دانشجوی پولیتخنیک کابل: «طالبان ما را از درس دور کرده است»

«امروز طالبان شماری از دانشجویان دانشگاه پولیتخنیک کابل را از چندین دانشکده جمعآوری کرده و آنان را از روند عادی درس و آموزش دور ساخته است.

«امروز طالبان شماری از دانشجویان دانشگاه پولیتخنیک کابل را از چندین دانشکده جمعآوری کرده و آنان را از روند عادی درس و آموزش دور ساخته است.
هدف این برنامهها، زیر نام «تربیه فکری»، تاثیرگذاری ایدئولوژیک و شستوشوی ذهنی محصلان است.
پوهنتون باید محل علم، تحقیق، تفکر آزاد و رشد تخصصی جوانان باشد، نه جایی برای تحمیل افکار سیاسی و محدود ساختن ذهن نسل آینده.
محروم کردن محصلان از آموزش معیاری و استفاده از نهادهای علمی برای اهداف فکری و تبلیغاتی، میتواند آینده علمی و حرفهای کشور را با آسیب جدی روبهرو سازد.»
نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.
ما معتمدان مکاتب کاپیسا چهار ماه میشود تنقیص شدهایم. رییس معارف ولایت کاپیسا وعده کرده بود که در بستهای جدید، شما را تعیین میکنیم، اما هر قدر بست میآید، همه واسطهدارها مقرر میشوند.
به قصه معتمدان تنقیصشده هیچکسی نیست. ما چه کنیم؟ هیچ راهی نداریم.»
نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.
«در تاریخ سهشنبه، ۲۳ ثور ۱۴۰۵، اتفاقی برای من و پسر ۱۶ سالهام رخ داد که هنوز هم اثرات روحی و روانی آن از ما دور نشده است.
در آن روز، افراد امر به معروف طالبان ما را به دلیل نوع پوشش و آنچه از نظر آنان عدم رعایت حجاب کامل تلقی میشد، متوقف کردند. برخورد آنان تنها یک تذکر نبود. رفتارشان همراه با تهدید، تحقیر و خشونت بود. چندین بار با سلاح ما را تهدید کردند تا سوار موترشان شویم و حتی تهدید به شلیک نیز مطرح شد.
در آن لحظات، من بهعنوان یک مادر، خود را میان ترس از مرگ و ترس از توقیف و سرنوشت نامعلوم خود و فرزندم میدیدم. در جریان این برخورد، دست پسر ۱۶ سالهام را با خشونت پیچ دادند و فشار شدیدی بر استخوانش وارد کردند. صحنهای که هنوز هم از ذهنم بیرون نمیشود.
در کنار این وضعیت، پرونده مهاجرتی من به آلمان نیز که تمامی مراحل قانونی آن طی شده بود، پس از حوادث و جرایم انجامشده توسط برخی مهاجران افغان در اروپا، به حالت تعلیق درآمد. این در حالی است که هزاران افغان دیگر هیچ ارتباطی با خشونت و جرم ندارند، اما بهای اشتباهات عدهای محدود را با بسته شدن راه نجات و آینده خود میپردازند.
مردم ما چیزی کمتر از ملتهای دیگر ندارند. در میان همین نسل خسته و زیر فشار، هزاران معلم، داکتر، انجینر، دانشجو و جوان بااستعداد وجود دارد که تنها از یک چیز محروم ماندهاند: فرصت.
من میخواهم صدای زنانی باشم که هر روز با ترس زندگی میکنند و صدای خانوادههایی که میان ناامنی، محدودیت و بلاتکلیفی، آرامآرام فرسوده میشوند.
لطفا، لطفا صدای من باشید، چون واقعا اینجا برای زنان و کودکان به دنیایی از وحشت و دهشت تبدیل شده است.»
نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.
«ما باشندگان منطقه غرب کابل، در آخر قلعه نو مربوط شهرک اتفاق، میخواهیم صدای خود را به نهادهای مسوول برسانیم.
در روزهای اخیر افرادی با استفاده از زور و نفوذ، اقدام به تصرف و ساختوساز در زمینهایی کردهاند که مالکان اصلی آن اسناد قانونی و معتبر مالکیت را در اختیار دارند.
ما مردم محل ادعا داریم که این افراد با تشکیل یک شبکه غیرقانونی، در روند تصرف این زمینها دخیل هستند.
