک شدن به مرز دشمن

اهمیت تلاش هند برای بهبود روابط با طالبان و بازکردن جای پا در افغانستان را باید از چشم پاکستان دید. اسلام آباد به طور پیوسته از حضور دیپلوماتیک هند در افغانستان، به ویژه در نواحی مرزی خود شکایت داشته است.

پاکستان، هند را یک تهدید حیاتی حساب می‌کند و نزدیکی این کشور به مرزهای خود را نمی‌پذیرد. در دولت پیشین افغانستان، روابط کابل و اسلام آباد سرد بود. مقامات پاکستانی بارها در دیدار با رهبران افغان از فعالیت قنسولگری‌های هند در جلال‌آباد و قندهار ابراز نگرانی کرده‌ بودند. حتی برخی از رهبران پاکستانی، همکاری در تامین صلح و ثبات در افغانستان را به کاهش روابط با هند و بستن قنسولگری‌های این کشور در شهرهای یادشده مشروط کرده بودند.

تحلیلگران بر این نکته متفق القول اند که پاکستان، افغانستان را دیوار حایل یا حوزه‌ای خالی از نفوذ هند می‌داند. این کشور برای روی کارآمدن یک حکومت متمایل به پاکستان، پیوسته از گروه های شبه‌نظامی و برانداز دولت مرکزی حمایت کرده است.

هند در بدتر شدن روابط اسلام آباد و طالبان فرصتی برای گسترش نفوذ خود در افغانستان می‌بیند. اما، مشخص نیست که این تنش تا کجا طالبان افغان را به دهلی متکی می‌کند. قدر مسلم این است که پاکستان نزدیکی طالبان و هند را غیرقابل‌تحمل می‌داند، همان‌طور که پیش‌تر از نزدیکی روابط حکومت پیشین افغانستان با دهلی‌نو خشمگین بود.

البته، این نکته را نیز نباید دور داشت که طالبان افغان همان قدر که برای پاکستان تیغ دو سر است برای دهلی نیز است. زیرا، طالبان افغان روابط خود را با گروه‌های شبه نظامی و تروریستی قطع نکرده است. تقویت طالبان افغان به معنای تقویت گروه‌های اسلامگرای شبه‌نظامی پاکستانی نیز است که دهلی آنها را ابزاری در دست پاکستان و تهدیدی برای امنیت ملی خود می‌داند.

در دهه‌های اخیر، بخشی از استراتژی هند در افغانستان، تضعیف پاکستان بوده است. حمایت از گروه‌های جدایی‌طلب و ایجاد ناآرامی در پاکستان، بخش مهمی از این سیاست را تشکیل داده است.

افزایش ناآرامی‌ها در پاکستان توسط تحریک طالبان پاکستان، متحد نزدیک طالبان افغانستان، به سود هند تمام شده است. از سال ۲۰۲۰ تاکنون، سطح ناامنی در پاکستان به‌طور پیوسته افزایش یافته و سال ۲۰۲۴ ناآرام‌ترین سال پاکستان در یک دهه اخیر بود.

پاکستان باور دارد که ناامنی و خشونت‌ها در خیبرپختونخوا از خاک افغانستان سازمان‌دهی می‌شود و طالبان افغان با هند همدست شده اند.

هند با درک عمق این تنش‌ها، با حمایت از طالبان برای تشدید اختلاف‌ها میان طالبان افغان و پاکستان گام برداشته است. هند به دنبال افزایش وابستگی طالبان افغان به دهلی‌نو است تا در بلندمدت از این روابط برای تضعیف پاکستان بهره‌برداری کند.

بیانیه وزارت خارجه هند احتمالا می‌تواند بدبینی اسلام آباد به طالبان را بیشتر کند. پاکستان برای حل معضل شبه نظامیان، فشارهای نظامی و سیاسی را بر طالبان افزایش داده است. اما، این فشار طالبان افغان را بیشتر به دهلی متمایل خواهد کرد.

