نزدیک به ۵۰۰ افغان از زندانهای پاکستان آزاد شدند
وزارت مهاجرین طالبان روز پنجشنبه اعلام کرد که ۴۹۱ افغان پس از رهایی از زندانهای پاکستان، از طریق گذرگاههای تورخم و اسپین بولدک به افغانستان بازگشتند.
طالبان گفته است که این شهروندان به دلیل نداشتن مدارک اقامت در پاکستان زندانی بودند.
این وزارت روز پنجشنبه، ۱۷ ثور در خبرنامهای اعلام کرد که شهروندان افغانستان در زندانهای مختلف پاکستان زندانی بودند. به گفته طالبان، در هفته جاری ۳۷۹ نفر از طریق گذرگاه تورخم و ۱۱۲ نفر دیگر از طریق گذرگاه اسپین بولدک به کشور بازگشتهاند.
وزارت مهاجرین طالبان همچنین گفته است که افراد بازگشته به مناطق اصلی خود منتقل شدهاند. با این حال، این وزارت مشخص نکرده است که این افراد چه زمانی و از کجا بازداشت شده بودند.
بازداشت پناهجویان افغان بدون مدرک در پاکستان همچنان ادامه دارد. در روزهای اخیر، پولیس این کشور دهها افغان را در مناطق مختلف بازداشت کرده است.
سازمان ملل از پاکستان خواسته است روند بازداشت و اخراج مهاجران افغان را متوقف کند. مقامهای طالبان اما با وجود کمبود امکانات بشردوستانه، خواستار تسریع روند بازگشت افغانها به کشور هستند.
منابع محلی در بدخشان به افغانستان اینترنشنال خبر دادند که یک زن کارآفرین روز پنجشنبه توسط فرد مسلح ناشناس در بازار اشکاشم به ضرب گلوله کشته شد.
منابع گفتهاند که لیلما، زن اسماعیلی و همسر سلام مفتون، آوازخوان محلی بود و در بازار ویژهٔ زنان در اشکاشم کارگاه خیاطی داشت.
به گفته باشندگان محل، این رویداد حوالی ساعت ۸:۰۰ صبح روز پنجشنبه، ۱۷ ثور، در بازار ولسوالی اشکاشم بدخشان رخ داده است. آنها گفتند که این زن هنگام رفتن به محل کار که کودکش را با خود داشت، به ضرب گلوله کشته شد.
طبق اطلاعات منابع، یک فرد مسلح ناشناس با سلاح شکاری به خانم لیلما شلیک کرده است. او نخست زخمی شده و سپس در بیمارستان ولسوالی جان باخته است.
احسانالله کامگار، سخنگوی پولیس طالبان در بدخشان کشته شدن این زن را تایید کرد اما جزئیات بیشتری درباره این رویداد ارائه نکرده است.
منابع محلی گفتند که خانم لیلما در بازار ویژه زنان در اشکاشم که از سوی دفتر آقاخان ایجاد شده، کارگاه خیاطی داشت.
سلام مفتون، آوازخوان محلی و همسر این زن نیز قبلا توسط طالبان بازداشت شده بود. او پس از پادرمیانی بزرگان محلی از بند طالبان آزاد شد.
این بار نخست نیست که یک پیرو مذهب اسماعیلی در بدخشان کشته میشود. منابع در ماه جدی گفتند در ظرف یک ماه دستکم سه پیرو این مذهب توسط افراد مسلح ناشناس کشته شدهاند.
پیروان مذهب اسماعیلیه در بدخشان از زمان بازگشت دوباره طالبان به قدرت، تحت فشارهای گوناگون از جمله تغییر مذهب مواجهاند.
به گزارش یوناما، طالبان در سه ماه اول سال ۲۰۲۵، بیش از ۵۰ پیروی مذهب اسماعیلیه را به گرویدن به تسنن وادار کرده است. براساس این گزارش، ماموران طالبان افرادی را که از تغییر مذهب امتناع کردند مورد لتوکوب، اجبار و تهدید به مرگ قرار دادهاند.
