طالبان میگوید یونیسف حملات پاکستان بر مهاجران افغان را محکوم کرده است
ملا عبدالطیف منصور، وزیر احیا و انکشاف دهات طالبان، روز دوشنبه در دفتر کارش با تاجالدین ایوالی، نماینده یونیسف در افغانستان دیدار کرد.
بر مبنای گزارش تلویزیون ملی تحت کنترول طالبان، تاجالدین ایوالی هدف قرار دادن مهاجران افغان از سوی پاکستان را محکوم کرده است.
پیشتر حمدالله فطرت، معاون سخنگوی طالبان، گفت که پاکستان از آغاز حملات تاکنون سه کمپ مهاجران بازگشتی در قندهار، کنر و تورخم را هدف قرار داده است؛ در پی این حملات «۱۱۰» فرد ملکی و غیرنظامی کشته شدهاند.
دفتر سازمان ملل در کابل نیز پیشتر اعلام کرد که در درگیریهای مسلحانه بین پاکستان و طالبان دستکم ۵۶ غیرنظامی کشته و ۱۲۹ نفر زخمی شدند.
یوناما گفت که بیش از نیمی از قربانیان غیرنظامی این درگیریها، زنان و کودکان اند.
صندوق حمایت از کودکان سازمان ملل روز دوشنبه در صفحه اکس خود نوشت که در سال جاری میلادی درصدد آنست تا حدود ۱.۳ میلیون کودک مبتلا به سوءتغذیه حاد را تحت پوشش قرار دهد.
یونیسف هشدار داده است که سوءتغذیه حاد در افغانستان جان کودکان را در معرض خطر قرار میدهد.
یونیسف اعلام کرده است که در سال ۲۰۲۵ همراه با شرکای خود بیش از ۶۱۰ هزار کودک مبتلا به سوءتغذیه حاد را درمان کرده است.
پیشتر برنامه جهانی غذا هشدار داد که با کاهش کمکهای خارجی و تشدید تنشها در مرز پاکستان، حدود ۲۰۰ هزار کودک دیگر در افغانستان در سال جاری با سوءتغذیه حاد مواجه خواهند شد.
این سازمان تصریح کرد که امسال ۳.۷ میلیون کودک افغان به درمان سوءتغذیه نیاز خواهند داشت.
بهدنبال حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به مواضع جمهوری اسلامی و حذف علی خامنهای، حکومت ایران وعده جنگ منطقهای و حمله به همسایگان را عملی کرد. آیا این رویکرد میتواند مانع سقوط نظام ایدئولوژیک ۴۷ ساله حاکم بر ایران شود؟
سیاستهای ویرانگر جمهوری اسلامی، در نهایت ایران و ایرانیان را به جنگی رساند که تهران سالها، آشکار و پنهان، منطقه را با آن تهدید کرده بود.
در یک نمونه نه چندان دور از این تهدیدها، خامنهای ۱۲ بهمن و حدود یک ماه قبل از سر به نیست شدنش در ۹ اسفند با حمله موشکی اسرائیل و آمریکا، اعلام کرد اگر آمریکا علیه جمهوری اسلامی دست به اقدام نظامی بزند، این بار جنگ، «منطقهای» خواهد بود.
برای پیشبرد این استراتژی رهبر کشته شده حکومت ایران، اکنون نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و در راس آنها سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، همسایگان ایران را به ترتیبی درگیر جنگ کردهاند که حتی دوستان نزدیک دیروز (بهطور مشخص قطر) به دشمنان امروز تبدیل شدهاند.
حملهها به همسایگان، به کشورهای حاشیه خلیج فارس محدود نماند و جمهوری آذربایجان و ترکیه نیز هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفتند.
اما آیا این سیاست راه را برای نجات جمهوری اسلامی باز میکند یا حکومت به آخر خط رسیده است؟
حرکت به سوی انتهای مسیر
جمهوری اسلامی در طول سالهای حیاتش گرچه در برخی بزنگاهها، در میان روندهای رو به نزول و پس از رکود اجتماعی و سیاسی، توانست حمایت و همراهی چشمگیر افکار عمومی را به دست بیاورد (از جمله در سالهای ۷۶ و ۸۰ که محمد خاتمی رییسجمهوری شد و دوران اصلاحات رقم خورد که به جایی نرسید، انتخابات سال ۸۸ که مردم به شکلی گسترده در آن شرکت کردند و بعد، پیروزی حسن روحانی در انتخابات سالهای ۹۲ و ۹۶) اما روند کلی حرکتش همراه با ریزش گسترده حامیان و علاقهمندانش بود؛ تا جایی که در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳ که مسعود پزشکیان بهعنوان پیروز آن معرفی شد، بنا بر آمار رسمی، در دور اول ۳۹.۹۲ درصد واجدان شرایط، رای دادند و در دور دوم، ۴۹.۴۸ درصد.