هند با وجود غیبت سه‌ساله در عرصه دیپلوماتیک افغانستان، توانسته است اهداف خود را پیش ببرد. پاکستان بیشترین آسیب را از تحولات اخیر افغانستان متحمل شده است. افزایش ناامنی در پاکستان تا حد زیادی با حوادث پس از سقوط نظام جمهوری در افغانستان مرتبط است.

پرنده‌های مرگ؛ آیا سفر با هواپیما مصون است؟

۱۵ جدی ۱۴۰۳، ۲۱:۳۹ (‎+۰ گرینویچ)

در آخرین ماه ۲۰۲۴، در فاصله یک هفته، سه سانحه هوایی اتفاق افتاد که دو مورد آن مرگبار بود. یک فروند هواپیمای کوریای جنوبی که هنگام خروج از باند فرودگاه با دیوار سمنتی برخورد کرد و دومی، هواپیمای آذربایجانی بود که با شلیک پدافند هوایی روسیه سقوط کرد. در این دو حادثه ۲۱۷ جان باختند.

هواپیمای بوئینگ شرکت ججو ایر کوریای جنوبی در ۹ جدی از بانکوک به مقصد میدان هوایی بین‌المللی موان در پرواز بود که دچار حادثه شد. در این سانحه، ۱۷۹ نفر از ۱۸۱ سرنشین جان باختند.

همچنین، هواپیمای یک شرکت آذربایجانی در اواخر قوس ۱۴۰۳ با شلیک پدافند هوایی روسیه سقوط کرد که در آن ۳۸ نفر جان باختند.

در همین فاصله، در کنار سوانح مرگبار، یک هواپیمای ایر کانادا در ماه قوس با ۷۳ سرنشین به علت شکسته شدن ارابه فرود در میدان هوایی بین‌المللی هالیفکس دچار آتش‌سوزی شد. همچنین، یک فروند بوئینگ متعلق به شرکت کی‌ال‌ام که از اسلو به آمستردام در پرواز بود، به دلیل نقص هیدرولیک مجبور به فرود اضطراری در میدان هوایی تورپ شد. در این حادثه، آسیبی به مسافران و خدمه وارد نشد.

۲۰۲۴ سالی بد برای صنعت هوایی توصیف شده است و برای شماری از مسافران این سوال را ایجاد کرده است که چقدر سفر با هواپیما مصون است؟ با توجه به سوانح متعدد و مرگبار برای طیاره‌های شرکت بوئینگ، حالا برخی از مسافران قبل از خرید تکت اطمینان حاصل می‌کنند که پرواز شان با یکی از هواپیمای‌های این شرکت صورت نگیرد.

دلایل سانحه‌های هوایی

مناطق درگیر و ناآرام جهان تهدیدی برای ایمنی هواپیماها هستند. در جنوری ۲۰۲۰، ایران با موشک‌های زمین به هوا پرواز ۷۵۲ خطوط هوایی بین‌المللی اوکراین را هنگام ترک تهران سرنگون کرد که منجر به کشته شدن ۱۷۶ نفر شد.

هواپیمای خطوط هوایی آذربایجان در ۲۰۲۴ و هواپیمای مالیزیا در سال ۲۰۱۴ بر فراز روسیه و اوکراین بر اثر شلیک سرنگون شدند. ایران و روسیه رسما مسئولیت «شلیک اشتباهی» به هواپیماهای اوکراینی و آذربایجانی را به عهده گرفتند.

در چند سال گذشته، هواپیماهای بوئینگ، یکی از دو شرکت بزرگ تولید هواپیما، دچار سوانح زیاد شده است که به اعتبار این شرکت آسیب رسیده و میلیون‌ها دالر زیان تجاری دیده است.

در دو حادثه جداگانه در ۲۰۱۸ و ۲۰۱۹، حدود ۳۶۴ مسافر یک هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ مکس ۸ شرکت لیون ایرز اندونزیا و یک هواپیمای مکس ۸ خطوط هوایی اتیوپیا، زمانی جان خود را از دست دادند که طیاره‌های شان اندکی پس از برخاستن به زمین سقوط کردند.