اداره طالبان بهدنبال اعتراضات گسترده و افزایش شکایات شاگردان از عملکرد رهبری لیسه تعلیمات خاص در ولایت بلخ، مدیر آن را برکنار کرد.
با این حال، شاگردان نابینا و ناشنوا خواستار اصلاحات بنیادین در کادر اداری هستند.
لیسه تعلیمات خاص بلخ حدود ۳۰۰ دانشآموز نابینا و ناشنوا دارد.
آنان میگویند افرادی که در این لیسه باعث رکود آموزشی شدهاند، همچنان حضور دارند.
دانشآموزان این مرکز روز پنجشنبه ۱۷ ثور گفتند تبدیل مدیر مکتب به تنهایی کافی نیست و حضور آموزگاران غیرمسلکی، روند آموزش را با مشکل مواجه کرده است.
دانشآموزان این لیسه در شکایات خود تاکید کردهاند که بسیاری از آموزگاران فعلی، مهارتهای ابتدایی لازم برای تعامل با دانشآموزان نابینا و ناشنوا را ندارند.
به گفته آنها، معلمانی که با خط بریل (برای نابینایان) آشنا نیستند و با فرهنگ زبان اشاره (برای ناشنوایان) بلدیت ندارند، نمیتوانند دانش و مفاهیم درسی را به درستی منتقل کنند.
این دانشآموزان پیشتر، با ارسال نامهای به افغانستان اینترنشنال، از نبود آموزگاران متخصص و مدیریت ضعیف در مکتب خود شکایت کرده بودند.
آنها گفتند که چهار روز پس از آغاز سال آموزشی، همچنان صنفهایشان بدون آموزگار بود.
سال آموزشی لیسه تعلیمات خاص ولایت بلخ ۲۹ حمل آغاز شد. مسئولان مکتب دلیل تاخیر در آغاز سال آموزشی را طی مراحل قرارداد وسایط نقلیه برای حمل و نقل دانشآموزان اعلام کرده بودند.
دانشآموزان گفته بودند بهرغم این که دفتر شورای پناهندگان ناروی برای افغانستان پس از پایان فعالیتش در بلخ، دهها قلم اجناس و لوازم آموزشی ویژه نابینایان و ناشنوایان را به این مکتب سپرد، اما این تجهیزات به دلیل ناآشنایی آموزگاران با شیوه استفاده، غیرقابل استفاده باقی مانده است.
آنها حالا، پس از برکناری مدیر مکتب، از اداره مرکزی تعلیمات تخنیکی و مسلکی در کابل خواستهاند تا با اعزام یک هیئت بررسی به مزارشریف، خلاهای آموزشی را شناسایی کرده و اساتید «خلاف رشته» را با آموزگاران متخصص جایگزین کنند.
ماریا سلطان، رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا (SSASI) بر این باور است که افغانستان در محیط نوظهور منطقهای، جغرافیای خود را از دست خواهد داد. او میگوید شاید در آینده کشوری با این شکل و ساختار وجود نداشته باشد.
ماریا سلطان در گفتوگویی با حسن خان، خبرنگار پاکستانی گفت فقدان رهبری قوی در افغانستان، مهار چالشها و ایجاد ثبات در این کشور را دشوار کرده است.
او تاکید کرد برای درک شرایط کنونی، باید نگاه به افغانستان تغییر کند، زیرا این کشور یک دولت متمرکز نیست.
رئیس انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا توضیح داد این کشور بیشتر مجموعهای از مناطق مرزی است که شریانهای حیاتی آنها به کشورهای همسایه گره خورده است.
به گفته او، تمایلات گریز از مرکز در ساختار افغانستان نهادینه شده است و ولایات هممرز با ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی، روابط و وابستگیهای تجاری بیشتری با این همسایگان دارند تا با حکومت مرکزی.
خانم سلطان میگوید با توجه به این وابستگیهای مرزی و منطقهای، ممکن است ساختار دولتی افغانستان در آینده به شکلی که اکنون دیده میشود، باقی نماند.
او خاطرنشان کرد که در شرایط کنونی، نشانههایی از وجود ملیگرایی قدرتمندی که بتواند بر شکافهای ساختاری غلبه کند، دیده نمیشود.
