محمدباقر قالیباف کیست، چگونه یکی از چهرههای اصلی قدرت در ایران شد و چرا نام او در گمانهزنیها درباره آینده سیاسی ایران پس از علی خامنهای و گفتوگو با ترامپ مطرح شده است.
چهرهای از نسل دوم جمهوری اسلامی
قالیباف از معدود چهرههایی است که از نهادهای امنیتی به مدیریت اجرایی رسید. او سالها برای رسیدن به ریاستجمهوری در ایران نیز تلاش کرد.
او در جریان جنگ ایران و عراق حضور داشت و پس از جنگ به سپاه پیوست. قالیباف خیلی زود در ردههای اصلی قدرت در سپاه بالا رفت و فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران شد.
زمانی که در سپاه کار میکرد، مواضع سختگیرانهاش علیه امریکا و اسرائیل شهرت داشت.
سپس ریاست نیروی انتظامی را بر عهده گرفت و نقطه اوج کارنامه سیاسی او پیش از ریاست مجلس، زمانی بود که از ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۶ شهردار تهران شد.
قالیباف در ۱۳۹۹ به مجلس رفت و با حمایت رهبر پیشین جمهوری اسلامی، علی خامنهای رئیس آن شد.
شهرداری تهران و صعود و نزول جایگاه سیاسی
قالیباف در شهرداری تهران چهرهای نسبتا موفق از خود نشان داد. همین دوره او را به طبقه متوسط شهری و رسانهها معرفی کرد.
او و محمود احمدینژاد چند وجه مشترک دارند. مثلا عدم وابستگی هر دو به خانواده روحانی و نیز تجربه کار به عنوان شهردار تهران. هر دو از یک اردوگاه محافظهکار و امنیتی هم برآمدند.
احمدینژاد را خیلیها پوپولیست عملگرا میدانستند. اما قالیباف در دروان کار در شهرداری، بر مدیریت و توسعه از بالا تأکید میکرد. او حتا در مجمع جهانی اقتصاد از شهرهایی مانند نیویارک با لحن مثبت یاد کرد. چنین رفتاری برای یک چهره سختگیر در جمهوری اسلامی تا آن زمان کمتر دیده شده بود.
اما محبوبیت او در شهرداری با شهرتش در چند پرونده فساد از بین رفت. او حتا متهم شد که از منابع دولتی به بنیادی مربوط به همسرش، کمک میلیون دالری کرده است.
پرونده «املاک نجومی» در شهرداری تهران و واگذاری املاک با تخفیف به افراد نزدیکش از اتهامات بزرگ وارد شده به قالیباف بود.
پرونده دیگری مربوط به عیسی شریفی، معاونش در شهرداری بود که به اتهام فساد مالی زندانی شد. این پرونده به نام قالیباف هم گره خورد، اما خود او محکوم نشد.
تلگراف در گزارشی میگوید محمدباقر قالیباف در چندین رسوایی فساد متهم شده است و این موارد میتوانست به پایان کار سیاسی او منجر شود، اما او همواره از حمایت مجتبی خامنهای برخوردار بوده و هیچگاه متهم نشده است.
در این گزارش آمده است که قالیباف در سال ۲۰۱۷، زمانی که شهردار تهران بود، به فروش حدود ۲۰۰۰ ملک دولتی به دوستان و نزدیکان خود با تخفیف تا ۵۰ درصد متهم شد.
بر اساس این گزارش، او همچنین به اختلاس ۲.۳ میلیارد پوندی از پول عمومی از طریق معاملات میان شهرداری تهران و یک شرکت پوششی مرتبط با سپاه پاسداران متهم شده است.
در ادامه این گزارش آمده است که قالیباف به انتقال بیش از ۷۰ هزار متر مربع زمین عمومی و پرداخت هزاران پوند کمک شهری به بنیاد «امام رضا» که متعلق به همسرش است، متهم شده است.
همچنین گفته شده است که او به خرید دو آپارتمان در استانبول به ارزش ۱.۲ میلیون پوند متهم بوده و لقب «فرمانده فاسد» سالها با او همراه بوده است.
تلگراف میافزاید که با وجود این اتهامها، قالیباف هرگز بهصورت رسمی متهم نشد و در حالی که برخی از زیردستان او به زندان رفتند، خود او از پیگرد مصون ماند.