100%

در جنوری امسال نیز، یک پنل درِ هواپیمای بوئینگ ۷۳۷ مکس ۹ خطوط هوایی آلاسکا در ارتفاع ۱۶ هزار پایی جدا شد و گزارش‌های اخیر حاکی از آن است که برخی از هواپیماهای بوئینگ ۷۸۷ سری "دریم‌لاینر" به درستی مونتاژ و نگهداری نشده‌اند.

تحلیلگران صنعت هواپیما می‌گویند که کیفیت ساخت هواپیمای‌های بوئینگ افت کرده است که علت آن کاهش هزینه‌های تولید، ارزیابی ضعیف مخاطرات و اطلاع ندادن به موقع تغییرات در نرم‌افزار هواپیما به شرکت‌های هوایی، خلبان‌ها و مسئولان ناظر بر صنایع هواپیمایی بوده است.

روسیه در دو سال گذشته بالاترین رکورد سانحه هوایی را در جهان داشته است. یک روزنامه روسی به نام نوایا گازتا بر اساس گزارش‌های رسمی نوشت که در سال ۲۰۲۳ میلادی، ۱۵۰ مورد و در سال ۲۰۲۴ میلادی، ۲۰۸ مورد نقص فنی از سوی هواپیماهای شرکت‌های روسی گزارش شده است.

کارشناسان می‌گویند که تحریم‌های غرب باعث شده که شرکت‌های روسی نتوانند به موقع هواپیماهای مسافربری خود را ترمیم کنند. حکومت روسیه امیدوار است که صنایع داخلی روسیه تولید هواپیماهای داخلی را افزایش دهند.

برخی کارشناسان به تغییرات اقلیمی به عنوان علت سوانح هوایی اشاره کرده‌اند. به گفته آنها، تغییرات اقلیمی میزان تلاطمات هوایی را بیشتر کرده که منجر به تکان‌های شدید هواپیما می‌شود. بنا به آمار، تلاطم هوایی رایج‌ترین علت حوادث داخل هواپیما است. در حادثه‌ای در ماه مه ۲۰۲۴، زمانی که هواپیمای خطوط هوایی سنگاپور در مسیر لندن با تلاطم هوایی شدید مواجه شد، ۳۱ نفر زخمی شدند و یک نفر نیز جان باخت.

محققان دانشگاه ریدینگ در بریتانیا می‌گویند که تلاطم هوایی از سال ۱۹۷۹ بیش از ۵۵ درصد افزایش یافته است. 

پل ویلیامز، استاد علوم جوی در دانشگاه ریدینگ، با مقصر دانستن تغییرات اقلیمی، به روزنامه سندی تایمز گفت که افزایش دمای هوا باعث اختلال در سرعت و جریان جت استریم‌ها یا رودبادها می‌شود.

بر فراز اقیانوس اطلس شمالی، هوای گرم در جنوب رودباد سریع‌تر از هوای سرد در شمال آن گرم می‌شود. این امر باعث افزایش تفاوت دما در سراسر رودباد شده و هوا را ناپایدارتر می‌کند.

مصون‌ترین وسیله پرواز

به رغم گزارش‌های متعدد سانحه‌های هوایی، هواپیما هنوز هم مصون‌ترین وسیله سفر در مقایسه با موتر و قطار به حساب می‌آید. بنا به پیش‌بینی شرکت‌هایی هوایی، انتظار می‌رود که در سال ۲۰۲۵ حدود پنج میلیارد نفر از طریق خطوط هوایی جا به جا شوند که نشان دهنده اتکای گسترده مردم به هواپیما و اعتماد شان به مصونیت آن است.

بنا به یک مطالعه‌ دانشگاه هاروارد در سال ۲۰۱۷، احتمال سقوط هواپیمایی که شما سوار آن هستید، یک در ۱.۲ میلیون درصد است و احتمال مرگ در یک سقوط هوایی یک در ۱۱ میلیون درصد است. در مقابل، احتمال مرگ در یک تصادف رانندگی یک در ۵ هزار درصد است.