ماریا سلطان کیست؟
ماریا سلطان یکی از استراتژیستهای دفاعی و تحلیلگران ارشد امنیتی در پاکستان است. وی پیش از ریاست انستیتوت SASSI، به عنوان استراتژیست دفاعی غیرنظامی با وزارت دفاع پاکستان همکاری داشته و سوابق آکادمیک درخشانی در دانشگاه دفاع ملی و مرکز تحقیقات خلع سلاح دانشگاه برادفورد بریتانیا دارد.
او در سالهای اخیر، بهویژه پس از تحولات ۲۰۲۱، نقش فعالی در سازماندهی نشستهای میانافغانی ایفا کرده است. از جمله اقدامات کلیدی او، ابتکار «پروسه اسلامآباد» در سال ۲۰۲۵ بود که بستری برای گفتوگو میان رهبران سیاسی افغان، فعالان مدنی و زنان در خارج از بدنه طالبان فراهم کرد تا دیدگاههای مشترک برای آینده ثبات در افغانستان شکل بگیرد.
انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا و پیوندش با بدنه قدرت
انستیتوت ثبات راهبردی جنوب آسیا، تنها یک اندیشکده پژوهشی ساده نیست؛ این نهاد به عنوان یکی از بازوهای فکری و استراتژیک نزدیک به ارتش پاکستان شناخته میشود.
رابطه این انستیتوت با نهادهای نظامی و امنیتی پاکستان از جمله آیاسآی بسیار نزدیک و ساختاری است. انستیتوت ثبات راهبری جنوب آسیا، وظیفه تبیین دکترینهای دفاعی و راهبردی را بر عهده دارد و خروجیهای آن اغلب بازتابدهنده نگرانیها و سیاستهای کلان امنیتی ارتش پاکستان در قبال منطقه است. از این رو، هشدارهای ماریا سلطان درباره «فروپاشی جغرافیایی افغانستان» را میتوان فراتر از یک تحلیل شخصی و بهعنوان بازنمایی از دیدگاههای لایههای سخت قدرت در پاکستان نسبت به آینده همسایه غربی خود نگریست.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل برای افغانستان، با تاکید بر نقش کلیدی افغانهای مقیم خارج در آینده کشور، از آنان خواست امید خود را حفظ کرده و آن را به داخل افغانستان منتقل کنند.
بنت روز چهارشنبه در نشست ویژه بررسی بحران افغانستان در پارلمان فرانسه گفت: «دیاسپورای افغان میتواند نقشی تعیینکننده در شکلدهی آینده افغانستان ایفا کند و باید امید را زنده نگه دارد و به داخل کشور انتقال دهد.»
او افزود که تمرکز ما باید بر آینده باشد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل، فراخوانها برای جرمانگاری «آپارتاید جنسیتی» را اقدامی امیدبخش توصیف کرد. او محدودیتهای روزافزون و قوانین سختگیرانه طالبان علیه زنان در افغانستان را مصداق بارز اپارتاید جنسیتی دانست.
همزمان، رحمتالله نبیل، رئیس امنیت ملی سابق افغانستان در این نشست گفت که اگر دیاسپورای افغانستان به وسیله و صدای امید برای مردم این کشور در داخل و بیرون تبدیل نشود، این خطر وجود دارد که افغانستان دوباره به حاشیه رانده شود.
او هشدار داد که در صورت انفعال دیاسپورای افغان، آینده این کشور توسط کشورهای خارجی تعیین خواهد شد.
نبیل با اشاره به تحولات پس از یازدهم سپتمبر گفت که اگر رویداد مشابهی شبیه یازدهم سپتامبر تکرار شود، سازمانهای استخباراتی نسخهای از پیش تهیهشده را در این کشور اجرا خواهند کرد.
به گفته او، در آن زمان دیاسپورای افغان مجال بحث نخواهد داشت.
همزمان، ریچارد بنت از دیاسپورای افغان خواست که به وی مشوره دهند.