این کاهش قابل اعتنای مشروعیت، متأثر از سرکوب شدید اعتراضات اجتماعی و سیاسی گسترده از جمله در سالهای ۷۸، ۸۸، ۹۸ و ۱۴۰۱ بود و در نهایت به کشتار بزرگ خیابانی و قتلعام دی ۱۴۰۴ رسید. اعتراضهای مکرر دیگری نیز در این سالها وجود داشت؛ از جمله اعتراضات به ساقط شدن هواپیمای اوکراینی با موشکهای سپاه پاسداران.
حدود پنج دهه حکمرانی ناکارآمد و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی، کشور ایران و شهروندانش را با ابربحرانهای مختلفی درگیر کرد؛ از جمله در حوزه محیط زیست (تنها یک نمونه: خشک شدن دریاچه ارومیه)، کمبود انرژی و بحران آب، بحران اقتصاد و معیشت، تبعیض و فساد ساختاری و موارد دیگر.
گستره و زنجیره بحران به شکلی پیش رفت که ناکارآمدی حکومت روز به روز بر عموم شهروندان آشکارتر شد و همزمان سرکوب بیمحابا و سهمگین، ناامیدی از امکان ایجاد تغییر را با تلاش برای همراه کردن نیروی خارجی بهمنظور برانداختن جمهوری اسلامی، گره زد.
اکنون و پس از گذار از تمام کوششهای ناکام که سقوط حکومت را به ارمغان نیاورد (چرا که زور سرنیزه و هزینههای نجومی انجام شده برای دستگاه سرکوب در کنار قطع جریان اطلاعرسانی و اینترنت، در عمل پیروز شد) و سیاستهای جنگطلبانهاش بهویژه علیه اسرائیل را متوقف نکرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل حملات سختی را به مواضع جمهوری اسلامی پیش بردهاند، حاکمان زیرزمینی در ایران «سیاست باتلاق» را اعمال میکنند.
در اجرای این سیاست، تهران تلاش میکند نیست شدن خود را به هستی و امنیت همسایگان و منطقه گره بزند و به عبارت دیگر، در حالی که خود در باتلاق حاصل از سیاستگذاریها و عملکردش فرو میرود، دیگرانی را نیز همراه خود پایین بکشد.
سران جمهوری اسلامی بارها گفتهاند ابزارهای تهدید منطقهای را در اختیار دارند که البته همسایگان هم در واکنش، هشدار دادهاند این سیاست برای تهران کارساز نخواهد بود.
از جمله رجب طیب اردوغان، رییسجمهوری ترکیه، پس از اینکه سازمان پیمان نظامی آتلانتیک شمالی (ناتو) که ترکیه هم عضو آن است، یک موشک بالستیک شلیک شده از ایران به سمت ترکیه را در مدیترانه رهگیری و منهدم کرد، به حکومت ایران هشدار داد نمیتواند بهخاطر غرق شدن خودش، منطقه را هم غرق کند.
اردوغان گفت که تهران باید «قدر دوستی انقره» را بداند.
به این ترتیب گرچه سیاست جمهوری اسلامی آشوبافزایی است و ممکن است گمان ببرد با درگیر کردن منطقه در آتش جنگ، خود را نجات میدهد، اما پاسخ همسایگان به قلدریهای تهران احتمالا سهمگین است و کار را برای معدود رهبران باقیمانده، سختتر میکند.
موضوع پیش رو که باعث تحریک بیشتر همسایگان علیه جمهوری اسلامی میشود این است که: وقتی یک بار این کار را کردند، چه تضمینی وجود دارد تکرارش نکنند؟
به بیان دیگر، همسایگان به هر شکل ممکن به این اقدام تهران واکنش جدی نشان خواهند داد و خروجی و نتیجه به آتش کشیدن منطقه، ادامه بقا و تثبیت دوباره این حکومت نخواهد بود.
به این نکته نیز باید توجه داشت که تشدید خشونت و سیاست خارجی تهاجمیتر، معمولا آخرین دستاویزهای یک حکومت در حال فروپاشیاند.
آینده رویارویی با جمهوری اسلامی چگونه است؟
با توجه به مجموعه روندهای اشاره شده (ناکارآمدی داخلی و خارجی ثابتشده جمهوری اسلامی) و کلیت شرایط میدانی (تخریب وسیع توان نظامی و درگیر کردن همسایگان با جنگ)، به نظر میرسد ساقط شدن جمهوری اسلامی امر ناگزیر باشد؛ گرچه همواره هر امکان عملی دیگر نیز از اساس ناممکن نیست.
