اشرف غنی به میدان سیاست بازمیگردد؟

اشرف غنی پس از شش ماه سکوت، روز سه شنبه علیه حکومتداری طالبان بیانیه داد و امارات متحده عربی را به عنوان تبعیدگاه خود در پنج سال گذشته، به مقصد کشوری دیگر ترک کرد.

اشرف غنی پس از شش ماه سکوت، روز سه شنبه علیه حکومتداری طالبان بیانیه داد و امارات متحده عربی را به عنوان تبعیدگاه خود در پنج سال گذشته، به مقصد کشوری دیگر ترک کرد.
او در بیانیه خود بدون نام بردن از امارات متحده، از این کشور انتقاد کرد که صدای او را خاموش کرد و نگذاشت که درباره اوضاع افغانستان که به گفته رئیسجمهور سابق با انتخاب مرگ و زندگی روبروست، صحبت کند.
پیام عید قربان اشرفغنی از نظر لحن و محتوا یکی از صریحترین موضعگیریهای او در سالهای اخیر به شمار میرود. او در این پیام از انزوای فزاینده افغانستان، بحران مشروعیت، انحصارگرایی و نگرانیهای امنیتی منطقه در مورد حاکمیت طالبان سخن گفت و هشدار داد که کشور در حساسترین مقطع خود قرار گرفته است.
غنی با بیان اینکه افغانستان بهشدت منزوی شده و بسیاری از کشورهای منطقه و جهان اکنون به این کشور نه بهعنوان یک همسایه، بلکه از منظر تهدیدهای امنیتی نگاه میکنند، وضعیت کنونی را قرار گرفتن در «دوراهی میان مرگ و زندگی» و رسیدن به «لبه پرتگاه» توصیف کرد.
رئیسجمهور پیشین افغانستان عملکرد پنجساله اداره طالبان را زیر سوال برد و تاکید کرد که جهان در این مدت منتظر بود ببیند چه تغییری در افغانستان رخ خواهد داد، اما به گفته او، این انتظار که در ابتدا با امید همراه بود، اکنون به ناامیدی تبدیل شده است.
سکوت اجباری و پایان دوره انزوا
یکی از بخشهای مهم سخنان غنی، اشاره او به محدودیتهای سیاسی و رسانهای در ماههای اخیر در ابوظبی محل اقامتش بود. او اظهار داشت که طی حدود شش ماه گذشته امکان سخن گفتن با مردم و حضور در رسانهها نداشته و صدایش خاموش شده بود.
پیش از این، گزارشهایی منتشر شده بود مبنی بر اینکه امارات متحده عربی به دلیل روابط نزدیک با طالبان، محدودیتهایی بر فعالیت سیاسی برخی چهرههای افغان از جمله اشرف غنی اعمال کرده است. با این حال، غنی در پیام خود مستقیماً از خروجش از امارات سخن نگفت و تنها به محدود شدن ارتباطات و توقف انتشار دیدگاههایش اشاره کرد.
در مورد محل احتمالی اقامت او گمانهزنیهای مختلفی مطرح شده است. برخی نزدیکان وی از احتمال حضور او در لبنان سخن گفتهاند، کشوری که با توجه به لبنانی بودن رولا غنی، همسر رئیسجمهور پیشین، از منظر خانوادگی با او پیوند دارد. در مقابل، برخی منابع دیگر احتمال استقرار او دربریتانیا را مطرح کردهاند.
با وجود این، تاکنون محل دقیق اقامت او بهصورت رسمی اعلام نشده است، موضوعی که احتمالاً با حساسیتهای سیاسی و جایگاه او بهعنوان یکی از منتقدان طالبان ارتباط دارد.
آیا غنی در حال بازگشت به سیاست است؟
مهمترین نکته در موضعگیری اخیر غنی، شدت لحن انتقادی او در برابر طالبان بود. او از ضرورت آغاز «گفتوگوی ملی» سخن گفت و با انتقاد از انحصار سیاسی و تمرکز قدرت، تاکید کرد که منافع یک حلقه، شبکه یا گروه نمیتواند جایگزین منافع ملی شود.
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که نزدیک به پنج سال از بازگشت طالبان به قدرت گذشته و غنی نیز در تمام این مدت در تبعید زندگی کرده است. طالبان در پنج سال گذشته حاضر به تقسیم قدرت و مشارکت سیاسی نشده است.
در سالهای گذشته، بسیاری معتقد بودند که نقش سیاسی اشرفغنی پایان یافته و وی به «چهرهای سوخته» در معادلات افغانستان تبدیل شده است، بهویژه آنکه بخشی از مردم افغانستان، او را در فروپاشی نظام جمهوری و بازگشت طالبان مسئول میدانند.
با وجود این انتقادها، هنوز بخشی از جامعه افغانستان،بهویژه در میان برخی جریانهای ملیگرای پشتون، او را بهعنوان یک گزینه سیاسی بالقوه میبینند. در برخی محافل بینالمللی نیز این تصور وجود دارد که او همچنان توانایی بسیج بخشی از تکنوکراتها و ایجاد هماهنگی میان نیروهای مخالف طالبان را دارد.
یکی از ویژگیهای قابل توجه در مواضع غنی، استمرار رویکرد انتقادی او در برابر طالبان است. در حالی که برخی چهرههای سیاسی افغانستان در سالهای اخیر مواضع خود را تعدیل کرده یا از تقابل مستقیم فاصله گرفتهاند، غنی همچنان بر انتقاد و موضعگیری صریح خود پافشاری کرده است.