بنت که چهار سال است این سمت را بر عهده دارد، اعلام کرد دو سال دیگر از ماموریتش باقی مانده است. او از افغانهای مقیم فرانسه خواست دیدگاهها و پیشنهادهای خود را با او در میان بگذارند تا در ادامه ماموریتش مورد توجه قرار گیرد.
وی برای شرکت در نشست فعالان افغان و نمایندگان فرانسوی به پاریس سفر کرده و در حاشیه آن با نمایندگان پارلمان فرانسه و دیپلوماتهای این کشور دیدار و گفتوگو کرده است.
ریچارد بنت از منتقدان سرسخت سیاستهای طالبان، بهویژه محدودیتهای گسترده بر حقوق زنان و دختران، به شمار میرود. گزارشهای مستند او درباره وضعیت حقوق بشر در افغانستان بارها مورد توجه قرار گرفته است.
گفتنی است طالبان ورود بنت به افغانستان را ممنوع اعلام کرده است.
این روایت، داستان زن جوان ۱۸ سالهای است که در غور، از خانه شوهر ترسید، به خانه پدرشوهر پناه برد، دوباره او را برگشتاندند و سرانجام کشته شد.
غور سالهاست که نام زنان زیادی را با سوگ به حافظه افغانستان سپرده است؛ از رخشانه که زیر سنگها خاموش شد تا فرزانه که زیر تبر جان باخت.
فرزانه پیش از آنکه کشته شود، گفته بود که «میترسم مرا بکشند.» او نهایتاً در ولسوالی پسابند ولایت غور با ضرب «کرند» (ابزار زراعتی شبیه تبر) کشته شد.
شروع زندگی جدید
فرزانه یک سال پیش ازدواج کرد، اما بهعنوان همسر دوم مردی پا به خانهای گذاشت که از همان آغاز، سایه رقابت، تبعیض و خشونت بر آن سنگینی میکرد. فرزانه در بدل ۶۰۰ هزار افغانی به عقد محبالله درآمد و برای او هیچ مراسم عروسی برگزار نشد.
منابعی که زندگی فرزانه را روایت میکنند، میگویند او خودش نیز با برگزار نشدن عروسی مخالفتی نداشت، اما پدرش از این ماجرا ناراحت بود، چون خروج دخترش از خانه پدر، سهمی از شادی و حرمت معمول یک عروس را با خود نداشت.
در آغاز، زندگی فرزانه و محبالله تقریبا خوب توصیف شده است. اما خانه دوهمسری زود چهره خشن خود را نشان داد.
امباق و پسر او، آرامش کوتاه فرزانه را از میان بردند. نزدیکانش میگویند او لتوکوب میشد و خانه، آرام آرام به جایی بدل شد که فرزانه از آن میگریخت.
منابع نزدیک به خانواده فرزانه به افغانستان اینترنشنال گفتند که همسر فرزانه به دلایلی که مشخص نیست، در مقابل رفتارهای خشن، تند و لتوکوب پیهم زن دومش سکوت میکرد. فرزانه توسط پسر جوان شوهرش بیش از دیگران مورد خشونت قرار میگرفت.
با آنهم این منابع سکوت شوهر در مقابل خشونتهای همسر اولش را نوعی همدستی در خشونت میدانند.
فرزانه، چند ماه پیش از مرگ، باری به خانه خسرش پناه برد و داستان روز و شبهای تلخ زندگی خود را به پدر همسرش روایت کرد. همسرش در نهایت پس از گفتوگو و حتا تعهد به مواظبت بیشتر از فرزانه، او را وادار کرد دوباره به خانه برگردد.
فرزانه رفت، اما آنگونه که روایت کنندگان این ماجرا شنیدهاند، به مادر خود گفته بود که وقتی برگردم، «آنها مرا میکُشند.»
قربانیانی مانند فرزانه از حمایت قانونی و قضایی طالبان برخوردار نیستند و مجبور اند که با محیط خشونتبار خانواده شوهر بسازند. اگر آنها به دادگاه مراجعه کنند، قاضی طالبان به حرف شان گوش نمیدهد.
ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر افغانستان در نشست شورای حقوق بشر در ماه اسد ۱۴۰۴ گفت که اداره طالبان از نظام قضایی به عنوان سلاح برای سرکوب زنان و دختران استفاده میکند.
به گفته بنت، طالبان پس از بهدست گرفتن قدرت، دستگاه قضایی افغانستان را دگرگون کرده است. به گفته او، همه قاضیهای گماشتهشده در دوره حکومت پیشین، از جمله حدود ۲۷۰ قاضی زن، برکنار شدهاند و جای آنان را قاضیهای وابسته به طالبان گرفتهاند.
در گزارش آمده است که این قاضیها آموزش حرفهای حقوقی ندارند و حکمهای خود را نه بر اساس اصول ثابت حقوقی، بلکه بر پایه فرمانهایی صادر میکنند که طالبان وضع کرده است. گزارش وی همچنین میگوید همه قاضیهای کنونی مرد هستند.
ماجرای کشته شدن فرزانه
روز پنجم ثور، چند روز پس از بازگشت فرزانه به خانه، جواد، پسر امباقش، همراه با مادرش نخست با ابزاری که مردم محل به آن «کرند» میگویند، بر سر او کوبیدند.
تقریبا هیچکس نمیداند ماجرا بر سر چه چیزی بوده، زیرا جواد و مادرش در ابتدا دست داشتن در این رویداد را رد میکردند، چند روز پس از مرگ در نهایت مسئولیت آن را پذیرفتند.
کرند ابزاری شبیه تبر است که برای کندن بوته استفاده میشود.
وقتی فرزانه را به شفاخانه انتقال دادند، علاوه بر جای ضربه کرند، در گلوی او آثار خفگی با طناب و حتا جای سوختگی دیده میشد. جواد و مادرش به ماموران طالبان گفتند که فرزانه دست به خودکشی زده است.
پزشکان شفاخانه مرکزی غور به طالبان گزارش دادند که مرگ فرزانه ربطی به خودکشی ندارد و علایم خشونت در بدن او دیده میشود.
دستکم دو منبع از ولایت غور و یک فعال حقوق زنان روایت مشابهی از نحوه کشته شدن او، انتقال به شفاخانه و گزارش پزشکان به دست دادند.
تصاویری از جسد فرزانه که در اختیار افغانستان اینترنشنال قرار گرفته است، بدن کبود او را نمایش میدهد. در اطراف گوش و گردن، نشانههایی از آسیب و تغییر رنگ پوست دیده میشود.
در عکسهای دیگر، پشت و کمر فرزانه دیده میشود. پوست بدن او پر از لکههای بزرگ و تیره است و در چند بخش، ردهای کشیدهای دیده میشود که شبیه جای شلاق است.
این تصویرها با آنچه پزشکان شفاخانه مرکزی غور به طالبان گزارش دادهاند، همخوانی دارد؛ اینکه مرگ فرزانه شبیه خودکشی نیست و بر بدن او نشانههای روشن خشونت دیده میشود.
فرزانه، زن جوانی در غور، چند روز پس از بازگشت به خانه شوهر با نشانههای خشونت جان باخت.
در این تصاویر، صورتش هنوز نشانههای جوانی دارد. گونهها، لبها و پلکهای بسته، تصویری از زنی را نشان میدهد که زندگیاش باید تازه آغاز میشد. او ۱۸ ساله بود.
از فرزانه دختر سه ماههای باقی مانده است. او اوایل همین هفته در پسابند غور، جایی که هجده سال میزبان عمر کوتاه فرزانه بود، به خاک سپرده شد.
در این میان، طالبان تا اکنون تنها جواد، پسر ناتنی فرزانه را بازداشت کرده و از شوهر فرزانه نیز تحقیق کرده است.
یک خبرنگار از غور که این پرونده را از نزدیک دنبال کرده به افغانستان اینترنشنال گفت که طالبان معمولا پروندههایی از این دست را چند روز پیگیری میکنند و سپس آرام آرام فراموش میشود.
او نگران است که مرتکبان این قتل نیز مانند عاملان قتل رخشانه مجازات نشوند.