اما در میدان سیاست و در چنین شرایط پیچیدهای که در هم تنیدگی روابط میان دولتها و کشورها، میتواند گزینههایی بسیار متفاوت و متنوع را روی میز بیاورد، و اگر نه صدها که دهها عامل در تعیین شرایط آینده اثرگذارند، حریفان مستقیما از نقشههای خود نمیگویند و به اصطلاح دست خود را تا لحظه آخر، رو نمیکنند.
فشار حاصل از این شرایط (نامعلوم بودن آینده پیش رو)، شهروندان مخالف جمهوری اسلامی را اغلب در وضعیتی بحرانی قرار داده و موجب از هم گسیختگی ذهنی و روانی شده است.
در چنین شرایطی توجه به دو نکته ضروریست: اول اینکه دیکتاتوریها تا یک لحظه پیش از سقوطشان برقرار بودهاند. این موضوع گرچه بارها و بارها تکرار شده اما همچنان قابل یادآوری است که هرچند یک نظام تمامیتخواه میکوشد پایههای قدرت خود را با ارعاب و نمایش اقتدار، مستحکم و لرزهناپذیر نشان دهد، اما روند سقوط گاهی مثل راه افتادن بهمن در دامنه کوه است یا سیلی که پایههای موریانه خورده را میکند و با خود میبرد.
یک نمونه نزدیک در این مورد سوریه است که بشار اسد چنین سرنوشتی پیدا کرد؛ گرچه خامنهای میگفت «مدافعان حرم» بهزودی به این کشور باز خواهند گشت.
نکته دوم، کارکرد ماشینهای تبلیغاتی حکومت تمامیتخواه است که ممکن است حتی پس از فروریختن رژیم، از کار نایستند.
مثال نغز در این مورد، رژیم بعث عراق و سعید الصحاف، وزیر اطلاعرسانی و فرهنگ دولت صدام حسین است که وقتی ۲۰ فروردین ۱۳۸۲، پس از ۲۴ سال حکومت صدام، بغداد سقوط کرد، در حالی که نیروهای آمریکایی پشت سرش تیراندازی میکردند، خبر از پیروزی ارتش عراق و شکست ارتش آمریکا میداد.
صحبتهایی هم که اکنون تحلیلگران و متفکران نامی و بینام طرفدار جمهوری اسلامی درباره ثبات و اقتدار حکومت و پا بر جا بودنش میکنند - که البته میتواند یک احتمال ضعیف در میان دهها و چه بسا صدها احتمال ممکن باشد - عینا درباره سوریه میکردند و در همراهی با خامنهای، میگفتند که رژیم اسد، قصاب دمشق، را توپ تکان نمیدهد اما سرانجام او چنان شد که به روسیه گریخت.
مخلص کلام اینکه، خامنهای هم تا یک لحظه قبل از مردن، زنده بود.
رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان میگوید آنچه امروز در افغانستان اتفاق میافتد نتیجه مستقیم عملکرد طالبان است.
آقای مسعود با بیان اینکه طالبان به تیتیپی و بیش از ۲۰ گروه تروریستی دیگر پناه داده، این گروه را مقصر اصلی وضعیت کنونی افغانستان دانست.
او گفت همانگونه که طالبان در گذشته به خاطر «پناه دادن به اسامه بن لادن و القاعده» سبب حملات و حضور امریکا در افغانستان شد، امروز نیز به دلیل میزبانی از تیتیپی و بیش از بیست گروه تروریستی دیگر سبب حملات خارجی شده است.
با این حال، آقای مسعود تصریح کرد که نفرت از طالبان نباید موجب حمایت از «بمباران و تجاوز» شود.
آقای مسعود روز یکشنبه ۱۷ حوت در یک نشست آنلاین که به مناسبت هشتم مارچ، روز جهانی زن، برگزار شد گفت که طالبان افغانستان را به جهنم برای مردم و بهشت برای گروههای تروریستی بدل کرده است.
آقای مسعود گفت که حملات پاکستان در میان مردم افغانستان دو نوع واکنش ایجاد کرده است. به گفته او، گروهی به دلیل تجربه تلخ ظلم و استبداد طالبان از حملات خارجی علیه این گروه حمایت کرده و خوشحالاند، در حالی که گروه دیگر با هرگونه حمله و دخالت بیرونی در داخل افغانستان مخالف است. رهبر جبهه مقاومت گفت که او از یک دیدگاه میانه بین این دو واکنش حمایت میکند. مسعود افزود حملات خارجی به افغانستان را نمیپذیرد و نتیجه ندارد.