100%

برخی از مسافران فکر می‌کنند که پرواز با هواپیماهای بزرگ مانند ایرباس ای ۳۸۰ دو طبقه‌ای در برابر تلاطمات هوایی ایمن‌تر از هواپیماهای کوچک‌تر است. مسافران هواپیمای بزرگ کمتر تلاطم‌های خفیف و متوسط را احساس می‌کنند، اما به گفته یک کارشناس هوایی، «اگر با تلاطم شدید مواجه شوید، شما به اطراف تان در داخل هواپیما پرتاب خواهید شد، حالا فرقی نمی‌کند که در یک هواپیمای سبک باشید یا در ای ۳۸۰».

خطر تروریسم؛ داعش کدام کشورها را هدف گرفته است؟

۱۴ جدی ۱۴۰۳، ۱۳:۳۱ (‎+۰ گرینویچ)
•
جلیل بهفر

گروه داعش با وجود شکست‌ نظامی و از دست دادن قلمرو در عراق و سوریه، همچنان یک تهدید جدی برای امنیت جهانی محسوب می‌شود. این گروه با تغییر تاکتیک از عملیات‌های پیچیده به حملات انفرادی و کوچک‌تر، اما مرگبار روی آورده است. طبق گزارش‌ها داعش تاکنون در دستکم ۱۷ کشور حمله انجام داده است.

این گروه پس از شکست نظامی، از دست دادن قلمرو و کشته شدن رهبران خود، تاکتیک حملات خود را تغییر داده و این استراتیژی جدید امکان اجرای حملات تروریستی را برای افراد تندرو در غرب فراهم کرده، بدون آنکه نیازی به ارتباط مستقیم با ساختارهای مرکزی این گروه داشته باشند.
شبکه‌های اجتماعی به ابزار کلیدی داعش برای ترویج ایدئولوژی و جذب نیرو تبدیل شده‌اند.
افراد تحت تأثیر تبلیغات آنلاین این گروه، دست به حملات انفرادی می‌زنند که به سادگی قابل برنامه‌ریزی اما بسیار مخرب هستند.
نمونه‌ای از این حملات و استفاده داعش از شبکه‌های ارتباطی آنلاین، حادثه چند روز گذشته در نیواورلینز امریکا است. در حادثه نیواورلینز، شمس‌الدین جبار، یک شهروند امریکایی و عضو پیشین ارتش امریکا، با الهام از تبلیغات داعش با موتر به محله‌ای شلوغ حمله کرد. در این رویداد ۱۵ نفر کشته و ۳۵ نفر دیگر زخمی شدند. نیویارک تایمز به نقل از برادر جبار گزارش داد که او در جوانی به اسلام گروید.
جو بایدن رئیس‌جمهور امریکا، اعلام کرد که مهاجم پیش از انجام این حمله، ویدیوهایی مرتبط با داعش را در شبکه‌های اجتماعی منتشر کرده بود. این یک نمونه متاخر است که نشان می‌دهد که داعش با بهره‌گیری از فضای مجازی، توانسته است تأثیرگذاری خود را در سطح بین‌المللی گسترش داده و به تهدیدی مداوم برای امنیت جهانی تبدیل شود.

داعش خراسان مسئولیت چندین حمله مرگبار در افغانستان را به عهده گرفته است
100%
داعش خراسان مسئولیت چندین حمله مرگبار در افغانستان را به عهده گرفته است

حمله داعش در ۱۷ کشور

تاکنون حملات داعش در دست‌کم ۱۷ کشور گزارش شده است. نیجریه بیشترین حملات را شاهد بوده و کشورهایی مانند افغانستان، سوریه، عراق، کنگو و فیلیپین نیز از اهداف اصلی این گروه بوده‌اند. علاوه بر این، کشورهای غربی مانند امریکا، آلمان، فرانسه، بلجیم و انگلستان نیز بارها هدف حملات داعش قرار گرفته‌اند.