نگاه به قدرت
قالیباف در انتخابات ریاستجمهوری چند بار ناکام ماند و یکبار هم به نفع جریان اصولگرا کنار رفت. در ۱۳۹۲ دوم شد و کمتر از ۱۷ درصد رای آورد. در ۱۳۹۶ به سود ابراهیم رئیسی کنار رفت و در ۱۴۰۳ نیز دوباره نامزد شد، اما باز هم به نتیجه نرسید.
ریاست مجلس شورای اسلامی در واقع، مهمترین سمتی است که میتوان در کارنامه سیاسیاش سراغ گرفت. رسانههای متعددی نوشتهاند که او در مقام رییس مجلس طرحهایی را پیش برده که مورد علاقه رهبر پیشین و سپاه بوده است.
در واقع، قالیباف نماینده یک نگاه امنیتی-اجرایی است. او نه به گونه کامل به روحانیت تکیه دارد و نه هم کاملا به اصلاحطلبان. قالیباف از اولین کسانی بود که مقوله «نو اصولگرایی» را مطرح کرد و حتا با واکنش اصولگرایان هم روبرو شد.
در نخستین نطق خود در مجلس، از فرسایش اعتماد، ضعف مدیریت و گسترش فساد انتقاد کرد و این موارد را عامل نارضایتی و بیعدالتی دانست. اما در همان روز بر مرزبندی سخت با «دشمن خارجی» و «مخالفان داخلی» تأکید کرد و مقابله با امریکا و اسرائیل را اصل دانست.
در نگاه او، کارآمدی و انقلابیگری جدا نیستند.
اکنون در حالی نام قالیباف به عنوان مذاکره کننده احتمالی جمهوری اسلامی در روزهای آینده با ایالات متحده مطرح شده که خودش بارها هشدار داده بود اتکا به قدرتهای غربی به شکست میانجامد. او از افغانستان و عراق به عنوان تجربه ناکام اتکا به غرب نام برده است.
در پرتال علوم انسانی ایران، مقالهای به نام او منتشر شده که در آن به «دولت رانتی و متمرکز» اشاره میکند و از الگوی نیمهمتمرکز بهعنوان راه بهبود یاد میکند. به باور قالیباف، تمرکز و رانت، کارآمدی و عدالت را تضعیف کردهاند و باید در حوزه اجرا انعطاف بیشتری ایجاد شود.
در سیاست خارجی اما از قالیباف دو چهره را میشود سراغ گرفت.
از یکسو سختگیر علیه غربیها و از سوی دیگر از گفتوگو بهعنوان ابزار پیشبرد کار یاد میکند.
مسیر متفاوت در ساختار قدرت
بسیاری از سران نظام جمهوری اسلامی معمولا مشروعیت خود را از وابستگی به حوزههای علمیه میگیرند، حتا چهرهای چون لاریجانی که لباس روحانیت به تن نداشت اما متعلق به یک خانواده روحانی بود.
قالیباف اما داستانش متفاوت است.
در کنار کارنامه سیاسی قالیباف، او از خود یک چهره دانشگاهی هم ساخته است. در دانشگاه تهران درس میدهد و درجه دانشیاری نیز دارد.
حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ سرطان ۱۳۷۸) در دورهای رخ داد که او فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی بود. به این معنا که کارنامه قالیباف با نقش در سرکوبهای متعدد هم گره خورده است. در اعتراضهای ۱۳۷۸ که علیه تقلب در انتخابات شکل گرفت، قالیباف مسئول امنیتی بود و از «برخورد قاطع» با معترضان دفاع کرد. نامش در روایتهای مربوط به اعتراضهای ۱۳۸۲ و ۱۳۸۸ نیز مطرح شده است. او در واقع، در جناحی قرار داشت که بقای نظام را بر گشایش سیاسی ترجیح میداد.
قالیباف در دو دهه گذشته پیهم کوشیده هم از خود چهرهای سختگیر نشان دهد و هم با زبان اداره و معامله حرف بزند.
اکنون با تحولات سریعی که در تهران در جریان است، قالیباف بیش از گذشته بهعنوان حلقه وصل میان نهادهای امنیتی، دستگاه سیاسی و مرکز قدرت و حتا گفتوگو با ترامپ یا نمایندگانش برای عبور از وضعیت فعلی ایران مطرح شده است.
به ویژه پس از کشته شدن لاریجانی، قالیباف شاید اصلیترین بازمانده قدرت سیاسی نظام حاکم ایران باشد.
در شرایطی که ساختار قدرت در تهران زیر فشار جنگ و تحولات سریع قرار دارد، قالیباف بهعنوان یکی از معدود چهرههای باقیمانده در مرکز تصمیمگیری برجسته شده است.