یک دختر از هرات: «امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر کاهش یافته بود»

«خواستم احوالی از امروز خودم و همدورههایم را برایتان بنویسم. من به شمول جمعی از خواهران در یک مرکز آموزشی، برنامههای مرتبط با موضوعات صحی را فرامیگیریم.

«خواستم احوالی از امروز خودم و همدورههایم را برایتان بنویسم. من به شمول جمعی از خواهران در یک مرکز آموزشی، برنامههای مرتبط با موضوعات صحی را فرامیگیریم.
امروز دختران حاضر در صنف از ۱۹ نفر به ۶ نفر تقلیل یافته بود.
همگی ناامید، پژمرده و اندوهگین!
هر کسی از دستگیری روایتی داشت.
دخترعمه یکی از دختران صنف که قرار است فرداشب عروسیاش باشد نیز در وقت خرید عروسی بازداشت شده و با هزاران اصرار و حتی ضمانت آزاد نشده است.
همه اینها به کنار، یکی از منسوبان امر به معروف به ما سه نفر اجازه عبور از سرک چوک سینما را نداد.
چرا که چادر نماز یکی از دخترها گلهای سرخ روشن داشت و چادر نماز گلگلی بود!»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»

«من یکی از باشندگان شهر جلالآباد، مرکز ولایت ننگرهار، هستم. میخواهم در مورد کرایه خانهها بگویم که بهگونه بیپیشینه افزایش یافته است. کرایه خانهها به حدی بالا رفته که کرایه یک خانه سهاتاقه حدود ۱۰ تا ۱۲ هزار افغانی است و در کنار آن، مقدار پول پیشپرداخت هم خواسته میشود.
یک مهاجر که تازه وارد کشور شده و هیچ شغلی ندارد، یا یک معلم که بیشترین معاش او ۱۲ هزار افغانی است، چطور میتواند این کرایه را بپردازد؟
مگر اینکه در ماه فقط چهار روز نان بخورد، از بیماری جان بدهد، اما به داکتر مراجعه نکند و همینطور از دیگر نیازهای زندگی بگذرد.
صاحبان خانهها، لطفا کمی ترحم داشته باشید.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«بیکاری و فقر سالهاست که همدم ناخواسته و بار سنگینی بر شانههای خسته و رنجدیده مردم دروازهای بدخشان بوده است. مردمی که در اثر نبود فرصتهای شغلی و تنگناهای اقتصادی، ناگزیر شدند برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی به سنگشکافی و ریگشویی روی آورند.
با این حال، گفته میشود که مقامهای مسئول، از جمله والی و رئیس معدن، به بهانههای مختلف مانع ادامه فعالیت این مردم شدهاند. بر اساس برخی گزارشها، هدف اصلی از این ممانعت، واگذاری و تصاحب کارگاههایی است که مردم محلی با تحمل زحمات فراوان و صرف هزینههای سنگین ایجاد کردهاند. این نگرانی زمانی جدیتر میشود که در برخی ولسوالیهای دیگر نیز فعالیتهای مشابه از دست مردم بومی گرفته شده و به افراد غیربومی سپرده شده است.
این در حالی است که کارگاههای موجود در دروازها، با وجود همه هزینهها و رنجهای طاقتفرسا، هنوز در سطحی ابتدایی قرار دارند و درآمد ناچیزی برای مردم فراهم میکنند. مردم دروازها عملا منبع درآمد دیگری در اختیار ندارند. در گذشته، بسیاری از آنان برای تأمین معاش خانوادههای خود ناچار به مهاجرت کاری به ایران بودند و با تحمل دشواریها و مشقتهای فراوان، تنها زندگی بخور و نمیری را سپری میکردند.
انتظار میرود مسئولان محترم، به جای ایجاد محدودیت برای اندک فرصتهای معیشتی مردم، توجه بیشتری به مشکلات اساسی و دیرینه دروازها داشته باشند. مشکلاتی چون نبود فرصتهای شغلی، فقر گسترده، کمبود زیرساختهای اقتصادی و وضعیت نامناسب جاده ارتباطی دروازها با مرکز ولایت که هر سال جان دهها تن را میگیرد و خانوادههای بسیاری را داغدار میسازد.
مردم دروازها بیش از هر چیز به حمایت، توسعه و ایجاد فرصتهای پایدار اقتصادی نیاز دارند، نه محروم شدن از همان امکانات اندکی که با زحمت و سختی فراوان برای خود فراهم کردهاند. انتظار و خواست برحق مردم این است که هرچه زودتر زمینه ازسرگیری فعالیتهای کاری برای مردم دروازها فراهم شود و نگرانیها و تشویشهای موجود برطرف گردد. محروم ساختن مردم از تنها منبع درآمدشان، نه تنها مشکلات معیشتی را تشدید میکند، بلکه میتواند پیامدهای ناگواری برای آینده خانوادههای بسیاری در پی داشته باشد.
تجربه نشان داده است که فقر، بیکاری و ناامیدی، زمینهساز بسیاری از آسیبهای اجتماعی و ناهنجاریها میشود. از همین رو، رسیدگی عادلانه و مسئولانه به مطالبات مردم، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه گامی مهم در راستای حفظ ثبات، همبستگی اجتماعی و اعتماد میان مردم و مسئولان است.