حملات داعش در امریکا
حملات داعش در غرب معمولاً در نقاط پرتردد مانند کنسرت‌ها، بازارها میدان‌‌های هوایی‌ و خیابان‌های اصلی انجام می‌شوند تا تلفات و تاثیر روانی بیشتری داشته باشند.
حملات مشابه دیگری نیز در امریکا انجام شده است. در جون ۲۰۱۶، یک مهاجم در باشگاه شبانه‌ای در فلوریدا ۴۹ نفر را کشت و ده‌ها نفر را زخمی کرد. در اکتبر ۲۰۱۷، حمله‌ای دیگر در مسیر دوچرخه‌سواری منهتن با کامیون، ۸ کشته بر جای گذاشت. طبق گزارش‌ها داعش در این حملات دست داشته است.

حمله مرگبار داعش در مسکو ده‌ها کشته برجای گذاشت
100%
حمله مرگبار داعش در مسکو ده‌ها کشته برجای گذاشت

اروپا؛ مرکز حملات مرگبار داعش
فرانسه از سال ۲۰۱۵ به بعد هدف اصلی حملات داعش در اروپا بوده است. حمله ۱۳ نوامبر ۲۰۱۵ در پاریس، که شامل انفجارهای انتحاری و گروگان‌گیری بود، به کشته شدن ۱۳۰ نفر و زخمی شدن ۳۶۸ نفر انجامید و خونین‌ترین حمله در تاریخ این کشور محسوب می‌شود. علاوه بر این، حمله‌ای دیگر با کامیون در جشن ملی ۲۰۱۶ در شهر نیس فرانسه بیش از ۸۰ کشته بر جای گذاشت.

آلمان
آلمان نیز شاهد چندین حمله بزرگ داعش بوده است. به طور مثال حمله به بازار کریسمس برلین در ۲۰۱۶ با ۱۲ کشته و حمله به قطاری در بایرن توسط نوجوانی ۱۷ ساله که از داعش الهام گرفته بود، از مهم‌ترین موارد هستند.

انگلستان
انگلستان نیز بارها مورد حمله افراد تندرو و افراطی داعش قرار گرفته است. حمله انتحاری در کنسرت آریانا گرانده در منچستر در ۲۰۱۷، که ۲۲ کشته و ۱۱۶ زخمی برجای گذاشت، از مهم‌ترین حملات گروه داعش است. همچنین حملات با موتر و چاقو در پل لندن در همان سال، ۸ کشته و ده‌ها زخمی بر جای گذاشت.

خاورمیانه؛ زادگاه داعش
داعش که در ابتدا با اعلام خلافت در عراق و سوریه ظهور کرد، پس از شکست نظامی در این مناطق، به حملات پراکنده و فعالیت‌های زیرزمینی روی آورده است. هرچند خلافت خودخوانده این گروه از بین رفته است، اما داعش همچنان در خاورمیانه فعال است و از شبکه‌های زیرزمینی خود برای اجرای عملیات مرگبار استفاده می‌کند.

افغانستان؛ گسترش نفوذ داعش خراسان

شاخه خراسان داعش در افغانستان طی سال‌های گذشته حملات خونبار و گسترده‌ای را انجام داده است که نشان‌دهنده توانایی این گروه در ایجاد بی‌ثباتی در این کشور است. این حملات، علاوه بر هدف قرار دادن نیروهای حکومت پیشن و گروه طالبان، به طور خاص بر اماکن مذهبی، اجتماعات غیرنظامی و اقلیت‌ها متمرکز بوده است.
براساس گزارش‌ها، برخی جنگجویان خارجی داعش از عراق و سوریه وارد افغانستان شده‌اند. شاخه خراسان داعش، تحت رهبری ثناالله غفاری، به یکی از خطرناک‌ترین شاخه‌های داعش تبدیل شده و توانایی انجام عملیات در مناطق دوردست را دارد.

افریقا؛ پایگاه جدید داعش

داعش در افریقا از بی‌ثباتی سیاسی و اجتماعی بهره‌برداری کرده و در کشورهایی چون نیجریه، اوگاندا و سومالی عملیات‌های مرگباری انجام داده است. این گروه در اوگاندا با حمله به مدارس و در نیجریه با ربودن افراد، نفوذ خود را گسترش داده است.
این نمونه‌ها نشان می‌دهند که داعش، حتی بدون حضور فزیکی، توانایی انجام حملات مرگبار را دارد.