همچنین باشندگان محل نگرانی دارند که برخی افراد مسوول در پوسته امنیتی و پولیس محل، بهجای جلوگیری از این اقدامات، با این افراد همکاری کرده باشند.
ما از مسوولان طالبان، نهادهای عدلی و قضایی و ادارههای امنیتی تقاضا داریم تا برای جلوگیری از ظلم، غصب زمین و تضییع حقوق مردم، این موضوع را بهگونه عاجل، عادلانه و مطابق شریعت و قانون بررسی کنند تا حق به حقدار برسد و جلو سوءاستفاده و بیاعتمادی در جامعه گرفته شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«لطفاً صدای درد و رنج ماموران دولت، بهخصوص کارمندان وزارت امور مهاجرین را بازتاب دهید. بیش از دو ماه میشود که معاشهای کارمندان پرداخت نشده و خانوادههای زیادی در وضعیت بسیار دشوار اقتصادی قرار گرفتهاند.
در آستانه عید قربان، بسیاری از کارمندان حتی توان تهیه ابتداییترین نیازهای زندگی را ندارند.
متاسفانه وضعیت کنونی وزارت امور مهاجرین نتیجه مستقیم ضعف مدیریت، بیبرنامگی و تعیین افراد غیرمسلکی در بستهای کلیدی است.
امروز بیشتر مسوولان و رییسان این وزارت افرادی هستند که هرچند ممکن است در بخشهای دینی تحصیل کرده باشند، اما هیچ تخصص، تجربه و شناخت کافی از امور مهاجرت، مدیریت بحران مهاجران، سیستمهای اداری، تکنالوژی، هماهنگیهای بینالمللی و نیازهای واقعی مهاجران ندارند.
وزارتی که باید با سازمانهای بینالمللی، نهادهای کمکرسان، کشورهای میزبان مهاجران و هزاران پرونده پیچیده مهاجرتی سروکار داشته باشد، نیازمند افراد متخصص، مسلکی و باتجربه است؛ نه افرادی که تنها بر اساس روابط و وابستگیها در بستهای مهم تعیین شدهاند.
نتیجه این تعیینات غیرمسلکی امروز بهوضوح دیده میشود: تاخیر طولانی در معاشها، بینظمی شدید اداری، نبود شفافیت، نارضایتی گسترده کارمندان و سردرگمی کامل در بسیاری از بخشها.
در حالی که کارمندان پایینرتبه با مشکلات شدید اقتصادی دستوپنجه نرم میکنند، برخی مسوولان تمام تمرکز خود را روی گرفتن امتیازات بیشتر، تعیین افراد نزدیک به خود و تقسیم امتیازات میان حلقات خاص گذاشتهاند.
گفته میشود معاشهای کارمندان نیز به دلیل همین اختلافات و زدوبندها به تاخیر افتاده و عملاً حق هزاران کارمند بیگناه قربانی منافع شخصی چند فرد بیکفایت شده است.
اینکه در چنین شرایط سخت، کارمند دولت دو ماه بدون معاش بماند و هیچ مسوولی پاسخگو نباشد، نشاندهنده اوج ضعف مدیریت و نبود احساس مسوولیت در برابر مردم است.
اگر مسوولان واقعاً تخصص و توانایی مدیریت میداشتند، هرگز وضعیت به این حد از بینظمی و بیعدالتی نمیرسید.
از رسانهها میخواهیم این مشکلات و بیعدالتیها را بازتاب دهند تا صدای کارمندان مظلوم به گوش مسوولان بلندپایه برسد و جلو سوءمدیریت و تعیینات غیرمسلکی گرفته شود.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یک باشنده پریان پنجشیر هستم. مدت یک ماه میشود که بر مردم پریان بیحد و اندازه ظلم است. هر روز جوانان را گرفتار میکنند و شکنجه میکنند. من خودم یک هفته در بند طالبان بودم و بسیار شکنجه شدم.
کسانی که از پریان با طالبان هستند، اجازه نان خوردن خود را ندارند. رسانههای دولتی میآیند و به زور از مردم مصاحبه میگیرند. به مردم میگویند بگویید امنیت است و هیچ گپ نیست در پریان.
تا چه وقت این ظلم بر ما ادامه دارد؟ به خدا، مردم قریه کوجان پریان همه به تنگ آمدهاند. هیچکس اجازه نمیدهد به روستاهای خود بروند و از رفتن به آغیلهایشان منع شدهاند.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»