پیام اخیر او نیز همین مسئله را برجسته میکند: او میخواهد نشان دهد که همچنان در فضای سیاسی افغانستان حضور دارد و خود را بخشی از گفتوگو درباره آینده کشور میداند.
زنگ هشدار برای جریانهای مخالف طالبان
موضعگیری تازه اشرف غنی فقط متوجه طالبان نیست، این پیام میتواند برای دیگر جریانهای مخالف طالبان نیز معنادار باشد.
گروههایی مانند شورای عالی مقاومت برای نجات افغانستان و دیگر جریانهای ضدطالبان، در پنج سال گذشته فرصت داشتند خود را بهعنوان یک اپوزیسیون منسجم، مشروع و قابل اتکا معرفی کنند؛ همانگونه که طالبان فرصت داشتند جایگاه حکمرانی خود را تثبیت کنند.
اما به نظر میرسد این جریانها نتوانستهاند بهطور کامل به این هدف دست یابند. آنان نه اتحاد داخلی پایدار ایجاد کردند، نه پایگاه اجتماعی گستردهای شکل دادند و نه توانستند چالشی موثر و سازمانیافته در برابر طالبان به وجود آورند.
از همینجا پرسش تازهای مطرح میشود: آیا اشرف غنی میتواند بخشی از این خلأ را پر کند؟ آیا او قادر خواهد بود کاری را انجام دهد که مخالفان طالبان در پنج سال گذشته در انجام آن موفق نشدند؟
پاسخ این پرسش را تحولات آینده افغانستان مشخص خواهد کرد.
محدودیتها و ظرفیتهای پیشرو
با وجود این تحولات، بازگشت احتمالی اشرف غنی به عرصه سیاست با موانع جدی روبهرو است.
اشرف غنی به علت شکست حکومتش در برابر طالبان و وضعیت بحرانی و تراژیک افغانستان، اعتماد بخش قابلتوجهی از مردم را از دست داده و پایگاه سیاسی او محدود شده است. منتقدان معتقدند که تمرکز قدرت، فساد گسترده، انحصارگرایی و ضعف در ایجاد اجماع سیاسی در مواقع بحرانی از عوامل موثر در سقوط نظام بودند.
همچنین، در شرایطی که فضای سیاسی افغانستان بهشدت تحت تاثیر تنشهای قومی قرار دارد، اشرف غنی که در دوران حکومتش با اتهام قومگرایی روبهرو بود، بهسختی میتواند حمایت فراگیر و فراقومی به دست آورد و فراتر از حلقه قومی و سیاسی حامیانش، پایگاه گستردهای ایجاد کند.
غنی ممکن است در میان بخشی از نخبگان و روشنفکران ملیگرای پشتون جایگاهی برای خود پیدا کند، افرادی که او را مدیری توانمند میدانند و حکومتش را قربانی توطئه بازیگران خارجی و رقابتهای قومی داخلی تلقی میکنند.
حملات پاکستان به افغانستان، نارضایتی از عملکرد طالبان در حکومتداری و تداوم انزوای افغانستان، بخشی از این طیف را بیش از پیش فعال کرده است. در چنین فضایی، اشرف غنی ممکن است بتواند خلای یک رهبر ملیگرای پشتون و منتقد پاکستان را که به پیوند و اتحاد پشتونها در دو سوی مرز باور دارد، در میان این جریان پر کند.
یک سوال دیگر برای بازگشت او، روابطش با کشورهای منطقه و جهان است. امریکاییها و اروپاییها به او اعتماد ندارند. امریکاییها به ویژه زلمی خلیلزاد، فرستاده سابق این کشور، اشرفغنی را مقصر شکست مذاکرات و بازگشت طالبان به قدرت میدانند. اخیراً، مایک پمپئو، وزیر خارجه پیشین دونالد ترامپ، در نشستی در دانشگاه دارتموث گفت که اشرفغنی «یکی از فاسدترین رهبرانی» بود که با او روبهرو شد.
پمپئو گفت امریکا در طول پانزده سال از دولت افغانستان حمایت کرد، اما این دولت نتوانست نیازهای اساسی مردم افغانستان را برآورده کند و طالبان همچنان در حال پیشروی بود.
کشورهای تاثیرگذار منطقه مانند چین، روسیه و ایران او را چهره وابسته به امریکا میدانند تا رهبری مستقل و بدیلی برای طالبان. ترک امارات متحده و محدود بودن فعالیتهای سیاسی او در این کشور نشان دادند که کشورهای عربی نیز روی خوشی به او نشان نمیدهند.
در عین حال، در میان چهرههای نزدیک به او، مانند فضل محمود فضلی، حس کینه نسبت به غرب وجود دارد و بعید به نظر میرسد که آنها بار دیگر با فرمول نظیر کنفرانس بن، چشمی به بازگشت به قدرت داشته باشند.
نتیجهگیری
پیام عیدی اشرف غنی را نمیتوان صرفاً یک پیام مناسبتی دانست. این پیام از یک سو انتقاد صریح از وضعیت کنونی افغانستان و عملکرد طالبان بود و از سوی دیگر، نشانهای از تلاش او برای بازگشت به فضای بحث و گفتوگو درباره آینده سیاسی کشور.
در شرایطی که طالبان همچنان با مسئله مشروعیت و پذیرش بینالمللی روبهرو هستند و جریانهای مخالف نیز هنوز نتوانستهاند بدیل منسجمی ارائه کنند، حضور دوباره غنی میتواند بر معادلات سیاسی افغانستان اثر بگذارد.