بدن کبود و شکنجه شده فرزانه که به دلیل حفظ هویت و خشن بودن آن بلر شده است
خشونت فزاینده در برابر زنان
نام غور پیش از فرزانه هم با مرگ زنان زیادی گره خورده است. سالها پیش، رخشانه، زن جوانی که به دلیل گریختن از ازدواج اجباری و خواستن زندگی با مردی که دوست داشت، سنگسار شد.
او در منطقه زیر کنترول طالبان جان باخت و ویدیو و عکسهای او که حین سنگسار منتشر شد، بازتاب جهانی داشت.
طالبان حالا نه تنها آنحا، بلکه همه افغانستان را زیر تسلط خود دارند و پیهم محدودهای گستردهای را بر زنان در سرتاسر این کشور وضع میکنند.
رخشانه ده سال پیش به اتهام فرار از منزل، در منطقه تحت تسلط طالبان سنگسار شد. این تصویر، یادآور یکی از تلخترین روایتهای خشونت علیه زنان در افغانستان است.
میان رویداد منجر به قتل رخشانه و فرزانه، یک دهه قاصله بود، اما در همه این ده سال، زنان زیادی قربانی خشونتهایی شدند که از دل جامعه برخاسته است.
شبیه داستان عابده، زن جوانی که سال گذشته، در ولسوالی تیوره برای گریز از ازدواج اجباری خود را آتش زد و جان باخت. رسانه رخشانه در توصیف سرنوشت عابده نوشت که او قرار بود به برادر یک فرمانده محلی طالبان داده شود و درست روزی که قرار بود او را ببرند، خودش را سوزاند و جان داد.
سازمان عفو بینالملل در گزارش سال ۲۰۲۵ خود نوشت که زنان و دختران در افغانستان با افزایش خشونت جنسیتی در خانه و جامعه روبهرو اند. این نهاد به نقل از سازمان ملل نوشته است که خطر خشونت علیه زنان و دختران در دوره طالبان ۴۰ درصد افزایش یافته و ۱۴.۲ میلیون زن به حمایت و کمک نیاز دارند.
نتایج یک تحقیق مجله «آرشیو بهداشت روانی زنان» نشان میدهد که ۵۵.۵۴ درصد زنان افغان در جریان زندگی مشترک خود با خشونتهای فیزیکی، عاطفی یا جنسی از سوی همسرانشان مواجه اند. این بررسی که بر اساس پاسخهای ۲۱ هزار و ۲۳۴ زن ازدواجکرده در افغانستان انجام شده است، گستردگی خشونتهای خانوادگی را در این کشور برجسته میکند.
یافتههای این ارزیابی حاکی از آن است که خشونت فیزیکی با حدود ۵۰ درصد، رایجترین نوع خشونت در برابر زنان در افغانستان است. این تحقیق عوامل موثر در افزایش خطر مواجهه با خشونت را نیز ارزیابی کرده است. بر اساس آمار ارائهشده، تجربه دیدن خشونت در خانواده پدری، مانند لتوکوب مادر توسط پدر، و همچنین پذیرش پدیده خشونت از سوی خود زنان، احتمال مواجهه آنان با خشونتهای خانوادگی را به میزان چشمگیری افزایش میدهد. سطح آموزش نقش مهمی در کاهش این پدیده دارد. اطلاعات این تحقیق نشان میدهد که داشتن دستکم سواد ابتدایی برای زنان یا همسرانشان، با کاهش ثبت موارد خشونت خانوادگی ارتباط مستقیم دارد. پژوهشگران تاکید کردهاند که تجربه خشونت در میان زنان افغان بسیار بالا است و برای تدوین راهبردها و سیاستهای پیشگیرانه، باید به این عوامل اجتماعی و جمعیتی توجه شود.
طالبان پس از رسیدن به قدرت نهادهای حامی حقوق زنان و جلوگیری از خشونت جنسیتی را از میان برده است. یافتههای یک پژوهش تازه نشان میدهد که ۹۵ درصد زنان افغانستان به نظام عدلی طالبان اعتماد ندارند و ۶۵ درصد زنان تجربه بدی از مراجعه به محاکم طالبان داشتهاند.