چنانکه گفتهاند: «به تنگ آید، به جنگ آید» و «وقت ضرورت چون نماند گریز، دست بگیرد سر شمشیر تیز». بنابراین، شایسته است پیش از آنکه مشکلات ابعاد گستردهتری پیدا کند، با تدبیر، عدالت و درایت، راهحلی مناسب برای رفع نگرانیهای مردم جستجو شود.
زنده باد عدالت، برابری، همدلی و حمایت از حقوق مشروع و قانونی مردم.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«من یک دانشجو از افغانستان هستم. میخواهم روایت خود را از تغییرات اجباری در دانشگاهها بگویم. عکسی که فرستادهام، جلد کتاب «نظام اعتقادی اسلام» چاپ جدید سال ۱۴۰۴ دانشگاه کابل است.
در زمان حکومت سابق، ما در طول هفته فقط یک واحد درسهای دینی میخواندیم و تمرکز روی درسهای تخصصی بود. اما اکنون ما را مجبور میکنند که در هفته بین چهار تا شش واحد از این کتابهای دینی را بخوانیم.
نکته اصلی این است که انتخاب این واحدها اصلا در اختیار خود ما نیست و کاملا اجباری است. سیستم دانشگاه ما را مجبور میکند این کتابها را بخوانیم و هیچ حق انتخابی نداریم.
این موضوع باعث شده که کیفیت آموزش در رشتههای تخصصی به شدت پایین بیاید.»
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
«ما شماری از متقاضیان کار در مؤسسه اکتید در ولایت بامیان هستیم و نسبت به روند استخدام این نهاد نگرانی داریم. از رسانهها و نهادهای نظارتی میخواهیم این روند را بهگونه شفاف بررسی کنند.
روند استخدام ما چندین مرحله پیدرپی داشت. ما درخواست کاری و سیوی خود را تحویل دادیم، شارتلیست شدیم، امتحان کتبی دادیم، مصاحبه شدیم، اسناد تحصیلی و سوابق کاری ما بررسی شد، بررسیهای صحی و جنایی را سپری کردیم، نمبر تشخیصیه مالیهدهی گرفتیم، ضمانت ارائه کردیم، فورمهای منابع بشری را امضا کردیم و پالیسیهای کاری مؤسسه را پذیرفتیم.
پس از تکمیل موفقانه این مراحل و تماسهای رسمی از سوی مسئولان مؤسسه، به ما گفته شده بود که پذیرفته شدهایم و تنها مرحله نهایی، یعنی امضای قرارداد و آغاز کار، باقی مانده است. بر همین اساس، ما تمامی اسناد و مدارک مورد نیاز را تکمیل و به اداره مربوطه تسلیم کردیم.
متقاضیان از ولسوالیهای مختلف ولایت بامیان بارها، در برخی موارد تا پنج بار یا بیشتر، برای تکمیل مراحل استخدامی به دفتر مؤسسه در مرکز ولایت مراجعه کردند. ما برای رفتوآمد، تهیه اسناد، اقامت و سایر مصارف اداری هزینههای قابل توجهی پرداختیم.
با این حال، در مرحله نهایی استخدام، حدود ۱۰ تا ۱۲ نفر از مجموع نزدیک به ۳۳ متقاضی که تمامی این مراحل را تکمیل کرده بودند، از فهرست نهایی حذف شدند. دلیلهایی که برای این تصمیم گفته شد، «نبود تجربه کافی» و «تغییر در شرایط یا پالیسیهای استخدامی» بود. باور ما این است که این موارد میتوانست در مراحل ابتدایی ارزیابی شود.
این پروژههای انکشافی در ولایت بامیان با هماهنگی نهادهای محلی، از جمله ریاست انکشاف دهات ولایت بامیان، اجرا میشود. ما خواهان شفافیت در معیارهای انتخاب و توضیح روشن درباره دلایل حذف برخی متقاضیان در مراحل پایانی هستیم.
ما در جریان روند استخدام، فورمهای پذیرش منابع بشری، تعهدات اداری و پالیسیهای کاری مؤسسه را امضا کرده بودیم و انتظار داشتیم پس از تکمیل تمامی مراحل، قرارداد کاری ما نهایی شود.
از مدیریت مؤسسه اکتید در بامیان، نهادهای نظارتی و رسانهها میخواهیم این موضوع را بهگونه مستقل بررسی کنند و در مورد شفافیت، عدالت و پاسخگویی در روند استخدام وضاحت بدهند.
هدف ما روشن شدن حقیقت، جلوگیری از تکرار چنین موارد و حفظ اعتماد مردم به روندهای استخدامی در نهادهای امدادی و انکشافی است.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»
اینقدر سختگیری و ظلم یعنی چه؟ ابور کنید در هیچ ولایتی خانمها اینقدر حجاب ندارند، اما چون بانوان هرات تن به بیسوادی و هرزگی ندادند، هر روز قیودات بیشتر و بیشتر میشود.
لطفا از روی انسان بودن و انساندوستی این خبر را برسانید.
این خاموشی تا به کی؟ چرا تمام دنیا روی این ظلم چشم بسته و خاموش است؟
ما به عنوان زن حتی صدای خود را کشیده نمیتوانیم و تمام دنیای محترم فقط نظاره میکند.
حق خود را به هیچکس حلال نمیکنیم.
«نوشتههایی که در این صفحه بازتاب داده میشود، تجربهها، درددلها و مشکلات مردم به قلم خود آنهاست. افغانستان اینترنشنال در محتوای این نوشتهها دست نمیبرد.»