رهبر جبهه مقاومت ملی گفت: «هیچ تجاوزی در هیچ جای دنیا به آزادی و عزت نمیانجامد.»
او بدون توضیح کامل منظورش افزود که میتوان از امریکا مثال زد، چرا که مردم افغانستان طی بیست سال رای و خواسته دیگری داشتند، اما سفارت امریکا چیز دیگری ارائه میکرد.
آقای مسعود گفت همانگونه که مخالف حمله نظامی خارجیها به افغانستان است، مخالف تعامل خارجیها با طالبان نیز است. او گفت راهحل برای جهان و منطقه رجوع به مردم افغانستان است.
جنگ میان طالبان و پاکستان بیش از ده روز است که ادامه دارد.
این جنگ در پی حملات آنچه طالبان تلافیجویانه خواند به پاسگاههای مرزی پاکستان آغاز شد.
پیش از حملات طالبان، پاکستان اهدافی را در ولایتهای پکتیکا و ننگرهار در شرق افغانستان بمباران کرد.
طالبان این حملات را نقض حریم و حاکمیت افغانستان دانست و ادعا کرد در آن غیرنظامیان هدف قرار گرفته است.
دو طرف میگویند صدها نیروی همدیگر را کشته و زخمی کردهاند. سازمان کشتهشدن دهها غیرنظامی افغان در درگیریها را تایید کرده است.
کمیسیون عالی طالبان در امور مهاجران اعلام کرد که پاکستان و ایران دستکم ۷۵ خانواده مهاجر افغان را روز یکشنبه ۱۷ حوت، اخراج کردهاند.
طبق گزارش، این مهاجران از طریق ولایتهای هرات، قندهار و نیمروز به افغانستان بازگردانده شدند.
بر اساس گزارش طالبان، از مسیر پل ابریشم در نیمروز ۳۸ خانواده، از گذرگاه اسلامقلعه در هرات ۱۵ خانواده و از گذرگاه اسپین بولدک در قندهار ۲۲ خانواده به افغانستان بازگشتهاند.
با اینکه روند بازگرداندن مهاجران افغان از ایران نسبتاً کاهش یافته است، اما به دلیل درگیری میان طالبان و پاکستان بازداشت و اخراج مهاجران از شهرهای پاکستان شدت یافته و ادامه دارد.
مقامات ایالت خیبرپختونخوا اعلام کردند که پس از آغاز درگیریها با طالبان، بیش از یک هزار مهاجر افغان در این ایالت بازداشت و زندانی شدهاند.
طالبان میگوید که پاکستان از موضوع مهاجران افغان بهعنوان اهرم فشار استفاده میکند.
سازمانهای بینالمللی بارها از اخراج دستهجمعی مهاجران افغان از پاکستان ابراز نگرانی کردهاند. این سازمانها گفتهاند که افغانستان تحت تسلط طالبان برای بازگشت بسیاری از مهاجران امن نیست.
مقامهای طالبان در هرات گفتند با وجود جنگ جاری در ایران، روند ترانزیت کالاهای بازرگانی بین افغانستان و ایران بهطور «عادی» ادامه داشته است. طالبان میگوید که روزانه تا ۱۳۰۰ موتر باربری از مرز اسلامقلعه عبور میکند.
جمهوری اسلامی ایران پیشتر صادرات محصولات غذایی و زراعتی را تا اطلاع بعدی ممنوع کرد.
حضرت زعیمآغا، کمیسار طالبان در مرز اسلامقلعه، به خبرگزاری باختر تحت کنترول طالبان گفته است که در حال حاضر روزانه ۶۰۰ موتر باربری از طریق این گذرگاه وارد ایران میشود. او همچنین از ورود روزانه حدود ۷۰۰ موتر باربری از ایران خبر داده و گفته است «انتقال کالاهای بازرگانی بدون مشکل ادامه دارد.»
محمد یوسف سعیدی، سخنگوی والی طالبان در هرات، هشدار داده است که با بازرگانانی که به بهانه بسته شدن راههای ایران قیمتها را افزایش میدهند، برخورد قانونی خواهد شد.
با این حال، شماری از ساکنان هرات به افغانستان اینترنشنال گفتند که جنگ جاری میان طالبان و پاکستان از یکسو و جنگ ایران با اسرائیل و امریکا از سوی دیگر باعث افزایش قیمت مواد غذایی در این شهر شده است.
[@portabletext/react] Unknown block type "facebook", specify a component for it in the `components.types` prop
مسئولان اتاق تجارت و سرمایهگذاری هرات گفتهاند که در صورت طولانیشدن جنگ در ایران، بهمنظور جلوگیری از کمبود احتمالی مواد غذایی، درصدد گسترش روابط تجارتی افغانستان با کشورهای دیگرند.