حمله داعش در مسکو

در اوایل سال جاری خورشیدی چهار مرد مسلح با حمله به تالار کنسرت کروکوس در نزدیکی پایتخت روسیه، حاضران را به رگبار بستند و دست‌کم ۱۴۴ تن از آنان را کشتند. گروه داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

حملات داعش در ایران
داعش در سال‌های اخیر حملاتی را شهرهای مختلف ایران نیز انجام داده است. پارسال دو انفجار پی در پی در شهر کرمان ایران رخ داد. در این انفجارها دست‌کم ۹۰ نفر کشته و ده‌ها تن دیگر زخمی شدند. داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.

در حمله داعش در کرمان ایران ده‌ها نفر کشته شدند
100%
در حمله داعش در کرمان ایران ده‌ها نفر کشته شدند


داعش با استفاده از فضای مجازی و ترویج افراط‌گرایی، حملات انفرادی را گسترش داده و تهدیدی جدی برای امنیت جهانی ایجاد کرده است. مقابله با این تهدید نیازمند تدابیر امنیتی، مبارزه با رادیکالیسم آنلاین و همکاری بین‌المللی است.

مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب امریکا روز جمعه گفت که استراتیژی حکومت آینده امریکا متمرکز بر مهار گروه‌های مثل داعش و القاعده خواهد بود. مایک والتز گفت این برنامه شامل اقدام در افغانستان، عراق و سوریه است که ممکن است از آنجا برای حملات علیه امریکا برنامه‌ریزی شود.

مجله فارن افیرز: انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی، تحریر شام را از طالبان متمایز کرده است

۱۴ جدی ۱۴۰۳، ۰۴:۴۹ (‎+۰ گرینویچ)

مجله فارن افیرز در مقاله‌ مفصلی به تفاوت در رویکرد جامعه جهانی با طالبان و هیئت تحریر شام و همچنین تفاوت‌ها در عمکلرد طالبان و حکومت جدید سوریه پرداخته است. این مجله نوشت که انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی هیئت تحریر شام در سوریه، این گروه را از طالبان متمایز کرده است.

این مقاله را دلانی سایمون، گرم اسمیت و جروم دروون نوشته‌اند. گرم اسمیت، کارشناس امور افغانستان در گروه بین المللی بحران است.

در مطلب آمده که رهبر طالبان روستازاده و متأثر از آموزش‌های مذهبی جزم‌گرایانه است، اما رهبران هیئت تحریر شام از شهرهای مدرن سوریه ظهور کرده‌اند.

نویسندگان این مقاله که روز پنج‌شنبه در فارن افیرز منتشر شد، به رویکرد دوگانه جهان در قبال طالبان و هیئت تحریر شام و تفاوت‌های عملکردی این دو گروه پرداخته‌اند.

در این مقاله آمده که انزوای اقتصادی و سیاسی طالبان و تحریم این گروه از یک‌سو و کاهش تمایل کشورها برای کمک به افغانستان، این کشور را با بحران قحطی مواجه کرد.

آنها می‌نویسند که بسیاری از کشورها از مذاکره با طالبان بر سر حقوق زنان و دیگر موارد مروبط، خودداری کرده و منتظر ماندند تا رهبران طالبان به‌تنهایی اقدام کنند.

این مقاله توضیح می‌دهد که «این بی‌میلی برای تعامل با طالبان ضربه‌ای به جناح عمل‌گرای این گروه وارد کرد و تندروها را قدرت بیشتری بخشید.»

این در حالی‌ است که مقامات بین‌المللی با هیئت تحریر شام تعامل بیشتری کرده و این گروه نیز با نشان دادن انعطاف سیاسی و ایدئولوژیکی خود را از طالبان متمایز نشان داده است.

این رویکرد نرم هیئت تحریر شام موجب ترغیب مقامات خارجی به‌سمت سوریه شده است و به‌ نقل از فارن افیرز، به‌نظر می‌رسد بازیگران خارجی از اشتباهات افغانستان تحت کنترول طالبان درس گرفته باشند.

این مقاله، به ایالات متحده و متحدان آن پیشنهاد داده که برای جلوگیری از فروپاشی اقتصادی سوریه و کاهش اثرات تحریم‌‌ها در سوریه، اقدامات فوری انجام دهد و مسیر روشنی برای به‌رسمیت‌شناختن این گروه فراهم کند.

در مقاله آمده که مقام‌های خارجی می‌توانند در دو مورد از تجربه افغانستان درس بگیرند و در سوریه اعمال کنند:

درس نخست: جهان رویکرد «بطی» در برابر بحران بشردوستانه در افغانستان اتخاذ کرد و تلاش اندکی برای کاهش تحریم‌ها و محدودیت‌های بانکی انجام داد. این رویکرد افغانستان را به لبه قحطی کشاند.

درس دوم: نکته دوم شکست غرب در ارائه شفافیت کافی به‌طالبان در مورد چگونگی به‌رسمیت شناختن دیپلماتیک و رفع تحریم‌ها علیه این گروه خوانده شده است. این مجله می‌گوید که بی‌میلی غرب برای انجام هرگونه اقدام اساسی در افغانستان، ممکن است موجب قدرت‌گیری بیشتر گروه طالبان شود.

نویسندگان این مقاله افزودند که حکومت‌های غربی خواسته‌های مبهم درباره احترام به حقوق زنان و تشکیل حکومت فراگیر مطرح کرده‌اند، اما شرایط عملی برای تطبیق این خواسته‌ها را تعریف و ترسیم نکرده‌اند.

نویسندگان مقاله به‌ این خطر نیز اشاره می‌کنند که تقویت رویکرد مراوداتی با طالبان، بدین معنا نیست که رهبر طالبان را متقاعد کند که در ازای به‌رسمیت شناختن، رویکرد خود را تغییر دهد و حقوق زنان را تضمین کند.

آنها می‌نویسند که با درنظرداشت این خطر فرضی، این رویکرد در قبال طالبان می‌بایست مورد آزمایش قرار گیرد زیرا به‌دلیل نبود چشم‌انداز واقعی و جدی جهان، «طالبان نسبت به کسب مشروعیت در صحنه جهانی بدبین شده‌اند.»

در این مقاله تصریح شده که هرچند رهبران جدید سوریه همچون طالبان از بستر یک جنبش اسلامی‌گرای ستیزه‌جو برخاسته‌اند، اما از جنبه‌های مهم این گروه شبیه طالبان نیست.

نویسندگان این مقاله، به بستر زایش و پرورش رهبران هر دو گروه اشاره می‌کنند که رهبر طالبان روستازاده و رهبران هیئت تحریر شام زاده شهرهای مدرن سوریه است و برخی از اعضای آن نیز تحصیلات عالی دارند.

فارن افیرز می‌افزاید که رهبر طالبان بر علیه تعامل با جهان موعظه می‌کند، اما رهبر تحریر شام خواهان گسترش روابط با جهان است.

این مجله به تصویر شکست و پیروزی امریکا در این دو بستر جغرافیای مختلف اشاره می‌کند که افغانستان «مظهر شکست امریکا» و سوریه «مظهر پیروزی امریکا و شکست دشمنان امریکا: اسد و روسیه است.»

فارن افیرز به تفاوت‌های عملکردی این دو گروه پس از تسلط بر افغانستان و سوریه اشاره می‌کند و می‌گوید که امر به‌معروف طالبان در کوچه پس‌کوچه‌های افغانستان گشت‌زنی می‌کند، درحالی که تحریر شام اجرای قوانین اسلامی را در عرصه عمومی متوقف کرده است.

به گفته فارن افیرز، افراد مذهبی محافظه‌کار و تندرو بر رهبری طالبان تسلط دارند، اما تحریر شام شیوخ تندرو خود را از قدرت خلع کرده و حق آموزش زنان را نیز به‌رسمیت شناخته است.